سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

صفتی که دروغ و کفر را با هم دارد!

در زندگی های روزمره دقت کرده اید چه رفتارهایی از ما سر می زند و با یکدیگر چه برخوردهایی داریم؟در ظاهر یکدیگر مخلصم و چاکرم می گوییم ... تعظیم می کنیم ... لبخند می زنیم ... حرف همدیگر را تصدیق می کنیم اما تا طرف می رود، شروع می کنیم به بدگویی کردن از او و ....


دو رویی

نزدیک خانه مان، محله مان یکی از دوستان، فامیل و... می بینیم کلی تعارف و دعوت و قسم و آیه که بفرمایید تو که اگر نیایید ناراحت می شم و ... اما در دل چیزی غیر از زبان داریم ...

تازه اگر اون بنده خدا هم به زبانمان نگاه کند و لحظاتی را به خانه بیاید یا در دل و یا حتی وقیح تر، به ظاهر و پشت سرش کلی بد و بیراه می گوییم...

***

تلفن زنگ می زند .... حوصله صحبت کردن نداریم ... مخصوصا با کسی که الان صدایش را می شنویم ... اما در ظاهر کلی خوش و بش می کنیم و می گوییم: دلم برای صدایت تنگ شده بود، چه قدر خوب شد زنگ زدی ... اصلاً الان می خواستم بهت زنگ بزنم ... نه بابا چه مزاحمتی... شما رحمتید ...

***

همه ی این ها در حالی است که در منطق قرآن سه عنوان مختلف دروغ و کفر و نفاق می‌ یابیم. دروغ از بد‌ترین گناهان است، تا آنجا که در برخی احادیث کلید همۀ بدی ‌ها وصف شده است. بنابراین دروغگویی مقیاس ‌ها را وارونه و کلیه امور اجتماع را ویران می‌ کند. چرا که روابط بشر با یکدیگر بر نیازهای واقعی و توانایی‌ های واقعی آنان بنا نهاده شده است؛ این نیاز‌ها و توانایی ‌ها چون به راستی ابراز شود می ‌تواند تأثیر گذار باشد.

نفاق شامل «کفر» و «دروغ» است؛ زیرا منافق، در درون کافر است و در سخنانش دروغ‌ گو. در نتیجه عمل نفاق او شامل همه ضررهای دروغ و تمام بدی‌ های کفر است

برابر هر درخواستی، اجابتی است و در برابر هر توانایی، درخواستی از دیگران. در نتیجه، کار میان افراد در جامعه به درستی پیش رفته و شکل می گیرد، اما دروغ این مقیاس‌ ها را وارونه می ‌کند و تصویری غیر واقعی از نیاز‌ها و توانایی ‌ها ارائه می ‌دهد و در نتیجه روابط میان انسان ‌ها دستخوش تنش می ‌شود.

دروغ گاه زمینه كفر یا نفاق را در انسان فراهم می سازد. زمانی كه دل دروغگو از ایمان خالی شد، كفر یا نفاق به آن راه خواهد یافت؛ چنان كه روایت شده: مردی خدمت رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله) رسید و عرض كرد:

ای رسول خدا! كار اهل آتش چیست؟ پیامبر فرمود: دروغ. هرگاه دروغ گوید، فاسق می شود و هرگاه فاسق شود، كافر می شود و هرگاه كافر شد، در آتش قرار می گیرد.[محدث نوری: مستدرك الوسائل، ج ۹، ص ۸۹، ح ۱۰۳۰۵]

بنابراین، دروغ افزون بر دور ساختن ایمان از قلب انسان، زمینه كفر عملی او را نیز فراهم می كند.
همچنین دوگانگی میان واقعیت و خبر شخص دروغگو، مایه پیدایش و رشد صفت پلید نفاق در دل او می شود امیر مومنان علی (علیه السلام) می فرماید: دروغ انسان را به نفاق می كشاند. [آمدی: غرر الحكم، ص ۲۲۰، ح ۴۴۰۸]
و نیز طبق نقل حضرت صادق (علیه السلام)، پیامبر اكرم (صلی الله و علیه وآله) فرمود: سه چیز است كه در هر كس باشد، منافق است؛ اگر چه روزه بگیرد و نماز بخواند و گمان كند كه مسلمان است:
۱) آن گاه كه او را امین به شمار آورند، خیانت كند.
۲) آن گاه كه سخن براند دروغ گوید.
۳) آن گاه كه پیمان بندد، پیمان شكند. [كلینی: كافی، ج ۲، ص ۲۹۰، ح ۸]

نفاق شامل «کفر» و «دروغ» است؛ زیرا منافق، در درون کافر است و در سخنانش دروغ‌ گو. در نتیجه عمل نفاق او شامل همه ضررهای دروغ و تمام بدی‌ های کفر است.

منافق از آن جهت که دروغ ‌گوست، ملاک‌ های اجتماعی را در ارتباطات درست مردم تغییر داده و دگرگون می ‌کند و از جهتی دیگر او در ذات خود کافر است؛ یعنی در جهت ‌گیری اصلی خود و از کاروان بزرگ هستی که به سوی هدف برجسته ‌ای از کمال در زندگی امت می‌ تازد، منحرف شده است.

آنچه سبب می ‌شود انسان به دروغ احساس نیاز کند، یا خود را به طمع یا به نفاق محتاج بداند،‌‌ همان ضعف نفس است. این ‌ها نتایج ضعف درون است که نفاق از بارز‌ترین صورت‌ های این ضعف به شمار می‌رود

قرآن کریم بیماری نفاق را در معرض رشد و پیشروی در زندگی و نفس انسان می ‌داند: زیرا ممارست بر هر خصیصه نفسانی، باعث می ‌شود آثار و نتایج آن در نفس انسان گسترش یابد؛ چه خوب باشد و چه بد.

همچنان که اگر ایمان درونی ، و همچنین شجاعت و سخاوت، همراه با ریاضت ‌های عملی باشد، رشد می ‌کند و فزونی می ‌یابد، صفات بد مانند حسد و کفر و طمع و از جمله، نفاق نیز چنینند و اگر انسان مقتضیات آن ‌ها را عملاً دنبال کند این صفات در درون او رشد می‌ کنند و ریشه می ‌دوانند.

به همین علت قرآن کریم در آیۀ دهم سورۀ بقره می فرماید: «فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ» در دل هایشان مرضی است و خدا نیز بر مرضشان بیفزوده است و به کیفر دروغی که گفته ‌اند بر ایشان عذابی است دردآور...

منشأ این بیماری که جمع کفر و دروغ، هر دو، است -در زبان، دروغ است و در قلب، کفر- ضعف و فریب ‌کاری است و ضعف نفس که در پس دروغ و در پس کفر نهفته است، ریشۀ تمام مصیبت ‌ها و بدی ‌هاست.

آنچه سبب می ‌شود انسان به دروغ احساس نیاز کند، یا خود را به طمع یا به نفاق محتاج بداند،‌‌ همان ضعف نفس است. این ‌ها نتایج ضعف درون است که نفاق از بارز‌ترین صورت‌ های این ضعف به شمار می‌رود.


- نظرات (0)

دین ندارد کسی که حیا ندارد!

تسبیح

کسانی که حیا ندارند، عقل و دین هم ندارند. «لا دین لمن لا حیاء له»؛ کسی که حیا ندارد شرم ندارد.

گویا روایت لا دین لمن لا حیاء له را جدی نگرفته ایم ... چه شده این حرف ها دیگر خواهانی ندارد که هیچ ، بابی شده است برای مسخره کردن دیگران ...
اخیراً درباره کسی که فحاشی می ‌کند می ‌گویند ادبیاتش خوب نیست.

فحاشی می ‌کند ولی جامعه با این ضد هنجار برخورد مسالمت ‌آمیز دارد یا بهتر بگوییم آن را توجیه می‌کند که چیز مهمی نیست، فقط ادبیاتش خوب نیست. یا وقتی به کسی تذکر می ‌دهی که غیبت نکن، خیلی راحت از کنار آن با این توجیه که مشغول درد و دل کردن هستم، می ‌گذرد.
غیبت ‌ها، بد حجابی ‌ها، بی‌ غیرتی‌ ها و بسیاری از نا بهنجاری‌ ها این ‌قدر در جامعه دیده شده است و چشم به آن عادت کرده و توجیه شده است که دیگر حتی تیتر ناهنجار بودن آن را نیز پاک کرده ‌ایم و آن را بد عادتی یا حتی تأسف ‌بارتر به یک نوع مد تبدیل کرده‌ایم.

حال آنکه واضح و مبرهن است در همه‌ ی این موارد آنچه که وجود ندارد شرم و حیا از انجام این معاصی است. این ‌گونه رفتارها نه تنها از نظر شرع مورد قبول نیست، حتی عقل نیز آن را به عنوان یک رفتار نابهنجار رد می ‌کند.

پس چگونه ممکن است چیزی که عقل آن را مردود می ‌داند آن ‌قدر رواج پیدا کند که به یک مد تبدیل شود؟
شاید در دید اول که این حدیث گهربار امام حسین (علیه السلام) را می شنویم که می فرماید: «لا حیاء لمن لا دین له [میزان الحکمة، ج ۲، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۶۹] کسی که حیا ندارد ایمان ندارد؛ ذهن معطوف می شود به حیای بین آقایان و خانم ها (حیای چشم و حیای زبان ) در حین ‏معاشرت های متعارف مثلاً در اداره، در صف نانوایی، در هنگام خرید از مغازه و ... بله اصل حیا در اینجا، ظهور و بروز دارد ولی با تامل بیشتر انسان به این نکته می رسد که حیا سطوح مختلفی دارد  ...  به عبارت بهتر، حیا سبک زندگی است، حیا حریم نگه داشتن است، حیا از نحوه ی تعامل انسان با خودش شروع می شود تا تعامل با دوست و خانواده و جامعه، هیچ انسان عاقلی به خودش حرفهای ناروا نسبت نمی دهد (از خودش، از شخصیتش، از مرامش حیا می کند) همینطور ازدوستان، از جامعه، حریم پدر و مادر را حفظ می کند و ....
 متأسفانه این روزها عدم حیا را در سطح جامعه کم و بیش  شاهدیم. کسانی که چشم و زبانشان بی قید و بند است ، حیا ندارند؛ نه احترام پدر و مادر برایشان اهمیت دارد نه بزرگ و کوچکی سرشان می شود،
غیبت و تهمت و حرف های هنجارشکنانه که برایمان از آب خوردن هم آسانتر شده است.

امیر المومنین (علیه السلام) می فرمایند: «علی قدر الحیا یکون العفة»: عفت به میزان حیا بالا می ‌رود: هرچه حیای آدم بیشتر باشد این آدم عفیف ‌تر است

 

چادری بودن و تسبیح در دست داشتن نشانه ی با حیا بودن نیست!

گاهی با دیدن بعضی از آدم ها خجالت می کشم و با خودم می گویم: چرا آنقدر بعضی از ما آدم ها بی حیا شده ایم؟ حتی بعضی از چادری‌ هایمان؛ حتی کسانی که اهل مسجد و ذکر و تسبیح و آب کشیدن جانماز هستند.
خانم چادری ... با دست باز ... دست بی آستین ... لباس باز ... مانتوی چسبان ... چسباندن چادر به بدن ... دست بی ‌آستینش را از لای چادر می ‌آورد، با آرایش آنچنانی و خودنمایی های آنچنانی تر و با هزار ناز و کرشمه، از مغازه خرید می کند ...
آقایی که ظاهر الصلاح است ... تسبیح و ریش و ذکر و نماز اول وقت و جماعت.... اما در مغازه ، اداره و بازار با خانم ها و خریدارها بگو و بخندی دارد بیا و ببین ...
خانمی با یک لباس زننده ... آرایش آنچنانی و پوششی که با برهنگی تفاوتی ندارد (شاید بدتر هم باشد) حیایی را برای خود باقی نگذاشته است.

شلوار جین

آقایی که با پوشیدن لباس کوتاه ... شلوار پاره و کوتاه ...آرایش مو و صورت زن نما و زننده ...

صحبت بر سر این واقعیت در کلام معصوم علیه السلام است که حواسمان باشد نداشتن حیا یعنی نداشتن دین و حتی شخصیت ....
ای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مومنان بگو: «قُل لِّلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِم» [نور/۳۰] بگو به مردان مومن که چشمهای خود را (از نامحرم) بپوشانند» و درآیه بعدش می فرماید: «وَ قُل لِّلْمُوْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یحَفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بخِمُرِهِنَّ عَلىَ‏ جُیُوبهِنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ [نور/۳۱] و زنان مومن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر مى‏شود (بر بیگانه) آشكار نسازند، و باید سینه و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشكار نسازند».

غض بصر یعنی حیا داشتن ... یعنی خیره نشدن ... می گوید خیره نشو، حیا کن ...

«من لم یستحیی من الناس لم یستحیی من الله»: کسی که از مردم حیا نکند از خدا هم حیا نمی ‌کند.

یک جا یک جوان ۲۰ ساله به یک پیرمرد ۷۰ ساله فحش می ‌دهد، جسارت می ‌کند، جای دیگر فرزندی که در مقابل پدر و مادر، چشم در چشم آنان فحاشی و گستاخی می کند ...
این ها همه بی حیایی است دیگر ... قدیم ها می‌ خواستند به هم فحش بدهند می‌ گفتند: ای بی ‌حیا، بی ‌حیا فحش بود.  ای بی ‌درد، فحش ‌های رکیک نمی ‌دادند. لات و لوت‌ ها فحش ‌های رکیک  و بد می دادند، ولی متدینین فحش‌ های رکیک نمی ‌دادند.

این گوهر فطری وقتی بهتر درک می‌شود که بدانیم افراط و تفریط منشا گناه هستند و تنها نیرویی که انسان را از همین افراط و تفریط‌ ها باز می ‌دارد همین شرم و حیاست

خداوند از افراد فحّاش بدش می ‌آید ... کمی به خودمان بیاییم ...

امیر المومنین (علیه السلام) می فرمایند: «علی قدر الحیا یکون العفة»: عفت به میزان حیا بالا می ‌رود: هرچه حیای آدم بیشتر باشد این آدم عفیف ‌تر است.

دین نمی گوید عزلت نشین باش

این شرم و حیا که دین آن‌ قدر بر آن تاکید داشته و حتی آدم بی ‌حیا را بی‌ دین می ‌داند چیزی نیست که قرار باشد تو بروی گوشه‌ی خانقاهی بنشینی و ریاضت بکشی و آن را طلب کنی... نه، کاملا فطری است.

انسان به حکم انسان بودنش آن را دارد. وقتی آدم و حوا از بهشت هبوط می ‌کنند، تلاش آدم و حوا برای حفظ حیای خود، با استفاده از برگ درختان به وضوح دیده می شود. ... «فَدَلّهُما بِغرورٍ فلمّا ذاقا الشّجره بَدَت لَهُما سَوءاتُهُما...» و به این ترتیب، آنها را با فریب (از مقامشان) فرود آورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان [عورتشان] بر آنها آشکار شد. (سوره اعراف ـ آیه ۲۲) (سوره طه ـ آیه ۱۲۱)

آری، حیا این‌ گونه ارزش فطری ا‌ست برای بشر که از سرآغاز تاریخ همراه انسان بوده است.
این گوهر فطری وقتی بهتر درک می‌شود که بدانیم افراط و تفریط منشا گناه هستند و تنها نیرویی که انسان را از همین افراط و تفریط‌ ها باز می ‌دارد همین شرم و حیاست.


منابع:

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مجتبی تهرانی




- نظرات (0)

استفاده از چادر برای لایک بیشتر!!

حجاب

 یاد چادرهای ساده قدیمی و حجاب هایی که با این چادر نمایان بود بخیر ... ساده ، بدون آلایش، بدون زینت و خودنمایی.

راستی بر سر چادرهای ساده و اصیل چه آمد؟

آن اهالی که چادر را برای پوشش واقعی سر می کردند چه شدند؟

چند وقت پیش از یکی از خیابان های تهران در حال عبور بودم که نگاهم به یک نوع چادری که بر سر یک خانم بود جلب شد ... چادری که شاید بتوان گفت از مانتوهای ساده عده ای از اهالی که چادر سر نمی کنند  هم ، جلب توجه بیشتری داشت ...

****

شبکه های اجتماعی ... عکس های سلفی ... پدیده نوظهور محجبه های خودنما ...

چادری های امروزی که فقط چادر بر سر دارند اما هیچ کدام از مولفه های حجاب و پوشش در آنها نمایان نیست.

*****

یکی از مسائلی که اخیراً شبکه‌ های اجتماعی بستر مناسبی برای ترویج آن قرارگرفته است پدیده نو ظهور محجبه های خودنما است. پدیده‌ای که البته قبل از ورود شبکه‌ های رنگارنگ اجتماعی به کشور عملا در برخی از خانواده‌ ها وارد شده بود.

بعد از رواج تفکر مادر چادری و دختر مانتویی، آن ‌هم به بهانه تغییر تفکرات نسل جدید نسبت به گذشته، بعضاً شاهد هستیم برخی از فرزندان خانواده ‌ها به علل مختلف در کنار چادر از خود ظاهری ترسیم می ‌کنند که عملاً همه معیارهای یک حجاب برتر را زیر سوال می ‌برند طوری که آن چادر می ‌تواند به‌ جای تأثیر مثبت از تأثیرات کاملاً منفی برخوردار باشد.

پوشاندن زینت‌ ها به وسیله‌ای مانند روسری یا مقنعه و مانتو و یا معادل آن حداقلی است که قرآن بیان فرموده است.

علل اصلی افزایش خود نمایی محجبه ها چیست؟

به نظر می ‌رسد در مرحله اول که آفت چنین ظاهرهایی ملموس تر می شود، رواج عکس ‌های سلفی در شبکه ‌های اجتماعی آن هم توسط افرادی است که ادعای محجبه بودن دارند اما عملاً با انتشار عکس های خود دست به نوعی قبح شکنی می زنند. چرا که حداقل رعایت دستورات اسلام در بحث حجاب باید دوری بانوان از نگاه نامحرم صورت گیرد اما آیا انتشار عکس ‌های سلفی از نمای نزدیک که مورد استقبال پسران جوان هم قرار می‌گیرد، می ‌تواند رعایت این نکته مهم باشد؟

برخی از دختران سعی می‌ کنند پوشش ‌های زننده خود را در پشت چادر پنهان کنند و به این بهانه که چادر بر سر دارند هر چه که دلشان می ‌خواهد بپوشند و ملامتی هم از طرف کسی متوجه آن ‌ها نباشد.

این ها همه در حالی هستند که اسلام حدود حجاب را بیان کرده اند؛ ... مهم رعایت مولفه های پوشش است نه خود کلمه ...

حجاب
حجاب حداقلی و حجاب کامل

در سوره‌ی نور آیه ۳۱ حجاب حداقلی بیان شده است: “و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمى‏] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه [طبعاً] از آن پیداست و باید روسرى خود را بر گردنِ خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همكیش‏] خود یا كنیزانشان یا خدمتكاران مرد كه [از زن‏] بى‏نیازند یا كودكانى كه بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نكرده‏اند، آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمین‏] نكوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد. ..."

با توجه به این آیه، و تفسیر آن، پوشاندن زینت‌ ها به وسیله‌ای مانند روسری یا مقنعه و مانتو و یا معادل آن حداقلی است که قرآن بیان فرموده است.

در اینجا ”خمر” جمع خمار و به معنای روسری و سرپوش است. و “جیوب” از واژه “جیب” به معنای قلب و سینه و گریبان است که لازم است پوشانده شود.

در تفسیر “مجمع البیان” هم آمده است: “زنان مدینه اطراف روسری ‌های خود را به پشت سر می ‌انداختند و سینه و گردن و گوش ‏های آنان آشکار می ‌شد. (متأسفانه امروز هم شاهد این صحنه ها هستیم) بر اساس این آیه موظف شدند اطراف روسری ‌های خود را به گریبان ‏‌ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد”.

 

بیان و توصیه به حجاب کامل‌ (چادر) :

در این بخش حجاب توسعه داده شده . در سوره ‌ی احزاب آیه‌ ی 59 می‌ فرماید :

“اى پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مومنان بگو: «پوشش هاى خود را بر خود فروتر گیرند. این براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیك تر است، و خدا آمرزنده مهربان است."

“اى پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مومنان بگو: «پوشش هاى خود را بر خود فروتر گیرند. این براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیك تر است، و خدا آمرزنده مهربان است."

اقوال مفسرین و اهل لغت پیرامون لفظ "جلباب"

صحاح: جلباب، عبارت است از چادر.

نهایه: جلباب، عبارت است از چادر و عبا.

لسان العرب: جلباب، جامه‌ای است از چارقد وسیع تر از عبا و بلندتر.

صاحب تفسیر اطیب البیان: جلابیب جمع جلباب و آن چادر و خمار و روبند است.

صاحب تفسیر المیزان: جلابیب جمع جلباب است و آن ثوب و پوششی است سراسری که جمیع بدن را می ‌پوشاند و یا خمار است که از روی سر شروع شده [همه بدن از جمله] سر و چهره زن را می ‌پوشاند.

بنابراین چنانچه ملاحظه می‌‌ کنیم از نظر علم تفسیر و آراء مفسرین، معنی جلباب در آیه شریف "... یدنین علیهن من جلابیبهن..." پوشش سراسری است که از آن به چادر، عبا، رداء و کساء تعبیر آورده می‌ شود. لذا جلباب یک پوشش سراسری است که از روی سر شروع شده و تا قدمگاه زن را می ‌پوشاند پس جلباب مانتو نیست.

 

نزدیک کردن آن یعنی چه؟

نکته‌ی بعدی که معلوم می ‌شود “جلباب” دقیقاً اشاره به چیزی شبیه به چادر امروزی است دستور قرآن به نزدیک ساختن جلباب ، می ‌باشد.

معلوم است جلوی جلباب باز بوده مانند همان قسمت جلویی چادر که باز است. دستور داده می‌ شود که آن جلو را به هم نزدیک کنند و حجاب خود را آزاد و رها نگذارند.
توضیح آخر ؛ همان طور که مفسّران بزرگ مانند “شیخ طوسی” و “طبرسی” فرموده‏ اند، در گذشته ۲ نوع روسری برای زنان معمول بوده است:

ـ روسری ‌های کوچک که آن را “خمار” یا مقنعه می ‌نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده می کردند؛

- روسری ‌های بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار می ‌آمد. زنان با روسری بزرگ که “جلباب” خوانده می ‌شد و از مقنعه بزرگ ‏تر و از ردا کوچک ‏تر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را می‌ پوشاندند.

 

سخن پایانی

در پایان بد نیست نگاهی به بخشی از اقرارات جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی «مستر همفر» بیاندازیم. وی که سال‌ های زیادی از طرف انگلیس برای برای محو اسلام در کشورهای مسلمان جاسوسی کرده است، می ‌گوید: باید زنان مسلمان را فریب داد و از زیر چادر بیرون کشید، با این بیان که حجاب یک عادت است از خلفای بنی عباس و یک برنامه اسلامی نیست و لذا مردم، زنان پیامبر صلی الله و علیه وآله را می ‌دیدند و زنان صدر اسلام در هر کاری با مردان شرکت می ‌کردند.

مستر همفر  می ‌افزاید: پس از آن که زنان را از چادر و عبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنان بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد و برای پیشبرد این نقشه لازم است اول زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند.

انشالله که خواسته و ناخواسته خود را در بند تفکرات دشمن قرار ندهیم ...


- نظرات (0)

خداوند چه انسان‌ هایی را شفاعت می ‌کند؟

حدود ۳۰ آیه در قرآن کریم از شفاعت نام برده و شفاعت ‌کنندگانِ انسان مشخص شده‌اند، افرادی که شفاعت می‌ شوند امتیازاتی دارند که خدا به اذن خود آنها را شفاعت می ‌کند.

چنانچه قرآن کریم در خصوص شرایط اعطای شفاعت می فرماید: «... وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ : پیغمبران و فرشتگان شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که دینش پسندیده باشد و ایشان از خوف و خشیت خداوند ترسناک هستند» (انبیاء/ 28)

کسانی مورد شفاعت قرار می ‌گیرند که در دنیا ارتباط روحی و معنوی خاصی بین آنان و شافعان برقرار باشد. مثل اینکه خدمت یا احسان و یا محبتی درباره او و یا بستگان و دوستان شفیع کرده باشند.(طیب، سیدعبدالحسین، کلم الطیب، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ اسلامی حاج محمدحسین کوشانپور، ص 814)

در حقیقت یکی از حکمت هایی که سبب شده خداوند اولیای الهی را در روز قیامت، واسطه و شفیع در فیض مغفرت و بخشش خود، به این افراد قرار دهد همین رابطه معنوی و سنخیتی است که در دنیا میان آنان برقرار است. ( روحانی، سیدمحمد، پیشین، ص 29)

بنابراین شفاعت نظیر توبه یکی از ابعاد رحمت الهی است که به روی بندگان باز می‌شود، البته این تصور که کسی فکر کند به این دلیل که شفاعت وجود دارد می تواند گناه کرده و بعد خداوند از او شفاعت می‌کند، فکر انحرافی است!

کسانی مورد شفاعت قرار می ‌گیرند که در دنیا ارتباط روحی و معنوی خاصی بین آنان و شافعان برقرار باشد. مثل اینکه خدمت یا احسان و یا محبتی درباره او و یا بستگان و دوستان شفیع کرده باشند

دین، پیامبر (صلی الله و علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام) بندگان را به به خیر و خوبی دعوت کرده‌اند و حرف اصلی ‌شان نیز اطاعت از خداوند است بنابراین نباید با این فکر انحرافی انسان به گناه دامن بزند.

خداوند متعال درهای توبه را بازگشته و از انسان شفاعت می ‌کند اما برخی از روی جهالت و به خاطر اینکه شفاعت و توسل ائمه (علیهم السلام) وجود دارد، ما را مشرک می ‌خوانند و می ‌گویند که توسل و اعتقاد به شفاعت شرک است، اینها خودشان جاهل هستند!

بنابراین کسانی گرفتار شرک هستند که غیر از خدا فرد دیگری را قبول داشته باشند درحالی که ما موحد هستیم و خدای یگانه را قبول داریم.

دوم افرادی که خدا را قبول دارند ولی کسی را کنار خدا، قبول کنند و سوم کسانی که برای کسی یا چیزی مقامی قائل شوند که آن مقام را خداوند برای او قائل نباشد البته این شرک نیست بلکه کار غلط و نامعقولی است!

این تصور که کسی فکر کند به این دلیل که شفاعت وجود دارد می تواند گناه کرده و بعد خداوند از او شفاعت می‌کند، فکر انحرافی است!

بنابراین ما مسلمانان اگر به سراغ ائمه (علیهم السلام) و حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) می ‌رویم، می ‌دانیم که اینها هر چه دارند از خدا دارند، بنابر این چنین چیزی شرک نیست که برخی وهابی‌ ها در نشریات و مباحثات و کتاب ‌هایشان می ‌گویند.

نکته دیگر در روایت داریم که «هیچ شفیعی بهتر از توبه نیست» بنابراین واسطه بودن توبه مثل واسطه بودن ائمه (علیهم السلام) نیست اینها با هم متفاوت هستند.

در نهج ‌البلاغه آمده است که اطاعت خداوند و اجتناب از نواهی خدا را شفیع خود برای رسیدن به خواسته ‌تان قرار دهید. با این حال این همه ما امید به وساطت ائمه (علیهم السلام) و شفاعت خداوند را داریم.

گاهی عباراتی می‌ بینیم که قدری نگران ‌کننده است مثلاً رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمودند که من برای گناهکاران شفاعت می‌ کنم ولی شفاعت انسان ظالم را نمی ‌کنم! (میزان الحكمه، ج 4، ص 1472، ح 9484)

بنابراین هر کدام از ما قدری باید در خودمان جستجو کنیم که نکند ظالم باشیم، حواسمان باشد در زندگی زناشویی به همسران خود ظلم نکنیم، در محل کار دیگران را اذیت نکنیم و ... .

منابع:

حوزه؛ بیانات آیت الله استادی



- نظرات (0)

مومن سه خصلت دارد!

عبادت ، مومن، نماز ، دعا


یكى از روایات حضرت امام ‏رضا علیه ‌السلام این است كه: «لا یكون المومن مومناً حتى یكون فیه ‏ثلاث خصال، سنه من ربه و سنه من نبیه و سنه من ولیه:

مومن، مومن نیست مگر اینكه سه خصلت در او باشد: یك خصلت از پروردگارش، یك خصلت از پیامبرش و یك خصلت از امامش.» (اصول الكافى، جلد 2، صفحه 241)


پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: «تخلقوا بأخلاق الله: خودتان را به اخلاق و صفات الهى متصف ‏نمایید.» ببینید خدا چگونه است، خود را آنگونه نمایید. انسان تا خدا گونه‏ نشود و صفات خدا را در خودش پیاده نكند، عبودیت پیدا نمى ‏كند. اگر مى ‏گوییم ‏پیامبر (صلی الله و علیه وآله) عبد خداست، یعنى چه؟

من كه ادعا مى ‏كنم عبد هستم، با پیامبر (صلی الله و علیه وآله) كه‏ مى ‏گویم عبد است، چه فرقى دارم؟

عبودیت ایشان به این معناست كه او تمام‏ صفات خدا را در خودش پیاده كرده و اخلاق و خصلت ‌هایش خدایى شده است. انسان وقتى كه خودش را شبیه خدا كرد، آن وقت مى ‏تواند معجزه و كرامت داشته‏ باشد.

مرحوم آقا شیخ حسن على نخودكى چنین‏ انسانى بود. همه می توانیم شبیه او باشیم، راه ها بسته نیست.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) فرمود: «لو لا أن الشیاطین یحومون على قلوب ‏بنی آدم، لنظروا إلى ملكوت السماء:(بحار الانوار، ج67، ص161) اگر شیاطین (یعنى صفات بد) دل انسان ها را در اختیار نمى ‏گرفتند، آنها عالم غیب و باطنش را مشاهده مى‏ كردند

با این حساب مى‏ توان اموات را دید و با آنها صحبت كرد، مى‏ توان‏ امام را هم دید و به ایشان سلام كرد و جوابش را گرفت. براى شنیدن جواب سلام ‏امام لازم است سمعك مخصوص داشته باشیم كه هر گوشى آن را ندارد. این سمعك ‏را وقتى مى ‏توانیم داشته باشیم كه پلنگ‌ صفت نباشیم، تكبر نداشته باشیم و خودخواه نباشیم، شمر نباشیم و ...

مومن، مومن نیست مگر اینكه سه خصلت در او باشد: یك خصلت از پروردگارش، یك خصلت از پیامبرش و یك خصلت از امامش.»

راز پوشیدن

امام رضا علیه ‌السلام فرمود: «مومن، مومن ‏نیست مگر اینكه سه خصلت در او باشد؛ یكى از خدا و دیگرى از نبى و دیگرى از ولى خدا.»

از خدا چه خصلتى باید در او باشد؟ كتمان سر. چرا امام این خصلت را از میان همه خصایص حضرت ‏حق انتخاب فرمود؟ كتمان سر یعنى چه؟

كتمان سر یعنى اینكه انسان باید ظرفیت داشته باشد. كتمان سر در مقابل افشاى سر است. افشاى سر نشان ‌دهنده ضعف شخصیت و روح است. بچه ‏هاى كوچك تا وارد خانه مى‏شوید، جلو مى‏ دوند و حوادثى را كه در خانه گذشته، فوراً به ‏اطلاع مى ‏رسانند. این به خاطر عدم وجود ظرفیت است. اما خانم خانه براى خبر دادن صبر مى‏ كند تا شرایط مساعد شود و بعد اخبار را به اطلاع مى ‏رساند.
كتمان سر یكى از صفات الهى است. خداوند اسرارى كه ما داریم، بر یكدیگر مخفى ‏كرده است. اگر كتمان سر نبود، ما نمى ‏توانستیم با یكدیگر زندگى كنیم ...

امیرالمومنین علیه ‌السلام خیلى زیبا مى ‏فرماید: «لو تكاشفتم ما تدافنتم:(عیون أخبار الرضا، ج2، ص53) اگر یكدیگر را مى‏ شناختید و دل هاى شما براى یكدیگر معلوم مى ‏شد، جنازه ‏هایتان روى زمین مى ‏ماند و یكدیگر را دفن نمى ‏نمودید!»

در حالى كه ما بر جنازه‏ ها نماز مى‏ خوانیم و مى‏ گوییم: «لا أعلم منه ‏إلا خیراً و أنت أعلم به منا...» (اصول الكافى، ج3، ص183)
یک كتمان سر، فاش نكردن اسرار مردم است. غیبت كردن یكى از جهاتى ‏است كه به وسیله آن سر مردم فاش مى ‏شود. كسى كه غیبت مى‏ كند، باید بداند «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ (سوره فجر، آیه 14) خدا در كمینگاه است» و از مظلوم دفاع مى‏ كند.

ما باید مثل خدا باشیم كه مرتب ‏مى ‏خوانیم: «یا من أظهر الجمیل، یا من ستر القبیح» (بخشی از دعاى جوشن كبیره)

همان طور كه دوست داریم خدا خوبى ‏هاى ما را ظاهر، و بدی های را پنهان كند، ما نیز باید همانند خداوند این ‏خصلت را داشته باشیم كه اظهار جمیل مردم كنیم و اخفاى قبیح ایشان را بنماییم.
امام صادق علیه ‌السلام ‏مى ‏فرماید: «به دوستانت حرف هایى را بگو كه اگر روزى با تو دشمن شدند، نتوانند آنها را علیه‌ ات به كار گیرند.» (تفصیل وسائل‌ الشیعه، ج12، ص147)

 

مدارا با مردم

عبادت ، مومن، نماز ، دعا

اما خصلت دوم باید از پیامبر صلى الله علیه وآله باشد: «و أما السنه من ‏نبیه فمداراه الناس: آن سنتى كه باید از پیامبر در او باشد، مدارا كردن و كنار آمدن با مردم است.»

خوش رفتارى با مردم، محبت به آنها و حسن خلق او آنقدر زیاد است كه ‏خداوند در قرآن مى ‏فرماید: «وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ» (سوره قلم، آیه 4) همانا تو به خلق ‏بزرگى آراسته‏ اى.»

اگر او حسن خلق نداشت، این مقدار پیشرفت نمى ‏كرد. در علل پیشرفت اسلام خیلى‏ها حرفهایى زده‏اند؛ اما بسیارى از محققان معتقدند كه عامل اساسى در این مورد، حسن خلق پیامبر (صلی الله و علیه وآله) بود.

چه نمونه‏اى در تواضع و محبت بالاتر از اینكه وقتى بچه‏ ها در كوچه به ایشان ‏پیشنهاد بازى مى ‏كردند، جواب مثبت مى ‏داد.

آیا دیده شد كه كسى بر پیامبر‏(صلی الله و علیه و آله) در سلام كردن سبقت بگیرد؟ آنقدر صفت مدارا با مردم در روابط آن حضرت اهمیت داشت كه فرمود: «أمرنی ربی بمداراه الناس كما أمرنی بأداء الفرائض:(اصول الكافى، ج2، ص117)

همان طور كه خدا به من دستور داده تا واجبات را انجام دهم، دستور داده كه با مردم مدارا كنم.»
به خاطر همین مدارا و مهربانى با مردم است كه آنها به دور او جمع شدند: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ ...(سوره آل عمران، آیه 159)

اگر آدم سخت‌ دل و بد اخلاقى بودى، ‏كسى به دور تو نمى ‏آمد. این نرمى كه دارى، رحمت خدا شامل حالت شده است.

رسول خدا صلى الله علیه وآله در تمام رفتارهایش مدارا با مردم را مد نظر داشت: در لباس‏ پوشیدن، غذا خوردن، پذیرایى از آنها، استعمال عطر، ... در همه این موارد رعایت‏ حال مردم مورد نظر بود. (اصول الكافى، ج8، ص338)

لازم به یادآوری است که پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) وظیفه مدارا با مردم را نه فقط در قبال مسلمانان اجرا مى ‏كرد، بلكه در مقابل كفار و غیر مسلمانان نیز آن را به خوبى عمل مى ‏نمود.

اگر یكدیگر را مى‏ شناختید و دل هاى شما براى یكدیگر معلوم مى ‏شد، جنازه ‏هایتان روى زمین مى ‏ماند و یكدیگر را دفن نمى ‏نمودید!»

صبور باشید

سومین نکته ای که امام رضا (علیه السلام) در این فراز فرمودند مومن باید صفتی از امام معصوم (علیهم السلام) داشته باشد «و امـا السنه مـن ولیه فـاصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء» (اصـول کـافـى, ج 3,ص 339 و تحف العقـــول, ص 442)

در زندگی عجول نباشد و صبور باشد و تحمل داشته باشد. همین ویژگی صبر و تحمل را در زندگی یک زن و شوهر داشته باشند خوشبخت هستند. اگر به کوچکترین مطلبی زندگی مرد و زن از هم بپاشد و به پاسگاه و دادگاه بروند زندگیشان هیچ وقت زندگی نمی شود.

اول زندگی همیشه مشکلاتی وجود دارد، زن و شوهرهای جوان اگر اول زندگی بتوانند صبر و تحمل داشته باشند بعدا زندگیشان شیرین می شود. بعد از یک برهه ای عاشق همدیگر می شوند. اول زندگی سختی دارد مثل دو تا سنگ آسیاب تا خراشیدن را یاد بگیرند بالاخره طول می کشد و زندگیشان گوارا می شود. اگر در تمام مراحل زندگیمان صبر و تحمل و حلم داشته باشیم دیگر آدم اعصابش خورد نمی شود اضطراب و دلشوره نمی گیرد و ناراحتی قلبی و عروقی نمی گیرد

بردباری و صبر نقش مهمی در زندگی دارد. امام معصوم (علیهم السلام) اهل تحمل و بردباری هستند.

بنابر این این سه اصل را هیچ گاه فراموش نکنیم:

با مردم مدارا کنیم، با کتمان کردن حافظ جان و ناموس مردم باشیم همینطور که ما دوست نداریم پشت سرمان حرف بزنند پشت سر دیگران هم حرف نزنیم و آدم با تحملی باشیم ... چنانچه  اگر این سه مطلب را در زندگیمان داشته باشیم بسیاری از ناملایمات در زندگی می شود.


منابع:
مقاله ای از آیت ‌الله سید رضی شیرازی

حجت الاسلام و المسلمین علی ابراهیمی


- نظرات (0)

شيطان را ملامت نکنيد!

چکش شيطان وساعت طلبه

قرآن هم در وصف شيطان مى‏فرمايد: «يعدهم و يُمَنيهم» كار شيطان اين است به مردم وعده مى‏دهد و آرزو در دلشان ايجاد مى‏كند اما وعده‏هاى شيطان همه‏اش فريب است. يك مثل كوچك بزنم. همه ما دوران جوانى را گذرانده‏ايم. براى ما زياد پيش آمده كه گاهى يك صحنه‏اى را ديده‏ايم خيال كرديم خيلى لذت‌بخش است، خيلى فوق‌العاده است. فكر كرديم كه اگر آن خواسته‏اى كه نسبت آن موضوع داريم برآورده بشود ديگر غرق در لذت خواهيم شد. منظره‏اى را مى‏بينند، صدايى مى‏شنوند، حرفى مى‏شنوند آرزو مى‏كنند كه آن برايشان تحقق پيدا كند. وقتى مى‏رسند بهش مى‏بينند نه، خبرى نبود. گاهى هم پشيمان مى‏شوند. اين همان وعده شيطان است و تخلفش. مى‏گويد اگر بياييد دنبال من خيلى لذت‏ها و سعادت‏ها نصيبتان مى‏شود، تجربه مى‏كنند مى‏بينند دروغ است فردايش دوباره فريب مى‏خورند. به دنبال شيطان راه مى‏افتند مى‏دوند با سر، يكهو سرشان مي‌خورد به سنگ و مى‏شكافد باز هم به هوش نمى‏آيند فردا دوباره همين آش است و همين كاسه. اين داستان شيطان است و گمراه كردن انسان‏ها.

اينکه امام فرمود آمريكا شيطان بزرگ است. اين يك حرف بى اساس نبود. ريشه قرآنى دارد.

اميرمؤمنان در نهج‌البلاغه مى‏فرمايد: «قد عبد الله سته آلاف سنه لايُدرى اَ مِن سني الدنيا ام من سني الاخره» بى‌خود نيست كه يك عده آدميزادها شيطان‌پرست مى‏شوند. على(ع) مى‏فرمايد شيطان قبل از خلقت آدم شش هزار سال عبادت خدا كرد. بعد اضافه مى‏فرمايد اين شش هزار سال معلوم نيست از همين سال‌هاى دنيوى است يا از آن سال‌هاى الهى است كه هر روزش هزار سال است. اگر اين شش هزار سال از آن سال‏هاى اخروى و الهى باشد كه هر روزش هزار سال است ببينيد چقدر مى‏شود. حالا فرض كنيد همين شش هزار سال‏ عادى، يك موجودى شش هزار سال كارش عبادت خدا باشد آن قدر كه فرشتگان خيال مى‏كردند او هم ملك است و در كنار فرشتگان جا مى‏گرفت.

غير از اين آقاى ابليس كه دار و دسته‏اى هم دارد از خويش و قوم و بچه‏هايش اينهايي كه قرآن مى‏فرمايد: «انّهُ يراكم هو و قبيله» غير از اينها قرآن مى‏فرمايد گروهى از شيطان‌هاي انسي هم داريم؛ آدميزادهاى شيطان. شيطان تنها منحصر به ابليس نيست و دار و دسته‏اش. يك دسته از انسان‏ها هم هستند كه تبديل به شيطان شده‏اند. شكل و قيافه انسانى دارند روى دو پا راه مى‏روند دو تا چشم و دو تا گوش دارند مثل من و شما گاهى قيافه‏هايشان هم خيلى از ما گيراتر و حق به جانب‏تر هم هست. اين‌ها را قرآن مى‏فرمايد: «شياطين الانس و الجن». كار اينها هم همان كار جناب ابليس است. برنامه يكى است. دروغ گفتن، وعده خلاف دادن و عمل نكردن.

اگر مى‏خواهيد شما شياطين انس را شناسايى كنيد يا وسوسه‏هاى شيطانى را تشخيص بدهيد كه اينها از جانب شيطان است يا نه؟ يكى از علائمش همين است اگر يك وقت احساس كرديد كه يك تمايلى دروغى در شما ايجاد شده كه واقعيت ندارد بفهميد كه منشأش شيطانى است. اگر يك وعده دروغى به شما داده شد و بعد ديديد درصدد عمل نيستند يعني مى‏گويند براى اين كه من و شما را دنبال خودشان بكشند اين کار شيطاني است.

شما مى‏توانيد در جامعه در بين مردمى كه توى اين سرزمين زندگى مى‏كنند يا جاهاى ديگر دنيا برويد و ببينيد و اين نشانه‏ها را تطبيق كنيد و شيطان‏هاى واقعى را بشناسيد. چرا امام فرمود آمريكا شيطان بزرگ است. اين يك حرف بى اساس نبود. ريشه قرآنى دارد. ببينيد از تمام اقوامى كه در عالم تاريخشان ثبت شده، اوصاف و خصوصيات و منش‏هايشان در تاريخ آمده، هيچ جامعه و دولتي را پيدا مى‏كنيد كه دروغ‏گوتر از آمريكا باشد. دنيا را پر كرده از اين كه ما طرفدار حقوق بشر هستيم. هر كسى را مى‏خواهد زير يوغ خودش بكشد. شرايط خودش را مى‏خواهد براي او تحميل كند. شما در طول تاريخ ببينيد هيچ‌کس به اندازه آمريكايى‏ها حقوق بشر را پايمال كرده‌اند؟ يك نمونه‏اش كارى است كه دربارة فلسطينى‏ها كردند.

در كشور خودشان هم وضع بهتر نيست. چندى پيش گروهى در آمريكا تشکيل شد که بنا داشتند عليه حكومت فعاليت كنند. آمريكايى‏ها تلاش كردند كه اين‌ها را به اصطلاح رام كنند اما نتوانستند. مردم مصممى بودند كه تصميم گرفته بودند با ظلم‏هاى آمريكا مخالفت كنند. آمدند يكجا همه شان را سوزاندند بعد هم اين‌گونه منعكس كردند كه اينها يك فرقه مذهبى بودند و عقيده شان اين بوده كه بايد خودكشى كنند. اين فرقه مذهبى چطور يكهو سبز شد، معلوم نيست! هيچ جا عقايدشان معلوم نبود. هيچجا دعوتشان معلوم نبود. افكارشان توى يك كشورى كه همه‏اش آزادى و دموكراسى است و هر كسى عقيده و دين و مذهبش را مى‏گويد، چطور توى هيچ روزنامه‏اى، هيچ كتابى ننوشته بودند كه ما چنين عقيده‏اى داريم؟ و آداب و رسوممان اين است كه خودكشى كنيم. فقط گاهى گوشه و كنار اخبارى درز مى‏كرد كه اينها مخالف سياسى حكومت آمريكا هستند.

به كشورهاى كوچك وعده دادند كه اگر با ما همكارى كنيد شرايط ما را بپذيريد، كمك‏هاى اقتصادى و فنى مى‏كنيم چنين و چنان. وقتى سرمايه‏هايشان را گرفتند آنچنان گلويشان را فشردند كه براى نفس كشيدن هم احتياج به اجازه پيدا كردند. يكى‏اش همين همسايه ما کشور عراق، وعده دادند كه بر ضد ايران حمله كن ما همه چيز در اختيارت قرار مى‏دهيم بعد هم شما مى‏شوى امپراتور عرب! الان در داخل كشور خودشان هواپيماشان از اين شهر به آن شهر اختيار ندارد حركت كند. حالا ممکن است بگوييد که اين کشور يک جايي سرپيچي کرد، گردنکشي کرد و آمريکا مجازاتشان کرد. ترکيه را چه مي فرماييد. تركيه روزگارى بزرگ‏ترين كشور اسلامى بود و اگر مقدارى به عقب برگرديم بزرگ‏ترين امپراتورى جهان بود؛ امپراتورى عثمانى. بعد از اين كه تجزيه‏اش و تكه تكه‏اش كردند و يك لقمه‏اش ماند به نام تركيه باز هم يكى از بزرگ‏ترين كشورهاى اسلامى دنيا بود از نظر سوق‌الجيشى در دنيا بى نظير است. كشورى است كه بخشى از آن در اروپا و بخشى در آسياست. با چند تا درياى بزرگ و چند كشور مهم اروپايى ارتباط تنگاتنگ و مرزهاى مشترك دارد و گاهي درآمدش از توريسم از درآمد نفت ما بيش‌تر است.

اگر مى‏خواهيد شما شياطين انس را شناسايى كنيد يا وسوسه‏هاى شيطانى را تشخيص بدهيد كه اينها از جانب شيطان است يا نه؟ يكى از علائمش همين است اگر يك وقت احساس كرديد كه يك تمايلى دروغى در شما ايجاد شده كه واقعيت ندارد بفهميد كه منشأش شيطانى است.

بعد از سقوط رژيم شاه، آمريکا وعده‏اش داد كه اگر با ما همكارى كنى ما تو را امپراتور كشورهاى اسلامى مى‏كنيم. پايگاه‏هاى آمريكا از ايران منتقل شد به تركيه. نقشى را كه شاه بازى مى‏كرد دولت تركيه به عهده گرفت. در مقابلش چى دادند به تركيه؟ آن‌چنان ذليلش كردند كه يك چنين دولتى با اين ويژگى‏ها و قدرت‏ها بايد دست گدايى به اسرائيل دراز كند. براى تعمير تانك‏هايش بايد برود به اسرائيل دريوزگى كند كه تانك‏هايش را اسرائيل تعمير كند. اين وعده‏اى است كه آمريكا مى‏دهد اين هم نتيجه‏اش. حالا اگر كسانى گول آمريكا را بخورند چه کسي را ملامت كنند؟ آمريكا را ملامت كنند؟ شيطان جواب خواهد داد «فلاتلومونى و لوموا انفسكم» مرا ملامت مکنيد، خودتان را ملامت کنيد.

گفتاري از حضرت آيت الله مصباح يزدي



- نظرات (0)

بمب انگیزه برای ترک گناه

ترک گناه

قبول دارید آدم برای هر کاری که می خواد انجام بده نیاز به انگیزه داره؟! ... برای من که این طوریه ... اگه این انگیزهه نباشه، کارها برام بی معنا و مفهوم می شوند ... نمی تونم قدم از قدم بردارم... نمی تونم زندگی کنم...

سکانس اول:

رژیم لاغری ... چیزی که امروزه بازارش خیلی داغ است و هر کسی را که نگاه می کنی ، میگه تو رژیمم ، البته با انگیزه های مختلف...

یکی می خواد لاغر بشه تا سلامتیه بیشتری را نصیب خودش کند ... اون یکی می خواد خوشگل تر و قشنگ تر و خوش هیکل تر بشه ... دیگری با اینکه لاغره ولی میگه هنوز هیکلم مثل فلان هنرپیشه یا خواننده نشده .... دیگری هم میگه رژیم داشتن خودش کلاس داره ...

 

سکانس دوم :

قبولی دانشگاه ... برای چی می خوای بری دانشگاه؟

یکی میگه می خوام درس بخونم تا در آینده برای خودم کسی در جامعه بشم و صاحب شغل و منصب خوبی باشم.... یکی دیگه میگه میرم دانشگاه که وقتی میرم خواستگاری بهم زن بدن ... یکی دیگه میگه آخه اگر نرم نمیشه، مردم چی میگن؟ ... اون یکی: می خوام برم که روی فلانی را کم کنم ...

 

سکانس سوم:

کربلای امسال را به چه نیتی انشالله می روی؟ 

تا حالا به نیتش فکر نکرده بودم ...

امسال می خوام به نیت اموات به خصوص پدر و مادرم برم ...

خوب هر سال میرم و امسال هم می روم ...

دلم پر از درد و حاجته، میرم که با آقا درد و دل کنم و انشالله حاجت روا برگردم...

 

همه ی ما آدم ها برای انجام کارهایمان، از کارهای روزمره گرفته تا عبادات و انجام مستحبات یکی سری انگیزه هایی داریم که در اکثر کارها این موتور انگیزه است که آدمی را به حرکت وا می دارد.

چند وقت پیش، دوستی می گفت: می خواهم گناهانم را ترک کنم ... دیگه از گناه کردن خسته شدم ...

یكی از راه ‎های كاهش انگیزه گناه، شناختن باطن گناه است که این شناختو می تونی از آیات قرآن و روایات به دست بیاری...

بهش گفتم این تصمیمت خیلی خوبه و بهت تبریک میگم ... فقط یه نکته را قبل از عملی کردن تصمیمت در نظر بگیر ... برای این کار چه انگیزه ای داری؟

می خوای گناه نکنی که چی بشه؟ مگه گناه کردن لذت نداره؟ قبول نداری که انجام دادن یک سری اعمال و گناهان از انجام ندادن آنها راحت تره؟

کمی به فکر فرو رفت ...

گفتم برای اینکه بخوای در این تصمیمت موفق باشی و پایدار به نظرم باید اول از همه انگیزه و هدفت را از انجام آن بدانی ...

بهم گفت: تا حالا این طوری به قضیه نگاه نکرده بودم .. کمکم کن!

گفتم: من کسی نیستم که بخوام به دیگری کمک کنم و راهنمای اون باشم، چون خودم سرتا پا تقصیرم ... ولی یک چیزی که برای خودم تجربه ای بوده و آن را از بزرگان یاد گرفته ام را به تو می گویم ...

یكی از راه ‎های كاهش انگیزه گناه، شناخت باطن گناه است که این شناخت رو می تونی از آیات قرآن و روایات به دست بیاری...

مثلاً باطن غیبت را خوردن گوشت برادر مرده می ‎داند: و بعضی از شما بعض دیگر را غیبت نكند آیا دوست دارید، گوشت برادر مردة خویش را بخورید پس همانا كرامت دارید.(سوره حجرات، آیة 12)
در جائی دیگر خوردن مال یتیم را به خوردن آتش توصیف می‎ كند: آنانكه اموال یتیمان را به ستمگری می‎ خورند، در حقیقت آنها در شكم خود آتش جهنم فرو می ‎برند و بزودی (به دوزخ) در آتش فروزان خواهند افتاد.(سوره نساء، آیة 10)

ترک گناه

امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد باطن نظر به اجنبی می‎ فرماید:

نظر به نامحرم تیری زهر آگین از شیطان است، كسی كه آن را تنها به خاطر خدا ترك كند خداوند ایمانی در قلب او جایگزین می‎ كند كه لذت آن را بچشد. (عقاب الاعمال ، ص 604)

و حضرت علی ـ علیه السّلام ـ باطن رشوه را مانند غذائی می‎ داند كه یك افعی، آن را بلعیده باشد، با زهر درون او مخلوط گشته باشد و سپس آن را برگرداننده باشد و اكنون فردی بخواهد، این استفراغ افعی را تناول كند و باطن استفادة ناصواب از بیت المال را چون آهنی گداخته در آتش می ‎داند. (خطبه 224)

باید یقین پیدا کنیم كه جهنم و آتش ‎های سوزان آن و مار و عقرب ها و انواع عذاب آن باطن، بهشت و نعمت های آن همین اعمال حرام و حلالی هستند كه مرتكب می شویم نه چیز دیگر؛ چنانچه در قرآن كریم آمده است كه «یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً» (سورة آل عمران، آیة 30) روز قیامت روزی است كه هر كس آنچه را كه از اعمال خیر انجام داده است حاضر می‎بیند.

بنابراین برای پائین آمدن لذت گناه باید بپذیریم كه باطن گناه، آلودگی و آتش است.

***

سرش را پایین انداخت و نیم نگاهی بهم کرد و گفت: خداییش گناه هم برای خودش لذّتی داره...

گفتم : تو درست میگی، منکر لذت گناه نمی توان شد چنانچه خود معصوم علیه السلام هم نشده است. 

امیرمومنان علی (علیه السلام) می فرماید: ترك گناه سخت است ولی ترك بهشت سخت تر است. (غررالحكم، ص 350)

برای این کار چله بگیر ... بزرگان به این چله گرفتن بسیار تأکید کده اند ... چله ی ترک گناه ... سعی کن 40 روز گناه نکنی ... در طول سال آدم می تواند چله بگیرد، ولی بهارش این 40 شب است؛ از اوّل ذی قعده تا دهم ذیحجّه ... با لطف و رحمت خدا حتماً موفق می شوی ...

و نیز امام صادق (علیه السلام) می فرماید: خوشا به حال كسی كه به خاطر موعودی كه آن را ندیده دست از تمایلات و خواهش های حاضر بردارد.(وسایل الشیعه، ج 11، ص 244) 

پیامبر گرامی (صلی الله و علیه وآله) می فرماید: هفت كس را خداوند در روزی كه سایه ای جز سایه او نیست، خود بر سرشان سایه می افكند. یكی از آن هفت كس، مردی است كه زنی زیبا و دارای حسب او را به خود می خواهند و مرد بگوید كه از پروردگار جهانیان می ترسم.(محجه البضیاء، ج 5، ص 185) یعنی كسی كه بر لذت كوتاه چشم پوشد و لذت بهشت رضوان را بخواهد، چنین شخصی حسابرسی عاقل و خردمند است.

 

                              اگر لذّت ترك لذت بدانى                                دگر لذت نفس لذت نخوانى
                         سفرهاى علوى كند مرغ روحت                        گر از چند آزمایش آن را پرانى

گفت: پس من باید برای اینکه بتوانم در این مسیر پایدارتر بمانم باید برای ترک گناه، انگیزه ای قوی تر از جذاب بودن گناه داشته باشم .... و یکی از آنها همین است که آن گناهان و لذت و جذابیت آنها را کوتاه و زودگذر بدانم و برای آن تمام زندگیم را نفروشم ... در موقع انجام گناه به باطن آنها توجه کنم که جز آتش در حقیقت چیزی نیستند

گفتم: دقیقاً ... 

توصیه ی آخری را هم که دارم این است که برای این کار چله بگیر ... بزرگان به این چله گرفتن بسیار تأکید کده اند ... چله ی ترک گناه ... سعی کن 40 روز گناه نکنی ... در طول سال آدم می تواند چله بگیرد، ولی بهارش این 40 شب است؛ از اوّل ذی قعده تا دهم ذیحجّه ... با لطف و رحمت خدا حتماً موفق می شوی ...


- نظرات (0)

خداوند به خندوانه پاسخ می ‌دهد

خندوانه

یکی از سوالات ثابت برنامه خنداونه، از پربیننده ‌ترین برنامه‌ های تلویزیونی این روزها، در مورد آرامش است؛ اینکه چه چیزی موجب آرامش مهمان برنامه می ‌شود.

پاسخ ‌های متفاوت مهمانان برنامه نیز قابل توجه است. هرکس به ریسمانی چنگ می‌ زند و آرامش را در آن می ‌جوید؛ برخی در خلوت و انزوا، برخی در موسیقی، برخی در خوابیدن، برخی در رانندگی، برخی نوشتن را سببی برای آرامش خود می داند و راه‌های دیگری که برای خود تجربه کرده‌اند.
اما اگر این سوال، از خالق انسان پرسیده شود که آرامش انسان را در کجا باید جست، چه خواهد گفت؟ شاید پاسخ‌ های خدا، کمی متفاوت باشد.

در ابتدا این نکته را خاطر نشان می کنیم که سوء تفاهمی پیش نیاید که اسلام دین نشاط و شادابی است و همه انسانها را به بهره مندی از لذایذ حلال دنیایی توصیه می کند.

اسلام با شادی انسانها هیچ مشکلی ندارد اما برای حفظ سلامت و کرامت انسانها و جامعه قیودی را برای آن در نظر گرفته است که هرگز به معنای مخالفت با شادی نیست.

درباره‌ ی اهمیت شور و نشاط و سرور و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس كه یكی از فصول كتاب‌ های روایی به باب «ادخال‌السرور»[ اصول كافی، ج 1، ص 204] اختصاص داده شده است و از كسانی كه موجبات دل‌ خوشی و شادكامی بندگان خدا را فراهم می ‌آورند، ستایش شده است.

از جمله حدیث زیبایی كه از رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله) نقل است كه فرمود: «ان فی‌الجنه‌ داراً بقال له‌ دارالفرح، لایدخلها الا من فرح‌الصبیان» در بهشت جایی است كه به آن خانه‌ ی شادی گفته می‌شود، هیچ‌ كس به آن خانه وارد نمی ‌شود مگر آن‌ كه موجب شادی كودكان شده باشد.

در جایی دیگر باز از رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله) نقل شده است كه: «ان فی ‌الجنه داراً یقال له دارالفرح، لایدخلها الا من فرح یتامی ‌المۆمنین»[ همان]

آن ‌چه از این احادیث برداشت می‌ شود این است كه بین شاد كردن مۆمن و پاداش بهشت رابطه‌ ی معنی ‌داری وجود دارد و خداوند برای كسانی كه موجبات فرح و شادی بندگانش را فراهم می ‌آورند امتیاز ویژه‌ای قائل است.

 

شب

خداوند روز را برای فعالیت بدنی و کار آفریده و شب را برای استراحت و کسب آرامش و تجدید قوا.

شب را تاریک فرمود تا انسان ‌ها فعالیت روز را خاتمه دهند و دمی بیاسایند تا چشمشان به روشنی روز، بینا شود.
اللَّهُ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الَّیْلَ لِتَسْكُنُواْ فِیهِ ؛ خداوند كسى است كه شب را براى شما آفرید تا در آن بیاسایید. (غافر، 61)
اگر جستجوی آرامش در روز، نتیجه نداشته باشد، می‌ توان برای آن در شب نتیجه ‌ای یافت.

اگر جستجوی آرامش در روز، نتیجه نداشته باشد، می‌ توان برای آن در شب نتیجه ‌ای یافت

خانه

انسان ‌ها بعد از آنکه فعالیت روزانه خود را خاتمه می‌ دهند نیازمند مکانی هستند تا شب هنگام در آن استراحت کنند (به قول عرب، بیتوته کنند) و انرژی از دست رفته را باز یابند.

خانه (همان بیت به زبان عربی)، گزینه دیگری است که قرآن کریم از آن به عنوان عاملی برای آرامش یاد می‌کند.
وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِن بُیُوتِكُمْ سَكَنًا ؛ و خدا براى شما از خانه ‏هایتان محل سكونت (و آرامش) قرار داد.(نحل، 80)
البته ایجاد و حفظ این آرامش بر عهده خانم و آقای خانه است. هر دو وظیفه دارند تا با مدیریت صحیح زندگی، از این موهبت مراقبت نمایند. وظیفه دارند که اگر مسئله‌ ای هم در خانه پدید آمد، آن را از راه صحیح حل کنند تا کوچک‌ ترین خدشه ‌ای بر گوهر آرامش، وارد نشود.
ضمن اینکه می‌ توان چنین گفت که اگر آرامش در خانه‌ای پیدا نشود، یک انحرافی از مسیر الهی صورت گرفته است.

همسر
معنویت

شاید سفرهای مجردی برای بسیاری لذت ‌بخش باشد، اما آنچه آرامش بیشتری به انسان می ‌دهد، بودن در کنار همسر است؛ همسری که هم همسفری شفیق باشد، هم به هنگام نیاز، حاجت انسان را برآورد.
خَلَقَ لَكمُ مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُواْ إِلَیْهَا ؛ همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در كنار آنان آرامش یابید.(روم، 21)
آرامشی ناشی از دیدن جمال نعمت الهی، آرامشی ناشی از همسری که به راه خدا دعوت می ‌کند، آرامشی ناشی از همسری پر محبت و مهربان، و آرامشی برخاسته از همسری که نیازهای عاطفی و جنسی را برآورده می ‌کند.
شاید به ذهن برخی بیاید که در این صورت چرا آرامش در زندگی برخی متأهلین دیده نمی ‌شود؟

در پاسخ باید گفت که وقتی چاقویی نمی ‌بُرد، چنین نیست که چاقو برای بریدن نباشد، بلکه عیب از این چاقوست که کُند است و باید تیز شود. وقتی در زندگی، استانداردها رعایت شود، حتماً آن زندگی آرامش ‌بخش خواهد بود.
دعای پیامبر صلی الله علیه وآله:

إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُم ؛ دعاى تو، مایه آرامش آن‌ هاست.
دعای پیامبر صلی الله علیه واله در حق هر کسی مایه آرامش اوست. برای دست یافتن به این موهبت نیز راه‌ هایی پیش روی ماست؛
- زیارت پیامبر صلی الله علیه واله چه از نزدیک و در مدینه منوره و چه از بعید و در هر جای دنیا و خواستن دعای ایشان در حق ما.
وقتی چاقویی نمی ‌بُرد، چنین نیست که چاقو برای بریدن نباشد، بلکه عیب از این چاقوست که کُند است و باید تیز شود. وقتی در زندگی، استانداردها رعایت شود، حتماً آن زندگی آرامش ‌بخش خواهد بود
- زیارت هر یک از ائمه بزرگوار علیهم السلام و امامزادگان و خواستن شفاعت این پاکان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله.
- خواندن نماز و هدیه به روح مطهر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله.
- صلوات بر حضرت رسول صلی الله علیه واله که مطمئناً از جانب ایشان بی ‌پاسخ نخواهد ماند.


یاد خدا

بالاتر از همه این موارد، موثرترین داروی آرامش، یاد خداست.
الَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دل ‌ها آرامش مى‏یابد.(رعد، 28)
پس خداوند، آرامش حقیقی را در یاد خود و همراهی انسان‌ ها با او می ‌داند چراکه اطمینان قلب محکم ‌تر و والاتر از سکینه است.
آرامش حقیقی را کسانی دارند که در دل شب، در خانه‌ هایشان به پا می ‌خیزند و در کنار همسر مهربانشان خدا را یاد می ‌کنند. صلوات بر پیامبر و خاندانش می ‌فرستند و از اینکه خداوند به آن ‌ها همسری عنایت فرموده که یاورشان در دین ‌داری است او را شکر می‌ گویند.
زین پس وقتی آقای جوان، مجری برنامه ی موفق و خوب خندوانه از مهمان برنامه پرسید که چه چیز به شما آرامش می ‌دهد، پاسخ خداوند را مرور کنیم، کمی بیندیشیم و پاسخ را در گزینه ‌های خدایی بجوییم.


- نظرات (0)

گره کوری که شیخ رجبعلی باز کرد

وای فای

منظور از صله رحم، فقط دیدار اقوام نیست، بلکه یاری رساندن و رفع نیاز بستگان نیز جزئی از معنای صله رحم است؛ اگرچه ممکن است عقیده و مشرب فکری آنها تفاوت هایی با ما داشته باشد، البته نکته مهم آن است که این رابطه و پیوند همواره حفظ شود.

در این زمانه که تکنولوژی پیشرفت کرد و راحتی و سرعت آمده است، به جای آنکه بتوان از این ابزار استفاده کنیم برای ارتباط داشتن بیشتر با اقوام و بستگان، کم کم دارد ارتباطات و میهمانی ها غریب می شود و انگار نه انگار که فامیل داریم ، همه مشغول کاریم و اگر بیکار باشیم با یک اجنبی در ارتباط هستیم که معلوم نیست طرف مقابل ما چه کسی هست ....

شب و روز در شبکه های اجتماعی ، که کارش با استفاده غلط ما شده جدا کردن بستگان است مشغولیم ، به فرهنگ خودمان  پشت پا زدیم به دیگران خوش امد گفتیم ، روی خوش به کسی نشان دادیم که کارش فاصله میان دلهاست ...
در اسلام صله رحم بسیار سفارش شده است که از بستگان نزدیک و چه از بستگان دور، صله رحم کنید امام صادق (علیه السلام) درباره تفسیر آیه «وَ الذینَ یَصلونَ ما اَمرَ اللهُ بهِ اَن یُوصلَ ،[رعد، ۲۱] فرمودند : «مراد از كسانی كه خداوند پیوستن به آنان را فرمان داده، خویشاوندان توست.» [اصول كافی، ج ۲، ص ۱۵۶]

نگوییم او با ما قهر است، شما به دیدارش برو ... با همه آشنایان باید رفت و آمد داشته باشیم هرچه از نظر خویشاوندی نزدیک تر باشد وظیفه ما در حفظ پیوند، شدیدتر و لازم تر است.

خداوند متعال در قرآن می فرماید: وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً وَذِی الْقُرْبَى [بقره/۸۳] و به پدر و مادر و خویشاوندان نیکی کنید.

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه واله) در درباره اهمیت صله رحم  فرمود: «به آنان كه حاضرند و آنان كه غایبند و آنان كه از صُلب های مردان و رَحِم های زنان تا روز قیامت به دنیا می ‌آیند سفارش می ‌كنم كه صله رحم نمایند، گرچه مستلزم پیمودن یك سال راه باشد، زیرا صله رحم (یكی) از مسائل مهم دین است ».[ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۰۵]

نگوییم او با ما قهر است، شما به دیدارش برو ... با همه آشنایان باید رفت و آمد داشته باشیم هرچه از نظر خویشاوندی نزدیک تر باشد وظیفه ما در حفظ پیوند، شدیدتر و لازم تر است

حضرت علی (علیه السلام ) در این باره می ‌فرماید : « خویشانت را گرامی بدار، زیرا آنان بال و پَرِ تو هستند كه با آنان پرواز می‌كنی و اصل و ریشه تو می ‌باشند كه به ایشان باز می ‌گردی و دست یاور تو هستند كه با آنها به دشمن حمله می ‌كنی و پیروز می ‌شوی » [نهج البلاغه، نامه۳۱، ص۴۰۵] کافر بودن و فاسق بودن باعث نمی‌ شود تا انسان قطع رحم کند در هر شرایطی صله ارحام را باید به جا آورد ؛ چه بسا صله رحم با فاسقی باعث شود تا او از فسق دست بکشد .

 

چگونه صله رحم کنیم ؟

حضرت علی (علیه السلام) می ‌فرماید :« كسی كه از سوی خدا ثروتی به دست آورد، باید بستگان خویش را به وسیله آن دستگیری كند ». [نهج ‌البلاغه، خطبه ۱۴۲]
ب ـ صله رحم جانی : اگر در جایی که جان بستگان در خطر باشد باید به او کمک کرد پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه واله وسلم ) می‌فرماید :« هر كس با جان و مالش، صله رحم كند، خدای متعال اجر صد شهید به او می دهد» [وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۸۶]

ج ـ صله رحم ترک ازار و اذیت : یکی از صله رحم آزار و اذیت نکردن به اقوام و خویشاوندان است یعنی دخالت نکردن در کار آنها تهمت و افترا نزدن و غیبت و عیب جویی نکردن است ، امام صادق (علیه السلام) در این باره می ‌فرماید: « بهترین چیزی كه به آن صله رحم می ‌شود، خودداری كردن از اذیت و آزار آنان است.» [اصول كافی، ج ۲، ص  ۱۵۱]

صله رحم

در این زمانه آیا کسی هست که به دنبال افزایش رزق و روزی اش نباشد؟! در این دنیای مادی امروزی همه به هر نوعی در تکاپو هستند تا بتوانند افزاش روزی برای رفاه بیشتر داشته باشند ... پس چرا معطل هستیم ... اسلام برای این کار پیشنهادی دارد ...

صله رحم باعث افزایش رزق و روزی می ‌شود امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «هر كس دوست دارد، خدا عمرش را طولانی و روزی اش را افزایش دهد، باید صله رحم كند.» [اصول كافی، ج ۲، ص۱۵۰]
در مقابل درباره قطع صله رحم هم بسیار نهی کرده است که خدا در قرآن بر کسانی که قطع رحم کنند نفرین کرده است خداوند متعال می‌فرماید :
« فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ ؛أُوْلَئِكَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ ، پس (اى بیماردلانِ سست ایمان!) اگر (از جهاد) روى گردانید، جز این از شما انتظار نمى‏رود كه در زمین فساد كنید و پیوندهاى خویشاوندى را قطع كنید.  آنانند كسانى كه خداوند از رحمت خویش دور و (گوششان را) كر و چشم‏هایشان را كور ساخته است آنها كسانی هستند كه خداوند آنان را لعنت كرده است» ،[محمد ایه ۲۳ و۲۳]

 

ریشه ی گره های بسته ی زندگی

استاد فاطمی نیا از شخصی نقل می کردند: من در قسمت بایگانی اداره ای کار می کردم و پرونده های متعدد و بعضا بسیار مهم می آمد و ما در آنجا قرار می دادیم، یک روز پرونده بسیار مهمی به دستم رسید، چند روزی که گذشت متوجه شدم آن پرونده گم شده است، هر چه گشتم پیدا نشد.

در آن گیر و دار که کاملا ناامید شده بودم، پرونده به اندازه ای مهم شده بود که به بنده خبر دادند چون شما مسئول پرونده ها هستید اگر تا چند روز دیگر پیدا نشود، حکمی سنگین مانند حبس ابد در مورد شما اجرا می شود.

از این رو نزد یک نفر اهل دل رفتم، ایشان دستور ختمی دادند که انجام بده، همان توسل را انجام دادم.

روزی که قرار بود نتیجه بگیریم از پرونده خبری نبود با ناراحتی از منزل بیرون آمدم تا نزدیکی خیابان مولوی رفتم، دیدم پیرمردی جلو آمد و گفت: آقا! مشکل تو به دست آن شخص که عرق چین به سر دارد و در حال رفتن است، حل می شود.

صله رحم باعث افزایش رزق و روزی می ‌شود امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «هر كس دوست دارد، خدا عمرش را طولانی و روزی اش را افزایش دهد، باید صله رحم كند.»

بدون توجه به این شخص با شنیدن این کلمات به طرف ایشان دویدم و گفتم: آقا جان به دادم برس، گفته اند مشکلم به دست شما حل می شود، پیر مرد نگاهی به من کرد و گفت: خجالت نمی کشی!؟ حالتی بهت زده و متعجب داشتم، ایشان فرمودند: چهار سال است شوهر خواهرت از دنیا رفته، یک مرتبه هم به خواهرت و بچه هایش سر نزده ای، انتظار داری کارت هم پیچ نخورد؟! تا نروی و رضایت آنها را جلب نکنی، مشکلت حل نمی شود.

بعد از شنیدن صحبت پیرمرد بلافاصله به منزل خواهرم رفتم.

وقتی در زدم، خواهرم همراه چند فرزند رنج دیده اش در را باز کرد ، متوجه شد من هستم، گفت: چطور شده بعد از چهار سال آمده ای؟! گفتم: خواهر از من راضی باش و بچه هایت را از من راضی کن، رفتم مقداری هدیه گرفتم و آوردم و آنها را راضی کردم، فردا که به اداره برگشتم، به من خبر دادند که پرونده پیدا شده است.

این پیر مرد عرق چین به سر، کسی نبود جز عارف بزرگ مرحوم شیخ رجبعلی خیاط .(با اقتباس و ویراست از کتاب هزار و یک حکایت اخلاق)

از این دست اتفاقات کم و بیش در زندگی های ما هم وجود دارند ... خیلی اوقات شده که انگار این گره کوری که ایجاد شده با هر دعا و فال و کف بینی باز نمی شود ... شاید و حتماً خیلی از کلید ها در نزدیکی ما، در نوع رفتارها و نگاه های ما هستند و خود خبر نداریم یا شاید خودمان را به بی خبری زده ایم...

بیاییم تا فرصت هست وجود همدیگر را غنیمت بشماریم اگر فردا نبودیم به حال هم تاسف نخوریم ... 

ای کاش که از این ابزار تکنولوژی درست استفاده کنیم و آن را راهی برای ارتباطات درست و به جا استفاده کنیم، نه فقط برای داشتن لحظاتی خنده با فرستادن جک و مطالب بی ارزش صرف ... ابزاری که می تواند خیلی کارایی بیشتری داشته باشد و ما را به هم بیشتر پیوند دهد ...
     گر عمر زیاد خواهی و با برکت               بنمـای به دیـدار عزیزان حـرکت (سید علی مهدوی)



- نظرات (0)

2 گام برای نجات

خیلی روشن است که انسان در معرض خسران است و راه نجات ایمان و انجام اعمال صالح و شایسته است به ویژه "سفارش یکدیگر به حق" و "سفارش یکدیگر به صبر".

جا دارد که هر کدام از ما آدم ها در زندگی یکدیگر را تواصی کنیم، هر یک از ما به سهم خودش در چند گام فضایی بسازیم برای تشویق یکدیگر به حق و صبر .

صبر ؛ صفات صابرین (و چند گام دیگر هم به صبر اختصاص دارد)
رسول خدا صلی الله و علیه وآله می فرمایند: علامة الصابر فی ثلاث: (نشانه انسان صابر در سه چیز است:)
اولها أن لا یَکسَلَ (تنبلی نکردن)
و الثانیةُ أن لا یَضجَرَ (افسرده و دلتنگ نبودن)
و الثالثةُ أن لا یَشکُوَ من ربِّهِ تعالی (از خدا شکوه و گلایه نکردن) (وسایل الشیعه: ۱۸، ص 142)
در تواصی سرزنش جایی ندارد اما موعظه و حکمت هست و لازم هم هست

ما در دنیا دائماً در معرض امتحانیم؛ در معرض ابتلاء و اگر صابر نباشیم، مغلوب می شویم و نابود ... باید جهاد کرد باید صبر کرد.
برای هر تلاش مجاهدانه ای صبر لازم است؛ اساساً صبر لازمه ی روحیه جهادی است و انسانی که اهل جهاد و صبر نباشد نباید امیدوار به بهشتی شدن داشته باشد.
 أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللّهُ الَّذِینَ جَاهَدُواْ مِنکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ (۱۴۲) آل عمران
پس صبر کن و خودت را به صبر وادار کن و خودت را به صبر عادت بده و  یک دیگر را دوستانه و مشفقانه به صبر سفارش و تشویق کن و ...

در فیلم های مستند زیاد دیده ایم که یک نفر سربندِ دوستِ رزمنده اش را می بندد و دوستش هم سربند او را و یا دیده اید که چتر بازها دو به دو چتر و لوازم هم را چک می کنند و نواقص را برطرف می کنند.
تواصی یعنی تو او را سفارش می کنی و او تو را ؛ هر دو هم را برای پایمردی و صبر بیشتر کمک می کنید.
در تواصی سرزنش جایی ندارد اما موعظه و حکمت هست و لازم هم هست.

بسیاری از ما مردم، متاسفانه در "نفرین" و "فحش" و "ناسزا" ماهر هستیم درحالی که در "دعا کردن برای دیگران" در شرایط عادی و یا "تشویق کردن" دیگری؛ ناشی و ضعیف

تواصی از آثار برادری و مهربانی اسلامی است: انّما المومنون اخوة

تواصی در خیلی از جایگاه ها می تواند نقش پررنگ و به جایی داشته باشد؛ کانون خانواده، محیط کار و ... 

زن و شوهر، فرزند و پدر و مادر، همکار، مدیر و ارباب رجوع اگر روحیه تواصی البته با نیت خیرخواهانه داشته باشند، مشکلات حل می شود و زندگی و جامعه عالی ...

کمک

یکدیگر را به مثبت ها توصیه کنیم.

ما در معرض خطر خسران هستیم و در این شکی نیست. وَالْعَصْرِ ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ

بی تعارف، هنوز اهل "امر به معروف" و "نهی از منکر" درست و اهل "تواصی" نشدیم.
گوشمان سخن از یأس و ناامیدی و منفی بافی، بسیار و مکرر شنیده است.
و این "شنیده ها" بی تردید بر روحیه و گفتار ما تاثیر گذاشته است.

 

آیا می دانید ...

بسیاری از ما مردم، متاسفانه در "نفرین" و "فحش" و "ناسزا" ماهر هستیم در حالی که در "دعا کردن برای دیگران" در شرایط عادی و یا "تشویق کردن" دیگری؛ ناشی و ضعیف.
چند جمله برای بهتر کردن حال یک بیمار سخت که برای عیادت در بالینش حاضر شده ایم، بلد هستیم؟ و ...
در اجتماع و خانواده نسبت به دیگری "تهاجم" و "توهین" را بهتر بلدیم تا "همدلی" و "احترام"!
دوستان تواصی؛ یعنی اشتراک دو نفر در توصیه کردنِ هم و توصیه یعنی سفارش کردن، نصیحت و خیرخواهی کردن و اندرز گفتن و وصیت گفتن.
آن قدر مفهوم مثبت دارد که توصیه نامه یعنی تایید و سفارش کردن کسی نزد دیگری در نامه ...

کمی با مثبت ها و مثبت نگری ها انس بیشتر بگیریم ... یکدیگر را به نیرو و انرژی مثبت توصیه کنیم ... باور کنید ضرر نمی کنیم.

منبع:

بیانات حجت الاسلام شهاب مرادی



- نظرات (0)