سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

جایگاه حجاب در ادیان الهی

جایگاه حجاب در ادیان الهی

منبع : سایت حجابستان

پیدایش حجاب :


آغاز و پیدایش حجاب و پوشش مربوط می‌شود به دوران زندگانی حضرت آدم و حوا علیهم السلام. هنگامی که آن دو بزرگوار مرتکب آن خطا شدند و از درختی که خداوند میوه‌اش را ممنوع نموده بود تناول کردند.
«فَلمّا ذاتا الشَجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیما من ورق الجنه …؛چون از آن درخت تناول کردند زشتی‌هایشان آشکار شد و بر آن شدند تا از برگ درختان بهشت ، خود را بپوشانند…» (سوره اعراف _ ۲۲)

در تفسیر آیه فوق آمده است که آدم و حوا علیه‌السلام ، قبل از ارتکاب این خلاف ، برهنه نبودند بلکه پوششی داشتند که در قرآن ، نامی از چگونگی این پوشش برده نشده ، اما هر چه بوده نشانه‌ای بر شخصیت آدم و حوا و احترام آنها محسوب می‌شده که با نافرمانی ، از اندامشان فرو ریخته است.

به این ترتیب خوردن از میوه ممنوعه توسط آدم و حوا علیه‌السلام صرف نظر از فلسفه و حکمت آن در نظام آفرینش ، نخستین تحولی که در آنها بوجود آورد، این بود که آنها در حریم «ستر» و عفاف با حقیقت برهنگی روبرو کرد و بلافاصله با برگ درختان بهشت خود را پوشاندند. این واقعیت تاریخی به سادگی نشان می‌دهد که حجاب و پوشش بعنوان یکی از مظاهر حیا و عفت ، امری فطری و طبیعی بوده و برای تامین سلامت روح و روان فرد و جامعه از کمال اهمیت برخوردار است.

فلسفه حجاب از دیدگاه قرآن کریم :


قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید می‌فرماید : حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید و جنبه حیوانی ننگرند و این حرمت را مخصوص زنان مسلمان دانسته ، لذا نظر کردن به زنان غیر مسلمان را ، بدون قصد تباهی جایز می‌داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‌بهره‌اند.

قرآن کریم وقتی مسئله لزوم حجاب را بازگو می‌کند علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان می‌فرماید: « ذلک اَدنی اَن یَعرِفنَ فَلا یُوذین »(سوره احزاب _ ۵۹) برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند» چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.

 

حجاب حق الهی :


شبهه‌ای که در ذهنیت بعضی افراد هست این است که خیال می‌کنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده برای او بوجود آورده و بنابراین حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است. راه حل این شبهه در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم همچنین مربوط به مرد هم نیست تا مرد بگوید من راضییم ، و همینطور مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت دهند، حجاب زن حق الهی است.

حرمت زن اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه خانواده ، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود چون حرمت زن به عنوان حق الله مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد و اگر جامعه‌ای این درس رقت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می‌شود که در غرب ظهور کرده. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.

زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست به زن داده و فرموده این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن آنگاه جامعه به صورتی در می آید که قرآن در آن حاکم است. جامعه‌ای که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرش این است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آنها مادران هستند و ما چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رافت و رقت می‌دهد و رافت و رقت در همه مسائل کارساز است.


- نظرات (0)

نماز شب خواندטּ

در تعبدیات، کوه کندטּ از ما نخواستـ ه اند،

سخت ترینش نماز شب خواندטּ است کـ ه در حقیقت،

تغییر وقت خواب است،

نـ ه اصل بـﮯ خوابـﮯ،

بلکـ ه نیم ساعت زودتر بخواب تا نیم ساعت زودتر بیدار شوﮯ!


(در محضر بهجت، ج2، ص170)



- نظرات (0)

توصيه به قرائت و طهارت

قرائت قرآن مجيد در شب و روز ترك نشود،

هر چند به قدر پنجاه آيه بوده باشد.

طهارت را حفظ كنيد؛

حتى با طهارت بخوابيد



- نظرات (0)

ليلة الرغائب مبارك

امشب هرچقدر خدا را صدا کنی خسته نمیشوی

پس صدایش کن ، او منتظر توست

منتظر شنیدن آرزوهایت ، خنده هایت ، گریه هایت

استغفار هایت ، ندبه هایت

ابراز عشق و ایمان و اضهار بندگی توست

التماس دعا


ليلة الرغائب آرزوميكنم هيچ راه نجاتي نداشته باشي وقتي غرق خوشبختي هستي




- نظرات (0)

آیت الله بهجت: اگر ما دعوت حضور او را نپذیریم، ما چه هستیم؟!

شخصى از آیت الله بهجت پرسید: در روایت است که «اوّل الوقت رضوان الله و آخر الوقت غفران الله و ملعون من اخره الصلاة.» آیا این شخص گناه کرده که لایق غفران یا لعنت است؟
استاد فرمود: باید درباره ى جایى باشد که شخص قصد توهین نسبت به اوّل وقت خواندن نماز داشته باشد که در این صورت، توسعه هم براى وى روا نیست.
شخصى از سلطانى، براى حلّ مشکل خود وقت مى خواهد تا به حضورش برسد به او وقت مى دهند و وى اذن حضور مى یابد، در عین حال، چه تشریفات و موانعى براى رسیدن او به حضور سلطان پیش مى آید تا به خدمتش برسد. خداوند ما را در اوّل وقت دعوت فرموده، بدون هیچ مانعى امّا اگر ما دعوت حضور او را نپذیریم، ما چه هستیم؟!
استاد در این جا حکایت استاندار مشهد را که در روز عید غدیر، در مجلسى که به مناسبت آن روز تشکیل شده بوده نقل فرمود: که استاندار گفته است: من در کنار یکى از علماى اهل تسنن به نام مردوخ نشسته بودم، سخن گوى مجلس، جریان تیرى را که به پاى امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ رفته بود و به دستور امام حسن ـ علیه السّلام ـ در حال نماز درآوردند، نقل کرد. مردوخ به من گفت: چه افسانه هایى مى گویند، مگر مى شود؟! من ناراحت شدم امّا جوابى نداشتم، از طرفى آبروى شیعه در خطر بود که دیگران هم این سخن را در آن مجلس مى شنیدند. فورى کلامى به من الهام شد که من مى دانم از من نبود، گفتم: قرآن مى فرماید: (فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَ قُلْنَ حَـشَ لِلَّهِ مَا هَـذَا بَشَرًا)1 ; (پس چون ]زنان[ او را دیدند، وى را بس شگرف یافتند و ]از شدت هیجان [دست هاى خود را بریدند و گفتند: منزّه است خدا، این بشر نیست، این جز فرشته اى بزرگوار نیست.) چه شد که زنان دست هاى خود را بریدند و نفهمیدند؟ مردوخ هیچ نگفت! سپس استاد بهجت فرمود: در مقابل مشاهده ى جمال مطلق، اگر کسى چنین باشد، چه مانعى دارد؟

([1]) سوره ى یوسف، آیه ى 31.


برگرفته از:

مرکز تنظیم و نشر آثار آیت الله العظمی بهجت(ره)


- نظرات (0)

مکافات حق الناس

عالم زاهد سید هاشم بحرانی فرمود:در نجف اشرف شخص عطاری بود،که هر روز پس از نماز ظهر در دکانش مردم را موعظه می نمود و هیچ گاه دکانش خالی از جمعیت نبود،یک نفر از شاهزادگان هند که مقیم نجف اشرف شده بود،برایش مسافرتی پیش آمد،پس جعبه ای که در آن گوهرهای نفیس و جواهرات پربها بود نزد آن عطار به امانت گذاشت و رفت.

پس از مراجعت از سفر،از مرد عطار آن امانت را طلب کرد،عطار منکر گردید،مرد هندی در کار خود بیچاره و حیران شد و پناهنده به قبر مطهر حضرت امیرالمومنین شد و گفت یا علی من برای اقامت در جوار قبر شما،ترک وطن و آسایش نموده و تمام داراییم را نزد فلان عطار گذارده ام و حال او منکر شده و جز آن هم مالی ندارم و شاهدی برای اثبات آن هم ندارم و غیر از شما کسی نیست که به داد من برسد.

شب در عالم خواب،آن حضرت به او فرمود:هنگامی که دروازه شهر باز می شود بیرون برو و اول کسی را که دیدی امانت خود را از او مطالبه کن،او به تو می رساند،چون بیدار شد،از شهر خارج گردید،اول کسی که دید،پیری عابد و زاهد بود که پشته هیزمی بر دوش داشت و می خواست آن را بفروشد و به مصرف عیالش برساند؛پس حیا کرد که از او چیزی بخواهد و به حرم مطهر بازگشت.شب دیگر در خواب همان سخنان شب گذشته را به او گفتند.فردا همان شخص را دید و چیزی نگفت.شب سوم نیز همان را که شب های گذشته گفته بودند به او گفتند و روز سوم نیز همان مرد شریف را دید.به ناچار حالات خود را برایش گفت و مطالبه امانت از او کرد.

آن بزرگوار ساعتی فکر کرد،سپس فرمود:فردا بعدازظهر نزد دکان عطار بیا،تا امانت را به تو برسانم.
فردا هنگام اجتماع خلق،زاهد نزد عطار آمد و فرمود:امروز موعظه کردن را به من واگذار،او قبول کرد.

پس به مردم گفت:ای مردم!من فلان،پسر فلان هستم و از حق الناس سخت در هراسم و به توفیق الهی دوستی مال دنیا در دلم نیست و اهل قناعت و عزلت هستم،با این اوصاف پیشامد ناگواری برای من واقع شده است که می خواهم امروز شما را از آن باخبر کنم و شما را از سختی عذاب الهی و سوزش جهنم بترسانم و بعضی گزارشات روز جزا را به شما برسانم.

بدانید که من محتاج به قرض گرفتن شدم،از یک نفر یهودی ده قران قرض گرفتم و شرط کردم که در مدت بیست روز به او پس بدهم یعنی روزی نیم قران به او بدهم؛تا ده روز نصف طلب را به او رساندم و بعد او را ندیدم،احوالش را پرسیدم،گفتند:به بغداد رفته است.

پس از مدتی شبی در خواب دیدم،گویا قیامت برپا شده است و مرا و مردم را برای موقف حساب احضار کردند.
من به فضل الهی از آن موقف خلاص شدم و جز بهشتیان رو به بهشت حرکت کردم،چون به صراط رسیدم،صدای نعره جهنم را شنیدم و پس از آن،مرد یهودی را دیدم که مانند شعله آتش از جهنم بیرون امد و راه را بر من بست و گفت:پنج قران طلب مرا بده و برو.پس زاری کردم و گفتم:من در مقام جستجو از تو بودم و تو را ندیدم که طلبت را بدهم.
گفت:تا طلب مرا ندهی نمی گذارم رد شوی.
گفتم:اینجا چیزی ندارم.

یهودی گفت:پس بگذار یک انگشت خود را بر بدنت گذارم تا کمی از سوزش من کم شود،من این مطلب را پذیرفتم.پس انگشتش را بر سینه ام گذاشت از سوزش آن جزع کردم و بیدار شدم،دیدم جای انگشتش بر سینه ام زخم شده است و می سوزد،تا به حال هم مجروح است و هر چه مداوا کردم فایده نبخشید،سپس سینه خود را گشود و نشان مردم داد چون آها دیدند،صداها به گریه و ناله بلند شد.

عطار نیز از عذاب الهی سخت هراسان شد  مرد هندی را به خانه خود برد و امانت را به او داد و معذرت خواست و طلب حلالیت کرد.

نویسنده : محمد جواد صابریان ثانی

منبع : تربت


- نظرات (0)

ترک گناه


ترک گناه
استاد فاطمی نیا:

«اگر کسی گناهی را ترک می کند و در دلش باز هم میل به گناه موجود است؛ ولی چون گناه است و خلاف رضای خداست، انجام نمی دهد؛ این ترک گناه خوب است و این شخص ماجور است و باعث نور در قلبش می شود؛ باعث توفیقات می شود. اما اگر برسد به جایی که دیگر این حرف ها تمام شود یعنی گناه از چشمش می افتد، دلش را برمی گرداند، در این صورت مبداء میلش را عوض کرده اند و این مرحله خیلی باارزش و بالاست.»

نکته ها از گفته ها- دفتر اول- ص۱۳۶


- نظرات (0)

توبه

ازش پرسیدم :

اگر بزرگترین گناه عالم رو انجام داده باشی چیکار میکنی ؟

دستی رو دوشم گذاشت ، تبسمی کرد و گفت : توبه


- نظرات (0)

بدون شرح



- نظرات (0)

دانلود مجموعه صوتی درس اخلاق آیت الله حق شناس

دانلود مجموعه صوتی درس اخلاق آیت الله حق شناس

دانلود فایل ها به صورت یکجا(80 جلسه) لینک مستقیم:

دانلود جلسات 1 تا 40 (167Mb)

دانلود جلسات 41 تا 82 (168Mb)


- نظرات (0)