سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

صدقه

به خدا قسم آدمی پاره ای نان را صدقه می دهد آن پاره نان در جوار خداوند چون کوه احد فزونی یابد ...

رسول اکرم (ص) نهج الفصاحه 653


- نظرات (0)

ترك حج يا گناه بزرگ‏

نعمتهاى حضرت حق براى هيچ حسابگرى قابل شمارش نيست، و عنايات و الطافش به احصاء و اندازهگيرى هيچ قدرت مندى درنيايد.

برخى از نعمت هايش مانند عقل، وجدان، فطرت، سلامت و عافيت، قدرت بدنى، چشم و گوش، دست و زبان، شكم و قدم و ... جايگزين ندارد.

عقل بيدار و قلب بينا حكم ميكند كه بايد به اداى حق نعمت منعم برخاست، و سپاس و شكر نعمتدهنده را به جاى آورد.

اداى حق منعم، و شكر نعمت حضرت دوست به اين نيست كه چون از نعمتى استفاده كنى، زبان در دهان برگردانى و به گفتن الحمدلله قناعت نمائى، اداى حق منعم به اين است كه نعمت را در جائى هزينه كنى كه صاحب نعمت از تو خواسته، و از خرج كردن نعمت در گناه و معصيت امتناع نمائى.

نعمت زمانى كه برابر خواسته منعم هزينه شود، و آنگونه كه بايد مورد استفاده قرار گيرد تا حدى حق منعم ادا ميشود، و دامن حيات و زندگى از لوث گناه و معصيت مصون ميماند، و فساد و افساد از عرصهگاه عيش آدمى خيمه بر ميچيند، و دست و پاى شياطين جنى و انسى بسته ميشود، و صورتى از بهشت آخرت در دنيا پديدار ميگردد.

اگر مهار هزينه شدن نعمت به دست هواى نفس و اميال و غرائز حيوانى، و نقشههاى شيطانى افتد، ديو كفر و ناسپاسى، و ميدان پايمال شدن حقوق انسانى و جايگاه جولان غارت گران حقايق معنوى، با زشتترين چهره جهنمى آشكار ميگردد، و زمينه تاخت و تاز معاصى و گناهان و سوءاخلاق و اعمال زشت پديدار ميشود، و از وجود انسان نزد خدا چهرهاى منفور، و مورد غضب و سخط به وجود ميآيد.

خالق مهربان و منعم با احسان به خاطر اين كه عظيمترين منافع دنيوى و اخروى نصيب آدمى شود زيارت خانه خود را در تمام مدت عمر يك بار بر اهل استطاعت يعنى آنان كه از نعمت مال و سلامت بدن و فكر و امنيت راه برخوردارند واجب نموده است.

اين كدام بيانصاف است كه با داشتن انواع نعمتها از اوامر واجب الهى به ويژه مسئله حج كه در اين عصر رفت و برگشت و انجام مناسكش بيش از ده روز وقت لازم ندارد سرپيچى ميكند، و از هزينه كردن نعمت بيكران،

جايگاه حيات همه موجودات ميدان لطف و محبت اوست، و براى احدى از مخلوقات ملكى و ملكوتى در بهرهگيرى از نعمتهايش ممنوعيت و حرمانى وجود ندارد.

كسى كه رحمتش را محدود بداند كافر است، و نااميدى از مهر و محبتش نقطه سياه كفر بر صفحه قلب است.

وعده رحمت و مهرش تغييرناپذير و خلاف و خلفى در آن راه ندارد، وعده عذابش گرچه وعدهاى شديد و تهديدى جدى باشد با توبه و انابه و تضرع و زارى قابل تبديل به وعده رحمت است.

همه موجودات در كنار سفره رحمتش آرميده اند، و با تكيه بر لطفش از نعمتهاى او بهره مندند.

دست هدايت گرياش براى نجات همه گمراهان از خزى دنيا و عذاب آخرت دراز است و تمام درهاى رضوانش به روى مؤمنان و اهل توبه باز است.

اميد اميدواران را به يأس تبديل نكند، و نياز نيازمندان را برابر با مصلحتشان برآورده نمايد، درد دردمندان را درمان بخشد، و اضطراب مضطربان را به امنيت تغيير دهد.

دعاى اهل دعا را اجابت فرمايد، و خواسته خواهندگان را از درياى رحمتش و لطف بيكرانش عطا كند.

اين چنين مولاى مهربانى، اين چنين پروردگار كريمى، وجود مباركى كه شعاع عدل و حكمت، علم و رأفت، رحمت و لطف و عنايتش از مشرق وجود تمام موجودات طالع است، و بر اثبات صفات و اسمائش برهان و دليلى لازم نيست، كه آفتاب آمد دليل آفتاب اگر به عمل اندك بندهاش پاداش عظيم و خير كثير و مزد بيش از حد عنايت كند، و از بركت عمل محدود بندهاش به وابستگان به او نيز لطف و رحمت آرد ابداً جاى تعجب و شگفتى نيست كه او ارحم الراحمين و اكرم الاكرمين و رب العالمين و محب المحسنين است، در اين زمينه به روايت بسيار مهم زير كه نمايشى اندك از رحمت بينهايت اوست با دقت توجه كنيد.

حضرت صادق (ع) ميفرمايد:

«ان الله عزوجل ليغفر للحاج ولاهل بيت الحاج ولعشيرة الحاج ولمن يستغفرله الحاج بقية ذى الحجة والمحرم و صفر و شعر ربيع الاول وعشر من ربيع الآخر:»

خداى عزوجل مغفرتش را نصيب حاجى و زن و فرزندش، و قوم و قبيلهاش و هر كه را زائر براى او درخواست مغفرت نموده مينمايد، و اين جوشش مغفرت براى تمام آنان در بقيه ماه ذوالحجة و همه محرم و صفر و ربيع الاول و ده روز ربيع الآخر ادامه دارد.


منبع :استادحسین انصاریان


- نظرات (0)

صندوق حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ

صندوق حضرت موسي,صندوق عهد,صندوق عهد چیست

صندوق حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ در كجا است و محتواي آن چيست؟ يهود چرا اين قدر دعوي آن را مي كند؟
پاسخ :
صندوق حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ و يا تابوت و يا به عبارتي ديگر صندوق عهد، صندوقي بوده است كه در نزد قوم يهود بسيار محترم بوده است. در روايات آمده است كه اين صندوق، همان جعبه‌اي است كه مادر حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ او را در آن گذاشت، كه به آن اشاره خواهد شد. علاوه بر اينكه طبق آيه 248 سورة بقره يادگارهاي خاندان موسي و هارون در اين صندوق بوده است.
خداوند متعال مي‌فرمايد: «و پيامبر آنها به آنها گفت كه نشانه حكومت او اين است كه صندوق عهد به سوي شما خواهد آمد، همان صندوقي كه يادگارهاي خاندان موسي و هارون در آن است. در حالي كه فرشتگان آن را حمل مي‌كنند. در اين موضوع نشانه روشني براي شما است اگر ايمان داشته باشيد.»[1]
در رابطه با اين صندوق در تفاسير مختلف مطالب گوناگوني ذكر شده است.

يكي از مشهورترين ديدگاه‌ها در اين رابطه مطلبي است كه در تفسير نمونه ذكر شده است: «در احاديث اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و گفته‌هاي بعضي مفسران مانند ابن عباس آمده است كه: تابوت همان صندوقي بود كه مادر موسي ـ عليه السّلام ـ او را در آن گذاشت و به دريا افكند. و هنگامي كه به وسيله عمال فرعون از دريا گرفته شده و موسي را از آن بيرون آوردند، همچنان در دستگاه فرعون نگهداري مي‌شد.

و سپس به دست بني اسرائيل افتاد. بني اسرائيل اين صندوق خاطره‌ انگيز را محترم مي‌شمردند و به آن تبرك مي‌جستند. موسي ـ عليه السّلام ـ در واپسين روزهاي عمر خويش، الواح مقدس كه احكام خدا بر آن نوشته بود، به ضميمة زره خود و يادگارهاي ديگري در آن نهاد، و به وصي خود «يوشع بن نون» سپرد.

و به اين ترتيب اهميت اين صندوق در نظر بني اسرائيل بيشتر شد. و لذا در جنگ‌هايي كه ميان آنان و دشمنان ايشان واقع مي‌شد، آن را با خود مي‌بردند و اثر رواني و معنوي خاصي در آنها مي‌گذارد. و لذا گفته‌اند تا زماني كه اين صندوق خاطره انگيز با آن محتويات در ميانشان بود، با سربلندي زندگي مي‌كردند. ولي تدريجاً مباني ديني آنها ضعيف شد و دشمنان بر آنها چيره شدند و آن صندوق را از آنها گرفتند. اما اشموئيل طبق آيات مورد بحث به آنها وعده داد كه به زودي صندوق عهد به عنوان يك نشانه بر صدق گفتار او به آنها باز خواهد گشت. و آرامش از دست رفته خود را خواهيد يافت.

در حقيقت صندوقي كه علاوه بر جنبة معنوي و تاريخي چيزي بالاتر از پرچم و شعار براي بني اسرائيل بود و وجود آن را نشانه استقلال و موجوديت خود مي‌دانستند و با مشاهده آن به ياد تجديد دوران عظمت پيشين مي‌افتادند به آنها باز مي‌گردد. در تواريخ آمده است هنگامي كه صندوق عهد به دست بت‌پرستان فلسطين افتاد و آن را به بت‌خانه خود بردند، دچار گرفتاري و ناراحتي فراوان شدند. لذا تصميم گرفتند آن را از شهر و ديار خود بيرون بفرستند، چون كسي حاضر به بيرون بردن آن نبود، ناچار آن را به دو گاو بستند و آن را در بيابان سر دادند.

اتفاقاً اين جريان درست همزمان با نصب طالوت به فرماندهي بني اسرائيل بود. فرشتگان خدا مأموريت يافتند كه اين دو حيوان را به سوي شهر اشموئيل برانند هنگامي كه بني اسرائيل صندوق عهد را در ميان خود ديدند، آن را به عنوان آيت و نشانه‌اي از طرف خداوند بر مأموريت طالوت تلقي كردند.»[2]
در تفسير روض الجنان به نقل از مفسران و اهل اخبار مي‌نويسد: «اين صندوق تابوتي است كه از طرف خداوند بر حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ فرستاده شد و در آن، صورتِ پيامبران و صورت خانه‌هاي ايشان بوده است.[3] سپس نسل به نسل پيامبران را نقل مي‌كند كه اين صندوق به آنها رسيد، تا اينكه به دست حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ مي‌رسد، آن حضرت تورات و وسائلي از خودش را در آن قرار مي‌دهد. سپس بعد از وفات او به اشموئيل مي‌رسد. در همين تفسير به نقل از ساير مفسران آمده است كه در آن عصاي موسي ـ عليه السّلام ـ و پاره‌اي از الواح بوده است همچنين نعلين موسي و عمامه هارون.»[4]
«علي بن ابراهيم در تفسيرش از امام محمّد باقر ـ عليه السّلام ـ نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: مراد از تابوت آن صندوقي است كه خداوند براي مادر موسي ـ عليه السّلام ـ فرستاد كه موسي را در آن گذاشت و به دريا انداخت و اين تابوت نزد بني اسرائيل بسيار محترم و با ارزش بود ... .»[5]
مكان فعلي تابوت: در اين رابطه مفسران كمتر بحث كرده‌اند. در تفسير روض الجنان آمده است: «عبد الله بن عباس گفت: تابوت و عصاي موسي در بحيره طبريه است در درياي طبرستان و پيش از قيامت از آن‌جا بيرون آورده مي‌شود و اين در عهد صاحب الزمان باشد»[6]
نتيجه‌گيري: مطالبي كه در رابطه با اين صندوق از تفاسير مختلف نقل شد، نشان دهندة تقدس و اهميت اين صندوق مي‌باشد. و نه تنها در نزد يهوديان اين تقدس وجود دارد، بلكه نزد همة اديان بايد مقدس شمرده شود. «صندوقي كه با بدن موسي و الواح تورات تماس داشته مقدس و آرام بخش است.»[7] علاوه بر اينكه نام اين صندوق در قرآن نيز ذكر شده است. و طبق فرمايش قرآن كريم «فيه سكينة من ربكم» در آن آرامشي است از جانب پروردگار شما.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تاريخ انبيا، تاليف سيد هاشم رسولي محلاتي.
2. تاريخ انبيا، تاليف رواندي.
3. تفسير نمونه، جلد2، ناصر مكارم شيرازي.
4. ترجمه تفسير الميزان، طباطبائي.[1] . بقره/248
[2] . مكارم شيرازي، ناصر و ديگران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتاب الاسلاميه، 1353، ج2، ص164 به بعد.
[3] . ابوالفتوح رازي، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، بنياد پژوهش‌هاي آستان قدس رضوي، 1374، ج3، ص367.
[4] . همان، ص 367 به بعد.
[5] . طبرسي، مجمع البيان، ترجمه: ابراهيم مير باقري و ديگران، تهران، فراهاني، چاپ اول، 1360، ج3، ص86.
[6] . ابو الفتوح رازي، پيشين، ج3، ص367.
[7] . قرائتي، محسن، تفسير نور، قم، مؤسسة در راه حق، 1374، ج1، ص491.

منبع:andisheqom.com


- نظرات (0)

اعتراف به گناه

امیرالمومنین علی (علیه السّلام) در پیشگاه حق سبحانه می گوید:

«فَقَد جَعَلتُ الاقرار بالذَنب إلیکَ وَسیلَتی ...؛

من اعتراف به گناه را نزد تو، وسیله خود ساخته ام تا مرا بپذیری ... .»


- نظرات (0)

خنکای بهار

اغتنموا برد الربیع فانه یفعل بابدانکم...

خنکای بهار را غنیمت شمرید زیرا با بدنهای شما همان می کند

که با درختان می کند.

حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم- بحار ج 62 ص 271


- نظرات (0)

چرا شیخ عباس قمی هنگام مرگ می ترسید؟


قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَ‏ الْمُؤْمِنَ‏ لَیَرَى‏ ذَنْبَهُ کَأَنَّهُ تَحْتَ صَخْرَةٍ یَخَافُ أَنْ تَقَعَ عَلَیْهِ وَ الْکَافِرَ یَرَى ذَنْبَهُ کَأَنَّهُ ذُبَابٌ مَرَّ عَلَى ذَنَبِهِ ‏

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)  به ابوذر می فرمایند :

ای ابوذر! انسان مومن،در مقابل گناه، خود را در زیر سنگ بزرگی مشاهده میکند که میترسد آن سنگ بر سر او فرود آید، و شخص کافر نافرمانى خدا را همچون مگسى مى‏پندارد که بر بینى او بگذرد

منبع: مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل – جلد ‏۱۱ – صفحه  ۳۲۴

داستانک :

در احوالات مرحوم شیخ عباس قمی (رحمه ا… علیه) صاحب کتابهای مهمی از جمله مفاتیح الجنان و منتهی الآمال و … آمده است :

 در ایام بیماری که موجب رحلت ایشان گردید یکی از علمای تهران برای عیادت به حضورش رسید ؛ حاج شیخ عباس آن روز بسیار ناراحت و متفکر بود ؛ آن عالم بزرگ می پرسد ؛ چرا ناراحتید ؟

شیخ پاسخ می دهد: در سفری که به حج رفتم در مکه معظمه خواستم به روش محدثین که از یکدیگر اجازه می گیرند از یکی از محدثین عامه اهل سنت اجازه حدیث بگیرم ، وقتی این منظور را با وی در میان نهادم عالم سنّی مطلبی گفت و من روی مصالحی آن را انکار کردم ، اکنون در این فکرم که فردای قیامت چگونه این دروغ را در محضر عدل الهی توجیه کنم .

منبع:حاج شیخ عباس قمی ، مرد تقوا و فضیلت صفحه ۶۵
 منبع  : www.manbarak.ir


- نظرات (0)

دجال


براساس روایات یکی از نشانه‌های ظهور خروج دجال است. که در باره آن آراء و احتمالات مختلفی بیان شده است در ذیل به بررسی این عنوان می‌پردازیم.
«دجّال» در زبان عربی به معنای «آب طلا» و طلا اندود کردن است و به همین علت، افراد بسیار دروغگو که باطل را حق جلوه می‌دهند «دجّال» نامیده می‌شوند.[۱]
از روایات استفاده می‌شود، دجّال ستمکاری است که در آخر الزمان، مردم را گمراه خواهد کرد. البته در آموزه‌های هر سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام از آن سخن به میان آمده است. افرادی در هر سه جامعه دینی می‌گویند: دجّال تولد یافته و زنده است.[۲]

مقدمه
براساس روایات یکی از نشانه‌های ظهور خروج دجال است. که در باره آن آراء و احتمالات مختلفی بیان شده است در ذیل به بررسی این عنوان می‌پردازیم.
«دجّال» در زبان عربی به معنای «آب طلا» و طلا اندود کردن است و به همین علت، افراد بسیار دروغگو که باطل را حق جلوه می‌دهند «دجّال» نامیده می‌شوند.[۱]
از روایات استفاده می‌شود، دجّال ستمکاری است که در آخر الزمان، مردم را گمراه خواهد کرد. البته در آموزه‌های هر سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام از آن سخن به میان آمده است. افرادی در هر سه جامعه دینی می‌گویند: دجّال تولد یافته و زنده است.[۲]
در برخی روایات از خروج «دجّال» به عنوان نشانة ظهور و در برخی دیگر، از آن، به عنوان یکی از «اَشْراطُ السَّاعَة» (نشانه‌های برپایی قیامت) یاد شده است. این نشانه، در کتاب‌های اهل سنّت بیشتر یکی از نشانه‌های برپایی قیامت دانسته شده است؛[۳] ولی در منابع روایی شیعه، بیشتر از آن، به عنوافیانین حادثه‌ای مهّم که مقارن ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  رخ خواهد داد، یاد شده است.[۴]

دجال کیست؟
دربارة دجّال، چند احتمال وجود دارد:
احتمال اول: دجّال نام شخص معیّنی نیست و هر کس که با ادعاهای پوچ و بی‌‌‌اساس و با توسل به حیله‌گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجّال است. اینکه در روایات، از «دجّال»‌ها‌ی فراوان سخن به میان آمده است، این احتمال را تقویت می‌کند. پیامبر اکرم- فرموده است: قیامت، برپا نمی‌شود، تا وقتی که مهدی از فرزندانم قیام کند. مهدی قیام نمی‌کند، تا وقتی که شصت دروغگو خروج کنند و هر کدام بگویند: من پیامبرم.[۵] در روایات، از این «دجّال‌»‌‌ها و دروغ‌گویان فراوان نام برده شده است؛ در بعضی دوازده، در برخی سی ‌و در برخی شصت و یا هفتاد دجال آمده است.[۶] از میان ‌این دجال‌ها ‌فردی که در دروغگویی، حیله‌گری و مردم فریبی سرآمد همة دجالان و فتنه‌اش از همه بزرگ‌تر است، نشانة ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  و یا برپایی قیامت است. بر این اساس، دو نوع دجّال هست: یکی همان دجّال حقیقی و واقعی است که پس از همة «دجّال»‌ها می‌‌آید و دیگر گروهی شیّاد و دروغگو که دست به فریب کاری و گمراهی مردم می‌زنند. پیامبر اکرم- می‌فرماید: «پیش از خروج دجّال، بیش از هفتاد دجّال خروج خواهد کرد.»[۷] حقیقت داستان دجّال، بیانگر این واقعیت است که در آستانة هر انقلابی، افراد فریبکار و منافق که معتقد به نظام‌های پوشالی گذشته و حافظ ضد ارزش‌هایند، برای نگه‌داشتن فرهنگ و نظام جاهلی گذشته، همة تلاش خود را به کار می‌‌گیرند و با سوء استفاده از زمینه‌های فکری و اجتماعی و احساسات مردم، دست به تزویر و حیله‌گری می‌زنند.

در انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  چنین خطری پیش‌‌بینی شده است. از آنجا که این انقلاب از همة انقلاب‌های تاریخ بزرگ‌تر و گسترده‌تر است، خطر فریبکاران دجّال صفت نیز به مراتب بیشتر و گسترده‌تر است. در آستانة ظهور، آنان همة تلاش خویش را به کار خواهند گرفت که مردم را فریب دهند و آنها را از نتیجة قیام حضرت، دلسرد و ناامید سازند و سرانجام از پیروزی حتمی آن جلوگیری کنند. البته در این احتمال می‌توان گفت: ممکن است یکی از آن دجّال‌ها که صفات زشت در او بیشتر از همه وجود دارد، نشانه‌ ظهور باشد.

احتمال دوم: فردی معیّن و مشخص به نام «دجّال» در دورة غیبت ـ با همان ویژگی‌هایی که برای وی بیان شده است ـ خروج می‌کند و مردم را به انحراف می‌کشاند.
برخی با استناد به بعضی از روایات، او را زنده می‌دانند؛ برای مثال گفته می‌شود که او در زمان حضرت رسول اکرم-زنده بوده و تا هنگام خروج، زنده خواهد ماند.[۸] برخی از کتاب‌ها و فیلم‌ها نام «دجّال» برخود دارند. «دجّال» لقب دغل‌بازی است که نزد یهودیان «آرمیلوس» و نزد مسلمانان «صائد‌‌بن‌صید» نامیده می‌شود.[۹]

اصل داستان «دجّال» در کتاب‌های مقدس مسیحیان نیز آمده است. در انجیل، واژة «دجّال» بارها به کار رفته و به کسانی که منکر حضرت مسیح علیهم السلام  باشند یا «پدر و پسر» را انکار کنند، «دجّال» گفته شده است: «دروغ‌گو کیست، جز آن که مسیح بودن عیسی را انکار کند؟ آن، دجّال است که پسر و پدر را انکار کند.»[۱۰]

طرفداران احتمال دوم به روایتی استناد کرده‌اند که اصبغ بن نباته از حضرت علی علیهم السلام  پرسید: ای امیر مؤمنان! دجّال کیست؟ آن حضرت فرمود: «دجّال، صائد بن صائد (صید) است. بدبخت کسی است که او را تصدیق کند و خوشبخت آن است که او را تکذیب کند… چشم راستش ممسوح [به هم چسبیده و حدقه ندارد] و چشم دیگرش بر پیشانی است و مانند ستاره صبح می‌درخشد. در آن، نقطه عَلَقه‌ای [خون‌ بسته شده] است که با خون در آمیخته است و میان دو چشمش نوشته است: «کافر‌» و هر خواننده و بی‌سواد آن را می‌خواند. در دریاها فرو می‌رود و آفتاب با او می‌گردد. مقابل او کوهی از دود و عقبش کوهی سپید است که مردم تصور می‌کنند طعام است. در زمان قحطی سختی خروج می‌کند؛ در حالی که بر الاغ سپیدی سوار است. هر گام الاغش، یک میل [حدده ۱۸۵ متر] است و زمین، منزل به منزل زیر پایش در نوردیده شود. بر آبی نگذرد؛ جز آنکه فرو رود. تا روز قیامت. به آوازی که همة جن و انس و شیاطین ـ در شرق و غرب ـ عالم آن را می‌شنوند، فریاد کند: ای دوستان من! نزد من آیید. منم آن که آفرید و تسویه کرد و تقدیر کرد و رهبری نمود. منم پروردگار شما. دشمن خدا دروغ می‌گوید. او یک چشمی است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود. به راستی که پروردگار شما، نه یک چشم است و نه غذا می‌خورد، نه راه می‌رود و نه زوال دارد و خدا از این اوصاف برتر است. آگاه باشید! بیشتر پیروانش در آن روزگار، ناپاک زاد‌گان‌اند و صاحب پوستین‌های سبز. خداوند تعالی او را در شام بر سر گردنه‌ای که آن را افیق نامند به دست کسی که عیسی علیهم السلام  پشت سرش نماز می‌خواند، هنگامی که سه ساعت از روز جمعه گذشته باشد، خواهد کشت. آگاه باشید پس از آن، حادثه بزرگ و قیامت کبرا باشد.»[۱۱]

احتمال سوم: مراد از «دجّال» همان سفیانی است که در کتاب‌های اهل سنّت بیشتر با عنوان «دجّال» و در کتاب‌های شیعی با عنوان سفیانی آمده است. البته این احتمال مردود است.[۱۲]

احتمال چهارم: دجّال، کنایه از کفر جهانی و سیطرة فرهنگ مادی بر جهان است. برخی از اهل نظر، این احتمال را تقویت کرده و همة ویژگی‌هایی را که برای دجّال بیان شده، با ویژگی‌های استکبار جهانی برابر دانسته‌اند. «استکبار» به معنای واقعی، دجّال است که خود را قیّم[سرپرست] ملت‌ها می‌داند و با تکیه به ثروت انبوه و قدرت عظیم، در همه جای زمین دخالت می‌کند و همه را به زیر سلطه خویش می‌آورد.[۱۳]

از نکات شگف‌آور و تأمل برانگیز در انبوه روایات شیعه و سنّی، ارتباط تنگاتنگ بین دجّال و یهودیان است. در روایات، بیشتر پیروان دجال یهودی معرفی شده‌اند.[۱۴] در منابع اهل سنّت به صورت عمده، سخن از کشته شدن دجّال به دست حضرت عیسی علیهم السلام  است.[۱۵]و[۱۶]

سوتیتر
از میان ‌این دجال‌ها ‌فردی که در دروغگویی، حیله‌گری و مردم فریبی سرآمد همة دجالان و فتنه‌اش از همه بزرگ‌تر است، نشانة ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  و یا برپایی قیامت است.

پی نوشت
[۱]. ر.ک: لسان العرب، ج۴، ص۲۹۴٫
[۲]. ر.ک: کنزالعمال، ج۱۲، ص۳۲۳٫
[۳]. صحیح، مسلم، باب فی الآیات التی تکون قبل الساعة؛ سنن، ترمذی، ج۴، ص۵۰۷٫
[۴]. کمال‌الدین و تمام النعمة، ج۱، ص ۲۵۰٫
[۵]. لاتقوم الساعة حتی یخرج المهدی من ولدی و لایخرج المهدی حتی یخرج ستون کذابا کلهم یقول انا نبی؛ الارشاد، ج۲، ص۳۷۱٫
[۶]. کنز العمال، ج۱۴، ص۲۰۰ -۱۹۸٫
[۷]. همان، ج۱۴، ص۲۰۰٫
[۸]. الغیبة الطوسی، ص ۱۱۳، ح ۸۶٫
[۹]. هزاره‌گرایی‌در فلسفه تاریخ مسیحیت، ص۲۶٫
[۱۰]. رساله یوحنا، باب۲: ۱۸ و ۲۲٫
[۱۱]. همان، ص۵۲۷٫
[۱۲].الغیبة الطوسی، ص۴۶۳٫
[۱۳]. تاریخ غیبت کبری، ص۵۳۶ـ ۵۳۲
[۱۴]. کمال‌الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۵۲۸٫
[۱۵]. تفسیر طبری، ج۳، ص ۲۹۰٫
[۱۶]. فرهنگ نامه مهدویت، ص ۲۰۵ -۲۰۱


- نظرات (0)

پاکی اعمال

حضرت مسیح (ع) به حواریون گفت گندم راپاک کنید آردش کنید تا خوردنش خوشمزه باشد

همینطور ایمان واعمالتان را خالص وکامل کنید تا شیرینی آن رادرک کنید واز آن بهرمند شوید .

امام موسی کاظم (ع) تحف العقول


- نظرات (0)

مبغوض ترین عمل

از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله پرسیدند:

مبغوض ترین عمل در پیشگاه خداوند كدام است؟

در پاسخ فرمودند: "شرك به خدا".

پرسیدند بعد از آن؟ فرمودند: "قطع رحم"

(سفینة البحار - ماده رحم)


- نظرات (0)

توکل

هر که بغیر خدا توکل کند خداوند او را بخود واگذارد.

امام محمد تقی (ع)



- نظرات (0)