سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

ذکرهایی برای عزیز شدن نزد دیگران


عزیز شدن نزد دیگران,ذکر برای عزیز شدن

دعا برای عزیز شدن نزد دیگران

 

عزیز شدن نزد دیگران 
اگر شخصی بخواهد نزد دیگری عزیز و محترم شود به طرف راست و چپ و جهت خودش هر کدام ۴ مرتبه بگوید (یا عَزیز)  سپس به طرف مقابل بدمد البته عزیز خواهد شد . این عمل  مجرب وصحیح هست

برای ایجاد محبت در دل معشوق
برای ایجاد محبت در دل مقابل در روز جمعه ۱۰۰۰ مرتبه( اَلوَدُود) را بر انار شیرین بخواند و به خورد مطلوب بدهد تا بخورد دوستی او بی نهایت گردد به گونه ای که تا روز قیامت از او جدا نشود.

ختم عجیب ادریسیه برای عزیز شدن نزد مردم
از مرحوم شيخ بهايي نقل است: هر كس اين اذكار را بخواند دعاي او مستجاب مي شود. اگر كسي اين اسماء را بخواند، هر قدر نزد مردم بي ارزش و بي قدر باشد، محترم و مكرم مي‌گردد و خداي تعالي چندان نعمت ظاهري و باطني به او عنايت فرمايد كه از حساب آن عاجر مي ماند:

يا حميدِي الفِعالِ ذَالمَنِّ عَلي جَميعِ خَلْقِهِ بِلُطْفِهِ
 
منبع : چهل طلوع، سيد حسين رضوي حائري ص ۶۳- ۶۴ نقل از مهج الدعوات سيد ابن طاووس

ذکر مجرب برای رفع بدخویی و دوست داشته شدن توسط مردم
اگر کسی را بدخوی باشد هر روز 95 بار بخواند حق تعالی آن بدخویی برطرف گرداند

و اگر دوستی خواهند هر روز 63 بار بخواند آنکس مطیع شود اگر پیش پادشاهان خواند هر روز 111 بار بخواند تا 161 روز مسخر می شود

و اگر هر روز 25 بار بخواند خلق او را دوست دارند و اگر در کشت زراعت خواند بار بسیار آورد
 
یا حَلیمُ تَحَمَّلتَ بالحِلمِ و الحِلمُ فی حِلمِ حِلمِکَ یا حَلیمُ
   
 کونوز الاسرار ج 1 ص 120 و121 

 

 برای عزیز و محترم شدن
هر که سوره یوسف را بنویسد و سه روز در خانه نگهدارد و بعد از سه روز آن را در بیرون خانه دفن کند نزد پادشاه مملکت عزیز و مکرم گردد.

«قرآن درمانی روحی و جسمی محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»

 


- نظرات (0)

تسلط ابلیس بر انسان‌

ماهیت ابلیس از نگاه قرآن
ابلیس یکی از ملائکه بارگاه احدی بود که به علت سرپیچی از فرمان الهی مبنی برسجده به آدم از درگاه خداوند رانده شد. قرآن کریم چهره پلیدی از او ارائه می دهد. در مقابل از فرشتگان چهره مثبتی را به تصویر می کشد. از سوی دیگر موجوداتی به نام جن در این کتاب آسمانی حد وسط معرفی شده اند. یعنی هم قادرند عصیان ورزند و هم راه اطاعت و عبادت پیش گیرند. این تصویر در کنار آیه ای که ابلیس را از زمره جنیان به حساب می آورد.


ادامه مطلب - نظرات (0)

چرا دعاهای تان اجابت نمی شود



 

 

اجابت دعا

 

 

بسیاری افراد دعاهای شان اجابت نمی شوند زیرا از این خداوندگار درون بی خبرند. آنان تلاش می کنند که توجه خداوندی را جلب کنند که به تصورشان در دوردست هاست، کسی که ممکن است مشکلات آنان برایش مهم باشد، یا نباشد (یا چیزهایی از این دست را باور دارند.) دعا کردن به درگاه چنین خداوندی مایوس کننده است و چندان جای تعجب نیست که بسیاری برای دعا کردن هیچ تلاش نمی کنند.


ادامه مطلب - نظرات (0)

دعای اسم اعظم


دعای اسم اعظم,دعای اسم اعظم خدا,دعای اسم اعظم برای حاجت

دعاهای اسم اعظم برای گرفتن حاجت

 

اسم اعظم به اعتقاد شیعیان، یکی از نام‌های خداست، مسلمانان اسم اعظم را برترین نام خدا می‌دانند که با بر زبان آوردن آن هر خواستهٔ گوینده برآورده می‌شود. در آیات و روایات زیادی به وجود اسم اعظم اشاره شده، و آمده است که اسم اعظم در اختیار پیامبران الهی و امامان معصوم(ع) بوده است روایاتی وجود دارند که به فرازهایی اشاره کرده و اعلام می‌دارند که اسم اعظم در میان این فرازها وجود دارد که نمونه‌ای از آنها را در این‌جا ذکر می‌کنیم:

درباره حقیقت اسم اعظم دو نظر وجود دارد:
برخی آن را از جنس حروف و الفاظ دانسته‌اند:
اسم اعظم خداى تعالى اسمى است كه شروع آن «اللّه» و پايانش «هو» مي باشد و در حروف اسم اعظم نقطه اى نيست و خواندش تغيير نمي يابد چه آن

حروف زيروزبر داشته باشند يا نداشته باشند، و اين اسم در قرآن مجيد در پنج آيه مباركه از پنج سوره موجود است يعنى سوره هاى: بقره، ال عمران ، نساء،طه و تغابن.

اَللَّهُ لا اِلهَ إلاَّ هُوَ الْحَیُّ القَیُّومُ… تا آخر آیت‌الکرسی (سوره بقره آیه‌های ۲۵۵ تا ۲۵۷)
ترجمه: خدایی که نیست معبودی جز او زنده و پاینده است

اَللَّهُ لا اِلهَ إلاَّ هُوَ الحَیُّ القَیُّومُ نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ، مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ، واَنْزَلَ التَّوْریهَ وَالْإِنْجیلَ مِنْ قَبْلُ هُدیً لِلنَّاسِ، وَاَنْزَلَ الْفُرْقانَ (سوره آل عمران آیه ۲و۳)
ترجمه: خدایی که نیست معبودی جز او زنده و پاینده که کتاب را به حق بر تو نازل فرمود و کتاب‌های پیشین را تصدیق کند و از پیش تورات و انجیل رانازل کرده که هدایتی است برای مردم و فرقان را نیز نازل فرمود

اللَّهُ لا اِلهَ إلاَّ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیمَهِ لارَیْبَ فیهِ، وَمَنْ اَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدیثاً (سوره نساء آیه ۸۷
ترجمه: خدایی که نیست معبودی جز او و قطعاً شما را در روز قیامت گردآورد که شکی در آن نیست و کیست که در گفتار از خدا راستگوتر باشد

اَللَّهُ لا اِلهَ إلاَّ هُوَ، لَهُ الْأَسْمآءُالْحُسْنی (سوره طه آیه ۸)
ترجمه: خدایی که نیست معبودی جز او و همه نامهای نیک از آن اوست

اَللَّهُ لا اِلهَ إلاَّ هُوَ، وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ.  (سوره تَغابُن آیه ۱۳)
ترجمه: خدایی که معبودی جز او نیست و بر خدا باید توکل کنند مؤمنان

بعضی آیه («اَللهُ لا اِلهَ اِلّا هُوَ رَبُّ العَرشِ العظیم» در سورهٔ النَّمل آیه ۲۶) را هم جزو اسم اعظم دانسته‌اند.


بیشتر فیلسوفان و عارفان مسلمان، حقیقت اسم اعظم را فراتر از الفاظ و حروف، و آن را حقیقتی عینی و خارجی می‌دانند:
بسیاری از اندیشمندان دینی معتقدند که «اسم اعظم» صرف دانستن و گفتن یک لفظ نیست، بلکه فراتر از لفظ دارای حقیقتی است که در اثر خودسازی، تهذیب نفس، عبادت و توفیقات الهی در وجود افراد پیدا می‌شود و در پرتو این حالت، خداوند قدرت و مقام والایى به آنها خواهد داد.

 

دعای اسم اعظم,دعای اسم اعظم خدا,دعای اسم اعظم برای حاجت

دعای اسم اعظم در متن سوره آیت‌الکرسی می باشد

 
دعای اسم اعظم امام علی (ع):
«یك شب قبل از جنگ بدر، خضر (ع) را خواب دیدم و به او گفتم: چیزى به من بیاموز كه با آن بر دشمنان، نصرت داده شوم.

گفت: بگو: یا هُوَ یا مَن لا هُوَ إلاّ هُوَ، اى او! اى آن كه اویى جز او نیست!.

چون صبح شد، آن را براى پیامبر خدا باز گفتم. فرمود: "اى على! اسم اعظم به تو آموخته شده است". در روز بدر، پیوسته این جمله بر زبانم بود».

نیز امیر مؤمنان، «قل هو اللّه‏ أحد» را خواند و چون آن را تمام كرد، فرمود: «قُل هُوَ اللّه‏ُ أحَدٌ»، اى او! اى آن كه اویى جز او نیست! مرا بیامرز و بر گروه كافران، پیروزم گردان».

در روز صفّین نیز، در حالى كه حمله مى‏كرد، این دعا را مى‏خواند. عمّار بن یاسر به ایشان گفت: اى امیر مؤمنان! این اشارات چیست؟

فرمود: «اسم اعظم خدا و ستون توحید است. خدا، كه معبودى جز او نیست». سپس آیه: «شهد اللّه‏ أنّه لا إله إلاّ هو؛ خدا، خود، گواهى مى‏دهد كه معبودى جز او نیست» و آخر حشر را قرائت كرد. آن گاه پیاده شد و چهار ركعت پیش از زوال خواند.

دعای اسم اعظم امام سجاد (ع):
امام سجاد(ع) فرمودند: «بیست سال از خداوند درخواست کردم، به من اسم اعظم را تعلیم دهد. پس در شبى ایستاده بودم و نماز می‌خواندم. چشم‌هاى من به خواب رفت و دیدم که جدم رسول خدا(ص) از روبه‌رو می‌آمد.

 

وقتی نزدیک من شد، بین دو چشم مرا بوسید و گفت: از خداوند متعال چه خواسته بودی؟! گفتم: اى جد بزرگوارم! از خداوند خواستم تا اسم اعظم خود را نشانم دهد. پیامبر(ص) فرمودند: اى پسرم! این دعا را بنویس. گفتم کجا بنویسم؟ فرمودند: با انگشت خود بر کف دستت بنویس


 دعا این است:
"یَا اللهُ یَا اللهُ یَا اللهُ وَحْدَکَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ أَنْتَ الْمَنَّانُ‏ بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ‏ وَ ذُو الْأَسْمَاءِ الْعِظَامِ وَ ذُو الْعِزِّ الَّذِی لَا یُرَامُ‏ وَ إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ‏ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ؛
 اى خدا! اى خدا! اى خدا! تو یگانه‌اى، تو یگانه‌اى، شریکى براى تو نیست، تو بخشنده، پدید آورنده آسمان‌ها و زمین، صاحب بزرگى و بخشش، صاحب نام‌هاى بزرگ و صاحب عزتی که مغلوب نمی‌گردد. خداى شما خداى یگانه است، نیست خدایى مگر او که بخشنده مهربان است‏ و رحمت خدا باد بر محمّد و بر همه آل او". سپس آنچه خواهی دعا کن».

پس آن‌گاه امام سجاد(ع) فرمودند: «قسم به کسى که محمد را به راستى به پیامبرى فرستاد؛ این دعا را تجربه نمودم و همان‌گونه بود که آن‌حضرت فرمودند». زید بن على گفته که من نیز تجربه نمودم چنان بود که پدرم على بن الحسین گفت.[2]

 

 

پی نوشت:
[2]. سید ابن طاووس، علی بن موسی، مهج الدعوات و منهج العبادات، ص 320- 321،  قم، دار الذخائر، چاپ اول، 1411ق.

 


- نظرات (0)

فرهنگ قسم خوردن

به رنگ خدا

 از جمله امور شایع در جوامع انسانی مساله قسم خوردن، قسم شنیدن و قسم دادن یکدیگر است که متاسفانه جایگاه آن به درستی شناخته نشده است و بعضا مورد سوء استفاده قرار می گیرد. غافل از اینکه قسم خوردن از فلسفه، احکام شرعی و جزائی، آثار تکوینی و اجتماعی متنابهی برخوردار است.

به همین دلیل برنامه "به رنگ خدا" که اختصاص به بررسی سبک زندگی مومنانه باتوجه به آیات نورانی قرآن کریم دارد در هفته جاری ( ۱۵ الی ۲۰ دی ۹۷) با کارشناسی حجت الاسلام سید عباس حسینی باقرآبادی و با توجه به آیه شریفه ۲۴۴ سوره مبارکه بقره فرهنگ قسم خوردن را از منظر دین و روایات بازگو می کند. 

به رنگ خدا به همت گروه معارف‌،‌ قرآن و اهل بیت علیهم السلام رادیو معارف طراحی و تولید می شود که این برنامه با دو تیم برنامه ساز از شنبه تا پنجشنبه به طور زنده ساعت ۱۷:۰۵ به روی آنتن می رود.
روح الله اسماعیلی تهیه و سردبیری ، حمید سوری اجرا ‌ و سعید رحیمی صدابرداری این برنامه را در این هفته بر عهده دارند.


- نظرات (0)

راز طولانی بودن عمر علما

روحانیت
شاید برای شما هم سؤال پیش آمده باشد که چرا میانگین عمر علما و اندیشمندان دینی بالاتر از متوسط عمر سایر افراد جامعه است. به طور مثال متوسط عمر ایرانیان 70 سال اعلام شده است که معمولا اگر مانعی مثل بیماری برای علما به وجود نیاید، بیش از این میانگین عمر می‌کنند. باید دانست چه فاکتورهایی در افزایش عمر علما مؤثر است؟ آیا آن‌ها اکسیر خاصی را در اختیار دارند؟ 

با توجه به اینکه همه انسان‌ها به عمر طولانی علاقه‌مندند و دانشمندان به جهت پاسخ به همین کشش ذاتی بشر، سالیان سال درباره فاکتورهای افزایش عمر به تحقیق و پژوهش پرداخته‌اند، بررسی علل و اسباب طولانی شدن عمر اهمیت پیدا می‌کند.

فاکتورهای افزایش عمر در پژوهش‌های علمی 

امروزه پژوهش‌های علمی زیادی درباره فاکتورهای مؤثر در افزایش طول عمر انجام شده است. معمولاً فاکتورها در ارتباط با دو جنبه جسمانی و روانی انسان و به‌صورت سلبی و ایجابی مطرح می‌شوند که البته عوامل افزایش سلامت جسم در این تحقیقات بیشتر به چشم می‌خورد. مثلاً گفته می‌شود اغذیه مقوی، ورزش، خواب به‌موقع و یا پرخوری نکردن، ترک سیگار و الکل در افزایش طول عمر مؤثر است.

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، علاوه بر مسائل جسمی و روانی، عاملی قوی‌تر و مهم‌تر در افزایش طول عمر به چشم می‌خورد. دین بعد روحانی انسان را محور حیات او قرار داده و بنابراین از نگاه دین هرچه بعد روحانی بشر قوی‌تر شود، عمر او افزایش پیدا خواهد کرد.

اما فقط سلامت جسم در افزایش عمر کافی نیست و باید روان انسان نیز در آرامش و سلامتی باشد. در این رابطه عواملی ازجمله شاد بودن، ارتباط اجتماعی مناسب، مطالعه و امید به زندگی مطرح شده است.

مثلاً "شیجاکی هینوهارا" پزشک ژاپنی که در سال 1911 متولد شد و تا امروز حدود 105 سال عمر کرده است، مؤلفه‌هایی برای طولانی شدن عمر خودش ذکر می‌کند. او دراین‌باره می‌گوید: "درد و رنج و نگرانی را از یاد ببرید؛ تنها راه فراموشی درد و رنج، در "خوشبختی" نهفته است، باید عمیقاً به این مسئله اندیشید. به مسائل مادی زیاد فکر نکنید، فراموش نکنید که شما در هنگام مرگ چیزی با خود نمی‌برید."

و یا  "تحقیقات دانشگاه ییل از یک جامعه آماری متشکل از سه هزار و ۶۳۵ نفر که همگی بالای ۵۰ سال سن داشتند نشان می‌دهد که کتاب‌‌خوان‌ها نسبت به کسانی که کتاب نمی‌خوانند تقریباً دو سال بیشتر عمر کرده‌اند."

تاثیر سبک زندگی دینی بر افزایش عمر

اگر سبک زندگی علما را بررسی کنیم، خواهیم دید پرهیز غذایی مناسب، مطالعه زیاد، دل نبستن به دنیا و... بسیار رعایت می‌شود، ولی این فاکتورها تنها عوامل مؤثر در افزایش عمر آن‌ها نیست.

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، علاوه بر مسائل جسمی و روانی، عاملی قوی‌تر و مهم‌تر در افزایش طول عمر به چشم می‌خورد. دین بعد روحانی انسان را محور حیات او قرار داده و بنابراین از نگاه دین هرچه بعد روحانی بشر قوی‌تر شود، عمر او افزایش پیدا خواهد کرد.

گرچه برخی از فاکتورهای دینی در نظر ما کوچک باشند و یا معتقد باشیم عبادات دینی صرفاً به درد آخرت ما می‌خورد، اما واقعیت این است که دین برای هر سه ساحت وجودی انسان برنامه دارد که یکی از نتایج عمل به این برنامه‌ها افزایش طول عمر است.

حجت‌الاسلام حمیدرضا مظاهری سیف رئیس مؤسسه علمی – فرهنگی بهداشت معنوی، درباره تأثیر پایبندی به سبک زندگی دینی در افزایش طول عمر در مصاحبه با تبیان می‌گوید: "برای انسان باید سه لایه جسمی، روانی و روحی در نظر گرفت. جسم که تکلیفش مشخص است، روان، شامل احساسات، افکار و ذهنیات ما می‌شود و روح نیز بعد معنوی وجود ما بوده و هسته اصلی حیات بشر از همین جنبه روحی و معنوی تشکیل‌شده است. یعنی جسم ما تا زمانی زنده است که روح ما باقی باشد و جسم را همراهی کرده و آن را تدبیر کند. دستورات دینی برای هر سه سطح وجودی انسان سازنده است. برای بعد جسمانی،  دین پرهیزکاری‌هایی در مسائل خوردوخوراک، خواب‌وبیداری یا حتی سحر و بین الطلوعین بیدار بودن مطرح ساخته که البته این‌ها از نظر علم پزشکی هم خواصش ثابت شده است.

در حقیقت مسائل اخلاقی بعد روانی انسان را پشتیبانی می‌کنند. مثلاً حسادت نکردن یا چشم به دیگران نداشتن در آرامش روانی مؤثر است؛ چراکه حرص و آزمندی روان ما را به هم می‌ریزد و هیجانات ما را نامنظم می‌کند. برنامه‌های اخلاقی دین روان ما را تا حد زیادی متعادل می‌کند. از همه مهم‌تر بعد روحی، عبادی و ارتباط با خداست که روح ما را تغذیه می‌کند. تجربه‌های معنوی، انس باخدا و نیایش باعث می‌شود که روح انسان قوی و نیرومند باشد و زمانی که روح نیرومند شود جسم را تدبیر می‌کند و با خودش حمل می‌کند، هرچند جسم پیر شده باشد."


دکتر احمد عابدی، استاد عرفان، فلسفه و فقه حوزه و دانشگاه درباره ارتباط تقویت بعد روحانی بشر با افزایش عمر علما به رسانه‌ها می‌گوید: "اگر کسی روحش با نشاط بود، مثلاً ذکر زیاد گفته، نماز شب خوانده، بدنِ چنین فردی، خیلی خوب می‌تواند کار کند. اما اگر کسی روحش کسل بود، مثلاً دعا نمی‌خواند، ذکر نمی‌خواند، چنین کسی این کار ظاهری را هم نمی‌تواند بکند. این‌که می‌بینیم مراجع تقلید زیاد عمر می کنند به همین خاطر است. وقتی‌که روح بانشاط است و باخدا و با معنویت است، بدن را می‌کشد. یعنی روح روی بدن اثر می‌گذارد و درنتیجه بدن، خیلی کار می‌کند. عکسش هم همین‌طوراست."

 

رابطه عقل بشری با دستورالعمل‌های دینی

بنابراین گرچه برخی از فاکتورهای دینی در نظر ما کوچک باشند و یا معتقد باشیم عبادات دینی صرفاً به درد آخرت ما می‌خورد، اما واقعیت این است که دین برای هر سه ساحت وجودی انسان برنامه دارد که یکی از نتایج عمل به این برنامه‌ها افزایش طول عمر است.

البته برخی از دستورالعمل‌های طول عمر شاید در چارچوب دستاوردهای علمی حال حاضر قابل ارزیابی نباشد، به طور مثال در کتب دینی، "شادکردن دل پدر و مادر" و یا "صله رحم" از عوامل افزایش طول عمر ذکر شده است، اما بدون شک علما و چهره های دینی توجه خاصی به این دستورات داشتند و به آن پایبند بودند.

بنابراین طولانی بودن عمر اندیشمندان دینی، برخاسته از اکسیری خاص یا دستورالعمل پیچیده‌ای نیست، بلکه پایبندی علما به دستورالعمل‌های عقلی و دینی و سبک زندگی سالم چه ازلحاظ جسمی و چه روحی آن‌ها را متمایز از دیگران کرده است. این نوع سبک زندگی ساده و عاری از تعلقات مادی، آرامش را در روح و روان انسان نهادینه می‌کند و آرامش ضامن افزایش طول عمر است.


- نظرات (0)

تبعات فساد اقتصادی

آتش فشان، عذاب
یکی از مهم‌ترین مسائل پیش روی پیشرفت و توسعه اقتصادی کشورها که تمامی نظام‌های اقتصادی در هر سطح و رتبه‌ای با آن روبه رو هستند، فساد اقتصادی است چرا که به فراخور این مسئله، از یک سو زمینه‌های بروز نظام طبقاتی فراهم می‌شود و از دیگر سو مسائلی همچون ربا، تبعیض و بی‌عدالتی در جامعه دامن زده می‌شود.

از این جهت سلامت اقتصادی و عدم وقوع فساد در ادیان آسمانی به ویژه دین اسلام همواره مورد تأکید قرار گرفته است. بر پایه آموزه‌های قرآن، سعادت ابدی انسان تنها در پرتو یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از هرگونه فسادانگیزی است که این مسئله در آیات مربوط به ماجرای قوم شعیب(ع) تبیین داده شده است. خداوند در آیات 84 و 85 سوره هود در این باره می‌فرماید:

وَ إِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا  قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِنِّی أَرَاكُمْ بِخَیْرٍ وَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ؛ و ما به سوی اهل مدین برادرشان شعیب را (به رسالت فرستادیم)، وی گفت: ای قوم، خدای یکتا را که شما را جز او خدایی نیست پرستش کنید و در کیل و وزن کم‌فروشی نکنید، من خیر شما را در آن می‌بینم (که با همه عدل و انصاف کنید) و (اگر ظلم کنید) من می‌ترسم از روزی که عذابی سخت شما را فراگیرد.

وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ؛ ای قوم، در سنجش وزن و کیل اجناس عدالت کنید و آن را تمام دهید و به مردم کم نفروشید و در زمین به فساد برنخیزید»

«مدین» شهری بود در شرق خلیج «عقبه»، شمال حجاز و جنوب شامات که اکنون این شهر در جنوب غربی کشور اردن به نام معان خوانده می‌شود و «ایکه» در اصل به معنی محلی است که درختان فراوان و درهم پیچیده‌ای دارد که در فارسی از آن به بیشه تعبیر می‌شود؛ چون در سرزمینی که نزدیک «مدین» قرار داشت درختان زیادی وجود داشت «ایکه» نامیده شده است. قرآن کریم، محل رسالت حضرت شعیب(ع) را با دو نام ذکر کرده است؛ یکی «مدین» و دیگری «ایکه» که هر کدام را پنج بار نام برده است.

این پیامبر بزرگ، پس از دعوت به توحید، به مبارزه با فساد اقتصادی که از روح شرک و بت‌پرستی سرچشمه می‌گیرد و در آن زمان میان آن قوم رایج شده بود، برخاست و فرمود: «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحِیط»؛ پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم فروشی نزنید) من (هم اکنون) شما را در نعمت می‌بینم؛ (ولی) از عذاب روز فراگیر (قیامت) بر شما بیمناکم»در آیه بعد، مجدداً روی نظام اقتصادی آن قوم تأکید کرده، می‌گوید: «وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُم»؛ «و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت تمام دهید، و بر اشیاء (و اجناس) مردم عیب نگذارید و از حق آنان نکاهیددر پایان آیه، به صورت کلی می‌گوید: «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِین»؛ و در زمین به فساد نکوشید»فساد راه‌های گوناگونی دارد؛ فساد از طریق کم فروشی، غصب مال مردم، تجاوز به حق دیگران، بر هم زدن میزان‌ها و مقیاسهای اجتماعی، عیب گذاشتن بر اموال و اشخاص و بالاخره فساد از طریق تجاوز به حریم حیثیت، ناموس و جان مردم. جملة «لَا تَعْثَوْا» به معنی «فساد نکنید» است، بنابراین ذکر «مُفْسِدِینَ»بعد از آن، به خاطر تأکید هر چه بیش تر روی این مسأله است.

مسئله اقتصادی به قدری نزد خداوند اهمیت دارد که ماجرای قوم شعیب(ع) را در برخی دیگر از سوره‌های قرآن می‌بینیم. آیات 176 تا 190 شعراء نیز از جمله آیاتی است که درباره قوم شعیب و فساد اقتصادی آن‌ها خبر می‌دهد. در انتهای این سری از آیات می‌خوانیم قوم شعیب(ع) به علت بی‌اعتنایی به هشدارهای پیامبر خویش دچار عذاب الهی شد. خداوند در آیه189 همین سوره می‌فرماید: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛ سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانى از ابر صاعقه‌خیز) آنها را فرا گرفت؛ یقیناً آن عذاب روز بزرگى بود»

وجود این آیات نمایانگر آن است که فساد اقتصادی تأثیرات منفی فراوانی از بُعد مادی و معنوی بر یک جامعه ایجاد می‌کند لذا می‌توان گفت اقتصاد از ارکان اساسی یک جامعه محسوب می‌شود که در صورت تزلزل آن، پایه‌های هر حکومتی با لغزش اساسی مواجه می‌شود و آن را در آستانه نابودی قرار می‌دهد.  

منابع:
مقاله «مفهوم‌سازی و سنجش فساد اقتصادی از دیدگاه اسلام»، علی اصغر هادوی‌نیاز
تفسیر نمونه
قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی


- نظرات (0)

توصیه‌های معلم اخلاق

حاج آقا خوشوقت

می‌گویند عده‌ای از آدم‌ها بعد از فوتشان شناخته می‌شوند. به‌واقع حقیقت این سخن در مورد آیت‌الله خوشوقت مصداق عینی داشت. استادی که تا وقتی پای صحبت‌های او ننشسته باشی، شیرینی ارتباط سالم بین امام و مأموم برایت قابل‌درک نیست.

بیش از هر عنوان دیگری، به ایشان می‌توان لقب "امام جماعت مردمی" داد. امام جماعتی که جاذبه‌اش را از طریق اخلاق فردی، عبادات و منش‌های مخلصانه به دست آورد و از تشکیل جمع مریدان به دور بود. 

ایشان خود نگهدار، کم‌حرف و ... بودند اما از چند کلمه ایشان هم می‌شد معانی بسیاری را درک کرد. مربی شدن و اینکه تمامی رفتار و سکنات به‌گونه‌ای باشد که تمامی درس زندگی اولیای الهی را آموزش داد، بسیار فرق دارد


استادی که انسان می‌ساخت

آیت‌الله خوشوقت، به‌طور ملموس زندگی خود را به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بود که همواره در دسترس مردم قرار داشت. از ایشان نقل‌شده: "من عمداً درجایی می‌نشینم که محل عبور مردم باشد، شاید کسی سؤال یا راهنمایی داشته باشد. یا احیاناً گذری رد شود  و صحبتی را متوجه شود و دوست داشته باشد که گوش کنند.

به تعبیری این استاد اخلاق، "طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ" بود. در همین زمینه یکی از شاگردان ایشان نقل می‌کند: "روزی از استاد پرسیدم شما چرا کتاب نمی‌نویسید؟ استاد در پاسخ به سینه خود اشاره کرده و فرمودند: بهترین نوشتن‌ها این است که بتوانی حرف‌ها را در سینه آدم‌ها ثبت کنی."

ارتباط باجوانان بعد از هر وعده نماز‌جماعت

این عالم برجسته با جوانان بسیار جذاب و دلنشین ارتباط برقرار می‌کرد، به‌طوری‌که چنین برخوردی را از کمتر امام جماعتی شاهد بودیم. ایشان معتقد بود مهم‌ترین وظیفه در مسیر زندگی، تربیت انسان‌های مستعد و بلندهمت است و جوانان را یکی از این مصادیق دانسته و برای این امر از هر فرصتی استفاده می‌کرد؛ در منزلشان نشست‌هایی با جوانان ترتیب داده می‌شد، بعد از هرسه وعده نماز‌جماعت، در مسجد نشسته و جوانان به گرد ایشان حلقه می‌زدند و ایشان هم با سعه‌صدر پاسخ‌گوی سؤالات و پرسش‌های آنان بود.

 بیش از هر عنوان دیگری، به ایشان می‌توان لقب "امام جماعت مردمی " داد. امام جماعتی که جاذبه‌اش را از طریق اخلاق فردی، عبادات و منش‌های مخلصانه به دست آورده نه بااشرافی‌گری، فخرفروشی و جمع کردن خواص به دور خود.


اهتمام به حضور کودکان در مسجد

توجه به جوانان، ایشان را از دیگر اقشار مردمی غافل نمی‌کرد. حتی به  حضور کودکان و رفت‌وآمد آن‌ها در مسجد بسیار اهمیت می‌داد. یکی از نمازگزارانی که به‌طور مستمر در نمازهای حاج‌آقا خوشوقت شرکت داشت در مصاحبه به "تسنیم" می‌گوید: "آیت‌الله خوشوقت اعتقاد داشتند که کودکان باید در مسجد حضورداشته باشند ولو برای بازی کردن، تا در بستر همین بازی در محیط مسجد با خانه خدا انس گرفته و بتوانند در کنار این شادی با ثقلین که قرآن و اهل‌بیت است ارتباط برقرار کنند."

این استاد اخلاق حتی نسبت به بانوانی که پای منبر ایشان حضور پیدا می‌کردند، سخت‌گیر نبود.
نویسنده به عینه شاهد این ماجرا بوده که: وی به همهمه‌های رایج در میان خانم‌ها حساسیت نشان نمی‌داد و حرف خود را قطع نمی‌کرد. همین برخورد موجب شد خود خانم‌ها عادت به صحبت کردن میان سخنرانی را ترک کرده و به این امر اهتمام جدی پیدا کردند تا جایی‌که اگر کسی می‌خواست شلوغی ایجاد کند، به او تذکر می‌دادند.

آیت‌الله خوشوقت کم‌حرف و خود نگهدار بود

این مرد بزرگ، در روزگاری هم‌صحبت و هم‌نشین بزرگانی چون علامه طباطبایی صاحب "المیزان" در حوزه اخلاق و عرفان بود، ولی به‌قدری معمولی و ساده زندگی می‌کرد که اگر کسی از لایه‌های درونی شخصیت ایشان آگاه نبود، متوجه مقام علمی و معرفتی ایشان نمی‌شد.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقا‌تهرانی در گفتگو با "باشگاه خبرنگاران جوان" ارتباط مقام علمی و سبک زندگی این امام جماعت را این‌چنین تبیین می‌کند: "ایشان از تمامی علومی که آموخته بودند بارور شده و آن‌ها را در زندگی جاری ساخته بود. آموختن آیات الهی یک‌چیز است و تجلی این باورها در وجود افراد وزندگی شخص امر دیگری است. ایشان خود نگهدار، کم‌حرف و ... بودند اما از چند کلمه ایشان هم می‌شد معانی بسیاری را درک کرد. مربی شدن و اینکه تمامی رفتار و سکنات به‌گونه‌ای باشد که تمامی درس زندگی اولیای الهی را آموزش داد، بسیار فرق دارد."

تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید، طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند.  در طوفان‌ها خود را به آیت‌الله خوشوقت وصل کنید.


مشی سیاسی حاج‌آقا خوشوقت

بسیاری از کسانی که در نمازها و جلسات پرسش‌و‌پاسخ حاج‌آقا خوشوقت شرکت می‌کردند اذعان دارند که وی مسائل شرعی را در هر‌زمینه و مسأله‌ای پاسخ می‌داد اما در مورد مسائل سیاسی و موضوعات مربوط به نظام و انقلاب، همگان را به فرمان مقام‌معظم‌رهبری ارجاع داده و می‌فرمودند: "گوش به فرمان آقا باشید، ببینید نظر رهبری در این‌رابطه چیست." به کرّات در درس‌های اخلاق خود می‌گفتند: "اگر همه به حرف‌های مقام معظم رهبری گوش می‌دادند تمام مشکلات مملکت ما حل می‌شد و همیشه مدافع ولایت فقیه و رهبری بودند."

حجت‌الاسلام حسینی، یکی از ملازمان و همراهان همیشگی حاج‌آقا خوشوقت در این رابطه می‌گوید: "حاج‌آقا همیشه در مباحث سیاسی تأکید داشتند که نگاه کنید رهبری در این زمینه چه فرموده‌اند. کوچکترین اجتهادی در این مسائل نمی‌کرد. علی‌الخصوص در برابر نظرات مقام‌معظم‌رهبری یکبار هم ندیدم اجتهاد کنند یا نظری فوق نظر آقا بدهند. یک وقتی به مزاح از ایشان سؤال شد حاج آقا اگر کسی در برابر نظر رهبری حرفی زد چه کنیم؟ ایشان با لبخند فرمود: موقع نماز یک قدم جلوتر از او بایستید!"

این ارتباط و توجه میان آیت‌الله خوشوقت و مقام‌معظم‌رهبری دو‌سویه بود. رهبری نیز نسبت به حاج‌آقا‌خوشوقت ارادت و توجه خاصی داشتند. آیت‌الله صدیقی در مستندی به مناسبت ارتحال حاج‌آقا خوشوقت، خاطره‌ای را نقل می‌کنند: "به همراه تعدادی از طلاب به خدمت رهبرمعظم‌انقلاب رسیدیم. حضرت آقا فرمودند تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید، طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کنند. بعد بنده به حضرت آقا گفتم از چه کسی استفاده کنیم؟ رهبر معظم انقلاب در پاسخ گفتند؛ در طوفان‌ها خود را به آیت‌الله خوشوقت وصل کنید."

دستورالعملی برای رفع گرفتاری‌ها و مشکلات

در گفتگویی که مردم و جوانان با حاج‌آقا خوشوقت داشتند، از ایشان مکرّر می‌خواستند برای رفع مشکلات،گرفتاری‌ها و جلوگیری از لغزش‌ها، ذکر و دستورالعملی را معرفی کنند. این استاد اخلاق در پاسخ به همه آن‌ها می‌گفتند: "منبع اخلاق در اسلام دو چیز است: قرآن و اهل‌بیت. راهکار اساسی در رفع مشکلات و جلوگیری از لغزش‌ها هم تقوا و ترک گناه است. ذکر به تنهایی حلّال مشکلات نیست. خیلی‌ها در حال گناه، ذکر می‌گویند، این ذکر هیچ‌فایده‌ای ندارد. در اصل انسان باید تقوا داشته باشد."

در کنار تأکیدات حاج‌آقا خوشوقت بر تقوا و ترک‌گناه، صحبت‌های حجت‌الاسلام‌طارمی در رابطه با توجه حاج آقا بر ذکر صلوات، خالی از لطف نیست.


- نظرات (0)

تبعات فساد اقتصادی

آتش فشان، عذاب

یکی از مهم‌ترین مسائل پیش روی پیشرفت و توسعه اقتصادی کشورها که تمامی نظام‌های اقتصادی در هر سطح و رتبه‌ای با آن روبه رو هستند، فساد اقتصادی است چرا که به فراخور این مسئله، از یک سو زمینه‌های بروز نظام طبقاتی فراهم می‌شود و از دیگر سو مسائلی همچون ربا، تبعیض و بی‌عدالتی در جامعه دامن زده می‌شود.


از این جهت سلامت اقتصادی و عدم وقوع فساد در ادیان آسمانی به ویژه دین اسلام همواره مورد تأکید قرار گرفته است. بر پایه آموزه‌های قرآن، سعادت ابدی انسان تنها در پرتو یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از هرگونه فسادانگیزی است که این مسئله در آیات مربوط به ماجرای قوم شعیب(ع) تبیین داده شده است. خداوند در آیات 84 و 85 سوره هود در این باره می‌فرماید:

وَ إِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا  قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِنِّی أَرَاكُمْ بِخَیْرٍ وَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْكُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ؛ و ما به سوی اهل مدین برادرشان شعیب را (به رسالت فرستادیم)، وی گفت: ای قوم، خدای یکتا را که شما را جز او خدایی نیست پرستش کنید و در کیل و وزن کم‌فروشی نکنید، من خیر شما را در آن می‌بینم (که با همه عدل و انصاف کنید) و (اگر ظلم کنید) من می‌ترسم از روزی که عذابی سخت شما را فراگیرد.

وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ؛ ای قوم، در سنجش وزن و کیل اجناس عدالت کنید و آن را تمام دهید و به مردم کم نفروشید و در زمین به فساد برنخیزید»

«مدین» شهری بود در شرق خلیج «عقبه»، شمال حجاز و جنوب شامات که اکنون این شهر در جنوب غربی کشور اردن به نام معان خوانده می‌شود و «ایکه» در اصل به معنی محلی است که درختان فراوان و درهم پیچیده‌ای دارد که در فارسی از آن به بیشه تعبیر می‌شود؛ چون در سرزمینی که نزدیک «مدین» قرار داشت درختان زیادی وجود داشت «ایکه» نامیده شده است. قرآن کریم، محل رسالت حضرت شعیب(ع) را با دو نام ذکر کرده است؛ یکی «مدین» و دیگری «ایکه» که هر کدام را پنج بار نام برده است.

این پیامبر بزرگ، پس از دعوت به توحید، به مبارزه با فساد اقتصادی که از روح شرک و بت‌پرستی سرچشمه می‌گیرد و در آن زمان میان آن قوم رایج شده بود، برخاست و فرمود: «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحِیط»؛ پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم فروشی نزنید) من (هم اکنون) شما را در نعمت می‌بینم؛ (ولی) از عذاب روز فراگیر (قیامت) بر شما بیمناکم»در آیه بعد، مجدداً روی نظام اقتصادی آن قوم تأکید کرده، می‌گوید: «وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُم»؛ «و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت تمام دهید، و بر اشیاء (و اجناس) مردم عیب نگذارید و از حق آنان نکاهیددر پایان آیه، به صورت کلی می‌گوید: «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِین»؛ و در زمین به فساد نکوشید»فساد راه‌های گوناگونی دارد؛ فساد از طریق کم فروشی، غصب مال مردم، تجاوز به حق دیگران، بر هم زدن میزان‌ها و مقیاسهای اجتماعی، عیب گذاشتن بر اموال و اشخاص و بالاخره فساد از طریق تجاوز به حریم حیثیت، ناموس و جان مردم. جملة «لَا تَعْثَوْا» به معنی «فساد نکنید» است، بنابراین ذکر «مُفْسِدِینَ»بعد از آن، به خاطر تأکید هر چه بیش تر روی این مسأله است.

مسئله اقتصادی به قدری نزد خداوند اهمیت دارد که ماجرای قوم شعیب(ع) را در برخی دیگر از سوره‌های قرآن می‌بینیم. آیات 176 تا 190 شعراء نیز از جمله آیاتی است که درباره قوم شعیب و فساد اقتصادی آن‌ها خبر می‌دهد. در انتهای این سری از آیات می‌خوانیم قوم شعیب(ع) به علت بی‌اعتنایی به هشدارهای پیامبر خویش دچار عذاب الهی شد. خداوند در آیه189 همین سوره می‌فرماید: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛ سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانى از ابر صاعقه‌خیز) آنها را فرا گرفت؛ یقیناً آن عذاب روز بزرگى بود»

وجود این آیات نمایانگر آن است که فساد اقتصادی تأثیرات منفی فراوانی از بُعد مادی و معنوی بر یک جامعه ایجاد می‌کند لذا می‌توان گفت اقتصاد از ارکان اساسی یک جامعه محسوب می‌شود که در صورت تزلزل آن، پایه‌های هر حکومتی با لغزش اساسی مواجه می‌شود و آن را در آستانه نابودی قرار می‌دهد.  

منابع:
مقاله «مفهوم‌سازی و سنجش فساد اقتصادی از دیدگاه اسلام»، علی اصغر هادوی‌نیاز
تفسیر نمونه
قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی


- نظرات (0)

مفهوم کودک وانتظار

مهدویت

نشاط روحی برای نیل به مطلوب که ضد آن، یأس و ناامیدی است، مفهوم زیبایی از انتظار را برای بشریت روشن می‌کند. اینکه منتظر چشم‌به‌راه است، امری واضح می‌نماید، اما این چشم‌به‌راه بودن به‌تنهایی برای رسیدن به مقصود کافی نیست، بلکه مهیا نمودن شرایط اصل اساسی انتظار است. عقل سلیم نمی‌پذیرد که بذر را در زمین پاشیده و تنها دست روی دست گذاشته تا خودش رشد نماید، بلکه باید برای بارور شدن آن تلاش نمود.

یکی از ارکان اساسی ظهور، آماده کردن نسل بشریت برای ورود به عرصه ظهور و مهیا شدن این شرایط است. تربیت نسل آینده، بسترسازی و ایجاد کانونی که همراه با سلامت، دیانت، امنیت و عدالت را نیز پذیرا باشد، از شرایط ظهور منجی است. شاید بخش اعظمی از موانع ظهور به حوزه خانواده و تربیت نسل و نیروی آماده‌باش حضرت حجت (عج) مربوط می‌شود؛ اما آنچه می‌تواند ما را در این زمینه یاری کند، آشنا کردن کودکان با مفهوم انتظار و آماده‌سازی است.

تربیت نسل آینده، بسترسازی و ایجاد کانون که همراه با سلامت، دیانت، امنیت و عدالت را نیز پذیرا باشد از شرایط ظهور منجی است.


زنده نگه‌داشتن یاد حضرت در زندگی:

دوران کودکی، مقدمه‌ای برای رشد فکری و آماده‌سازی جهت دریافت مفاهیم و معارف مهدوی است. نه‌تنها دوران رشد فکری کودک، بلکه پراهمیت‌ترین مرحله برای تربیت مهدوی کودک نیز هست. اگر از همان ابتدا یاد حضرت حجت (عج) را در زندگی وی پررنگ کنید، تأثیر بسیار عظیمی در روح کودک خواهد داشت. در فرهنگ شیعی ذکر و یاد از اهمیت بسزایی برخوردار است، چنانچه یاد خدا، قیامت و... سازنده و مؤثر در تربیت و تصمیم‌گیری فرد برای آینده‌اش خواهد بود.

اگر یاد حضرت (عج) را در زندگی، مجالس و محافل پررنگ کنیم مهر و محبت ایشان در دل کودکان نقش خواهد بست؛ مانند اینکه؛ هنگام شنیدن نام حضرت حجت (عج) برخیزیم و یا روزانه به یاد ایشان و برای سلامتی ایشان صدقه دهیم قطعاً اگر این کار را کودک انجام دهد تأثیرگذاری دوچندان خواهد شد. دعای عهد روزانه یا ندبه هفتگی و یا رفتن به مکان‌های منتسب به حضرت مهدی (عج) و خواندن دعاهای وارده در روزها و مکان‌ها به نام ایشان و توسل در هنگام شداید همه نشان‌دهنده ارادت به آن حضرت و بهانه‌ای برای یاد ایشان است که می‌تواند در بطن کودک نقش ببندد.

فضاسازی برای کودک:

یکی از با اهمیت‌ترین کارها در زمان کودکی نهادینه شدن محبت امام زمان (عج) در نهاد او است؛ لذا با فضاسازی در خانه می‌توان نقش و نگاری زیبا در ضمیر کودک ایجاد کرد. تهیه و نصب پوستر و تابلوهای مزین به نام و فرمایشات حضرت (عج) در خانه، پخش دعاهای منتسب در فضای خانه، استفاده از سخنرانی‌ها، مناجات و مدایح مربوط به ایشان، تهیه اسباب‌بازی‌هایی که به نوعی در مورد امامت و شخص امام عصر (عج) باشد همه در روح و جان کودک تأثیر خواهد گذاشت.

وظیفه ما این است که به هر طریق ممکن نام حضرت حجت (عج) را زنده کنیم، چنانچه در زمان خانه‌نشینی حضرت امیر (ع) شیعیان خاص برای احیای نام آن حضرت موقع بلند شدن «یا علی» می‌گفتند. دوران ما، زمان خانه‌نشینی حضرت مهدی (عج) است. ما باید در کلیه احوال و از هر طریق ممکن برای احیای نام حضرت تلاش کنیم و در همه حال بگوییم: یا ولی‌عصر...[1]

تهیه و نصب پوستر و تابلوهای مزین به نام و فرمایشات حضرت مهدی (عج) در خانه، پخش دعاهای منتسب در فضای خانه، استفاده از سخنرانی‌ها، مناجات و مدایح مربوط به ایشان، تهیه اسباب‌بازی‌هایی که به‌نوعی در مورد امامت و شخص امام عصر (عج) باشد همه در روح و جان کودک تأثیر خواهد گذاشت.


انتقال معارف و مفاهیم مهدوی:

یکی از بهترین زمان‌ها برای انتقال مفاهیم در زمان نوزادی و کودکی و از طریق لالائی و شعرهای کودکانه است. چنانچه الگوی نمونه بشریت فاطمه زهرا (س) بسیاری از مفاهیم والا چون شجاعت، عشق و ...را از طریق شعر و لالائی‌های کودکانه در ضمیر فرزندان خود می‌نشاندند.

ارائه معارف مهدوی با زبان دل‌نشین و ساده کودکی از طریق شعر و یا داستان در روح لطیف کودک جایگزین خواهد شد. می‌توان هم‌زمان با رشد کودک مفاهیم را نیز از لالائی به قصه و داستان و یا اجرای نمایش‌های خانگی برای او ارتقاء داد.

بسیاری از افراد برای فرار از جست‌وخیزهای کودک به اسباب‌بازی‌هایی با آهنگ‌های مختلف روی می‌آورند که این امر جز تخریب روح و روان کودک چیزی در پی ندارد.

بازی؛ محرک دیگری در انتقال مفاهیم است. یکی از طبیعی‌ترین و مؤثرترین وسایل برای انتقال مفاهیم به کودکان، عنصر بازی است. بازیِ امروز کودک تعیین‌کننده‌ی گرایش و منش فردای اوست. اینکه پدر و مادر یا مربی با کودک همبازی می‌شوند و اخلاق و منش مهدوی مانند صبر، گذشت، راست‌گویی، خوش‌خلقی و ... را به کودک تزریق می‌کنند، شخصیتی مهدوی و تأثیرگذار تربیت خواهند نمود. کودکانمان سرمایه‌های ذخیره شده دوران ظهور صاحب‌الزمان (عج) هستند، لذا شایسته است جهت آمادگی ایشان برای ظهور تلاش کنیم.

پی نوشت:
[1]. مرتضی آقا تهرانی، محمدباقر حیدری کاشانی/ خانواده و تربیت مهدوی/ ص 358.


- نظرات (0)