سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

فروش ایسوزو یخچالی

ایسوزو یخچال نگهدارنده دار

مدل 87 بدون هیچ تعمیری



تلفن تماس جهت خرید


قراخانی 09121714539

ساعت تماس :10تا 17


2 گام برای نجات

خیلی روشن است که انسان در معرض خسران است و راه نجات ایمان و انجام اعمال صالح و شایسته است به ویژه "سفارش یکدیگر به حق" و "سفارش یکدیگر به صبر".

جا دارد که هر کدام از ما آدم ها در زندگی یکدیگر را تواصی کنیم، هر یک از ما به سهم خودش در چند گام فضایی بسازیم برای تشویق یکدیگر به حق و صبر .

صبر ؛ صفات صابرین (و چند گام دیگر هم به صبر اختصاص دارد)
رسول خدا صلی الله و علیه وآله می فرمایند: علامة الصابر فی ثلاث: (نشانه انسان صابر در سه چیز است:)
اولها أن لا یَکسَلَ (تنبلی نکردن)
و الثانیةُ أن لا یَضجَرَ (افسرده و دلتنگ نبودن)
و الثالثةُ أن لا یَشکُوَ من ربِّهِ تعالی (از خدا شکوه و گلایه نکردن) (وسایل الشیعه: ۱۸، ص 142)
در تواصی سرزنش جایی ندارد اما موعظه و حکمت هست و لازم هم هست

ما در دنیا دائماً در معرض امتحانیم؛ در معرض ابتلاء و اگر صابر نباشیم، مغلوب می شویم و نابود ... باید جهاد کرد باید صبر کرد.
برای هر تلاش مجاهدانه ای صبر لازم است؛ اساساً صبر لازمه ی روحیه جهادی است و انسانی که اهل جهاد و صبر نباشد نباید امیدوار به بهشتی شدن داشته باشد.
 أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللّهُ الَّذِینَ جَاهَدُواْ مِنکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ (۱۴۲) آل عمران
پس صبر کن و خودت را به صبر وادار کن و خودت را به صبر عادت بده و  یک دیگر را دوستانه و مشفقانه به صبر سفارش و تشویق کن و ...

در فیلم های مستند زیاد دیده ایم که یک نفر سربندِ دوستِ رزمنده اش را می بندد و دوستش هم سربند او را و یا دیده اید که چتر بازها دو به دو چتر و لوازم هم را چک می کنند و نواقص را برطرف می کنند.
تواصی یعنی تو او را سفارش می کنی و او تو را ؛ هر دو هم را برای پایمردی و صبر بیشتر کمک می کنید.
در تواصی سرزنش جایی ندارد اما موعظه و حکمت هست و لازم هم هست.

بسیاری از ما مردم، متاسفانه در "نفرین" و "فحش" و "ناسزا" ماهر هستیم درحالی که در "دعا کردن برای دیگران" در شرایط عادی و یا "تشویق کردن" دیگری؛ ناشی و ضعیف

تواصی از آثار برادری و مهربانی اسلامی است: انّما المومنون اخوة

تواصی در خیلی از جایگاه ها می تواند نقش پررنگ و به جایی داشته باشد؛ کانون خانواده، محیط کار و ... 

زن و شوهر، فرزند و پدر و مادر، همکار، مدیر و ارباب رجوع اگر روحیه تواصی البته با نیت خیرخواهانه داشته باشند، مشکلات حل می شود و زندگی و جامعه عالی ...

کمک

یکدیگر را به مثبت ها توصیه کنیم.

ما در معرض خطر خسران هستیم و در این شکی نیست. وَالْعَصْرِ ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ

بی تعارف، هنوز اهل "امر به معروف" و "نهی از منکر" درست و اهل "تواصی" نشدیم.
گوشمان سخن از یأس و ناامیدی و منفی بافی، بسیار و مکرر شنیده است.
و این "شنیده ها" بی تردید بر روحیه و گفتار ما تاثیر گذاشته است.

 

آیا می دانید ...

بسیاری از ما مردم، متاسفانه در "نفرین" و "فحش" و "ناسزا" ماهر هستیم در حالی که در "دعا کردن برای دیگران" در شرایط عادی و یا "تشویق کردن" دیگری؛ ناشی و ضعیف.
چند جمله برای بهتر کردن حال یک بیمار سخت که برای عیادت در بالینش حاضر شده ایم، بلد هستیم؟ و ...
در اجتماع و خانواده نسبت به دیگری "تهاجم" و "توهین" را بهتر بلدیم تا "همدلی" و "احترام"!
دوستان تواصی؛ یعنی اشتراک دو نفر در توصیه کردنِ هم و توصیه یعنی سفارش کردن، نصیحت و خیرخواهی کردن و اندرز گفتن و وصیت گفتن.
آن قدر مفهوم مثبت دارد که توصیه نامه یعنی تایید و سفارش کردن کسی نزد دیگری در نامه ...

کمی با مثبت ها و مثبت نگری ها انس بیشتر بگیریم ... یکدیگر را به نیرو و انرژی مثبت توصیه کنیم ... باور کنید ضرر نمی کنیم.

منبع:

بیانات حجت الاسلام شهاب مرادی



- نظرات (0)

همگانی ترین استغفار

استغفار

بیماری را باید قبل از اینکه کار از کار بگذرد و درمانش سخت و یا ناممکن شود مداوا نمود. هر درد و مرضی نیز ، علاج و درمانی داشته و هر دارویی هم، خاصیت خودش را دارد.

بیماری هر چه خطرناک ‌تر و عوارض آن بیشتر و کشنده ‌تر باشد، دارو و درمانش نیز ارزشمندتر می‌گردد.
یکی از بدترین دردها و بیماری ها گناه است که هم بسیار خطرناک و متعفن است و هم، عوارضش بسیار زیاد و هلاک کننده است.

دردِ گناه، چراغ عقل را کم سو و رفته رفته خاموش می‌کند تا جایی که صاحبش کوردل شود و راه را از چاه تشخیص ندهد و نتواند مسیرش را از جاده هلاکت به سوی بزرگراه سرسبز زندگی تغییر دهد.

مرض گناه چون با فطرت پاک انسان همخوانی ندارد، باعث می‌ شود که بیماران این دردِ وحشتناک، روز به روز حالشان وخیم‌ تر شده و در تضاد میان زلالی فطرت و لجنزار متعفن گناه، سلامت روحی و روانی خود را نیز از دست دهند.

البته این تنها آثار سوء دنیایی این بیماری است. این درد گریبانگیر هرکس شود، رهایش نمی‌ کند و آخرتش را هم خراب نموده و او را گرفتار عذاب‌ ها و سختی ‌های طاقت ‌فرسای  آخرت می‌ کند. گرفتاری ‌های آن دنیا هم که با سختی ‌های این دنیا اصلاً قابل قیاس نیستند و به مراتب سخت‌ تر و سنگین ‌تر است. 

برای همین باید از این درد به خدا پناه بُرد و برای درمان آن عجله نمود و بهترین دارو و درمان را برای آن به کار گرفت. نسخه علاج این درد را نیز طبیب دل‌ ها، پیامبر رحمت صلّی‌الله ‌علیه‌ و آله برای بشریت پیچیده و فرمودند:

لِكُلِّ دَاءٍ دَوَاءٌ وَ دَوَاءُ الذُّنُوبِ الِاسْتِغْفَارُ؛  هر مرضی، دارویی دارد و داروی گناهان، استغفار و طلب عفو از پیشگاه ذات پاک الهی است. (وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج16، ص68)
استغفار و طلب آمرزش، ابر رحمتی است که بر سر هر کس ببارد هم گناهانش را پاک نموده و هم نشاط و سر زندگی را برای او به ارمغان می ‌آورد، از این رو همه به آن نیازمندند.

هر مرضی، دارویی دارد و داروی گناهان، استغفار و طلب عفو از پیشگاه ذات پاک الهی است

استغفار دارویی است که هم آثار مخرب گناه را در زندگی دنیایی انسان از بین می ‌برد و هم عواقب و عوارض اُخروی آن را نابود می‌ سازد.
حال که اینگونه است باید از دیگران هم طلب یاری نمود. باید کاری کرد که دیگران هم برای انسان طلب آمرزش نمایند. چرا که طلب استغفار دیگران، به هدف اجابت نزدیک تر و در نتیجه امید به عفو و بخشش نیز بیشتر می‌ گردد.

اما چگونه می ‌توان طلب آمرزش دیگران را به سوی خود جلب نمود؟ برای این کار راه‌ های زیادی به ذهن می ‌رسد. اما پیامبر اکرم صلّی ‌الله ‌علیه‌ و آله راهی فراگیر و همگانی را بیان نموده و فرمود:
برای معلم قرآن تمام موجودات حتی ماهیان دریا، طلب آمرزش می کند. (مستدرک الوسائل، ج 1، ص 288)

چنانچه در قرآن کریم در آیه 164 سوره مبارکه «آل‌ عمران» آمده است که : به یقین خدا بر مومنان منت نهاد [که] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند»، که این آیه مبین مقام معلم قرآن است.
خداوند متعال در آیه دوم سوره مبارکه «جمعه» می‌فرماید که: اوست آن کس که در میان بی‌سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد و [آنان] قطعا پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند».

این آیه نیز می‌گوید که از جمله مهم‌ترین وظایف پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) تعلیم قرآن بوده است.

با استناد به این دو آیه می ‌توان ارزش و جایگاه معلم قرآن را متوجه شد.

استغفار

آموزش و یاد دادن قرآن کریم، آنقدر فضیلت و ارزش دارد که تمام موجودات عالم برای انسان طلب استغفار می‌کنند. نه تنها انسان ‌ها که حتی ماهیان دریا نیز به معلم قرآن عشق ورزیده و برای او از خداوند مهربان طلب رحمت و مغفرت می ‌نمایند.

در روز قیامت، در میان صف اولین و آخرین، معلم قرآن در صف اولین است، یعنى با ارزش‏ ترین انسان ‏هاى امت، كسى است كه عنوان معلمى دارد.

وقت زیادى لازم ندارد، جلسه قرآن نیز زیاد است. قرآن را یاد بگیریم چون یادگرفتن قرآن آسان است. آسان بودن فرا گرفتن قرآن نیز از جانب خدا قرار داده شده است:

من قرآن را آسان قرار دادم تا با چند جلسه آن را بتوانید یاد بگیرید.(قمر (54): 17)

امیرالمومنین علیه السلام مى‏ فرماید: از زمانى كه قرآن نازل گردید پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله براى ما مرتب جلسه مى ‏گذاشت و آیه ‏ها را به ما یاد مى ‏داد، معنى آنها را مى ‏فرمود و از ما مى ‏خواست كه عمل كنیم.

وقتی كه معلم قرآن از دنیا برود، تمام برزخ و قیامتش غرق در نور است. به قدرى معلم قرآن ارزش دارد كه امیرالمومنین علیه السلام مى ‏فرماید:

اهل قرآن، (معلم، دانش‏ آموز كلاس قرآن و عمل كننده قرآن)، اهل خدا و عبد ویژه خدا هستند. (غرر الحكم: 111، حكمت 1987)

این فرصتى است كه ما مى ‏توانیم از حرف زدن، بیان و گفتار، مقدارى را خرج كتاب خدا كنیم،

حال که معلم کلام خدا بودن اینقدر ارزشمند است، باید فرصت را غنیمت شمرد و از این موقعیت بیشترین استفاده را نمود.

معلمی که تنها به شغل و عنوان نیست، هرکسی می ‌تواند معلم قرآن شود و از این استغفار همگانی بهره ببرد.

کلام را با داستانی از اسلام در باب اهمیت معلم قرآن به پایان می بریم:

عبد الرحمن سُلـّمی در مدینه معلم قرآن بود و به کودکان قرآن می ‌آموخت. امام حسین (علیه السلام) یکی از فرزندان خویش را پیش او فرستاد تا قرآن بیاموزد.(یقیناً این فرزند، امام سجاد (علیه السلام) نبوده است، چرا که امامان احتیاجی به معلم بشری ندارند.)

امیرالمومنین علیه السلام مى‏ فرماید:

از زمانى كه قرآن نازل گردید پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله براى ما مرتب جلسه مى ‏گذاشت و آیه ‏ها را به ما یاد مى ‏داد، معنى آنها را مى ‏فرمود و از ما مى ‏خواست كه عمل كنیم.

معلم، قرائت سوره حمد را به کودک آموخت. هنگامی که کودک به نزد سیدالشهدا (علیه السلام) آمد و سوره حمد را که آموخته بود، برای پدر قرائت نمود، امام (علیه السلام) معلم را احضار کرد و دستور داد تا در حضور جمعیت، هزار دینار (سکه طلا) و هزار حُـلـّه (پارچه گرانبها) به عنوان جایزه به او دادند. اما امام حسین (علیه السلام) به این دو جایزه کلان اکتفا نکرد و آنگونه که نقل گردیده است، دستور داد تا دهان معلم را پر از درّ و جواهر کردند.

بدین سان سید الشهدا (علیه السلام) خواست تا به مردم بیاموزد این دهان و زبانی که تعلیم قرآن نموده است، سزاوار آن است که پر از در و جواهر گردد. 

به هر حال، این سه رقم جایزه گرانبهای امام حسین (علیه السلام) به معلم قرآن برای تعلیم یک سوره حمد، در مدینه مورد توجه همگان قرار گرفت. مردم تعجب کنان می‌پرسیدند: آیا تعلیم یک سوره حمد، این همه جایزه دارد؟

امام حسین (علیه السلام) در پاسخ این ابهام، کلامی فرموده است که اهمیت و ارزش آن برای معلمین قرآن از آن سه جایزه به مراتب بیشتر است.

امام (علیه السلام) فرمود: "این چیزی که من به او دادم کجا و آن چیزی که او به طفل من عطا کرده کجا؟"

آن حضرت از کار معلم تعبیر به "عطا" فرموده و بخشش خویش را در کنار آن عطا، مساله غیر قابل ارزشی به حساب آورده است. (برگرفته از جزوه : "حسین راهنمای بشر، حق پرستان را پدر"، تألیف: آیت الله سید محمد ضیاء آبادی)


منبع:

بیانات کتاب مرگ و فرصت ها، نوشته حجت الاسلام انصاریان، ص: 231

جزوه : "حسین راهنمای بشر، حق پرستان را پدر"، تألیف: آیت الله سید محمد ضیاء آبادی



- نظرات (0)

چشم چرانی هم شد کار!

ویترین مغازه ها پرشده از لباس های عجیب و غریبی که هرکدام به نوعی ساز مخالف با فرهنگ ایران و ایرانی می زنند. می خواهی برای خودت مانتویی انتخاب کنی که بتوانی هم در دانشگاه بپوشی و هم در محل کار از آن استفاده کنی؛ اما هرچه ویترین مغازه ها را از نظر می گذرانی، لباس دلخواهت را نمی یابی! یکی آستین هایی کوتاه دارد و دیگری تنگ است؛ یکی رنگی زننده دارد و دیگری...

چشم چرانی

دختری جوان را با نگاه دنبال می کنی. مانتوی قرمز رنگی پوشیده است که نمی شود به آن گفت مانتو، بلکه به پیراهنی کوتاه و چسبان بیش تر شباهت دارد! ... دیگری مانتو اش مشکی است اما چسبان و کوتاه ...

گویا در صنف مانتویی ها دگمه برای بستن جلوی مانتو ها هم نایاب شده است ... و پارچه کمیاب، چرا که هر روز قد مانتو ها و آستین ها از روز قبل کوتاه تر می شوند ...

متوجه نگاه های چند پسر می شوی که به او اشاره می کنند و بلند بلند می خندند! دختر هم...

به یاد حرف های یکی از دوستان دوران دانشگاهم می افتم یادش بخیر ... دوران خیلی خوبی بود ... دوران دانشگاه و کارشناسی ... دورانی که  تا به امروز تکرار نشده اند ...

یک دوستی داشتم  و البته هنوز دوستی ام با او ادامه دارد؛ همیشه آراسته  در عین حال پوشیده بود ... بچه ها او را گاهاً مسخره می کردند که بابا این امل بازی ها را کنار بذار و یکی را برای دوستی انتخاب کن و او را برای داشتن دوست پسر تشویق می کردند ... این مانتوها و روسری های بلند چیه که می پوشی ... با این ها احساس خفگی نمی کنی؟!

او همیشه این جمله را تکرار می کرد ... هر که باشد نظرش در پی ناموس کَسی، پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسی.»

امروز می بینیم که مادرها کودکان دخترشان را به چه وضع بدی لباس بر تن می کنند و در خیابان ظاهر می کنند ... و نتیجه اش هم در صفحه حوادث کم دیده نمی شوند... دزدیدن دخترها و کودکان و اتفاقاتی که نباید بیافتند ...

حالا که به محیط اطرافت دقت می کنی، متوجه می شوی که حرف های آن دوست جوان من بی مورد هم نبوده و اگر نگاه برخی پسران جوان ناخود آگاه به دنبال کسی روان می شود، از همان نحوه ی پوشش نابه جاست!

«قُل لِّلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ: به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه این براى آنان پاكیزه ‏تر است زیرا خدا به آنچه مى‏ كنند آگاه است.» (نور، 30)

آدم مومن و با غیرت هیچ وقت به ناموس دیگری نگاه نمی کنه؛ چون نمی‍ خواد کسی به ناموسش نظر بد داشته باشه.»

چشم چرانی نقطه ی مقابل خود نمایی!

یادمان باشد که پروردگار به آن چه ما انجام می دهیم آگاه است و پنهانِ هر کسی روزی آشکار می شود.

آیا برای روزی که هرچه در پنهان و آشکار انجام داده ایم را به نمایش می گذارند، آماده ایم؟

در این دنیا که نمی خواهیم خیلی ها از رفتارهای پنهان ما آگاه گردند، و به نظر می رسد در آخرت به این عملکرد نیازمندتر خواهیم بود.

امروزه چشم چرانی در بعضی افراد مانند یک بیماری و عادتی ناپسند بروز کرده است؛ عده ای علنی و بی پروا و عده ای زیر چشمی و پنهانی تر...

از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه 19 غافر پرسیدند، فرمود: «آیا ندیده ای كه گاه انسان به چیزی نگاه می كند. اما چنین وانمود می كند كه به آن نگاه نمی كند؟ همین نگاه خیانت آلود است. (تفسیر صافی، ذیل آیه 19 نور)

نگاه هایی خیره، ادامه دار و شهوت آلودی که با انگیزه جنسی آغاز می شوند و با تحریک غریزه جنسی ادامه می یابد ...
از نظر روان شناسان، چشم چرانی هنگامی که به صورت یک عادت مزمن در می آید، یک بیماری روانی تلقی می شود و همان طوری که بیماری سادیسم نقطه ی مقابل مازوشیسم است، شهوت و چشم چرانی نیز نقطه ی مقابل بیماری خودنمایی است.

خود نما، فردی است که خود را در معرض دید دیگران قرار می دهد و چشم چران نیز کسی است که از تماشا و نگاه به دیگران لذت می برد.

خودنمایی در زن ها بیش تر دیده می شود؛ در حالی که بیماری اخلاقی چشم در مردها بیش تر رایج است. مردان به طور طبیعی به زیبایی جنس مخالف حساس هستند و زنان بی حجاب با خود نمایی در عرصه ی جامعه، این گرایش مردان را تحریک می کنند.

به همین دلیل بیش ترین عامل بروز چنین بیماری در مردان حس خودنمایی زنان است.

نگاه های آلوده، مسموم و شهوت انگیز، آتش درون را شعله ور می سازد که فرآیند و محصولی جز فحشا، سیاهی دل، مشکلات و نارسایی های اجتماعی نخواهد داشت

 

کاری نکنید که امنیت جامعه به خطر بیفتد!

در واقع، نگاه های آلوده، مسموم و شهوت انگیز، آتش درون را شعله ور می سازد که فرآیند و محصولی جز فحشا، سیاهی دل، مشکلات و نارسایی های اجتماعی نخواهد داشت.

چشم چرانی دام شیطانی، بذر شهوت و رویش گاه فسق و فجور است. چشم چرانی دل را می لرزاند، آرامش و ثبات را از بین می برد و باعث هرج و مرج، فتنه و فساد در جامعه می شود.

چشم چرانی، تیر مسموم و زهرآلود شیطان است که اگر بدون قید و بند رها شود، امنیت و سلامت جامعه را به خطر می اندازد.
بنابراین، جوانی که به کوچه و خیابان راه می افتد اگر نگاه را کوتاه نکند و از طرفی پوشش اسلامی را رعایت نکند، چشمش به صحنه های شهوت انگیز خواهد افتاد و نیروی قدرت مند شهوت به تحریک درمی آید.

در چنین شرایط حساسی، جوان یا باید به عیاشی، فساد و تجاوزگری روی آورد، یا به خواسته های شهوانی جواب مثبت دهد، یا با تخیل و تصور با حالت افسردگی و پریشانی، زندگی بیمارگونه ی خود را ادامه دهد و آسایش خانواده را بر هم زند.

توصیه ی دین اسلام به جوانان، اعم از دختر یا پسر، این است که در خانواده و جامعه عفاف ظاهر و باطن را حفظ کنید. کاری نکنید که امنیت جامعه به خطر بیفتد. آن وقت امنیت خود و ناموس تان نیز در معرض خطر است.


- نظرات (0)

با افراد احمق ازدواج نکنید!!

ازدواج

بعضی انسان ها اخلاقشان بد است و این اخلاق را از کوچکی و بدو تولد دارند و در واقع ذاتی آنها است. در روایات نقل شده، این افراد عذاب زیادی می بینند. آیا این مطلب با عدل خدا سازگاراست زیرا این اخلاق در ذات آنهاست و آنها در ایجاد آن نقشی ندارند؟

ابعاد شخصیت انسان

آنچه در شکل گیری شخصیت انسان و شاکله انسان موثر است یک عامل و دو عامل نیست. این گونه نیست که شخصیت انسان و تربیت انسان را تنها یک عامل، مثل عامل وراثت وژنتیک شکل بدهد. اگر منظور از ذاتی این است که وقتی متولد می شوند تندخوئی و بداخلاقی را از والدینشان به ارث برده اند یعنی این بد اخلاقی جنبه ژنتیکی دارد.

البته نمی توان تأثیر وراثت را انکار کرد و این یک واقعیت است که والدین در مسائل روانی، روحی و حتی جسمی ، هوش ، استعداد، اجتماعی بودن و نبودن و آنچه که در فرزند هست تأثیر دارند یعنی از طریق ژن ها خصوصیات روحی - روانی والدین به فرزندان منتقل می شود و این امر ثابت شده.

روایات هم در این زمینه فراوان است. روایات بسیاری هست که سفارش می کنند همسری با چنین ویژگی ها انتخاب بکنید. در تعلیل آن سفارش ها نوعاً به همین نکات اشاره می شود. " إیاکم و تزویج الحمقاء فانّ ولدها ضیاع و صحبت ها بلاء" با همسران احمق ازدواج نکنید چون فرزندی که از آنها متولد می شود ضایع خواهد شد.

این دسته از روایات که این همه تأکید می کند که همسران چنین وچنان انتخاب بکنید برای همین است که خصوصیات روحی والدین از طریق ژن ها به فرزندان منتقل می شود. در این بخش تردیدی نیست منتها اینکه تصور بشود تنها عامل سعادت انسان و تنها عامل شکل دهی تربیت انسان یا شخصیت و شاکله انسان ژن ها و وراثت هستند تصور اشتباهی است.

محیط ، فرهنگ (فرهنگ عامّه)، تاریخ، اقتصاد ، نظام حکومتی، نظام سیاسی حکومت، مذهب و ... همگی موثر هستند. در کنار همه اینها دیگر بحث قضا و قدر را مطرح نمی کنیم که آن نیز از اهمیت برخوردار است.

با وجود همه این موارد آنچه که حرف آخررا می زند اراده خود انسان است. کسانی که به لحاظ ژنتیکی تندخو هستند ، اراده آنها کمتر است و فرصتی که برای اراده باقی می ماند کمتر است. آنهایی که به لحاظ ژنتیکی خوش اخلاق هستند مجال و فرصتی که برای اراده شان باقی می ماند بیشتراست.

مثلاً فرض کنید عواملی که باعث می شود یک برخورد خشونت آمیز رخ دهد آنهایی که بد اخلاق هستند نود درصد آن عوامل وجود دارد که ممکن است پنج درصد یا ده درصد مربوط به ژنتیک و ذات آنها باشد و بقیه مربوط به عوامل دیگر است. اگر چه اراده ده درصد موثر است اما حرف آخر را می زند.

در افعال اختیاری انسان در هر حالتی اراده و اختیار خود انسان، حرف آخر را می زند که اصطلاحاً می گویند جزء اخیر علّت تامّه در افعال اختیاری انسان، اراده خود انسان هست

اگر همه ی عوامل جمع بشوند و انسان از لحاظ والدین هم بداخلاق باشد، محیط هم او را بد اخلاق بار آورده باشد باز هم تأکید می کنم همه اینها جمع باشند، اما شخص تصمیم نگیرد بد اخلاقی بکند، می تواند خودش را کنترل کند، مجبور نیست که حتماً تندخو باشد.

ممکن است گفته شود اگر هیچ جایی برای اراده نماند یعنی همه عواملی که گفتیم دست به دست هم دادند و صد در صد شدند و اراده را کاملا از تصمیم گیری خارج کردند چطور؟ در پاسخ می گوییم اگر واقعاً به جایی رسید که اراده اصلاً موثر نبود در آن صورت هیچ گونه تکلیف، مسئولیت و مواخذه ای ندارد، اما این یک فرض است.

در افعال اختیاری انسان در هر حالتی اراده و اختیار خود انسان ، حرف آخر را می زند که اصطلاحاً می گویند جزء اخیر علّت تامّه در افعال اختیاری انسان، اراده خود انسان هست.

کسانی که این مشکل ذاتی یا مشکل ژنتیکی را دارند ممکن است اراده شان ضعیف تر باشد و کسانی که این مشکل را ندارند اراده شان قوی تر است. به هر حال تا اراده نیاید علّت ها تامّه نمی شود و تا علّت، تامّه نشود معلول رخ نمی دهد. بنابراین اگر مواخذه می شوند به خاطر همان اراده است. اگر هم مواخذه نمی شوند باز به خاطر این است که اراده نیست.

اگر کسی به طور وراثتی صفات بدی را از والدین دریافت کرده باشد به خاطر سختی که در مسیر خوب بودن دارند طبیعی است که خداوند به آنها عوض می دهد.

 

خلاصه سخن

عوامل متعددی در شکل گیری شخصیت انسان موثر هستند اما آنچه که در تصمیم گیری ها بیشترین نقش را دارد اراده انسان است. زیرا اراده انسان علت تامه برای ایجاد معلول است.

منبع: پاسخ به سوالات اعتقادی استاد محمدی، موجود در سایت رادیو معارف


- نظرات (0)

معیارهای عجیب و غریب خواستگاران

خواستگاریدوران مجردی دختر خانم ها هم برای خودش عالمی دارد ... وقتی به یک سن و سالی می رسند تلفن ها و معرفی کردن ها شروع می شود و در برهه ای از زمان رگباری از خواستگارها هستند که سرازیر می شوند ...

هر خواستگار هم ویژگی های خودش را دارد ... یکی مومن ... دیگری نه به آن اندازه ... به قول خودشان یکی مذهبی و یکی خیلی مذهبی نه ...

یکی میگه مومن می خوام اون یکی میگه مومن امروزی می خوام ...

من همیشه با این نوع نگاه ها مشکل داشتم ... یه دختری می خوام که مومن امروزی باشه!!!... پسر مومن و مذهبی که خشک نباشه!!...

با یک سری از مفهوم ها نمی توانم ارتباط برقرار کنم ... مومن امروزی ... محجبه ی امروزی ... خانواده مذهبی که امروزی باشند ...

به نظرم میرسه یک مقداری صف بندی ها و هویت هایمان تغییر کرده ... به عبارتی هویت هایمان نامشخص و نامفهوم شده اند.

اگر مسلمان می خواهیم، قرآن تکلیف را روشن کرده است ... اگر مومن هم می خواهیم باز اسلام مشخص کرده؛ حالا بحث امروزی بودنش کجای دین آمده؟!

مشکل ما آدم ها اینجا است مؤمن را طبق نظر و سلیقه ی شخصیه خودمان می سنجیم و می پذیریم؛ یعنی هر کجایی که دین مطابق سلیقه ی ما گفته باشد آن را قبول داریم و آن فردی که آن عمل را رعایت می کند را می پذیریم و هر جا که مطابق نظر و سلیقه ی ما نباشد آن را نپذیرفته و می گوییم؛ انقدر مومن و مذهبی نه!!

به نظر من مشکل ما آدم ها اینجا است مؤمن را طبق نظر و سلیقه ی شخصیه خودمان می سنجیم و می پذیریم؛ یعنی هر کجایی که دین مطابق سلیقه ی ما گفته باشد آن را قبول داریم و آن فردی که آن عمل را رعایت می کند را می پذیریم و هر جا که مطابق نظر و سلیقه ی ما نباشد آن را نپذیرفته و می گوییم؛ آنقدر مومن و مذهبی نه!!

ما باید تکلیف خودمان را روشن کنیم که یا مومن هستیم و به دنبال مومن می گردیم یا خدایی نکرده کافر و جستجو گر کفر و بی ایمانی ...

در بیان ایمان و کفر و "الذین آمنوا" و "الذین کفروا" در قرآن هم بیان شده و چیزی به عنوان  "مابین" و "خاکستری" و " نه این و نه آن" نیامده؛ مردم یا سفید هستند یا سیاه ...

قبول دارم که ایمان مراتب دارد چنانچه کفر هم مراتب دارد، اما صف بندی کاملاً روشن و مشخص است؛ نور و ظلمت! و این صف بندی شوخی نیست ... خیلی جدی است... خیلی زیاد...

فراموش نکنیم و خودمان را هم گول نزنیم که در این میان مومنی که اهل ماهواره و دیدن فیلم های آنچنانی نداریم... مومنی که پای غنا و اهل موسیقی و... نداریم .... خانم محجبه ی مومنی که در برابر نامحرم خودنمایی کند، شوخی کند، آرایش داشته باشد نداریم ... مومنی که یک شب همراه با گناه عروسی را با حرف هایی مثل "یک شب هزار شب نمی شود " طی کند نداریم ...

درست مثل ماجراهایی که در تاریخ اسلام هم کم نداریم ...کربلا ... امام حسین و یارانش یک سو و طرف مقابل همه یزیدی ...

همیشه، به این مسئله ی صف بندی که هویت ما در گرو آن است؛ اهمیت دهیم، فکر کنیم ... و هر از گاهی خویش را محک زده بیازماییم

" هرچه در سوی تو حسینی شد
و دیگر سو همه یزیدی"(شعر سپید بسیار زیبای آقای گرمارودی )

مومنی که هم حسینی باشد و هم یزیدی نداریم ...

اینک هر چیز یا سرخ است
یا حسینی نیست

همیشه، به این مسئله ی صف بندی که هویت ما در گرو آن است؛ اهمیت دهیم، فکر کنیم ... و هر از گاهی خویش را محک زده بیازماییم
استقامت کنیم تا بمانیم
تا موفق به انجام تکالیف ایمانیمان شویم و انشالله عاقبت به خیر.



- نظرات (0)

طمع شیطان به رحمت خداوند!

 کتاب «اسلام دین رحمت نه خشونت»

یکی از مشخصه‌ های دینی بودن جامعه، وفور صلح، صفا، مهر و گذشت است.

اگر ما می خواهیم جامعه ی خودمان را با بوی اسلامی عطر آگین کنیم، باید یک سری از اخلاقیات در جامعه رعایت شوند.

چنانچه پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) می ‌فرمایند: "بعثت لاتمم مکارم الاخلاق" "من مبعوث شده‌ام برای تکمیل مکارم اخلاقی"(بحارالانوار، ج 6، ص 164)

و در قرآن کریم در آیه 107 از سوره انبیاء می ‌فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ - و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم».

بنابر این اگر دیدید از در و دیوار جامعه ‌ای خشم، خشونت، انتقام و کینه ‌توزی می‌ بارد، در فاصله داشتن آن جامعه از یک جامعه ی اسلامی واقعی باید تردید کرد. چنان جامعه‌ای با اسلام فاصله دارد. اسلام دین رأفت و عفو است.

خداوند مظهر رحمت است و اسلام، آیینی است مبتنی بر رحمت. حتی برخی احکامی را که امروز خشن معرفی می ‌شود با بررسی های بیشتر، دیده شده که در دل این احکام هم چیزی جز رحمت نهفته نیست.

خداوند از میان اسماء حسنی ‌اش بیش از هر چیز، بر رحمت، یعنی بر رحمان بودن و رحیم بودنش تأکید می ‌کند و این معنی را در وجوه و ابعاد متفاوت متذکر می ‌شود.

در همه‌ی جنبه‌ های اسلام رحمانیت خداوند موج می ‌زند. پیروان اسلام هم سرشار از مهر و رحمتند.

خداوندی که ما می‌ شناسیم در طلیعه ‌ی همه‌ی سوره ‌های قرآن خود را با صفت رحمانیت معرفی می‌ کند. یعنی می ‌خواهد اولین چیزی که از او در ذهن مسلمانان نقش می ‌بندد، صفت رحمت باشد.

در هفده رکعت نمازهای روزانه، هفتاد بار بر رحمت خدا تأکید می ‌شود. خداوند در آیه ‌های ۱۱۸ و ۱۱۹سوره‌ ی هود می ‌فرماید که آفرینش، ایجاب و اقتضای رحمت الهی است.

خداوندی که ما می‌ شناسیم در طلیعه ‌ی همه‌ی سوره ‌های قرآن خود را با صفت رحمانیت معرفی می‌ کند. یعنی می ‌خواهد اولین چیزی که از او در ذهن مسلمانان نقش می ‌بندد، صفت رحمت باشد.

پس قیامت برای چیست؟

قرآن به صراحت می‌ گوید آخرت برای رحمت است. متأسفانه کسانی در جامعه‌ی ما تا بحث قیامت و آخرت مطرح می ‌شود، شروع به ترساندن و مضطرب کردن مردم می ‌کنند.

با کمی دقت و توجه بیشتر خواهیم دید که بیشترین آیه‌ هایی که از دهشتناکی آخرت سخن می ‌گویند کسانی را هدف قرار می ‌دهند که به حقوق مردم تجاوز کرده‌اند و حریم و ناموس مردم را نادیده گرفته ‌اند.

در روایت معتبر دیگری داریم که وقتی در قیامت خداوند بسط بساط رحمت کند، این رحمت به قدری گسترده است که ابلیس نیز به کسب رحمت خداوندی طمع خواهد ورزید. (بحارالانوار، جلد7، صفحه 287، حدیث 1)

 

آیات امید بخش

تعداد آیه ‌های امید بخش یا آیه ‌های نوید بخش قرآن کم نیست. مثلاً خداوند در سوره‌ ی نساء می ‌فرماید که خدا شرک را نمی ‌آمرزد، اما غیر شرک را می ‌آمرزد.

مفسرانی مثل علامه طباطبایی فرموده اند: در این آیه بحث توبه مطرح نیست؛ زیرا خداوند با توبه شرک را نیز می ‌آمرزد.

وقتی در قیامت خداوند بسط بساط رحمت کند، این رحمت به قدری گسترده است که ابلیس نیز به کسب رحمت خداوندی طمع خواهد ورزید

رحمت در دل قصاص

در مورد حکم قصاص و اینکه برخی آن را خشونت ‌بار می ‌دانند، باید به تاریخچه‌ی حکم دقت کرد.

در گذشته ـ و حتی امروز هم در جاهایی ـ اگر کسی، دیگری را می‌ کشت یا به او تعددی می‌ کرد، قبیله یا خانواده‌ی قربانی به طرفداری از وی با قبیله‌ یا خانواده‌ی فرد مقابل وارد جنگ می ‌شد.

قصاص می‌ گوید شمشیرها را غلاف کنید، لشکر کشی نکنید، وقتی کسی، کسی را کشت، با قبایل و طوایف هم کاری نداشته باشید و فقط فرد کشنده را بکشید.

در واقع حکم قصاص دعوت جامعه به آرامش است، متوقف کردن انتقام‌ کشی ‌های سلسله ‌وار است.

قرآن می‌گوید اگر به آن کسی که قرار است قصاص شود و مثل برادر شماست، اگر جایی برای عفو او هست، عفوت را شاملش کن که این، تبعیت از معروف است.

حکم قصاص می ‌گوید وقتی مقصر را شناختید، سراغ خانواده و قبیله‌ی او نروید، فقط با مقصر برخورد کنید.

 

نتیجه:

در اسلام سراغ هر حکمی و قاعده‌ای که رفتیم، در دل آن گوهر رحمت را می بینیم. از همین رو اسلام دین رحمت و رأفت است. پس پیروان اسلام نیز باید سرشار از رحمت و رأفت باشند.

منابع:

عبدالله نصری، استاد رشته ‌ی فلسفه در دانشگاه علامه ‌طباطبایی




- نظرات (0)

چرا در دعا برای دیگران کوتاهی می کنیم؟

دعا در حق دیگران و مقدم داشتن خواست و نیاز دیگران بر خود کار، روشی است خیلی مورد پسند و رضایت خداوند قرار می گیرید و دعا به اجابت بسیار نزدیک تر می شود.

این روش دعا کردن چقدر به نفع دعاکننده است. چون با این شیوه علاوه بر به اجابت رسیدن دعای خودش در حق خودش ، به خاطر همین مقدم داشتن دیگران در دعا، خداوند بلا را از او دور می کند و رزق و روزی اش را زیاد و دو برار درخواستش برای دیگران را به خود او هم مرحمت می فرماید.

این سبک دعا کردن در ذهنم به نام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها است آن بزرگوار با آن مهربانی وصف ناپذیر به قدری دیگران را دعا می کرد که گویی برای خودش اصلا دعا نمی کرد و وقتی از او سوال می شد: چرا فقط دیگران را دعا می کنید؟ چرا خودتان را دعا نمی کنید؟ 

می فرمود : الجار ثم الدار!

دعا برای برادر دینی است که هم دعا در غیاب او باشد و هم اول برای او دعا کند. در این صورت فرشته ای که بر او گمارده شده، به این دعا آمین گوید و به دعا کننده گوید برای تو باد دو برابرش

بدون شک یکی از مهمترین بخش های نماز شب همان دعای برای غیر و طلب مغفرت برای ۴۰ مومن است. که مومن با این نوع عبادت نه تنها کم تر در چاله ی حسادت و کینه و سوءظن و... اسیر می شود بلکه مهربانی و کرامت با روح او قرین می شود. بیایید برای هم دعا کنیم . این را سبک و روش دعا کردنمان قرار دهیم.

 

در باب اهمیت این موضوع به دو روایت توجه کنید:

امام باقر (علیه السلام) : سریعترین دعا برای اجابت،  دعا برای برادر دینی است که هم دعا در غیاب او باشد و هم اول برای او دعا کند. در این صورت فرشته ای که بر او گمارده شده، به این دعا آمین گوید و به دعا کننده گوید برای تو باد دو برابرش.

 

امام صادق (علیه السلام): دعای مومن در حق مۆمن بلا را از او دور می کند و روزی اش را زیاد می گرداند. (به نقل از حجت الاسلام شهاب مرادی)

 

از پیامبراکرم (صلوات الله علیه و آله) نقل است که حضرت فرمودند: اگر کسی برای مۆمنین و مۆمنات طلب مغفرت کند، خداوند به عدد هر مۆمنی که از هنگام خلقت آدم تا قیامت خلق می ‏کند، برای او سه چیز در نظر می ‏گیرد؛ برایش حسنه می ‌نویسد و از گناهانش می ‌کاهد و بر مقامش می ‏افزاید. (کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 4، ص 18)

 

 

دعا برای غیر، نشانه کمال و فضیلت ایمان

در باب ایمان و مومن مطلبی داریم که جزء معارف اساسی ما است. آنجا می‏ گوییم مومن آن‎ گاه به کمال ایمان می ‎رسد که آنچه را که برای خود می ‎خواهد، برای برادرهای ایمانی ‎اش هم بخواهد.

پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله فرمودند: «بنده به کمال ایمانی نمی ‎رسد و به آن دست پیدا نمی ‎کند، مگر این‏ که به چنین حالت روحی برسد که آنچه را که برای خود می ‎خواهد، برای برادر مومنش هم دوست بدارد.» (المیزان ج15 ص381)

در روایت دیگری حضرت می‏ فرماید: «با فضیلت ‎ترین ایمان این است که انسان حبّ و بغضش بر محور خدا باشد و همیشه بر زبانش ذکر الهی را جاری کند و آنچه را که برای خود می ‎خواهد، برای برادر مومنش هم بخواهد و آنچه را که برای خود مکروه می‎دارد، برای دیگران هم مکروه بدارد.» (همان)

این سیستم تفکر مادّی در باب دعا و خواسته‎ هایمان از خدا هم مطرح است. اگر این سیستم فکری و بینشی که رنگ مادیّت گرفته است، در بحث دعا و درخواست از خدا هم مطرح شود، نتیجه ‏اش این می‏ شود که انسان اوّل حاجت خودش را مطرح می‎ کند و بعد حاجت دوستش را می ‎گوید. چون سبک تفکرش مادّی است

بینش مادّی، عامل کوتاهی در دعا برای غیر

در دعا و خواستن و تقاضا است که معلوم می‎شود انسان در چه پایه‎ای از درجه ایمانی قرار گرفته است. آیا در آن اموری که از خدا برای خودش می‎ خواهد، بین خود و دیگری فرق می‎ گذارد یا فرق نمی‎ گذارد؟

اصلاً چه می ‎شود که انسان در دعا کردن بین خودش و دیگری تفاوت قائل می ‎شود؟

سِرّ این تفاوت قائل شدن، بینش غلطی است که داعی ـ‏ یعنی درخواست کننده‏ ـ نسبت به مدعوّ ـ‏ یعنی آن موجودی که دارد از او درخواست می‎‎ کند ـ دارد.

ما موجودات مادّی هستیم که مادیّت، روی روح ما اثر گذاشته و سبک بینش ‎ها و تفکّرات ما را مادّی کرده است، تا جایی که حتی بینش ما نسبت به خدا هم به سبک مادّی شده است.

برای روشن تر شدن مطلب، مثالی می زنم: مثلاً من به پول احتیاج دارم، رفیقی دارم که او هم به پول احتیاج دارد، حالا می‎ خواهم بروم سراغ کسی و از او تقاضا کنم که بیا گره کار ما را باز کن؛ وقتی سراغ او رفتم، اوّل حاجت خودم را می‎ گویم، چون می ‎ترسم اگر اوّل حاجت دوستم را بگویم و حاجت او را بدهد، کم بیاورد و بعد گره من باز نشود! چون دیدگاهم مادّی است؛ چون می ‎دانم که پول او لایتناهی نیست و سقف دارد. لذا نگرانم که نکند اگر حاجت دوستم را داد، به من بگوید دیگر حاجت تو را نمی ‏توانم بدهم.
این سیستم تفکر مادّی در باب دعا و خواسته‎ هایمان از خدا هم مطرح است. اگر این سیستم فکری و بینشی که رنگ مادیّت گرفته است، در بحث دعا و درخواست از خدا هم مطرح شود، نتیجه ‏اش این می‏ شود که انسان اوّل حاجت خودش را مطرح می‎ کند و بعد حاجت دوستش را می ‎گوید. چون سبک تفکرش مادّی است.

یعنی هنوز خدا را آن ‎طور که باید بشناسد، نشناخته است. نمی ‎داند که اعطای خدا از خزائن نعمت و کرم و رحمتش نمی‎کاهد. به همین جهت است که در دعا خودم را بر دیگران مقدّم می ‎دارم.

 

در همه حاجات غیر از غفران، دیگران را مقدّم کن

در روایات داشتیم آنچه که برای خود می ‎خواهی‎ برای غیر هم بخواه و کم و کسر نگذار.

باور داشته باشیم که خزائن الهی انتها ندارد. ما بندگان هستیم که در این عالم هر چه می‎بینیم، همه را محدود می ‎بینیم. او بی ‎نهایت و نا محدود است. لذا این تنگ‎ نظری در دعا در ارتباط با بینش غلط و مادّی ما انسان ها است.

امّا مسأله تقدیم و مقدّم داشتن غیر در دعا؛ در باب استغفار قرآن به ما آموخته است که اوّل برای خودت و بعد برای دیگران آمرزش بخواه. امّا نسبت به غیر غفران و آمرزش چه‏ طور؟

در آنجا غیر را بر خودت مقدّم بدار!

اگر راجع به حاجات دنیوی دعا می کنیم، هم تو گرفتاری و هم دیگری گرفتار است، هم تو مریضی و هم او مریض است؛ اینجا او را مقدّم بدار.

یادمان باشد در همه حاجات، به جز بحث طلب غفران، غیر را مقدّم کنیم.

منابع:

بیانات آیت الله آقا مجتبی تهرانی

بیانات حجت الاسلام شهاب مرادی



- نظرات (0)

کدام وعده ها باور کردنی است؟

تا به حال به کسی وعده ای داده اید یا کسی به شما وعده داده است؟

چقدر می شود به این وعده و وعیدهایی که بین ما آدم ها صورت می گیرد اطمینان کرد؟ اصلاً این ها قابل اطمینان هستند؟

چند درصد آنها قابلیت اجرا شدن را دارند؟

صاحب این وعده ها چه کسانی هستند؟ به آنها اعتماد دارید؟

خود ما چقدر به وعده هایی که داده ایم عمل کرده ایم؟


یکی از کسانی که وعده های زیادی را در کتابی ارزشمند داده است خدای متعال است؛ او به بندگان خودش وعده هایی داده است؛ البته وعده های او کجا و وعده های ما کجا؟!!

واژۀ وعد در قرآن 151بار استعمال شده که 91 بار از این تعداد به وعده های خدا، که در موقعیّت های متفاوت صادر شده، اختصاص یافته است که نشان از اهمیّت این مطلب دارد.
یادمان باشد که تنها و تنها روی وعده های خداوند می شود حساب کرد و فقط وعده های او حق است: «...أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ» [یونس‏/55] «...آگاه باشید وعدۀ خدا حقّ است »

اگر حرفی زده، وعده ای داده حتمی و قطع است و او خلف وعده نمی کند؛ «فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَه‏ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ ذُو انتِقام : پس گمان مبر كه خدا وعده‏اى را كه به پیامبرانش داده، تخلّف كند چرا كه خداوند قادر و انتقام گیرنده است‏. »[إبراهیم‏/47]
«إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِع: كه آنچه به شما (درباره قیامت) وعده داده مى ‏شود، یقیناً واقع ‏شدنى است‏.» [مرسلات‏/7]

تا به حال به وعده هایی که خدا داده است دقت کرده اید؟! اصلاً می دانیم که خدا چه وعده هایی داده است؟

وعده های او را جدی می گیریم یا وعده هایی که بندگان او به ما می دهند را؟
خدای حکیم با توجّه به نیاز های بشر و با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان بندگان، به آنها وعده هایی داده است که در ادامه از باب تذکر، یاد آوری می کنیم:


وعدۀ مغفرت و أجر عظیم:

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِیم‏ : خداوند، به آنها كه ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، وعده آمرزش و پاداش عظیمى داده است.» [مائده/9]
بیشترین و مهمترین وعده هایی که خداوند به بندگان داده است وعده هایی است که مربوط به مسألۀ روز جزا و یقینی و قریب الوقوع بودن آن می باشد:
وعدۀ معاد و قیامت:

بیشترین و مهمترین وعده هایی که خداوند به بندگان داده است وعده هایی است که مربوط به مسألۀ روز جزا و یقینی و قریب الوقوع بودن آن می باشد:
«إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا إِنَّهُ یَبْدَوُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُه‏...: بازگشت همه شما به سوى اوست! خداوند وعدۀ حقّى فرموده او آفرینش را آغاز مى ‏كند...» [یونس‏/4]


وعدۀ بهشت و نعمت های بهشتی:

از دیگر وعده هایی که در قرآن بسیار به چشم می خورد آیاتی است که بهشت و نعمت های آن را به مومنین، وعده و بشارت می دهد:
«وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِیلاً: و كسانى كه ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند، به زودى آن را در باغ هایى از بهشت وارد مى ‏كنیم‏... وعده حق خداوند است و كیست كه در گفتار و وعده ‏هایش، از خدا صادق تر باشد؟» [نساء/122]


وعدۀ جهنّم و عذاب های جاودانه:

خداوند همان گونه که به انسان وعدۀ بهشت داده است، به آنها وعدۀ عذاب نیز داده تا بدانند که همۀ اعمال آنها ثبت و محاسبه شده و لذا مجاز به انجام هر کاری نیستند:
«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ : و دوزخ، میعادگاه همه آنهاست» [حجر/ 43]



نصرت الهی، وعده‌های الهی

نصرت الهی قطعاً و یقیناً و بدون هیچ تردیدی متوقّف به این است که ما دین خدا را نصرت کنیم: ... إِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُركُم ...» [سوره محمد ، آیه 7]

...وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه ...» [سوره حج، آیه 40]


در ازدواج خدا حمایت می کند

انگیزه براى ازدواج، باید تبدیل بشود به یک اقدام عملى؛ ازدواج باید تحقق پیدا بکند. اینکه خداى متعال می فرماید: ... اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه ... [سوره نور، 32]، این یک وعده‌‌ ى الهى است؛ ما باید به این وعده، مثل بقیه ‌‌ى وعده ‌‌هاى الهى که به آن وعده ‌‌ها اطمینان می کنیم، اطمینان کنیم.

ازدواج و تشکیل خانواده، موجب نشده است و موجب نمی شود که وضع معیشتى افراد دچار تنگى و سختى بشود؛ یعنى از ناحیه‌‌ ى ازدواج کسى دچار سختى معیشت نمی شود؛ بلکه ازدواج ممکن است گشایش هم ایجاد کند.




- نظرات (0)

والدین؛ لطفا رعایت کنید!!

یکی از عوامل مهم در تربیت فرزندان رفتارهای اطرافیان و خصوصا والدین در محیط خانه است. والدین به عنوان الگوهای رفتاری فرزندان هستند و هر اقدامی از جانب آنها اثرات مثبت یا منفی مختلفی را در تربیت و آینده ی کودک آنها ایفا می کند؛ زیرا آنچه از اخلاق و رفتار که کودک در این دوره می بیند در وجود آنها نهادینه می شود و در آینده رفتار و اعمال او را سامان می دهد؛ "از کوزه همان برون تراود که در اوست."

قرآن این نکته را در ضمن آیه ای نورانی بیان می فرماید: «كُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ [اسراء/84] هر كس بر حسب ساختار [روانى و بدنى‌] خود عمل مى ‌كند.»
از این رو خدای متعال در قرآن کریم و پیامبر گرامی اسلامی و ائمه اطهار(صلوات الله علیهم اجمعین) در کلمات نورانی خویش در راستای تربیت صحیح مسلمانان به این موضوع مهم عنایت خاصی داشته اند و آداب و رفتارهای خاصی را برای مرد و زن در محیط خانه و در تعامل با یکدیگر بیان کرده اند که عمل به آنها می تواند ضامن سلامت روحی و روانی فرزندان شود.
« رعایت حریم عفت و حیاء» در محیط خانه توسط والدین یکی از این آداب مهم اسلامی است که هم در قرآن مورد توجه قرار گرفته و هم در روایات و احادیث اسلامی توجه خاصی به آن شده است.


بر خلاف دیدگاه برخی از افراد ساده اندیش که فکر می کنند، کودکان نسبت مسائلی که مربوط به عفت والدین در محیط خانه می شود حساسیت ندارند و از آنها سر در نمی آورند به تجربه ثابت شده است که کودکان در این مسائل فوق العاده حساسیت دارند و گاه می شود که سهل انگاری پدران و مادران و برخورد کودکان و فرزندان با منظره هایی که نمی بایست ببینند، سرچشمه ی انحرافات اخلاقی و گاه بیماری های روانی شده است.
خدای متعال در سوره نور در ضمن آیه 58 این سوره برای حفظ عفت در محیط خانه و جلوگیری از انحراف جنسی فرزندان به چند اصل مهم اشاره فرموده است:
آن حضرت فرمود: «کودکی که والدین خود را در حالت خاصی در حریم خصوصی ببیند در آینده زناکار خواهد شد.»
الف. اجازه ورود گرفتن فرزندان

حریم خصوصی پدر و مادر در خانه از جمله جاهایی است که فرزندان برای ورود به آن در مواقع خاصی باید اجازه بگیرند.
والدین به عنوان دو زوج در زمان های خاصی نیاز به خلوت داشته و وارد حریم خصوصی خویش می شوند.
قرآن این زمان های خاص را به این ترتیب نام می برد: «اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، قطعاً باید غلام و كنیزهاى شما و كسانى از شما كه به [سنِ‌] بلوغ نرسیده‌اند سه بار در شبانه روز از شما كسب اجازه كنند: پیش از نماز بامداد، و نیمروز كه جامه‌هاى خود را بیرون مى‌آورید، و پس از نماز شامگاهان» [58/ نور]
والدین به عنوان مخاطبان اصلی این آیه می بایست فرزندان خود را امر کنند تا در این مواقع سه گانه هنگام ورود اجازه گرفته و سپس وارد شوند: قبل از نماز صبح، هنگام ظهر و پس از نماز مغرب و عشاء.
در روایات معصومین (علیهم السلام) نیز این نکته مورد توجه قرار گرفته و اشارات لطیفی به آن شده است، همانند روایتی که از وجود نازنین پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در این زمینه رسیده، آن حضرت فرمود: «کودکی که والدین خود را در حالت خاصی در حریم خصوصی ببیند در آینده زناکار خواهد شد.»[2]





ب. رعایت پوشش والدین

از آیه 58 سور نور استفاده می شود که والدین تنها در زمان های سه گانه ی فوق که در حریم خصوصی خویش هستند می توانند پوشش های مناسب با آن را بپوشند ولی در زمان های دیگر که رفت و آمد سایر اهل خانه و من جمله فرزندان مجاز اعلام شده، نمی توانند از لباس ها و پوشش هایی که مناسب با زمان خواب و خلوت آنهاست استفاده کنند.
لذا در بخش دیگری از این آیه رفت و آمد سایر اعضای خانواده بدون اجازه بلامانع اعلام شده و اجازه داده شده تا فرزندان با مهربانی بر گرد پدر و مادر باشند و این خود کاشف از آن است که والدین باید در این زمان ها لباس ها و رفتارهایی متناسب با محیط عمومی خانواده داشته باشند: [این،] سه هنگام برهنگى شماست، نه بر شما و نه بر آنان گناهى نیست كه غیر از این [سه هنگام‌] گرد یكدیگر بچرخید [و با هم معاشرت نمایید]» نور/58]




ج. خودداری از بوسیدن و در آغوش گرفتن کودکان نامحرم پس از سن معین

علی رغم این که در اسلام به محبت کردن، نوازش کردن و بوسیدن بچه ها سفارش شده ، اما این رفتار، پس از سن معین، از سوی افراد نامحرم منع می شود . با این که در هیچ روایتی ندیده ایم که دختر بچه ها پیش از سن بلوغ، به حجاب و پوشش مخصوص وادار شده باشند، یا روایتی که حضور دختر بچه ها را در برابر مردان یا پسران، منع کرده باشد، اما روابطی مثل بوسیدن و در آغوش گرفتن آنها از سوی نامحرمان منع شده است.

امیرالمومنین علیه السلام مى فرماید :
هنگامى كه دختر به شش سالگى رسید، جایز نیست كه او را مرد نامحرمى ببوسد و یا او را فشار دهد. [تهذیب الأحكام ، ج ۷ ، ص ۴۶۱ ؛ وسائل الشیعة ، ج ۲۰ ، ص ۲۳۱]

همچنین از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده كه فرمود :
وقتى دختربچّه اى به شش سالگى رسید، جایز نیست كه پسربچه ، او را ببوسد و هنگامى كه پسر از سن هفت سالگى گذشت، جایز نیست كه زن [ نامحرم ] و را ببوسد. [كتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳، ص ۴۳۷ ؛ وسائل الشیعة، ج ۲۰، ص ۳۳۰]
امیرالمومنین علیه السلام مى فرماید :
هنگامى كه دختر به شش سالگى رسید، جایز نیست كه او را مرد نامحرمى ببوسد و یا او را فشار دهد.


د. جدا کردن بستر و اتاق خواب فرزندان

در حدیثى امام على علیه السلام مى فرماید :
رخت خواب بچّه هاى شش ساله باید از هم جدا باشد. [كتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۴۳۶ ؛ وسائل الشیعة ، ج ۲۰ ، ص ۲۳۱]

با هم خوابیدن، ممكن است باعث تماس بدنى آنها با یكدیگر و شاید تحریك حس كنجكاوى آنها شود، لذا طبق اصل لزوم علاج واقعه ، قبل از وقوع، پیش از آگاه شدن كودكان به لذّت هاى جنسى، باید رخت خواب آنها جدا گردد.

لازم به توجّه است كه لزوم جداسازى بستر خواب كودكان، به جداسازى بستر آنها از یكدیگر اختصاص ندارد؛ بلكه باید بستر خواب آنها از زنان و مردان و حتى از بستر پدر یا مادر نیز جدا باشد.

رخت خواب پسران نوجوان ده ساله، از بستر زنان باید جدا باشد. [الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۷ ، ح ۶ ؛ وسائل الشیعة ، ج ۲۱ ، ص ۴۶۱]

امام علیه السلام در حدیث دیگرى نیز از خوابیدن دختر با پدر یا مرد با مادرش و یا دو زن یا دو مرد در یك رخت خواب، نهى كرده ، مى فرماید :
دو مرد ، در زیر یك پتو نباید بخوابند ، مگر آن كه ضرورت باشد و در آن جا جز یك لحاف ، بیشتر نباشد . دو زن نیز نباید در زیر یك پتو بخوابند. همچنین دختر مرد نباید با او یا مادرش در زیر یك لحاف بخوابند. [وسائل الشیعة ، ج ۲۰ ، ص ۳۴۷ ؛ بحار الأنوار ، ج ۱۰۴ ، ص ۴۹]


نتیجه

هر گونه رفتاری که در محیط عمومی خانواده سبب تحریک فرزندان نابالغ و حتی بالغ شود و انحراف جنسی آنها و بیماری های روانی متعددی را در آینده برای آنها رقم بزند ممنوع است و پدران و مادران باید این موضوع را با حساسیت زیادی در محیط خانه پیگیری کرده و مراعات نمایند.

منابع :


کتاب تربیت جنسی از منظر قرآن و حدیث، نوشته دکتر علی نقی فقیهی


پاورقی
1-مفردات راغب، ماده شکل
2-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج103، ص295


- نظرات (0)

می نخور ، منبر نسوزان ، مردم آزاری نکن!

قلب

من تمام دستورات خدا و قرآن را به نحو احسن اجرا می کنم ولی خواهرم به عکس من عمل می کند ولی همه می گویند که جای او در بهشت است چون او می گوید که می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن . این حرف درست است ؟

در زندگی هایمان باید حواسمان به یک کلمه خیلی باشد ... و آن کلمه "همه" است ... ببینیم این همه چه کسانی هستند که خیلی اوقات خیلی چیزها می گویند ...

همه می گویند که او به بهشت می رود ، همه چه کسانی هستند؟

همه می گویند یک شب هزار شب نمی شود ...

همه می گویند یک شب عروسی با این همه گناه به جایی در این عالم بر نمی خورد ...

همه می گویند‌ : ربا ندی و نگیری نمی تونی کار کنی ، بدون دروغ نمیشه کاسبی کرد !!

این همه چه کسانی هستند؟ مگر آنها موکل بهشت و جهنم رفتن آدم ها هستند ؟

کاری به همه نداشته باشیم ... فقط خدا و حرف او را ملاک زندگی هایمان قرار دهیم ... باید ببینیم که خدا می گوید که چه کسی به بهشت می رود .

بعضی ها خلاف حرف خدا حرف می زنند و حرف خودشان را هم حرف حقی می دانند . مثلا به طرف می گویند برو جلو گناهش پای من ... اما حرف خدا این نیست ... خدا می گوید کسی بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد هر کسی مسئول اعمال انجام شده ی خودش است و این را بارها با الفاظ مختلف تأکید کرده است : 

وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» (آیه 164 سوره انعام، آیه 18 سوره فاطر، آیه 15 سوره اسراء، آیه 7 سوره زمر و آیه 38 سوره نجم)

«كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِینَةٌ» (سوره مدّثر، آیه 38)

«لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ» (سوره بقره، آیه 286)

«لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ » (سوره نور، آیه 11)

این حدیث هم موید آیات است : در حدیثی آمده است که ، «در قیامت مادر و فرزندى را مى آورند که هر دو بار سنگینى از گناه بر دوش دارند ، مادر از فرزند تقاضا مى کند، در عوض آن همه زحمات که در دنیا براى تو کشیدم، مقدارى از بار مسئولیت گناه مرا بر دوش گیر، فرزند به مادر مى گوید: از من دور شو، که من از تو گرفتارترم»! (به نقل از تفسیر نمونه، جلد هیجدهم، صفحه 245)

بله قلب پاک است ولی این اعضا کانال قلب است . وقتی به نامحرم نگاه می کنم ، وقتی بدحجاب هستم ، وقتی موسیقی حرام گوش می دهم ، وقتی لقمه حرام می خورم ، شعاع تمام اینها به قلب می رود و این قلب را مکدر می کند و نتیجه آن می شود که در عمل قلب پاکی هم باقی نخواهد ماند ...

کسی عمل کس دیگری را به دوش نمی کشد ، هر شخصی نتیجه عملش را می بیند ...

مراقب باشیم فریب نخوریم ....این حرف ها نوعی فریب دادن است ...

به چه جرئتی یک چیز حرام را حلال می کنیم و می گوییم: این را بخور از شیر مادر برایت حلال تر است . مگر ما شارع یعنی تعیین کننده احکام شرع هستیم؟

فقط باید ببینیم که خدا بهشت را به چه کسانی می دهد نه اینکه ببینیم این "همه" ای که بدون سند حرف می زنند بهشت را برای ما چگونه امضا می کنند!!

قرآن می فرماید: بشتابید به سوی بهشت که بهشت برای افراد متقی است . چشمه های بهشت در انتظار متقین است . (حجر/ 45)

اصل داستان این است که می نخور ، منبر نسوزان ، مردم آزاری نکن ... نه آن که همه می گویند...

در اسلام ارزش اصلی فدای اصل دیگری نمی شود ... نباید چیزی را فدای چیز دیگری بکنیم ، هر چیزی باید در جای خودش حفظ بشود . نماز و روزه جای خودش خوب است و مشروب خوردن هم جای خودش حرام است ، آزار رساندن هم حرام است .

متأسفانه شبیه این مورد و سوال این می شود که الان در جامه بعضی ها می گویند که قلبت پاک باشد، حجاب مهم نیست . همه خواهر و برادر هستیم . بله قلب پاک است ولی این اعضا کانال قلب است . وقتی به نامحرم نگاه می کنم ، وقتی بدحجاب هستم ، وقتی موسیقی حرام گوش می دهم ، وقتی لقمه حرام می خورم ، شعاع تمام اینها به قلب می رود و این قلب را مکدر می کند و نتیجه آن می شود که در عمل قلب پاکی هم باقی نخواهد ماند ...



- نظرات (0)