سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



معنویت‌های پفکی

معنویت

بلوغ معنوی (معنویتهای پفکی)

سر کلاس روانشناسی رشد وقتی استاد با کمال دقت در مورد سلسله نیازهای مازلو صحبت می‌کرد و برای ما گفت این نیازها تقریبا برای همه مشترک بوده و پیر و جوان، زن و مرد ندارد؛ توجه من را به خودش جلب کرد.

سلسله نیازهای مازلو می‌گوید که انسانها هفت نیاز کلی دارند:

نیازهای زیستی، نیاز به امنیت، نیاز به محبت، نیاز به شأن اجتمایی، نیاز به خود شکوفایی، نیاز به علم آموزی، نیاز به زیبایی .

اما من تصور می‌کنم انسانها یک نیاز اساسی‌تر دارند و آن هم نیاز به معنویت است .

نیاز به معنویت که سالها در تمدن غرب فراموش شده بود و جایگاهی در بین نیازهای بشر نداشته یکی از مهمترین نیازها به شمار می آید چون بشر در هر مرتبه از برخورداری نسبت به نیازهای هفت گانه مطرح شده باشد یقینا نیاز به معنویت را در درون خود احساس می کند و این فارغ از دین، مذهب، نژاد، قومیت و سن و سال است کم توجهی و یا بی توجهی نسبت به معنویت نتوانست آن را از زندگی مردم بیرون ببرد بلکه باعث شد که هجوم نسل جدید به مسائل معنوی و تشکیل انجمنهای دانشجویی در مورد مسائل معنوی، بازار درست شدن معنویت‌های نوین و یا جنبشهای نوپدید دینی گرم شده و فرقه های عرفانی زیادی متولد شود .

بشر امروز تمام وقت و تلاش خود را برای رسیدن به نیازهای هفتگانه به کار می‌بندد اما برای نیاز اساسی خود یعنی نیاز به معنویت وقتی مناسب صرف نمی‌کند.

انسان وقتی غرق تأمین نیازهای روزمره خود می‌شود کم کم حس می‌کند نیازی درون او باقیست که به او توجه نشده و این عدم توجه باعث از بین رفتن آن نمی‌شود و همیشه این نیاز را در وجود خود احساس می‌کند و معمولا کسانی که در زمینه تدین ضعیف هستند برای رفع این نیاز دچار مشکل می‌شوند.

آدمی وقتی دنبال برطرف کردن نیازهای خود می‌باشد سعی می‌کند بهترین و موثرترین راه را پیدا کند و هر شخص با توجه به مقدار توان جسمی و ذهنی خود می‌تواند نیازهای خود را رفع کند. برای رفع نیازها هر انسانی وسیله و راهی خاص را دنبال می‌کند که در این زمینه هر چه سطح بلوغ فکری و اجتماعی افراد متفاوت باشد روش رفع نیازها نیز متفاوت خواهد بود.   

برای مثال یک انسان بالغ وقتی می‌خواهد اولین نیاز زیستی خود، یعنی خوراک را تأمین کند با یک کودک که هنوز به رشد و بلوغ مناسب نرسیده تفاوت می‌کند. یک کودک وقتی گرسنه شود با وجود این که مادرش غذا برای خوردن درست کرده اما او دوست دارد از موادی دیگر استفاده کند مانند پفک، چیپس و ... که از خوردن آنها لذت برده و سریعتر بدست آمده و گرسنگی او را برطرف می‌کند. یعنی بعد از این که این مدل مواد را مصرف می‌کند یک احساس سیر بودن در خود می‌‌یابد که او را از خوردن غذای مادر که شاید برای آماده شدن آن احتیاج به زمان بیشتری باشد بی نیاز می‌کند.

انسان وقتی غرق تأمین نیازهای روزمره خود می‌شود کم کم حس می‌کند نیازی درون او باقیست که به او توجه نشده و این عدم توجه باعث از بین رفتن آن نمی‌شود و همیشه این نیاز را در وجود خود احساس می‌کند و معمولا کسانی که در زمینه تدین ضعیف هستند برای رفع این نیاز دچار مشکل می‌شوند

این در حالی است که افرادی که در کنار این کودک زندگی می کنند و مانند او یک کودک نیستند می‌دانند موادی که این کودک مصرف کرده نیاز اصلی او را تأمین نمی‌کند و مواد لازم برای رشد و سلامتی او را به او نمی‌رساند. حتی ممکن است به او آسیب نیز برساند این در صورتی است که خود کودک از این کار راضی بوده و احساس می‌کند نیازش برطرف شده است اما زمانی که همین کودک به رشد مناسب فکری و اجتماعی برسد خود از مخالفان این کار می‌شود چون او پی برده که چنین موادی ضمن  این که نیاز اصلی او را برطرف نمی‌کند برای او مضر نیز خواهد بود.

معنویت

مثال دیگر اینکه نیاز دوم همه انسانها امنیت می‌باشد. در این مورد هم کودکان، مجانین و همه افرادی که به رشد اجتمایی مطلوب نرسیده‌اند تصور می‌کنند با یک شمشیر چوبی و یا یک تفنگ پلاستیکی می‌توانند امنیت خود و اطرافیانشان را برقرار کنند این در حالی است که بزرگترها به خوبی می‌دانند که با این گونه وسایل، امنیتی برقرار نمی شود.  

بعد از این دو مثال ساده که در مورد همه نیازهای انسان می‌توان آن را پیاده کرد که هر نیازی را کودکان و نابالغان دوست دارند به شکلی که سریعتر و با زحمت کمتری به نتیجه می‌رسد را دنبال کنند. و با تصور کودکانه خود در حال رسیدن به مطلوب هستند. در حالی که آنها فقط فکر می‌کنند که به مقصود رسیدند چون از آنچه که انجام داده‌اند بهره اندک و موقتی برده‌اند و حتی از مخالفت بالغین ناراحت شده و گاهی نیز موضع می‌گیرند.

در بحث نیاز به معنویت و عرفان نیز همانند سایر نیازها ما بین کسانی که مانند کودکان و سفیهان از رشد بایسته برخوردار نیستند با افراد بالغ تفاوت‌هایی وجود دارد، افرادی که به رشد بایسته و شایسته دست نیافته‌اند برای رفع نیاز به معنویت خود به سراغ معنویت و یا عرفانی می‌روند که راه رسیدن به آن کم زحمت، سریع و راحت باشد مانند کودکی که برای سیر شدن پفک می‌خورد و برای حفظ امنیت خود از شمشیر چوبی استفاده می‌کند .

این افراد غافل از این مطلب هستند که عرفان‌های بی اساس و منطق که انسان را در تحیر و شک رها کرده و یا او را با مخلوطی از اندیشه‌ها و نظرات مختلف درگیر می‌کند که برای او فایده‌ای ندارد بلکه مضر نیز می‌باشد، بزرگترین ضرر آن در این است که استفاده کردن از مواردی که نیاز انسان را برطرف نمی‌کند حجابی شود برای استفاده از آنچه حقیقتا نیاز انسان را رفع می‌کند. مانند کودکی که با خوردن پفک، دیگر میلی به خوردن غذای اصلی و مورد نیاز بدنش را ندارد .

اینگونه اشخاص زمانی که به رشد فکری مناسب برسند خود متوجه می‌شوند که این معنویت‌ها و عرفانها نه تنها مفید نبوده بلکه مانع رسیدن آنها به حقیقت نیز شده است اما تا زمانی که از نظر فکری مانند کودکی رشد نایافته باشد به اشتباه خود پی نخواهد برد و از نصیحت بزرگترها نیز ناراحت می‌شود و خیر و صلاحی را که در گفتارشان است را نمی‌بیند و مانند کودکی که والدینش او را مانع می‌شوند که نزدیک پرتگاه شود و او از این کار فقط ناراحت شده و اعتراض می‌کند، می‌ماند .


- نظرات (0)

علل گرایش به عرفانهای نو ظهور

علل پیدایش عرفان‌های نوظهور

جنبش‌های نوپدید دینی و یا عرفان‌های نوظهور را چنین می‌شود معرفی کرد که:

جنبشهای نوپدید دینی که به طور اختصار NRMs (New Religious Movements) خوانده می‌شوند پدیده‌ای نو محسوب می‌شوند. این گروهها و جنبشها که عمدتاً از جنگ جهانی دوم به بعد ظهور کردند، در اواخر ده? هفتاد در جوامع غربی برجسته شدند، این جنبشها را نمی توان تحت یک قانون واحد و کلی درآورد، برخی به دلایل مختلف موفق و برخی شکست خورده و ناکام ماندند.

در طول تاریخ و از زمانی که راه مستقیم به مردم هر عصر و زمانی توسط یک راهنمای الهی نشان داده شد، تا مردم با طی کردن آن راه به هدف و مقصد خود برسند، راههای انحرافی و به تعبیر امروزی جاده خاکی هم بوجود آمد، به شکلی که این راههای انحرافی نیز مدعی رساندن مردم به مقصد و هدف می‌باشند، این به این معنا است که اگر همین امشب تمامی فرق و جنبشهای انحرافی را به سطل زباله بریزیم به گونه ای که حتی اثری از آنها باقی نماند، باز روز دیگر شاهد بوجود آمدن فرقه ای نو و جنبشی جدید خواهیم بود، برخی با ساده و راحت جلوه دادن راه خود، برخی با استفاده از امور جذاب و مورد علاقه نزد مخاطب، برخی نیز با رد کردن راههای موجود و ...  مردم را به خود و راهشان دعوت می‌کنند .

فرقه‌های انحرافی جدید در واقع به خاطر رشد بی سابقه و چشم گیری که داشته مورد توجه تمامی اقشار  قرار گرفته است، آمارها نشان می‌دهد که در چند دهه اخیر، رشد جنبشهای نوپدید دینی از رشد فوق‌العاده ای برخوردار بوده است و این داغ بودن بازار معنویت را می رساند .

اینفورم (شبکه اطلاعاتی با تأکید بر جنبشهای دینی) در بایگانی خود بالغ بر 2600 گروه مختلف دارد که غالب آنها جنبشهای نوین دینی نام دارند، همچنین "هارولد ترنر" تخمین زده که حدود 10000 دین جدید با بیش از دوازده میلیون پیرو، در میان طایفه های مختلف مردم آمریکا، آسیا، آفریقا و اقیانوسیه وجود دارد، آنچه مسلم است تعداد این فرق و انشعاباتشان در حال حاضر به بیش از ده هزار مورد می رسد .

فرقه‌های انحرافی جدید در واقع به خاطر رشد بی سابقه و چشم گیری که داشته مورد توجه تمامی اقشار  قرار گرفته است، آمارها نشان می‌دهد که در چند دهه اخیر، رشد جنبشهای نوپدید دینی از رشد فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده است و این داغ بودن بازار معنویت را می‌رساند

در آغاز دهه 70 میلادی تعداد این فرقه‌ها در غرب 78 فرقه بود و در آغاز دهه 90 میلادی 350 فرقه، ولی امروز تعداد آنها

عرفان های نوظهور

فقط درغرب بالغ بر 2500 فرقه نوپدید دینی می‌باشد، به نظر می‌رسد واژه‌ی جنبش‌های نوپدید دینی اولین بار در ژاپن مورد استفاده قرار گرفته است و همزمان با آزادی عقیده در غرب و ازدیاد تعداد انتخاب‌ها و گزینش‌های دینی این جنبش‌ها گسترش پیدا كردند.

عصر حاضر را عصر انفجار معنویت نامیده اند و این کاملا آشکار است، زمانی که کالایی در بازار خریدار زیادی داشته باشد؛ هم تولیدش افزایش می یابد و هم جنسهای تقلبی با رنگ و روی زیبا فراوان می شود .

همچنین در مورد پایه گذاران اصلی این جنبشها گاردون میلتون نظر جالبی دارد. وی می‌گوید؛ «با اینکه جمعیت یهودیان نسبت به دیگر ادیان کم است اما معمولاً یا پایه‌گذار ادیان جدید هستند یا به ادیان جدید وارد می‌شوند»، در واقع به دلیل اینکه یهودیان خود را قوم برتر می‌دانند و اجازه نمی‌دهند که کسی وارد دینشان شود و با توجه به این مطلب که  افکار صهیونیستی، سلطه بر تمام ابعاد دنیا از قبیل سیاسی، نظامی، اقتصادی و معنوی می‌باشد، می‌توان گفت که یکی از علل پیدایش جنبشهای نوین دینی که در آنها آموزه‌هایی از یهود وجود دارد و به طور غیر مستقیم افکار یهود را ترویج می‌کند، جدای از فرقه هایی که به شکل مستقیم عقاید یهود را گسترش می‌دهد را در راستای تحقق سلطه جهانی یهود دانست.

 

علل بوجود آمدن این جنبش ها را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1- کاستی‌های ادیان سنتی، خصوصا عملکرد بد کلیسا و خودخواهی‌های آنها.

2- گرایش به معنویت که یک گرایش اصیل است، به همین دلیل برخی معتقدند که بشر در عصر بحران معنویت به این جنبش‌های معنوی نوین برای پاسخ گرفتن نیازهای امروز نیاز دارد.

اگر همین امشب تمامی فرق و جنبشهای انحرافی را به سطل زباله بریزیم به گونه ای که حتی اثری از آنها باقی نماند، باز روز دیگر شاهد بوجود آمدن فرقه ای نو و جنبشی جدید خواهیم بود، برخی با ساده و راحت جلوه دادن راه خود، برخی با استفاده از امور جذاب و مورد علاقه نزد مخاطب، برخی نیز با رد کردن راههای موجود و ...  مردم را به خود و راهشان دعوت می‌کنند

3-  مدرنیته شدن غرب و دور نگه داشتن مردم از معنویت به بهانه این که تکنولوژی می‌تواند جای همه چیز را بگیرد . 

4- راحت طلب شدن مردم به خاطر بالا رفتن سطح مالی و توجه به مسایلی که آسان و سریع به دست می‌آید می‌تواند یکی از علل پیدایش این جنبشها باشد .

5- تجربه لذت معنوی که هر انسانی خواهان رسیدن به این لذت در مسایل معنوی است .

6- مسایل اقتصادی، که در برخی از این فرقه ها پولهای فراوانی از طرفدارانشان گرفته شده است. 

7- مسایل سیاسی، که برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود به تولید برخی از این فرق دست زده‌اند . 

8- انقلاب اسلامی و جلب توجه به شیعه که خود می‌تواند دلیلی دیگر برای افزایش تعداد این عرفانها به جهت جلوگیری از توجه غرب به مکتب تشیع باشد. 

اما علت اصلی پیدایش این جنبشها را می‌توان در یک نکته مهم دانست و آن این است که مردم در عصر حاضر وقت کمتری برای بالا بردن سطح معلومات دینی خود صرف می‌کنند و این خالی بودن آنها از معلومات مورد نیاز دینی، باعث شده که زمینه برای سوء استفاده دیگران فراهم شود.

این جنبش‌ها مدعی رفع کردن نیازهای انسان امروزی هستند و هر کدام با توجه به یکی از ابعاد انسان و یا نیاز او دستورالعمل‌هایی داده و از مخاطبین خود عمل به آنها را می‌خواهند .

ما نمی‌توانیم تولید این جنبشها را متوقف کنیم اما می‌توان با داشتن شناخت کامل از دین خود و جنبش‌های نوظهور، خود و اطرافیانمان را در مقابل این انحرافها بیمه کنیم .  

با تحقیق بیشتر می توان عوامل زیادی را در پیدایش نحله های نو ظهور یافت.


دین و دینداری یکی از قدیمی ترین پدیده های اجتماعی و از نیرومندترین و پایدارترین نهادهای زندگی اجتماعی انسان در طول تاریخ بوده است. توجه و باور به جهانی فراتر از این جهان مادّی و تلاش برای برقراری ارتباط با آن جهان، یکی از ارکان اساسی دینداری انسانها به شمار می رود. این اعتقاد و روشهای دستیابی به آن ارتباط در فرهنگهای مختلف و در ادیان گوناگونی که در طول تاریخ ظهور کرده اند به اشکال بسیار متنوعی بیان و ابراز شده است. هر یک از آن ادیان، اعتقادات خود را برحق شمرده و داعیه به سعادت رساندن بشر را داشته است و به تبع آن، ادیان دیگر را لااقل ناقص تلقّی و در بدترین حالت، انحرافی و الحادی قلمداد کرده و با آن به جنگ و ستیز پرداخته است.

این حقیقتی است که الان شبه عرفانها در جامعه در میان جوانان وجود دارد و روز به روز رو به  افزایش است، به خاطر اینکه مطالبات جوانان افزایش پیدا کرده و ارتباط آنها با جهان غرب باعث شده که انتظارات شان از محیط بالاتر برود  و در عین حال اگر احساس کنند امکانات لازم برای پاسخگویی را ندارند، به امور ماورایی که  بخشی می تواند اصل باشد و برخی غیر اصل، روی بیاورند.

همسو بودن این معنویتهای نوظهور با لذت طلبی انسان امروزی، که لذت و شادی را در همه ابعاد زندگی، حتی معنویت جستجو می کند، می تواند یکی دیگر از علل گرایش به این عرفانها معرفی گردد.

در معنویات صحبت از شادی، معنا، زندگی، عشق، خدا، آرامش، روح و ... است اما هیچ كدام به معنای حقیقی و عظیمی كه دارند نمی‌رسند، این معانی سطحی و حداقلی كه معنویت‌های نوظهور ارائه می‌دهند، به راستی اسراف در میراث معنوی بشر است.

به عبارت دیگر ریشه های گرایش به معنویتهای نو ظهور را، میتوان در راحت طلبی انسان، و میل به لذات، پیدا کرد، چون انسانها ذاتا راحت طلب بوده و دوست دارند که در هر کاری ساده ترین راه را انتخاب کنند.

در دین ما برای رسیدن به مقامات و معنویات، نیازی به روی گرداندن از دنیا و ترک لذات آن نیست، بلکه میتوان از دنیا به مقامات عرفانی رسید، همانگونه که رسول گرامی اسلام در خطاب به مردم مدینه فرمودند: چرا برخی از اصحاب من از خوردن گوشت و استعمال بوی خوش و ارتباط با همسرانشان اجتناب می کنند، همانا من خودم هم گوشت می خورم و هم بوی خوش استعمال می کنم و هم با همسرانم ارتباط دارم، و هر کس از سنت من روی گرداند از من نیست.

مخصوصا امروزه که مردم میخواهند از همه ارکان و بخشهای زندگی لذت ببرند از دین و معنویت هم انتظار لذت را دارند، به همین دلیل است که می بینیم به سراغ برخی از این شبه عرفانها رفته تا به این نیاز خود دست یابند.

آنچه غالب عرفانهای نوظهور برای آن تبلیغ می کنند رساندن مخاطبان خود به لذت و خوشی است و این همان است که بشر امروز به دنبال بدست آوردن آن است.

دالای لاما _ رهبر در قید حیات بودائیان _ شادی را هدف زندگی معرفی می کند و بزرگ ترین آرزوی خود را خوراکی خوب و خوابی راحت اعلام می کند. (دالایی لاما، زندگی در راهی بهتر، ترجمه فرامرز جواهری نیا، ص 155)

جان ما تشنه سرور است و آن، یکی از نام های خداست. سرور در لغت از ریشه سرّ و به معنای شادی نهفته در درون و عمیقی است که از نهان گاه جانی آدمی سر می کشد و فراتر از همه عوامل رنج و شادی روح انسان را به معدن سرور و شادی نامتناهی پیوند می زند. (جریان شناسی انتقادی عرفانهای نو ظهور، حمید رضا مظاهری سیف، ص 52)

در دین ما برای رسیدن به مقامات و معنویات، نیازی به روی گرداندن از دنیا و ترک لذات آن نیست، بلکه میتوان از دنیا به مقامات عرفانی رسید، همانگونه که رسول گرامی اسلام در خطاب به مردم مدینه فرمودند: چرا برخی از اصحاب من از خوردن گوشت و استعمال بوی خوش و ارتباط با همسرانشان اجتناب می کنند، همانا من خودم هم گوشت می خورم و هم بوی خوش استعمال می کنم و هم با همسرانم ارتباط دارم، و هر کس از سنت من روی گرداند از من نیست. (الفروع من الکافی، کلینی، کتاب النکاح، حدیث 5، ص 496 )   

همسو بودن این معنویتهای نوظهور با لذت طلبی انسان امروزی، که لذت و شادی را در همه ابعاد زندگی، حتی معنویت جستجو می کند، می تواند یکی دیگر از علل گرایش به این عرفانها معرفی گردد.

حتی میتوان گفت که گاهی چنان از لذت و شادی سخن به میان می آورند که مخاطبان خود را از اصل عملی که مرتکب شده غافل کرده و تمام معنای زندگی را در لذت و شادی خلاصه کرده و آن را داروی هر دردی معرفی میکنند.   

در همین راستا می توان به این مطلب اشاره کنیم که، افرادی برای سرپوش گذاشتن بر خیلی از عقده های شخصی بوجود آمده در دوران مختلف زندگی، به سراغ این عرفانها و معنویتهای نوظهور میروند، برای مثال پسر و یا دختری که در جامعه امروز برای عقب نیفتادن از رفقای خود، به سمت و سوی دوستیهای ناسالم می رود،  و با وجود عدم میل باطنی خود و فشار خانواده دست به بعضی از کارها میزند، دچار عقده ای میشود که برای درمان آن در دین مبین اسلام سفارشاتی شده است، اما از آنجایی که به طرف دین ناب رفتن برایش سخت جلوه میکند، آن هم به دلیل نداشتن اطلاعات کافی و لازم در مورد دین، برای خلاصی خود از تبعات عقده هایش، به سراغ برخی از معنویتهای نوظهور که در راستای اعمال نادرست او می باشد می رود، و در آخر هم بیشتر از اول پشیمان و سرخورده می شود.

او در واقع با این کار می خواهد عذاب وجدان خود را کم کند، و به خود بباوراند که کارهایش ضد خدا نیست و خدا از او ناراضی نبوده و این مسأله را در زیر پرچم این معنویتها جستجو میکند، و برای رسیدن به آرامشی خیالی و مملو از توهم که همراه با لذت معرفی شده است تن به دستورات این معنویتهای ناسالم می دهد.

غافل از اینکه شکستن شیشه و خود را به بیراهه زدن، گناه انسان را کم نمی کند، بلکه انجام اشتباه و سعی در پوشاندن آن با اشتباهی دیگر، فقط انسان را بیشتر در مرداب فرو می برد، بحث توبه و بازگشت به دامان دین میتواند کمک بسزایی به این افراد نماید.   

داریوش عشقی – کارشناس گروه دین و اندیشه تبیان


- نظرات (0)

حکم دعانویسی و فالگیری

فالگیر
استفتاء از مراجع درباره دعانویسی

در سال‌های اخیر در كشورمان مراجعه به دعانویس، رمال، فالگیر، جن گیر و مواردی مانند آن و همچنین دریافت وجوه كلان در مقابل انجام این اقدامات افزایش یافته است.

از آنجا كه دعا امری مورد تاكید ادیان الهی به ویژه اسلام است، این سوال مطرح می‌شود كه آیا اموری همچون دعانویسی نیز مورد تایید اسلام هست؟ امور دیگری همچون رمالی، فال بینی و جن گیری و موارد مشابه كه به نوعی از امكان پیشگویی آینده یا تغییر آن خبر می‌دهند چه جایگاهی در احكام شرعی دین مبین اسلام دارد؟

پرسش‌هایی در این زمینه در قالب استفتاء از مراجع تقلید تنظیم شده است كه به منظور سهولت دسترسی، پرسش‌ها را از طریق پایگاه اطلاع رسانی دفاتر مراجع تقلید مطرح شده است كه تاكنون آیات عظام مكارم شیرازی، صافی گلپایگانی، علوی گرگانی به این استفتاء پاسخ داده‌اند. همچنین به دلیل وجود استفتاء مشابهی در پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی سیستانی، در انتهای این گزارش، متن استفتاء مذكور درج شده است:

متن پرسش‌ها و پاسخ‏های مراجع تقلید به این شرح است:

- آیا دعانویسی، فالگیری و جن‌گیری مورد تایید اسلام است؟

- گرفتن پول یا هدیه در قبال نوشتن دعا چه حكمی دارد؟

- نظر حضرتعالی درباره اقدام افرادی كه بدون داشتن اطلاعات كافی دینی از طریق نوشتن دعا امرار معاش و كلاهبرداری می‌كنند، چیست؟

- دادن پول به این افراد چه حكمی دارد؟

 

پاسخ آیت‌الله العظمی ناصر مكارم شیرازی:

«نوشتن دعاهایی که از حضرات معصومین(علیهم‌السلام) رسیده و در کتب معتبر موجود است، اشکالی ندارد. ولی دعانویسی حرفه‌ای، که شغل افراد سودجوست، صحیح نیست و غالب کتاب‌هایی که به آن استناد می‌کنند، اعتباری ندارد.

این امر اگر چه ممکن است ولی شرعا جایز نیست، و بسیاری از مدّعیان آن، افرادی دروغگو یا خطاکارند و فالگیری از خرافات است و گرفتن پول برای گرفتن فال جایز نیست.»

نوشتن دعاهـایی که از حضرات معصومین (علیهم‌السلام) رسیده و در کتـب مـعتبر موجود است، اشکالی ندارد. ولی دعانویسی حرفه‌ای، که شغل افراد سودجوست، صحیح نیست و غالب کتاب‌هایی که به آن استناد می‌کنند، اعتباری ندارد

پاسخ آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:

«نوشتن دعاهایی كه با دلیل معتبر از ائمه معصومین(علیهم‌السلام) نقل شده و اجرت گرفتن در مقابل آن، اشكال ندارد ولی مراجعه به فالگیرها یا دعانویسانی كه به صورت‌های مختلف از منابعی كه اعتبار شرعی ندارد نقل می‌كنند یا می‌نویسند جایز نیست و پول گرفتن اینگونه اكل مال به باطل و حرام است. والله العالم»

 

پاسخ آیت الله العظمی علوی گرگانی:
فالگیر

«بسمه تعالی دعانویسی از نظر شرعی اشکال ندارد ولی فالگیری و جن‌گیری مورد تائید نیست ولی دعانویسی که فعلا در مملکت ما رواج دارد و بیشتر افراد کلاهبردار به این امر مشغول هستند جایز نیست زیرا بسیاری از آنها معلومات کافی در این امر ندارند و گرفتن چنین پولهایی هم خالی از شبهه نیست و ما نباید خودمان را در معرض سوء استفاده اینگونه افراد قرار دهیم.»

در بخش سئوال‌ها و جواب‌های پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی سیستانی به این سوال كه «آیا مراجعه به دعانویس اشکال دارد؟ نظر شما در مورد سحر و جادو چیست؟» پاسخ داده شده است: «مراجعه به دعانویس اشکال ندارد ولی سحر و جادو جایز نیست.»

همچنین در پاسخ به این سئوال كه «سحر و جادو چه حکمی دارد؟» عنوان شده است: «سحر و جادو از محرمات و معاصی کبیره است و جایز نیست.»

همچنین درباره این سئوال كه «کف و یا فال فنجان بین، پیشگویی‌هایی می‌کند و می‌گوید که برای شخص در حال و آینده چه پیش خواهد آمد؟ آیا چنین کاری جایز است به ویژه اگر صاحب فنجان به آنچه گفته می‌شود ترتیب اثر بدهد؟»

پاسخ داده شده است: «چنان پیشگوی‌هایی اعتبار ندارد و او هم نباید به طور جزم و یقین، سخنی بگوید، هم چنانکه دیگران هم در مواردی که وجود حجّت شرعی و عقلی لازم است، نباید بر آن پیشگویی‌ها، اثر بار کنند.»


- نظرات (0)

4 اصل آمرزش گناهان

استغفار


متأسفانه امروزه کم نیستند آدم هایی که طلبکارانه به خدا نگاه می کنند درحالی که فراموش کرده ایم که ما همواره به خدا بدهکار هستیم

متأسفانه امروزه کم نیستند آدم هایی که طلبکارانه به خدا نگاه می کنند درحالی که فراموش کرده ایم که ما همواره به خدا بدهکار هستیم.

خداوند در آیه ای از سوره آل عمران می‌فرماید به سوی بخشش خداوند بشتابید و اجابت به دست شما است.

منظور این آیه آن است که ما کاری کنیم که وسیله آمرزش قرار بگیریم و خداوند گناهان ما را نادیده بگیرد و ما را ببخشد.

فقط ائمه اطهار(علیهم السلام) هستند که از گناه دور هستند و معصوم کسی است که حتی فکر گناه را هم نمی‌کند.

انسان به دلیل نداشتن معرفت گناه می‌کند و همه ما قبول داریم که گناه کار هستیم و کوتاهی کرده‌ایم، همین امر برای اصلاح خود و انجام کاری که خدا ما را ببخشد کافی است.

 

4 اصل آمرزش گناهان

انفاق در سختی و فراوانی، خشم خود را فروبردن، عفو یکدیگر و محبت به دیگران چهار اصلی است که انسان با عمل به آنها مورد بخشش خدا قرار می‌گیرد و به بهشت می‌رود.

 

آیا چیزی هست که تو مالک آن باشی؟

اگر گمان می کنی آنچه داری، تو مالک واقعی اش هستی، اشتباه بزرگی کرده ای، و اگر می دانی آنچه داری، مالک واقعی آن نیستی، چرا از آن نمی بخشی؟ و حق خدا و مردم را نمی پردازی تا از وبال و گرفتاری آن روزی که مال و فرزندان به حال کسی نفعی ندارند ـ و جز برای کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا رفته ـ در امان باشی؟

پیامبر عالیقدر اسلام در مقام مقایسه میان فقر و غنا و اینکه کدام یک برای سعادت انسان بهتر است، می فرماید:

«تهیدستی از ثروت بهتر است، مگر ثروت ثروتمندی که از مال خود، قرض اشخاص پریشان حال و مقروض را ادا کند و آنان را از زیر بار قرض و فشار زندگی نجات دهد و به مسلمانان بی بضاعت و گرفتار کمک کند».

انسان در حالت غضب تجلی‌گاه جهنم است و اگر خود را کنترل نکرد شراره این آتش به بیرون سرایت می‌کند و در قیامت با همین آتش خواهد سوخت صدای تنفس و ناله انسان غضب کرده، صدای غیظ آلود جهنم است. و در حال عصبانیت شیطان به انسان بسیار نزدیک است بنابراین شخص عصبانی نباید تصمیم بگیرد و عملی را انجام دهد

خداوند می فرماید چیزی را که شما انفاق می کنید، من عوض آن را می دهم:

(وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ)؛ «و هر چیزی را که در راه او انفاق کنید، عوض آن را می دهد و او بهترین روزی دهندگان است».

پرهیزکاران، انفاق کردن را کم شدن مال نمی دانند، بلکه غنیمت می شمارند، ولی کسانی که از معارف قرآن بهره ای ندارند و از سویی به دنیا علاقه مند هستند، انفاق کردن را غرامت می دانند.

مقدار و اندازه انفاق وابسته به مقدار شناخت و دید و عشقی است که زیربنای آن است.

گاهی انفاق، انفاق رزق است: (انفقوا مما رزقناکم(و) مما رزقناهم ینفقون (که این مرحله مربوط به متقین است).

و گاهی انفاق، در تنگدستی و نداری ها و سختی هاست. بعضی خیال می کنند که انفاق در هنگام دارایی مطرح می شود؛ در حالی که انفاق در نداری ها و سختی ها هم بیان شده است (آل عمران/127؛ طلاق/7).

گاهی انفاق، ایثارگرانه است. حضرت امیر مومنان(علیه السلام) می بیند گرچه خودش سه شب غذا نخورده، اما هنوز طاقت دارد و این فقیر شاید از ضعف بمیرد و یا در برابر فقر از پا درآید و به فسادها و خود فروشی ها گرفتار شود و یا بر اثر این ظرفیت کم، به بی دینی ها و جاسوس گری ها روی بیاورد و یا اینکه خودکشی کند. در اینجاست که ایثار می کند.

 

فروبردن خشم

"کظم" در لغت عربی به معنی گلو یا محل خروج نفس است «کظم فلان» یعنی نفس او بند آمد و ساکت شد.[ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات، ترجمه غلامرضا خسروی،ج3، ص32] "غیظ" هم به معنی خشم و غضب شدید و حرارتی است که انسان آن را از فوران و جوشش خون قلبش می‌فهمد و در می‌یابد.[ همان، ج2، ص974]

اصطلاح «کظم غیظ» یعنی خودداری از اظهار خشم و نگه داشتن آن در دل است.[ همان، ج3، ص33] انسان در روابط اجتماعی با دیگران، بعضاً با عملکرد غلط آنها و خطاهایی دور از انتظار مواجه می‌شود و این باعث عصبانی شدن فرد می‌گردد. در چنین حالتی، وظیفه اخلاقی و دینی انسان این است که خشم را آشکار نکند و به آن ترتیب اثر ندهد.[ نصر اصفهانی، محمد؛ اخلاق دینی در اندیشه شیعی، ص117]

خشم

انسان در حالت غضب تجلی‌گاه جهنم است و اگر خود را کنترل نکرد شراره این آتش به بیرون سرایت می‌کند و در قیامت با همین آتش خواهد سوخت صدای تنفس و ناله انسان غضب کرده، صدای غیظ آلود جهنم است.[ سوره فرقان/12] و در حال عصبانیت شیطان به انسان بسیار نزدیک است بنابراین شخص عصبانی نباید تصمیم بگیرد و عملی را انجام دهد. [خادم الذاکرین، اکبر؛ اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج2، ص402.]

 

راهکارها

از بین بردن غضب ممکن نیست و آنچه مد نظر است شکستن حدّت و شدّت آن است: [علم اخلاق اسلامی (گزیده ترجمه جامع السعادات، پیشین، ص 139].

1. کظم غیظ: فروبردن خشم، آثار بسیار خوبی بر فرد و جامعه دارد. احادیث فراوانی در مدح کظم غیظ وارد شده که نوعی ترغیب در جهت اعمال این صفت پسندیده است، از جمله حدیثی از امام جعفر صادق علیه السلام در این باب نقل شده که می‌فرماید: «هر که خشمی را فرو خورد که اگر بخواهد می‌تواند آن را به کار بندد (و از طرف خود انتقام گیرد) خداوند در روز قیامت دلش را از خشنودی خود پر می‌سازد».[میزان الحکمه، پیشین، ص 4335]

عزت و بزرگی، عدم تحمل فشارهای جسمی و روحی، حفظ وحدت و اخوت دینی و بالاتر از آن جلب رضایت حق تعالی از آثار برجسته فرو بردن خشم است.[ اخلاق دینی در اندیشه شیعی، پیشین، ص 119]

2. ذکر خدا (مانند ذکر اعوذ بالله من الشیطان الرجیم): [سفینة البحار، باب غضب، به نقل از اخلاق در قرآن، ص 294] ذکر لاحول و لا قوة الا بالله و...). [ جامع الاحادیث، ج13، ص472، به نقل از اخلاق در قرآن، ص294]

3. مشغول کردن خود به امری مهم.

4. تغییر حالت بدن (اگر شخص در حالت عصبانیت ایستاده است، بنشیند و اگر نشسته است، برخیزد و...)[ میزان الحکمه، پیشین، ص4339]

عزت و بزرگی، عدم تحمل فشارهای جسمی و روحی، حفظ وحدت و اخوت دینی و بالاتر از آن جلب رضایت حق تعالی از آثار برجسته فروبردن خشم است

ببخشیم!

گذشت و عفو از كسى كه به نادانى یا به خاطر سوء اخلاق و كم ظرفیّتى در حقّ انسان بدى كرده، از اخلاق حق و روش انبیا و اولیاى الهى است.

آیات قرآن مجید از مردم مومن مى‏خواهد كه عفو و گذشت را از برنامه‏هاى جدّى خود قرار دهند؛ روایات باب عفو روایات بسیار مهمى است كه لازم است تمام مردان مومن و زنان مومنه از آن روایات كه از منابع وحى و علم و دانش و بینش و نورانیّت و صداقت و تقوا و فضیلت رسیده مطلع گردند.

رسول خدا صلى الله علیه و آله در یكى از سخنرانى‏هاى خود، خطاب به مردم فرمودند:

ألا اخْبِرُكُمْ بِخَیْرِ خَلائِقِ الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ؟ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ، وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ، وَ الاْحْسانُ إلى مَنْ أساءَ إلَیْكَ وَ إعْطاءُ مَنْ حَرَمَكَ.  [الكافى: 2/ 107، حدیث 1؛ وسائل الشیعة: 12/ 172، باب 113، حدیث 15993]

آیا شما را خبر ندهم به بهترین شیوه‏هاى دنیا و آخرت؟ گذشت از هر كه به تو ستم كرده، پیوست با هر كه از تو بریده، احسان به هر كه به تو بدى كرده و بخشش به هر كس كه از تو دریغ داشته است.

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت مى‏كند:

عَلَیْكُمْ بِالْعَفْوِ، فَإنَّ الْعَفْوَ لایَزیدُ الْعَبْدَ إلّا عِزًّا، فَتَعافَوا یُعِزَّكُمُ اللَّهُ.[ الكافى: 2/ 108، حدیث 5؛ وسائل الشیعة: 12/ 169، باب 112، حدیث 15984]

بر شما باد به گذشت، عفو و گذشت جز عزّت براى عبد نیفزاید، از هم بگذرید تا خدا به شما عزّت دهد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

قالَ مُوسى: یا رَبِّ، أىُّ عِبادِكَ أعَزُّ عَلَیْكَ؟ قالَ: الَّذى إذا قَدَرَ عَفا .[المحجة البیضاء: 5/ 319؛ منیة المرید: 323]

موسى به پروردگار عرضه داشت: الهى، كدام بنده نزد تو عزیزتر است؟

فرمود: آن كه به وقت قدرت گذشت كند.

منابع:

شیعه نیوز؛ بیانات آیت الله سید محمدعلی علوی گرگانی

تفسیر و شرح صحیفه سجادیه جلد پنجم؛ حضرت آیت الله حسین انصاریان

پژوهشکده باقرالعلوم





- نظرات (0)

توصیه ای برای نماز خوان شدن فرزندان

نماز خواندن کودکان خردسال


یک عمر زیارت و حج می‌رویم اما نمی‌فهمیم نماز یعنی چه. ما آلوده هستیم، هر کسی اندازه خودش حساب کند از وقتی که بالغ شده چه گناهانی انجام داده است.

آیت‌الله سیدمحمد ضیاءآبادی، مفسر قرآن کریم در جلسه این هفته تفسیر خود در مسجد علی بن الحسین(علیه السلام) با اشاره به آیات 58 و 59 سوره کهف، گفت: خداوند حکیم آن کسانی را که از آیات الهی باخبرند و در عین حال عملاً اعراض می‌کنند را توبیخ و تهدید کرده است.
مردمی که برنامه را می‌دانند ولی عمل نمی‌کنند و زشت و زیبا و گناه و عبادت برایشان فرقی نمی‌کند، خداوند اینها را مذمت کرده است. در دنیا کیفرشان این است که مهر بر قلبشان زده می‌شود. اینکه یک عمر زندگی می‌کنم و نفهمم خدا و پیغمبر(صلی الله علیه و آله) چه بودند همین مهر بر دل‌ است.

آیه 57 سوره کهف «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُکِّرَ بِآیَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا؛ کیست ‏ستمکارتر از آن کس که به آیات پروردگارش پند داده شده و از آن روى برتافته».

در عین حال اگر توبه کنند، خدا می‌پذیرد. «وَرَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ»، خدای تو هم آمرزنده است هم مهربان. اما باید توبه واقعی انجام شود؛ اگر حق‌الله و حق‌الناس بر ذمه‌اش بود و ادا کرد، آن توبه می‌شود. مال و آبروی مردم و ضایع کردن حق همسر و اولاد و ... همه حق‌الناس است. چون خداوند مهربان است مهلت می‌دهد. خداوند می‌فرماید از گنه‌گاران راضی نیستم ولی در عذاب تعجیل نمی‌کنم. تاریخ نشان می‌دهد که اقوام مختلف تا یک زمان معینی مهلت داده شدند.
بدبخت آدمی که خودش را جهنمی کند. ظلم به نفس اول است، چون به حرف خدا گوش نداده و محکوم به عذاب شده است، به دنبالش به مردم هم ستم می‌کند. ظلم به نفس مقدم بر ظلم به غیر است. کسی که به خدا احترام نگذاشته به خودش ستم می‌کند. کسی که ظالم به خود باشد حتماً نسبت به مردم هم ظالم خواهد بود.
یک عمر زیارت و حج می‌رویم اما نمی‌فهمیم نماز یعنی چه. ما آلوده هستیم، هر کسی اندازه خودش حساب کند از وقتی که بالغ شده چه گناهانی انجام داده است.


بهشت جای آلودگان نیست

جوانان عزیز، باید پاکسازی کنیم. آلوده‌ها را به بهشت راه نمی‌دهند مطمئن باشید. نه اینکه بگوییم امام حسین(علیه السلام) و امیرالمومنین(علیه السلام) داریم همه چی حل می‌شود. اصل این است که دین داریم، امام حسین(علیه السلام) و امیرالمومنین(علیه السلام)‌ فدای دین شدند.

از پنج سالگی شروع کنید که حرف نماز بزنید و از هفت سالگی به نماز ترغیبشان کنید و در نه سالگی اگر تمرد کرد تنبیهش کنید تا به سن پانزده سالگی رسید خودش می‌داند که باید نماز بخواند چون از پنج سالگی حرف نماز شنیده است

خداوند برنامه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را تزکیه قرار داده است. پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای این آمده است. «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُومِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِی»، (آل عمران/164)، خداوند اولین کار پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را خواندن قرآن برای مردم تعیین کرده اما این را کافی ندانسته است. وظیفه پیامبر(صلی الله علیه و آله) این است که مردم را تزکیه کند و دستور دهد که خودشان را پاک کنند. قرآن خواندن پیغمبر(صلی الله علیه و آله) هم کافی نبود، برای ما هم کافی نیست.
 خانه‌ای را که بخواهید نقاشی کنید اول دیوارها را پاک می‌کنید و بعد نقاشی می‌کنید. تا جان را پاک نکنید نوسازی نمی‌شود. غیر خدا در دل‌های ما جای گرفته است. محبت پول، زن، ریاست، شهرت و ...، اینها همه غیر خداست. دلی که غیر خدا در آن جای گرفته، خدا در آن جا ندارد.
حب مال دل‌ها را کثیف کرده است، باید صدقه و خمس بدهیم. باید پاک بشویم و تطهیر و تزکیه داشته باشیم، اول باید پاکسازی باشد. در سوره شمس خداوند 11 قسم خورده است، قسم خدا شوخی نیست. مطمئن باشید ناپاک‌ها به بهشت راه ندارند. تنها کسانی مفلح می‌شوند که تزکیه داشته باشند. مطمئن باشید شما رستگار نخواهید شد مگر اینکه تزکیه داشته باشید.
چقدر اشعار را در دلمان جای می‌دهیم که سعدی چه گفته، حافظ چه گفته، ببینیم خدا چه گفته است. مسلماً آن آدمی می‌تواند مفلح شود که تزکیه کرده است و خدا را حاضر دیده و نماز خوانده است. ذکر خدا، حاضر دیدن اوست. نمازهای ما غالباً‌ ذکر ندارد، خداوند را حاضر و ناظر ندیدیم که بعدش در مقابلش به سجده بیفتیم. انسان تا کسی را به کمال نشناسد به دنبالش نمی‌رود.
آن کسی که خدا را شناخته و معرفت دارد و او را به جمال و کمال بشناسد قهراً دوستدار خدا می‌شود و به زبان هم آن را می‌آورد. چند بار نماز خواندن برای این است که کم کم تمرین کنیم و ذکر خدا در قلبمان جای بگیرد. یاد خدا بیفتیم و لحظه به لحظه بر درجه آشنایی ما با خدا افزوده شود و جزو مقربین بشویم و موقع رفتن، دیگر الهه شده باشیم.
این آینه تا صاف نباشد جمال خدا را نشان نمی‌دهد. گفته‌اند از پنج سالگی بچه‌ها را با نماز آشنا کنید. قبل از اینکه ارزش پول را نشان دهید ارزش خدا را نشان دهید. از پنج سالگی شروع کنید که حرف نماز بزنید و از هفت سالگی به نماز ترغیبشان کنید و در نه سالگی اگر تمرد کرد تنبیهش کنید تا به سن پانزده سالگی رسید خودش می‌داند که باید نماز بخواند چون از پنج سالگی حرف نماز شنیده است.

جوانان عزیز، باید پاکسازی کنیم. آلوده‌ها را به بهشت راه نمی‌دهند مطمئن باشید. نه اینکه بگوییم امام حسین(علیه السلام) و امیرالمومنین(علیه السلام) داریم همه چی حل می‌شود. اصل این است که دین داریم، امام حسین(علیه السلام) و امیرالمومنین(علیه السلام)‌ فدای دین شدند

روزه واجب است اما از بیماران و پیرها واجب نیست. حج واجب است ولی برای فقرا و مستمندان واجب نیست. غیر از نماز، نماز استثنا ندارد، در هیچ حالی نماز تعطیل نمی‌شود. نماز در هیچ حالی ساقط نیست مگر دیوانه شود یا حیض ببیند. این نشان می‌دهد که نماز مقدمه تزکیه است. خاکسار شدن بعد از شناختن جمال اوست که آن هم بعد از تزکیه است.
روزی یک ساعت را برای فکر کردن خود معین کنید. مفلح و رستگار آن کسی است که اول خودش را پاک کند. توبه کار شود بعد هم خدا را حاضر و ناظر ببیند، مدتی که تمرین کرد درست می‌شود بعد روح الهی می‌شود. باید خودمان پاک شویم تا پاک‌کننده دیگران شویم.

 

اهمیت نماز حتی در میدان جنگ!

نماز از واجباتى است كه در حال جنگ و بیمارى نیز واجب است و تکلیف در آن شرایط نیز ساقط نمی‌شود:

«وَإِذَا كُنتَ فِیهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْیَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْیَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ یُصَلُّوا فَلْیُصَلُّوا مَعَكَ... * فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِیَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُوْمِنِینَ كِتَاباً مَوْقُوتاً»؛(نساء: 103 - 102)[و هنگامى كه در میان آنها باشى و [در میدان جنگ] براى آنها نماز را برپا كنى، باید دسته‏اى از آنها با تو [به نماز] برخیزند و سلاح‏هایشان را با خود برگیرند و هنگامى كه سجده كردند [و نماز را به پایان رساندند]، باید به پشت سرِ شما [به میدان نبرد] بروند، و آن دسته دیگر كه نماز نخوانده‏اند [و مشغول پیكار بوده‏اند]، بیایند و با تو نماز بخوانند...، و هنگامى كه نماز را به پایان رساندید، خدا را یاد كنید، ایستاده و نشسته و درحالى‏كه به پهلو خوابیده‏اید و هرگاه آرامش یافتید [و حالت ترس زایل گشت]، نماز را [به طور معمول] انجام دهید؛ زیرا نماز وظیفه ثابت و معینى براى مومنان است.

 پس یادمان باشد این وظیفه بزرگ و با اهمیت را با بی خیالی ترک نکنیم و حواسمان باشد که ...

 

                           ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست                   عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد


منبع:

درس اخلاق آیت الله ضیاء آبادی برگرفته از خبرگزاری تسنیم

نشریه ره توشه راهیان نور


- نظرات (0)