سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

راز طولانی بودن عمر علما

روحانیت
شاید برای شما هم سؤال پیش آمده باشد که چرا میانگین عمر علما و اندیشمندان دینی بالاتر از متوسط عمر سایر افراد جامعه است. به طور مثال متوسط عمر ایرانیان 70 سال اعلام شده است که معمولا اگر مانعی مثل بیماری برای علما به وجود نیاید، بیش از این میانگین عمر می‌کنند. باید دانست چه فاکتورهایی در افزایش عمر علما مؤثر است؟ آیا آن‌ها اکسیر خاصی را در اختیار دارند؟ 

با توجه به اینکه همه انسان‌ها به عمر طولانی علاقه‌مندند و دانشمندان به جهت پاسخ به همین کشش ذاتی بشر، سالیان سال درباره فاکتورهای افزایش عمر به تحقیق و پژوهش پرداخته‌اند، بررسی علل و اسباب طولانی شدن عمر اهمیت پیدا می‌کند.

فاکتورهای افزایش عمر در پژوهش‌های علمی 

امروزه پژوهش‌های علمی زیادی درباره فاکتورهای مؤثر در افزایش طول عمر انجام شده است. معمولاً فاکتورها در ارتباط با دو جنبه جسمانی و روانی انسان و به‌صورت سلبی و ایجابی مطرح می‌شوند که البته عوامل افزایش سلامت جسم در این تحقیقات بیشتر به چشم می‌خورد. مثلاً گفته می‌شود اغذیه مقوی، ورزش، خواب به‌موقع و یا پرخوری نکردن، ترک سیگار و الکل در افزایش طول عمر مؤثر است.

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، علاوه بر مسائل جسمی و روانی، عاملی قوی‌تر و مهم‌تر در افزایش طول عمر به چشم می‌خورد. دین بعد روحانی انسان را محور حیات او قرار داده و بنابراین از نگاه دین هرچه بعد روحانی بشر قوی‌تر شود، عمر او افزایش پیدا خواهد کرد.

اما فقط سلامت جسم در افزایش عمر کافی نیست و باید روان انسان نیز در آرامش و سلامتی باشد. در این رابطه عواملی ازجمله شاد بودن، ارتباط اجتماعی مناسب، مطالعه و امید به زندگی مطرح شده است.

مثلاً "شیجاکی هینوهارا" پزشک ژاپنی که در سال 1911 متولد شد و تا امروز حدود 105 سال عمر کرده است، مؤلفه‌هایی برای طولانی شدن عمر خودش ذکر می‌کند. او دراین‌باره می‌گوید: "درد و رنج و نگرانی را از یاد ببرید؛ تنها راه فراموشی درد و رنج، در "خوشبختی" نهفته است، باید عمیقاً به این مسئله اندیشید. به مسائل مادی زیاد فکر نکنید، فراموش نکنید که شما در هنگام مرگ چیزی با خود نمی‌برید."

و یا  "تحقیقات دانشگاه ییل از یک جامعه آماری متشکل از سه هزار و ۶۳۵ نفر که همگی بالای ۵۰ سال سن داشتند نشان می‌دهد که کتاب‌‌خوان‌ها نسبت به کسانی که کتاب نمی‌خوانند تقریباً دو سال بیشتر عمر کرده‌اند."

تاثیر سبک زندگی دینی بر افزایش عمر

اگر سبک زندگی علما را بررسی کنیم، خواهیم دید پرهیز غذایی مناسب، مطالعه زیاد، دل نبستن به دنیا و... بسیار رعایت می‌شود، ولی این فاکتورها تنها عوامل مؤثر در افزایش عمر آن‌ها نیست.

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، علاوه بر مسائل جسمی و روانی، عاملی قوی‌تر و مهم‌تر در افزایش طول عمر به چشم می‌خورد. دین بعد روحانی انسان را محور حیات او قرار داده و بنابراین از نگاه دین هرچه بعد روحانی بشر قوی‌تر شود، عمر او افزایش پیدا خواهد کرد.

گرچه برخی از فاکتورهای دینی در نظر ما کوچک باشند و یا معتقد باشیم عبادات دینی صرفاً به درد آخرت ما می‌خورد، اما واقعیت این است که دین برای هر سه ساحت وجودی انسان برنامه دارد که یکی از نتایج عمل به این برنامه‌ها افزایش طول عمر است.

حجت‌الاسلام حمیدرضا مظاهری سیف رئیس مؤسسه علمی – فرهنگی بهداشت معنوی، درباره تأثیر پایبندی به سبک زندگی دینی در افزایش طول عمر در مصاحبه با تبیان می‌گوید: "برای انسان باید سه لایه جسمی، روانی و روحی در نظر گرفت. جسم که تکلیفش مشخص است، روان، شامل احساسات، افکار و ذهنیات ما می‌شود و روح نیز بعد معنوی وجود ما بوده و هسته اصلی حیات بشر از همین جنبه روحی و معنوی تشکیل‌شده است. یعنی جسم ما تا زمانی زنده است که روح ما باقی باشد و جسم را همراهی کرده و آن را تدبیر کند. دستورات دینی برای هر سه سطح وجودی انسان سازنده است. برای بعد جسمانی،  دین پرهیزکاری‌هایی در مسائل خوردوخوراک، خواب‌وبیداری یا حتی سحر و بین الطلوعین بیدار بودن مطرح ساخته که البته این‌ها از نظر علم پزشکی هم خواصش ثابت شده است.

در حقیقت مسائل اخلاقی بعد روانی انسان را پشتیبانی می‌کنند. مثلاً حسادت نکردن یا چشم به دیگران نداشتن در آرامش روانی مؤثر است؛ چراکه حرص و آزمندی روان ما را به هم می‌ریزد و هیجانات ما را نامنظم می‌کند. برنامه‌های اخلاقی دین روان ما را تا حد زیادی متعادل می‌کند. از همه مهم‌تر بعد روحی، عبادی و ارتباط با خداست که روح ما را تغذیه می‌کند. تجربه‌های معنوی، انس باخدا و نیایش باعث می‌شود که روح انسان قوی و نیرومند باشد و زمانی که روح نیرومند شود جسم را تدبیر می‌کند و با خودش حمل می‌کند، هرچند جسم پیر شده باشد."


دکتر احمد عابدی، استاد عرفان، فلسفه و فقه حوزه و دانشگاه درباره ارتباط تقویت بعد روحانی بشر با افزایش عمر علما به رسانه‌ها می‌گوید: "اگر کسی روحش با نشاط بود، مثلاً ذکر زیاد گفته، نماز شب خوانده، بدنِ چنین فردی، خیلی خوب می‌تواند کار کند. اما اگر کسی روحش کسل بود، مثلاً دعا نمی‌خواند، ذکر نمی‌خواند، چنین کسی این کار ظاهری را هم نمی‌تواند بکند. این‌که می‌بینیم مراجع تقلید زیاد عمر می کنند به همین خاطر است. وقتی‌که روح بانشاط است و باخدا و با معنویت است، بدن را می‌کشد. یعنی روح روی بدن اثر می‌گذارد و درنتیجه بدن، خیلی کار می‌کند. عکسش هم همین‌طوراست."

 

رابطه عقل بشری با دستورالعمل‌های دینی

بنابراین گرچه برخی از فاکتورهای دینی در نظر ما کوچک باشند و یا معتقد باشیم عبادات دینی صرفاً به درد آخرت ما می‌خورد، اما واقعیت این است که دین برای هر سه ساحت وجودی انسان برنامه دارد که یکی از نتایج عمل به این برنامه‌ها افزایش طول عمر است.

البته برخی از دستورالعمل‌های طول عمر شاید در چارچوب دستاوردهای علمی حال حاضر قابل ارزیابی نباشد، به طور مثال در کتب دینی، "شادکردن دل پدر و مادر" و یا "صله رحم" از عوامل افزایش طول عمر ذکر شده است، اما بدون شک علما و چهره های دینی توجه خاصی به این دستورات داشتند و به آن پایبند بودند.

بنابراین طولانی بودن عمر اندیشمندان دینی، برخاسته از اکسیری خاص یا دستورالعمل پیچیده‌ای نیست، بلکه پایبندی علما به دستورالعمل‌های عقلی و دینی و سبک زندگی سالم چه ازلحاظ جسمی و چه روحی آن‌ها را متمایز از دیگران کرده است. این نوع سبک زندگی ساده و عاری از تعلقات مادی، آرامش را در روح و روان انسان نهادینه می‌کند و آرامش ضامن افزایش طول عمر است.


- نظرات (0)

تبعات فساد اقتصادی

آتش فشان، عذاب
یکی از مهم‌ترین مسائل پیش روی پیشرفت و توسعه اقتصادی کشورها که تمامی نظام‌های اقتصادی در هر سطح و رتبه‌ای با آن روبه رو هستند، فساد اقتصادی است چرا که به فراخور این مسئله، از یک سو زمینه‌های بروز نظام طبقاتی فراهم می‌شود و از دیگر سو مسائلی همچون ربا، تبعیض و بی‌عدالتی در جامعه دامن زده می‌شود.

از این جهت سلامت اقتصادی و عدم وقوع فساد در ادیان آسمانی به ویژه دین اسلام همواره مورد تأکید قرار گرفته است. بر پایه آموزه‌های قرآن، سعادت ابدی انسان تنها در پرتو یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از هرگونه فسادانگیزی است که این مسئله در آیات مربوط به ماجرای قوم شعیب(ع) تبیین داده شده است. خداوند در آیات 84 و 85 سوره هود در این باره می‌فرماید:

وَ إِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا  قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِنِّی أَرَاكُمْ بِخَیْرٍ وَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ؛ و ما به سوی اهل مدین برادرشان شعیب را (به رسالت فرستادیم)، وی گفت: ای قوم، خدای یکتا را که شما را جز او خدایی نیست پرستش کنید و در کیل و وزن کم‌فروشی نکنید، من خیر شما را در آن می‌بینم (که با همه عدل و انصاف کنید) و (اگر ظلم کنید) من می‌ترسم از روزی که عذابی سخت شما را فراگیرد.

وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ؛ ای قوم، در سنجش وزن و کیل اجناس عدالت کنید و آن را تمام دهید و به مردم کم نفروشید و در زمین به فساد برنخیزید»

«مدین» شهری بود در شرق خلیج «عقبه»، شمال حجاز و جنوب شامات که اکنون این شهر در جنوب غربی کشور اردن به نام معان خوانده می‌شود و «ایکه» در اصل به معنی محلی است که درختان فراوان و درهم پیچیده‌ای دارد که در فارسی از آن به بیشه تعبیر می‌شود؛ چون در سرزمینی که نزدیک «مدین» قرار داشت درختان زیادی وجود داشت «ایکه» نامیده شده است. قرآن کریم، محل رسالت حضرت شعیب(ع) را با دو نام ذکر کرده است؛ یکی «مدین» و دیگری «ایکه» که هر کدام را پنج بار نام برده است.

این پیامبر بزرگ، پس از دعوت به توحید، به مبارزه با فساد اقتصادی که از روح شرک و بت‌پرستی سرچشمه می‌گیرد و در آن زمان میان آن قوم رایج شده بود، برخاست و فرمود: «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحِیط»؛ پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم فروشی نزنید) من (هم اکنون) شما را در نعمت می‌بینم؛ (ولی) از عذاب روز فراگیر (قیامت) بر شما بیمناکم»در آیه بعد، مجدداً روی نظام اقتصادی آن قوم تأکید کرده، می‌گوید: «وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُم»؛ «و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت تمام دهید، و بر اشیاء (و اجناس) مردم عیب نگذارید و از حق آنان نکاهیددر پایان آیه، به صورت کلی می‌گوید: «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِین»؛ و در زمین به فساد نکوشید»فساد راه‌های گوناگونی دارد؛ فساد از طریق کم فروشی، غصب مال مردم، تجاوز به حق دیگران، بر هم زدن میزان‌ها و مقیاسهای اجتماعی، عیب گذاشتن بر اموال و اشخاص و بالاخره فساد از طریق تجاوز به حریم حیثیت، ناموس و جان مردم. جملة «لَا تَعْثَوْا» به معنی «فساد نکنید» است، بنابراین ذکر «مُفْسِدِینَ»بعد از آن، به خاطر تأکید هر چه بیش تر روی این مسأله است.

مسئله اقتصادی به قدری نزد خداوند اهمیت دارد که ماجرای قوم شعیب(ع) را در برخی دیگر از سوره‌های قرآن می‌بینیم. آیات 176 تا 190 شعراء نیز از جمله آیاتی است که درباره قوم شعیب و فساد اقتصادی آن‌ها خبر می‌دهد. در انتهای این سری از آیات می‌خوانیم قوم شعیب(ع) به علت بی‌اعتنایی به هشدارهای پیامبر خویش دچار عذاب الهی شد. خداوند در آیه189 همین سوره می‌فرماید: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛ سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانى از ابر صاعقه‌خیز) آنها را فرا گرفت؛ یقیناً آن عذاب روز بزرگى بود»

وجود این آیات نمایانگر آن است که فساد اقتصادی تأثیرات منفی فراوانی از بُعد مادی و معنوی بر یک جامعه ایجاد می‌کند لذا می‌توان گفت اقتصاد از ارکان اساسی یک جامعه محسوب می‌شود که در صورت تزلزل آن، پایه‌های هر حکومتی با لغزش اساسی مواجه می‌شود و آن را در آستانه نابودی قرار می‌دهد.  

منابع:
مقاله «مفهوم‌سازی و سنجش فساد اقتصادی از دیدگاه اسلام»، علی اصغر هادوی‌نیاز
تفسیر نمونه
قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی


- نظرات (0)

توصیه‌های معلم اخلاق

حاج آقا خوشوقت

می‌گویند عده‌ای از آدم‌ها بعد از فوتشان شناخته می‌شوند. به‌واقع حقیقت این سخن در مورد آیت‌الله خوشوقت مصداق عینی داشت. استادی که تا وقتی پای صحبت‌های او ننشسته باشی، شیرینی ارتباط سالم بین امام و مأموم برایت قابل‌درک نیست.

بیش از هر عنوان دیگری، به ایشان می‌توان لقب "امام جماعت مردمی" داد. امام جماعتی که جاذبه‌اش را از طریق اخلاق فردی، عبادات و منش‌های مخلصانه به دست آورد و از تشکیل جمع مریدان به دور بود. 

ایشان خود نگهدار، کم‌حرف و ... بودند اما از چند کلمه ایشان هم می‌شد معانی بسیاری را درک کرد. مربی شدن و اینکه تمامی رفتار و سکنات به‌گونه‌ای باشد که تمامی درس زندگی اولیای الهی را آموزش داد، بسیار فرق دارد


استادی که انسان می‌ساخت

آیت‌الله خوشوقت، به‌طور ملموس زندگی خود را به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بود که همواره در دسترس مردم قرار داشت. از ایشان نقل‌شده: "من عمداً درجایی می‌نشینم که محل عبور مردم باشد، شاید کسی سؤال یا راهنمایی داشته باشد. یا احیاناً گذری رد شود  و صحبتی را متوجه شود و دوست داشته باشد که گوش کنند.

به تعبیری این استاد اخلاق، "طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ" بود. در همین زمینه یکی از شاگردان ایشان نقل می‌کند: "روزی از استاد پرسیدم شما چرا کتاب نمی‌نویسید؟ استاد در پاسخ به سینه خود اشاره کرده و فرمودند: بهترین نوشتن‌ها این است که بتوانی حرف‌ها را در سینه آدم‌ها ثبت کنی."

ارتباط باجوانان بعد از هر وعده نماز‌جماعت

این عالم برجسته با جوانان بسیار جذاب و دلنشین ارتباط برقرار می‌کرد، به‌طوری‌که چنین برخوردی را از کمتر امام جماعتی شاهد بودیم. ایشان معتقد بود مهم‌ترین وظیفه در مسیر زندگی، تربیت انسان‌های مستعد و بلندهمت است و جوانان را یکی از این مصادیق دانسته و برای این امر از هر فرصتی استفاده می‌کرد؛ در منزلشان نشست‌هایی با جوانان ترتیب داده می‌شد، بعد از هرسه وعده نماز‌جماعت، در مسجد نشسته و جوانان به گرد ایشان حلقه می‌زدند و ایشان هم با سعه‌صدر پاسخ‌گوی سؤالات و پرسش‌های آنان بود.

 بیش از هر عنوان دیگری، به ایشان می‌توان لقب "امام جماعت مردمی " داد. امام جماعتی که جاذبه‌اش را از طریق اخلاق فردی، عبادات و منش‌های مخلصانه به دست آورده نه بااشرافی‌گری، فخرفروشی و جمع کردن خواص به دور خود.


اهتمام به حضور کودکان در مسجد

توجه به جوانان، ایشان را از دیگر اقشار مردمی غافل نمی‌کرد. حتی به  حضور کودکان و رفت‌وآمد آن‌ها در مسجد بسیار اهمیت می‌داد. یکی از نمازگزارانی که به‌طور مستمر در نمازهای حاج‌آقا خوشوقت شرکت داشت در مصاحبه به "تسنیم" می‌گوید: "آیت‌الله خوشوقت اعتقاد داشتند که کودکان باید در مسجد حضورداشته باشند ولو برای بازی کردن، تا در بستر همین بازی در محیط مسجد با خانه خدا انس گرفته و بتوانند در کنار این شادی با ثقلین که قرآن و اهل‌بیت است ارتباط برقرار کنند."

این استاد اخلاق حتی نسبت به بانوانی که پای منبر ایشان حضور پیدا می‌کردند، سخت‌گیر نبود.
نویسنده به عینه شاهد این ماجرا بوده که: وی به همهمه‌های رایج در میان خانم‌ها حساسیت نشان نمی‌داد و حرف خود را قطع نمی‌کرد. همین برخورد موجب شد خود خانم‌ها عادت به صحبت کردن میان سخنرانی را ترک کرده و به این امر اهتمام جدی پیدا کردند تا جایی‌که اگر کسی می‌خواست شلوغی ایجاد کند، به او تذکر می‌دادند.

آیت‌الله خوشوقت کم‌حرف و خود نگهدار بود

این مرد بزرگ، در روزگاری هم‌صحبت و هم‌نشین بزرگانی چون علامه طباطبایی صاحب "المیزان" در حوزه اخلاق و عرفان بود، ولی به‌قدری معمولی و ساده زندگی می‌کرد که اگر کسی از لایه‌های درونی شخصیت ایشان آگاه نبود، متوجه مقام علمی و معرفتی ایشان نمی‌شد.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقا‌تهرانی در گفتگو با "باشگاه خبرنگاران جوان" ارتباط مقام علمی و سبک زندگی این امام جماعت را این‌چنین تبیین می‌کند: "ایشان از تمامی علومی که آموخته بودند بارور شده و آن‌ها را در زندگی جاری ساخته بود. آموختن آیات الهی یک‌چیز است و تجلی این باورها در وجود افراد وزندگی شخص امر دیگری است. ایشان خود نگهدار، کم‌حرف و ... بودند اما از چند کلمه ایشان هم می‌شد معانی بسیاری را درک کرد. مربی شدن و اینکه تمامی رفتار و سکنات به‌گونه‌ای باشد که تمامی درس زندگی اولیای الهی را آموزش داد، بسیار فرق دارد."

تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید، طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند.  در طوفان‌ها خود را به آیت‌الله خوشوقت وصل کنید.


مشی سیاسی حاج‌آقا خوشوقت

بسیاری از کسانی که در نمازها و جلسات پرسش‌و‌پاسخ حاج‌آقا خوشوقت شرکت می‌کردند اذعان دارند که وی مسائل شرعی را در هر‌زمینه و مسأله‌ای پاسخ می‌داد اما در مورد مسائل سیاسی و موضوعات مربوط به نظام و انقلاب، همگان را به فرمان مقام‌معظم‌رهبری ارجاع داده و می‌فرمودند: "گوش به فرمان آقا باشید، ببینید نظر رهبری در این‌رابطه چیست." به کرّات در درس‌های اخلاق خود می‌گفتند: "اگر همه به حرف‌های مقام معظم رهبری گوش می‌دادند تمام مشکلات مملکت ما حل می‌شد و همیشه مدافع ولایت فقیه و رهبری بودند."

حجت‌الاسلام حسینی، یکی از ملازمان و همراهان همیشگی حاج‌آقا خوشوقت در این رابطه می‌گوید: "حاج‌آقا همیشه در مباحث سیاسی تأکید داشتند که نگاه کنید رهبری در این زمینه چه فرموده‌اند. کوچکترین اجتهادی در این مسائل نمی‌کرد. علی‌الخصوص در برابر نظرات مقام‌معظم‌رهبری یکبار هم ندیدم اجتهاد کنند یا نظری فوق نظر آقا بدهند. یک وقتی به مزاح از ایشان سؤال شد حاج آقا اگر کسی در برابر نظر رهبری حرفی زد چه کنیم؟ ایشان با لبخند فرمود: موقع نماز یک قدم جلوتر از او بایستید!"

این ارتباط و توجه میان آیت‌الله خوشوقت و مقام‌معظم‌رهبری دو‌سویه بود. رهبری نیز نسبت به حاج‌آقا‌خوشوقت ارادت و توجه خاصی داشتند. آیت‌الله صدیقی در مستندی به مناسبت ارتحال حاج‌آقا خوشوقت، خاطره‌ای را نقل می‌کنند: "به همراه تعدادی از طلاب به خدمت رهبرمعظم‌انقلاب رسیدیم. حضرت آقا فرمودند تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید، طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند. بعد بنده به حضرت آقا گفتم از چه کسی استفاده کنیم؟ رهبر معظم انقلاب در پاسخ گفتند؛ در طوفان‌ها خود را به آیت‌الله خوشوقت وصل کنید."

دستورالعملی برای رفع گرفتاری‌ها و مشکلات

در گفتگویی که مردم و جوانان با حاج‌آقا خوشوقت داشتند، از ایشان مکرّر می‌خواستند برای رفع مشکلات،گرفتاری‌ها و جلوگیری از لغزش‌ها، ذکر و دستورالعملی را معرفی کنند. این استاد اخلاق در پاسخ به همه آن‌ها می‌گفتند: "منبع اخلاق در اسلام دو چیز است: قرآن و اهل‌بیت. راهکار اساسی در رفع مشکلات و جلوگیری از لغزش‌ها هم تقوا و ترک گناه است. ذکر به تنهایی حلّال مشکلات نیست. خیلی‌ها در حال گناه، ذکر می‌گویند، این ذکر هیچ‌فایده‌ای ندارد. در اصل انسان باید تقوا داشته باشد."

در کنار تأکیدات حاج‌آقا خوشوقت بر تقوا و ترک‌گناه، صحبت‌های حجت‌الاسلام‌طارمی در رابطه با توجه حاج آقا بر ذکر صلوات، خالی از لطف نیست.


- نظرات (0)

تبعات فساد اقتصادی

آتش فشان، عذاب

یکی از مهم‌ترین مسائل پیش روی پیشرفت و توسعه اقتصادی کشورها که تمامی نظام‌های اقتصادی در هر سطح و رتبه‌ای با آن روبه رو هستند، فساد اقتصادی است چرا که به فراخور این مسئله، از یک سو زمینه‌های بروز نظام طبقاتی فراهم می‌شود و از دیگر سو مسائلی همچون ربا، تبعیض و بی‌عدالتی در جامعه دامن زده می‌شود.


از این جهت سلامت اقتصادی و عدم وقوع فساد در ادیان آسمانی به ویژه دین اسلام همواره مورد تأکید قرار گرفته است. بر پایه آموزه‌های قرآن، سعادت ابدی انسان تنها در پرتو یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از هرگونه فسادانگیزی است که این مسئله در آیات مربوط به ماجرای قوم شعیب(ع) تبیین داده شده است. خداوند در آیات 84 و 85 سوره هود در این باره می‌فرماید:

وَ إِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا  قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِنِّی أَرَاكُمْ بِخَیْرٍ وَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ؛ و ما به سوی اهل مدین برادرشان شعیب را (به رسالت فرستادیم)، وی گفت: ای قوم، خدای یکتا را که شما را جز او خدایی نیست پرستش کنید و در کیل و وزن کم‌فروشی نکنید، من خیر شما را در آن می‌بینم (که با همه عدل و انصاف کنید) و (اگر ظلم کنید) من می‌ترسم از روزی که عذابی سخت شما را فراگیرد.

وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ؛ ای قوم، در سنجش وزن و کیل اجناس عدالت کنید و آن را تمام دهید و به مردم کم نفروشید و در زمین به فساد برنخیزید»

«مدین» شهری بود در شرق خلیج «عقبه»، شمال حجاز و جنوب شامات که اکنون این شهر در جنوب غربی کشور اردن به نام معان خوانده می‌شود و «ایکه» در اصل به معنی محلی است که درختان فراوان و درهم پیچیده‌ای دارد که در فارسی از آن به بیشه تعبیر می‌شود؛ چون در سرزمینی که نزدیک «مدین» قرار داشت درختان زیادی وجود داشت «ایکه» نامیده شده است. قرآن کریم، محل رسالت حضرت شعیب(ع) را با دو نام ذکر کرده است؛ یکی «مدین» و دیگری «ایکه» که هر کدام را پنج بار نام برده است.

این پیامبر بزرگ، پس از دعوت به توحید، به مبارزه با فساد اقتصادی که از روح شرک و بت‌پرستی سرچشمه می‌گیرد و در آن زمان میان آن قوم رایج شده بود، برخاست و فرمود: «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحِیط»؛ پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم فروشی نزنید) من (هم اکنون) شما را در نعمت می‌بینم؛ (ولی) از عذاب روز فراگیر (قیامت) بر شما بیمناکم»در آیه بعد، مجدداً روی نظام اقتصادی آن قوم تأکید کرده، می‌گوید: «وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُم»؛ «و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت تمام دهید، و بر اشیاء (و اجناس) مردم عیب نگذارید و از حق آنان نکاهیددر پایان آیه، به صورت کلی می‌گوید: «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِین»؛ و در زمین به فساد نکوشید»فساد راه‌های گوناگونی دارد؛ فساد از طریق کم فروشی، غصب مال مردم، تجاوز به حق دیگران، بر هم زدن میزان‌ها و مقیاسهای اجتماعی، عیب گذاشتن بر اموال و اشخاص و بالاخره فساد از طریق تجاوز به حریم حیثیت، ناموس و جان مردم. جملة «لَا تَعْثَوْا» به معنی «فساد نکنید» است، بنابراین ذکر «مُفْسِدِینَ»بعد از آن، به خاطر تأکید هر چه بیش تر روی این مسأله است.

مسئله اقتصادی به قدری نزد خداوند اهمیت دارد که ماجرای قوم شعیب(ع) را در برخی دیگر از سوره‌های قرآن می‌بینیم. آیات 176 تا 190 شعراء نیز از جمله آیاتی است که درباره قوم شعیب و فساد اقتصادی آن‌ها خبر می‌دهد. در انتهای این سری از آیات می‌خوانیم قوم شعیب(ع) به علت بی‌اعتنایی به هشدارهای پیامبر خویش دچار عذاب الهی شد. خداوند در آیه189 همین سوره می‌فرماید: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛ سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانى از ابر صاعقه‌خیز) آنها را فرا گرفت؛ یقیناً آن عذاب روز بزرگى بود»

وجود این آیات نمایانگر آن است که فساد اقتصادی تأثیرات منفی فراوانی از بُعد مادی و معنوی بر یک جامعه ایجاد می‌کند لذا می‌توان گفت اقتصاد از ارکان اساسی یک جامعه محسوب می‌شود که در صورت تزلزل آن، پایه‌های هر حکومتی با لغزش اساسی مواجه می‌شود و آن را در آستانه نابودی قرار می‌دهد.  

منابع:
مقاله «مفهوم‌سازی و سنجش فساد اقتصادی از دیدگاه اسلام»، علی اصغر هادوی‌نیاز
تفسیر نمونه
قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی


- نظرات (0)

مفهوم کودک وانتظار

مهدویت

نشاط روحی برای نیل به مطلوب که ضد آن، یأس و ناامیدی است، مفهوم زیبایی از انتظار را برای بشریت روشن می‌کند. اینکه منتظر چشم‌به‌راه است، امری واضح می‌نماید، اما این چشم‌به‌راه بودن به‌تنهایی برای رسیدن به مقصود کافی نیست، بلکه مهیا نمودن شرایط اصل اساسی انتظار است. عقل سلیم نمی‌پذیرد که بذر را در زمین پاشیده و تنها دست روی دست گذاشته تا خودش رشد نماید، بلکه باید برای بارور شدن آن تلاش نمود.

یکی از ارکان اساسی ظهور، آماده کردن نسل بشریت برای ورود به عرصه ظهور و مهیا شدن این شرایط است. تربیت نسل آینده، بسترسازی و ایجاد کانونی که همراه با سلامت، دیانت، امنیت و عدالت را نیز پذیرا باشد، از شرایط ظهور منجی است. شاید بخش اعظمی از موانع ظهور به حوزه خانواده و تربیت نسل و نیروی آماده‌باش حضرت حجت (عج) مربوط می‌شود؛ اما آنچه می‌تواند ما را در این زمینه یاری کند، آشنا کردن کودکان با مفهوم انتظار و آماده‌سازی است.

تربیت نسل آینده، بسترسازی و ایجاد کانون که همراه با سلامت، دیانت، امنیت و عدالت را نیز پذیرا باشد از شرایط ظهور منجی است.


زنده نگه‌داشتن یاد حضرت در زندگی:

دوران کودکی، مقدمه‌ای برای رشد فکری و آماده‌سازی جهت دریافت مفاهیم و معارف مهدوی است. نه‌تنها دوران رشد فکری کودک، بلکه پراهمیت‌ترین مرحله برای تربیت مهدوی کودک نیز هست. اگر از همان ابتدا یاد حضرت حجت (عج) را در زندگی وی پررنگ کنید، تأثیر بسیار عظیمی در روح کودک خواهد داشت. در فرهنگ شیعی ذکر و یاد از اهمیت بسزایی برخوردار است، چنانچه یاد خدا، قیامت و... سازنده و مؤثر در تربیت و تصمیم‌گیری فرد برای آینده‌اش خواهد بود.

اگر یاد حضرت (عج) را در زندگی، مجالس و محافل پررنگ کنیم مهر و محبت ایشان در دل کودکان نقش خواهد بست؛ مانند اینکه؛ هنگام شنیدن نام حضرت حجت (عج) برخیزیم و یا روزانه به یاد ایشان و برای سلامتی ایشان صدقه دهیم قطعاً اگر این کار را کودک انجام دهد تأثیرگذاری دوچندان خواهد شد. دعای عهد روزانه یا ندبه هفتگی و یا رفتن به مکان‌های منتسب به حضرت مهدی (عج) و خواندن دعاهای وارده در روزها و مکان‌ها به نام ایشان و توسل در هنگام شداید همه نشان‌دهنده ارادت به آن حضرت و بهانه‌ای برای یاد ایشان است که می‌تواند در بطن کودک نقش ببندد.

فضاسازی برای کودک:

یکی از با اهمیت‌ترین کارها در زمان کودکی نهادینه شدن محبت امام زمان (عج) در نهاد او است؛ لذا با فضاسازی در خانه می‌توان نقش و نگاری زیبا در ضمیر کودک ایجاد کرد. تهیه و نصب پوستر و تابلوهای مزین به نام و فرمایشات حضرت (عج) در خانه، پخش دعاهای منتسب در فضای خانه، استفاده از سخنرانی‌ها، مناجات و مدایح مربوط به ایشان، تهیه اسباب‌بازی‌هایی که به نوعی در مورد امامت و شخص امام عصر (عج) باشد همه در روح و جان کودک تأثیر خواهد گذاشت.

وظیفه ما این است که به هر طریق ممکن نام حضرت حجت (عج) را زنده کنیم، چنانچه در زمان خانه‌نشینی حضرت امیر (ع) شیعیان خاص برای احیای نام آن حضرت موقع بلند شدن «یا علی» می‌گفتند. دوران ما، زمان خانه‌نشینی حضرت مهدی (عج) است. ما باید در کلیه احوال و از هر طریق ممکن برای احیای نام حضرت تلاش کنیم و در همه حال بگوییم: یا ولی‌عصر...[1]

تهیه و نصب پوستر و تابلوهای مزین به نام و فرمایشات حضرت مهدی (عج) در خانه، پخش دعاهای منتسب در فضای خانه، استفاده از سخنرانی‌ها، مناجات و مدایح مربوط به ایشان، تهیه اسباب‌بازی‌هایی که به‌نوعی در مورد امامت و شخص امام عصر (عج) باشد همه در روح و جان کودک تأثیر خواهد گذاشت.


انتقال معارف و مفاهیم مهدوی:

یکی از بهترین زمان‌ها برای انتقال مفاهیم در زمان نوزادی و کودکی و از طریق لالائی و شعرهای کودکانه است. چنانچه الگوی نمونه بشریت فاطمه زهرا (س) بسیاری از مفاهیم والا چون شجاعت، عشق و ...را از طریق شعر و لالائی‌های کودکانه در ضمیر فرزندان خود می‌نشاندند.

ارائه معارف مهدوی با زبان دل‌نشین و ساده کودکی از طریق شعر و یا داستان در روح لطیف کودک جایگزین خواهد شد. می‌توان هم‌زمان با رشد کودک مفاهیم را نیز از لالائی به قصه و داستان و یا اجرای نمایش‌های خانگی برای او ارتقاء داد.

بسیاری از افراد برای فرار از جست‌وخیزهای کودک به اسباب‌بازی‌هایی با آهنگ‌های مختلف روی می‌آورند که این امر جز تخریب روح و روان کودک چیزی در پی ندارد.

بازی؛ محرک دیگری در انتقال مفاهیم است. یکی از طبیعی‌ترین و مؤثرترین وسایل برای انتقال مفاهیم به کودکان، عنصر بازی است. بازیِ امروز کودک تعیین‌کننده‌ی گرایش و منش فردای اوست. اینکه پدر و مادر یا مربی با کودک همبازی می‌شوند و اخلاق و منش مهدوی مانند صبر، گذشت، راست‌گویی، خوش‌خلقی و ... را به کودک تزریق می‌کنند، شخصیتی مهدوی و تأثیرگذار تربیت خواهند نمود. کودکانمان سرمایه‌های ذخیره شده دوران ظهور صاحب‌الزمان (عج) هستند، لذا شایسته است جهت آمادگی ایشان برای ظهور تلاش کنیم.

پی نوشت:
[1]. مرتضی آقا تهرانی، محمدباقر حیدری کاشانی/ خانواده و تربیت مهدوی/ ص 358.


- نظرات (0)

توبه نابخشودنی

گناه، امید

هر گناهی براساس نفوذ شیطان انجام می‌شود و اگر آدم به گناه عادت داشته باشد، ولایت و تسلط شیطان بر او مسلم خواهد بود. ولایت شیطان همان تسلط او بر آدمی است.

در اینجا این سؤال پیش می‌آید که آیا ممکن است خداوند گناهان انسان را پس از توبه نبخشد؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت: اگر توبه، توبه راستی و واقعی باشد، خداوند گناهان انسان را حتما می‌بخشد. از مهم‌ترین نشانه‌ها و شرایط توبه راستین، تکرار نکردن گناه است؛ پس اگر کسی پس از توبه، گناهش را تکرار می‌کند، معلوم می‌شود که توبه او به حقیقت نرسیده که اثری در عمل او نداشته است. در واقع اصلا توبه‌ای نکرده است که بخواهد بخشیده شود.

قدم اول در رسیدن به عشق و علاقه خدای تبارک و تعالی اطاعت از او و قدم اول اطاعت از او نیز، ترک گناه و معصیت است. اگر کسی در راه اطاعت از خداوند ثابت قدم بماند، می‌تواند به آن عشق الهی برسد و یا حداقل از آن دم بزند. قرآن کریم از زبان پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کند که: «اگر خدا را دوست دارید، از من متابعت کنید.»

کتاب ره‌نمای طریق نوشته محمدعلی جاودان


- نظرات (0)

بن‌بست فمنیسم یا دور برگردان اسلام


حجاب
باوجود اصلیت بنگلادشی، در سن 11 سالگی به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرد. در طول دوران تحصیل، به جهت نوع پوشش و حجابی که داشت همواره مورد تبعیضات آزاردهنده دینی قرار می‌گرفت. بعد از ورود به دانشگاه درصدد برآمد تا مرحله‌‌ی جدیدی از زندگی را آغاز کند؛ مرحله‌ای که نقش فعال‌تری در دفاع از ارزش‌های دینی‌اش داشته باشد.

با وقوع حادثه 11 سپتامبر، تبعیضات، نگاه‌ها و برخوردهای سنگین و توهین‌آمیز به مسلمانان خصوصاً بانوان مسلمان به لحاظ نوع پوششی که داشتند، با عباراتی چون "تروریسم" شکل جدی‌تری به خود گرفت. مصمم‌تر شد تا برای مقابله با این نگاه حرکتی کرده و به هر شکل ممکن به زنان مسلمان و محجبه کمک کند تا نوع نگاه‌ها به بانوان محجبه را تغییر دهد. این اراده سبب شد که "نظمه خان" روز اول ماه "فوریه" را به‌عنوان "روز جهانی حجاب" معرفی کند و با استقبال خوبی در دنیا مواجه شد.

به همین بهانه "تبیان" در گفتگو با دکتر "عاصمه قاسمی"، کارشناس علوم اجتماعی در حوزه زنان، ارتباطات و خانواده به بررسی "سیر تحولات مذهبی در میان بانوان مسلمان در غرب" پرداخته است.

حجاب هم فردی است و هم اجتماعی. در کنار تعبد و اعتقاد شخص به حجاب، این باور در جامعه برای یک زن هویتی فراتر از یک اعتقاد فردی ایجاد می‌کند.


تبیان: به نظر شما فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" در دنیای غرب چه بوده است؟
امروزه برای مسلمانانی که در غرب زندگی می‌کنند، هویت مذهبی بسیار مهم است.
اگرچه برخی معتقدند جهانی‌شدن، مردمان را به سمت فرهنگ و هویت یک شکل و قالب غربی می‌برد، اما در مقابل برخی دیگر از نظریه‌پردازان نظری خلاف گروه اول دارند و معتقدند جهانی‌شدن منجر به تقویت هویت‌های ملی و قومی می‌شود.

در این میان برای مسلمانان در غرب از سویی به خاطر شرایط اقلیتی در آن جوامع و فشار و هجمه ای که به‌طور خاص به مسلمانان وارد می‌شود و از  سوی دیگر بیداری مسلمانان در نقاط مختلف دنیا به‌خصوص بعد از انقلاب اسلامی ایران، هویت مذهبی مهم شده و تلاش کرده‌اند این هویت را در کنار دیگر ابعاد هویتی خود در جامعه غرب تقویت، حفظ و ابراز کنند. 

حجاب برای زن هویت‌ساز است

همان‌طور که می‌دانید حجاب هم بُعد فردی دارد و هم بُعد اجتماعی. این دو جنبه از هم جدا نیستند و لازم و ملزوم یکدیگرند. نمی‌توان حجاب را فقط اعتقاد فردی دید، همچنان که نمی‌توان فقط یک مسئله اجتماعی دانست. حجاب هم فردی است و هم اجتماعی. در کنار تعبد و اعتقاد شخص به حجاب، این باور در جامعه برای یک زن هویتی فراتر از یک اعتقاد فردی ایجاد می‌کند.

این موضوع برای زنان مسلمانی که در غرب زندگی می‌کنند بسیار مهم‌تر می‌شود؛ زیرا هویت اجتماعی غربی‌شان با هویت مذهبی فردی‌شان پیوند می‌خورد و سبب می‌شود فردیتشان به جامعه پیوند بخورد آن‌هم درجامعه‌ای که ادعای آزادی داشته و ایده فردگرایی را مطرح می‌کند. 

روز جهانی "حجاب" به معنی آن است که زن مسلمان در صحنه جامعه حضور دارد، اما با یک هویت مشخص و خاص خودش و حجاب مهم‌ترین بخش هویت این زن را تشکیل می‌دهد. به عبارتی بانوی مسلمانی که در غرب با نوع پوشش و حجاب خاص در جامعه حضور پیدا می‌کند، در حقیقت بیان می‌کند که "بخش اعظم و مهم از هویت من را اسلام تشکیل داده و این باور و اعتقاد من است". اما در کنار این موضوع، کارکردهای اجتماعی حجاب برای زنانی که در غرب شرایط زنان را شاهد هستند سبب شده است که افراد دیگری که لزوماً مسلمان نیستند با این حرکت همراه شوند و حتی در روز حجاب برخی از آنها به‌طور نمادین حجاب می‌گذارند. حجاب درواقع راه‌حلی برای مشکلات و چالش‌های پیش رو زنان در جامعه عنوان شده است.

کودکانی که محجبه راهی مهدکودک می‌شوند

فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" علاوه بر اینکه زنان دیگری را در این حرکت همراه می‌کند، بخش مهم آن این است که "من هویتی دارم مستقل از دیگر زنان" این هویت به زن کمک می‌کند هم با چالش‌های جنسیتی کمتری روبرو شود، ضمن‌آنکه هویت مذهبی خود را حفظ و تثبیت می‌کند.

به همین علت است که شما می‌بینید یکی از مسائلی که در حوزه آموزش انگلستان در چند سال اخیر مطرح می‌شود حجاب دختران مسلمانان مقیم در این کشور از سن 4 و 5 سالگی است، مسلمانانی که بعضاً چند نسل در این کشور زندگی کرده‌اند. البته این با چالش‌ها و اعتراضاتی در بعضی از مدارسی که این مسئله را منع کرده‌اند همراه بوده است.
در حال حاضر حجاب دختران مسلمان یک مسئله مهم در غرب است. به‌طوری‌که خانواده‌های مسلمان در انگلستان دختران خود را محجبه به مهدکودک می‌فرستند و بر روی این عمل اصرار دارند تا جایی که دبستانی که در لندن این موضوع را منع کرده بود، از طرف والدین بچه‌ها با برخورد و پیگیری جدی روبرو می‌شود.

 

فلسفه تعیین "روز جهانی حجاب" علاوه بر اینکه زنان دیگری را در این حرکت همراه می‌کند،ئبخش مهم آن این است که "من هویتی دارم مستقل از دیگر زنان" این هویت به زن کمک می‌کند هم با چالش‌های جنسیتی کمتری روبرو شود، ضمن‌آنکه هویت مذهبی خود را حفظ و تثبیت می‌کند.

تبیان: اگر بخواهیم سیر تحولات حجاب را در کشورهای غربی و اروپایی بررسی کنیم، این تغییرات را چگونه می‌بینید؟
باید بگوییم که  شرایط زنان در غرب، مانند همه جوامع تغییراتی داشته است. در دنیای قبل از مسیحیت درغرب شاهد آن هستیم که زنان در شرایط و جایگاه دون پایه‌ای بوده‌اند، به آن‌ها به‌عنوان یک انسان نگاه نمی‌شده و بدون هیچ امتیاز اجتماعی محکوم در خانه ماندن بودند. لیکن با ورود مسیحیت به غرب، برابری زن و مرد برای اولین بار در جامعه مطرح می‌شود و این تفکر یک امتیاز بزرگ برای زنان ایجاد می‌کند. 

مسیحیت در غرب برای زنان آزادی می‌آورد

مسیحیت با ایده برابری و انسانیت، تا حدودی برای زن در حصار خانه آن‌هم در شرایط نابرابر، آزادی حضور و عمل در جامعه به‌ارمغان می‌آورد. به تعبیر دیگر، مسیحیت برای زن در غرب آزادی می‌آورد؛ زنان  را از حصارهایی که مانع حضور آنان در جامعه و داشتن حق و امتیاز می‌شد، نجات داده و برای آنان  امتیازات اجتماعی را به ارمغان می‌آورد. اگرچه این نوع نگاه به زن خیلی به طول نمی‌انجامد و خیلی زود دچار تحریف می‌شود لیکن این تغییرات و امتیازات به‌طور خاص برای زنانی که گرایش به مذهب داشتند، بیشتر بوده است. 

پاکدامنی جنسی مطرح شده در مسیحیت، برای جذب زنانی که در حصار خانه و فرمانبرداری از مرد و بچه‌دار شدن بودند، عامل مهمی می‌شود. به گواهی تاریخ در دوران پررنگ مسیحیت در غرب با همه فراز و فرودها و محدودیت‌هایی و اشکالات و تحریفات، زنان مذهبی حتی نسبت به زنان اشراف در دوره‌هایی آزادی و استقلال بیشتری داشته‌اند. البته این نکته را باید خاطرنشان کرد آزادی و استقلال که می‌گوییم با تعریف فعلی ما از این‌دو مفهوم خیلی متفاوت است و منظور من بیشتر اعمال یک عاملیت محدود است.

تبیان: آزادی زنان در این دوران چه مصادیقی را شامل می‌شد؟
این آزادی و استقلال به این معنا بود که آن‌ها می‌توانستند در مسیر کسب معرفت و دین گام بردارند. با حضور در کلیسا و تشکیل خانه‌های تبلیغی و سفر به آموزش و همچنین تبلیغ می‌پرداختند. برخی متون تاریخی از پررنگ بودن زنان در حوزه عرفان نیز شواهدی می‌آورند یا اینکه در مسیحیت برخی از زنان به ارتباط با وحی نیز مرتبط شده‌اند.

در هر حال اینها برای زنی که در گذشته در حصاری قرار گرفته بود، آزادی به حساب می‌آمد. اگرچه این شامل همه زنان نبود و برای بخش کوچکی از زنان این فرصت فراهم شد. بنابراین دلیل اینکه در دورانی شاهد پوشش بانوان البته نه به شکلی که ما تعریف می کنیم در کشورهای غربی بوده‌ایم، زمینه‌های مذهبی و همچنین سنتی در فرهنگ آن جامعه بوده، زمینه‌هایی که بالاخره برای زن یک حد و مرزی در پوشش و رفتار و ارتباط تعریف می کرده است.

تبیان: با توجه به آنچه که از پیشینه و ورود حاکمیت مسیحیت بیان شد، چگونه روند گرایشات مذهبی من‌جمله تقید به پوشش در غرب به افول پیش رفت؟
از قرن 18 به بعد تفکر انسان‌گرایی وارد دنیای غرب شده و مذهب کنار می‌رود و این در روند در سیر تحول اندیشه و باورهای افراد جامعه و به‌تبع زنان اثرگذار بوده است. مذهب و ارزش‌های مذهبی کنار می‌رود و دنیای سرمایه‌گذاری وارد می‌شود. البته در خصوص شرایط جامعه غرب در دوران حکومت کلیسا و اینکه این ارزش‌های مذهبی چگونه بوده است الان تحلیل نمی‌کنیم فقط در خصوص این موضوع داریم صحبت می‌کنیم که بالاخره مذهبی به عنوان یک وجود داشته و تقیداتی برای افراد می‌آورده است.

در هر حال در این سیر تغییر و تحول، غرب وارد دنیای جدیدی می‌شود؛ دنیایی که انسان و ارزش‌های انسانی جایگزین مذهب و ارزش‌های مذهب شده و به‌تبع زندگی زنان را هم با تحولاتی رو‌به‌رو می‌کند. محور فردیت و انسانی سبب می‌شود زنان امتیازات اجتماعی دریافت کنند و برای رسیدن به برابری که مدنظر دارند تلاش کرده و در این راستا گروه و جنبش‌هایی ایجادمی‌کنند.

زنان در غرب از آزار جنسی درامان نیستند

در دوران مدرن، فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی تغییر می‌کند. در دنیای جدید حرف اول را سود می‌زند. دنیای جدید دنیای مصرف‌گرایی در جهت سود و منفعت بیشتر شده، از یک طرف کالا با سودش مهم می‌شود واز طرفی قدرت اصلی جامعه دست مردان است واین‌گونه است که زنان در نگاه برخی، کالا می‌شوند.

زنان در غرب با تمام تلاش‌هایی که برای رسیدن به برابری در جامعه داشته و با تمام موقعیت‌هایی که به‌دست آورده‌اند، هنوز از بسیاری از نابرابری‌ها رنج می‌برند که شاید یکی از مهم‌ترین آنها همین آزار جنسی در جامعه است. آزار جنسی در هر شکلی نشان از این دارد که زن یک کالا است و خارج از نگاه انسانی، یک مرد می‌تواند با او هر آنچه می‌خواهد انجام دهد ولو اینکه زن نخواهد.

آزار جنسی زنان بیانگر نگاه‌های جنسیت‌زده‌ی رایج در جامعه است. آزار جنسی سبب می‌شود زنان در غرب حتی در موقعیت‌های مهمی که به‌دست آورده‌اند نیز احساس رضایت و امنیت نداشته باشند. به‌طور مثال مسائلی که برای ستاره‌های هالیوود دراین‌سال‌های اخیر پیش آمد و سوءاستفاده از  زنان حتی در موقعیت‌های کاری که اتفاق افتاده است را شاهد هستیم.

مسیحیت برای زن در غرب آزادی می‌آورد؛ زنان را از حصارهایی که مانع حضور آنان در جامعه و داشتن حق و امتیاز می‌شد، نجات داده و برای آنان امتیازات اجتماعی را به ارمغان می‌آورد. اگرچه این نوع نگاه به زن خیلی به طول نمی‌انجامد و خیلی زود دچار تحریف می‌شود لیکن این تغییرات و امتیازات به‌طور خاص برای زنانی که گرایش به مذهب داشتند، بیشتر بوده است. 



تبیان: در سال‌های اخیر شاهد تحولاتی در نگرش و نوع واکنش‌های زنان در اروپا و بازگشت آنان به همان باورها و اعتقادات اولیه به نوع حجاب و پوشش هستیم. دلیل این امر را در چه می‌دانید؟
امروزه جامعه غرب با تمام پیشرفت‌هایی که  داشته در بسیاری ازجنبه‌های اجتماعی خود با چالش‌های اساسی روبرو است. به‌طور مثال با توجه به مشکلات به وجود آمده بسیاری درزمینه روابط جنسی و تربیت فرزند و... می‌بینید امروزه بحث خانواده در ابعاد مختلف دوباره پررنگ شده است. در حوزه زنان، فمنیست‌ها باوجود فریاد "آزادی  و دفاع از حقوق زنان"، باز هم با مشکلات جدی روبرو بوده و هنوز  از آزارهای جنسی در امان نیستند.

زنان در غرب دیدند باوجود اینکه در مناسبات اجتماعی در قالب رییس، وکیل و غیره حضور اجتماعی دارند، و بیش از نیمی از بازار کار غرب را عهده‌دار شده‌اند، ولی هنوز درگیر مسائلی هستند و از زیر‌بار نگاه‌های جنسیتی رها نشده و نتوانسته‌اند نگاه انسانی به زنان را عمومی کنند.

در این راستا درصدد برآمدند با یافتن راهکارهایی، از این نابرابری غیرانسانی فارغ شوند. یکی از راهکار و قالب‌ها را در حجاب و پوشش یافته‌اند به‌خصوص از طرف مسلمانان غربی که به خوبی بافرهنگ و ارزش‌های فرهنگی غرب آشنا بوده و  پی برده‌اند که پوشش می‌تواند یک راه‌کار قابل‌توجهی در این امر باشد.


- نظرات (0)

زمان ها و مکان ها مقدس

حجت الاسلام عالی

متن ذیل بخش هایی از سخنان حجت الاسلام «مسعود عالی» درباره نگاه اسلام به تقدس برخی مکان ها و زمان است که تقدیم حضورتان می شود:

حجت الاسلام «مسعود عالی» با بیان اینکه یکی از مهمترین صفات مومن غیرت است، اظهار کرد: غیرت شاخه های مختلفی دارد که از جمله آنها غیرت ملی، غیرت ناموسی، غیرت دینی است و از همه مهمتر غیرت دینی است که فرد زمانی که احساس کند احکام دین اش به خطر افتاد به پا خیزد.
این استاد اخلاق ادامه داد: امام حسین(ع) در عاشورا چنین بود، اتفاقی که در جامعه آن روز رخ داد و انحرافاتی که بعد از پنجاه سال از رحلت پیامبر(ص) در جامعه پدید آمد، اجتماع را به سمتی برد که به تدریج دچار انحطاط شد و ارزش ها یکی یکی سقوط می کرد و بدعت ها زنده می شد لذا وجود امام حسین(ع) به عنوان کسی که آگاه است و غیرت دینی دارد وارد میدان شد، حضرت غیرت الله یعنی مظهر غیرت خدا بود.
عالی تصریح کرد: این درس بزرگی برای ماست که اگر احیانا جایی می رویم که ارزش های جامعه مان در حال سقوط است حساس باشیم و تا جایی که می توانیم، اول از همه اطرافیان خود را مراقب باشیم که ارزش هایشان سقوط نکند و بعد نسبت به اصلاح جامعه خود اقدام کنیم.
وی ادامه داد: مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در چند سال اخیر از کلمه «نفوذ» بسیار استفاده کردند، نفوذ اقسامی دارد که مهمترین آنها نفوذ فرهنگی است که در ارزش ها و باورهای جامعه نمود می یابد و بعد از آن است که نفود سیاسی و اقتصادی هم بروز و ظهور پیدا می کند.
عالی ابراز کرد: یکی از مسائلی که مومن در این میان باید به آن توجه کند نفوذ در مقدسات است. باید از مقدسات پاسداری کند. متاسفانه در فرهنگ و جهانی زندگی می کنیم که در آن سکولاریسم اقدام به تقدس زدایی می کند. تفاوت این انسان و آن انسان، این کتاب و آن کتاب و این زمان و آن زمان نیست. تقدس زدایی از خصوصیات فرهنگ سکولار است.

این استاد اخلاق تاکید کرد: اما سوال آن است که مقدسات چه چیزهایی هستند و چرا یک چیز مقدس می شود و این تقدس را از کجا می گیرد؟ اکنون که صحبت می کنیم در بسیاری از کشورهای جهان یک شی مقدس است، مثلا حدود دو میلیارد نفر از مردم جهان علاوه بر بت هایی که در معابد دارند در منازل نیز بت دارند و آنها را مقدس می دانند، یعنی در زمان ما هم بت پرستی وجود دارد، یا اینکه در هند گاو را مقدس می دانند؛ اما سوال آن است که به صرف اینکه عده ای چیزی را مقدس می دانند، مقدس می شود؟ آیا صرف اینکه خودمان قرارداد کنیم که چیزی مقدس شود مقدس می شود یا اینکه تقدس یک منشا عقلانی دارند که عقل می پسندد؟ در این راستا دین داران باید دین خود را عمیق کنند و به مقدسات واقعی پایبند باشند و موهومات و خرافه را بیهوده مقدس نکنند.

وی اظهار کرد: اولین وجود مقدس در عالم وجود خداوند متعال است، مقدس یعنی مطهر و منزه است و شکی نیست که خداوند اولین موجود مقدس است، پس وجودی که قداست ذاتی دارد  پروردگار عالم است و آن وقت هر کس و یا هر چیز که ارتباط خاصی با خدا پیدا کند تقدس به آن نیز سرایت می کند اما منظور ارتباط خاص است وگرنه همه موجودات که ارتباط با خداوند دارند اما همه مقدس نیستند.
عالی افزود: برخی از انسان ها و برخی از اشیا یا موجودات هستند که ارتباط خاص با خدا دارند. آن وقت به همین دلیل است که در دین ما احکامی پیدا می کنند که حریم شان حفظ شود؛ مثلا کلام خدا ارتباط خاصی با خدا دارد لذا مقدس می شود، قرآن کلام خداوند است، احکامی خاصی بر آن مترتب است و کسی نباید دست بی وضو به آن بزند. مساجد به عنوان خانه خدا مقدس هستند، اولیای خدا و انبیا و معصومین علیهم السلام مقدس هستند.

وی با بیان اینکه اسلام پنج قسم مقدسات را دسته بندی کرده است، گفت: این پنج مورد شامل مکان های مقدس، زمان های مقدس، انسان های مقدس، اعمال مقدس و اشیای مقدس است. برای مثال برخی مکان ها مقدس هستند مثلا زمانی که موسی(ع) وارد سرزمین مقدس شد تا الواح تورات را دریافت کند خداوند فرمود کفش هایت را در بیاور که وارد سرزمین مقدس شده ای. بنابراین قرآن روی برخی مکان ها و تقدس آنها صحه گذاشته است.

عالی در ادامه ابراز کرد: برای مثال در قرآن کریم برخی مکان ها مرحومه و برخی ملعونه هستند. نقل شده است که روزی حضرت امیر(ع) با اصحاب از جنگ صفین باز می گشتند که موقع نماز شد، به سرزمینی رسیدند و حضرت(ع) گفتند اینجا سرزمین شومی است و هیچ پیامبر و وصی پیامبری در اینجا نماز نخوانده است، اما برخی خشکه مقدس ها اییستادند و نماز را خواندند اما حضرت آنجا نمازش را اقامه نکرد و جای دیگری نماز خواند. بنابر این مکان تا مکان فرق دارد. برای مثال در روایات آمده است که محل قبور معصومین(ع) از پاک ترین مکان ها است.

وی ادامه داد: مساجد و قبور اهل بیت(ع) مقدس هستند. هرجا که خانه های خدا در آن بنا شود یا شهیدی آنجا بوده و یا قطرات خون شهیدی آنجا ریخته شده است. بنابراین مقدس است.

این کارشناس مذهبی خاطرنشان کرد: مثال دیگر در مورد مکان مقدس کعبه و کربلا است. نقل شده است که زمینی که کعبه روی آن بنا نهاده شد افتخار می کرد که من آن زمینی هستم که خانه خدا بر من نهاده شد، سرزمین کربلا اما گفت که خاموش باش، تو به چه افتخار می کنی حال آنکه من آن زمینی هستم که حسین بن علی(ع) در آن دفن شده است. مقام ولی خدا کجا و مقام کعبه کجا؟ با یکدیگر قابل مقایسه نیست و در نتیجه برخی مکان ها مقدس هستند و احکامی دارند که باید به آنها توجه کنیم.


- نظرات (0)

عرفانی بدون فقه اسلامی دکان زدن است

قرائتی
حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در جلسه درس تفسیر قرآن کریم که شنبه ۲۲ دی ماه در مسجد دانشگاه تهران برگزار شد، گفت: یکی از مسائل قرآن آهنگ بسیار زیبای آن است که همچون شعر ریتم دارد در حالی که شعر نیست و بر قلب سالم اثر مثبت دارد.

مفسر قرآن کریم با بیان اینکه قلب انسان‌ها سه نوع سالم، منیب و مریض است، اظهار کرد: قلب سالم پاک است و از قرآن اثر مثبت می‌گیرد، قلب منیب گاهی دچار گناه شده و برمی‌گردد اما قلب مریض از قرآن و نیکی‌های دیگر اثر مثبت نمی‌گیرد.
مفسر قرآن کریم با بیان اینکه جایگاه قلب مریض در جهنم است، عنوان کرد: انسان ظالم از قرآن برداشت درست نخواهد داشت اما کسی که قلب او سالم است با هدایت و راهنمایی اهل‌بیت(ع) می‌تواند آنگونه که درست است قرآن را فهم کند.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی افزود: قرآن کریم همچون دریایی عظیم است که به عنوان مثال یک شخص حقوقی، سیاسی، اخلاقی یا سایر علوم هر کدام متناسب با تحصیلات، علم و آگاهی که دارند گوشه‌ای از آن را درک می‌کنند.

وی با بیان اینکه امروزه هر علمی تخصص ویژه خود را دارد، گفت: به عنوان مثال تنها در بخش دندانپزشکی 11 نوع تخصص داریم چرا وقتی به دین می‌رسیم صرفا به یک کتاب، حدیث، شعر یا حتی به یک خواب اکتفا می‌کنیم و با انجام صرفا یک عمل خود را کاملا مسلمان می‌دانیم.

مفسر قرآن کریم با بیان اینکه علم دینی را باید از اعلم، فهمیده‌ترین و باسوادترین علما گرفت، خاطرنشان کرد: همانگونه که آشپزها، خیاط‌ها، آرایشگرها و بسیاری مشاغل با یکدیگر تفاوت دارند عما نیز تفاوت دارند بنابراین دینداری که ما را مجبور می‎کند به عالم‌ترین علما که فقیه باشد مراجعه کنیم.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در پایان خاطران کرد: هر معرفت و عرفانی که از کانال فقه اسلامی عبور نکرده باشد دکان زدن است که جوانان باید مراقب این امر باشند.
- نظرات (0)

مسافری که سرنوشت ری را تغییر داد


حضرت عبدالعظیم

برای مردمی که دلبسته‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند، امامزادگان یعنی فرزندان و وابستگان خاندان نبوت، یادگاران عزیزی هستند که محبت به آن‌ها شاخه‌های پربارهمان دل‌بستگی است.

در میان امام‌زادگان عزیزی که میهمان سرزمین ما هستند، حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه‌السلام فراتر از یک امام­زاده‌ی واجب‌التعظیم بوده‌اند. حضرت عبدالعظیم در زمان سه امام معصوم زیسته است و دوران امامت چهار امام را درک کرده است؛ امام موسی بن جعفر، امام علی بن موسی‌الرضا، امام محمدتقی و امام علی النقی علیهم الصلوة و السلام. از ائمه روایات و احادیث نابی را نقل کرده و گویا پیک امین امام معصوم بوده است برای شیعیان.

نایب امام هادی(ع) در سرزمین ری

آن­چه که از زندگی حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام می‌دانیم، بیشتر مربوط به دوران امام هادی علیه‌السلام است. حضرت عبدالعظیم خود را از زادگاهش مدینه به سامرا می‌رساند تا به دیدار امام هادی برود. ملاقاتی پربرکت و تاریخی که شاید سرنوشت سرزمین ری و تهران را عوض کرده باشد. امام او را به‌عنوان نایب خود به ری فرستادند و سؤالات و مشکلات مردم را به ایشان حواله داده بودند.

اگر قبر عبدالعظیم در شهر خودتان را زیارت کنی، همچون کسی باشی که حسین بن علی علیهما السلام را زیارت کرده باشد.

نقل شده است که شخصی به نام اَباحَمّاد رازی با تحمّل زحمت‌های فراوان خود را به سامرّا می‌رساند تا از امام علی النقی علیه‌السلام مسائلی را بپرسد. امام علیه‌السلام پس از پاسخ گفتن به پرسش‌های حمّاد فرمودند: "ای اباحمّاد، هرگاه با مشکلی از مشکلات دینی یا پرسشی از مسائل اسلامی روبه رو شدی آن مشکل و سئوال خود را با عبدالعظیم حسنی در میان بگذار و از او بخواه تا پاسخ سؤالات تو را بیان نماید و ضمناً سلام مرا هم به او برسان"[1]

از آنجا که زمان امامت امام هادی علیه‌السلام دوران سیاسی سختی برای اهل بیت بود سرشار از خفقان و آزار، عبدالعظیم حسنی حضور اجتماعی آشکاری نداشت اما به امور مؤمنین رسیدگی می‌کرد. برکات مادی و معنوی حضور حضرت عبدالعظیم در زمان حیاتش در ری، فراوان است اما این برکات از چندین قرن بعد از رحلت آن بزرگوار، تا روزگار ما نیز رسیده است و از ابعاد گوناگونی به تهران و ری رونق داده است.

رونق فرهنگی و معنوی

بارگاه نورانی حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام مشتاقان زیارت اهل‌بیت را از نزدیک و دور حتی از کشورهای دیگر جهان، به ری می‌آورد. ویژگی منحصربه‌فردی در زیارت ایشان نهفته است که شاید در مورد هیچ امامزاده‌ای گفته نشده باشد و آن این است که بنا به گفته‌ی معصوم زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام همانند زیارت حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است. یکی از اهالی ری گفت: خدمت امام هادی علیه السلام مشرّف شدم. حضرت پرسید: کجا بودی؟ عرض کردم: به زیارت حسین علیه‌السلام رفته بودم. حضرت فرمود: بدان که اگر قبر عبدالعظیم در شهر خودتان را زیارت کنی، همچون کسی باشی که حسین بن علی علیهما السلام را زیارت کرده باشد."[2]

همین روایت شریف و این منزلت بی‌نظیر در زیارت حضرت سیدالکریم سبب اشتیاق بیشتر دوستداران اهل‌بیت به زیارت حرم ایشان است و همین امر سبب رونق و شکوفایی فرهنگ اهل‌بیت و فضای روحانی و معنوی شهر و دیار ما شده است.

رونق علمی

عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام در زمره‌ی عالمان و محدثان بزرگ شیعه است و در انتقال علوم اهل‌بیت علیهم السلام سهم بسزایی دارد. ی علاوه بر نقل احادیث از ائمه معاصر خویش کتاب‌هایی نیز تألیف نموده است؛ ازجمله:

حرم مطهر ایشان سال‌هاست که قطب علمی در حوزه‌ی علوم اسلامی است و حلقه‌ی مباحثات علمی در سایه‌ی آن عالم بزرگ، گرم و پررونق است.

خطبه‌های امیرالمؤمنین علیه السلام: این اثر مشتمل بر چند خطبه مولای متقیان امیرالمومنان علی علیه السلام است.

کتاب یوم و لیله: در این اثر درباره وظایف و اعمال مستحب و اخلاقی افراد در هر شبانه‌روز مطالبی عرضه شده است. باکمال تأسف اصل این اثر همانند بسیاری از آثار ارزشمند اسلامی در طول تاریخ از بین رفته است. در هر حال توضیحات علمای تاریخ و سیره به خوبی گویای این حقیقت است که حضرت عبدالعظیم علیه السلام علاوه بر تلاش برای آموزش عقاید سالم و مراقبت بر عبادات و اعمال فردی و دفاع از اهل‌بیت علیهم السلام، به‌منظور ارشاد تعلیم و تربیت صحیح دینی مردم آثاری را تألیف کردند که هر یک در نوع خود بسیار مفید و مؤثر بوده‌اند. [3]

حرم مطهر ایشان سال‌هاست که قطب علمی در حوزه‌ی علوم اسلامی است و حلقه‌ی مباحثات علمی در سایه‌ی آن عالم بزرگ، گرم و پررونق است.

رونق اقتصادی-عمرانی

به برکت حرم‌های مطهر اهل‌بیت علیهم‌السلام و حضور زائران، تنوع زیادی از فعالیت­های اقتصادی در شهرهای زیارتی شکل می‌گیرد که شهرری نیز مشمول این برکات است. برای رفاه حال زائران و رفع نیازهای آن­ها ولو برای یک حضورکوتاه مدت، لازم است مجموعه‌ای از کالاها و خدمات ارائه شود و همین امر چرخه‌ی اقتصادی شهر زیارتی را پررونق می‌چرخاند و به‌طور مستقیم و غیرمستقیم فرصت‌های شغلی فراوانی را فراهم می‌نماید. حتی شهر تهران که شاید به‌عنوان یک شهر زیارتی شناخته نشود، به واسطه‌ی آن­که مسیر آمدو شد زائران حضرت عبدالعظیم علیه السلام است، از آثار این رونق اقتصادی- عمرانی بی‌بهره نمانده است.

پی‌نوشت‌ها:
[1] - رک: شیعه نیوز
[2] - ثواب الأعمال : ١٢٤/١
[3] - رک: شیعه نیوز


- نظرات (0)