سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

حالا چی بپوشم؟!

 
اسراف، مسرف، مسرفین،

وقتی موضوع لباس پوشیدن و اهمیت آن را با افراد مختلف به نقد و بررسی می گذاریم می بینیم که یکی از فاکتورهایی که برای اهمیت لباس قریب به اتفاق اذعان دارند این است که لباس ما نشان دهنده شخصیت ماست، نوع تیپ و لباس می تواند در زیبایی ما تاثیر گذار باشد و ما را زیباتر جلوه هد و...
با این مقدمه به سراغ موضوع اصلی بحث می رویم ؛ بله موضوع، لباس است اما نه از نوع و رویکرد و مصداق مادی لباس که عرض شد. در قرآن کریم زن و شوهر به عنوان لباس برای یکدیگر معرفی شده اند؛ به این آیه توجه کنید؛ هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ (بقره، 187) اول به خانم ‌ها می‌ فرمایند که همسر شما لباس معنوی و بعد به آقایان می فرمایند  که خانم ‌ها هم لباس معنوی شما هستند یعنی هر دوی شما به عنوان لباس همدیگر هستید.
در حقیقت این آیه دو نکته مهم را برای ما یادآوری می کند؛ اول آنکه  قبل از انتخاب همسر حواسمان باشد که داریم چه چیزی برای خود و آینده مان انتخاب می کنیم و دوم اینکه وقتی به مقام و نقش همسری در آمدیم حواسمان باشد که باید لباس هم باشیم؛ نقش پوشانندگی و ساتر بودن، رازدار بودن، جلوه دادن، زیبایی، ابهبت و قردت و همه ی چیزهای خوبی که یک لباس و پوشش خوب برای آدمی به همراه دارد را نقش آفرینی کنیم.

یکی از وظایف جدی زن و شوهر این است که عیب‌ های دیگران را بپوشانند و باعث حفظ آبروی یکدیگر باشند و بالاتر از این که از آسیب ‌های بیرونی دور شوند. آیه شریفه 187 بقره نشانه کمال زندگی و خانواده در اسلام است. 

خداوند با کاربرد تنها یک کلمه لباس رابطه متقابل و برابریِ کاملِ زن و مرد را چنین بیان کرده است که زنان در حکم لباس و پوشش و شأن اجتماعی و شخصیت و هویت شما هستند و شما نیز همین مقام را در مقابل ایشان دارید. 

چه تعبیر زیبایی است که: زن همچون جامه‌ای فراگیر، مرد را در خود می‌ پوشاند و چنانکه گویی بدون زن برهنه است و مرد نیز زن را در کسوت شخصیت و عشق و حمایت خویش می‌پوشاند چنانکه گویی بدون او عریان و بدون حفاظ است. 

برخی استادان اخلاق تعبیر لباس در این آیه را، در برگیرنده و مفید سه معنا دانسته ‌اند: 

الف) زن و مرد، زینت یکدیگر و مایه مباهات و افتخار همدیگر هستند؛ چنان چه لباس نیز زینت است. البته این افتخار و احساس روانی آن بسیار اهمیت دارد. 

ب) زن و مرد مایه تهذیب نفس یکدیگرند و همدیگر را از آلودگی به گناه باز می‌دارند. یکی از کارهای لباس، حفظ بدن از خطرهایی مانند سرما است. بنابراین، همسران نیز همدیگر را در افتادن به گناه باز می‌دارند و سبب تکامل همدیگر می‌شوند. 

ج) زن و مرد پوشاننده یکدیگر هستند. هم چنان که لباس، عیب‌ها و زشتی‌های بدن را می‌ پوشاند، مرد و زن نیز عیب یکدیگر را می ‌پوشانند و اصلاح می ‌کنند. 

به عبارتی دو کلمه «لَکُم» یعنی برای شما مردان و «لَهُنّ» یعنی برای آن زنان، حامل این معنی لطیف است که زن و مرد علیه یکدیگر نیستند بلکه این «برای» او و او «برای» این است، بدین معنی که هر یک در جهت سود و بهره‌ مندی دیگری است. 

حفاظت از گناه

این تشبیه بلیغ و رسا گویای نکات فراوانی است که در حوزه علوم تربیتی و سبک زندگی در آداب اسلامی بیان شده است. همانگونه که لباس انسان را از آلودگی بیرونی مثل سرما و گرما حفظ می‌کند زن و شوهر هم وظیفه دارند، همدیگر را از آسیب ‌های معنوی مثل گناه و انحرافات جنسی حفظ کنند.

برای رشد همدیگر تلاش کنیم

در این زمینه زن و شوهر با توجه به آیه 187وظایف بسیار سنگین به یکدیگر دارند. همانگونه که لباس عیوب ظاهری انسان را می‌پوشاند زن و شوهر وظیفه دارند در عین تلاش برای رشد معنوی یکدیگر مایه‌ آرامش هم باشند و عیوب و نارسایی همدیگر را بپوشانند، هیچ زن و مردی بجز ذوات مقدسه بی عیب نیستند اما مجموعه زوج ها طبق بیان قرآن کریم باید دست به دست هم بدهند ابتدا عیب همدیگر را بپوشانند و در ادامه برای رشد خود تلاش کنند و جلوه‌های زیبای یکدیگر را به نمایش بگذارند.

به عبارتی دو کلمه «لَکُم» یعنی برای شما مردان و «لَهُنّ» یعنی برای آن زنان، حامل این معنی لطیف است که زن و مرد علیه یکدیگر نیستند بلکه این «برای» او و او «برای» این است، بدین معنی که هر یک در جهت سود و بهره‌مندی دیگری است. 

زن و شوهر؛ مایه آرامش همدیگرند

سومین نکته این است همیشه لباس برای خانم‌ و آقا مایه آرامش و زینت می‌شود زمانی که یک لباس خوب بر تن می‌کنند حتی در راه رفتن آنها تاثیر می‌گذارد قطعا زن و مرد اگر خوب باشند به مشابه آن زینت یکدیگر قرار می‌گیرند همسر شایسته مایه افتخار و سربلندی طرف مقابل می‌شود.

⁠آبروی همدیگر باشید

یکی از وظایف جدی زن و شوهر این است که عیب‌ های دیگران را بپوشانند و باعث حفظ آبروی یکدیگر باشند و بالاتر از این که از آسیب ‌های بیرونی دور شوند. آیه شریفه 187 بقره نشانه کمال زندگی و خانواده در اسلام است.


منابع:

حجت الاسلام بهاری کارشناس مذهبی پیرامون وظایف زن و مرد نسبت به یکدیگر؛ افکار نیوز، 1395/11/12

باشگاه خبرنگاران جوان؛ چرا زن و شوهر، «لباس» یکدیگر خوانده شده‌اند؟؛ 1392/09/12

سایت امام رئوف؛ زن و مرد لباس یکدیگرند

سایت ترویج قرآن؛ تشبیه همسر به لباس در قرآن؛ 1395

 


- نظرات (0)

دوست ندارم نماز را به زبان عربی بخوانم!

نماز به زبان فارسی

تسلیم باشیم

با توجه به این که روح عبادت بر تسلیم و تعبد است، انسانی که می‌خواهد عبادت خدا کند، کاری را انجام می‌دهد که خداوند خواسته است. طبق آیات و روایات و سیره پیامبر این واجب و تکلیف دینی به این شکل واجب شده است، اگر چه انسان می‌تواند در غیر نماز با هر زبانی با خداوند سخن گوید.

قرآن کریم در باب تسلیم بودن می فرماید: «إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ‏ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمینَ » [و یاد كنید] هنگامى كه پروردگارش به او فرمود: تسلیم باش. گفت: به پروردگار جهانیان تسلیم شدم‏. (بقره،131)

« وَ أُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ‏ لِرَبِّ الْعالَمینَ » و مأمورم كه فقط تسلیم [فرمان‏ها و احكام‏] پروردگار جهانیان باشم‏. (غافر،66)

همان گونه که در اصل نماز تعبّد و تسلیم وجود دارد، در اجزا و شرایط مختلف و از جمله عربی خواندن، این نکته مهم نهفته است. امیرمومنان (علیه السلام) در روایتی پس از بیان این که معنای اسلام، تسلیم شدن در مقابل پروردگار است که نشان تسلیم در عمل آشکار می‌شود، می‌فرماید: مومن، بنای دین خود را بر اساس رأی و نظر شخصی نمی‌گذارد، بلکه بر آن چه از پروردگارش رسیده، بنیان می‌نهد. (سفینة البحار، ج4، ص233، ماده سلم)

با ذائقه طرف مقابل تشکر می کنیم

برای همه ی ما اتفاق افتاده که عزیزی لطفی برای ما کرده اند و ما با تمام تلاش سعی کرده ایم که به زبان و طبق ذائقه ی او ازش تشکر کنیم ...

نماز نیز از باب تشکر از خداست. همان طور که گفتیم وقتی ما می خواهیم از کسی تشکر کنیم با ذائقه ی طرف تشکر می کنیم نه با ذائقه ی خودمان. وقتی فرزند می خواهد برای مادر هدیه ای بگیرد، رنگی را انتخاب می کند که مادر می پسندد. یعنی به خواست مادر توجه می کند. پس در نماز باید دستوری که خدا داده، عمل کنیم.

و این گونه است که قرآن کریم تشکر از خدا را قرین با ذکر پروردگار می داند و می فرماید: «فاذکرونی اذکرکم و اشکرولی ولاتکفرون»(سوره بقره، آیه 152)

با عربی خواندن نماز، حضور قلب ندارم!

عده ای از عزیزان بیان می کنند که ما نمی توانیم نماز را به زبان عربی بخوانیم چرا که با عربی خواندن نماز حضور و توجه قلبی ندارم.

اگر علت حضور قلب نداشتن در نماز، زبان عربی آن باشد، پس باید عرب زبان ها مشکلی از جهت حضور قلب نداشته باشند! این در حالی است که می بینیم آن ها هم همانند دیگران با چنین مشکلی مواجه هستند. پس علت حضور قلب نداشتن در نماز را باید در جای دیگری جستجو کرد. 

به واقع همۀ ما ـ هر چند در حد اجمال ـ معنای عبارت های نماز را می دانیم. می دانیم که «اللهُ اکبَر» یعنی چه، می دانیم که (مالِکِ یَوْمِ الدِّین) یعنی چه، و می دانیم که (إهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم‏) ‏چه معنایی دارد. حال، اگر کسی بگوید: «معنای عبارت -های نماز را نمی دانم!» جا دارد به او بگوییم: «مگر عبارت های نماز با حذف کلمات تکراری آن چقدر است؟!» اگر کلمات غیرتکراری نماز را در کاغذی بنویسیم، به نیم صفحه هم نمی رسد. آیا نماز، در زندگی ما تا این اندازه کم اهمیت است، که برای یادگیری آن، قدم برنمی داریم؟!

بنابراین کسانی که ناآگاهی از معنای نماز را دلیل حضور قلب نداشتن خود می دانند، عذر صحیح و قابل پذیرشی ندارند.  

قرائت و اذکاری که در نماز است، به صورت دقیق در هیچ زبانی ترجمه ندارد. یعنی نمی‌توان مفاهیمی را که در اذکار نماز است، به صورت دقیق ترجمه کرد و آن را بیان نمود. چه بسا برخی از کلمات یا جملات، معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نتوان همه آن‌ ها را بیان نمود. (استاد محمد تقی مصباح یزدی، قرآن‏شناسی، ص 102 - 92)

نماد و پرچم وحدت

مردمی که در یک کشور زندگی می کنند، با وجود اختلاف زبان و فرهنگی فراوانی که دارند، همه در زیر یک پرچم هستند، و همین پرچم، موجب اتحاد و یک دلی مردم آن کشور خواهد شد. شیعیان جهان، با اختلاف فرهنگی و زبانی فراوانی که دارند، وقتی به نماز می ایستند، همگی به یک شکل و با یک لفظ نماز می خوانند. همین نماز، نماد وحدت و همدلی مسلمانان خواهد بود که مسئله ای بسیار ضروری و مقدس است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «برای هر چیز، نماد و چهره ای است، و نماد دین شما نماز است.» (الکافی، ج۳، ص۲۷۰) 

با ترجمه، مفاهیم عالی قرآن جا می ماند

حضرت آیت الله جوادی آملی در درس تفسیر خود می فرمودند: «ترجمۀ قرآن همانند آن است که کسی بخواهد با یک صافی آبکش، از دریا آب بردارد.» یعنی هنگام ترجمه، مقدار زیادی از مفاهیم عالی قرآن جا می ماند و فقط به اندازۀ تری آبکش از دریای معارف قرآن آب برداشت می شود.

قرائت و اذکاری که در نماز است، به صورت دقیق در هیچ زبانی ترجمه ندارد. یعنی نمی‌توان مفاهیمی را که در اذکار نماز است، به صورت دقیق ترجمه کرد و آن را بیان نمود. چه بسا برخی از کلمات یا جملات، معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نتوان همه آن‌ ها را بیان نمود. (استاد محمد تقی مصباح یزدی، قرآن‏شناسی، ص 102 - 92)


- نظرات (0)

علل شیوع خیانت در جامعه

خیانت، دروغ، ریا

قبل از آن نظر لغت ‌شناسان را جویا شدم؛ خیانت در برابر وفای به عهد و امانت است. لغت ‌شناسان خیانت را منع حق و مخالفت با حق معنا کرده‌اند. که دو سر دارد: خیانت‌کننده و خیانت‌شونده.

راغب مى‏گوید: كلمات «خیانت» و «نفاق» هر دو به یك معنا است و آن پیمان‏ شکنی مخفیانه است؛ با این تفاوت كه خیانت در مورد عهد و امانت است و نفاق در مورد دین است. با توجه به اینکه قوانین و مقرراتی که خداوند برای بندگان وضع نموده، به عنوان «امانت» از آنها نام برده، یکی بودن خیانت و نفاق آشکار مى‏شود. 

هنگامی که از امام صادق علیه‏السلام معنای «خیانت» سؤال شد، فرمود: «آیا ندیده‌ای گاه انسان به چیزی نگاه می‌کند اما چنین وانمود می‌کند که به آن نگاه نمی‌کند؟ این نگاه‌ها خیانت ‌آلود است». این نگاه‌ها خواه به نوامیس مردم باشد و یا امور دیگری که نگاه کردن به آن ممنوع است بر خداوند که ذره‌ای از آنچه در آسمانها و زمین است از علم او مخفی نیست پنهان نمی‌ماند.

این مطالب نشان مى‏ دهد که مصادیق خیانت بسیار زیاد است.

و اما قرآن...

در قرآن کریم 16 بار واژه خیانت با مشتقاتش بکار رفته است. (یوسف/52، انفال/27 و58 و 71، نساء/105 و 107، حج/38، تحریم/10، مائده/13، بقره/187، غافر/19) در اکثر آیات مورد اشاره، خیانت‌شونده خدا یا پیامبرش است و خیانت‌کننده یک فرد یا گروهی از انسان‌هاست و معنای خیانت همان مخالفت و ضدیت با حق معنا شده است. و در دو آیه، صحبت از خیانت بین انسان ‌ها شده که یکی از آنها مربوط به خیانت انسان به همسرش است.

آنچه از مطالعه آیات قرآن در باره خیانت و صفات خائن کسب کردم را اینجا به شما عرضه مى‏کنم. 

خیانت به دیگران، خیانت به خود است

وقتی به جامعه رجوع می‏کنی، درمى‏یابی که کسانی که مورد خیانت قرار گرفته‌اند بسیار ناراحت و شاکی هستند و این بدیهی است اما مطالعه آیات الهی نشان می‏دهد که این سکه روی دیگری هم دارد زیرا از نظر خداوند، هر چند خیانت در ظاهر آسیب ‏زدن به دیگران تلقی می شود ولی در واقع بیشترین آسیب را به شخص خائن مى‏رساند؛ گویی آن‏کس که خیانت مى‏کند، در واقع به خود خیانت کرده است.

عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ(بقره/187)؛ خدا دانست كه شما همواره با انجام این عمل[خیانت] به خود خیانت مى‏كردید.

از آیه 10 سوره تحریم نیز مى‏توان فهمید که خیانت زن و شوهر، صورت‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد؛ مثلا: خیانت اقتصادی و مالی؛ یعنی زن در غیاب مرد، بی ‌اذن او در اموال مرد تصرف کند و در جایی که مرد رضایت ندارد، مصرف نماید. یا خیانت عرضی و آبرویی‌؛ یعنی زن اسرار مرد را افشا نماید و او را نزد دیگران بی‌آبرو کند

خائن هرگز به هدفش نمیرسد

سنت الهی بر این است که هرگز شخصی، با خیانت نتواند به اهداف و مقاصد خود برسد.

أَنَّ اللَّهَ لایَهْدی كَیْدَ الْخائِنینَ(یوسف/52)؛خدا نیرنگ خیانت‏كاران را به هدف نمى‏رساند.

زیرا اگر خائنان با چنین رفتاری بتوانند به اهداف و مقاصد خود برسند دیگر اجتماعی بجا نخواهد ماند و هر کسی مى‏کوشد تا با خیانت در امانت‏ها و پیمان‏ها به هدف خویش برسد. در این صورت فلسفه وجودی اجتماع از میان مى‏رود و ظلم و ستم جامعه را از درون فرومى‏پاشاند.

خائن محروم از محبت و حمایت خداوند است

محبت و حمایت دو سرمایه‌ای است که انسان برای بدست آوردن آن تلاش بسیار دارد و گویی هدف زندگی‌اش همین است که از اطرافیان خود محبت و حمایت دریافت کند. البته خداوند منبع مهر و قدرت است اما خدای مهربان، خائنان را از محبت بی دریغ و حمایت حکیمانه خود محروم مى‏کند. اینها قوانینی است که از آیات زیر قابل استنباط است:«و از آنهایى كه به خویشتن خیانت مى‏كنند، دفاع مكن كه خدا كسى را كه خیانت‏گر و گنه پیشه باشد دوست ندارد.» (نساء/107)

خائن رسوا و بدنام خواهد بود

شاید بدترین و البته ملموس ‏ترین اثرِ خیانت، بی‏آبرویی و رسوایی در بین انسانها باشد؛ بى ‏آبرویی که او را هم در این دنیا و هم در آخرت دامن‏گیر مى ‏کند. جالب است که انسان ها همیشه سعی در کسب آبرو و اعتبار نزد مردم دارند اما چون از بى ‏آبرویی نزد خدا ترس ندارند، با خیانت، به جای آن که اعتبار کسب کنند، نزد همان مردم، بى ‏اعتبار و بى ‏آبرو مى ‏شوند.

قرآن در وصف حال خائنین، این ویژگی آنها را توضیح مى‏ دهد: «چون این گروه از مردم شرم دارند، ولى از خدا حیا نمى‏كنند با اینكه خدا همه‏جا با آنان است و آن زمان كه سخنانى خلاف رضاى او مى ‏پردازند حاضر است و دانایى خدا بدآنچه مى‏كنند صفت اوست.» (نساء/108)

خیانت بین زن و شوهر

در بین آیاتی که درباره خیانت است، آیه 10 سوره تحریم درباره خیانت بین زن و شوهر مى‏باشد. شاید اولین گزینه‌ای که از عبارت «خیانت همسر» به ذهن برسد، رابطه نامشروع و منافی عفت باشد. اما جالب اینجاست که این آیه‌ی شریفه اشاره به افشای راز پیامبر توسط همسران ایشان است نه انحراف از جاده عفت! زیرا هرگز همسر هیچ پیامبری آلوده به بی عفتی نبوده است. خیانت همسر لوط و نوح این بود که با دشمنان آن پیامبر همکاری می‌کرد و اسرار خانه او را به دشمن می‌سپرد.

مصادیق خیانت

با نگاهی به جامعه و تطبیق رفتار مردم با آیات فوق، روشن مى‏شود که خیانت مصادیق بسیاری دارد و بسیاری از گناهان ما در جرگه خیانت قرار مى‏گیرد. زیرا خیانت در سه حوزه‏ی خیانت به خدا و پیامبر و اطرافیانمان رخ مى‏دهد. اما آنچه برای مردم ملموس‏تر و آزار‏دهنده‏تر است خیانت بین دو انسان است که از همه آنها بدتر خیانت بین زن و شوهر است که آن هم تنها به رابطه نامشروع خلاصه نمى‏شود.

اما این روزها خیانت راه‌های نفوذ بسیاری در زندگی‏مان پیدا کرده ‏است. سبک زندگیِ این روزها، خیانت را از دنیا واقعی به دنیای مجازی کشانده و از ارتباط جنسی به خیانت‌های عاطفی و روانی تبدیل کرده‏ است. شیوه زندگی بگونه‌ای شده که داشتن اَکانت‏های متفاوت، مخفی کردن چت‏ها و گفتگوهای فضای مجازی، مخفی کردن عکس‏ها و فیلم‏های نامناسب توی گوشی، حتی گذاشتن کامنت‏های یواشکی، خیانت محسوب مى‏شود.

از آیه 10 سوره تحریم نیز مى‏توان فهمید که خیانت زن و شوهر، صورت‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد؛ مثلا: خیانت اقتصادی و مالی؛ یعنی زن در غیاب مرد، بی ‌اذن او در اموال مرد تصرف کند و در جایی که مرد رضایت ندارد، مصرف نماید. یا خیانت عرضی و آبرویی‌؛ یعنی زن اسرار مرد را افشا نماید و او را نزد دیگران بی‌آبرو کند.

هنگامی که از امام صادق علیه‏السلام معنای «خیانت» سؤال شد، فرمود: «آیا ندیده‌ای گاه انسان به چیزی نگاه می‌کند اما چنین وانمود می‌کند که به آن نگاه نمی‌کند؟ این نگاه‌ها خیانت‌آلود است». این نگاه‌ها خواه به نوامیس مردم باشد و یا امور دیگری که نگاه کردن به آن ممنوع است بر خداوند که ذره‌ای از آنچه در آسمانها و زمین است از علم او مخفی نیست پنهان نمی‌ماند

عوامل و موانع خیانت

با توجه به تعریف و توصیفی که از خیانت و مصادیقش داشتیم، روشن مى‏شود که تنها عامل خیانت، «نفس اماره» یا همان «هوای نفس» است. البته نفس اماره مصادیق بسیار زیادی دارد؛ آنکه در راز، مال، آبرو، همسر و ... خیانت مى‏کند، یعنی نفس و دلبستگی‌اش او را به سمت آن خواسته مى‏کشاند و بر او غلبه مى‏کند. حتی گاهی دلبستگی و علاقه افراطی به فرزند نیز زمینه ‏ساز خیانت و انحراف انسانها از دین و حق و حقیقت مى ‏شود که آن نیز ریشه در نفس اماره دارد(انفال آیات ۲۷ و ۲۸)

اما برای دریافتن عامل و مانع خیانت، هیچ آیه‌ای گویاتر و رساتر از آیه ذیل نیست که مى ‏فرماید: وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسىِ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبىّ‏ إِنَّ رَبىّ‏ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(یوسف/53)

من خویش را مبرا نمى ‏كنم زیرا نفس پیوسته به گناه فرمان مى‏دهد مگر آن را كه پروردگارم رحم كند. پروردگار من آمرزگار و رحیم است.

این آیه که کامل کننده آیه 52 است، عامل اصلی خیانت را نفس اماره معرفی مى‏کند و تنها راه خلاصی از نفس و در نتیجه خیانت را، رحم پروردگار مى‏داند. پروردگار رحم‏کننده به انسانِ با تقوایی است که به کمک نماز و روزه و شریعت و ذکر الهی، گام‏های عملی برای مهار و مدیریت نفس برداشته است و با خودسازی افسار نفس اماره را به دست عقل سپرده است.


منابع:

تفسیر المیزان

تفسیر نمونه

عوامل و موانع خیانت‌ها از منظر قرآن/خلیل منصوری

 


- نظرات (0)

هر جا کم آوردی، 100 مرتبه این ذکر را بگو

استغفار

چند وقتی است که بین جوانان ذکر گفتن زیاد شده است ... خیلی از افراد که به ظاهر شاید خیلی به آن ها نمی آید که اهل ذکر باشند تسبیح در دست دارند و ذکر می گویند... یک بار با یکی از آن ها باب صحبت را باز کردم و پرسیدم که اگر فضولی نیست میشه بگید چی دارید میگید؟ گفت: چند وقتی است که به مشکل مادی خورده ایم و از یکی شنیده ام ذکر "یا رزاق" خیلی برای مادیات خوب است... گفتم خوب چرا ذکر "استغفار" را نمی گویید؟ او گفت: اون ذکر که برای توبه و آمرزش خواستن و بخشیده شدن گناه است، من میگم یه ذکری می خوام برای زیاد شدن روزی ...

خلاصه چند روزی این تحقیق میدانی ام را ادامه دادم و هر روز از یکی از این خانم های عزیز همین سؤال را می پرسیدم  و آن ها ذکرهایی چون یا رزاق، یا ودود و... برای افزایش روزی، جلب محبت، افزایش برکت، فرزند دار شدن و ... می گفتند و  وقتی ذکر استغفار را به آن ها پیشنهاد می دادم آن ها در اکثر یا شاید همه ی موارد این ذکر را برای آمرزش خواهی و توبه می دانستند و کسی اثر دیگری از این ذکر نمی دانست...

به تعبیر استاد برجسته مرحوم آیت الله بهجت : هر جا کم آوردی، حوصله نداشتی، گرفته بودی، پول نداشتی، باطریت تموم شد تسبیح را بردار و صد مرتبه بگو استغفر الله ربی و اتوب الیه ...آروم می شوی ... استغفار فقط برای توبه و آمرزش از گناهان نیست...

با اتفاق افتادن این جریان بر آن شدم تا در این مطلب خلاصه ای از آثار و فوائد این ذکر شیرین را با هم مروری داشته باشیم.

- افزایش ثروت، قدرت و برخورداری از برکت الهی 

 وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرَارًا وَیَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِکُمْ وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ(هود، آیه 52)

- اجابت دعا

وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الأرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَرِیبٌ مُجِیبٌ (هود، آیه 61)

- مودت و دوستی

وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ (هود، 90)

 بهره دنیایی و مادی با استغفار

«اِستَغفروا ربَّکم اِنَّه کانَ غَفّاراً یرسِلِ السَّماءَ علیکُم مِدراراً ویمدِدکُم بِاَموال وبنین وَیجعَل لَکُم جَنّاتٍ ویجعَل لکم اَنهاراً؛ از پروردگار خود آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است؛ تا باران های مفید و پر برکت را از آسمان بر شما پیوسته دارد و شما را با مال بسیار و فرزندان متعدّد یاری رساند و باغ های خرّم و نهرهای جاری به شما عطا فرماید. (نوح، 10- 12)

در بیان امام صادق (علیه السلام) با استناد به آیات 10- 12 نوح می فرمایند: «هنگامی که رسیدنِ روزی ات را همراهِ سختی و کندی دیدی، زیاد استغفار کن، چرا که خداوند عزّوجلّ در کتابش می فرماید: از پروردگارتان، طلبِ مغفرت نمایید که او بسیار آمرزنده است تا از آسمان پیوسته بر شما بباراند و با اموال و فرزندان فراوان یاری تان رساند (یعنی در دنیا) و باغ های خرّم و نهرهای جاری عطایتان فرماید (یعنی در آخرت)» (بحار الانوار، ج78، ص201، روایت29)

وقتی در همین یک آیه از قرآن کریم نگاه می کنیم می بنیم که برای اثر استغفار سه بهره ارزشمند در دنیا معرفی شده است: «بارشِ پیوسته باران های مفید (برکت)»، «وسعت و مال فراوان» و «نعمتِ برخورداری از فرزندان». 

روایت شده که شخصی خدمتِ امام رضا(علیه السلام) آمد و از «خشکسالی» شکایت کرد. حضرت در بیان راهِ چاره فرمودند: «استغفار کن». شخص دیگری به پیشگاه حضرت آمد و از «فقر و ناداری» شکایت کرد. حضرتش فرمودند: «استغفار کن» فرد سومی به محضرش شرفیاب شد و از حضرت خواست تا دعایی فرماید که خداوند پسری به او عطا فرماید. حضرت، به او فرمودند: «استغفار کن». حاضران باتعجّب پرسیدند: سه نفر با سه خواسته متفاوت، خدمتِ شما آمدند و شما همه را به «استغفار» توصیه فرمودید؟! فرمود: من این توصیه را از خود نگفتم. همانا در این توصیه از کلامِ خداوند الهام گرفتم و آن گاه آیات 10- 12 سوره نوح را تلاوت فرمودند. (مجمع البیان، ذیل تفسیر آیه 12 10 سوره نوح)

رحمت الهی جذب می شود

... لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (سوره نمل، آیه 46)

چرا از پیشگاه خدا تقاضای آمرزش گناهان خویش نمی كنید تا مشمول رحمت او واقع شوید؟

این آیه به دنبال تقاضای قوم صالح (علیه السلام) برای نزول عذاب الهی بر آنها نازل شده است؛ چون آنها به حضرت صالح(علیه السلام) می گفتند: «تو اگر راست می گویی چرا مجازات الهی دامان ما را نمی گیرد؟» (سوره اعراف،آیه 77)

حضرت صالح این چنین پاسخ دادند:«چرا تمام فكر خود را روی فرارسیدن عذاب الهی متمركز می كنید؟ حال آنكه اگر عذاب الهی شما را فراگیرد به حیاتتان خاتمه می دهد و مجالی برای ایمان باقی نخواهد ماند؛بیایید گفتار مرا در بركات و رحمت الهی كه در سایه ایمان به شما می رسد بیازمایید.»

وقتی آیاتی از سوره نوح در قرآن کریم نگاه می کنیم می بنیم که برای اثر استغفار سه بهره ارزشمند در دنیا معرفی شده است: «بارشِ پیوسته باران های مفید (برکت)»، «وسعت و مال فراوان» و «نعمتِ برخورداری از فرزندان»

زندگی شیرین می شود

وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتَاعًا حَسَنًا ... (سوره هود،آیه 3)

و از پروردگارتان طلب مغفرت كنید و به سوی او بازگردید تا شما را به بهره ای نیكو تا مدتی معین(كه عمر دارید) كامیاب كند…

علامه طباطبایی در ذیل آیه فوق در (تفسیر المیزان جلد10،صفحه 210) می فرماید:بهرە دنیایی وقتی حسن و نیكو می شود كه آدمی در آن حیات به سوی سعادتی كه برایش امكان دارد روانه شود و خدای تعالی او را به سوی آرزوهای انسانی اش كه همان دستیابی به نعمت های دنیوی از قبیل وسعت، امنیت، رفاه، عزت و شرافت است هدایت كند. پس این حیات حسن در مقابل عیش ضنك و تنگی است كه در آیه 124 سورە طه به آن اشاره شده است كه «كسی از یاد من روی برگرداند معیشتی تنگ خواهد داشت.»

 بلا و عذاب دور می شود

وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ (سوره انفال، آیه33)

ولی تا تو (پیامبر اسلام(صلی الله و علیه وآله)) در میان مردم هستی خداوند بر آن نیست كه آنان را عذاب كند، و تا آنان استغفار می كنند خداوند آنان را عذاب نمی كند.

در ذیل این آیه امام علی(علیه السلام) پس از رحلت پیامبر(صلی الله و علیه وآله) فرمودند: «یكی از دو امان از میان ما رفت، امن دیگر كه استغفار است را حفظ كنید.» (نهج البلاغه،حكمت 88)


منابع:

آثار استغفار در قرآن؛ سایت کیهان، 19 خرداد 95، گنجینه های روزی در قرآن:استغفار، مجله بشارت، شماره16


- نظرات (0)

دلسردى و یأس درفردگناهکار

گناهکار

خیلی اوقات ما آدم ها خودمان را مستحق می دانیم که درباره نتیجه و سرانجام آدم ها، اینکه عاقبت بخیر می شوند یا نه، بهشتی هستند یا جهنمی به راحتی قضاوت کنیم و حکم نهایی را صادر کنیم و این خیلی می تواند رفتار خطرناکی باشد هم برای خودمان و هم برای دیگرانی که این رفتار را از ما می بینند و به پای دین و اسلام می گذارند ...

باید به دو مساله مهم توجه داشت :

اول اینكه ما مخلوق خدا هستیم و در نهایت هم بسوی خدا باز می گردیم انا لله و انا الیه راجعون

از طرفی هم خداوند باریتعالی در حدیثی قدسی فرموده است : خداوند عزّ و جلّ فرموده است: قالَ اللّه عزّ و جلّ : أنا خَیرُ شَریكٍ ، مَن أشرَكَ معی غَیرِی فی عَمَلٍ عَمِلَهُ لَم أقبَلْهُ إلاّ ما كانَ لی خالِصا: من بهترین شریك هستم . هر كس در كارى كه مى كند، شریكى براى من قرار دهد، آن كار را نپذیرم، جز عملى كه خالص براى من باشد . » لذا خداوند تنها عمل صالح خالص را می پذیرد .

مطلب بعدی اینكه كسی كه هیچ دینی ندارد و عمل خوب انجام می دهد بالاخره این اعمال خوبش در دنیا اثراتی دارد و ارزشمند است و موجب زندگی بهتر او در دنیا می شود - هرچند در آخرت حسابش با خداست - زیرا هیچ عملی بی تاثیر نیست و لاجرم آثار وضعی خود رادر زندگی ما بجا خواهد گذاشت .

تنها می دانیم كه حسن فعلی و فاعلی یعنی عمل صالح به همراه ایمان بخدا - ایمان حقیقی- موجبات ورود به بهشت را تامین می كند؛ چنانچه می فرماید: ان الذین آمنوا والذین هادوا والنصاری والصابیین من آمن بالله والیوم الآخر وعمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون

اما اینكه فاعل این عمل حسنه و خیر و خوب، آیا حجت بر او تمام شده در تشخیص حق و دین حق یا خیر ، قضاوتش با ما نیست .

این فرد جهنمی می شود؟

در واقع مساله این است كه اگر بنا باشد به دلیل نداشتن حسن فاعلی ، و اخلاص در عمل، این فرد ، وارد بهشت نشود معنیش این است كه به جهنم وارد می شود و پرسش دقیقا این است كه آیا فردی كه دارای حسن فعلی و اعمال خوب بوده ، اعمالش نادیده گرفته می شود و یكسره وارد جهنم می شود ؟

در پاسخ باید گفت ما تنها می دانیم كه حسن فعلی و فاعلی یعنی عمل صالح به همراه ایمان بخدا - ایمان حقیقی- موجبات ورود به بهشت را تامین می كند؛ چنانچه می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره /62): در حقیقت كسانى كه [به اسلام] ایمان آورده و كسانى كه یهودى شده‏اند و ترسایان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و كار شایسته كرد پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد.

در توضیح این آیه مرحوم علامه طباطبایی می گویند :در این آیه مسئله ایمان تكرار شده و منظور از ایمان دومی بطوریكه از سیاق استفاده می شود، حقیقت ایمان است و این تكرار می‏فهماند: كه مراد از (الذین آمنوا )، در ابتدائاً ،كسانی هستند كه ایمان ظاهری دارند، و به این نام و سمت شناخته شده‏اند، بنا بر این معنای آیه این می شود : ( این نامها و نامگذاریها كه دارید ، از قبیل مؤمنین ، یهودیان ، مسیحیان ،صابئیان ،اینها نزد خدا هیچ ارزشی ندارد، بلكه تنهاملاك كار و سبب احترام ، و سعادت ،حقیقت ایمان به خدا و روز جزاء و نیز عمل صالح است. " (المیزان ج : 1ص ،293)"

نیز در آیات دیگر هم آمده است كه عمل صالح به همراه ایمان مورد قبول واقع می شود : ... وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیْرِ حِسَابٍ ( 40غافر ): و هر كه كار شایسته كند چه مرد باشد یا زن در حالى كه ایمان داشته باشد در نتیجه آنان داخل بهشت مى‏شوند و در آنجا بى‏حساب روزى مى‏یابند.

... وَمَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَیَعْمَلْ صَالِحًا یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ وَیُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (تغابن / 9): ... و هر كس به خدا ایمان آورده و كار شایسته ‏اى كرده باشد بدیهایش را ازاو بسترد و او را در بهشت هایى كه از زیر [درختان] آن جویبارها روان است درآورد در آنجا بمانند این است همان كامیابى بزرگ.

لذا بر اساس آیات قران كریم شرط پذیرش اعمال صالح ، ایمان است

پذیرش عمل نیز درجاتى دارد: قبول عادّى، قبول شایسته، «بقبول حسن» ( سوره آل‏عمران، آیه 37) و قبول برتر كه در دعا مى‏خوانیم: «وتقبّل باحسن قبولك» (دعاى وداع ماه رمضان).  بنابراین، هركس به مقدار تقوایى كه دارد كارش قبول مى‏شود. 

درجه تقوا در افراد متفاوت است 

قرآن کریم در جایی مى‏ فرماید: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»  (سوره مائده، آیه 27)، تقوا درجاتى دارد. به همین دلیل، كلمه (أتقى‏) یعنى با تقواتر، در جایی دیگر آمده است: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (سوره حجرات، آیه 13) و اكثر افراد عادّى و خلافكار هم مرحله ‏اى از تقوى را دارا مى ‏باشند وگرنه هیچ كار خیرى انجام نمى ‏دادند و از هیچ گناهى دست برنمى ‏داشتند. 

ثانیاً: نکته ی دیگر اینکه اگر گفتند دولت فقط فارغ التحصیلان دانشگاه را مى‏پذیرد، مراد آن است كه شرط استخدام رسمى، فارغ التحصیل دانشگاه بودن است، نه اینكه دیگران حقّ هیچ گونه كارى ندارند و یا اگر كارى انجام دهند، پاداششان ضایع مى‏شود. 

ثالثاً: پذیرش عمل نیز درجاتى دارد: قبول عادّى، قبول شایسته، بِقَبُولٍ حَسَنٍ (سوره آل‏عمران، آیه 37) و قبول برتر كه در دعا مى‏خوانیم: «وتقبّل باحسن قبولك» (دعاى وداع ماه رمضان).  بنابراین، هركس به مقدار تقوایى كه دارد كارش قبول مى‏شود. 

کلام آخر

بنابراین اینكه فاعل عمل خوب آیا به دلیل عدم ایمان به خدا افعالش نادیده گرفته می شود و وارد جهنم می شود یا نه، كار ما نیست ... این قضاوت و حسابرسی كار خداوند باریتعالی است كه تشخیص دهد این فرد حجت بر او تمام بوده یانه ؟ آیا جزء كسانی است كه با وجود اتمام حجت خواسته است بر مشی خود برود یا اساساً حجت بر او تمام نشده است؟

دیگر تشخیص و قضاوت در این زمینه كار او (باریتعالی) است: له الحكم والیه ترجعون

منبع : کتاب پرسش و پاسخ؛ حجت الاسلام قرائتی


- نظرات (0)

محوگناهان

گناه

همان گونه كه اعمال صالح و نیكوی انسان به واسطه برخی گناهان حبط و تباه می شود، بعضی از اعمال نیك نیز سبب تكفیر و از بین رفتن گناهان می گردد.

در قرآن و روایات راه ها و مصادیق فراوانی كه موجب از بین رفتن گناه و آثار و عوارض آن، بلكه تبدیل سیئات به حسنات شده است، بیان شده است.

از مجموع آنها این مطلب به دست می آید كه ایمان و عمل صالح و توبه و ترك گناهان كبیره، مطمئن ترین راه از بین بردن گناهان گذشته و جلب محبّت الهی است.



خواندن نمازهای مستحبی و نافله مخصوصاً نماز شب

خداوند در قرآن می فرماید: "وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ"‏؛ [هود، 114] در آغاز و انجام روز و پاسى از شب نماز را بپا دار، که نیکی ها، بدی ها را از میان مى‏برد‏.

امام صادق(علیه السلام) در ذیل تفسیر آیه 114 هود می فرماید: صلوة المومن باللیل تذهب بما عمل من ذنب النهار؛ نماز شب مومن، گناهان روز او را محو و نابود می سازد.


ایمان و عمل صالح

قرآن كریم می فرماید: إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آن [ها] نهى شده‏اید دورى گزینید، بدی هاى شما را از شما مى زداییم. [نساء، 31]
پس باید كوشید از طریق ازدیاد معرفت و شناخت خدا و آگاهی از نعمت های مادی و معنوی او و انجام عمل صالح، ایمان را تقویت نمود.
 

توبه

توبه و انابه و بازگشت از گناهان سبب محو و از بین رفتن همه گناهان كبیره و صغیره می گردد.
آیات 68 و 69 سوره فرقان به مرتكبین برخی گناهان كبیره وعده عذاب مضاعف و خلود در جهنم داده، سپس فرموده است: مگر كسی كه توبه كند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد كه در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلكه) سیئات و بدی های اعمال آنها را به حسنات تبدیل می كند.

امام صادق(علیه السلام) در ذیل تفسیر آیه 114 هود می فرماید: صلوة المومن باللیل تذهب بما عمل من ذنب النهار؛ نماز شب مومن، گناهان روز او را محو و نابود می سازد

استغفار

یکی از اموری که سبب می شود گناهان محو شود، استغفار از گناه است که در روایات متعدّد به آن اشاره شده است.

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: انسان وقتی مرتکب گناهی می شود از صبح گاهان تا هنگام شب به او مهلت می دهند، پس اگر استغفار کرد، عمل او نادیده گرفته می شود. [کلینی ،محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 437، ح 1]
در روایت دیگری می فرمایند: هفت ساعت به او مهلت می دهند، اگر از گناه توبه کرد چیزی برای او نمی نویسند و اگر هفت ساعت گذشت و از گناه پشیمان نشد برایش می نویسند، و در ادامه می فرمایند: شخص مومن گاهی بعد از بیست سال گناهش به یادش می آید، ولی کافر همان لحظه بعد از انجام گناه فراموش می کند [همان، ح 3] و در روایت دیگری از معصوم(علیهم السلام) نقل شده که حضرت فرمود: برای هر دردی دارویی و داروی گناهان استغفار است. [همان، ص 439، ح 8]

توبه
ترك گناهان بزرگ

ترك گناهان بزرگ، سبب از بین رفتن آثار گناهان كوچك شود: إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِیمًا؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آن [ها] نهى شده‏اید دورى گزینید، بدی هاى شما را از شما مى زداییم، و شما را در جایگاهى ارجمند در مى ‏آوریم. [31، نساء]
 

هر كار خوب و شایسته

هر كار خوب و شایسته و هر فعلی كه مصداق حسنه باشد، عاملی برای از بین رفتن سیئات و بدی ها می باشد: انّ الحسنات یذهبن السیئات ذلك ذكری للذاكریم؛ حسنات، سیئات و گناهان (و آثار آن) را برطرف می سازند. این مطلب تذكر و یادآوری است برای آن هایی كه تذكر پذیرند.
حسنات، مطلق است و شامل همه عبادات و هر كار ارزشمندی كه شرع آن را تأیید و تعیین كرده و به قصد تقرّب به خدا نجام گیرد، می شود.
امیرالمومنین(علیه السلام) می فرماید: انّ اللَّه یكفّر بكل حسنةٍ سیئةً؛ با انجام دادن هر حسنه، خداوند، یك گناه و سیئه را می پوشاند و محو می سازد. [شیخ عبد على بن جمعه، نورالثقلین، ج 2، ص 402]

 

طهارت و حضور قلب

پیوسته با طهارت (وضو و غسل و...) بودن و اقامه نمازهای پنجگانه با حضور قلب. سلمان فارسی می گوید: روزی با پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) زیر درختی نشسته بودیم. حضرت شاخه های خشك آن درخت را تكان داد، تمام برگ های آن فرو ریخت. سپس رو به من كرد و فرمود: سوال نكردی چرا این كار را كردم. گفتم: شما بفرمایید، منظورتان چه بوده است.

كسی كه توبه كند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد كه در این صورت خداوند (نه تنها) گناهان او را می بخشد (بلكه) سیئات و بدی های اعمال آنها را به حسنات تبدیل می كند

فرمود: هنگامی كه مسلمان وضو بگیرد (و مواظب باشد) خوب وضو بگیرد، سپس نمازهای پنجگانه را به جا آورد، گناهان او فرو می ریزد، همان گونه كه برگ های این شاخه فرو ریخت. سپس آیه انّ الحسنات یذهبن السیئات را تلاوت كرد.
اساساً آیه مذكور به عنوان تعلیل و بیان سرّ و حكمت وجوب اقامه نماز در سوره هود بعد از امر به اقامه نماز بیان شده است، یعنی نماز به عنوان یكی از مصادیق بارز حسنات، آثار معصیت و تیرگی هایی را كه در دل وجود دارد، از بین می برد.
 


تحمل بیماری

تحمل بیماری، گناهان را نابود می كند. پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) فرمود: السقم یمحو الذنوب. [محمدی ری شهری- میزان الحکمة- ج4]
 

مصایب

ناراحتی ها، مصایب، مشكلات و همّ و غم ها: پیامبر اكرم(صلی الله و علیه و آله) فرمود: ساعات المهموم، ساعات الكفّارات. [همان]



- نظرات (0)

رفع اختلافات خانوادگی

رفع اختلاف خانوادگی

با نگاه کردن به خانواده های امروزی و روابط همسران در جامعه و البته خانواده ها، می بینیم چقدر رفتارها با آنچه که قرآن کریم بیان دارد فاصله گرفته ایم ... هدفی که قرآن کریم در آیه 21 سوره روم  از تشکیل خانواده ارائه فرموده است: «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه ‏‌هاى او اینكه از نوع خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد؛ آرى در این نعمت براى مردمى كه مى ‏‌اندیشند قطعاً نشانه‏‌ هایى است.» (روم،۲۱)

با توجه به آیه شریفه در می ‌یابیم که اصل ازدواج بر اساس محبت و رحمت است و همسران مایه آرامش یکدیگرند.

ولی خوب همان طور که گفتیم الان این یک حقیقتی است که در خانواده ها اختلاف و دعوا بین زن و شوهر وجود دارد که البته تا حدی این اختلافات طبیعی است ولی خوب وقتی از حدش عبور کند نه تنها طبیعی نبوده بلکه مشکل آفرین می باشد و مشکلاتی چون طلاق، فرزندان بزهکار، بچه های طلاق، فرار از خانه، خیانت و ... را به دنبال دارد.

صلح؛ یک راه‌ حل

به این معنا که همسران به گونه‌ای رفتار کنند بین آن‌ ها همواره آشتی برقرار شود؛ خداوند در قرآن سوره نساء آیه ۱۲۸می ‌فرمایند: «وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلاَ جُنَاْحَ عَلَیْهِمَا أَن یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَیْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا» که تأکید آیه بر روی صلح است و سه مرتبه از آن بهره گرفته و در نهایت صلح را بهتر از خیر می ‌داند.

همچنین خداوند در آیه ۴۰ سوره شوری می فرماید که عفو و اغماض از بدى دیگران و آشتى با آنان، سبب برخوردارى از پاداش الهى خواهد شد. پس بکوشیم با پیشدستی از این پاداش های الهی بهره مند شویم و اجازه ندهیم که قهر و خصومت باقی و برقرار باشد.

زن شایسته از نظر قرآن، زنی است كه در برابر شوهر (قانت) یعنی در آنچه مربوط به وظایف (زناشویى) است، مطیع و متواضع است. چنین زنی در غیاب شوهر، بستر و خانه و ثروت او را در معرض دستبرد خائنان قرار نمی دهد.

جایگاه خود در زندگی را بشناسیم

اگر انسان به پرونده های دادگاه ها نظری بیفكند، متوجه می شود كه بیشترِ اختلافات به خاطر توجه نکردن زوجین به وظایف خود و همچنین نداشتن صبر و گذشت است ... خیلی از زن و شوهرها زندگی را یا یک میدان جنگ پنداشته اند که هر که قدرتمندتر است باید با زور آزمایی اش برنده شود یا یک محاکمه و دادگاهی است که تنها مسائل قانونی مطرح است و خارج از آن هیچ انعطافی نمی توان داشت.

از طرفی علت شکل‌ گیری اکثر اختلافات این است که زن و شوهر هر دو بعد از گذراندن مدتی زندگی مشترک جایگاه خود را فراموش می ‌کنند و وظیفه ‌های مربوط به خود را انجام نداده و زمینه ‌ساز بوجود آمدن‌ اختلافات می ‌شود.

قرآن کریم در این رابطه بحث نشوز را مطرح می ‌کند؛ منظور از نشوز سرکشی و طغیان و سرپیچی کردن هر یک از زن و مرد از تکالیف آن‌ هاست که در صورت تحقق نشوز تکالیف هر یک از زن و شوهر در برابر آیات قرآن متفاوت است.

این که زن در زندگی چه وظایفی دارد و حدود این وظایف چیست قرآن در یك جمله با معرفی زنان صالح، حد و مرز وظایف آنها را مشخص كرده و می فرماید: فَالصّالِحِاتُ قِانِتِات حِافِظِات لِلْغَیْبِ؛(نساء (4) آیه 34): زنان صالح، در برابرشوهران مطیع و متواضعند و در غیاب آنها حافظ مال و ناموس آنهایند.

زن شایسته از نظر قرآن، زنی است كه در برابر شوهر (قانت) یعنی در آنچه مربوط به وظایف (زناشویى) است، مطیع و متواضع است. چنین زنی در غیاب شوهر، بستر و خانه و ثروت او را در معرض دستبرد خائنان قرار نمی دهد.

قرآن مجید به مردان نیز چنین دستور می دهد: وَعاشِرُوهُنَّ بِالمَعْرُوفِ؛( نساء (4) آیه 19) با زنان، به (خوبى) معاشرت كنید.

حسن معاشرت با زنان، به قدری دامنه اش وسیع است كه حتی اگر در دل نسبت به همسر خویش احساس كراهتی هم بكنند، نباید در رفتارِ آنها تأثیری بگذارد: فَإنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسی أنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَیَجْعَلَ اللّهُ فیهِ خَیْراً كَثیراً؛(نساء (4) آیه 18) اگر همسرانتان مورد كراهت شما باشند، باید توجه داشته باشید كه ممكن است چیزی را نپسندید و خدا در همان چیز، خیر فراوان قرار دهد.

تا می توانیم نفع برسانیم

حسن معاشرت با زنان، به قدری دامنه اش وسیع است كه حتی اگر در دل نسبت به همسر خویش احساس كراهتی هم بكنند، نباید در رفتارِ آنها تأثیری بگذارد.

قرآن در این باره می فرماید: فَإنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسی أنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَیَجْعَلَ اللّهُ فیهِ خَیْراً كَثیراً؛(نساء (4) آیه 18) اگر همسرانتان مورد كراهت شما باشند، باید توجه داشته باشید كه ممكن است چیزی را نپسندید و خدا در همان چیز، خیر فراوان قرار دهد.

در نظام زندگی اجتماعی و خانوادگى، همه باید نفع برسانند. معروف و پسندیده، در این نظام این است كه هرعضوی همان طور كه نفع می رساند، نفع هم بگیرد و اصالت و استقلال هیچ كس فدای اصالت و استقلال دیگری نشود.

هنگامی كه قرآن از بعضی از سنت های ناپسندیده عربی در مورد زنان، از قبیل به ارث گرفتن آنها و زیر فشار گذاشتن آنها برای آن كه از مهریه خود چشم بپوشند، سخن می گوید، خاطر نشان می فرماید كه: (بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ.) (نساء (4) آیه 19) یعنى، شما زنان و مردان همه اعضای یك پیكرید و همه به یكدیگر نیاز دارید و هیچ یك از شما نمی تواند اصالت و استقلال و فردیت دیگری را فدای اصالت و استقلال و فردیت خود سازد.

کلام آخر

به استناد کلام الهی اگر مشکل بین زوجین حل نشد توصیه تعالیم اسلامی رجوع به مشاور است:  و إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ یُریدا إِصْلاحاً یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً خَبیراً (نساء، 35) " قرآن پیشنهاد می دهد فردی از وابستگان زن و فرد دیگری از بستگان شوهرمشکلات خانواده را بررسی کرده و بکوشند تا زندگی زناشویی آنان به حالت تعادل برگردد. 


منابع:

خانواده در قرآن؛ ص 101


- نظرات (0)

آدم خوبی بودکه؟؟؟؟؟؟؟

عاقبت بخیری

ظاهرش که اصلاً توصیف نشدنی بود ... نوع حرف زدنش حتی حالت جویدن آدامس در دهانش ... نوع نشستن ، راه رفتن و حتی نگاه کردنش به دیگران ... در همین چند دقیقه ای که با هم حرف زدیم همه کلامش مملو بود از تمسخر، فحش، عیب جویی، غیبت، تهمت و... 

تلفنش زنگ می زند ... بدون اینکه من بخواهم می زند روی آیفون و یواش بهم می گوید ببین طرفو چه جوری سرکارش میذارم ...  

از تعجب هاج و مبهوت دهانم باز مانده بود ... همان طور که داشت با قهقه هایش خیلی کریه و چندش آور طرف را به قول خودش سر کار می گذاشت و با او قرار می گذاشت، یک مرتبه ذهنم به دوران دبیرستان برگشت ... با خودم مرور کردم و دیدم چیزی جز رفتارهای خطای به ظاهر کوچکی چون "کارای من همش درسته" " من از همه بهترم" " نه بابا ، اینو که خدا می بخشه" " تو انجام بده گناهش پای من" " انقدر مردم کارای بدتری می کنند که رفتار من جلوی رفتار اون ها هیچه" و امثال این ها که در بین حرف های روزمره زیاد می شنویم و من هم در دوران خودمان از این دوست زیاد می شنیدم موجب نمی شود دختری در کمال پاکی فطری این گونه فطرتش غبار آلود شود و این طور رفتارهای گستاخانه داشته باشد ...

این رفتارها درست مثل این است که کسی که دست به کارهای به ظاهر جزئی می زند، مثلاً سیگار می کشد، یک دفعه مواجه با یک خطر کلّی می شود که آثار همان سیگارهای جزئی است مانند تنگی نفس و از کار افتادن قلب، بیمارستان، و خیلی اوقات مرگ ...

این ظلم اقسام مختلفی دارد که یکی از آن ها که می تواند بی ارتباط با موضوعمان نباشد ظلم به نفس و خود است چرا که سوء عاقبت و بد عاقبتی ظلمی است که خودمان با رفتارهایمان آن را ایجاد می کنیم... پس مراقب باشیم

بعد از اینکه خواستم ازش جدا شوم و داشتیم صحبت می کردیم تا خداحافظی کنیم برگشت بهم گفت از این شکل و قیافه بیرون بیا و لذت زیبایی هاتو ببر... حجاب و پوششو این حرف ها را این آخوندها از خودشان در آوردن و من هیچ کدامش را قبول ندارم ...

بماند که حالا من چگونه پاسخش را دادم ولی به واقع پاسخ یکی از سؤالات مهم ذهنم را امروز پیدا کرده بودم؛ اینکه چرا بعضی ها بد عاقبت می شوند، آدم خوبی بود اما چه شد که این طور شد؟

قرآن کریم چه زیبا می فرماید: کسانی که پی در پی کار بد انجام می دهند (و به فکر توبه و جبران نیستند) سرانجام آیات الهی را تکذیب می کنند و حقّ را به تمسخر می گیرند: «ثمّ کان عاقبة الّذین أساوا السّوی أن کذبوا بآیات الله و کانوا بها بیستهزون» (سوره روم، آیه 10) و به عذاب الهی گرفتار می شوند: «کان عاقبة الّذین من قبلهم دمر الله علیهم» (سوره محمّد، آیه 10)

این جا است که جایش هست این آیه قرآن کریم را مدام بر لب داشته باشیم که رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (اعراف / 47)

این ظلم اقسام مختلفی دارد که یکی از آن ها که می تواند بی ارتباط با موضوعمان نباشد ظلم به نفس و خود است چرا که سوء عاقبت و بد عاقبتی ظلمی است که خودمان با رفتارهایمان آن را ایجاد می کنیم... پس مراقب باشیم.

کلام آخر

بد شدن مراحلی دارد ... اول با یه گناه پرده حرمت ها پاره می شود ... بعد کم کم زمینه های گناه های بعدی فراهم می شود ... گناهان آدمی را احاطه می کند و گناه کردن عادی می شود وآدمی به جایی می رسد که همه چیز را انکار می کند حتی خدا و پیامبر و قرآن و همه حقیقت ها را ...

مراقب رفتارهایمان باشیم... مراقبت عاقبت هایمان باشیم ... ما میان عاقبت بخیری و عاقبت به شری مختاریم ... عاقبت هایمان را خودمان با رفتارهایمان می سازیم ... خدایی ناکرده اگر دچار گناه شدیم سریع توبه کنیم و برگردیم که ان شاء الله کارمان به جاهای باریک و سخت کشیده نشود و سرانجام بد عاقبت نشویم ...


بیانات حجت الاسلام قرائتی؛ کتاب پرسش و پاسخ ایشان

 


- نظرات (0)

حضور 30 هزار ملک در مراسم تغسیل، تشییع و تدفین

مهمترین و حساس ترین و ترسناکترین موقعیت برای هر کس زمان مرگش است. همه ما نگرانیم که مرگمان کی می رسد و چه اتفاقاتی می افتد. به شهادت آیات قرآن کریم ایمان و عمل توامان باعث نجات انسان می شود؛ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره، 62)


یس

«کسانی که ایمان داشتند و یهودیان و مسیحیان و صابئین (پیروان حضرت یحیی ) هر که به خدا و روز قیامت ایمان داشته و کردار نیک انجام داده باشد، چنین افرادی پاداششان در پیشگاه خدا محفوظ بوده و ترسی بر آنان نیست و غم و اندوهی بدیشان دست نخواهد داد....» اما کمتر کسی یافت می شود که به ایمان و عمل خود صد در صد اعتماد داشته باشد. ولی با انجام برخی اعمال توصیه شده از سوی اهل بیت علیهم السلام می توانیم تا حدی نقصان اعمال خود را جبران کنیم. یکی از آن اعمال تلاوت سوره یس می باشد.

یس، و نام های دیگرش «عزیزه؛ معمّه(شامل شونده)، مدافعه قاضیه(دفع کننده برآورده) سی و ششمین سوره قرآن است که مکی و دارای 83 آیه است.
از رسول گرامی اسلام روایت شده قرائت کننده این سوره نزد خداوند شریف خوانده می شود و این سوره برای قاری خود شفاعت می کند.

«قاضیه: دفع کننده برآورنده» نامیده می شود چون از قاری خود، هر بدی را دفع کرده و همه حاجت های او را روا می کند و قرائت آن سوره پاداشی برابر بیست حج دارد. و گوش سپردن به صدای قرائت آن، معادل با ثواب هزار دینار انفاق در راه خداست

در روایتی دیگر از ایشان آمده: سوره «یس» در تورات «معمّه: شامل شونده» نام دارد چون خیر دنیا و آخرت را شامل حال قرائت کننده خود می کند و بلاهای دنیا و سختی های آخرت را از او دور می کند.
و نیز «قاضیه: دفع کننده برآورنده» نامیده می شود چون از قاری خود، هر بدی را دفع کرده و همه حاجت های او را روا می کند و قرائت آن سوره پاداشی برابر بیست حج دارد. و گوش سپردن به صدای قرائت آن، معادل با ثواب هزار دینار انفاق در راه خداست.(1)
در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر کس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است که ده بار قرآن را ختم نماید.(2)
ایشان همچنین فرمودند: هر کس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند 12 ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره 10 فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می کنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند. (3)
از جابر جعفی روایت شده که امام باقر علیه السلام فرمودند: هر کس سوره یاسین را در عمر خود یک بار بخواند خداوند به شماره تمام آفریده هایش در این جهان و آن جهان و آنچه در آسمان است به عد هر یک 2000 حسنه در نامه عملش ثبت فرماید و به همین مقدار از گناهان او محو سازد و دچار تنگدستی و زیان و بدهکاری و خانه خرابی نشود و بدبختی و دیوانگی نبیند و مبتلا به جذام و وسواس و دودلی و بیماری های مضر نگردد و خداوند سختی و دشواری مرگ را بر او آسان کند و خود متصدی و مباشر قبض روح او باشد و از جمله کسانی خواهد بود که خداوند فراخی زندگی او را به عهده گرفته و ضامن خوشحالی او هنگام مرگ گردیده و خشنودیش را آخرت تضمین کرده و همه فرشتگان آسمان و زمین را خطاب فرموده که من از بنده راضی هستم پس برای او آمرزش بطلبید.(4)

امام صادق علیه السّلام فرمودند

هر کس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند 12 ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره 10 فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می کنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند
هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره یاسین است. کسی که قبل از خواب یا در روز آن را تلاوت کند، در آن روز محفوظ بوده و روزی می خورد. و کسی که در شب قبل از خواب آن را تلاوت نماید، خداوند هفتاد هزار فرشته را بگمارد تا او را از شرّ شیطان رانده شده و هر آفتی حفظ نمایند؛ و اگر در فردای آن شب بمیرد، خداوند او را به بهشت می برد و سی هزار فرشته به هنگام غسل او حاضر می شوند که همگی برای او استغفار می نمایند و با استغفار برای او، تا قبرش او را تشییع می نمایند؛ و هنگامی که وارد قبرش می شود، آن فرشتگان در داخل قبر او عبادت می کنند و ثواب عبادت آنان برای او خواهد بود؛ و به اندازه وسعت دید چشمهایش، قبرش را وسعت می بخشد؛ از فشار قبر ایمن خواهد بود؛ و دائما از قبرش تا پهنه آسمان نوری می درخشد تا هنگامی که خداوند او را از قبرش خارج نماید.
و هنگامی که او را از قبرش خارج نمود، فرشتگان پیوسته با او هستند و او را بدرقه کرده با او صحبت نموده، به چهره او لبخند می زنند و او را به تمامی خیرات مژده می دهند. و بدین ترتیب، او را از پل صراط و میزان عبور داده و به گونه ای او را به خداوند نزدیک می نمایند که کسی نزدیکتر از او به خدا نباشد، مگر فرشتگان مقرّب خدا و پیامبران فرستاده او. (5)
پی نوشت ها:
(1)  مجمع البیان،ج8، ص254
(2) الدر المنثور، ج5، ص 256.
(3) مجمع البیان، ج8، ص 254.
(4) درمان با قرآن، صص82-79
(4)الدعوات، ص215
(5) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/ ترجمه بندرریگی، ص


- نظرات (0)

عوامل هلاکت انسان

امام یازدهم، امام عسکری، امام حسن عسکری

برحذر از ریاست طلبی

در حدیث امام حسن عسکری (علیه السلام) آمده است که می فرمایند: «آن كه را به راست و چپ رود واگذار! به راستى چوپان، گوسفندانش را به كمتر تلاشى گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش كرده و سخن پراكنى كنى و در پى ریاست باشى، زیرا این دو، آدمى را به هلاكت مى‌كشانند.» [1]

سبک شمردن گناهان نیز می تواند سبب هلاکت (اخروی و حتی دنیوی) آدمی شود که باز در حدیث دیگری امام (علیه السلام) به آن اشاره می کند؛ ما دراین مقاله به بررسی این عوامل می پردازیم.

خداوند در آیه ای از سوره انفال می فرماید:  «كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ‏ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمینَ[انفال/54] [شیوه‏ى مشركان‏] مانند شیوه‏ ى فرعونیان و كسانى است كه قبل از ایشان بوده‏اند كه آیات پروردگارشان را تكذیب كردند، پس ما آنان را به خاطر گناهانشان هلاك كردیم و فرعونیان را غرق ساختیم و همگى ستمگر بودند.» [2]

در این آیه از هلاکت اقوامی نام برده شده که به سبب تکبر خود، آیات الهی را تکذیب کردند؛ اقوامی که مثل فرعونِ ریاست طلب، بودند.

البته ریاست طلبی با رئیس شدن فرق می‌کند؛ لازم نیست که انسان حتماً مسئولیتی در دست داشته باشد تا حکم ریاست، درمورد او بکار رود، بلکه انسانی که حب ریاست بر جمعی را هم داشته باشد و بخواهد نظریات خود را هر طور شده بر دیگران تحمیل کند، او نیز ریاست طلب است؛ خیلی از اراذل و اوباش ــ گر چه هیچ مسئولیتی و هیچ کاری را بر عهده ندارند ــ ولی تکبر و غرور و  ظلم کردن نسبت به دیگران (که از نشانه های ریاست طلبی است و در آیه هم به آن اشاره شده است) را در وجود خود دارند.

در مورد رازداری و فاش نکردن اسرار، در آیه 15 سوره یوسف می خوانیم: «یعقوب (علیه السلام) گفت اى پسرک من خوابت را براى برادرانت‏ حکایت مکن که براى تو نیرنگى مى‏‌اندیشند زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است»

البته ریاست در کارهای خوب، چه بسا پسندیده و حتی لازم باشد (مثلاً مسئولیت فلان کار، فقط از عهده فلان شخص بر می آید) چنانکه امام رضا (علیه السلام) ریاست را جز برای کسی که اهلیت و شایستگی آن را دارد، هلاک کننده می داند. [3] البته در موارد صحیح، نیز انسان باید حواسش را جمع کند؛ حب منفعت، خیلی از انسان های درست و پاک را هم از راه بدر می برد.

برگردیم به حدیث امام حسن عسکری (علیه السلام)؛ حضرت می فرمود: «آن كه را به راست و چپ رود واگذار! به راستى چوپان، گوسفندانش را به كمتر تلاشى گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش كرده و سخن پراكنى كنى و در پى ریاست باشى، زیرا این دو، آدمى را به هلاكت مى ‌كشانند.»

حضرت در این حدیث، از چپ و راست (افراط و تفریط) بر حذر می دارد؛ به عبارت دیگر، صراط مستقیم را توصیه می فرماید؛ سپس حضرت، مثال را بروی چوپانی برده که گوسفندانش را از پراکنده شدن و رفتن به چپ و راست، منع می کند؛ گویا حضرت در این حدیث، فاش کردن اسرار را به پراکندگی گوسفندان تشبیه می کند که جمع کردن آن سخت و دشوار است، کسی که طالب ریاست است، مانند یک چوپان (که از پراکندگی گوسفندانش جلوگیری می کند) باید از فرافکنی و فاش کردن اسرار (چه مربوط به خود و چه مربوط به زیردستان) خودداری کند وگرنه کارش به هلاکت خواهد انجامید.

در مورد رازداری و فاش نکردن اسرار، در آیه 15 سوره یوسف می خوانیم: «یعقوب (علیه السلام) گفت اى پسرک من خوابت را براى برادرانت‏ حکایت مکن که براى تو نیرنگى مى‏‌اندیشند زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است». [4]

رازداری همیشه خوب است؛ مخصوصاً برای کسی که ریاستی را بر عهده دارد و مجموعه ای را به پیش می برد؛ چه بسا انسانی که در حوزه ریاست خود، اسراری را فاش کند، نه تنها باعث هلاکت خود، بلکه دیگران هم شود؛ غالباً رؤسای متقی و خدا ترس، اینگونه رفتاری را پیشه خود نمی کنند.

در قرآن از هلاکت کسانی نام برده شده که نبودند و با تکبر بیجای خود و ایستادن در مقابل پیامبران الهی باعث هلاکت و عذاب خود در این دنیا (پیش از آن دنیا) شدند.«و «قارون» و «فرعون» و «هامان» را نیز هلاك كردیم؛ موسى با دلایل روشن به سراغشان آمد، اما آنان در زمین برترى جویى كردند، ولى نتوانستند بر خدا پیشى گیرند.» [5]اگر چه در این زمان، دیگر پیامبری نیست و فرعونی و قارونی هم در کار نیست، ولی کسانی هستند که چون فرعون، ریاست طلب و چون قارون مغرور و تکبر داشته باشند [6] اینگونه افراد هم هلاک شده اخروی هستند.

سبک شمردن این نکته هم هلاک کننده است

امام حسن عسکری (علیه السلام) می فرماید: «از جمله گنـاهانى كـه آمرزیده نشود ایـن است كه [آدمى ] بگوید: اى كاش مرا به غیر از این گناه مؤاخذه نكنند. سپس فرمود: شرك در میان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهان تر است.» [7]

حضرت در این حدیث، کسی را که گناهانش را سبک شمرده و آن را کوچک جلوه می دهد، آمرزیده نشده توسط خدا، می داند. 

شاید خیلی از ما آثار منفی گناه را در زندگی خود احساس نکنیم؛ البته گناهانی هستند که خانمان سوزند و فرد را به بیراهه و انحراف و هلاکت می رسانند؛ دقیقاً مثل یک فرد معتاد که از یک نخ سیگار شروع کرده و کم کم کارش به جاهای خطرناک می رسد؛ ولی خیلی از گناهان به چشم نمی آیند (غیبت و تهمت و امثال این) باید باور کنیم که این گناهان هم باعث هلاکت (اخروی) می شوند.

کسانی که گناهانشان را کوچک جلوه می دهند و آن را «فقط یک گناه کوچک و یک اشتباه ناچیز» و این حرفها می دانند، امکان غوطه ور شدن در گناهان و هلاک شدن اخروی آنها بالاست؛ زیرا بفرمایش امام حسن عسکری (علیه السلام) وارد شدن شرک بخدا (بی اعتنایی بدستورات خدا) در قلب آدمی، مانند راه رفتن مورچه بر روپوش سیاه است (و بلکه خفیف تر)

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «به کوچکی گناه نگاه نکنید بلکه به چیزی [نافرمانی خدا] که برآن جرات یافته اید بنگرید.» [8]

ضرب المثل «قطره قطره جمع گردد، وآنگهی دریا شود» در مورد گناهان هم صدق میکند؛ چه بسا انسان هایی با همین یک گناه و دو گناه (به زعم خود) در آن دنیا هلاک شده و خود را با اندوهی از گناهان نوشته شده در نامه اعمال، روبرو ببینند. [9]

سخن آخر

امام حسن عسکری (علیه السلام) ریاست طلبی و فاش کردن اسرار را از عوامل هلاکت انسان می داند؛ کسانی که گناهانشان را کوچک جلوه می دهند و آن را «فقط یک گناه کوچک و یک اشتباه ناچیز» و این حرفها می دانند، امکان غوطه ور شدن در گناهان و هلاک شدن اخروی آنها بالاست؛ زیرا بفرمایش امام حسن عسکری (علیه السلام) وارد شدن شرک بخدا (بی اعتنایی بدستورات خدا) در قلب آدمی، مانند راه رفتن مورچه بر روپوش سیاه است (و بلکه خفیف تر)

پی نوشت ها:

[1] بحار الأنوار (ط - بیروت) ، مجلسی (وفات 1110)،  سال چاپ: 1403ق، ج‏75، ص 371  

[2]  ترجمه برزی، ص184

[3]  بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏70، ص154

[4] آیه 15 یوسف

[5] آیه 39 عنکبوت

[6]  آیه 78 قصص: « قارون گفت: این مال و ثروت فراوان به علم و تدبیر خودم به من داده شد! آیا ندانست كه خدا پیش از او چه بسیار امم و طوایفى را كه از او قوت و ثروت و جمعیتشان بیشتر بود هلاك كرد؟ و هیچ از گناه بدكاران سؤال نخواهد شد.»

[7] بحار الأنوار (ط - بیروت)،  ج‏70 ، ص359

[8] كنز الفوائد، كراجكى، محمد بن على‏(449ق)، محقق / مصحح: نعمة، عبد الله‏، سال چاپ: 1410 ق،‏ ناشر: دارالذخائر، ج 1 ، ص 55.

[9] آیه 49 کهف: «و كتاب اعمال نیك و بد خلق را پیش نهند، آن گاه اهل عصیان را از آنچه در نامه عمل آنهاست ترسان و هراسان بینى در حالى كه (با خود) گویند: اى واى بر ما، این چگونه كتابى است كه اعمال كوچك و بزرگ ما را سر مویى فرو نگذاشته جز آنكه همه را احصا كرده است؟! و در آن كتاب همه اعمال خود را حاضر بینند و خدا به هیچ كس ستم نخواهد كرد.»


- نظرات (0)