سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

خواص شگفت‌انگیز صلوات

صلوات

صلوات نشانه محبت به حبیب خداست .

صلوات باعث تقرب به خدا و رسول خدا می‌شود .

صلوات موجب شفاعت است .

با صلوات حاجات برآورده می‌شود .

صلوات باعث آمرزش گناهان می‌شود .

صلوات موجب عافیت و شفای امراض می‌شود .

صلوات حافظه را تقویت می‌کند .

صلوات موجب توانگری است .

صلوات موجب روشنایی قبر و قیامت است .

صلوات باعث تشریف فرمایی پیامبر به موقع مرگ است .

صلوات نور صراط است .

صلوات باعث نجات از آتش جهنم و داخل شدن در بهشت است .

 

معنای صلوات

صلوات در لغت به معنی «دعاست» و نماز را به جهت این که شامل دعا می‌شود «صلاة» می‌گویند.

اما صلوات در میان عرف مردم شامل دو چیز می‌شود:

معنای اول: سلام و درود بی‌کران خداوند و فرشتگان و کسانی که ایمان به رسول خدا آوردند، به جهت عظمت، مقام و منزلت آن حضرت صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله)  و آلش می‌فرستند .

معنای دوم: صلوات به معنای نماز است .

عده‌ای هم صلوات پروردگار عالم را به پنج معنی تقسیم می‌کنند .

1) به معنای رحمت

2) به معنای مغفرت

3) به معنای شفاء

4) به معنای تزکیه

5) به معنای کرامت

 

معنای حروف صلوات از دیدگاه علمای دین

بعضی از علمای دین حروف صلوات را به معنای خاصی به کار برده‌اند که عبارت‌اند از:

«صاد» در صلوات از «صمد» است که از اسماء خداوند است .

«لام» در صلوات از «لطیف» است که از اسماء خداوند است .

«واو» در صلوات از «واحد» است که از اسماء خداوند است .

«هاء» در صلوات از «هادی» است که از اسماء خداوند عالم است .

 

فضایل صلوات در روایات

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«هر کس صد بار بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) صلوات بفرستد، خداوند صد حاجت او را برآورده می‌سازد.»

حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید:

«هیچ دعایی به آسمان نمی‌رسد مگر این که دعا کننده بر محمد و آل او صلوات بفرستد.»

 

منبع:

کتاب خواص شگفت انگیز صلوات


- نظرات (0)

فقرزیاد میشود

روش سلوکی و تربیتی آیت الله بهجت(ره)

پیش بینی آیت ‌الله بهجت از زیاد شدن فقر در جامعه!

قرض در لغت به معنای قطع کردن با دندان می باشد، بنابراین قرض نوعی از قطع کردن و جدا کردن است.

زمانی گفته می شود فردی به فرد دیگر قرض داده است یعنی مالی را که او می طلبد از خود جدا نموده و به او عطا کند. (طبرسی، ابی علی الفضل بن الحسین، مجمع البیان، ج 2، ص 606)

در اصطلاح فقهی، قرض آن است که کسی مال خود را به دیگری تملیک کند، البته بدین صورت که قرض گیرنده نسبت به ادای خود آن مال یا مثل آن و یا قیمت آن ضامن شود و تعهد نماید. (امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 652)

قرض‌ الحسنه تركیبی از قرض و صفت حسن است كه در مقابل قرض ربوی قرار دارد و مالی است كه بدون دریافت هیچ اضافه و سودی به طرف دیگر واگذار می ‌شود كه دیگری از آن استفاده كند و در وقت مشخص آن را برگرداند.

آیاتی که در آنها عنوان «قرض حسن» مشاهده می شوند، عبارتند از: بقره / 245، مائده/ 12، حدید/ 11 و 18، تغابن/ 17، مزمل/ 20، اما اینکه بتوان از طریق این آیات مطلوبیت قرض الحسنه را ثابت نمود مورد بحث است. 
با توجه به روایتی که معصوم علیه السلام از وام دادن به مومن تعبیر به «قرض حسن» می کند، ممکن است نتیجه گرفت که آیات مزبور ناظر بر «قرض الحسنه» نیز می باشند.

اما با توجه به آنچه که از روایات به دست می آید می توان گفت که قرض دادن به مومن امری مشروع و پسندیده است. البته ظاهر بعضی روایات که در مورد قرض گرفتن وجود دارد، دال بر این است که «قرض گرفتن» امر پسندیده ای نیست.

 

انگیزه قرض دادن هایمان چیست؟

از آنجا که قرض دهنده برای مدتی از تصرف مال خود چشم پوشی می کند و در مقابل هم توقع دریافت هیچ گونه سودی ندارد، لذا اولین سوالی که در ذهن می آید این است که انگیزه این رفتار اقتصادی چیست؟

با توجه به مضامین روایات اخذ هر گونه مبلغی فراتر از اصل مال، اگر چه با عناوینی همچون کارمزد، خسارت تاخیر تادیه و جبران کاهش ارزش پول باشد که از جهت حقوقی و فقهی نیز هیچ مشکلی ندارد، قرض را از قرض الحسنه دور می نماید

انگیزه های احتمالی قرض دهنده عبارتند از: 1- پاداش اخروی 2- کسب اخلاق پسندیده (دوری از بخل) (مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج 19، ص 424، ح 47) 3- تعاون و همیاری (قبانچی، حسین السیدعلی، شرح رسالة الحقوق، اسماعیلیان، ج 2، ص 270) 4- پس انداز 5- کسب جایزه.

انگیزه اول صرفا اخروی و انگیزه دوم و سوم معنوی و انگیزه چهارم و پنجم صرفا مادی است، اما در مورد قرض گیرنده همچنان که گفته شد، قرض گرفتن یک امر ناپسندی است، مگر آنکه در جهت رفع یکی از نیازهای ضروری [تکوینی همچون نیاز به مسکن یا ازدواج، تشریعی مانند حج و یا اجتماعی مانند رعایت شان فرد در جامعه] از آن استفاده شود.

با توجه به مطالب فوق دو مشخصه مهم قرض الحسنه یعنی «داشتن انگیزه معنوی یا اخروی برای قرض دهنده» و نیز «صرف آن در جهت رفع نیاز ضروری قرض گیرنده» نمایان می شود.

علاوه بر این، باید در نظر داشت که با توجه به مضامین روایات اخذ هر گونه مبلغی فراتر از اصل مال، اگر چه با عناوینی همچون کارمزد، خسارت تاخیر تادیه و جبران کاهش ارزش پول باشد که از جهت حقوقی و فقهی نیز هیچ مشکلی ندارد، قرض را از قرض الحسنه دور می نماید.

 

مصداق قرض ممنوع و ناپسند

از مصداق های قرض ممنوع و ناپسند در روایات این است که انسان برای برآوردن نیاز غیر ضروری قرض کند و قرض به گونه ای بر او غلبه کند که اطمینان داشته باشد نمی توان آن را ادا کند.

قرض الحسنه

رابطه قرض الحسنه و صدقه

در هر دو نوعی تعاون و یاری و ایثار و از خود گذشتگی مشاهده می گردد. هر دو ابزارهایی جهت رفع نیاز نیازمندان می باشند.

نیازمندان به دو قسم تقسیم می شوند، گروه اول افرادی هستند که امید به باز پرداخت در وقت معین را ندارند. گروه دوم افرادی می باشند که به دلیل برخورداری از بعض امکانات، اطمینان به باز پرداخت دارند. فرهنگ اسلامی قرض الحسنه را بهترین ابزار در مورد گروه دوم می داند. مطابق آنچه در روایات ذکر شده است قرض الحسنه در رفع فقر حقیقی و پنهان جامعه مناسب ترین ابزار است. (ابراهیمی، محمدحسین، ربا و قرض، ص 126)

 

نکته ای قابل تأمل...

در اوایل انقلاب، قرض ‌الحسنه‌ ها خیلی زیاد بود. امّا بعضی رفتند، پول‌ هایشان را از قرض ‌الحسنه ‌ها برداشتند و در بانک‌ ها برای سود دهی گذاشتند و توجیه هم کردند که از سودش بر می ‌داریم، به دیگران می ‌دهیم، از همان آن زمان بود که این کارها شروع شد و این مطالب به وجود آمد.

آیت‌الله العظمی بهجت فرمودند: از این به بعد فقر در جامعه زیاد می‌شود و همان هم شد.

 

قرض دادن، نوعی معامله کردن با خداست

در آیاتی از قرآن كریم به قرض اشاره شده است و در تمامی آیاتی كه به قرض اشاره شده، طرف قرض خداوند متعال است و در هیچ یك از آنها گفته نمی‌شود كه قرض به شخصی داده شود، بلكه همه آیات به قرض دادن به خدا اشاره دارند و دلیل این امر آن است كه قرض ‌الحسنه با كیفیتی كه گفته شد، جز با نیت الهی و برای رضای خدا صورت نمی‌گیرد، زیرا هیچ سود مادی در آن در نظر گرفته نمی ‌شود.

در آیه 111 سوره توبه به صراحت ذكر شده است كه خداوند اموال و جان‌های انسان‌ها را در مقابل بهشت معامله می‌ كند و در آیاتی كه به قرض اشاره شده است، عملاً گفته می ‌شود كسی كه قرض می ‌دهد، در حال معامله با خداست.

بر اساس آیه شریفه «مَن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِیمٌ» (حدید/۱۱)، گیرنده قرض خداست و علت آن روشن است.

در تمامی آیاتی كه به قرض اشاره شده، طرف قرض خداوند متعال است و در هیچ یك از آنها گفته نمی‌شود كه قرض به شخصی داده شود، بلكه همه آیات به قرض دادن به خدا اشاره دارند و دلیل این امر آن است كه قرض ‌الحسنه با كیفیتی كه گفته شد، جز با نیت الهی و برای رضای خدا صورت نمی‌گیرد، زیرا هیچ سود مادی در آن در نظر گرفته نمی ‌شود

در آیه دیگری از سوره حدید تقریباً همین معنا مطرح شده است: «إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِیمٌ» (حدید/۱۸).

در سوره بقره آمده است كه «مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِیرَةً وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ» (بقره/۲۴۵).

مورد دیگر در سوره مائده آمده است كه «وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبًا وَقَالَ اللّهُ إِنِّی مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَیْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِی وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَلأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ» (مائده/۱۲).

در سوره تغابن نیز قرض ‌الحسنه مورد اشاره قرار گرفته است. در این آیه آمده است كه «إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَیَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِیمٌ» (تغابن/۱۷).

در آیه دیگری آمده است كه «...وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» (مزمل/۲۰).

جالب است كه در تمام این موارد، صحبت از معامله با خداست.

در آیه شریفه «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُوْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ...» (توبه/۱۱۱) به صراحت ذكر شده است كه خداوند اموال و جان‌های انسان‌ ها را در مقابل بهشت معامله می‌كند.

در آیاتی كه به قرض اشاره شده است، عملاً گفته می ‌شود كسی كه قرض می ‌دهد، در حال معامله با خداست، زیرا عملاً سودی از اشخاص نمی ‌گیرد.




- نظرات (0)

چرا عده ای با قرآن مومن می شوند و عده ای نه

خدا

میزان ایمان فرد به معتقدات، برابر با میزان پذیرش موعظه است. فرد با شنیدن موعظه، بین باورهایش و موعظه تناسب برقرار می‌ کند و به میزان باورش آن را می‌ پذیرد.

بیشتر رفتارهای آدمی بر مبنای اعتقادی او شکل می‌گیرد. مبانی اعتقادی فرد، توجیه ‌گر و دلیل رفتار و عملکرد فرد هستند. دو نفر با مبانی متفاوت نمی‌ توانند در یک مسئله به توافق برسند مگر اشتراک مبانی بیابند و با آن به طرح ریزی مسئله بپردازند.
زمانی ‌که دو نفر مبانی مشترک در یک زمینه دارند؛ تفکر، سخن و رفتارشان مورد قبول یکدیگر است. پس زمانی سخن پذیرفته می ‌شود که بر اساس مبنای عملکرد فرد باشد. مثلا فردی که مبنای عملکردش براساس منفعت است، سخنانی که برایش منفعت دارند را می ‌پذیرید و از آن ‌ها بهره می‌ برد.
موعظه در حیطه دین پایه گذاری شده است و یک روش هدایتی دینی است. پایه گذاری و مبنای دین براساس ایمان است.

اولین قدم در دین، باورمندی به معتقدات آن است. تمامی محتوای موعظه براساس این مبنا پایه‌گذاری و طرح ریزی شده است. 
زمانی فرد موعظه را می ‌پذیرد که مبانی ساختار وجودی موعظه که باورمندی مقدماتی دین است را پذیرفته باشد. کسانی که این مبانی را پذیرفته باشند، به عنوان مومنین شناخته می‌شوند.

پس مومنین دارای اشتراک مبنایی با محتوای موعظه هستند به همین دلیل در آیات قرآن موعظه برای مومنین آمده است و پذیرش توسط این گروه صورت می‌گیرد.

می‌ توان گفت مومن در ابتدا نیت می‌ کند، همان نیت را در ذهن تصویر می‌ کشد و سپس آن را تصدیق می‌ کند و به میزان باور خود، حکم به لزوم انجام آن می ‌دهد. هر میزان باور در فرد بیشتر باشد در پذیرش موعظه و انجام آن کوشاتر می‌ شود.
به بیان دیگر مومن، سخنی را می ‌شنود، با معتقدات و باورهای خود می‌ سنجد؛ اگر مطابق با آن‌ ها باشد، می ‌پذیرد و اگر نباشد قبول نمی ‌کند و چون موعظه گونه ای یادآوری همان باورهاست، برای انسان مومن آشناست و آن را راحت ‌تر می ‌پذیرد و هر ‌چه ایمانش قوی‌تر باشد، بر اطمینان قلبی ‌اش افزون ‌تر می‌ گردد و آرامش بیشتری دارد؛ بنابر این نسبت به موعظه واکنش بهتری نشان می ‌دهد تا از فواید آرامش قلبی بهره‌مند شود.

اگر فرد ترس از عذاب یا شوق به بهشت نداشته باشد، نمی ‌تواند کاری که برایش سختی و خستگی و دشواری دارد را تحمل کند. پس باور به معاد لازمه پذیرش موعظه است تا فرد به خاطر ترس از عذاب، از گناه دوری کند و اشتیاق رسیدن به بهشت، محرکی برای انجام اعمال صالح شود

میزان ایمان فرد به معتقدات، برابر با میزان پذیرش موعظه است. فرد با شنیدن موعظه، بین باورهایش و موعظه تناسب برقرار می‌ کند و به میزان باورش آن را می‌ پذیرد.
علاوه بر آن، به دلیل این‌ که محتوای موعظه، هدایت فرد است نیازمند به باورهای الهی است که در قرآن متعلقات این باور در آیه "ذلِكَ یُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ یُوْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ" (طلاق، 2) معرفی شده است، طبق این آیه مخاطب برای پذیرش موعظه نیازمند به داشتن ایمان به خداوند و معاداست.

 

سوالی که اینجا مطرح می ‌شود این است چرا از تمامی آن‌ چه در قرآن به عنوان متعلق ایمان آمده است، تنها این دو برای موعظه ‌پذیری انتخاب شده است؟

در جواب می‌ توان گفت زمانی که محتوای موعظه در بردارنده امر و نهی، وعده و وعید است باید فرد باور داشته باشد که روزی می‌ رسد که بهمحاسبه اعمال او برمی‌ خیزند و این وعده و وعیدها به تحقق می ‌رسد.

اگر فرد ترس از عذاب یا شوق به بهشت نداشته باشد، نمی ‌تواند کاری که برایش سختی و خستگی و دشواری دارد را تحمل کند. پس باور به معاد لازمه پذیرش موعظه است تا فرد به خاطر ترس از عذاب، ازگناه دوری کند و اشتیاق رسیدن به بهشت، محرکی برای انجام اعمال صالح شود.
از آن ‌جایی ‌که باور به معاد، باور به غیب است که هنوز رخ نداده است، پذیرش امور حسی همواره برای انسان ساده‌تر است ولی وجه تمایز مومنان پذیرش امور غیبی است.

مومنین دارای اشتراک مبنایی با محتوای موعظه هستند به همین دلیل در آیات قرآن موعظه برای مومنین آمده است و پذیرش توسط این گروه صورت می‌گیرد

پذیرش غیب نیازمند باوری عمیق به گوینده آن است. معاد از امور غیبی است که تنها به میزان باور ما به خدا و رسولش بستگی دارد.
وقتی فرد به واعظ خود حس اعتماد داشته باشد و احساس کند هر آن‌ چه او می ‌گوید به نفع خودش است در این حال است که فرد با کمال میل آن را می ‌پذیرد.
همچنین باید در نظر داشت که ایمان به خدا و آخرت دو امر کلی است که شامل ریز موضوع می‌ شود زمانی که فردی موعظه می‌ شود باید فرد نسبت به مبانی خاص آن موضوع، ایمان قلبی داشته باشد. به طور مثال زمانی که درباره رزق وعظ می ‌شود، باید نسبت به رازق بودن خدا ایمان داشته باشد تا بتواند مواعظی که براساس آن است بپذیرد و گرنه نمی ‌تواند قبول کند.

اگر نسبت به کسب حرام موعظه شود و به رزاقیت خدا شک داشته باشد قبول نمی ‌کند و از آن سرباز می ‌زند و می‌گوید: اگر از این راه بدست نیاورم، راهی دیگر وجود ندارد و دچار اضطراب می ‌شود.  اما فردی که ایمان به رزاقیت خداوند دارد زمانی که نهی می ‌شود با آرامش قلب از آن دوری می ‌کند چرا که به خدا اطمینان دارد که روزی‌اش را خواهد رساند.
همین مقوله نشان می ‌دهد که چرا بعضی افراد نسبت به یک موعظه عکس العمل پذیرشی دارند و به وعظ دیگری عکس العمل دافعه و نپذیرفتن دارد چون به مبانی موعظه اول در همان زمینه خاص ایمان دارد و به مبانی موعظه دوم ایمان ندارند.


- نظرات (0)

هم باید اس 500داشته باشیم هم پهباد

جنگ افزار

پیشرفت ‌های کشور در زمینه‌های تسلیحاتی و در زمینه‌ های آمادگی ‌های رزمی باید همچنان طریق پیشرفت را ادامه بدهد؛ دشمنان ما این را نمی ‌خواهند. امروز یکی ازابزارهای فشار تبلیغاتی بر جمهوری اسلامی همین مسئله است

این سخنانی بود که چندی قبل از سوی رهبر انقلاب در جمع فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی بیان شد. اظهاراتی که در آن، علت آمادگی نظامی در مقابل دشمنان نه فقط از روی انفعال و پاسخگویی، بلکه برای عمل به دستورات دینی و قرآنی نیز عنوان شد؛ «حتّی اگر ما را این ‌جور صریحاً هم تهدید نمی‌ کردند، لازم بود به حکم «وَاَعِدُّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ و مِن رِباطِ الخَیل»، ما به فکر باشیم؛ حتّی اگر تهدید هم نمی‌ کردند باید ما این مراقبت را می ‌کردیم، این آمادگی‌ ها را افزایش می‌ دادیم؛ حالا که صریحاً هم دارند تهدید می‌کنند.» 

 

کمی عمیق‌تر

«ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» 

قطعاً در آن روز در مورد آن نعمت سوال خواهد شد. به فرموده پیامبر اسلام صلی الله علیه واله این نعمتی که سوره تکاثر، انسان ‌ها را در برابر آن مسئول می ‌داند دو چیز است: سلامتی و امنیت.

مطابق این سخن، سلامتی و امنیت از بزرگ ‌ترین نعمت‌هایی است که خداوند بر آدمی عرضه داشته و در عین حال نسبت به سایر نعمت‌ها بیشتر از نظر انسان مخفی مانده و مورد ناسپاسی قرار می‌ گیرد.

امنیت گواراترین نعمت‌هاست. در سایه امنیت است که آسایش زندگی تأمین می ‌شود. شادی و سرور مردمان در گرو وجود امنیت است. این عبارات از جمله تأکیداتی است که معصومین علیهم السلام بر اهمیت امنیت داشته‌اند تا جایی که شهر بدون امنیت را بدترین شهر معرفی کرده‌اند. 

 

تأمین امنیت

برای ایجاد و حفظ امنیت علاوه بر اینکه باید دست به دعا برداشت و مانع ایجاد اختلاف و درگیری داخلی و خارجی و ظلم و تجاوز شد باید آمادگی دفاعی جامعه را نیز تقویت کرد.

«وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ» «و تا آنجا که می توانید نیرو و اسبان سواری آماده کنید تا دشمنان خدا، و دشمنان خود و جز آنها که شما نمی شناسید و خدا می شناسد را بترسانید و آنچه را که در راه خدا هزینه می کنید به تمامی به شما بازگردانده شود و به شما ستم نشود.» (60، انفال) 

لازمه‌ی مسلمانی، هوشیاری و آمادگی است. مسلمان آن نیست که بنشیند تا خطر او را غافلگیر کند و سراسیمه دنبال علاج جویی باشد؛ بلکه مسلمان آن است که به حکم قرآن، خود را از پیش در حد اعلای توان آماده می‌کند

معنای این آیه این است که غافلگیر نشوید؛ معنایش این است که اگر چنانچه دشمنی به شما حمله کرد، شما بر اثر کمبود امکانات، کمبود سلاح و مهمات، کمبود آمادگی، خسارت تحمّل نکنید. 

خداوند در جهت ایجاد و حفظ امنیت و عدم غافلگیری در برابر دشمن به مسلمین امر فرموده تا با هر «قوه»ای آمادگی کسب کنند.

هرچند در ابتدا از «قوه» تنها آمادگی نظامی به ذهن می‌ رسد اما از آنجا که این «قوه» در راستای حفظ امنیت جامعه استفاده می ‌شود، هر قدرتی اعم از سیاسی و فرهنگی و نظامی و حتی اقتصادی که دشمن را سر جای خود می‌ نشاند را در بر می‌ گیرد.

 

افزایش قدرت نظامی

در جنگ حُنین به پیامبر صلی الله علیه و اله خبر دادند که سلاح جدید در یمن اختراع شده است. پیامبر صلی الله علیه و اله نیز چند نفر را به یمن فرستاد تا آن سلاح را برای ارتش اسلام مهیا کنند.

کشور اسلامی در راستای حفظ نعمت امنیت باید خود را مسلح کند آن هم با مجهزترین و مدرن ‌ترین سلاح‌ های روز.

فایده این رفتار نیز بر کسی پوشیده نیست؛ هم برای عرض اندام در برابر دشمنان و استفاده از آن‌ها در مواقع ضرورت، هم تقویت روحیه سربازان اسلام.

با وجود این، هرچند تجهیز نظامی ارتش برای مقابله با دشمن لازم است اما کافی نیست، چه بسا ارتش ‌های مجهز بزرگی که از ناحیه دیگری ضربه خورده‌اند و آن ضعف روحیه و ایمان است. از این رو پشتیبانی و تقویت روانی و ایمانی را نباید از دایره «قوه» خارج کرد.

سلامتی و امنیت از بزرگ ‌ترین نعمت‌هایی است که خداوند بر آدمی عرضه داشته و در عین حال نسبت به سایر نعمت‌ها بیشتر از نظر انسان مخفی مانده و مورد ناسپاسی قرار می‌ گیرد

حکومت اسلامی

حکومت اسلامی که خود را در مسیر حکومت نبوی می ‌داند نیز به جایگاه والای امنیت واقف است. پیامبر، یکی از اهداف رسالت خود را جلوگیری از ریخته شدن خون ‌ها و تأمین امنیت عنوان کرده بود. حاکمان مسلمان نیز باید همین مسیر را ادامه دهند و آمادگی دفع هرگونه خطری را فراهم کنند.

لازمه‌ی مسلمانی، هوشیاری و آمادگی است. مسلمان آن نیست که بنشیند تا خطر او را غافلگیر کند و سراسیمه دنبال علاج جویی باشد؛ بلکه مسلمان آن است که به حکم قرآن، خود را از پیش در حد اعلای توان آماده می‌کند. 

در دنیایی که هنوز متأسفانه تکیه‌ی به قدرت سرنیزه و اسلحه می ‌تواند در ارتباط میان ملت‌ها و کشورها تعیین‌ کننده باشد، در دنیایی که قلدرانی با داشتن مشت‌ های پولادین بخواهند سرنوشت ملت ‌ها را در دست بگیرند - در دنیای مادی - آن ملتی از آسیب محفوظ می ‌ماند که ثابت کند آماده‌ی دفاع است.

نیروهای مسلح ما، ارتش جمهوری اسلامی عزیز ما، این را ثابت کردند. این، عزت است. 


- نظرات (0)

چگونه رزق خود را افزایش دهیم

روزی

خواست خداوند متعال "یرزق من یشأ" جزافی نیست‌; بلكه گشایش و تنگی روزی نیز، روی عللی است كه خدا به بندگان دانا و به صلاح آنان آگاه‌تر است‌. به بعضی افراد به جهت برخی اعمالشان روزی فراوان و به بعضی به سبب عمل ‌هایشان (مانند تنبلی‌، قطع رحم و...) روزی كمتر می ‌دهد

از آیات قرآن كریم استفاده می‌ شود كه توسعه و تنگی روزی به دست خداست‌; چنان كه می ‌فرماید: "إِنَّ رَبَّكَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِیرًا بَصِیرًا" (اسرأ،30)

بنابراین هر چند اراده و كوشش انسان در زیاد شدن رزق و روزی موثّر است‌; " لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى" (نجم‌، 39) ولی اینها "جزء العلة‌" و یا از آن هم كمتر به حساب می ‌آیند; زیرا اراده و عمل انسان در به دست آمدن رزق و روزی یكی از صدها شرایط است كه تمامی اسباب و شرایط به او منتهی می ‌شود، و اوست كه بر اساس علم و حكمتش روزی را بین بندگان تقسیم می ‌كند; چنانكه می ‌فرماید: "أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا ; (زخرف‌، 32) آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم می‌ كنند؟! ما معیشت آنها را در حیات زندگی در میانشان تقسیم كردیم‌." 
همان گونه كه بیان كردیم‌، خواست خداوند متعال "یرزق من یشأ" جزافی نیست‌; بلكه گشایش و تنگی روزی نیز، روی عللی است كه خدا به بندگان دانا و به صلاح آنان آگاه‌تر است‌. به بعضی افراد به جهت برخی اعمالشان روزی فراوان و به بعضی به سبب عمل‌هایشان (مانند تنبلی‌، قطع رحم و...) روزی كمتر می ‌دهد. 
برخی را جهت آزمایش‌، روزی فراوان عطا می‌كند و در كار و زندگیشان گشایش می ‌دهد و برخی را جهت آزمایش‌، روزی كم می ‌دهد و... (1) 
برخی از سوره ‌هایی كه در روایات اسلامی برای زیاد شدن رزق و روزی توصیه شده عبارتند از:
1. سورة واقعه‌; امام صادق (علیه السلام) می ‌فرماید: "كسی كه هر شب سوره واقعه را بخواند....در دنیا سختی‌، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمی ‌بیند و از دوستان حضرت علی (علیه السلام) می‌ شود..."(2)
2. سوره همزه‌; امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره همزه را در نمازی واجب بخواند فقر از او دور می ‌شود و روزی بر او روی می ‌آورد..."(3)
3. لیل‌; پیامبر اكرم‌(صلی الله و علیه و آله) می‌فرماید: هر كس سوره لیل را بخواند خداوند آن قدر به او عطا می‌ كند تا راضی شود و او را به سختی نیندازد و برایش آسان می‌ گیرد."(4)
4. مزمل‌; رسول اكرم‌(صلی الله و علیه و آله) می ‌فرماید: "هر كس سوره مزمل را بخواند در دنیا و آخرت سختی از او برداشته می شود".(5)
5. ذاریات‌; امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره ذاریات را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می ‌كند و روزی فراوانی برایش می ‌دهد..."(6)
6. ممتحنه‌; امام سجاد(علیه السلام) می‌ فرماید: "هر كس سوره ممتحنه را در نمازهای واجب و مستحبی بخواند خداوند....فقر و دیوانگی را بر او و فرزندانش دور می‌ كند".

امام صادق(علیه السلام) می ‌فرماید: "كسی كه هر شب سوره واقعه را بخواند....در دنیا سختی‌، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمی ‌بیند و از دوستان حضرت علی ‌(علیه السلام) می‌ شود..."

بین‌الطلوعین دعا برای روزی

در باب «بین‌ الطلوعین» اصل روایات بر روی مسأله «طلب روزی» است. جهت چیست؟ 
جهت این است كه هر كس در آن موقع صبح، نزدیک آفتاب، به این فكر است كه بلند شود و به دنبال كسب درآمد برود؛ هركسی دنبال این است كه برود سر شغل و کار و کاسبی خودش.

حضرت فرمود اگر كسی در این زمان دعا كند، از کسب کردن اَنجح است. یعنی حضرت می‌ خواهد بفرماید خیال نکنی که دویدن‌های تو و دوز و کلک‌ های تو (به تعبیر محترمانه: تدبیرکردن‌های تو!) موجب می‌ شود كه روزی‌ات به دستت برسد یا زیاد و کم شود! 

اشتباه نکن! روزی‌دهنده تو، کس دیگری است و او تضمین کرده است كه روزی‌ات را بدهد. رازق تو او است. حالا که رفتی سراغ کسب و کار، خدا از یادت نرود!
حضرت در جایی می فرمایند: «دُعَاءُ الرَّجُلِ بَعْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ أنْجَحُ فِی الْحَاجَاتِ مِنَ الضَّارِبِ بِمَالِهِ فِی الأرْضِ»؛ یعنی این موثرتر از آن تجارت کردن با مال است. این دعا از آن تجارتِ با مال، بُردش بیشتر است.
در روایت دیگر داریم که امام باقر(علیه ‌السلام) فرمود: «فَعَلَیْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِی السَّحَرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنَّهَا سَاعَةٌ تُفْتَحُ فِیهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ»؛ بر شما باد به دعا در سحر! چرا كه در این ساعت، درهای آسمان‌ باز می‌شود؛ «وَ تُقَسَّمُ فِیهَا الْأَرْزَاقُ»؛ در این زمان روزی‌ها تقسیم می‌ شود؛ «وَ تُقْضَى فِیهَا الْحَوَائِجُ الْعِظَامُ».  و حاجت ‌های بزرگ در این زمان برآورده می ‌شود.

«تُقَسَمُ فِیهَا الْأَرْزَاقُ» اینها به این نکته اساسی دارد توجه می ‌دهد كه در آن موقع ـ‌‌بین‌الطلوعین‌ـ که داعی در حالی است که می‌خواهد به سمت امور دنیایی برود، با توجه به خدا حال آرامش و اطمینان پیدا می‌كند. اگر شیطان این حالت را از تو بگیرد، كار را بر تو سخت كرده است. چون گمان می ‌كنی كه تو می‌ توانی كاری از پیش ببری و جلب روزی كنی، حال آنكه همه چیز در دست خدا است. 
از یکی از بزرگان نقل شده است که «نفْسِ بیدار بودن از طلوع فجر تا طلوع شمس، موثر است». البته این یک بحث عرفانی است و اینجا هم جای آن نیست. من این‌ها را می‌ دانم.

دعا

نماز شب را ترک نکن

هر کس نماز شب بخواند، موجب افزایش روزی او می ‏گردد. پیامبر(صلی الله و علیه و آله) فرمود: ((الصلاه... بركه فی الرزق ; نماز باعث بركت در رزق و روزی می‏شود)) (7) و نیز در روایتی آمده است: ((ان صلاه اللیل تدرالرزق; نماز شب روزی را جلب كرده و زیاد می ‏كند)).(8)


استغفار فراموش نشود

عن النبی صلّی الله علیه و آله: أَكْثِرُوا الِاسْتِغْفَارَ فَإِنَّهُ یَجْلِبُ الرِّزْقَ.(9)
زیاد استغفار کنید که استغفار سبب جلب روزی است.
روایات مشابه مضمون این فرمایش فراوان است؛ چند نکته در این روایت نورانی قابل توجه است:
این روایت در این آیه قرآن و آیات مشابه آن ریشه دارد: «اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ إِنَّهُ كاَنَ غَفَّارًا یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْكمُ مِّدْرَارًا وَ یُمْدِدْكمُ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِینَ وَ یجَعَل لَّكمُ‏ جَنَّاتٍ وَ یجَعَل لَّكمُ‏ أَنهْارًا».(10)
حضرت نوح به قومش فرمود: از پروردگار خویش آمرزش بطلبید كه او بسیار آمرزنده است تا باران هاى پربركت آسمان را پى در پى بر شما فرستد، و شما را با اموال و فرزندان فراوان كمك كند و باغ هاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار دهد.
این آیه نشان می دهد اولاً گناه و آلودگی در تنگنایی روزی نقش دارد. اگر انسان گناه کند در روزی های مختلف او مشکل به وجود می آید. یکی از آن روزی ها روزی مادی است.

امام باقر(علیه السلام) نیز در این باره می‌فرماید: من حسنت نیته زید فی رزقه؛ هر که خوش نیت باشد، روزی‌اش افزایش می ‌یابد

حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند:
«قَدْ جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الِاسْتِغْفَارَ سَبَباً لِدُرُورِ الرِّزْقِ وَ رَحْمَةِ الْخَلْقِ.» (11)
در نظام آفرینش استغفار سبب فراوانی رزق و روزی و جاری شدن لطف و مهربانی خدا بر خلق است. حضرت بعد از این فرمایش به آیه فوق‌الذکر استناد می فرمایند.
نکته(۲):

استغفار را نباید به نیت طلب روزی انجام داد. بلکه باید به قصد قربت استغفار کرد و برکت در رزق و روزی از مترتبات آن خواهد بود. 
از خداوند متعال پاک شدن از گناه را بخواهید و بطور طبیعی برکت بر آن مترتب می شود. البته استغفار از باب داعی بر داعی مثل نماز استیجاری اشکال ندارد و در درجه پایین عبادت است.  


تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن        که خواجه خود روش بنده پروری داند


نیت خوب داشته باش

نیت خوب یعنی داشتن حسن فاعلی که خود نشانه‌ای از ایمان و اخلاص است، از علل و عوامل افزایش روزی است. نیت خوب و خوش خویی در کنار هم مهم‌ترین عواملی است که امیر مومنان علی(علیه السلام) به آن‌ها اشاره داشته و می‌فرماید: انسان، با نیت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوی آن است، از زندگی خوش و امنیت محیط و روزی زیاد، دست می‌یابد. (غررالحکم، 107)

امام باقر(علیه السلام) نیز در این باره می‌فرماید: من حسنت نیته زید فی رزقه؛ هر که خوش نیت باشد، روزی‌اش افزایش می ‌یابد. (بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج ۵۷، ص ۱۷۵)

 

پی نوشت ها:
(1)- اقتباس از: قاموس قرآن‌، سید علی‌اكبر قرشی‌، ج 3، ص 82ـ86
(2)- ر.ك‌: وسائل الشیعه‌، شیخ حر عاملی‌، ج 6، ص 112 
(3)- ر.ك‌: وسائل الشیعه‌، همان‌، ص 150 
(4)- ر.ك‌: مصباح الكفعمی‌، عاملی كفعمی‌، ص 444
(5)- ر.ك‌: مستدرك الوسائل‌، محدث نوری‌، ج 4، ص 354
(6)- ر.ك‌: اعلام الدین‌، دیلمی‌، ص 377
(7)- خصال صدوق، ج2، ص 522 
(8)- وسائل الشیعه، ج 5، ج 35  
(9)- تحف العقول، ص۱۰۶
(10)- نوح/سوره۷۱، آیه۱۰
(11)- نهج البلاغة، خطبه۱۴۳

تابناک؛ آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی

حدیث نت؛ بیانات استاد ری شهری


- نظرات (0)

نسخه ای که انسان را از گناه منزجر می کند

آرامش

خدای سبحان در قرآن کریم نه تنها با ما سخن می‌گوید بلکه خود را در آینه قرآن به ما نشان می دهد.

قرآن مظهر تجلی اسماء حسنای الهی است، اگر ما قرآن بخوانیم و نورانیت قرآن در قلب ما پیدا شد معلوم می‌شود «نور السماوت و الارض» را با قلب خود مشاهده کرده‌ایم.

تأثیر قرائت قرآن در دوری انسان از گناه

قرآن بارزترین منبع عظیم ذخایر الهی، معجزه آخرین فرستاده خداوند و کتاب زندگی، کتابی که زمینه ساز حیات طیبه برای بشریت است.  

قطعاً با توکل به صاحب قرآن، خداوند به او ایمان و تقوا اعطا می کند و از آلودگی مصون می دارد. 

اگر کسی با قرائت قرآن و تفکر در آن به مرحله‌ای برسد که از گناه منزجر شود معلوم می‌ شود این فرد قرآن را خوب درک کرده است. 

مهمترین و بالاترین ثمره نزدیکی و انس با قرآن، حس معنویت و قرب به خدا و دوری از آلودگی های نفسانی و شیطانی است.  

قرآن با هشدارهای مکرر، پیروان خود را به دوری از گناه و پرهیز از سرپیچی از فرمان خدا، و نجات از بازتاب شوم و سخت گناه فرا می خواند، و گناه را آفت ویرانگر و عامل بلاها و عذاب های دنیا و آخرت می داند

در قرآن بسیار از تقوا و دوری از گناه، سخن به میان آمده، و گاهی با بیان مجازات سخت مجرمان و اهل گناه، و زمانی با بیان آثار درخشان دوری از گناه، با تعبیرهای گوناگون انسان ها را به سوی تنفّر از گناه فراخوانده است، از جمله در سوره شمس نود و یکمین سوره قرآن، یازده سوگند یاد نموده برای این مطلب که: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ـ وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا (سوره شمس، آیه 9 ـ 10) که قطعاً هر کس روح و روانش را با دوری از گناه، پاک نموده رستگار شده است، و آن کس که روح و روانش را با گناه آلوده نموده، نومید و محروم و تیره بخت گشته است.»   

قابل توجه این که واژه معصیت در اصل به معنی عصیان و سرپیچی و خروج از فرمان خدا است که انسان را از مرز بندگی خدا خارج می سازد، و تحت سیطره شیطان قرار داده و عامل گناهان می شود.

این واژه با تعبیرات گوناگون 33 بار در قرآن آمده است. از جمله می فرماید: « وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِینًا(سوره احزاب، آیه 36) و هر کس نافرمانی خدا و رسولش کند، دچار گمراهی آشکاری شده است.»  

در مورد دیگر می فرماید: «وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فیها؛ (سوره جن، آیه 23) و هر کس نافرمانی خدا و رسولش کند، آتش دوزخ از آن او است و جاودانه در آن می ماند.»  

و در مورد کیفر در  ذلّت و خواری یهودیان می فرماید: «ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ یَعْتَدُونَ؛ (سوره بقره، آیه 61) این کیفرهای شدید برای یهودیان از آن جهت است که معصیت خدا نموده و به حدود قوانین الهی تجاوز نمودند.»   

این تعبیرات بیانگر آن است که قرآن با هشدارهای مکرر، پیروان خود را به دوری از گناه و پرهیز از سرپیچی از فرمان خدا، و نجات از بازتاب شوم و سخت گناه فرا می خواند، و گناه را آفت ویرانگر و عامل بلاها و عذاب های دنیا و آخرت می داند.

استغفار

بوی بد، آبروی انسان را می برد

هر گناهی آثاری دارد که اگر چشم برزخی و بصیرت داشتیم، آثار آن را می ‌دیدیم.

طبق کلام معصومین حقیقتاً گناه بد بوست و بوی بد گناه آبروی انسان را می‌برد، ما با آبرو زنده‌ایم اگر ـ خدای ناکرده ـ آبروی ما برود، ما نمی توانیم زندگی کنیم.

بوی متعفن و بد گناهان، مومنانی را فراری می ‌دهد که دارای حس بویایی قوی شهودی هستند.

البته حتی مومنان عادی یک نوع اشمئزاز و بیزاری را در خود نسبت به گناهکار می ‌یابند هر چند که علت آن را نمی ‌فهمند.

کسی که زیاد استغفار کند خداوند از هر اندوهی برایش گشایشی فراهم کند و از هر تنگنایی راه خروجی و از جایی که گمان ندارد روزی‌اش دهد

درمان بوی بد گناه با ....

امیرمومنان علی (علیه السلام) از پیامبر گرامی (صلی الله و علیه وآله) نقل می‌ فرماید که آن حضرت فرمود: تعطروا بالاستغفار لا تفضحنکم روائح الذنوب؛ با استغفار، خود را معطر و خوشبو کنید تا بوی متعفن گناهان شما را رسوا نسازد. (وسائل الشیعه، ج 16، ص 70؛ نیز بحارالانوار، ج 6، ص 22؛ أمالی، شیخ طوسی، ج 1، ص 382)

اگر بخواهیم خودمان را از بوی گناه در امان نگه داریم باید پس از هر کاری که گمان می ‌کنیم در آن خطا و گناهی مرتکب شده‌ایم، استغفار کنیم؛ زیرا استغفار موجب می ‌شود که انسان در دنیا گرفتار عذاب الهی نشود.

خداوند به صراحت در آیه 33 سوره انفال می‌ فرماید که دو عامل بازدارنده استغفار و وجود پیامبر (صلی الله و علیه وآله)، در اختیار امت است که بدان می ‌توانند از عذاب الهی در امان بمانند.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از مجلسی برنمی‌ خواست مگر این که بیست و پنج بار استغفار می‌کرد. (کافی، کلینی، ج 2، ص 504؛ و نیز عده الداعی، 250) این استغفار برای آن است که آثار سوء سخنان و رفتارهای دیگران در شخص باقی نماند و یا اگر کاری بیهوده و لغو باشد تاثیری نداشته باشد.

استغفار

استغفار موجب می ‌شود تا وضعیت انسان بهبود یابد و آثار وضعی گناه و خطا به شکل عذاب دنیوی و بوی ناخوش جلوه‌گر نشود.

براساس آیات و روایات استغفار کارکردهای سه‌گانه‌ای چون دفع عذاب، رفع عذاب و جلب منفعت دارد. پیامبر (صلی الله و علیه وآله) می ‌فرماید: کسی که گرفتار سختی، بیچارگی و فشار در زندگی می ‌باشد، سی ‌هزار مرتبه بگوید:‌ استغفرالله ربی و اتوب الیه، پس قبل از اینکه از جایش حرکت کند، گشایش و رحمت خداوند شامل حالش می‌شود. (مستدرک الوسائل، نوری، ج 12، ص 143)

امام علی (علیه السلام) نیز فرمودند: استغفار، روزی را زیاد می‌کند. (غررالحکم، ج 2، ص 252) و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) نیز می ‌فرماید: کسی که زیاد استغفار کند خداوند از هر اندوهی برایش گشایشی فراهم کند و از هر تنگنایی راه خروجی و از جایی که گمان ندارد روزی‌اش دهد. (تحف‌العقول، ص 250)

اگر بخواهیم خودمان را از بوی گناه در امان نگه داریم باید پس از هر کاری که گمان می ‌کنیم در آن خطا و گناهی مرتکب شده‌ایم، استغفار کنیم؛ زیرا استغفار موجب می ‌شود که انسان در دنیا گرفتار عذاب الهی نشود

ورودی قرآن را پاک کنیم

باید دهان خود را پاک کنیم، دهان وقتی پاک است که هیچ غذای شبهه‌ناک وارد آن نشود و هیچ حرف بدی از آن بیرون نیاید.

این دهان را پاک کنیم برای اینکه قرآن می‌ خواهد از آن عبور کند.

گاهی شما می ‌بینید شخصی یک حرف می ‌زند و شنونده را منقلب می ‌کند، چون آن سخن از دهان طیّب و طاهر بیرون آمده است.

 

عاملی که لذت تلاوت قرآن را چند برابر می کند

توجه و حضور قلب در هنگام قرائت قرآن موجب لذت و بهره بیشتر از معارف قرآنی است.

سعی کنیم به گونه‌ای قرآن بخوانیم که اسمای الهی را در قرآن ببینیم، آن وقت انسان کم کم به جایی می ‌رسد که گویا کلام خدا را می ‌شنود.


منابع:

شیعه نیوز، بیانات آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی


- نظرات (0)

از تلاوت سوره یس غافل نشویم!

یس

هر كسى كه در عمر خود یك بار سوره یاسین را بخواند، ... در زمره كسانى خواهد بود كه خداوند متعال گشایش روزى و شادمانى او به هنگام مرگ و اسباب خشنودى به پاداش هاى اخروى او را تضمین كرده است...

اغلب مومنین شناخت عمیقی از «سوره یس» ندارند و از مناقب و فضائل و آثار دنیوی و اخروی آن غافل هستند. لذا در دام مشكلات، غم‌ ها و غصه ‌ها و كدورت ‌ها گرفتار می مانند.

این ها در حالی است که در مجلس محبّت و مودّت مقرّبان درگاه خداوند، از «سوره یس» سخن بسیار است.

انسان با اندك توجّهی به بیانات پیامبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و بزرگان مكاشفه و سیر و سلوك، به این حقیقت پی می برد كه سوره یس از موقعیت ویژه و مرتبه‌ای بس بلند برخوردار است و ‌اگر آدمی بتواند با آن فضایل و مناقب آشنا شود، خواهد توانست فواید كاملی را از آن خود سازد.

امامان (علیهم السلام) برای این كه مومنان را از موقعیت ممتاز این سوره كه چونان قلّه‌ای پوشیده از فضایل است آگاه كنند فرموده اند: «یس قلب قرآن است».

 

فرشتگان سوره یس، از سنخ دیگری هستند

فرشتگان این سوره از سنخ دیگری هستند؛ بسیار با صفا و مهربانند؛ با یك مرتبه خواندن سوره یس، با قاری مأنوس و رفیق می شوند و برای خواننده آن، كارگشایی و استغفار می كنند.

آن ها هیچ‌ گاه او را تنها نمی‌ گذارند و اگر در این دنیا پی نیازی رود، آنها نیز نیاز او را پی گیری می كنند و برآورده می‌ سازند.

این مهربانی بسیار كه در نهاد این فرشتگان گذاشته شده است، منشأ آثار بسیاری است كه برای سوره یس شمرده شده است.

در واقع یكی از اسرار این سوره در این فرشتگان مخصوص و ویژه می باشد . 

آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (ره) به شاگردان چنین سفارش می كردند كه هرشب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن ، 14 صلوات بفرستید . یعنی این سوره را در بین این صلوات ‌ها قرار دهید. بی شك این 14 صلوات هم یكی از اسرار مهم سیر و سلوكی در مكتب اهل بیت است. آن بزرگ مرد فرموده بودند: بنده در زندگی به هر چه كه رسیده‌ام و هرچه به دست آورده‌ام از بركت این سوره می باشد


ابو بصیر نقل كرده است كه امام صادق علیه السّلام مى‏ فرمود:

هر چیزى قلبى دارد، و قلب قرآن سوره یاسین است، هر كس آن را پیش از خواب و یا در روز پیش از فرا رسیدن شب تلاوت كند، در آن روز از گروهى كه در پناه خداوند و روزى آنان مقرر شده است خواهد بود، و اگر كسى شب هنگام پیش از آنكه بخوابد تلاوت كند، خداوند (براى مراقبت از او) هزار فرشته مى ‏گمارد تا او را از شرّ هر شیطان رانده‏ شده و از هر آسیبى مصون بدارند، و اگر در همان روز بمیرد، خداوند او را به پاداش این عمل (تلاوت سوره یاسین) وارد بهشت مى ‏كند، و به هنگام غسل، سى هزار فرشته (بر جنازه او) حاضر مى ‏شوند و همه براى او طلب آمرزش مى ‏كنند، و با حال استغفار او را تا قبر بدرقه مى‏ كنند، و هنگامى كه به خاك سپرده شد، آن فرشتگان در درون قبر او خدا را عبادت مى‏ كنند و ثواب آن را به او مى ‏دهند، و (خانه تنگ) قبر او تا آنجا كه چشم او كار مى‏ كند گشاده مى ‏گردد، و از فشار قبر ایمن مى ‏شود، و همواره تا به حشر نورى از گور او تا آسمان مى ‏تابد.

و به هنگامى كه خدا او را از قبر برانگیزد، فرشتگان با اویند و او را بدرقه مى‏ كنند و به رویش لبخند مى ‏زنند و او را به خیر و نیكى بشارت مى‏ دهند تا او را از صراط و میزان بگذرانند و او را در جایگاهى قرار دهند كه هیچ مخلوقى (جز كرّوبیان و پیامبران الهى) آن مقام و منزلت را نشاید، و او با پیامبران الهى در پیشگاه خداوند مى‏ ایستد، و با غمگساران غم نمى‏ خورد، و با اندوهگینان به اندوه نمى ‏نشیند، و با زارى زارى‏ كنندگان زارى نمى ‏كند.

شفاعت

آنگاه پروردگار تبارك و تعالى به او مى‏ گوید: اى بنده من! شفاعت كن، كه من شفاعت تو را در باره هر كس كه خواهى مى‏ پذیرم، و اى بنده من! از من بخواه، كه هر چه خواهى تو را خواهم داد، پس حاجت خود را از خدا مى‏ طلبد و حاجتش برآورده مى ‏شود، و شفاعت مى ‏كند و شفاعت او پذیرفته مى‏ شود، و مانند دیگران به حساب او نمى‏ رسند، و مانند دیگران او را توقیف و بازداشت نمى ‏كنند، و چون خوار شدگان زبون و خوار نمى‏ گردد، و مكافات گناهان و اعمال ناپسندى كه انجام داده است دامنگیر او نمى ‏شود، و نامه سر گشاده‏ اى به او داده‏ مى‏ شود تا از درگاه خدا فرود آید، و همه مردم (با دیدن او) تمام مردم از روى تعجّب (به هم) مى ‏گویند: خدا پاك و منزّه است! این بنده حتّى یك گناه هم ندارد، و از همدمان و همراهان محمد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم (رسول خدا) خواهد بود. (ترجمه ثواب الأعمال، ص: 295)

جابر جعفى از امام محمد باقر علیه السّلام روایت كرده است كه فرمود: 
هر كسى كه در عمر خود یك بار سوره یاسین را بخواند، خداوند به شماره هر آفریده اى در دنیا و در آخرت و آنچه در آسمان است دو میلیون حسنه نوشته و به همین اندازه از گناهانش پاك مى ‏كند، و دچار تنگدستى و بدهكارى و خانه خرابى و رنج و دیوانگى نشود و جذام و وسواس و (سایر) بیماری هاى زیان آور مبتلا نمى‏ گردد، و خداوند دشوارى مرگ را بر وى آسان مى‏ كند، و خود كار قبض روحش را به عهده مى‏ گیرد، و در زمره كسانى خواهد بود كه خداوند متعال گشایش روزى و شادمانى او به هنگام مرگ و اسباب خشنودى به پاداشهاى اخروى او را تضمین كرده است، و آنگاه خداوند متعال به تمام فرشتگان خود در آسمان ها و زمین خطاب مى‏ كند كه: من از این بنده خود راضى شدم، شما هم براى او طلب آمرزش كنید. (همان)

فرشتگان این سوره از سنخ دیگری هستند؛ بسیار با صفا و مهربانند؛ با یك مرتبه خواندن سوره یس، با قاری مأنوس و رفیق می شوند و برای خواننده آن، كارگشایی و استغفار می كنند

طرز خواندن سوره یس

بزرگانی كه خود با این سوره مأنوس بوده‌اند اغلب برای شاگردان و افراد پاك نهاد در مورد قرائت آن سوره دستورالعمل هایی نیز داشته‌اند.

عارف بلند پایه، آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (ره) به شاگردان چنین سفارش می كردند كه هر شب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن ، 14 صلوات بفرستید . یعنی این سوره را در بین این صلوات ‌ها قرار دهید.

بی شك این 14 صلوات هم یكی از اسرار مهم سیر و سلوكی در مكتب اهل بیت است. آن بزرگمرد فرموده بودند: بنده در زندگی به هر چه كه رسیده‌ام و هرچه به دست آورده‌ام از بركت این سوره می باشد.

حضرت آیت اللّه العظمی وحید خراسانی (دام ظلّه) نسبت به سوره یس مراقبتی ویژه دارند؛ خودشان هر روز صبح می‌ خوانند و به شاگردان هم می فرمایند كه هر روز صبح سوره یس را بخوانید و ثواب آن ‌را هم به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه كنید . 


منابع:

پاداش نیكی ها و كیفر گناهان/ ترجمه ثواب الأعمال، ص: ۲۹0

مقاله محمد عبداللهیان پیرامون " سوره یس "


- نظرات (0)

ریشه تاریخی مراسم خرافی سیزده بدر از دیدگاه آیت الله مکارم شیرازی


بسم الله الرحمن الرحیم

سرچشمه مراسم خرافى سیزده بدر از نظر تاریخى به اصحاب الرّس، که در قرآن به آن اشاره شده، بر مى گردد. به حالات اصحاب الرّس در تفاسیر اشاره شده، و در یکى از شرح هاى نهج البلاغه نیز داستان مفصّل آن را چنین یافتم: دوازده شهر یا آبادى بود، که هر شهر و آبادى به یکى از ماه هاى سال خورشیدى نامیده شده بود; آیین مردم آن شهرها بت پرستى بود. درختان صنوبر را پرستش مى کردند. زیرا صنوبر منبع درآمد خوبى براى آنها بود. روز اوّل سال، همه مردم از تمام دوازده شهر یا روستا در شهر فروردین جمع مى شدند، و مراسم جشنى داشتند. فردا به شهر اردیبهشت مى رفتند، و در آنجا مراسمى داشتند. روز سوم به آبادى خرداد مى رفتند…، تا به آبادى اسفند که مى رسید، دوازده شهر تمام مى شد; روز سیزدهم دسته جمعى از آبادى ها خارج شده، به بیابان ها مى رفتند، و مراسم سیزده و جشن و پایکوبى و آلودگى به انواع مفاسد را در آنجا برگزار مى کردند. بنابراین سیزده بدر سنّتى بوده که از بت پرستان باقى مانده است، همانطور که مراسم شب چهارشنبه سورى، که احترامى براى آتش قائل مى شوند، سنّتى از آتش پرستان است.


(به نقل از سایت معظم له)


- نظرات (0)

اگر می خواهی روحت رشد کند، این را بخوان!

طبیعت

هر آنچه از حرکت به کمال می ‌رسد آئینی دارد و طبق قوانین خاصی پیش می ‌رود.

یک دانه گندم، هسته ی هلو، تخم پرنده از راه حرکت، رشد و نمو می‌ کند و کم‌کم به کمال مقصود خود می ‌رسد.

هر کدام از این موجودات در شرایط مساعد، مسیر کمال خود را طی می‌ کند. مثلاً دانه سالم گندم در خاک حاصل خیز، نور کافی، اکسیژن، آب مناسب جوانه می‌ زند، ریشه می ‌دهد سر از خاک بیرون می ‌آورد و رشد می‌ کند تا تبدیل به سنبله گندم می ‌شود.

هر موجودی قابلیت و استعداد کمال را دارد اما اگر زمینه ‌های این حرکت مساعد نباشد، رشد متوقف می‌ شود. خاک نامرغوب، آب ناسالم، فقدان نور خورشید موانع مهمی بر سر راه این گیاه می ‌باشند.

انسان نیز برای رسیدن به رشد، نیاز به شرایط مساعد دارد که در صورت فقدان هر کدام از شرایط مناسب، این رشد و حرکت ناقص می‌ ماند و ثمر و میوه‌ای به نام انسان کامل و متعالی نمی ‌دهد.

کمال انسان

گوهر ناب وجودی انسان در معدن جسم و جان او به ودیعه گذاشته شده است و هدف نهایی خلقت انسان، کمال، پرورش و رشد استعدادهای الهی است.

صفات الهی که در روح اوست باید شناخته شوند و به عرصه ظهور و بروز برسند. من عرف نفسه فقد عرف ربه.

اسماء الحسنی الهی که در روح انسان است باید فعال شوند و قوه‌ ها به فعلیت برسند. یعنی تمام صفات الهی مانند: علم، قدرت، عفو، بخشش زمینه ‌های رشد.

همچنان که نور خورشید، آب سالم، خاک حاصلخیز زمینه ‌های مساعد رشد گیاه هستند برای رشد روح و کمال انسان نیز زمینه ‌های مساعد لازم است تا روح او به تعالی برسد.

اطاعت و فرمانبرداری خدا، انجام واجبات و مستحبات زمینه رشد روح انسان است.

امام علی (علیه السلام) در دعای کمیل می ‌فرماید: (قَوَّ علی خدمتک جوارحیٰ)

«خدایا نیرو و توان مرا در راه خدمت به خودت قرار ده.»

چرا که خدمت به خدا نیروها و توان انسان را فعال می ‌سازد. خداوند در قرآن شکر نعمت را مهمترین عامل رشد و کمال بیان می ‌دارد، اما نه به آن معنایی که ما تاکنون تصور می‌کردیم.

اگر افراد اجتماع به تقویت روحیة شکرگزاری در خویش بپردازند، به این معنا که در برابر خدمت دیگران از آنان سپاسگزاری نمایند، دل های افراد به یکدیگر نزدیک می ‌گردد و افراد تشویق به خدمت رسانی به همنوعان خویش می‌ گردند

شکر نعمت تنها گفتن ذکر الحمدلله رب العالمین نیست، بلکه استفاده صحیح و درست از نعمت ‌های الهی در مسیر اطاعت و فرمانبرداری از خداوند است.

اگر از نعمت چشم و گوش و اعضاء و جوارح و هوش و حافظه در راه بندگی خدا استفاده کنیم، علاوه بر آنکه باعث رشد و شکوفایی تمام استعدادهای نهفته آن می‌ شود، سرعت ما در پیشرفت و موفقیت صد افزون می‌ کند چنان که آب سالم پای درخت سیب باعث رشد و بارور شدن آن می ‌گردد.

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا مَّا تَشْكُرُونَ (ملک /23)

بگو اوست آن كس كه شما را پدید آورده و براى شما گوش و دیدگان و دل ها آفریده است چه كم سپاسگزارید.

نماز، روزه، ترک گناه، همه و همه در رشد و کمال انسان مانند نورخورشید، آب، خاک حاصلخیز برای رشد گندم و همه نباتات عمل می‌ کند.

 

صراط مستقیم

مسیر درست بندگی اصل صراط مستقیم است که باعث پیشرفت و شکوفایی استعدادهای انسان ‌ها و رسیدن به خدا می‌ شود؛ همچنانکه کاشتن بذر گندم در خاک سخت آن را می ‌پوشاند و مانع رشد آن می‌ شود. بیراهه ‌ها نیز گوهر ناب انسان را آلوده و تخریب می ‌کند. گناهان و معاصی موانع بزرگی بر سر راه انسان قرار می‌ دهند که مانند شوره‌زار و مرداب عمل می ‌کنند.

وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ

و از بندگان من اندکی سپاسگزارند

خداوند به زیبایی می ‌فرماید: اکثر مردم نیروهای خود را در راه درست بکار نمی ‌گیرند و همین باعث هدر دادن سرمایه عمر، مال، جوانی، زیبایی و جان است؛ چرا که هر کس سرمایه‌ های خود را در مسیر صحیح به کار گیرد، سرمایه‌اش فزونی و رشد و توسعه می یابد.

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِیدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ (ابراهیم /7)

و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگزارى كنید [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نمایید قطعاً عذاب من سخت‏ خواهد بود.

شکر

شکر نعمت، نعمت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند

راه اصلی ازدیاد نعمت و رشد و کمال، همان راه بندگی است که چونان خاک حاصلخیز برای بذر گیاه عمل می‌ کند.

آیا تاکنون دیده‌اید کسی سرمایه ی مادی‌اش را در راه درست خرج کند، درحالی که خمس و زکات بدهد و خسارت سنگینی به او وارد شود؟ یا افرادی که برای اهل‌ بیت مال و سرمایه ی خود را هزینه می‌ کنند دچار خسران و نابودی شوند؟

إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا

ما راه را به او نشان دادیم خواه شاكر باشد و پذیرا گردد یا ناسپاس. (انسان /3)

خداوند در این دنیا دو راه قرار داده است که انسان ها با اختیار هرکدام را بخواهند انتخاب می‌ کنند:

1 ـ مصرف صحیح نعمت‌ ها در مسیر اصلی خود.

2 ـ هدر دادن نیروها و نعمت ‌ها در بیراهه‌ ها و انحرافات.

 

آثار و برکات شکر

آثار فردی آن شامل آثار دنیوی و اخروی است و آثار دنیوی آن عبارتند از فراوانی نعمت، کسب فضائل اخلاقی و دوری از زشتی ها، دوام و ثبوت نعمت، ایمن بودن از انواع بلاها. و آثار اخروی شامل، کسب پاداش الهی و دوری از عذاب اخروی است.

اما آثار اجتماعی شکر این است که اگر همة افراد جامعه تمام نعمت هایی که در دسترس دارند را ببینند و استفاده بهینه از بکنند، می ‌توانند با برنامه ‌ریزی دقیق مسائل و مشکلات اجتماعی موجود را برطرف کنند. نکتهی مهمّی که در اجتماع مۆثر است، این است که نعمت ها اظهار شود.

افراد اجتماع باید برای بهره‌ گیری بهتر از نعمت ها، خود را به اظهار نعمت ها در جامعه عادت دهند. اگر بازگو کردن نعمت ها به عنوان شکر و سپاس الهی و نه به عنوان افتخار برتری ‌جویی انجام گیرد، علاوه بر اینکه انسان را در مقام عبودیّت پروردگار تکامل می ‌بخشد و اثرات مثبت اجتماعی دارد، در روح و جان انسان نیز اثر آرام‌ بخشی می ‌گذارد.

راه اصلی ازدیاد نعمت و رشد و کمال، همان راه بندگی است که چونان خاک حاصلخیز برای بذر گیاه عمل می‌ کند

بنابراین به نظر می‌ رسد که اگر افراد اجتماع به تقویت روحیة شکرگزاری در خویش بپردازند، به این معنا که در برابر خدمت دیگران از آنان سپاسگزاری نمایند، دل های افراد به یکدیگر نزدیک می ‌گردد و افراد تشویق به خدمت رسانی به همنوعان خویش می‌ گردند.

از جمله آثار دیگر شکر آثار فرهنگی است. فردی که از نعمت های خداوند که در اختیارش است، استفاده می ‌نماید و شکر آنها را به جای می ‌آورد، یعنی توانسته تواضع و فروتنی را در خود تقویت کند و با این خصوصیّت اخلاقی بالا در اجتماع حاضر می‌ شود و نسبت به تمام کسانی که در اطرافش هستند و به نوبه‌ای او را در ادای امر زندگی کمک و یاری می‌ کنند سپاسگزاری می ‌کند و با این رفتار خوب خود، روابط اجتماعی سالم را در جامعه رشد می ‌دهد و فرهنگ جامعه را رو به ترقی و رشد می‌ برد و با تمام وجود باور دارد که شکرگزاری از زحمات و خدمات مخلوق نیز، راهی برای تشکر و قدردانی از خداوند است.

در نتیجه در برابر اعمال مردم هر چند کوچک باشد، از آنها تشکر و قدردانی می‌ کند و با این کار خود، روحیه ی خدمتگزاران در اجتماع را بالا می ‌برد.

فردی که خود را در قبال هر نوع نعمتی اعم از نعمت های مادی و معنوی مسئول دانسته و هم زمان، غنای طبع هم در او رشد کرده باشد، هیچ‌ گونه توقّعی از دیگران ندارد و به هیچ وجه حاضر نمی‌ شود که بار مسئولیّت خود را به دوش دیگران بیندازد، بلکه فردی مسئولیت پذیر و انجام وظیفه می‌ کند که این عملکرد او عکس ‌العمل متقابل را به همراه دارد؛ یعنی دیگران نیز از او توقعی برای انجام کارهای خود ندارد.


منابع:

تفسیر نمونه – آیة الله مکارم شیرازی  

مقاله مفهوم شکر نعمت در قران –زهرا غیور


- نظرات (0)

معنویت‌های پفکی

معنویت

بلوغ معنوی (معنویتهای پفکی)

سر کلاس روانشناسی رشد وقتی استاد با کمال دقت در مورد سلسله نیازهای مازلو صحبت می‌کرد و برای ما گفت این نیازها تقریبا برای همه مشترک بوده و پیر و جوان، زن و مرد ندارد؛ توجه من را به خودش جلب کرد.

سلسله نیازهای مازلو می‌گوید که انسانها هفت نیاز کلی دارند:

نیازهای زیستی، نیاز به امنیت، نیاز به محبت، نیاز به شأن اجتمایی، نیاز به خود شکوفایی، نیاز به علم آموزی، نیاز به زیبایی .

اما من تصور می‌کنم انسانها یک نیاز اساسی‌تر دارند و آن هم نیاز به معنویت است .

نیاز به معنویت که سالها در تمدن غرب فراموش شده بود و جایگاهی در بین نیازهای بشر نداشته یکی از مهمترین نیازها به شمار می آید چون بشر در هر مرتبه از برخورداری نسبت به نیازهای هفت گانه مطرح شده باشد یقینا نیاز به معنویت را در درون خود احساس می کند و این فارغ از دین، مذهب، نژاد، قومیت و سن و سال است کم توجهی و یا بی توجهی نسبت به معنویت نتوانست آن را از زندگی مردم بیرون ببرد بلکه باعث شد که هجوم نسل جدید به مسائل معنوی و تشکیل انجمنهای دانشجویی در مورد مسائل معنوی، بازار درست شدن معنویت‌های نوین و یا جنبشهای نوپدید دینی گرم شده و فرقه های عرفانی زیادی متولد شود .

بشر امروز تمام وقت و تلاش خود را برای رسیدن به نیازهای هفتگانه به کار می‌بندد اما برای نیاز اساسی خود یعنی نیاز به معنویت وقتی مناسب صرف نمی‌کند.

انسان وقتی غرق تأمین نیازهای روزمره خود می‌شود کم کم حس می‌کند نیازی درون او باقیست که به او توجه نشده و این عدم توجه باعث از بین رفتن آن نمی‌شود و همیشه این نیاز را در وجود خود احساس می‌کند و معمولا کسانی که در زمینه تدین ضعیف هستند برای رفع این نیاز دچار مشکل می‌شوند.

آدمی وقتی دنبال برطرف کردن نیازهای خود می‌باشد سعی می‌کند بهترین و موثرترین راه را پیدا کند و هر شخص با توجه به مقدار توان جسمی و ذهنی خود می‌تواند نیازهای خود را رفع کند. برای رفع نیازها هر انسانی وسیله و راهی خاص را دنبال می‌کند که در این زمینه هر چه سطح بلوغ فکری و اجتماعی افراد متفاوت باشد روش رفع نیازها نیز متفاوت خواهد بود.   

برای مثال یک انسان بالغ وقتی می‌خواهد اولین نیاز زیستی خود، یعنی خوراک را تأمین کند با یک کودک که هنوز به رشد و بلوغ مناسب نرسیده تفاوت می‌کند. یک کودک وقتی گرسنه شود با وجود این که مادرش غذا برای خوردن درست کرده اما او دوست دارد از موادی دیگر استفاده کند مانند پفک، چیپس و ... که از خوردن آنها لذت برده و سریعتر بدست آمده و گرسنگی او را برطرف می‌کند. یعنی بعد از این که این مدل مواد را مصرف می‌کند یک احساس سیر بودن در خود می‌‌یابد که او را از خوردن غذای مادر که شاید برای آماده شدن آن احتیاج به زمان بیشتری باشد بی نیاز می‌کند.

انسان وقتی غرق تأمین نیازهای روزمره خود می‌شود کم کم حس می‌کند نیازی درون او باقیست که به او توجه نشده و این عدم توجه باعث از بین رفتن آن نمی‌شود و همیشه این نیاز را در وجود خود احساس می‌کند و معمولا کسانی که در زمینه تدین ضعیف هستند برای رفع این نیاز دچار مشکل می‌شوند

این در حالی است که افرادی که در کنار این کودک زندگی می کنند و مانند او یک کودک نیستند می‌دانند موادی که این کودک مصرف کرده نیاز اصلی او را تأمین نمی‌کند و مواد لازم برای رشد و سلامتی او را به او نمی‌رساند. حتی ممکن است به او آسیب نیز برساند این در صورتی است که خود کودک از این کار راضی بوده و احساس می‌کند نیازش برطرف شده است اما زمانی که همین کودک به رشد مناسب فکری و اجتماعی برسد خود از مخالفان این کار می‌شود چون او پی برده که چنین موادی ضمن  این که نیاز اصلی او را برطرف نمی‌کند برای او مضر نیز خواهد بود.

معنویت

مثال دیگر اینکه نیاز دوم همه انسانها امنیت می‌باشد. در این مورد هم کودکان، مجانین و همه افرادی که به رشد اجتمایی مطلوب نرسیده‌اند تصور می‌کنند با یک شمشیر چوبی و یا یک تفنگ پلاستیکی می‌توانند امنیت خود و اطرافیانشان را برقرار کنند این در حالی است که بزرگترها به خوبی می‌دانند که با این گونه وسایل، امنیتی برقرار نمی شود.  

بعد از این دو مثال ساده که در مورد همه نیازهای انسان می‌توان آن را پیاده کرد که هر نیازی را کودکان و نابالغان دوست دارند به شکلی که سریعتر و با زحمت کمتری به نتیجه می‌رسد را دنبال کنند. و با تصور کودکانه خود در حال رسیدن به مطلوب هستند. در حالی که آنها فقط فکر می‌کنند که به مقصود رسیدند چون از آنچه که انجام داده‌اند بهره اندک و موقتی برده‌اند و حتی از مخالفت بالغین ناراحت شده و گاهی نیز موضع می‌گیرند.

در بحث نیاز به معنویت و عرفان نیز همانند سایر نیازها ما بین کسانی که مانند کودکان و سفیهان از رشد بایسته برخوردار نیستند با افراد بالغ تفاوت‌هایی وجود دارد، افرادی که به رشد بایسته و شایسته دست نیافته‌اند برای رفع نیاز به معنویت خود به سراغ معنویت و یا عرفانی می‌روند که راه رسیدن به آن کم زحمت، سریع و راحت باشد مانند کودکی که برای سیر شدن پفک می‌خورد و برای حفظ امنیت خود از شمشیر چوبی استفاده می‌کند .

این افراد غافل از این مطلب هستند که عرفان‌های بی اساس و منطق که انسان را در تحیر و شک رها کرده و یا او را با مخلوطی از اندیشه‌ها و نظرات مختلف درگیر می‌کند که برای او فایده‌ای ندارد بلکه مضر نیز می‌باشد، بزرگترین ضرر آن در این است که استفاده کردن از مواردی که نیاز انسان را برطرف نمی‌کند حجابی شود برای استفاده از آنچه حقیقتا نیاز انسان را رفع می‌کند. مانند کودکی که با خوردن پفک، دیگر میلی به خوردن غذای اصلی و مورد نیاز بدنش را ندارد .

اینگونه اشخاص زمانی که به رشد فکری مناسب برسند خود متوجه می‌شوند که این معنویت‌ها و عرفانها نه تنها مفید نبوده بلکه مانع رسیدن آنها به حقیقت نیز شده است اما تا زمانی که از نظر فکری مانند کودکی رشد نایافته باشد به اشتباه خود پی نخواهد برد و از نصیحت بزرگترها نیز ناراحت می‌شود و خیر و صلاحی را که در گفتارشان است را نمی‌بیند و مانند کودکی که والدینش او را مانع می‌شوند که نزدیک پرتگاه شود و او از این کار فقط ناراحت شده و اعتراض می‌کند، می‌ماند .


- نظرات (0)