سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

برچیدن ربا از جامعه

پول و ربا

خداوند در آیه ۲۷۷ سوره مبارکه بقره به پاداش مؤمنان و نیکوکاران اشاره کرده و می‌فرماید: کسانی که نماز برپا می‌دارند و ذکات می‌دهند نه ترسی بر آنها است و نه غمگین می‌شوند. با نگاهی به تفسیر این آیه در می‌یابیم راه برچیده شدن ربا در جامعه، توجّه به ایمان و عمل صالح و احیاى نماز و زکات است.

متن آیه

إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الْصَّلِحَتِ وَأَقَامُواْ الْصَّلَو ةَ وَ ءَاتَوُاْ الْزَّکَوةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَاهُمْ یَحْزَنُونَ‏

ترجمه

همانا کسانى که ایمان آورده و کارهاى نیکو انجام داده‌‏اند و نماز برپا داشته و زکات پرداخته‏‌اند، پاداششان نزد پروردگارشان (محفوظ) است و نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین مى‏‌شوند.

نکته‌ها

این آیه، برابر رباخواران که «کفّار اثیم» هستند، سیماى مؤمنان را ترسیم مى‏‌کند که عمل صالح انجام داده و نماز را بر پاى مى‏‌دارند و زکات پرداخت مى‏‌کنند. تا اشاره به این باشد که زمینه‏ برچیده شدن ربا در جامعه، توجّه به ایمان و عمل صالح و احیاى نماز و زکات است.

مردم چهار گروهند

1- گروهى ایمان آورده و عمل صالح انجام مى‏‌دهند که اینان «مؤمنانند».

2- گروهى، نه ایمان آورده و نه کار شایسته انجام مى‏‌دهند که اینان «کافرانند».

3- گروهى ایمان دارند، ولى عمل صالح ندارند که اینان «فاسقانند».

4- گروهى ایمان ندارند، ولى اظهار ایمان مى‏‌کنند و در ظاهر کار نیک انجام مى‏‌دهند که اینان «منافقانند».

اگر رباخواران از خدا و مردم بریده‏‌اند، امّا در مقابل، کسانى هستند که اهل ایمان و عمل صالح بوده و از طریق نماز، با خداوند مرتبط هستند و با پرداخت زکات با مردم پیوند دارند.

پیام‌ها

اسلام در کنار مسائل عبادى و فردى، به مسائل اقتصادى و مردمى نیز توجّه دارد. نماز و زکات در کنار هم مطرحند. «اقاموا الصلوة و اتوا الزکاة»

ذکر نماز و زکات بعد از عمل صالح، نشانه آن است که در میان کارهاى شایسته حساب این دو جداست. «عملوا الصالحات و اقاموا الصلوة و اتوا الزکاة»

تشویق نیکوکاران بدنبال تهدید بدکاران، یک اصل تربیتى است. «لهم اجرهم عند ربّهم»

هوشمند کسى است که در محاسبات، تنها به موجودى امروز که در دست دارد ننگرد، بلکه به آینده و ذخیره‏‌هایى که نزد خداوند است توجّه داشته باشد. «عند ربّهم»

پروردگار، به مؤمنانى که اهل عمل صالح و نماز و زکاتند، نظر ویژه‏‌اى دارد. کلمه «ربّهم» اشاره به لطف خاصّ اوست.

وعده‏‌هاى الهى، انگیزه‏ عمل صالح است. «لهم اجرهم عند ربّهم»

امنیّت و آرامش واقعى، در سایه‏ ایمان و عمل صالح و پیوند با خدا و مردم است. «لاخوف علیهم و لا هم یحزنون»

عوامل آرامش، ایمان، عمل صالح، نماز و زکات است. «امنوا و عملوا الصالحات و اقاموا الصلوة و اتوا الزکوة... لاخوف علیهم ولا هم یحزنون»

تفسیر نور


- نظرات (0)

تهمت زدن به علقمه

تهمت

 استاد حسین انصاریان در سخنرانی با موضوع «ارزش عمر و راه هزینه آن» که در جمع بازاریان در سال 63 داشت، اظهارداشت: امام صادق(ع) در پاسخ پرسشی از یکی از اصحاب خود  فرمود: اى علقمه! واقعاً مى‏‌خواهى تمام مردم دوستت داشته و پشت سرت حرف نزنند؟ اصلاً امکان ندارد، «مِمَّا لَمْ یَسْلَمْ مِنْهُ أَنْبِیَاءُ اللَّهِ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ» زبان جنسى است که از شر آن انبیا و ائمه(ع) و اولیاى الهى در امان نبودند.

 «أَ لَمْ یَنْسُبُوا یُوسُفَ  علیه‏السلام إِلَى أَنَّهُ هَمَّ بِالزِّنَا»؛ آیا به یوسف صدیق و محسن و صابر و متوکل و نبى خدا ـ که همه این اوصاف در قرآن مجید آمده ـ تهمت زنا نزدند؟!

اى علقمه! مگر زبان مردم نبود که آمد و گفت: مى‏‌دانى چرا ایوب مبتلا به این همه بلا شده؟ از بس که گناه کرده مبتلا گشته است، اگر آدم خوبى بود که این همه بلا بر او نازل نمى‏‌شد؟!

اى علقمه! مگر داود(ع) پیامبر خدا نبود؛ با این زبان به او تهمت زدند که کبوتر بازى مى‏‌کرد، چشمش به زن همسایه افتاد، شوهر آن زن را با یک خنجر کشت و بعد آن زن زیبا را گرفت.

اى علقمه! مگر زبان مردم نبود که مى‌‏گفتند: موسى بچه‌‏دار نمى‌‏شود.

آیا زبان مردم نبود که همه فرستادگان الهى را ساحر خواندند؟

آیا زبان مردم نبود که گفتند: مریم(س) نعوذ باللّه به یک نجارى زنا داده و عیسى به دنیا آمده، ولى چون آدم خوبى است، خدا او را پیغمبر کرده است؟

آیا زبان مردم نبود که در شام امام زین‌العابدین(ع) را خارج از دین دانستند؟ آیا زبان مردم نبود که پیغمبر(ص) را شاعر و مجنون خطاب مى‏‌کرد؟

آیا زبان مردم نبود که روزى در مدینه گفتند: پیغمبر اسلام یک بار زن زید بن حارثه را دیده و عاشق او شده و آن قدر پیش زید تبلیغ سوء کرد تا زید زنش را طلاق داد و بعد با او ازدواج کرد!

بعد امام صادق(ع) اشک ریخت و فرمود: اى علقمه! مى‏‌دانى این مردم با زبانشان چه بلایى بر سر امیرالمؤمنین(ع) آوردند؟! کارى کردند که بابایم امیرالمؤمنین(ع) آرزوى مرگ کرد.

یک روز امیرالمؤمنین(ع) از مسجد بیرون آمد و مالک را صدا زد و فرمود: مالک! خیلى دلم گرفته است، بیا برویم خانه ما، با هم رفتند به خانه حضرت، امیرالمؤمنین(ع) از مالک سؤال کرد که اى مالک! من آدم بدى هستم؟ مالک! همین طور متحیر ماند که این چه سؤالى است، چرا قلب مرا آتش مى‏‌زنید؟

حضرت فرمود: اگر تو تصدیق مى‏‌کنى و قبول دارى، پس چرا مردم اینقدر پشت سر من حرف مى‏‌زنند؟ مگر من چه کرده‏‌ام؟

طریق باز کردن راه معراج، سلامت زبان است.

«و اجعل لسانی بذکرک لهجا و قلبی بحبک متیما»


- نظرات (0)

قدرت شیطان در دیوانه کردن انسان

ماهیت ابلیس از نگاه قرآن
ابلیس یکی از ملائکه بارگاه احدی بود که به علت سرپیچی از فرمان الهی مبنی برسجده به آدم از درگاه خداوند رانده شد. قرآن کریم چهره پلیدی از او ارائه می دهد. در مقابل از فرشتگان چهره مثبتی را به تصویر می کشد. از سوی دیگر موجوداتی به نام جن در این کتاب آسمانی حد وسط معرفی شده اند. یعنی هم قادرند عصیان ورزند و هم راه اطاعت و عبادت پیش گیرند. این تصویر در کنار آیه ای که ابلیس را از زمره جنیان به حساب می آورد.
 

میزان تسلط ابلیس بر انسان‌ها

مفسران درباره آیه275 بقره و این که آیا به راستی ابلیس می تواند انسان را دچار دیوانگی نماید دچار تشتت آراء شده اند. برخی معتقدند زعم عرب آن بود که انسان دیوانه و مصروع در اثر مس جن دچار چنین حالتی شده است و جن زدگی از خرافات عرب جاهلی بود(زمخشری، 320/1). این دسته از مفسران معتقدند که قرآن کریم این اصطلاح را مجرد تشبیه و تقریب به ذهن عرب به کار برده است تا حال رباخوار در قیامت برای ایشان مکشوف و ملموس گردد(مغنیه، 436/1).این بود نظر اکثر مفسران.

علامه طباطبایی نظر دیگری دارد. ایشان به طور قاطع معتقد است آیه شریفه دلالت دارد بر این که بعضی از دیوانگی ها در اثر مس شیطان رخ می دهد و در توضیح نظریه خویش می نویسد: «هرچند این آیه دلالت ندارد بر این که مس نامبرده به وسیله خود ابلیس انجام می شود؛ چون کلمه شیطان به معنای ابلیس نیست، بلکه به معنای شرور است، چه از جن باشد و چه از انس؛ ولیکن این مقدار دلالت دارد که بعضی از دیوانگی ها در اثر مس جن که ابلیس هم فردی از جن است رخ می دهد» (طباطبایی، 412/2). ایشان در اثبات این نظر کلام مبسوطی دارند که قابل توجه است. (نک، همانجا).

یکی دیگر از بزرگان مکتب تفسیر تأثیر شیطان را در انسان از دو طریق برمی شمرد، یکی از راه وسوسه و دیگری از راه تأثیر بر تن آدمی با تمسک به آیه مذکور و نیز آیه دیگری که از قول حضرت ایوب(علیه السلام)می فرماید: «أنیّ مسّنی الشّیطان بنصب و عذاب» (ص، 41)(رشید الدین میبدی، 748/1 و 749).

این در حالی است که در آیه دیگری از جمله «أنیّ مسّنی الضّرّ» (الانبیاء، 83)استفاده می کند. یعنی در قرآن «الشّیطان» معادل «الضّرّ» به کار رفته که به معنای بیماری و رنج سخت است(نک: ترجمه الهی قمشه ای ). یکی دیگر از مفسران نیز با توجه بهاین آیات حدوث مرض به مس شیطان را با کمک کتاب و سنت ثابت شده می داند(مظهری، 394/1).

حقیقت این است که مطابق نص آیات، ابلیس را بر بندگان صالح خدا و مؤمنان تسلطی نیست(نک: النحل، 99؛ الاسراء، 65). او تنها بر کسانی مسلط می شود که دعوت اورا لبیک گفته(نک: ابراهیم، 22)، او را پیروی کنند (نک: الحجر، 42)و در جرگه مشرکان در آیند(نک: النحل، 100). همان طور که در روز احد گناهانی که مسلمانان از پیش مرتکب شده بودند موجب تسلط شیطان بر آنان و به لغزش درآمدنشان شد(طباطبایی، 51 /4 ذیل آل عمران، 155).

حال با در نظر گرفتن جمیع مطالب و آیات مذکور، اگر بخواهیم نظر مفسران اخیر رادر رابطه با داستان ایوب(علیه السلام)بپذیریم ناچاریم یکی از این دو احتمال را متصور شویم: یکی این که با توجه به عصمت انبیاء تنها می توان گفت شاید ترک اولایی از آن حضرت سرزده که ایشان را مستحق تسلط شیطان بر جسم خود نموده است و احتمال دیگر این که شاید خداوند در مرحله آزمایش الهی هم، علاوه بر عصیان بنده، به شیطان اجازه تسلط می دهد. اما هردو احتمال در حد فرضیه قابل طرح بوده است.


منبع:
مقاله "ماهیت ابلیس از نگاه قرآن" نوشته بتول طاهریان دهکردی و جنان امیدوار که در شماره 24 مجله "پژوهش دینی" منتشر شده است.


- نظرات (0)

دو کمک خدا برای حوادث سخت زندگی

صبر

خداوند در آیه 153 سوره مبارکه بقره صبر و نماز را دو کمک خود برای عبور انسان از مشکلات زندگی می‌داند و با نگاهی این کلام وحی در می‌یابیم که صبر مادر همه کمالات است و در همه سختی‌ها و مشکلات بزرگترین کمک برای انسان به شمار می‌رود.

متن آیه

یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اسْتَعِینُوا بِالْصَّبْرِ والصَّلَوةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الْصَّبِرِینَ‏

ترجمه

اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید! (در برابر حوادث سخت زندگى،) از صبر و نماز کمک بگیرید، همانا خداوند با صابران است.

نکته‌ها

مشابه این کلام الهى را در همین سوره خوانده‌ایم که خداوند به بنى‏‌اسرائیل مى‏‌فرمود: در برابر ناملایمات و سختى‏‌ها، از صبر و نماز کمک بگیرید. در این آیه نیز به مسلمانان دستور داده مى‏‌شود تا در برابر حوادث سخت زندگى، از صبر و نماز یارى بجویند. آرى، دردهاى یکسان، داروى یکسان لازم دارد.

اصولاً انسانِ محدود، در میان مشکلات متعدّد و حوادث ناگوار، اگر متصل به قدرت نامحدود الهى نباشد، متلاشى و منکوب مى‏‌شود و انسانِ مرتبط با خداوند، در حوادث و سختى‏‌ها، خود را نمى‏‌بازد و براى او حوادث، بزرگ نمى‏‌نماید. کسى که نماز را با حضور قلب و با توجّه مى‏‌خواند، به معراج مى‏‌رود. هرچه پرواز معنوى او بیشتر باشد و بالاتر رود، دنیا و مشکلات آن و حتّى خوشى‏‌هاى آن کوچکتر مى‏‌شود.

انسان یا در نعمت بسر مى‏‌برد که باید به آیه قبل عمل کند؛ «اذکرونى، اشکروا لى» و یا در سختى بسر مى‏‌برد که باید به این آیه عمل کند؛ «استعینوا بالصبر»

خداوند مى‌فرماید: خدا با صابران است و نمى‏‌فرماید: با نمازگزاران است. زیرا نماز نیز نیاز به صبر و پایدارى دارد. در روایات مى‏‌خوانیم: هرگاه کار سختى براى حضرت على(ع) پیش مى‏‌آمد حضرت دو رکعت نماز مى‏‌خواند. این سیره را بوعلى سینا نیز عمل مى‏‌کرد.

صبر مادر همه کمالات است. صبر در جنگ مایه شجاعت است. صبر در برابر گناه وسیله تقواست. صبر از دنیا نشانه زهد است. صبر در شهوت سبب عفّت است. صبر در عبادت موجب طاعت و صبر در شبهات مایه‏ وَرع است.

پیام‌ها

ایمان اگر همراه با عمل و توکّل و صبر و عبادت باشد کاربرد بیشترى خواهد داشت. «الّذین آمنوا استعینوا بالصبرو...»

نماز اهرم است، بار نیست. «استعینوا بالصبر والصلوة»

صبر و نماز، وسیله‏ جلب حمایت‏‌هاى الهى هستند. «استعینوا بالصبر والصلوة انّ اللّه مع الصابرین»

اگرچه خداوند با هرکس و در هر جایى حضور دارد؛ «هو معکم اینما کنتم» و لکن همراهى خدا با صابران، معناى خاصّى دارد و آن لطف، محبّت و یارى رسانى خداوند به صابران است. «انّ اللّه مع الصابرین»

تفسیر نور


- نظرات (0)

قرب خدادرقیامت

بهشت

از آموزه‌های اخلاقی دین مبین اسلام که در آیات متعددی از قرآن به آن اشاره شده است،‌ ارزشی به نام صلح و آشتی است. در عصر حاضر که به دلیل اُفت برخی ارزش‌های اخلاقی و رفتاری شاهد سست شدن روابط اجتماعی و خانوادگی هستیم، عمل به این ارزش دینی بسیار ضروری است. امام کاظم(ع) در اهمیت این مسأله فرمودند: «خوشا به حال کسانی که میان مردم صلح و آشتی می‌دهند. آنان هستندکه در روز قیامت مقربان درگاه الهی خواهند بود؛ طوبی لِلْمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ اُولئِکَ هُمُ المُقرَّبونَ یَومَ القِیامَة. (تُحف‌العقول، ص ٤١٤) 

 اما از دیدگاه اندیشمندان اسلامی در قرآن دو واژه مرتبط با معنای صلح وجود دارد . اولین واژه "سلم" است. در عربی این واژه به معنای آرامش یا همان امنیت مصطلح امروزی است؛ لذا سِلم یا آرامش ریشه‌ای الهی دارد. خداوند در آیه208 سوره بقره می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ‌؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید! همگى در صلح و آشتى درآئید (و تسلیم مطلق خداوند شوید) و گامهاى شیطان را پیروى نکنید که او دشمن آشکار شماست.»

واژه دیگر، صلح است که همان آشتی و رابطه همزیستی مسالمت‌آمیز بین انسان‌هاست. اسلام در قالب واژه «صلح» خواستار مودت، احترام متقابل و پرهیز از تجاوز و تعدی به حقوق دیگران است. به عنوان نمونه در آیه10 سوره حجرات می‌خوانیم: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ؛ هر آینه مؤمنان برادرانند میان برادرانتان آشتی بیفکنید و از خدا بترسید، باشد که بر شما رحمت آرد».  امام صادق علیه‌السلام در روایتی ذیل همین آیه فرمودند: «صدقه و بخششی را که خدا دوست می دارد اصلاح بین مردم است هنگامی که به فساد گرایند ]با یکدیگر اختلاف پیدا کنند[،  و نزدیک ساختن آنها به یکدیگر است زمانی که از هم دور شوند؛ صَدَقَةٌ یُحِبُّهَا اللّه: إِصلاحٌ بَینَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَ تَقارُبٌ بَینَهُم إِذا تَباعَدوا».


- نظرات (0)

داشتن ایمان کامل

پرهیزکاران


 
خداوند در آیه 177 سوره مبارکه بقره پانزده صفت نیک پرهیزکاران را در سه بخشِ ایمان، عمل و اخلاق بیان کرده است. در بخش ایمان، به مسئله ایمان به خدا، فرشتگان، انبیا، قیامت و کتب آسمانى اشاره شده و در بخش عمل، به مسائل عبادى مانند نماز و مسائل اقتصادى مانند زکات و مسائل اجتماعى مانند آزاد کردن بردگان و مسائل نظامى مانند صبر در جبهه و جنگ و روحى و روانى مثل صبر در برابر مشکلات اشاره شده است. در بخش اخلاقى به وفاى به عهد و دل کندن از مادّیات و ترحّم به فقرا اشاره شده است.

متن آیه

لَیْسَ الْبِرُّ أَنْ تُوَّلُّواْ وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْأَخِرِ وَالْمَلَئِکَةِ وَالْکِتَبِ وَالْنَّبِیِّینَ وَ ءَاتَى الْمَالَ عَلَى‏ حُبِّهِ ذَوِى الْقُرْبَى‏ وَالْیَتَمى‏ وَالْمَسَکِینَ وَ ابْنَ الْسَّبِیلِ وَالْسَّآئِلِینَ وَفِى الْرِّقَابِ وَأَقَامَ الْصَّلَو ةَ وَ ءَاتَى الْزَّکَو ةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَهَدُواْ وَالْصَّبِرِینَ فِى الْبَأْسَآءِ وَالضَّرَّآءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُواْ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‏

ترجمه

نیکى (تنها) این نیست که (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مشرق یا مغرب بگردانید، بلکه نیکوکار کسى است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده و مال (خود) را با علاقه‏‌اى که به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و بیچارگان و در راه‏ماندگان و سائلان و در (راه آزادى) بردگان بدهد، و نماز را برپاى دارد و زکات را بپردازد، و آنان که چون پیمان بندند، به عهد خود وفا کنند و آنان که در (برابر) سختى‏‌ها، محرومیّت‏‌ها، بیمارى‏‌ها و در میدان جنگ استقامت به خرج مى‏‌دهند اینها کسانى هستند که راست گفتند (و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است) و اینان همان پرهیزکارانند.

نکته‌ها

کلمه «برّ» به معناى نیکى است، ولى به هرکس که خیلى نیکوکار باشد، مى‌‏گویند او «برّ» است. یعنى وجودش یکپارچه نیکى است.

«بأساء» از «بؤس» به معناى فقر و سختى است که از خارج به انسان تحمیل مى‏‌شود. «ضرّاء»، درد و بیمارى است که از درون به انسان فشار مى‌‏آورد و «حین البأس» زمان جنگ و جهاد است.

بعد از ماجراى تغییر قبله که در آیه‏ 144 خواندیم، سخنِ روز، درباره قبله و تغییر آن بود که این آیه مى‏‌فرماید: چرا به جاى محتواى دین که ایمان به خدا و قیامت و انجام کارهاى نیک است، به سراغ بحث‏‌هاى جدلى رفته‌‏اید.

این آیه جامع‏‌ترین آیه قرآن است. زیرا اصول مهم اعتقادى، عملى و اخلاقى در آن مطرح شده است. در تفسیر‌المیزان از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمودند: هر کس به این آیه عمل کند، ایمانش کامل است.

این آیه پانزده صفت نیک را در سه بخشِ ایمان، عمل و اخلاق بیان کرده است. در بخش ایمان، به مسئله ایمان به خدا، فرشتگان، انبیا، قیامت و کتب آسمانى اشاره شده و در بخش عمل، به مسائل عبادى مانند نماز و اقتصادى مانند زکات و اجتماعى مانند آزاد نمودن بردگان و نظامى مانند صبر در جبهه و جنگ و روحى و روانى مثل صبر در برابر مشکلات اشاره شده است. در بخش اخلاقى به وفاى به عهد و دل کندن از مادّیات و ترحّم به فقرا اشاره شده است.

ایمان به خدا سبب خضوع در برابر حقّ و عدم تسلیم در برابر طاغوت‏‌هاست. ایمان به قیامت موجب وسعت دید و بلندى همّت مى‏‌‌شود. ایمان به وجود ملائکه نشانه‏ ایمان به تشکیلات ماوراى طبیعت است. ایمان به انبیاء ایمان به وحى و جریان هدایت در طول تاریخ است و دلیل بر اینکه انسان در این جهان رها و بى‏‌برنامه نبوده است. انفاق بیانگر تعاون و نوع دوستى و نماز پیوند مستقیم با خدا و زکات برنامه‏‌ریزى براى حل مشکل محرومان و وفاى به عهد موجب تحکیم ارتباطات و صبر عامل آبدیده شدن انسان‏‌هاست.

جمله «آتى المال على حبّه» را سه نوع معنا کرده‌اند:
الف: پرداخت مال به دیگران با وجود علاقه‏‌اى که به آن هست.
ب: پرداخت مال بر اساس حبّ خداوند.
ج: پرداخت مال بر اساس علاقه‌‏اى که به فقیر است.

صبر مادر همه کمالات است و قرآن راه رسیدن به بهشت را صبر مى‏‌داند؛ «اولئک یجزون الغُرفة بما صبروا» به آنان جایگاه بلند داده مى‏‌شود، به پاس بردبارى که کردند. چنانکه فرشتگان به بهشتیان مى‏‌گویند: «سلامٌ علیکم بما صبرتم» درود بر شما که پایدارى کردید. همچنین درباره رهبران الهى مى‏‌فرماید: «جعلنامنهم‏ ائمّة یهدون‏ بامرنا لمّا صبروا» آنان را بخاطر صبرشان، پیشوایانى قرار دادیم که به امر ما هدایت مى‏‌کردند.

مشابه این آیه، در روایات نیز براى معرفى معارف دینى چنین آمده است: «لیس العاقل من یعرف الخیر من الشرّ و لکن العاقل من یعرف خیر الشّرین» عاقل آن نیست که خیر را از شرّ بشناسد، عاقل آن است که میان دو شرّ، خیرش را برگزیند.

«لیس العلم بکثرة التعلّم انّما هو نور یقذفه اللّه فى قلب من یرید» دانش، به آموختن بسیار حاصل نمى‏‌شود. دانش واقعى نورى الهى است که به دلها مى‏‌تابد.

«لیس البرّ فى حُسن الزّى و لکن فى السکینة و الوقار» بزرگى در ظاهرِ آراسته نیست بلکه در آرامش و وقار است.

«لیس السخى... الذى ینفق ماله فى غیر حقّه و لکنه الّذى یؤدّى الى اللّه ما فرض علیه» سخاوتمند کسى نیست که در هرجا و لو بى‏‌جا انفاق کند، بلکه کسى است که در هرجا خشنودى خداست انفاق کند.

«لیس العبادة کثرة الصیام و الصلاة و انّما العبادة کثرة التفکّر فى امر اللّه» عبادت به نماز و روزه بسیار نیست، به تفکّر درباره خدا و آثار اوست.

«اشدّ من یَتم الیتیم یتیمٌ انقطع عن امامه» آنکه از سرپرستى پیشواى حقّ محروم گشته، یتیم‏‌تر از کسى است که پدر و مادرش را از دست داده است.

براى رسیدن به کمالِ تقوا، انفاقِ واجب و غیر واجب، هر دو لازم است. بعضى از مردم به مستمندان کمک مى‏‌کنند، ولى حقوق واجب خود را نمى‏‌پردازند و برخى دیگر با پرداخت خمس و زکات نسبت به فقرا و محرومان بى‏‌تفاوت مى‏‌شوند. این آیه، مؤمن واقعى را کسى مى‏‌داند که هم حقوق واجب را بپردازد و هم انفاق مستحبّ را انجام دهد.

به همین دلیل در روایات مى‏‌خوانیم: در اموال ثروتمندان، غیر از زکات نیز حقّى براى محرومان است و کسى که سیر بخوابد در حالى که همسایه او گرسنه باشد ایمان به خدا و قیامت ندارد.

پیام‌ها

به جاى محتواى دین، به سراغ ظاهر نرویم و از اهداف اصلى باز نمانیم. «لیس البرّ... ولکن البرّ»

یکى از وظایف انبیا و کتب آسمانى، تغییر فرهنگ مردم است. «لیس البرّ... و لکن البر»

شناخت مفاهیم، مهم نیست عمل به آن مهم است. کلمه «برّ» به مفهوم نیکى است اما دانستن آن مهمّ نیست، کسى که این مفهوم را محقّق مى‌‏سازد ارزش دارد. «لکن البرّ من آمن»

ایمان، مقدّم بر عمل است. «من آمن باللَّه... آتى المال»

ایمان به همه انبیا و ملائکه لازم است. «آمن باللَّه... والملائکة و الکتاب و النبیّین»

ارتباط با خدا در کنار ارتباط با مردم و تعاون اجتماعى در حوادث و گرفتارى‏ها مطرح است. «آمن باللَّه و الیوم الاخر... وآتى المال على حبه»

تمام کارهاى نیک در سایه ایمان به خدا شکل مى‏گیرد. «آمن باللّه... آتى المال»

هدف اسلام از انفاق، تنها سیر کردن گرسنگان نیست، بلکه دل کندن صاحب مال از مال نیز هست. «على حبّه»

نیکوکاران، مال و دارایى خود را با رغبت و علاقه در راه خدا انفاق مى‏کنند. «آتى المال على حبّه»

با دست خود به فقرا و یتیمان و بستگان انفاق کنید. «آتى المال على حبّه»

در انفاق، بستگان نیازمند بر سایر گروه‌‏هاى مستمند، اولویّت دارند. «ذوى القربى و الیتامى...»

سائل را ردّ نکنید، گرچه فقیر، مسکین، در راه مانده و فامیل نباشد. کلمه‏ «السائلین» به صورت مستقل مطرح شده است. «والمساکین و... السائلین»

ایمان و نماز و زکات بدون شرکت در جهاد کامل نمى‌‏شود. «وحین البأس... اولئک الّذین صدقوا»

مدّعیان ایمان بسیارند، ولى مؤمنان واقعى که به تمام محتواى دین عمل کنند، گروهى اندک هستند. «اولئک الّذین صدقوا»

نشانه‏ صداقت، عمل به وظایف دینى و تعهّدات اجتماعى است. «اولئک الّذین صدقوا»

متّقى کسى است که عملش، عقایدش را تأیید کند. «آتى المال... اولئک الّذین صدقوا اولئک هم المتقون»

تفسیر نور


- نظرات (0)