سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

نوروزمان را حرام نکنیم

عید نوروز ،حرام،تحول

اقتصاد ناسالم، زمینه ساز انتحار اجتماعی

آیاتی از قرآن، جامعه اسلامی را به اقتصاد سالم و پویا فرا می خواند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ‏ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحیماً[نساء/29] اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید، اموال یكدیگر را در میان خود به باطل (از راه نامشروع) مخورید مگر آنكه تجارتى از روى رضایت میان شما انجام گیرد، و خودكشى نكنید و همدیگر را نكشید و خود را به هلاكت گناه نندازید كه خداوند همواره به شما مهربان است.»

این آیه، جامعه اسلامی را به اقتصاد سالم بر پایه تجارت و کسب و کار مشروع،  فراخوانده و درادامه آیه از عدم خودکشی و عدم هلاکت اهل ایمان بوسیله گناه، سخن می گوید.

حضرت علی (علیه السلام) در باره جایگاه عید می فرماید: «کُلُّ یَومٍ لا یُعصَی اللَّهُ فیهِ فَهُوَ عِیدٌ: هر روزی که در آن، نسبت به خدا نافرمانی نشود، عید است.»

بنابر این حدیث فوق، اگر هر روزی بدون گناه و معصیت الهی باشد، هر روزی که جامعه در کنار هم با صلح و صفا و توجه به حقوق هم (یکی از آنها حقوق اقتصادیست) و توجه به حلال و حرام خدا به سر برند؛ آن روز عید است.

تفسیر نمونه در مورد رابطه بین خودکشی و قتل نفس و تصرف مال حرام می نویسد: اگر روابط مالى مردم بر اساس صحیح استوار نباشد و اقتصاد جامعه به صورت سالم پیش نرود و در اموال یكدیگر به ناحق تصرف كنند، جامعه گرفتار یك نوع خودكشى و انتحار خواهد شد، و علاوه بر اینكه انتحارهاى شخصى افزایش خواهد یافت، انتحار اجتماعى هم از آثار ضمنى آن است. حوادث و انقلاب ‏هایى كه در جوامع مختلف دنیاى معاصر روى داده، شاهد گویاى این حقیقت مى ‏باشد، و از آنجا كه خداوند نسبت به بندگان خود، مهربان است به آنها هشدار مى ‏دهد و اعلام خطر مى ‏كند كه مراقب باشند مبادا مبادلات مالى نادرست و اقتصاد ناسالم، اجتماع آنها را به نابودى و سقوط بكشاند.[1]

متأسفانه هر از چند گاهی در کشور ما خبرهایی مبنی بر مفاسد اقتصادی منتشر می شود که علاوه بر تأثیرات منفی آن بر اقتصاد، روحیه نشاط و امید را در جامعه هدف قرار می دهد؛ امید و اعتمادی که مردم به پویایی جامعه اسلامی دارند.

بنابراین بین اقتصاد ناسالم جامعه و آسیب زا بودن جامعه رابطه مستقیمی است. شکاف طبقاتی یکی از آنهاست که در سایه این شکاف طبقاتی، آسیب های بسیار دیگری نصیب جامعه می شود. در ایامی مثل ایام نوروز، بحث شکاف طبقاتی، کم و بیش چهره خود را نشان می دهد؛ ولی با این وجود اکثرافراد جامعه در هر سطح و رتبه ای، نشاط و دید و بازدید نوروزی خود را دارند. خدا نکند که نشاط نوروزی جامعه اسلامی، فقط ظاهری باشد و تأثیر چندانی در روحیه معنوی جامعه، به خاطر انجام گناه (که یکی از آنها اقتصاد ناسالم است) نداشته باشند. «وَ تَضْحَكُونَ‏ وَ لا تَبْكُون‏[نجم/60] و (با چنین وضعى كه دارید هنوز) مى ‏خندید و نمى ‏گریید؟» 

نوروزمان را حرام نکنیم

حضرت علی (علیه السلام) در باره جایگاه عید می فرماید: «کُلُّ یَومٍ لا یُعصَی اللَّهُ فیهِ فَهُوَ عِیدٌ[2] هر روزی که در آن، نسبت به خدا نافرمانی نشود، عید است.»

بنابر این حدیث فوق، اگر هر روزی بدون گناه و معصیت الهی باشد، هر روزی که جامعه در کنار هم با صلح و صفا و توجه به حقوق هم (یکی از آنها حقوق اقتصادیست) و توجه به حلال و حرام خدا به سر برند؛ آن روز عید است.

آیه 60 نجم، نسبت به خندیدن بی مورد افراد، انتقاد کرده است. خدا نکند کسانی در عید نوروز شاد باشند ولی با پایمال کردن حقوق مالی  دیگران؛ گاهی متأسفانه دیده می شود که مسؤول محترمی که با استفاده از ماشین ارگان و سازمان دولتی که در آن مشغول به کار است و مال بیت المال است؛ به گردش و تفریح می رود و... خلاصه هر گونه تصرف مالی که شرعاً و قانوناً غیر مجاز است.

تفسیر نمونه در مورد رابطه بین خودکشی و قتل نفس و تصرف مال حرام می نویسد: اگر روابط مالى مردم بر اساس صحیح استوار نباشد و اقتصاد جامعه به صورت سالم پیش نرود و در اموال یكدیگر به ناحق تصرف كنند، جامعه گرفتار یك نوع خودكشى و انتحار خواهد شد، و علاوه بر اینكه انتحارهاى شخصى افزایش خواهد یافت، انتحار اجتماعى هم از آثار ضمنى آن است. حوادث و انقلاب ‏هایى كه در جوامع مختلف دنیاى معاصر روى داده، شاهد گویاى این حقیقت مى ‏باشد، و از آنجا كه خداوند نسبت به بندگان خود، مهربان است به آنها هشدار مى ‏دهد و اعلام خطر مى ‏كند كه مراقب باشند مبادا مبادلات مالى نادرست و اقتصاد ناسالم، اجتماع آنها را به نابودى و سقوط بكشاند

نکته مهم:

چه بسا متصرفان غیر قانونی در بیت المال، بحث رضایت داشتن رئیس و بالا دست خود را بهانه برای تصرف در بیت المال بدانند، و همین نکته هم ممکن است در ایام نوروز پیش بیاید. در آیه 29 نساء، گر چه بر رضایت داشتن دو طرف تأکید شده است؛ ولی اولاً رضایتی مد نظر است که بر پایه کار وتجارت باشد و دوماً تجارتی ارزش دارد که مورد رضای خدای بزرگ باشد.

البته در بین مردم هم ممکن است به همین طریق فوق (رضایت داشتن طرفیتی) در ایام نوروز، حقوق مالی یکدیگر را نادیده بگیرند. می دانیم که در ایام نوروز، بازار عیدی دادن و عیدی گرفتن داغ است؛ در این بین برخی  از مراکز خدماتی، به طریق های مختلف خواهان عیدی گرفتن از مشتریان خود هستند و عیدی دادن مشتریان خود را دلیل بر رضایت آنها به اینکار می دانند؛ با این استدلال که سکوت طرف مقابل، نشان رضایت آنهاست، در حالی که ممکن است یکی رضایت نداشته باشد ولی با رو دربایستی و... مجبور به اینکار شود.

بنده سال گذشته ایام نوروز، با ماشین یکی از اقوام به شهرستان رفته بودم؛ در بین راه که راننده در پمپ بنزین توقف می کرد تا باک ماشینش را پر کند، صاحب جایگاه پمپ بنزین، اگر مبلغی از مشتریانش می ماند؛ آن را به عنوان عیدی تصرف می کرد و راننده هم به دلایل مختلف (عجله داشتن، رودربایستی و...) چیزی نمی گفت...؛ ولی آیا این سکوت کردن ها نشان رضایت است؟ 

تذکر مهم:

البته عیدی دادن خیلی هم خوب است و در  احادیث اهلبیت نیز عیدی دادن مورد توجه قرار گرفته است.[3] ولی تمام بحث آنجاست که  یک نفر، عیدی گرفتن را یک طرفه برای خودش وضع کند. 

سخن آخر

بین اقتصاد ناسالم و نشاط جامعه، رابطه مستقیمی هست. اقتصاد ناسالم و وجود مفسدان اقتصادی، متأسفانه سبب سلب اعتماد مردم به حکومت اسلامی و شکاف طبقاتی و آسیب های دیگر خواهد شد. بعضی افراد ممکن است در ایامی خاص مثل ایام نوروز، با استفاده از بیت المال به تفریح و خوشگذرانی مشغول شوند. بعضی از افراد نیز به سبب موقعیت شغلی و خدماتی و غیره، اقدام به اخذ عیدی از دیگران کرده و آن پول را صرف تفریح و...کنند؛ در حالیکه شاید چندان هم از رضایت دیگران مطمئن نباشند.

پی نوشت ها:

1ـ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج‏3، ص 357    

2ــ نهج البلاغة (للصبحی صالح) ص852

3ــ دعائم الإسلام ، ابن حیون مغربی، ج 2 ، ص 326


- نظرات (0)

مال حرام و شیطان های آخر الزمان

خوراک‌های حلال و حرام

آیت الله مظاهری، مرجع تقلید عالم تشیع در جلسه درس اخلاق خود ورود مال حرام به زندگی انسان را سبب سقوط و تباهی دانست.

آنچه در ذیل می آید گزیده ای از مباحث مطرح شده در این جلسه است:

 

عروج روحانی انسان

هدف از خلقت انسان این است که عروج کند و بُعد جسمی او براق شود و حرکت کند و برسد به جایی که به جز خدا نداند. یعنی برای حرکت استکمالی و غیر متناهی خلق شده و اگر در راه بیفتد، تا خدا، خدایی می کند حرکت استکمالی و رو به قرب او ادامه خواهد داشت.

در واقع، انسان برای صعود خلق شده اما متأسفانه گاهی با اختیار خودش، به جای صعود، راهی را انتخاب می‌کند که به سقوط او منتهی می‌شود و اگر توجه پیدا نکند، سقوط او ابدی خواهد بود و به پست‌ترین و نازل‌ترین طبقه جهنّم می‌افتد.

«إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّار»[1]

ذره ای انحراف از راه مستقیم، منجر به سقوط انسان می‌شود. در جمله "اهدنا الصّراط المستقیم" که دستور داده شده در نماز بخوانیم و باید توجه به معنای آن داشته باشیم، از خداوند می خواهیم که حالت انحراف- چه به چپ و چه به راست- برای ما پیدا نشود و توفیق الهی را ضمیمه همّت خویش کنیم تا به مقصد برسیم.

اگر همّت و توفیق به صورت توأمان باشد، هدایت عنائیه پروردگار دست انسان را می‌گیرد و او را در راه مستقیم که از مو باریک‌تر، از آتش سوزنده تر و از شمشیر برنده تر است، هدایت می‌کند تا به لقای خداوند سبحان نائل شود. موفقیت در این راه، محتاج توجه است و تمسّک به قرآن و عترت (علیه السلام) نیز راهنمای او و توسّل به اهل‌بیت (سلام الله علیها) راه‌گشای وی خواهد بود.

 

مال حرام، یکی از عوامل سقوط انسان

خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های حرام، اقسامی دارد که مواد مخدّر و روان‌گردان یا مشروبات الکلی و مست کننده، از جمله آن می‌باشد که آدمی را نابود می‌کند. امّا آنچه اکنون مورد بحث ما است، غذای حرام است که منجر به سقوط انسان می‌شود.

تعالیم قرآن و عترت (علیه السلام)، سفارش فراوانی برای اجتناب از غذای حرام دارند. حتی قبل از انعقاد نطفه، دستوراتی جهت رعایت حلال بودن غذای پدر و مادر، وارد شده است، زیرا غذای حرام برای نطفه بسیار خطرناک است. در تعالیم دینی تأثیرات سوء غذای حرام بر روح آدمی بیان شده و از این جهت در دین مبین اسلام، در خصوص حلیت غذای مادر در دوران بارداری و شیر دهی و نیز غذایی که کودک در طفولیت می‌خورد و همچنین غذای انسان تا پایان عمر، تأکیدات فراوانی وجود دارد.

افراد جامعه‌ای که مبتلا به مال حرام است، دچار جهل مرکب می‌شوند. چنین اجتماعی می رسد به آنجا که از لحاظ فرهنگی مشکلات فراوانی دارد، اما تخیل می کند که از برترین فرهنگ‌ها برخوردار است. فرهنگ اسلام در بین افراد آن جامعه، خرافی تلقّی می‌شود؛ چادر بین آنان ارزش ندارد، بلکه یک خرافت است، پوشش غربی را امتیاز می‌دانند

برخی از تبعات مال حرام

یکی از تبعات غذای حرام، این است که توجه و بیداری را از انسان سلب کرده، او را در غفلت فرو می‌برد. وقتی چنین شد، حال عبادت ندارد، از نماز لذت نمی برد و بدتر از آن، از گناه لذت می برد. به مرتبه‌ای از سقوط می رسد که رابطه با خدا برایش مشکل است و نه تنها موفق به خواندن نماز شب نمی شود، بلکه توفیق نماز اوّل وقت نیز از او سلب می‌شود.

از دیگر تبعات مال حرام، پدید آمدن جهل مرکب برای انسان است. به این معنا که کار زشت در نظر او جلوه نیکویی دارد. قرآن کریم، ورشکسته‌ترین افراد در قیامت را کسی می‌داند که اعمال ناشایست خود را نیک می‌پندارد.

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا، الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعا»[2] ؛ بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟ [آنان‏] کسانى‏اند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند که کار خوب انجام مى‏دهند.

افراد جامعه‌ای که مبتلا به مال حرام است، دچار جهل مرکب می‌شوند. چنین اجتماعی می رسد به آنجا که از لحاظ فرهنگی مشکلات فراوانی دارد، اما تخیل می کند که از برترین فرهنگ‌ها برخوردار است. فرهنگ اسلام در بین افراد آن جامعه، خرافی تلقّی می‌شود؛ چادر بین آنان ارزش ندارد، بلکه یک خرافت است، پوشش غربی را امتیاز می‌دانند، دین، نماز، مسجد و محراب را مسخره می کنند و رفتارهای زشت و ناپسند و فرهنگ غرب را نیکو می‌دانند. ظلم، در چنین جامعه‌ای معتبر است و ربا و رشوه، در بین افراد آنان عادی است و امتیاز محسوب می‌گردد.

مال حرام، رابطه انسان با خداوند را به کلّی قطع می‌کند و او را به شیطان متّصل می‌نماید. وقتی با شیطان مرتبط شد، به راهی می‌افتد که منتهای آن سقوط است و تا پایان عمر سراشیبی سقوط را طی می‌کند تا بمیرد. متأسفانه در آخرت نیز سقوط او ادامه دارد. خدا نکند کسی به این مقام پست تنزّل یابد که سقوطش، حتّی در جهنّم نیز ادامه دار باشد.

 

مال حرام آدمی را به سراشیبی سقوط می اندازد

افزون بر این، کسی که مال حرام کسب کرده، در قیامت باید حقّ‌النّاس را جبران نماید و این جبران ربطی به سقوط او و عذاب جهنّم ندارد. خداوند متعال به عزّت و جلال خود قسم خورده و فرموده است که: ممکن است از حق خودم بگذرم، امّا از حق‌الناس نخواهم گذشت؛ بنابراین در قیامت، عبادات و اعمال نیک بدهکار را به بستکار می دهند تا راضی شود؛ و اگر عمل نیکی نداشته باشد یا اعمال او تمام شود، گناهان بستانکار را به پرونده بدهکار منتقل می‌کنند.

مال حرام، انسان را به سقوط می‌کشاند و شقاوت ابدی را برای او رقم خواهد زد. بنابراین، به دست آوردن غذای حلال، مخصوصاً در زمان حاضر، در حالی که بسیار مشکل است، بسیار لازم است.

 

برخورد امام صادق (ع) با سود حاصل از گران‌فروشی

پول شویی

امام صادق(سلام الله علیها) روزی غلام خود را خواستند و فرمودند: من برای خرج و مخارج زندگی به درآمد نیاز دارم. سپس یک کیسه پول، شامل هزار سکه به او دادند و فرمودند: با این پول تجارت کن. آن غلام نقل می‌کند که با آن پول، جنسی خریدم و همراه با تجّار، به سوی مصر رفتیم. در راه قافله‌ای را دیدیم که از مصر برمی‌گشت، از اوضاع جنسی که داشتیم سراغ گرفتیم، گفتند: جنس شما در مصر مورد احتیاج همه است. تجّار قافله نیز برای سود بیشتر، هم قسم شدند که اجناس خود را به دو برابر قیمتِ خرید، بفروشند. می گوید: از سفر برگشتم و با خوشحالی دو کیسه پول در مقابل امام صادق (علیه السلام) گذاشتم و گزارش تجارت خود را دادم. آن حضرت از گران‌فروشی من خیلی ناراحت شدند و فرمودند: سبحان اللَّه! هم قسم می‌شوید که در مقابل هر دینار یک دینار سود از مسلمانان بگیرید؟ مبلغ اولیه خودشان را برداشتند و سود معامله را پس دادند و فرمودند: من احتیاج به چنین سودی ندارم. سپس روایتی خواندند که باید سرمشق زندگی ما باشد:

«مُجَادَلَةُ السُّیوفِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ"[3] ؛ یعنی انسان در خط مقدم جبهه باشد، آسان‌تر از این ا‌ست که بتواند مال حلال به دست بیاورد، اما تلاش برای کسب حلال، ضروری است. حتی اگر لازم باشد کسی برای پرهیز از مال حرام، گرسنگی بخورد، معلوم است که باید آن گرسنگی را تحمّل کند و به حرام نیفتد.

 

تأثیر سوء مال حرام در تربیت فرزندان

مال حرام، نه تنها خود انسان را به سقوط می‌کشاند، بلکه فرزندان او را نیز بدبخت می کند. وضعیت تأسف‌آور فرهنگی و فساد اخلاقی رایج در جامعه کنونی در اثر مال حرام است که پدر و مادرها به خورد فرزندان می‌دهند. وضعیت بعضی دختران و پسران جوان خیلی بد است تا جایی که می‌توان گفت: عفت عمومی و غیرت عمومی نداریم و فساد اخلاقی، با کمال شهامت در جامعه ما حکم‌فرماست. عفت از زن‌ها و غیرت از مردها رفته و کار به جایی رسیده که بی  عفتی و بی غیرتی تبدیل به ارزش شده است.

چرا چنین شده است؟ ما که شیعه هستیم، ما که از نظر عقیده به اسلام و تشیع و از نظر شعار، در حدّ مطلوبی هستیم و به اهل‌بیت (علیه السلام) عشق می‌ورزیم. پس چرا چنین شده است؟ به خاطر غذای حرام.

در اداره های ما، بی‌کاری، کم کاری و رشوه خواری وجود دارد. معلوم است کسی که رشوه بخورد یا در اداره، کم کاری و بدکاری داشته باشد، درآمد او حرام است و دختر و پسر او در اثر لقمه حرام، دچار بی‌عفّتی می شوند و بدتر اینکه، بی‌عفّتی نزد آنان، تبدیل به ارزش می شود؛ با مسجد و معنویات سر و کار ندارند و روحانیت را خرافت می دانند، شبانه روز مشغول تلفن همراه خود هستند که برای برخی جوانان، خانه شیطان شده است.

بازار ما، بازار اسلامی نیست؛ ربا، گران‌فروشی و کم‌فروشی به طرز عجیبی رونق دارد و غشّ در معامله در بازار فراوان است. معلوم است چنین تاجر یا کاسبی نمی تواند دختر و پسر مقدّس تحویل جامعه بدهد؛ لذا گاهی اوقات خودش مسجدی است اما پسر و دخترش نه اینکه حال مسجد ندارند، بلکه پدرشان را هم برای رفتن به مسجد مسخره می کنند. وقتی خمس در جامعه یک ضد ارزش باشد، معلوم است غذای افراد آن جامعه حرام است. وقتی این حرام را بچه ها بخورند، نه تنها راجع به دین، کسل و غافل می شوند، بلکه سقوط عجیبی می‌کنند.

اداری‌ها، بازاریان، اهل علم و بالاخره همه و همه باید بدانند که غذای حرام انسان را به سقوطی می کشاند که بعضی اوقات برگشت هم ندارد. یعنی گاهی انسان چنان سقوط می‌کند که اگر هم بخواهد نمی‌تواند مسیر رفته را بازگردد

عبرت از تاریخ

جوان‌ها! از تاریخ عبرت بگیرید. در زمان متوکّل عباسی، یک عالم مقدّس به نام شریک، با دربار ارتباط پیدا کرد. متوکّل از او تقاضا کرد که قاضی‌القضات شود. او با کمال شهامت گفت: دستگاه تو ظلم است و آن ریاست را نپذیرفت. گفت: لااقل معلّم فرزندانم باش. گفت: آن هم اعانت به ظلم است و نمی‌پذیرم. متوکّل گفت: پس شام میهمان ما باش. شریک که بهانه‌ای برای مخالفت نداشت، شام سلطنتی را خورد و به خانه رفت.

وقتی به خانه رفت، افکار انحرافی در اثر خوردن مال حرام، در او رخنه کرد. معنا ندارد که انسان غذای حرام خورده باشد و فکر او الهی باشد یا با خدا و معنویات سر و کار داشته باشد. مال حرام، ابزار بسیار خوبی برای شیطان است و کار او را راحت می‌کند؛ بنابراین فکر و توجیه شیطانی به سراغ او آمد. گفت: اگر من مقام قضاوت را بپذیرم، می‌توانم از این طریق، خدمتی به خلق خدا بکنم. وسوسه شیطان او را فرا گرفت و ریاست قوه قضائیه حکومت متوکّل را در نظر او امری مقدّس جلوه داد. سپس با خود گفت: اگر من بتوانم فرزندان متوکّل را تربیت کنم، ارزشمند است و چرا این امر مقدّس را نپذیرفتم؟

از شب تا صبح افکار شیطانی را مرور می‌کرد و صبح روز بعد به نزد متوکّل رفت و هر دو سمت را قبول کرد. متوکّل نیز به جبران خدمات او به دربار، یک حقوق حسابی برای او تعیین کرد.

 

غذای حرام بستر دین فروشی را در جامعه فراهم می کند

ثروت

غذای حرام، حتی به اندازه یک شام، با انسان چنین می‌کند که دین خود را در معرض فروش قرار می‌دهد. جالب آنکه خود شریک هم توجه و اقرار به انحراف و دین فروشی خود داشت، ولی تأثیر مال حرام، اجازه بازگشت به او نمی‌داد. روزی هنگام دریافت حقوق، دید که یکی از سکّه‌ها معیوب است. آن سکه را برای تعویض، به مأمور پرداخت برگرداند. آن مأمور گفت: یک سکّه معیوب در بین آن همه سکّه چه اشکالی دارد؟ مگر ارث پدرت را در ازای این حقوق فراوان داده‌ای؟ شریک گفت: نه، دینم را به خاطر دریافت این پول‌ها داده‌ام و لذا از یک سکّه هم نمی‌گذرم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) وقتی مطلّع شدند که استاندار ایشان به میهمانی اشراف رفته و به طرز آنان غذا خورده است، بسیار ناراحت شدند و نامه تندی به او نوشتند و فرمودند: رفتن به منازل تشریفاتی و خوردن غذاهای تشریفاتی سزاوار استاندار من نیست. سپس فرمودند: من که امام مردم هستم، در روز به دو قرص نان جو دو تا پیراهن وصله ای، بسنده کرده‌ام. مگر می شود من بیت‌المال مسلمانان را هدر دهم و غذای خوب و لباس خوب داشته باشم؟[4]

اداری‌ها، بازاریان، اهل علم و بالاخره همه و همه باید بدانند که غذای حرام انسان را به سقوطی می کشاند که بعضی اوقات برگشت هم ندارد. یعنی گاهی انسان چنان سقوط می‌کند که اگر هم بخواهد نمی‌تواند مسیر رفته را بازگردد.

سلمان فارسی می‌گوید: در دوره آخر زمان، مردم، افراد متّقی را دیوانه می‌خوانند و متّقین نیز سایر مردم را شیطان می‌دانند. به راستی هم امروزه شیاطین، جامعه را فراگرفته‌اند و راجع به غذای حرام، هیچ اهمیتی قائل نیستند و تصوّر می‌کنند که آدم‌های خوبی نیز می‌باشند. ربا و رشوه، سر تا پای برخی را گرفته و بالاخره غذای حرام هم شکم خودشان و هم شکم خانواده آنان را پر کرده است. در قیامت، همین فرزندان از پدر خود شکایت می کنند که خدایا ما در اثر مال حرام که او به خورد ما داد، منحرف شدیم و از پدر خود بازخواست می‌کنند، در حالی که آن پدر برای رفاه همین زن و فرزندان و تأمین دنیای آنان به حرام افتاده و جهنّمی شده است.

 

پی‌نوشت ها:

1. نساء / 145

2. اعراف / 104-103

3. کافی، ج 5، ص 161

4. نهج‌البلاغه / نامه 45

 


- نظرات (0)

توصیه های نوروزی

نوروز

در ایام عید که ظاهر خوبی دارد یعنی فرصتی برای دید و بازدید و سفر و شادی است و شهر و روستاها و خانه‌ها برای پذیرایی آماده است و هوای معتدل همراه با سبزی زمین و شکوفه‌های درختان و امثال آن به چشم می ‌خورد سزاوار است که این ظاهر زیبا با باطنی همراه باشد و تبریک ظاهری همراه با برکت عملی باشد.

این دید و بازدیدها قالب و تبریک ظاهری است، ولی قلب آن چیست؟

مغز این تبریک اموری است از جمله این که:

۱- در این دید و بازدیدها ثروتمندان فامیل، مخفیانه از فقرای فامیل دستگیری کنند.

این دستگیری کردن و کمک در آیات قرآن کریم به وفور از آن یاد شده است و در ازای عدم انجام نیز عذاب هایی وعده داده شده است:
وَالَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ (توبه 34)
وَوَیْلٌ لِّلْمُشْرِكِینَ/الَّذِینَ لَا یُوْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (فصلت 6 و 7)
مَا سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ / قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ / وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ (سوره مدثر44-42 )

إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات 15)

۲- اگر میان فامیل افرادی با هم کدورتی دارند آنان را آشتی دهند.

استحکام جامعه و مهربانی و دوستی بین ارکان آن، از نیازهای اساسی جامعه بشری است. خداوند متعال در قرآن کریم با به کار بردن تعبیر زیبای «صلح و آشتی» مردم را به اختلاف زدایی در زمینه حقوقی دعوت می‏کند و می‏فرماید:
«فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِیْنِكُمْ وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّوْمِنِینَ» [انفال/1]
«پس از خدا پروا دارید و با یكدیگر سازش نمایید و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت كنید.»
همچنین در مورد توصیه به اخوت و برادری می‏فرماید:
«إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» [حجرات/10]
به حقیقت، مومنان همه برادر یکدیگرند. پس همیشه بین برادران ایمانی خود صلح دهید و خدا ترس و پرهیزکار باشید. امید است که مورد لطف و رحمت الهی قرار گیرید.
امام علی علیه ‏السلام در وصیت ‏نامه خویش در خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السلام می‏ فرماید: از جد شما شنیدم که می فرمود:
« إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ » [مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، ج‏73 ص43]

امیرمۆمنان(علیه السلام): بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر در ازدواج میانجیگری کنی تا خدا آن دو را گرد هم آورد

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى‏فرمود: اصلاح بین مردم از هر نماز و روزه (مستحبّى) بهتر و گرانقدرتر است.
حضرت علی علیه‏السلام در وصیت نامه خود به فرزندان و همه کسانی که گفته او به آنها می‏ رسد، توصیه می ‏کند:
شما و همه فرزندانم و کسانم و آن را که نامه من بدو رسد سفارش می ‏کنم به ترس از خدا و آراستن کارها و آشتی با یکدیگر که من از جد شما شنیدم که می ‏گفت: آشتی دادن میان مردمان، بهتر است از نماز و روزه سالیان. [سید رضی؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نوبت 26، نامه 47]
با اینکه در اسلام دروغ گفتن از گناهان کبیره است می ‏توان در شرایطی برای اصلاح ذات بین از آن بهره گرفت، بنابر گفته امام صادق علیه‏السلام:
كسى كه مصلح و میانجى مى‏ شود، آنچه بگوید دروغگو محسوب نمى ‏شود. [كلینی، محمدبن یعقوب؛ اصول من الكافی، علی اکبر غفاری، ج‏2، ص210]
در حدیثی دیگر از امام علی علیه ‏السلام آمده است:
اگر میان دو نفر به منظور اصلاح و آشتى، میانجی ‌گرى كنم در نظر من از دو دینار صدقه دادن برتر است. [همان، ج‏2  ص 209]

«صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْن‏» اگر آشتی بدهید دو نفری را كه با هم قهر هستند، «أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَام‏» (نهج‌البلاغه/ص421) از تمام نمازها و روزه‌های مستحبی ثوابش بیش‌تر است.

بهترین صدقه‌هایی را كه خدا دوست دارد، ‌صدقه‌ی این است كه «إِصْلَاحُ بَیْنِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبُ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا» (كافی/ج2/ص209)

۳- اگر نوجوانان فامیل در بعضی از درس‌های خود ضعیف هستند به آنان کمکی شود.

بدهکار

مهلت دادن به بدهكار تنگ دست

۴- اگر شخصی گرفتار بدهی یا زندان است آن را نجات دهیم.

آیه 280 دربردارنده یک دستور مالی و حقوقی است که در آن به طلبکار توصیه شده در صورت سررسید زمان دریافت طلب، در صورتی که امکان پرداخت برای بدهکار وجود نداشته باشد؛ طلبکار نباید او را تحت فشار قرار دهد؛ بلكه باید به او مهلت دهد. (إِن كاَنَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىَ‏ مَیْسَرَةٍ)

حتى در قوانین اسلام كه در واقع تفسیرى است براى آیه فوق، تصریح شده كه هیچگاه نمى توان خانه و وسایل ضرورى زندگى افراد را برای بدهى آنها توقیف كرد یا از آنها گرفت؛ بلكه طلبكاران تنها مى ‏توانند از اضافه بر آن، حق خود را بگیرند و این حمایت روشنى از حقوق قشرهاى ضعیف جامعه است. [تفسیر نمونه 2/377]

قرآن کریم به طلبكاران مى‏گوید: در این گونه موارد كه بدهكاران سخت در تنگنا قرار دارند اگر بدهى آنان بخشوده شود، از هر نظر براى شما بهتر است. (أَن تَصَدَّقُواْ خَیر لَّكُم) احساس كینه توزى و انتقام را به محبت و صمیمیت مبدل مى سازد و افراد ضعیف جامعه را به فعالیت مجددى كه نتیجه اش نصیب همگان مى شود، وا مى دارد و اضافه بر اینها، صدقه و انفاقى در راه خدا محسوب مى ‏شود كه ذخیره روز پسین خواهد بود. [همان 2/378]

 ۵- اگر در جلسات گناه می ‌شود با برخورد خوب، مانع شویم.
۶- اگر برای بعضی از افراد فامیل سوال و شبهه‌ای مطرح شده ما واسطه شوبم و جوابش را از یک دانشمندی دریافت و شبهه آن را برطرف کنیم.

۷- اگر در فامیل و همسایگان خانواده شهداء و جانبازان وجود دارند، دیدار با آنان را بر دیگران مقدم بداریم.

 

شکرگزار باشیم

۸- در سفر از کسانی که در جاده‌ها خدمت می ‌کنند (پلیس، هلال احمر، راهداری) حداقل با زبان، تشکر کنیم.

شکر نعمت به شکل عملی از ارزش و جایگاه برتری برخوردار است و انسان لازم است افزون بر شکر زبانی، به عمل نیز شکرگزار باشد.

بهترین صدقه‌هایی را كه خدا دوست دارد، ‌صدقه‌ی این است كه «إِصْلَاحُ بَیْنِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبُ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا»

شکر باعث زیادی نعمت می‌شود خود باعث تقویت حس شکرگزاری انسان می ‌شود. قرآن مجید در سوره ابراهیم، 7 می‌ فرماید: "لَـئِن شَکَرْتُم‌ْ لاَزِیدَنَّکُم; شکر نعمت نعمتت افزون کند"

۹- برای همسریابی افراد مجرد فامیل واسطه‌گری و شفاعت کنیم.

در این زمینه خواندن روایات زیر خالی از لطف نیست.

امام صادق (علیه السلام): هر فردی زمینه ازدواج مجردی را فراهم کند از افرادی است که خدا در روز قیامت به او نگاه [لطف آمیز] می کند. (الکافی، ج 5، ص 331)

امیرمۆمنان(علیه السلام): بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر در ازدواج میانجیگری کنی تا خدا آن دو را گرد هم آورد. (وسائل الشیعه)

 


- نظرات (0)

صله رحم مجازی

, تجدید پیوند عاطفی, رحم, دید و بازدید, حق پدر و مادر, نیکی به پدر و مادر

مفهوم رحم

رحم در لغت به عضو خاصى از بدن زن كه محل استقرار فرزند و كانون نشو و نماى طبیعى او است اطلاق مى گردد. اقربا و خویشان نیز به اعتبار انتساب به یك رحم واحد  ارحام خوانده مى شوند.(1)

از نظر صرفى رحم بر وزن فعل، مفرد و جمع آن رحماء و ارحام، اسم فاعل آن راحم، اسم مفعول آن مرحوم، صیغه مبالغه آن رحیم ، همه از مشتقات واژه رحمت و مرحمت مى باشند. بسیارى از اهل لغت در بیان مبداء اشتقاق واژه رحم به این روایت نبوى شریف استناد كرده اند؛ پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: خداوند به هنگام خلق رحم خطاب به او فرمود: أَنَا الرَّحْمَنُ وَ أَنْتَ الرَّحِمُ شَقَقْتُ اسْمَكَ مِنِ اسْمِی فَمَنْ‏ وَصَلَكَ‏ وَصَلْتُهُ وَ مَنْ قَطَعَكَ قَطَعْتُه (2)؛

من خداى رحمانم و تو رحمى ، من اسم تو را از اسم خویش مشتق كرده ام ، از این رو هر كه با تو پیوند كند، من با او پیوند خواهم كرد و هر كه رابطه اش ‍ را با تو قطع كند، من نیز رابطه خویش را با او قطع خواهم نمود.

وصلت و سعادت

تحكیم پیوند خانوادگى و خویشاوندى ، یكى از اهداف ارزشمند مكتب توحیدى اسلام قرار دارد آئینى كه توحید و یكتا پرستى را محور تمام فعالیتها و تلاشهاى خود عنوان نموده است ، و سعى و تلاش دارد در تمام صحنه ها و عرصه ها وحدت رویه و حركت یكنواختى را فراهم ، واز تشتت و پراكندگى جلوگیرى به عمل آورد، هر عامل یا وسیله اى را كه موجب تحكیم این هدف مقدس گردد، تشویق، و از هر عامل تفرقه و پراكندگى جلوگیرى و ممانعت به عمل آورده است چون اساس كار اسلام وصل و گریز از فصل و جدایى است از این رو در مكتب تربیتى اسلام ، ایجاد علاقه با تمام افراد عائله و فامیل (صله رحم )مورد تشویق و توصیه قرار گرفته است و پیامبر بزرگوار اسلام صلى اللّه علیه و آله كه راه و روش او الگوى زندگى ما است در نخستین ماموریت خود "و انذر عشیرتك الاقربین" (3) را دریافته داشته است و این امر مى رساند كه صلاح و فلاح عشیره و فامیل ، در زندگى و سعادت انسان نقش وافرى دارد كه پیامبر انسانیت و رحمت به انذار و فراخوانى آنان ، ماموریت یافته است.

شاهدان و غایبان و هر كس از امت من را كه در صلب هاى مردان و رحم هاى زنان هستند تا روز قیامت، به صله رحم سفارش مى ‏كنم اگر چه بینشان به اندازه یك سال فاصله باشد، چون صله رحم، جزء دین است

پیوند خویشاوندى طبق فرمایش رسول خدا صلى اللّه علیه و آله ولو با سلام كردن انجام مى شود و امام صادق علیه السلام فرمودند: «صل رحمك ولو بشَربه من ماء» (4) یعنى پیوند با خویشاوندانت برقرار كن هر چند به اندازه یك بار نوشیدن آب باشد.

صله ارحام از دیدگاه آیات و روایات

صله رحم یكى از واجبات شرعى است و دلیل آن ، آیات و روایات متعددى است كه به وضوح بر این حكم دلالت دارد. از جمله:

خداوند در اولین آیه از سوره نساء مى فرماید:

1- یا ایها النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِیرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ..

اى مردم! از پروردگارتان پروا كنید، آن كس كه شما را از یك نفس آفرید و همسرش را نیز از (جنس) او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیارى را (در روى زمین) پراكنده ساخت واز خدایى كه (با سوگند) به او از یكدیگر درخواست مى‏كنید، پروا كنید. و (نسبت) به ارحام نیز تقوا پیشه كنید (وقطع رحم نكنید) كه خداوند همواره مراقب شماست‏

علامه و مفسر كبیر قرآن مجید مرحوم طباطبایى صاحب تفسیر شریف المیزان مى فرماید: مراد از تسائلون به و الارحام یعنى از آن جایى كه خداوند در پیش انسانها عظیم و بزرگ است و محبوب آنهاست و لذا وقتى از همدیگر سوال مى كنند طرف را به خداوند قسم مى دهند چون انسان وقتى مى خواهد قسم بخورد به چیزى كه در پیش او عظیم و بزرگ است و محبوب اوست قسم مى خورد و ظاهر اینست كه ارحام عطف است به كلمه اللّه آن وقت معنى این مى شود انسانها وقتى از طرف چیزى مى خواهند طرف را به خداوند و به ارحام (خویشاوند) قسم مى دهند.(5)

2- جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله و علیه وآله أُوصِی‏ الشَّاهِدَ مِنْ‏ أُمَّتِی وَ الْغَائِبَ مِنْهُمْ وَ مَنْ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ أَنْ یَصِلَ الرَّحِمَ وَ إِنْ كَانَتْ مِنْهُ عَلَى مَسِیرَةِ سَنَةٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنَ الدِّینِ.

جابر از امام باقر علیه السلام نقل مى كند كه امام علیه السلام فرمود رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرمودند: سفارش مى كنم امت حاضر و غائبم را و آنانى را كه در صلب مردها رحم زنانند تا روز قیامت كه صله رحم كنند اگرچه به فاصله یكسال راه باشد زیرا صله رحم جزء دین است .

پیوند خویشاوندى طبق فرمایش رسول خدا صلى اللّه علیه و آله ولو با سلام كردن انجام مى شود و امام صادق علیه السلام فرمودند: «صل رحمك ولو بشَربه من ماء» پیوند با خویشاوندانت برقرار كن هر چند به اندازه یك بار نوشیدن آب باشد

شاهدان و غایبان و هر كس از امت من را كه در صلب هاى مردان و رحم هاى زنان هستند تا روز قیامت، به صله رحم سفارش مى‏ كنم اگر چه بینشان به اندازه یك سال فاصله باشد، چون صله رحم، جزء دین است.

صله های مجازی

بعضی افراد با ارسال پیامک و یا پیام الکترونیکی به عنوان وسایل ارتباطی مدرن، از حال و روز اقوام و دوستان خود باخبر می شوند و از این طریق، می خواهند عدم دیدار حضوری خود را جبران کنند،در حالی که هیچ وسیله ای جایگزین دیدارهای سنتی و پسندیده نمی شود. در عین حال باید اضافه کرد که پیامک اثر منفی روی روحیه و توقع مخاطب و از طرف دیگر خصوصاً نسل آینده که می باید فرهنگ صله رحم را، از خانواده خود بیاموزد، می گذارد. بچه ها باید از والدین خود بیاموزند که دیدار بزرگتر های اقوام به عنوان شناخت هویت فامیلی و ثبات لازم ارتباطات خانوادگی می باشد.

گسترش ارتباطات افراد با یکدیگر به تقابل شخصیت و آرامش روحی آنان می انجامد. از این رو می توان نوشت قدرشناسی، حرمتداری سزاوارانه و برآمده از رویکرد به دین و معارف دیرینه ملی ایرانیان مبانی زیست اجتماعی را در زندگی عمومی ما و در طول عمر، جاودانه و نهادینه می کند.

حق پدر و مادر

نظر به شان و منزلت پدر و مادر و اولویت و تقدم حقوق آنها توصیه هاى موكدى در آیات و روایات وارد نسبت به حقوقشان شده است . برخى از علماى اخلاق، فلسفه تاءكید بیش از حد اسلام بر حقوق والدین ، خصوصاً مادر و لزوم رعایت آن در هر شرایط ممكن از سوى فرزندان را ضعف پایگاه طبیعى و روانى این تعلق و در نتیجه حساسیت و ضربه پذیرى آن از یك سو، سنگینى مسؤولیت و مشقت آن خصوصاً در دوران پیرى و سالخوردگى والدین از سوى دیگر و بالاخره اهمیت و اعتبار بسیار با توجه به آثار و پیامدهاى متنوع آن در نظام اجتماعى مى دانند. در مقابل ، پدر و مادر به علت كشش پر جاذبه فطرى به فرزندان و رغبت و تمایل شدید طبیعى به حمایت و سرپرستى و رفع نیازها و تأمین مصالح آنها، چندان مورد توصیه و سفارش نشده اند.

پی نوشت ها:

1- المیزان فى التفسیر القرآن ، ج 4، ص ‍ 138

2- بحارالانوار، ج 71، باب صلة الرحم ، ح25؛ تاج العروس ، ج 16، ص274.

3- الشعراء/214

4- الکافی،ج3،ص389

5- المیزان ج 4 ص 137

6- الکافی،ج1،ص151


- نظرات (0)

دوتفریح تباه کننده زندگی


قمار

از اول زندگی را با سختی آغاز کرده بودند ... از صفر صفر ... با یه درآمد بخور نمیری که اگر برکتی که به واسطه اعتقادات و تدین خانم خانه نبود نمیشد زندگی کرد ... روزها گذشت و کم کم زندگی با صبر زن و بچه ساخته شد ... خانم سرکار می رفت .. . بچه ها سرکار می رفتند ...

شاید بپرسید: پس مرد این خانه کجای داستان است؟ بله درسته، حرف از آقای خانه نیاوردم ولی خوب شاید یه جورایی حق هم نباشد نقش او را به پر رنگیه سایر اعضا بیان کرد ... مردی که جز خوشگذرانی و لاابالی گری و قمار کار دیگری نداشت ... تازه داشت زندگی جون می گرفت که این اقای به ظاهر مرد خانه، با شرط بندی و قماری بر سر موضوعی با فرد بدتر از خودش سر خانه و سرمایه ای که با تلاش زن و فرزندش ساخته شده بود از بین برد ...

بله قمار ... ابزاری که به فرمایش قرآن کریم وسیله ای شده بود برای تنفر و کینه ورزی نسبت به مرد خانه ... چنانچه قرآن کریم می فرماید: شیطان همواره در صدد ایجاد دشمنی و کینه توزی در میان شما با شرابخواری و قماربازی است و نیز بازداشتن شما از یادخدا و نماز است…" [مائده:91]

حضرت رضا علیه السلام فرموده اند:"خداوند تمام اقسام قمار را تحریم کرده است خداوند قمار را پلیدی می داند و آن را عمل شیطانی می شناسد و مردم را از آن برحذر داشته است." [مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 436 ]

اگر بخواهیم تعریف جامعی برای قمار تهیه کنیم، باید بگوئیم قمار یعنی قربانی کردن مال و شرف برای بدست آوردن مال غیر، با خدعه و تزویر و احیاناً به عنوان تفریح و نرسیدن به هیچ کدام. 

با قمار مال را که نابود می کنند هیچ، گاهاً قماربازان بر سر زن و فرزند خود قمار می کنند و آن ها را به تباهی می کشانند. به عبارتی دیگر کسی که می بازد می کوشد برای جبران  شکست روحی و مادی خود بازی را ادامه دهد و چون عصبانی وکینه ای شده چه بسا تمام زندگی خود را ببازد و برای تسکین شکست و ناراحتی های خود به انواع مواد مخدر و مشروبات الکلی کشیده شود.

قرآن در این باره نیز می فرماید: "ای کسانی که ایمان آورده اید بدانید که شراب، قمار، بت ها و چوب های برد و باخت  تماما  پلید و از کارهای شیطان است، پس از این کار ها بپرهیزید تا رستگار شوید." [مائده 90]

تفریحی که سودش از زیانش کمتر است

میگساری و قمار دو عمل تفریحی خطرناک و دو سرگرمی زیان آوری است که در طول قرن های متمادی در بین ملل و اقوام بشری بوده و مفاسد بیشماری ببار آورده است.

البته مشروبات الکلی از نظر اقتصادی برای تولید کنندگان آن سود اوراست،این مسئله را هم خداوند در قران آورده است.قمارنیز مانند مشروبات الکلی منبع درآمد مالی ودارای ارزش اقتصادی است،و مؤسسات بزرگی در دنیا موجود است و ثروتمندان جهان رابرای قماربازی به خود جلب می کنند و درآمد های فراوانی نصیب صاحبان مؤسسات مربوطه می شود. ولی با این جهت زیان و ضررهای جسمی و روحی و فسادند و از سودشان بسیار بیشتر است. قرآن هم فرموده است: "یسئلونک عن الخمر والمسیر قل فیها اثمُ کبیر ومنافع للناس واثمهما اکبر من نفعهما”

درباره شراب و قمار از تو (ای پیامبر)پرسش می کنند فدر جواب بگو این دو کار حاوی گناه بزرگ ومنافعی برای مردم است ولی گناهش از سودش زیادتر است.

ضرر های جسمی و روحی مشروبات الکلی و قمار

یکی از زیان های مشترک شراب و قمار از نظر روانی و اجتماعی مهم  وقابل ملاحظه است و می تواند مفاسد بسیاری را را ببار بیاورد. مشروبات الکلی و قمار حس بدبینی و کینه توزی را در نهاد مصرف کنندگان آن بیدار می کند. محیط محبت و پاکی و دوستی بین مردم را تیره و تار می سازد و زمینه انتقام جویی و جنگ و خشم و اختلافات را مهیا می سازد.

“انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة والبغضاء فی الخمر والمسیر”[سوره مائده:آیه 91]

شیطان مقصد دارد به وسیله شراب می کشاند، قمار روابط شما را با یکدیگر تیره کند و بین شما دشمنی و کینه برانگیزد.

قمار ... ابزاری که به فرمایش قرآن کریم وسیله ای شده بود برای تنفر و کینه ورزی نسبت به مرد خانه ... چنانچه قرآن کریم می فرماید: شیطان همواره در صدد ایجاد دشمنی و کینه توزی در میان شما با شرابخواری و قماربازی است و نیز بازداشتن شما از یادخدا و نماز است…" [مائده:91]

قمار با مال و خانواده

در عصر جاهلیت قدیم وحتی جدید قمار بازی به صورت های مختلف بین مردم واعراب رایج بوده است.ابتدا قماربازان با اموال خود برد وباخت می کردند زمانی که اموالشان را می باختند،زن خود را در معرض فروش وقمار قرار می دادند!

چنانچه قرآن کریم در چهارده قرن قبل تمام مضرات شراب و قمار پیش بینی کرده وآنها را بر مسلمین حرام کرده است.

حضرت رضا علیه السلام فرموده اند:"خداوند تمام اقسام قمار را تحریم کرده است خداوند قمار را پلیدی می داند و آن را عمل شیطانی می شناسد و مردم را از آن برحذر داشته است." [مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 436 ]


- نظرات (0)

شاخص های زن قرآنی

قران، زن در قرآن، زنان در قرآن

در این نوشتار به دنبال واکاوی شاخص های قرآنی زن مسلمان هستیم، شاخص های قرآنی که کرامت الهی زن را غنای دو چندان می بخشد و سعادت دو سرا را برای وی به ارمغان می آورد. 

جایگاه و موقعیت زن قرآنی در سه حوزه طلایی

به راستی اگر بخواهیم فاکتورهای قرآنی زن مسلمان و شایسته را در نظام اسلامی مورد بررسی و دقت قرار دهیم می بایست جایگاه و مسئولیت او را در سه حوزه ارتباط با خدا، ارتباط با خانواده و ارتباط با اجتماع مورد بررسی قرار دهیم. در چنین نگاه جامع و عامی است که جایگاه شایسته قرآنی او هویدا و مشخص می شود. 

ویژگی زن شایسته در حوزه  ارتباط با خدا

یک ارتباط زلال با خدا

 در نظام ارزشی اسلام، جایگاه و ارزش زنان از روی رنگ و لعاب های دنیوی و لباس های فاخر و مجلسی مشخص نمی شود، بلکه رنگی دیگر است که به وجود زنان ارزش و غنای آسمانی و عرشی می بخشد، رنگی که به انسان هویت الهی می دهد و فرصت ارتباط و همنشینی با معبود را فراهم می کند. زن در آینه قرآن کریم زمانی می تواند جایگاه شایسته خود را پیدا کند که رابطه معنوی خود را با خدای خود تقویت کرده باشد، خدای متعال در قرآن کریم این ویژگی فاخر زنان شایسته را این چنین بر می شمرد: «وَ الذَّاكِرینَ اللَّهَ كَثیراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً؛[احزاب، آیه35] و مردان و زنانى كه خداى را بسیار یاد مى كنند، خداوند براى آنان آمرزش و مزدى بزرگ آماده كرده است.»

صالحان و درستكاران، و آنها كسانى هستند كه خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده می باشند و نه تنها در حضور شوهر بلكه در غیاب او،"حفظ الغیب" می كنند، یعنى مرتكب خیانت چه از نظر مال و چه از نظر ناموس و چه از نظر حفظ شخصیت شوهر و اسرار خانواده در غیاب او نمی ‏شوند، و در برابر حقوقى كه خداوند براى آنها قائل شده و با جمله" بِما حَفِظَ اللَّهُ" به آن اشاره گردیده وظائف و مسئولیت هاى خود را به خوبى انجام می ‏دهند

در فرهنگ قرآن ارتباط و ایمان به خدای متعال از چنان اهمیتی برخوردار است که کنیز مؤمن از زن آزاد مشرک برتر معرفی شده است، چرا که ارزش در نظام اسلامی چیزی فراتر از محاسبات و ملاک های مادی است. «وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُم؛[بقره، آیه221] كنیز با ایمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (زیبایى، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتى آورد.»

⁠ویژگی زن شایسته در حوزه خانواده

1). زن سکاندار تربیت فرزندان

جایگاه زن در حوزه خانواده جایگاه ممتاز و اثر بخشی است. اهمیت این موضوع به گونه ای است که اگر زن به خوبی نتواند خود را به ویژگی و شاخص های قرآنی زیبنده کند، چه بسا خانواده از مسیر تعالی و بالندگی باز خواهد ایستاد. زمانی که زن در خانواده نقش مادر را ایفا می کند، سکان دار اصلی تربیت فرزندان را برعهده دارد، چرا که بیشترین ارتباط را با اعضای خانواده بر دوش وی است. به همین جهت در مرتبه اول می بایست پایبندی به اصول و ارزش های اسلامی را تقویت کند و در مرتبه بعد زیرمجموعه خود را مورد توجه قرار دهد: «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلیكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ[تحریم، آیه6] خود و خانواده خویش را از آتشى كه هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید.»

2). برائت از کارهای غیر اخلاقی شوهر فاسد 

امروزه یکی از مشکلات پیشروی بعضی از زنان متأهل، مواجه شدن با شوهران غیر متعهد به آموزه های اسلامی است. کم نیستند زنانی که بعد از ازدواج متوجه می شوند که مردانشان هیچ گونه تعهدی به موازین دینی و اسلامی ندارند، در این چنین فضایی زنان نمونه و قرآنی از اوامر و خواسته های ضد دینی که با موازین اسلامی در تضاد است، اعلام برائت می جویند و پا را از حدود الهی فراتر نمی نهند. این ویژگی قرآنی به خوبی در زندگی آسیه همسر فرعون تجسم یافته است که حضرت باری تعالی او را این چنین به جامعه اسلامی معرفی می نماید: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی‏ عِنْدَكَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ؛[تحریم، آیه11] و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش!.» 

3). زنان قرآنی، متواضع و راز دار شوهرند

«فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ؛[نساء، آیه34] پس زنان نیك و شایسته [خداى و شوهران خود را] فرمانبردارند و [عفّت خویش و حق شوهران را] در حال غیبت [آنان‏] به نگاهداشت [حقوقى كه‏] خدا [براى آنان قرار داده است‏] نگهدارنده‏اند.»

محققان تفسیر نمونه در ذیل این آیه شریف این چنین بیان داشته اند: «صالحان و درستكاران، و آنها كسانى هستند كه خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده می باشند و نه تنها در حضور شوهر بلكه در غیاب او، "حفظ الغیب" می كنند، یعنى مرتكب خیانت چه از نظر مال و چه از نظر ناموس و چه از نظر حفظ شخصیت شوهر و اسرار خانواده در غیاب او نمی ‏شوند، و در برابر حقوقى كه خداوند براى آنها قائل شده و با جمله "بِما حَفِظَ اللَّهُ" به آن اشاره گردیده وظائف و مسئولیت هاى خود را به خوبى انجام می ‏دهند.»[2]

در فرهنگ قرآن ارتباط و ایمان به خدای متعال از چنان اهمیتی برخوردار است که کنیز مؤمن از زن آزاد مشرک برتر معرفی شده است، چرا که ارزش در نظام اسلامی چیزی فراتر از محاسبات و ملاک های مادی است. «وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُم؛[بقره، آیه221] كنیز با ایمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند (زیبایى، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتى آورد.»

ویژگی زن شایسته در حوزه ارتباط اجتماعی

زنان شایسته در نگاه قرآنی دارای ویژگی های فراوانی هستند که در این نوشتار بیان همه آنها مقدور نبوده و به پاره ای از آنها تیتر وار اشاره می کنیم.

1). حافظ حریم حیا و عفاف در ارتباط اجتماعی:

حیا همچون پرده عصمت و پاکی است که به انسان اجازه آلودگی و گرفتار شدن در دام پلیدی را نمی دهد، در اندیشه قرآنی یکی از ویژگی های زنان نمونه در ارتباطات اجتماعی حیا و پاکدامنی است، که نمونه ی آن در دختران حضرت شعیب تجلی یافته است: «فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی‏ عَلَى اسْتِحْیاء؛[قصص، آیه25] ناگهان یكى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى كه با نهایت حیا گام برمی ‏داشت.»

2). پرهیز از عشوه گری در ارتباطات اجتماعی

یکی از راه های نفوذ فرهنگی که کشورهای استعماری از دیر باز از آن استفاده کرده اند، استفاده ابزاری از زنان و کشاندن ایشان به بازار عشوه گری و خودنمایی و تبرج بوده است. اگر زنان در جامعه به تبرج و خودنمایی روی آورند به یقین پایه های اخلاقی آن جامعه رو به تباهی و نیستی خواهد گرایید خطر بزرگی که تبعات جبران ناپذیری برای جامعه در پی خواهد داشت. به همین جهت خدای متعال زنان را از این رویه نامناسب برحذر داشته است. «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى؛[احزاب، آیه33] و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید.»

3). حفظ حجاب اسلامی در جامعه

«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِن»[نور، آیه31]

سخن آخر

در اندیشه اسلامی زن میتواند تجلی اسم جلال و جمال الهی باشد، که از جهت زیبایی هایش، مظهر جمال حق و از جهت دور بودن از دسترس نامحرمان مظهر جلال الهی باشد.[3] 

پی نوشت ها:

[1]. نهج الفصاحه ص472 ح 1520. 

[2]. تفسیر نمونه، ج‏3، ص371. 

[3]. اصغر طاهر زاده،زن آن گونه که باید باشد، ص46. 


- نظرات (0)

معامله ای که فقط سود دارد و ضرر ندارد

معامله با خدا، انفاق، نیکوکاری

انفاق معامله ای از جنسِ بُرد بُرد

براستی که انفاق، بالندگی و رویش را به همراه دارد. اگر با دقت بنگریم، در‌می‌یابیم که پیشه‌ی‌ تمام هستی از دریا و صحرا، از کوه و دشت و پرنده و چرنده، بخشش و گشاده دستی است. اگر بذل‌های بی دریغ موجودات عالم به یکدیگر نمی بود گویی چوبی لای چرخ هستی رفته و آن را از حرکت باز می داشت. 

و خوب معامله ایست، معامله ی منفقانه. معامله اش دو سَر بُرد است؛ چه نگاهی اخروی به آن داشته باشیم و چه دنیوی، چه امور معنوی هدفمان باشد و چه امور مادّی. از نظر معنوی، روح گذشت و بخشش و فداکاری و نوع دوستی و برادری را در انفاق کننده پرورش می دهد و وسیله‌ ای برای تکامل روحی و پرورش شخصیت اوست. و اما از نظر مادی امنیت اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی را در جامعه تضمین می کند. از نا‌رضایتی ها در جامعه کاسته و بذر آشوب و اعتراض و... را عقیم می کند. انفاق فاصله‌ی طبقاتی را کم می کند و خطراتی را که از این رهگذر متوجه افراد اجتماع می شود را از میان می برد، انفاق آتش خشم و شعله های سوزان طبقات محروم را فرو می نشاند و روح انتقام و کینه توزی را از آنها می‌گیرد (تفسیر نمونه، ج2، ص354). پس با هر دو نگاه (معنوی و مادی) به نفع فرد و جامعه خواهد بود.

خداوند با جمله ‌ی «و ما تنفقوا من خیر فَلِاَنفُسِکُم» «که منافع انفاق به خود شما بر می گردد» (بقره: 272) یکی از اهداف متعالیِ انفاق‌ کردن را نشانه می رود و به این وسیله انفاق کنندگان را تشویق به این عمل انسانی می نماید، مسلماً انسان هنگامی که بداند نتیجه‌ی کار او به خود او باز می گردد، بیشتر به آن کار علاقمند خواهد شد. (تفسیر نمونه، ج2، ص353)

رنگ و لعابی از نوع احسان!   

خداوند در قرآن به تازه مسلمانان و مخالفان اسلام درباره ی تغییر قبله می‌گوید: نیکی تنها به این نیست که (به هنگام نماز) صورت خود را به سوی مشرق و مغرب کنید ( و تمام گفتگوی شما از مساله ی قبله و تغییر قبله باشد و همه ی وقت خود را مصروف آن سازید) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسانی هستند که.... مال خود را با علاقه ای که به آن دارند به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق کنند...(بقره/ 177). اما دریغ و چه بسیار افسوس که بسیاری از ما مومنین دقیقاً خلاف این آیه را عمل می کنیم و از آنچه بذل می کنیم و می بخشیم که نه تنها مورد علاقه ی ما نیست بلکه برای این که از شر آن خلاص شویم، رنگ و لعاب بذل را به آن داده و خود را جزء منفقین به حساب می آوریم.

دو راهیِ انفاق و .....

رسیدن به مقام نیکوکاران واقعی، شرایط زیادی دارد که یکی از آنها انفاق کردن از اموالی است که مورد علاقه ی انسان است، زیرا عشق و علاقه ی واقعی به خدا، و احترام به اصول انسانیت و اخلاق، آن گاه روشن می شود که انسان بر سر دوراهی قرار گیرد، در یک طرف مال و ثروت یا مقام منصبی قرار داشته باشد که مورد علاقه ی شدید اوست، و در طرف مقابل خدا و حقیقت و عواطفِ انسانی و نیکوکاری، اگر از اولی بخاطر دومی صرف نظر کرد معلوم می شود که در عشق و علاقه ی خود صادق است، و اگر تنها در این راه از موضوعات جزیی حاضر بود صرف نظر کند، معلوم می شود عشق و علاقه ی معنوی او نیز به همان پایه است و این مقیاسی است برای سنجش ایمان و شخصیت.( تفسیر نمونه، ج4، ص 3)

حواسمان به چه کسانی باشد؟

نیازمندان دو گروهند: گروهی آشکارا ابراز نیازمندی می کنند و از این کار احساس شرمندگی ندارد. اما گروهی از مومنین و حتی غیر مومنین هستند که در عین حالی که نیازمندند آنچنان رفتارشان در برخوردها  خویشتندارانه و بزرگ‌منشانه است که حتی حاضر نیستند کسی بفهمد که آنها نیازمندند و به اصطلاح، صورت خود را با سیلی به هر طریقی که باشد سرخ نگه می دارند. پس باید کمی بیشتر دقت کرد. 

خطاب خداوند در قرآن این ‌گونه است: «انفاق شما باید نسبت به کسانی باشد که از شدت خویشتنداری، افرادِ ناآگاه آنها را بی نیاز می پندارند؛ اما آنها را از چهره هایشان می شناسی؛ و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند» (بقره/273)

آنچه بکارم قطعاً خودم برداشت خواهم کرد

اگر من دست اهل خانه ای که در زمستانِ سختِ نداری و خشونتِ طاقت فرسای فقر گرفتار شده و از فَرط خویشتنداری دست نیاز به سوی کسی جز خداوند متعال دراز نمی کند را بگیرم و او را از این وضعیت که به سبب امتحان الهی درگیر آن شده است نجات دهم، مطمئناً اولین کسی خواهم بود که از این انفاق کریمانه سود خواهم برد و اولین صندوقچه، صندوقچه‌ی اعمال خودم خواهد بود که از طلای ناب انفاق و نیکی به دیگران پر خواهد شد.

خطاب خداوند در قرآن این‌گونه است: «انفاق شما باید نسبت به کسانی باشد که از شدت خویشتنداری، افرادِ ناآگاه آنها را بی نیاز می پندارند؛ اما آنها را از چهره هایشان می شناسی؛ و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند» (بقره/273)

خداوند با جمله ‌ی «و ما تنفقوا من خیر فَلِاَنفُسِکُم» «که منافع انفاق به خود شما بر می گردد» (بقره: 272) یکی از اهداف متعالیِ انفاق‌ کردن را نشانه می رود و به این وسیله انفاق کنندگان را تشویق به این عمل انسانی می نماید، مسلماً انسان هنگامی که بداند نتیجه‌ی کار او به خود او باز می گردد، بیشتر به آن کار علاقمند خواهد شد. (تفسیر نمونه، ج2، ص353)

کلام آخر

بهار طبیعت نزدیک است و شکوفه های بهاری در حال جوانه زدن. جشن نیکوکاری فرصتی است برای اینکه حواسمان به اطرافمان باشد، به صورت هایی که با سیلی سرخ نگه داشته شده اما دست نیاز به سوی کسی دراز نمی کند. بکوشیم شکوفه‌ی لبخند و مهربانی و نوع دوستی را در طبق اخلاص گذاشته و برای هم نوعانمان به ارمغان ببریم که امیر المومنین فرمود: همه‌ ی نیکی‌ها را نگاه کردم، پس ندیدم نیکی و احسانی برتر از ترحّم و مهربانی. (مواعظ العددیه، ص 263)


- نظرات (0)

ریشه کنی فقر

فقر، فقیر، فقرا، نیازمند، کوک فقیر

1. امر به انفاق و دستگیری از نیازمندان

آیاتی فراوانی در قرآن کریم وجود دارد که پیام آنها امر به انفاق، تشویق انفاق‌کنندگان، تقدیر از آنها، دادن وعدۀ پاداش به ایشان و نیز توبیخ و تهدید ترک کنندگان انفاق است(برای نمونه ر.ک به آیات بقره/267، ابراهیم/31، توبه/34). گرچه انفاق می‌تواند شکل‌های گونه‌گونی داشته باشد؛ اما بی‌تردید بخش قابل توجهی از انفاق، همان انفاق مالی است که به فقرا تقدیم می‌شود.

وجوب انفاق و رد احتمال استحباب

بسیاریْ انفاق مالی به نیازمندانِ جامعه را کار مستحبی می‌دانند که ثوابی زیادی هم دارد؛ اما دقت در آیاتی از قرآن کریم احتمال استحباب را از اساس کنار زده وجوب را اثبات می‌کند.

در قرآن کریم دو آیه وجود دارد که به صراحت بخشی از اموالِ اهل ایمان را که گاه با لفظ «متقین»(ذاریات/15) و گاه «مصلین»(معارج/22) از آنها یاد می‌کند از آنِ نیازمندان می‌داند؛ آن هم با تعبیر «حق» تا کسی نتواند آن را بر مستحب و خیرات اموات حمل کند.

«فی اموالهم حقٌ للسائل و المحروم»(ذاریات/15) «سائل» كسى است با اظهار فقر چیزى از انسان بخواهد. ولى «محروم» به معناى كسى است كه از رزق محروم است و كوشش او به جایى نمى‏رسد. هر چند كه از شدت عفتى كه دارد دست‌نیاز دراز نمى‏كند(المیزان، 18/370). 

اسلام از بدو ظهور، مبارزه با فقر را جزء اولین برنامه‌های خود قرارداد و شعار «جامعۀ بدون فقر» را با صدای بلند فریاد کرد.

 

این «حق مالیِ» موجود در این دو آیه را که در مکه نازل شده‌اند(مجمع البیان، 9/228؛ 10/527) نمی‌توان به «خمس» یا «زکات»ی که دستورش در مکه نازل شد حمل کرد و مدعی شد منظور از «حق» یادشده خمس و زکاتِ واجب است.  

این نشان می‌دهد اسلام از بدو ظهور، مبارزه با فقر را جزء اولین برنامه‌های خود قرارداد و شعار «جامعۀ بدون فقر» را با صدای بلند فریاد کرد.

البته این وجوب، کفایی است که نخست بر تمام کسانی که می‌دانند و می‌توانند واجب می‌شود؛ آنگاه که فرد یا گروهی به اقدام لازم برای رفع نیاز سائل و محروم انجام داد از دیگران ساقط می‌شود.   

2. امر به پرداخت زکاتی که یکی از مصارف آن کمک به فقراست

واجب کردن «زکات» و نیز «خمس» یکی دیگر از اقدامات اسلام برای مبارزه با فقر مالی در جامعه است. یکی از مصارف زکات، کمک مالی به فقیران و مستمندان جامعه است(ر.ک به تفسیر توبه/60 و نیز احکام زکات در کتابهای فقهی). 

در این آیه، برای زکات هشت مصرف بیان شده است که دو مورد نخست آن فقرا و مساکین هستند. دربارۀ تفاوت این دو گفته‌اند: «فقیر» به معنى كسى است كه در زندگى خود كمبود مالى دارد هر چند مشغول كسب و كارى باشد و هرگز از كسى درخواست نكند؛ اما «مسكین» كسى است كه نیازش شدیدتر و دستش از كار كوتاه است برای همین از این و آن درخواست کمک مالی مى‏كند(ر.ک به نمونه، ج8، ص6).

نکتۀ دیگر اینکه اکثریت قاطع فقها گفته‌اند اصناف هشتگانۀ مصرف زکات، مواردى است كه صرف زكات در آنها مجاز است و تقسیم كردن در آن واجب نیست. یعنی می‌توان تمام آن را تنها در کمک به نیازمندان و رفع فقر از جامعه صرف کرد(همان، ص8). البته نباید از یاد بُرد که هدف از تشریع زکات رفع نیازمندی‌هاى گوناگون جامعۀ اسلامى است برای همین چگونگى مصرف آن در این مصارف هشتگانه بستگى به ضرورتهاى اجتماعى از یك سو و نظر حكومت اسلامى از سوى دیگر دارد(همان).

«خمس» نیز به دو نیم می‌شود که نیمی از آن باید به مصارف سادات فقیر برسد(ر.ک به تفسیر انفال/41 و نیز احکام خمس در کتابهای فقهی).

این دو دستور (واجب دینی) به خوبی گویای اهتمام اسلام به مبارزه با فقر و زدودن آن از محیط جامعه است.

3. نکوهش کسانی که از کمک به فقرا خودداری می‌کنند

سرزنش و بیان سرانجامِ بدِ کسانی که با ترک انفاق مال از کمک به نیازمندان خودداری کردند نیز گویای اهتمام دین به مبارزه با فقر در جامعه است. در این راستا گاه با زبان توبیخ می‌پرسد «ما لكم الا تنفقوا فی سبیل الله؛ چرا در راه خدا انفاق نمی‌كنید؟!»(حدید/10) این آیه انسان‌های بخیل را به شدت توبیخ کرده است که چرا از مال خدا در راه خدا انفاق نمى‏كنند، با اینكه وارث حقیقى اموال خداى تعالى است و اموال نه براى آنان باقى مى‏ماند و نه براى غیر ایشان(المیزان، 19/153).

و گاه از سرانجام بد کسانی خبر می‌دهد که برای زدودن فقرْ از جامعه تلاشی نکردند. قرآن کریم در ترسیم تصویری از جهنم می‌گوید: وقتی از مجرمین می‌پرسند چه چیز سبب جهنمی شدن شما شد؟ پاسخ می‌دهند: «لم نك من المصلین و لم نك نطعم المسكین؛ »(مدثر/40-43). یعنی ما نه اهل عبادت خدا بودیم و نه اهل دستگیری از نیازمندان جامعه.

مهم این است که مراد از «اطعام مسكین» در این آیه، انفاق بر تهى‌دستان جامعه است به مقدارى كه بتوانند كمر راست كنند و حوائج‌شان برطرف شود(المیزان، 20/97).

4. سیرۀ پیشوایان معصوم(علیهم السلام) در کمک به فقرا و تلاش برای ریشه‌کنی فقر از جامعه

انفاق مالی (اطعام) به یتیم و مسکین و اسیر توسط اهل‌بیت(علیهم السلام) که در سورۀ انسان بازگو شده است (آیات8-9) سندی گویا بر اهتمام ایشان در کمک به فقرا و مبارزه با فقر است؛ حتی اگر آن فقیر، کافری باشد اسیر؛ مهم این است که او نیز عضوی از جامعۀ اسلامی است. اگر بنا باشد با فقر مبارزه شود دیگر مهم نیست فقیر کیست و چه مرامی دارد.

در این باره گزارش‌های رسیده از سیرۀ امیرمؤمنان علی(علیه السلام) کم نیست. هنگامی که به ظاهر کار حکومت و ادارۀ جامعه را از دست او درآوردند به تلاش اقتصادی روآورد تا از این راه نیازمندان و نیز کسانی را که قدرت کار و کسب‌درآمد ندارند به مقدار توان، تحت پوشش مالی قراردهد

نیز پس از هجرت مسلمانانْ به سوی مدینه آن هم با دستانی خالی، تشویق انصار به دستگیری و حمایت مالی از مهاجران، دلیلی دیگر بر رویکرد فقرزدایی اسلام از جامعۀ اسلامی است. قرآن کریم در راستای تشویق و ترویج رفتار انصار می‌گوید:

« آنهایی را كه به سوی‌شان مهاجرت كرده‌اند دوست می‌دارند و از آنچه به مهاجران داده می‌‌شود در دل احساس حسد نمی‌كنند و دیگران را بر خویش ترجیح می‌دهند هر چند خود به آن نیازمند باشند و آنان كه از بخل خویش درامان مانده باشند رستگارانند.»(حشر/9) 

در این باره گزارش‌های رسیده از سیرۀ امیرمؤمنان علی(علیه السلام) کم نیست. هنگامی که به ظاهر کار حکومت و ادارۀ جامعه را از دست او درآوردند به تلاش اقتصادی روآورد تا از این راه نیازمندان و نیز کسانی را که قدرت کار و کسب‌درآمد ندارند به مقدار توان، تحت پوشش مالی قراردهد(ر.ک به دانش‌نامۀ امیرالمؤمنین علیه السلام، 10/353-373). (برای مطالعۀ بیشتر ر.ک به همان، 81-183)


- نظرات (0)

هر جا کم آوردی، 100 مرتبه این ذکر را بگو

استغفار

چند وقتی است که بین جوانان ذکر گفتن زیاد شده است ... خیلی از افراد که به ظاهر شاید خیلی به آن ها نمی آید که اهل ذکر باشند تسبیح در دست دارند و ذکر می گویند... یک بار با یکی از آن ها باب صحبت را باز کردم و پرسیدم که اگر فضولی نیست میشه بگید چی دارید میگید؟ گفت: چند وقتی است که به مشکل مادی خورده ایم و از یکی شنیده ام ذکر "یا رزاق" خیلی برای مادیات خوب است... گفتم خوب چرا ذکر "استغفار" را نمی گویید؟ او گفت: اون ذکر که برای توبه و آمرزش خواستن و بخشیده شدن گناه است، من میگم یه ذکری می خوام برای زیاد شدن روزی ...

خلاصه چند روزی این تحقیق میدانی ام را ادامه دادم و هر روز از یکی از این خانم های عزیز همین سؤال را می پرسیدم  و آن ها ذکرهایی چون یا رزاق، یا ودود و... برای افزایش روزی، جلب محبت، افزایش برکت، فرزند دار شدن و ... می گفتند و  وقتی ذکر استغفار را به آن ها پیشنهاد می دادم آن ها در اکثر یا شاید همه ی موارد این ذکر را برای آمرزش خواهی و توبه می دانستند و کسی اثر دیگری از این ذکر نمی دانست...

به تعبیر استاد برجسته مرحوم آیت الله بهجت : هر جا کم آوردی، حوصله نداشتی، گرفته بودی، پول نداشتی، باطریت تموم شد تسبیح را بردار و صد مرتبه بگو استغفر الله ربی و اتوب الیه ...آروم می شوی ... استغفار فقط برای توبه و آمرزش از گناهان نیست...

با اتفاق افتادن این جریان بر آن شدم تا در این مطلب خلاصه ای از آثار و فوائد این ذکر شیرین را با هم مروری داشته باشیم.

- افزایش ثروت، قدرت و برخورداری از برکت الهی 

 وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرَارًا وَیَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِکُمْ وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ(هود، آیه 52)

- اجابت دعا

وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الأرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَرِیبٌ مُجِیبٌ (هود، آیه 61)

- مودت و دوستی

وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ (هود، 90)

 بهره دنیایی و مادی با استغفار

«اِستَغفروا ربَّکم اِنَّه کانَ غَفّاراً یرسِلِ السَّماءَ علیکُم مِدراراً ویمدِدکُم بِاَموال وبنین وَیجعَل لَکُم جَنّاتٍ ویجعَل لکم اَنهاراً؛ از پروردگار خود آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است؛ تا باران های مفید و پر برکت را از آسمان بر شما پیوسته دارد و شما را با مال بسیار و فرزندان متعدّد یاری رساند و باغ های خرّم و نهرهای جاری به شما عطا فرماید. (نوح، 10- 12)

در بیان امام صادق (علیه السلام) با استناد به آیات 10- 12 نوح می فرمایند: «هنگامی که رسیدنِ روزی ات را همراهِ سختی و کندی دیدی، زیاد استغفار کن، چرا که خداوند عزّوجلّ در کتابش می فرماید: از پروردگارتان، طلبِ مغفرت نمایید که او بسیار آمرزنده است تا از آسمان پیوسته بر شما بباراند و با اموال و فرزندان فراوان یاری تان رساند (یعنی در دنیا) و باغ های خرّم و نهرهای جاری عطایتان فرماید (یعنی در آخرت)» (بحار الانوار، ج78، ص201، روایت29)

وقتی در همین یک آیه از قرآن کریم نگاه می کنیم می بنیم که برای اثر استغفار سه بهره ارزشمند در دنیا معرفی شده است: «بارشِ پیوسته باران های مفید (برکت)»، «وسعت و مال فراوان» و «نعمتِ برخورداری از فرزندان». 

روایت شده که شخصی خدمتِ امام رضا(علیه السلام) آمد و از «خشکسالی» شکایت کرد. حضرت در بیان راهِ چاره فرمودند: «استغفار کن». شخص دیگری به پیشگاه حضرت آمد و از «فقر و ناداری» شکایت کرد. حضرتش فرمودند: «استغفار کن» فرد سومی به محضرش شرفیاب شد و از حضرت خواست تا دعایی فرماید که خداوند پسری به او عطا فرماید. حضرت، به او فرمودند: «استغفار کن». حاضران باتعجّب پرسیدند: سه نفر با سه خواسته متفاوت، خدمتِ شما آمدند و شما همه را به «استغفار» توصیه فرمودید؟! فرمود: من این توصیه را از خود نگفتم. همانا در این توصیه از کلامِ خداوند الهام گرفتم و آن گاه آیات 10- 12 سوره نوح را تلاوت فرمودند. (مجمع البیان، ذیل تفسیر آیه 12 10 سوره نوح)

رحمت الهی جذب می شود

... لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (سوره نمل، آیه 46)

چرا از پیشگاه خدا تقاضای آمرزش گناهان خویش نمی كنید تا مشمول رحمت او واقع شوید؟

این آیه به دنبال تقاضای قوم صالح (علیه السلام) برای نزول عذاب الهی بر آنها نازل شده است؛ چون آنها به حضرت صالح(علیه السلام) می گفتند: «تو اگر راست می گویی چرا مجازات الهی دامان ما را نمی گیرد؟» (سوره اعراف،آیه 77)

حضرت صالح این چنین پاسخ دادند:«چرا تمام فكر خود را روی فرارسیدن عذاب الهی متمركز می كنید؟ حال آنكه اگر عذاب الهی شما را فراگیرد به حیاتتان خاتمه می دهد و مجالی برای ایمان باقی نخواهد ماند؛بیایید گفتار مرا در بركات و رحمت الهی كه در سایه ایمان به شما می رسد بیازمایید.»

وقتی آیاتی از سوره نوح در قرآن کریم نگاه می کنیم می بنیم که برای اثر استغفار سه بهره ارزشمند در دنیا معرفی شده است: «بارشِ پیوسته باران های مفید (برکت)»، «وسعت و مال فراوان» و «نعمتِ برخورداری از فرزندان»

زندگی شیرین می شود

وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتَاعًا حَسَنًا ... (سوره هود،آیه 3)

و از پروردگارتان طلب مغفرت كنید و به سوی او بازگردید تا شما را به بهره ای نیكو تا مدتی معین(كه عمر دارید) كامیاب كند…

علامه طباطبایی در ذیل آیه فوق در (تفسیر المیزان جلد10،صفحه 210) می فرماید:بهرە دنیایی وقتی حسن و نیكو می شود كه آدمی در آن حیات به سوی سعادتی كه برایش امكان دارد روانه شود و خدای تعالی او را به سوی آرزوهای انسانی اش كه همان دستیابی به نعمت های دنیوی از قبیل وسعت، امنیت، رفاه، عزت و شرافت است هدایت كند. پس این حیات حسن در مقابل عیش ضنك و تنگی است كه در آیه 124 سورە طه به آن اشاره شده است كه «كسی از یاد من روی برگرداند معیشتی تنگ خواهد داشت.»

 بلا و عذاب دور می شود

وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ (سوره انفال، آیه33)

ولی تا تو (پیامبر اسلام(صلی الله و علیه وآله)) در میان مردم هستی خداوند بر آن نیست كه آنان را عذاب كند، و تا آنان استغفار می كنند خداوند آنان را عذاب نمی كند.

در ذیل این آیه امام علی(علیه السلام) پس از رحلت پیامبر(صلی الله و علیه وآله) فرمودند: «یكی از دو امان از میان ما رفت، امن دیگر كه استغفار است را حفظ كنید.» (نهج البلاغه،حكمت 88)


- نظرات (0)

برای پولدار شدن اقدام کنید

پولدار شدن

نکته ای که خالی از لطف نیست این جا بگویم آن است که مخالف علم و شنیدن حرف خوب و درست از دیگران حتی دشمن خودمان هم نیستیم چنانچه در آموزه های ما این را به ما یاد داده اند که حرف درست را از هرکسی می گیوید بپذیر ... ببین چه چیزی می گیوند و نگاه نکن چه کسی دارد می گوید و... ولی گاهی اوقات ما مسلمانان به عبارتی لقمه را در دهانمان می چرخانیم و چشممان به دستان غریبگان موفقی است که وقتی سخنان آن ها را بررسی می کنیم می بینیم که همان حرف هایی را می زنند که دین اسلام و کتاب قرآن کریم هزاران سال پیش برای ما آورده است.

یکی از نویسندگان غربی که در این عرصه وارد شده و با زبانی تقریبا نوین حرف هایی برای پولدار شدن و توانگری در این عرصه بیان می کند و مخاطبین جوانی برای خود به همراه داشته خانم کاترین پاندر است.

وی می گوید: چند دهه پیش یک منشی بیوه و بدبخت بودم که یک بچه هم روی دستش مانده بود و باید از راه کار کردن سخت خرج خود و بچه اش را در می آورد. از آن جا بود که به فکر افتادم که شیوه توانگر شدن را بیاموزم. نخست از طریق منشی گری و سپس از طریق کشیشی غیر فرقه ای توانستم به سوی توانگری قدمی بردارم. (چشم دل بگشا، کاترین پاندر، مقدمه ص 7)

وی در سال 1958 در کلیسای بیرمینگهام در ایالات متحده مشغول تعلیم و تدریس شد. حاصل این کلاس ها یک جزوه شد که جهت راهنمایی کسانی که در کسب و کار و تجارت بودند، به رشته تحریر در امد و به عنوان اولین کتابش به نام قانون توانگری به چاپ رسید. (همان ص 8)

وی چنان در تشویق دیگران به پولدار شدن و رفاه داشتن مشهور شده است که موضوع سخنرانی های وی به «باریدن طلا» تغییر نام یافت.

بر آن شده ایم که قسمتی از صحبت های این بانوی مسیحی را با نکات ناب اسلامی خود تطبیق دهیم تا همگان متوجه شویم که ما هر آنچه برای سعادت و موفقیت نیاز داریم را در دست داریم و انقدر در جستجوی آن ها در دستان ادیان و کشورهای دیگر نباشیم.

باید توانگر باشید!

او می گوید: خداوند ما را توانگر می خواهد! زیرا ما خلیفه ی خدا هستیم و توانگری میراث الهی ماست! در كتاب مقدس این وعده ی الهی آمده كه : "همه چیز از آن شماست!"

برای اینکه بتوانید از زندگی خود حداکثر رضایتمندی را داشته باشید، این قانون طلایی را در زندگی خود عملی کنید؛ چرا که در جامعه ای که زندگی می‌کنیم بعضی از افراد که درآمد خوبی دارند و در ظاهر زندگی رو به راهی دارند وقتی صحبت ‌های آن‌ ها را گوش می ‌کنی فکر می ‌کنید جزء طبقه فقیر جامعه هستند این قدر از وضع اقتصادی زندگی خود ناله و شکایت می ‌کنند که ناخودآگاه به فکرت می‌ رسد که اگر بتوانی مقداری به آن ‌ها کمک کنی

بله خداوند انسان را جانشین خود قرار داده ؛ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً ... (بقره، 30) و همه عالم را برای این خلیفه خود مسخّر کرده است: «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً مِنْهُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»؛[جاثیه، 13] او آنچه در آسمان‌ ها و آنچه در زمین است، همه را از سوى خودش مسخّر شما ساخته، در این نشانه‌‏ هایى است براى کسانى که اندیشه می ‌کنند.

و این مسخر شدن عالم برای انسان یک دنیا حرف برای او دارد که قدر خودش را بداند، همه عالم در خدمت او هستند ... از آن ها در راستای رشد و توانگری استفاده کند.

توانگری را از زندگی معنویتان جدا نكنید!

او می گوید: كتاب مقدس، سراسر، سرشار از قوانین توانگری است! فراموش نكنیم كه زندگی معنوی ما از توانگری جدا نیست!

قرآن کریم قبل از صحبت های این بانوی مسیحی در هزاران سال پیش در باب ارتباط معنویت و افزایش روزی و برکت برای ما سخن گفته است:

... وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا ... وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ... و هر كس از خدا پروا كند [خدا] براى او راه بیرون‏ شدنى قرار مى‏ دهد ... و از جایى كه حسابش را نمى ‏كند به او روزى مى ‏رساند و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است‏ خدا فرمانش را به انجام‏ رساننده است به راستى خدا براى هر چیزى اندازه‏ اى مقرر كرده است. (2 و 3 سوره طلاق)

در جایی دیگر قرآن وعده داد كه اگر مردم اهل تقوا و دوری از گناه باشند خداوند خیر و بركت آسمان و زمین را به سوی آنها سرازیر می كند؛ وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ: و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعاً بركاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏ گشودیم ولى تكذیب كردند پس به [كیفر] دستاوردشان [گریبان] آنان را گرفتیم. (96، اعراف)

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: الاستغفار یزید فی الرزق؛ استغفار روزی را زیاد می کند. (بحارالانوار، ج۷۳، ص ۳۱)

در جایی دیگر می فرماید: اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْكُم مِّدْرَارًا وَیُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَل لَّكُمْ انهارًا: و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید كه او همواره آمرزنده است. [تا] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد. (نوح: 10-12)

روایات نیز در این رابطه بسیار داریم چنانچه امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: الاستغفار یزید فی الرزق؛ استغفار روزی را زیاد می کند. (بحارالانوار، ج۷۳، ص ۳۱)

کلید برکت در زندگی 

برای اینکه بتوانید از زندگی خود حداکثر رضایتمندی را داشته باشید، این قانون  طلایی را در زندگی خود عملی کنید؛ چرا که در جامعه ای که زندگی می‌کنیم بعضی از افراد که درآمد خوبی دارند و در ظاهر زندگی رو به راهی دارند وقتی صحبت ‌های آن‌ ها را گوش می ‌کنی فکر می ‌کنید جزء طبقه فقیر جامعه هستند این قدر از وضع اقتصادی زندگی خود ناله و شکایت می ‌کنند که ناخودآگاه به فکرت می‌ رسد که اگر بتوانی مقداری به آن ‌ها کمک کنی ...

در نگاه اسلامی نیز از این تفکر و عملکرد نکوهش شده و تذکر داده شده که اگر خواستار زیاد شدن نعمت هستید، شکرگزار باشید؛ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ

در قرآن کریم برکت از اهمیت فراوانی برخوردار است چنانچه در جایی می فرماید: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ : و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعاً برکاتی از آسمان و زمین برایشان می‌گشودیم. (الأعراف: 96)

قانون برکت می‌گوید: شما ممکن است ثروتمندترین فرد جامعه نباشی اما داشته ‌ها و ثروت اندک تو می ‌تواند با داشته های افراد ثروتمند برابری کند چرا که تو با داشته های خود احساس آرامش و نشاط می‌کنی اما آن‌ها لحظه ای آرامش را درک نمی‌کنند.




- نظرات (0)