سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

فروش ایسوزو یخچالی

ایسوزو یخچال نگهدارنده دار

مدل 87 بدون هیچ تعمیری



تلفن تماس جهت خرید


قراخانی 09121714539

ساعت تماس :10تا 17


عذاب ابدى

عذاب

گناه دل را سیاه می کند و لذت مناجات و عبادت را از ذائقه روح انسان دور می کند چرا که معرفت حق تعالی با دل تاریک ممکن نیست. گناه، آثار و پیامدهای خاصی هم در دنیا و هم در آخرت به همراه دارد و این غیر عذاب های دنیوی و اخروی هر گناه است. در قرآن و روایات اسلامی به بعضی از این امور اشاره شده است، به طور مثال دروغگو در قرآن ملعون خوانده شده است.


عمل هر کسی معلول اوست و معلول همواره با علّت خود است؛ لذا در آخرت هر کسی عمل خود را به دوش می کشد. «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ ــ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ: پس هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار خیر انجام دهد خود آن عمل خیر را مى‏بیند. ــ و هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار بد كرده، خود آن عمل بد را مى‏بیند.» (الزلزلة / 7 و 8)

گناهکار مثل کسی است که سوزنی را در چشم خود فرو می کند، نتیجه تکوینی و معلول طبیعی این کار، کور شدن است. بسیاری از گناهان حقیقتاً کور کننده چشم حقیقت بین انسان هستند؛ لذا نمی گذارند شخص در دنیا حقایق و خوبی ها را ببیند؛ کما اینکه در آخرت نیز نمی گذارد شخص باطن این حقایق و خوبی ها را که نعمت های بهشتی است مشاهده نماید. «وَ مَنْ كانَ فی‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبیلا: و كسى كه در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراه تر است.» (الإسراء/72)

آیات قرآن مجید درباره عذاب ابدى به چندین گروه اشاره كرده است:

1- كفر: «آن كسانى كه كافر شدند و به عقیده كفر مردند، البته بر آن گروه است لعنت خدا و ملائكه و تمام مردمان»[1].

2- ستمگرى: «آنان را كه كافر و ستمگر شدند هیچ‏ گاه خدا نخواهد آمرزید و به راهى هدایت ننماید و گرچه راه جهنم كه تا ابد در آن خواهند زیست و این براى خدا آسان است»[2].

3- نفاق: «خدا مرد و زن از منافقان و كافران را وعده آتش دوزخ و خلود در آن داده. همان دوزخ برای آنها كافى است و خدا آنها را لعن كرده و به عذاب ابد مى‏افكند»[3].

4- تكبر: «پس، از هر در به دوزخ داخل شوید كه در آنجا همیشه معذب خواهید بود و جایگاه متكبران كه دوزخ است بسیار بد منزلگاهى است»[4].

5- تكذیب آیات خدا: «و آنان كه آیات ما را تكذیب كردند، آنها اهل آتش دوزخ و در آن مخلّدند و آن جا بسیار بد منزلگاهى است»[5].

6- قتل عمد: «هركس مۆمنى را به عمد بكشد، مجازات او آتش جهنم است كه در آن جاوید معذب خواهد بود. خدا بر او خشم و لعن كند و عذابى بسیار شدید مهیا سازد»[6].

پس هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار خیر انجام دهد خود آن عمل خیر را مى‏بیند. ــ و هر كس، هم وزن ذرّه‏اى كار بد كرده خود آن عمل بد را مى‏بیند

7- تجاوز از حدود الهى: «هر كه نافرمانى از خدا  و رسول كند و تجاوز از حدود الهى نماید، او را به آتشى در افكند كه همیشه در آن معذب است و همواره در عذاب ذلت و خوارى خواهد بود»[7].

8- دشمنى با خدا و رسول: «آیا نمى‏دانند كه هر كس با خدا و رسولش به دشمنى برخیزد، آتش دوزخ كیفر دائمى او است و این به حقیقت ذلّت و خوارى بزرگ است»[8].

9- احاطه بد كردارى: «آرى، هر كس اعمالى زشت اندوخت و كردار بد به او احاطه نمود، چنین كس اهل دوزخ است و در آن آتش، به عذاب جاوید گرفتار خواهد بود»[9].

10- رباخوارى: «خداوند تجارت را حلال كرده و ربا را حرام. هر كس پس از آن كه پند و اندرز كتاب خدا بدو رسید از این عمل (ربا خوردن) دست كشد، خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت كار او با خداى مهربان باشد و كسانى كه از این كار دست نكشند، آنان اهل جهنم‏اند و در آن جاوید معذب خواهند بود»[10].

11- دوستى و همكارى با دشمنان اسلام: «با آن كه اهل كتاب مدعى ایمانند، باز بسیارى از آنها را خواهى دید كه با كافران (بت‏پرست و منكران) دوستى مى‏كنند و ذخیره‏اى كه براى خود پیش مى‏فرستند و آن غضب خدا است، بسیار بد ذخیره‏اى است و براى آنها در دوزخ عذاب جاوید خواهد بود»[11].

12- شرك: «مشركان را نرسد كه مساجد خدا را تعمیر كنند در صورتى كه به كفر خود شهادت مى‏دهند، خدا اعمالشان را نابود خواهد گردانید و در آتش دوزخ آنها جاوید و معذب خواهند بود»[12].

13- گناه پیشگى: «كسانى كه مرتكب اعمال بد شدند، به قدر همان اعمال مجازات شوند و به خوارى و رسوایى در افتند و ایمنى از عذاب خدا نیابند، گویى روى سیاه آنها قطعه‏اى از شب ظلمانى است. آنان اهل آتش دوزخ و در آن همیشه معذب‏اند»[13]. 

 

پی نوشت ها:

[1]- بقره، آیه 161.

[2]- نساء، آیه 168.

[3]- توبه، آیه 68.

[4]- نحل، آیه 29 .

[5]- تغابن، آیه 10.

[6]- نساء، آیه 93.

[7]- نساء، آیه 14.

[8]- توبه، آیه 63.

[9]- بقره، آیه 81.

[10]- بقره، آیه 275.

[11]- مائده، آیه 80.

[12]- توبه، آیه 17.

[13]- یونس، آیه 27. 



- نظرات (0)

کفارو ارتباطی دوستانه

دشمن

دشمن خدا و خود را ولی نگیرید

پس از این که جامعه ای دست به انقلاب بزند و از سلطه ی دشمن خارج شود، طبیعتا مورد فشارها و تهدیدهایی توسط دشمن قرار می گیرد. در چنین شرایطی حرکت قدرتمندانه ی جامعه ی انقلابی در مسیری که انتخاب کرده است حائز اهمیت است ، زیرا هر لحظه امکان خستگی و تسلیم شدن مومنین در زیر فشارها و تهدید ها وجود دارد. نتیجه این خستگی و تسلیم، تمایل مومنان به برقراری ارتباطی دوستانه با دشمن، به منظور کاستن از فشارها و تهدیدها خواهد بود.
قرآن کریم در سوره مبارکه ممتحنه به واکاوی این موضوع می پردازد.
می فرماید: "یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ"(ممتحنه، 1): دشمن من و دشمن خودتان را سرپرست و ولی نگیرید. اصل معنای ولایت، عبارت از نزدیک بودن دو چیز با یکدیگر است. پس ، دشمن خدا را کنار خودتان ندانید، بلکه رو برو و دشمن و معارض با خودتان بدانید. دشمن خدا را به آقایی خود نگیرید.

مودت یعنی رابطه دوستانه

"تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ": شما به آن ها اظهار مودت و دوستی می کنید.
در زبان عربی، القاء مودت به معنای ایجاد رابطه ای دوستانه می باشد.
دستور مذکور در بسیاری از آیات قرآن تاکید شده است و در بعضی از آیات، فرمان جنگ و از بین بردن دشمن 153662، هم به این فرمان ضمیمه شده است. برای نمونه خداوند متعال می فرماید : "وَدُّواْ لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُواْ فَتَکُونُونَ سَوَاءً  فَلَا تَتَّخِذُواْ مِنهُمْ أَوْلِیَاءَ حَتىَ  یُهاجِرُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ  فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ  وَ لَا تَتَّخِذُواْ مِنهُمْ وَلِیًّا وَ لَا نَصِیرًا": کفار دوست دارند همان گونه که خود کافر شده اند شما هم کافر شوید تا با هم یکسان باشید. پس هرگز آن ها را ولی و سرپرست نگیرید تا آنکه در راه خدا و براى پذیرش دین مهاجرت کنند، پس اگر از این امر روى برتافتند آن ها را هر کجا یافتید بگیرید و بکشید، و هرگز از آنان ولی و یاورى نگیرید. (نساء-89)

چرا نباید با کفار ارتباطی دوستانه داشته باشیم؟

می فرماید:"وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ": اینها به آنچه که از حق و حقیقت پروردگار برای شما فرستاد کافر شده اند.
اینها به شریعت اسلام کافر شدند، به قرآن کافر شدند و آن را کذب خواندند حتی پای خود را از انکار و تکذیب زبانی قرآن بالاتر گذاشته و دست به جنایاتی مانند سوزاندن و تکه تکه کردن این کتاب آسمانی زنند. با کشیدن کاریکاتور موهن اقدام به تمسخر رسول شما کردند.اعمالی را که کفار جاهل صدر اسلام هم نکرده بودند ، کفار گستاخ زمانه ی ما مرتکب شدند.
دوم این که "یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیَّاکُمْ": رسول و شما را از سرزمین هایتان اخراج و بیرون می کنند.
این عمل کفار، فقط مربوط به 1400 سال پیش نیست. این رویه ی همیشگی آن ها در طول تاریخ بوده است. بیرون راندن مسلمانان مظلوم فلسطین از سرزمینهایشان مصداق عینی همین رویه در زمان ماست. همین امروز هم در میانمار، کشورى در شرق آسیا، هزاران انسان مسلمان را دارند می کشند، دارند شکنجه می دهند، دارند از منازل و سرزمین های خود اخراج می کنند
جرم مردم فلسطین و بوسنی و میانمار و عراق و افغانستان و ... چه بوده است؟ آن ها چه کرده اند که باید خانه و کاشانه ی آنها ویران و جان و مال و ناموسشان حلال شود؟
می فرماید: "أَنْ تُوْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُم": تنها جرم آن ها این است که مومنند. تنها گناه آن ها این است که به خدای یگانه ایمان آورده اند.

در جایی دیگر در پاسخ به کسانی که می گویند. نه خیر! کافران با ما قرار داد دارند و آنها براساس قرار دادشان عمل میکنند، می فرماید: کَیْفَ وَ إِن یَظْهَرُواْ عَلَیْکُمْ لَا یَرْقُبُواْ فِیکُمْ إِلاًّ وَ لَا ذِمَّةً  یُرْضُونَکُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَ تَأْبىَ  قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثرُهُمْ فاسِقُونَ: چگونه تعهّدشان مورد اعتماد خواهد بود در حالى که اگر بر شما پیروز شوند در حق شما نه خویشاوندى را مراعات مى  کنند و نه عهد و پیمانى را؟! شما را با سخنانشان راضى مى  کنند در حالى که دل  هایشان امتناع دارد، و بیشترشان فاسق اند. (توبه-8)"

این سخنان را خدا می گوید، و این یعنی از نیت های واقعی کفار خبر می دهد. خبری که احتمال دروغ در آن نمی رود. دشمنان شما، آدمهایی هستند که راضی به زندگی کنار شما نیستند، اصلا وجود شما را نمی توانند تحمل کنند. تا زمانی که  بتوانند از قتل عام و بیرون راندن مسلمانان از ممالکشان کوتاهی نخواهند کرد. اگر بهانه پیدا کنند به قتل عام مردم مسلمان بوسنی در اروپا می پردازند. بعد به بهانه های واهی به آسیا و عراق حمله می کنند، بعد به افغانستان می روند و به قتل عام در آنجا دست می زنند. سپس در آسیای مرکزی، مسلمانان میانمار را از سرزمین هایشان می رانند و به فجیع ترین شکل ممکن دست به کشتار جمعی آن ها میزنند. به وسیله ی ایادی خود، شیعیان بحرین را به جرم شیعه بودن تحت شکنجه و تجاوز و  کشتار قرار می دهند. اطراف ایران را می گیرند و سوریه و عراق و دیگر کشورهای همراه ایران را به هم می ریزند، سپس هم اگر دستشان برسد، همه ی شما را به بدترین وجه خوار و ذلیل خود می کنند و به خاک و خون می کشند.  همه ی این ظلم ها و دشمنی ها را انجام می دهند تنها به یک دلیل: آن هم این است که شما مومن هستید. شما به خدای یگانه ایمان آورده اید: «وَما نَقَموا مِنهُم إِلّا أَن یُومِنوا بِاللَّهِ العَزیزِ الحَمیدِ: آنها هیچ ایرادی بر مومنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.» (بروج، 8)

دشمن کاری ندارد که شما کدام طرفی بودی یا هستی

در ادامه سوره برای اینکه مسلمان ها از نظر فکری قانع شوند و چرایی ممنوع بودن ایجاد هر گونه رابطه ی دوستانه با کفار را بهتر درک کنند، به معرفی آن ها می پردازد:
"إِنْ یَثْقَفُوکُمْ": اگر بر شما دست یابند
"یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً": دشمن شما خواهند بود.
وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ(ممتحنه، 2): دست و زبان خود را به بدی بر روی شما می گشایند. دستشان را می گشایند، شما را تحت فشار قرار می دهند، زبانشان را به بدی به روی شما می گشایند، شما را تحقیر می کنند، شما را بی حیثیت و بی شرافت می کنند، شما را به عنوان یک انسان قابل نمی شمارند. کاری ندارند که شما کدام طرفی بوده اید.

پاسخ به کسانی که می گویند: کافران با ما قرارداد دارند و آنها براساس قرار دادشان عمل می کنند

در جایی دیگر در پاسخ به کسانی که می گویند. نه خیر! کافران با ما قرار داد دارند و آنها براساس قرار دادشان عمل میکنند، می فرماید: کَیْفَ وَ إِن یَظْهَرُواْ عَلَیْکُمْ لَا یَرْقُبُواْ فِیکُمْ إِلاًّ وَ لَاذِمَّةً یُرْضُونَکُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَ تَأْبىَ قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثرُهُمْ فاسِقُونَ: چگونه تعهّدشان مورد اعتماد خواهد بود در حالى که اگر بر شما پیروز شوند در حق شما نه خویشاوندى را مراعات مى  کنند و نه عهد و پیمانى را؟! شما را با سخنانشان راضى مى کنند در حالى که دل هایشان امتناع دارد، و بیشترشان فاسق اند. (توبه-8)"

همه ی این ظلم ها و دشمنی ها را انجام می دهند تنها به یک دلیل: آن هم این است که شما مومن هستید. شما به خدای یگانه ایمان آورده اید: «وَما نَقَموا مِنهُم إِلّا أَن یُومِنوا بِاللَّهِ العَزیزِ الحَمیدِ: آنها هیچ ایرادی بر مومنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.» (بروج، 8)

کلام آخر

افراد غیرمسلمان به دو گروه تقسیم می شوند: گروهی که در مقابل مسلمین ایستاده اند و شمشیر به روی آن ها کشیده اند و آن ها را از خانه ی خود به اجبار بیرون کرده اند و خلاصه عداوت و دشمنی خود را با اسلام و مسلمین در گفتار و عمل، آشکارا نشان دادند: إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (الممتحنه/9) تکلیف مسلمانان این است که هرگونه مراوده با این گروه را قطع کنند و از هرگونه پیوند محبت و دوستی خودداری نمایند که مصداق روشن آن مشرکان مکه مخصوصا سران قریش بودند، گروهی رسما دست به این کار زدند و گروهی دیگر نیز آن ها را یاری کردند.
اما دسته ی دیگری از دشمنان بودند و هستند که در عین کفر و شرک، کاری به مسلمانان نداشتند، نه عداوت می ورزیدند، نه با آن ها پیکار می کرند و نه اقدام به بیرون راندن شان از شهر و دیارشان نمودند، حتی گروهی از آن ها پیمان ترک مخاصمه با مسلمانان بسته بودند، نیکی کردن و اظهار محبت به این دسته بی منع بود و و اگر معاهده ای با آن ها بسته بودند باید به آن وفا کنند و در اجرای عدالت بکوشند: "لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ (ممتحنه، 8)"


- نظرات (0)

جهاد در راه خدا

جهاد در راه خدا

 هر گاه مجاهدان دل و جان خود را با ایمان به خدا و وعده های بزرگ او روشن سازند، و بدانند هر نفسی، و هر سخنی، و هر گامی، در این راه بر می دارند گم نمی شود، بلکه حساب همه آنها بدون کم و کاست و در نهایت دقت محفوظ است و خداوند، در برابر آنها به عنوان بهترین اعمال از دریای بیکران لطفش شایسته ترین پاداش ها را می دهد.
با این حال هرگز از تحمل این مشکلات سر باز نمی زنند و از عظمت آنها نمی هراسند، و هیچگونه ضعف و فتوری هر چند جهاد طولانی و پر حادثه و پر مشقت باشد به خود راه نمی دهند چنانچه می فرماید: "هیچ تشنگى و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمى رسد و در هیچ مكانى كه كافران را به خشم مى آورد قدم نمى گذارند و از دشمنى غنیمتى به دست نمى آورند مگر اینكه به سبب آن عمل صالحى براى آنان [در كارنامه شان] نوشته مى شود زیرا خدا پاداش نیكوكاران را ضایع نمى كند." ﴿١٢٠، توبه﴾ و نیز " و هیچ مال كوچك و بزرگى را انفاق نمى كنند و هیچ سرزمینی را نمى پیمایند مگر اینكه به حساب آنان نوشته مى شود تا خدا آنان را به بهتر از آنچه مى كردند پاداش دهد." ﴿١٢١، توبه﴾
خداوند در چند مورد به پاداش بزرگ و ضایع نشدن عمل  مجاهدان در راه خدا  در قرآن اشاره فرموده است ؛ إِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ 
- نظرات (0)

رسیدگی به خانواده های شهدا


خانواده شهدا

با نگاه قرآنی می شود این مسئله را از سه زاویه نگاه کرد: 

نگاه اول

نگاه اول، یک نگاه کلی و اصولی است. اصل "احسان" به دیگران، که همه مخلوقاتی هستند که عیال خدا حساب می شوند، سبب قرب به خدا می شود. 
خدمت به خانواده های شهدا و ایثارگران، یک "احسان" بزرگ مداوم است: "وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ" (بقره ، 195) و نیكى كنید كه خداوند نیكوكاران را دوست دارد. 
محسنین  را خدا دوست دارد، پس به خدا نزدیک می شوند. علاوه بر این، قرآن به طور خاص، احسان به پدر و مادر  را سفارش مکرر و مؤکّد می کند: "وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْسانا" (احقاف، 15) " ما انسان را توصیه كردیم كه درباره پدر و مادرش نیكى كند". نیکی و خدمت به پدران و مادران شهدا و ایثارگران، قبل از هر چیز، امتثال امرِ احسان به والدین است. 

نگاه دوم

خانواده ی شهدا از معرکه ی این آزمایش سخت، خیلی سربلند بیرون آمده اند و به یمن صبر جمیلشان، کسانی هستند که بشارت خدا بر آن ها نازل شده است: "وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ" (بقره، 155) بشارت بده به استقامت كنندگان.

از زاویه ی دیگر که نگاه کنیم، با خدمت به این خانواده های نورانی، متصل می شویم به کسانی که به خدا رسیده اند اما هنوز زنده اند. درک زنده بودن شهدا، برای ما آسان نیست؛ این را انتهای آیه ی 154 سوره ی بقره می گوید: "وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ" و به آنها كه در راه خدا كشته مى ‏شوند مرده مگویید، بلكه آنها زندگانند ولى شما نمى ‏فهمید. 
اتصال به کسانی که شربت وصل خدا را نوشیده اند و "عند ربهم یرزقون" اند، می تواند به مقرّب شدن ما کمک کند. پای صحبت خانواده ی شهدا که بنشینید، دستگیرتان می شود که شهدا حواسشان خیلی به خانواده بوده و هست؛ پس خدمت به این خانواده هایی که  نگاه واصلان الی الله مدام به آنهاست، یک فرصت طلایی است برای تقرّب الی الله

نگاه سوم

در سومین زاویه ی نگاه قرآنی به این مسئله، به سراغ ویژگی های خاص خود خانواده های معزز شهدا و ایثارگران می رویم. 
رسیدگی به خانواده های عزیز شهیدان، یعنی توجه و احترام به کسانی که یک ملت، مدیون آن ها هستند. یعنی کسانی که آب و خاک و جان و مال و ناموس و آرامش مردم، مرهون آن هاست. نمی شود گفت عزیز دل یک مادر، جگرگوشه ی یک پدر، پشت و پناه یک همسر و فرزند، کمتر از جان خود آنهاست؛ وقتی یک خانواده، عزیزِ رعنای خود را به جهاد فی سبیل الله  می فرستد، گویی جان خود را فرستاده است؛ نفس خود را، ثمره ی خود را به میدان برده است و این یعنی یک ابتلای خیلی بزرگ: "وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ..." (بقره، 155) قطعا همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى، و كمبود میوه ‏ها آزمایش مى‏ كنیم.  
خانواده ی شهدا از معرکه ی این آزمایش سخت، خیلی سربلند بیرون آمده اند و به یمن صبر جمیلشان، کسانی هستند که بشارت خدا بر آن ها نازل شده است: "وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ" (بقره، 155) بشارت بده به استقامت كنندگان. 
این خانواده، مصیبت بزرگ خود را با خدا معامله کرده و به خدا وصل کرده است. "الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ" (بقره، 156) آنها كه هرگاه مصیبتى به آنها رسد مى‏ گویند: ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم.
 و پس از این بشارت، صلوات و رحمت و هدایت خدا نصیبشان می شود: "أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ" (بقره، 157) اینها همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایت یافتگان. 
آیات 155 تا 157 سوره مبارکه بقره را که می خوانی، استواری و عظمت روح پدران و مادران شهدا پیش چشمت مجسّم می شود. سوختن قلب یک مادر و یک پدر در فراغ جوان برومندی که قد کشیدنش را سال ها به تماشا نشسته، فهمیدنی نیست شاید به همان اندازه ای که زنده بودن شهید را قرآن می گوید شما نمی فهمید. حالا این را بگذارید در کنار انتظار بی -پایانی که بعضی از همین مادران می کشند برای بازگشتن یک بند انگشت باقی مانده از آن سرو رعنا. 

میانبر دیگری که در خدمت و رسیدگی به خانواده های ایثارگران وجود دارد، این است که ارتباط نزدیک با جهادگران، روحیه و عزم جهاد را در ما نیز می پروراند؛ چه جهاد اصغر میدان جنگ و گذشتن از جان، و چه جهاد اکبر و گذشتن از هوای نفس.

غیر از معامله با خدا، غیر از اتصال و قرب خدا، چه چیزی می تواند داغ این قلب های تفتیده را جبران کند؟ غیر از اتصال و قرب خدا، چه چیزی می تواند بجای شکستن و فرو ریختن، به روح این مادران و پدران و همسران، ایستادگی و عظمت ببخشد؟ غیر از بهشت رضوان الهی، چه چیز می تواند آن سوی این معامله باشد؟ 
"إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة" (توبه، 111) خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خریدارى مى‏كند كه بهشت از آن آنها باشد. 
با این اوصاف، با گنج هایی روبرو هستیم که به خدا وصل اند. خدمت به خانواده های شهدا و ایثارگران، متصل شدن به کسانی است که در مسیر قرب الی الله پیشتازند؛ پس به فرموده ی مرجع عالیقدر، آیت الله وحید خراسانی افضل قربات است. 
میانبر دیگری که در خدمت و رسیدگی به خانواده های ایثارگران وجود دارد، این است که ارتباط نزدیک با جهادگران، روحیه و عزم جهاد را در ما نیز می پروراند؛ چه جهاد اصغر میدان جنگ و گذشتن از جان، و چه جهاد اکبر و گذشتن از هوای نفس. 

نکته ی آخر:

این مقرب شدن، فقط در دسترس مسئولین و اهالی بنیاد شهید و امور ایثارگران نیست. خانواده های شهدا و جانبازان و آزادگان، در میان ما و در همین کوچه و محله ما زندگی می -کنند. شاید از اقوام ما باشند. پیدا کردن و سر زدن و خدمت کردن به آن ها کار سختی نیست اما مقرّب شدن را شتاب می بخشد. 


- نظرات (0)

مرگ انسان به دست كیست؟

در قرآن، گاهى خداوند كارهایى را به خودش نسبت مى ‏دهد و گاهى همان كار را به دیگرى، مثلاً در مورد گرفتنِ جان انسان، یك جا مى ‏فرماید: «اللّه یتوفّى الانفس» (سوره زمر، آیه 42) خدا، جان مردم را مى ‏گیرد. 
و در جاى دیگر مى ‏فرماید: «یتوفّاكم ملك الموت» (سوره سجده، آیه 11) ملك الموت «عزرائیل»، جان مردم را مى ‏گیرد.

مرگ

هنگام مرگ به گفته ی قرآن، نفس ماست که از ما گرفته می شود. یادمان باشد هیچ کاری در هستی انجام نمی شود مگر با اجازه خداوند و منطبق بر سنت الله (قوانین آفرینش) باشد حتی پیامبران برگزیده خداوند که برای هدایت بشر فرستاده می شوند فقط باید آنچه را خدا دستور می دهد به مردم بگویند و مطابق فرامین خدا عمل نمایند؛ مثلا روح الامین  که قرآن را بر سینه پیامبر نازل می کند با اجازه خداوند است و پیامبر اجازه هیچ دخل و تصرفی را از جانب خود در کلام وحی ندارد: (سوره 40 غافر آیه 78) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِکَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَیْکَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ وَمَا کَانَ لِرَسُولٍ أَن یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّـهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّـهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِکَ الْمُبْطِلُونَ: و البته رسولانی را از قبل تو فرستادیم و از آنها کسی است که داستانش را برای تو نقل کردیم و از آنها کسی است که داستانش را برای تو نقل نکردیم و در شان و شایسته ی هیچ رسولی نیست که آیه ای را بیاورد مگر با اجازه ی خدا و وقتی دستوری از جانب خدا به حق گذرانده شود ( اجازه ی آوردن آیه ای داده شود) و آنجاست که کسانی که به مسیر باطل می رفتند زیان می کنند.

می میرید با اجازه خدا!

و تنها خداست که می میراند و زنده می کند و خلق می کند و روزی می دهد و شفا می دهد و هدایت می کند و هر یک از این ها را که بخواهد توسط رسولان و فرشتگانش به انجام می رساند.

و هیچ کس نمی میرد مگر با اجازه خدا ! (سوره 3 آل عمران آیه 145): وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّـهِ کِتَابًا مُّؤَجَّلًا وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِی الشَّاکِرِینَ: و نبوده است کسی بمیرد (کسی نمی تواند بمیرد) مگر با اجازه خدا و کتابی است زمان دار و هر کس می خواهد پاداش دنیا را از آن به او می دهیم و آن کس که می خواهد پاداش آخرت را از آن به او می دهیم و به زودی شاکران را پاداش می دهیم.
بنابراین آنچه که رسولان خدا انجام می دهند همه از جانب خداست و در این کار ماموریت دارند (سوره 32 سجده آیه11) قُلْ یَتَوَفَّاکُم مَّلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ: بگو فرشته ی مرگ شما را متوفی می کند (جانتان را به تمامی میگیرد) همان کسی که بر شما وکیل شده سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده می شوید.
و قرآن به روشنی بیان می کند گرفتن جان انسان ها  برعهده ی یک نفر نیست و فرشتگان، رسولانی هستند که برای گرفتن جان های کسانی که هنگام مرگشان فرا رسیده است به سوی آنها فرستاده می شوند تا جانشان را بستانند.
و تنها خداست که می میراند و زنده می کند و خلق می کند و روزی می دهد و شفا می دهد و هدایت می کند و هر یک از این ها را که بخواهد توسط رسولان و فرشتگانش به انجام می رساند.

کلام آخر:

نبوده است کسی بمیرد (کسی نمی تواند بمیرد) مگر با اجازه خدا و کتابی است زمان دار و هر کس می خواهد پاداش دنیا را از آن به او می دهیم و آن کس که می خواهد پاداش آخرت را از آن به او می دهیم و به زودی شاکران را پاداش می دهیم.

در قرآن، گاهى خداوند كارهایى را به خودش نسبت مى ‏دهد و گاهى همان كار را به دیگرى، مثلاً در مورد گرفتنِ جان انسان، یك جا مى ‏فرماید: «اللّه یتوفّى الانفس» (سوره زمر، آیه 42) خدا، جان مردم را مى ‏گیرد. 
و در جاى دیگر مى ‏فرماید: «یتوفّاكم ملك الموت» (سوره سجده، آیه 11) ملك الموت «عزرائیل»، جان مردم را مى ‏گیرد.
و جایى دیگر مى‏فرماید: «تَوفّته رُسُلنا» ( سوره انعام، آیه 61) فرشتگان، جان مردم را مى‏ گیرند. 
هر سه تعبیر قابل قبول است. 
در بعضی آیات بیان می کند که فرشتگان جان ‏ها را مى ‏گیرند و به عزرائیل تحویل مى ‏دهند و عزرائیل جان ‏ها را به خدا تحویل مى ‏دهد. 
شاید هم این گونه باشد: جان افراد عادى را فرشتگان مى ‏گیرند، جان افراد برجسته را عزرائیل مى ‏گیرد و جان اولیاى الهى  را خداوند مى ‏گیرد. 
همان ‏گونه كه قرآن درباره اهل بهشت تعبیرهاى مختلفى دارد؛ یك جا مى ‏فرماید: «یسقیهم ربّهم» (سوره انسان، آیه 21) خداوند آنان را سیراب مى ‏كند. در جاى دیگر مى‏ فرماید: «یُسقَون فیها كأساً» (سوره انسان، آیه 17) اینها از طریقى سیراب مى‏ شوند و نامى از خداوند برده نشده است.
در همه ی این بیانات نکته ی اساسی و مهم این است که بدانیم هیچ کاری در هستی انجام نمی شود مگر با اجازه خداوند و منطبق بر سنت الله (قوانین آفرینش) باشد حتی پیامبران برگزیده خداوند که برای هدایت بشر فرستاده می شوند فقط باید آنچه را خدا دستور می دهد به مردم بگویند و مطابق فرامین خدا عمل نمایند.





- نظرات (0)

مراد از سنّت هاى الهى در قرآن چیست؟

قرآن

مجلس شوراى اسلامى دو رقم قانون وضع مى كند: 
قانونى براى اداره خود مثل آن كه هیئت رئیسه و رئیس مجلس چگونه انتخاب شود، تعداد كمیسیون ها و تعداد نفرات هر كمیسیون، مقدار حقوق، مقدار تعطیلات، شرایط مجلس علنى و غیر علنى، رأى مخفى و رأى غیر مخفى، شرایط استیضاح وزیر و... چگونه باشد كه اینها قوانینى است كه مجلس براى خودش مى گذارد. 
نوع دوم قوانینى است كه مجلس براى مردم و دولت وضع مى كند. 

قوانینی که خداوند برای خود تعیین کرده است

خداوند (جل شأنه) نیز قوانین و برنامه هایى را براى خود معیّن كرده و قوانینى را براى مردم، كه از طریق انبیاء اعلام كرده است. به قوانینى كه خداوند براى خودش تعیین كرده است، سنّت الهى «سنّة اللّه»1 (سوره احزاب، آیه 138) مى گویند. مثلاً: 

مراد از سنت های الهی، قوانین محکم و استواری است که پایه و اساس نظام موجود در این جهان و جهان دیگر است.

قانون هدایت: «اِنّ علینا لَلهُدى » (سوره لیل، آیه 12) 
قانون حسابرسى: «انّ علینا حسابهم» (سوره غاشیه، آیه 21) 
قانون رزق رسانى: «على اللّه رزقها» ( سوره هود، آیه 6) 
قانون حمایت: «انّا لَنَنصر رُسلنا» (سوره غافر، آیه 51)
قانون رحمت: «كَتب ربّكم على نفسه الرّحمة» (سوره انعام، آیه 54) 
امّا به قوانینى كه براى مردم تعیین كرده است، احكام و تكالیف شرعیّه گفته مى شود.
در حقیقت مراد از سنت های الهی، قوانین محکم و استواری است که پایه و اساس نظام موجود در این جهان و جهان دیگر است. از آنجایی که خالق متعال، حکیم و عالم و عادل است، نظامی را آفریده است که نظام اکمل و اصلح است، در این نظام هر چیزی در جای خود قرار گرفته است و طبق قوانین محکم و متقن و تغییر ناپذیر حرکت می کند و اداره می شود که اگر این قوانین (سنت ها) نباشند تمام اوضاع جهان به هم می ریزد.
این قوانین دو دسته هستند: یک دسته از آنها در عالم تکوین  است مثل جاذبه زمین، سوزندگی آتش، خواص هر یک از عناصر و مواد و ... ، آیا جهان ماده بدون وجود این قوانین می تواند وجود داشته باشد اگر در یک روز جاذبه زمین وجود داشته باشد و روز دیگر وجود نداشته باشد، در یک روز آب در صد درجه به جوش بیاید و در روز دیگر در صفر درجه و...، چه وضعیتی در جهان پدید خواهد آمد پس برای اینکه جهان ماده بتواند منظم باشد، باید بر طبق یک سری قوانین و سنت های لایتغیر  اداره شود، همانطور که این چنین هم هست.

سنت ها و قوانینی از جانب خدا برای انسان ها

منظور از«سنت الهی» آن نیست که فعل خاصی مستقیما و بی واسطه از خداوند صادر شود، بلکه خداوند امور را با اسباب و وسایل طبیعی و فوق طبیعی انجام می دهد و چنان که خواهیم گفت، یکی از سنت های الهی همین سنت الهی در اسباب و مسببات  است.

برای انسانها نیز خداوند متعال یک سری قوانین و سنت های لا یتغیر دارد مثل این که می فرماید: « وَ لا یَحیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلاّ بِأَهْلِهِ ... » یعنی: "این نیرنگ ها تنها دامن صاحبانش را می گیرد." [فاطر آیه 43- ترجمه آیت الله مکارم شیرازی] به بیان دیگر یکی از سنت های الهی این است که هر کس بدی و مکر و حیله کند، نتیجه اش به خودش بر می گردد.
یکی دیگر از سنت های الهی  این است که می فرماید: «... إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ...» یعنی: "...خداوند سرنوشت هیچ قومی (و ملتی) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند..." [رعد آیه 11- ترجمه آیت الله مکارم شیرازی] و همینطور است سنت آزمایش و امتحان انسانها  و صدها قانون و سنت دیگری که براساس حکمت خداوند ایجاد شده و در سراسر عالم رایج است اینها اساس نظم عالم هستند و اگر این سنت ها نباشند دیگر نظم و نظام معنی نخواهد داشت.

سنت الهی در اسباب و مسببات

منظور از«سنت الهی» آن نیست که فعل خاصی مستقیما و بی واسطه از خداوند صادر شود، بلکه خداوند امور را با اسباب و وسایل طبیعی و فوق طبیعی انجام می دهد و چنان که خواهیم گفت، یکی از سنت های الهی همین سنت الهی در اسباب و مسببات  است. در عین حال و در مرحله ی بالاتر، افعال را به خداوند نیز می توان منسوب کرد و بنابراین تعابیر «سنة اللّه» [احزاب/38 و 62،فاطر/43،غافر/85،و فتح/ 23] و«سنتنا» [اسراء/77] که در قرآن کریم به کار رفته اند، بر همین وجه هستند.

منابع:
تفسیر المیزان ، ج 13 ، صفحه 126
تفسیر نمونه ، ج 18 ، ص 292
مجموعه آثار شهید مطهری ج1



- نظرات (0)

از هیچ کس در قیامت سؤال نمی شود!

قیامت، محاسبه

در قیامت این‌ گونه نیست که خداوند بخواهد از وضعیت انسان ‌ها و میزان کار خوب و بد آن‌ ها و در نتیجه استحقاق پاداش و کیفر آن‌ها آگاهی یابد؛ بلکه هدف از آن نشان دادن حقیقت و باطن اعمال و اعتقادات آدمی به خود اوست.(1)

محاسبه کننده اعمال

بر اساس برخی آیات تنها خداوند عهده‌دار حساب‌رسی اعمال بندگان  است:«وَإِن مَّا نُرِیَنَّكَ بَعْضَ الَّذِی نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَیْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَیْنَا الْحِسَابُ»(2) هم‌چنان که در آیه دیگری فرموده است: «إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ».(3) برخی روایات نیز همین معنا را تأکید کرده‌اند، از جمله اینکه شخصی اعرابی به محضر پیامبر(صلی الله و علیه وآله) رسید و گفت: چه کسی عهده‌ دار حساب خلق است؟ پیامبر(صلی الله و علیه وآله) فرمود: خدا. گفت: به تنهایی؟ حضرت فرمود: آری. اعرابی خندید و پیامبر(صلی الله و علیه وآله) از علت آن پرسید. مرد پاسخ داد: کریم وقتی قدرت داشته باشد عفو کند و زمانی که محاسبه کند در آن مسامحه کرده، سخت نمی‌گیرد.(4)
در مقابل این روایات، روایات دیگری وجود دارد که به صراحت حجج الهی را عهده‌ دار حسابرسی اعمال برخی افراد معرفی می‌ کند، مانند روایاتی که ائمه(علیهم السلام) را عهده ‌دار حسابرسی اعمال شیعه معرفی می ‌کند.(5)

محاسبه سریع اعمال

ایاتی از قرآن کریم بر این مسئله دلالت دارند که همه اعمال انسان مورد محاسبه قرار می ‌گیرند.(22) گستره این محاسبه چنان وسیع است که حتی نیات و اعمال جوانحی انسان را در بر می‌گیرد.(23) برخی آیات نیز بر این امر دلالت دارند که خداوند در قیامت همگان را از اعمالی که انجام داده‌اند، آگاه می‌سازد(24) و مردم نتایج اعمال خویش را می‌بینند.(25)

از ویژگی‌های حساب‌رسی الهی، سریع انجام شدن آن است. به همین جهت سریع ‌الحساب و اسرع ‌الحاسبین از جمله اسامی و صفات خداوند است. در آیاتی از قرآن کریم بر محاسبه سریع اعمال  تأکید شده است.(6) در معنای رسیدگی سریع به حساب بندگان احتمالاتی وجود دارد:
1. خداوند اعمال بندگان را به سرعت جزا می ‌دهد و وقت فرا رسیدن جزا نزدیک است؛ چنانکه می‌ فرماید: «وَلِلّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ».(7) بنابراین حساب به معنای جزای اعمال است.(8)
2. خداوند در سرای آخرت به حساب بندگان در مدت کوتاهی رسیدگی می‌ کند و حساب هیچ کس او را از حسابرسی دیگران باز نمی‌ دارد. بنابراین کثرت محاسبه‌ شدگان موجب طولانی شدن حسابرسی نمی ‌شود تا در نتیجه جزای افراد مستحق به تأخیر افتد و در حق آنان حکمی صورت گیرد؛ بلکه خداوند همه را با هم حسابرسی می‌کند.(9) خداوند در یک لحظه ماحصل اعمال نیک و بد را برای هر یک از افراد آشکار می‌‌ کند،(10) چنان‌که در آن واحد همه بندگان را روزی می ‌دهد. فردی از امام علی(علیه السلام) پرسید: چگونه خداوند با وجود فراوانی انسان‌ها به حسابشان رسیدگی می‌ کند؟ امام فرمود: آن‌چنان که با وجود فراوانی آن‌ها روزیشان می ‌دهد. باز پرسید: چگونه به حساب آن‌ ها رسیدگی می‌کند با آنکه او را نمی‌ بینند؟ امام فرمود: همان ‌گونه که آنان را روزی می ‌دهد و او را نمی ‌بینند.(11)
حساب اعمال ویژه آخرت نیست؛ بلکه در همین دنیا جریان دارد. سرعت حسابرسی و هر عملی اعم از نیک و بد در همین دنیا به سرعت محاسبه شده، طاعات از طریق توفیقات الهی و گناهان از طریق خذلان الهی پاداش یا کیفر داده می ‌شود.(12) بر اساس آیات قرآن کریم محاسبه سریع اعمال هم حیات دنیوی و هم حیات اخروی را شامل می‌شود. هر کس در دنیا دست به انجام اعمال نیک یا بدی بزند، سزا و جزای آن را به سرعت دریافت می‌کند. سرعت محاسبه اعمال در روایات نیز مورد تأکید قرار گرفته است. امام علی(علیه السلام) فرموده است: «خداوند حساب بندگان خود را در زمان کوتاهی به اندازه زمان دوشیدن یک گوسفند رسیدگی می‌کند».(13)

عمومیت حسابرسی

فردی از امام علی(علیه السلام) پرسید: چگونه خداوند با وجود فراوانی انسان‌ها به حسابشان رسیدگی می‌ کند؟ امام فرمود: آن‌چنان که با وجود فراوانی آن‌ها روزیشان می ‌دهد. باز پرسید: چگونه به حساب آن‌ ها رسیدگی می‌کند با آنکه او را نمی‌ بینند؟ امام فرمود: همان ‌گونه که آنان را روزی می ‌دهد و او را نمی ‌بینند.(11)

دامنه و گستره حسابرسی را از دو جنبه می‌توان بررسی کرد: به لحاظ افراد، یعنی اینکه آیا در قیامت همگان مورد حسابرسی قرار می‌گیرند یا آنکه گروه یا گروه‌ های خاصی از آن استثنا شده‌اند؛ دیگری به لحاظ اعمال و رفتار آدمی، یعنی آیا حسابرسی شامل همه اعمال است یا آنکه برخی اعمال مورد حسابرسی قرار نمی‌گیرند.

به لحاظ افراد

برخی آیات بر این دلالت دارند که سؤال و حساب همگانی است.(14) برخی دیگر به سؤال از پیامبران و امت‌های آنان تأکید می ‌کنند.(15) مفسران در تفسیر آیه 6 سوره اعراف احتمالات متعددی را مطرح کرده‌اند: یک احتمال اینکه پیامبران از ابلاغ احکام و شریعت و امت‌ها از امتثال از پیامبران مورد سؤال قرار می‌گیرند. احتمال دیگر اینکه امت‌ ها از پذیرش دعوت پیامبران و پیامبران از اینکه امت‌ها به چه چیزی عمل کرده‌اند، پرسش می‌شوند. سومین احتمال اینکه سؤال از امت‌ها توبیخی و سؤال از پیامبران سؤال گواهی و شهادت بر حق است.(16)
بنابراین بر اساس این آیات مسئله سؤال و حساب همگانی304582 است، اما در مقابل آیاتی هم وجود دارد که از هیچ کس در قیامت سؤال نمی‌ شود: «فَیَوْمَئِذٍ لَّا یُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ».(17) مفسران در جمع میان این دو دسته آیات چند وجه را ذکر کرده‌اند:
1. خداوند به عنوان استعلام و کشف مجهول از آنان سؤال نمی‌ کند؛ بلکه به عنوان محکوم کردن کفار و سرکوبی و غلبه بر آنان است. به همین جهت در ادامه آیه می ‌فرماید: «یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ». سؤال از پیامبران نیز از باب توبیخ و سرکوب نیست.
2. مراد از نفی مواقف بسیاری وجود دارد که ممکن است در برخی سؤال و حساب باشد و در برخی دیگر به به دهان‌ ها مهر زده شود و اعضای بدن گواهی و شهادت دهند و در برخی نیز از چهره‌ها وضعیت افراد مشخص می ‌شود.(18)
3. منظور این است که از آنان سؤال زبانی نمی ‌شود؛ بلکه از اعضای آن‌ ها پرسش می‌شود و آن‌ ها بر کرده ‌های خویش گواهی می‌دهند.(19)
4. ممکن است مراد نفی سؤال به شیوه متعارف در محاکم دنیوی باشد؛ زیرا خداوند به حقیقت احوال مجرمان  آگاه است و از گناهانشان نمی‌پرسد؛ بلکه در وهله اول حکم می‌کند و دفع و رد عذاب او به هیچ وجه ممکن نیست؛(20) بلکه خداوند در قیامت واقعیت یا آثار گناهان  را به گونه‌ای در وجود گنهکاران منعکس می‌ کند که هم خود آنان و هم دیگران به مجرم بودنشان واقف می ‌شوند.(21)

به لحاظ اعمال

حساب اعمال ویژه آخرت نیست؛ بلکه در همین دنیا جریان دارد. سرعت حسابرسی و هر عملی اعم از نیک و بد در همین دنیا به سرعت محاسبه شده، طاعات از طریق توفیقات الهی و گناهان از طریق خذلان الهی پاداش یا کیفر داده می ‌شود

آیاتی از قرآن کریم بر این مسئله دلالت دارند که همه اعمال انسان مورد محاسبه قرار می ‌گیرند.(22) گستره این محاسبه چنان وسیع است که حتی نیات و اعمال جوانحی انسان را در بر می‌گیرد.(23) برخی آیات نیز بر این امر دلالت دارند که خداوند در قیامت همگان را از اعمالی که انجام داده‌اند، آگاه می‌سازد(24) و مردم نتایج اعمال خویش را می‌بینند.(25)

تفاوت انسان‌ها در محاسبه

حال همه انسان‌ها در مواجهه با محاسبه الهی  یکسان نیست. برخی حساب آسان و برخی دشوار و بد در پیش رو دارند. حساب کافران حسابی بد و دشوار است.(26) در مقابل اصحاب یمین  از حسابی آسان برخوردارند.(27) مراد از بدی حساب بر اساس روایات، دقت و باریک‌بینی در محاسبه است؛ چنان‌که آسانی حساب  به معنای تسامح در محاسبه است.(28) این آسانی یا سختی بی‌علت نیست؛ بلکه ناشی از اموری از جمله نحوه رفتار با مردم و میزان برخورداری از مواهب الهی  است. آنان که با مردم به خوبی رفتار می‌کنند و از مشکلات آن‌ ها گره‌گشایی می‌کنند و اهل تسامح و گذشتند، موجبات آسانی حساب را با خود به آخرت می‌برند.(29) امام صداق(علیه السلام) به مردی فرمود: «چرا با برادرت چنین رفتار می‌کنی؟» گفت: جانم به فدایت، برای من بر او حقی است و از او تمام حقم را طلب می‌کنم. امام فرمود: «به من بگو معنای آیه «و یخافون سوء الحساب» چیست؟ آیا گمان می ‌کنی که ایشان می‌ ترسند که خداوند بر آنان ستم یا ظلم کند. نه به خدا قسم، ایشان از باریک ‌بینی و نکته سنجی در حساب می ‌هراسند».(30)
بر اساس برخی دیگر از روایات آسانی یا سختی حساب در آخرت بستگی به مواهب الهی دارد که خداوند به افراد بخشیده است. آنان که از فهم و شعور و خرد بیشتری برخوردارند، حساب دقیق‌تری خواهند داشت. در سخنی از امام باقر(علیه السلام) آمده است: «خداوند در قیامت نسبت به حساب هر کسی به اندازه خردی که در دنیا به او داده است، دقت و باریک ‌بینی می‌کند».(31)
پی‌نوشت ها:
1. مجادله: 6.
2. رعد: 40.
3. غاشیه: 26 و 25.
4. فیض کاشانی، علم‌الیقین، ج2، ص 1171.
5. بحارالانوار، ج 19، ص 264.
6. آل‌عمران: 19؛ مائده: 40؛ انعام: 62.
7. نحل: 77.
8. مجمع‌البیان، ج 2-1، ص 30.
9. المیزان، ج7، ص 318.
10. علم‌الیقین، ج2، ص 1165.
11. بحارالانوار، ج 37، ص 271.
12. ر.ک: سبحانی، منشور جاوید، ج9، ص 301 – 300.
13. مجمع‌البیان، ج21، ص 531.
14. نحل: 93.
15. اعراف: 6.
16. مجمع‌البیان، ج 4-3، ص 614.
17. الرحمن: 39.
18. مجمع‌البیان، ج 4-3، ص 615.
19. منشور جاوید، ج9، ص 296.
20. المیزان، ج 16، ص 78.
21. منشور جاوید، ج9، ص 296.
22. نحل: 93؛ انبیاء: 23.
23. بقره: 284.
24. زمر: 7.
25. زلزله: 6.
26. رعد: 18.
27. انشقاق: 8 – 7.
28. البرهان، ج2، ص 289.
29. نور: 22.
30. بحارالانوار، ج7، ص 266.
31. اصول‌کافی، ج1، ص 12.


- نظرات (0)

گناه به نیت قربة الی الله

آیت‌الله مظاهری تصریح کرد: با کمال تأسف باید گفت، امروزه شاهد عملی شدن سوگند شیطان هستیم؛ فریب شیطان کارگر شده، تا جایی که توهم، تخیل، وسوسه و آرزوهای بی‌جا سر تا پای جامعه را فرا گرفته و حتی فال‌گیری و رمالی رایج شده است.

بیانات آیت الله مظاهری و هشدار ایشان از تحقق وعده های شیطان

بزرگترین گناه طلبه (درس اخلاق امام 9)

شیطان، عامل سقوط انسان

یکی از مهم‌ترین عوامل سقوط انسان، شیطان است که قرآن شریف او را دشمن سرسخت آدمی و همراهی با او را موجب سقوط و موجب خسران دنیا و آخرت بر می‌شمرد. «انّ الشیطان لکم عدوٌ مبین»[1]

دشمنی او نیز بی‌جاست. شیطان به واسطه رذائل خودش سقوط کرد، ولی سقوط خود را ناشی از وجود حضرت آدم دانست. به همین جهت با او و اولاد او به دشمنی پرداخت و تا قیامت درصدد سقوط آنان است.

طبق آیات قرآن کریم، شیطان پس از آنکه از درگاه خداوند متعال رانده شد، چند مرتبه با خداوند اعلام جنگ کرد. از جمله، به خداوند گفت: «قالَ فَبِما أَغْوَیتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقیم‏ ثُمَّ لَآتِینَّهُمْ مِنْ بَینِ أَیدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرین»[2]، گفت: «پس به سبب آنكه مرا به بیراهه افكندى، من هم براى فریفتن آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست، آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم، و بیش‌ترشان را شكرگزار نخواهى یافت.»

امام باقر«سلام‌الله‌علیه» در ذیل این آیه شریفه می‌فرمایند: «اینکه می‌گوید: از پیش رو می‌آیم، یعنی از راه آخرت که به آنها می‌گوید: نه بهشتى است، نه دوزخى و نه رستاخیزى. امّا از پشت سر این است که، یعنی از راه دنیایشان آنان را به گردآوری مال وا می‌دارد و فرمان می‌دهد مالى را در راه صله رحم صرف نكنند، و از آن حق کسی را ندهند و هزینه فرزندان خود را نپردازند و از نابود شدن مال، آنها را می‌ترساند. امّا از سمت راست، یعنی از راه دین آنها که اگر در گمراهى باشند، آن را برای ایشان زینت می‌بخشد و خوش‌نما می‌سازد، و اگر بر راه حقند، می‌كوشد تا آنان را از آن بیرون برد. امّا از سمت چپ، یعنی از راه لذت‌ها و شهوات، آنان را می‌فریبد.»[3]

 

راهکار نجات از سقوط شیطانی

قرآن کریم با چندین تأکید می‌فرماید که شیطان با همه زرنگی و بدجنسی‌اش، قدرت انحراف کسی که زیر پرچم خداوند باشد را ندارد. پس چه کسی را منحرف می‌کند؟ آنکه زیر پرچم شیطان است و از او حرف شنوی دارد.

«انَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یتَوَكَّلُونَ، انَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِینَ یتَوَلَّوْنَهُ»[4]

بنابراین انسان باید خودش را به خداوند سبحان بسپارد و زیر پرچم ذات باری تعالی پناه بگیرد تا از شرّ شیطان در امان بماند. شیطان با بی‌حیایی و پررویی به خداوند تشر زده و قسم خورده است که همه بندگان را گمراه می‌کند، جز مخلصین.

فریب شیطان، انسان را به جایگاه پستی می‌رساند که امام معصوم را می‌کشد و تخیل می‌کند که کار خوبی کرده است. جرداق نصرانی در کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» جمله شیرینی دارد که درباره ابن ملجم می‌گوید: «انسان به جایی می‌رسد که ولی خدا را در خانه خدا، قربة الی الله می‌کشد

«وبِعِزَّتِكَ لاَُغْوِینَّهُمْ اَجْمَعینَ اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخلَصینَ»[5]

بعضی از مفسّرین، مخلَصین را معصومین معنا کرده‌اند. اما بر اساس آیه قبلی که تلاوت شد، شیطان، حقّ سلطنت بر کسی که زیر پرچم خدا باشد و سلطنت و تسلّط خدای یگانه را بپذیرد، ندارد. چنین کسی، هرچند از معصومین نباشد، مخلص است و چون خدای تعالی نیز او را از بین سایرین برای خودش انتخاب کرده، شیطان حق تعرض به وی را ندارد.

تنیجه اینکه، اگر کسی بخواهد از شرّ شیطان محفوظ بماند و از سقوط شیطانی نجات یابد، باید خود را به زیر پرچم خداوند برساند و به او پناه ببرد. پناه بردن به زیر پرچم خدای تعالی نیز صرفاً با شعار و اظهار زبانی میسّر نمی‌شود؛ بلکه اعتقاد قلبی و تسلِط رسوخی بر چهل مسئله اعتقادی تشیع، شعار زبانی و عمل به دستورات شرع مقدس، سه ضلع مثلث ایمان هستند و هر انسانی پس از تکمیل این سه ضلع، می‌تواند مدعی شود که مؤمن یا شیعه واقعی است و زیر پرچم خداوند متعال پناه گرفته است. شیطان قدرت غلبه بر چنین شیعه‌ای که مؤمن حقیقی است را ندارد؛ زیرا مکر و نیرنگ شیطان تنها وقتی کاربرد دارد که انسان زیر پرچم او باشد.

«وَكانَ حَقًّا عَلَینا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ»[6] «وَ كَذلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنین»[7]

پس شیطان چه کسی را می‌تواند به سقوط بکشاند؟ کسی که به جای متابعت از خداوند، متابعت از شیطان را برگزیند.

جلوه نیکوی اعمال ناشایست، ناشی از مکر شیطان

یکی از خطرات تسلّط شیطان بر آدمی که سقوط او را تسریع می‌بخشد، این است که او را دچار جهل مرکب کرده و اعمال زشت و ناشایست را نزد او مزِین و نیکو جلوه می‌دهد.

«زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ»[8]

«وَ كَذلِكَ زَینَ لِكَثیرٍ مِنَ الْمُشْرِكینَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ»[9]

«وَ زَینَ لَهُمُ الشَّیطانُ أَعْمالَهُمْ»[10]

ورشکسته ترین افراد، از نظر قرآن کریم کسی است که جهل مرکب دارد و اعمال زشت خویش را نیک می‌پندارد.

وهابیت

«الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعًا»[11]

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در روایتی می‌فرمایند: نزد من از شخصی تعریف فراوانی کردند، به‌اندازه‌ای که تمایل پیدا کردم او را ببینم. روزی او را دیدم و در پِیش رفتم تا در مکانی خلوت با او حرف بزنم. در این حال او به یک نانوایی رفت و نانوا را فریب داده و دو قرص نان دزدید، تعجّب کردم! سپس داخل یک مغازه میوه ‌فروشی شد و دو عدد انار هم از او دزدید. آیا آدمی که مشهور به زهد و تقواست، دزد می‌باشد؟! تعقیبش کردم و دیدم داخل یک خرابه شد و پس از آنکه نان و انار دزدی را به یک فقیر بیمار داد، از خرابه بیرون آمد. جلو رفتم و به او گفتم: آقا، این کارها که کردی چه بود؟ زاهد و عابد و مسلمان و این کارها؟! گفت: اوّل بگو ببینم تو کیستی؟ گفتم: من جعفربن محمّد الصّادق هستم. گفت: پسـر پیامبری و قرآن بلد نیستی؟ گفتم: چگونه چنین می‌گویی؟ گفت: قرآن شریف می‌فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیئَةِ فَلا یجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها»[12]

بدین مضمون که اگر کسی کار خوبی انجام دهد، خداوند ده برابر در نامه عملش می‌نویسد و امّا اگر کار بدی بکند، فقط همان در نامه عملش نوشته می‌شود؛ من دو انار و دو نان دزدیدم، پس مرتکب چهار گناه شدم، آنگاه آن انار و نان را صدقه دادم و چهل حسنه به دست آوردم؛ چهار حسنه در مقابل آن چهار گناه قرار می‌گیرد، یعنی سی و‌ شش حسنه در نامه اعمالم نوشته خواهد شد!

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: به او گفتم نه تنها ثواب به‌دست نیاوردی که هشت گناه نیز مرتکب شدی؛ چهار گناه که مال مردم را دزدیدی و چهار گناه دیگر هم از آن‌رو که بدون اجازه آنان، اموالشان را به دیگران صدقه دادی که تصرّف در مال دیگران از گناهان بزرگ است.[13]

مصداق این واقعیت که گروهی در اثر حیله شیطان تصوّر می‌کنند کار آنان بسیار ارزنده است، در زمان فعلی فراوان یافت می‌شود. مثلاً برخی کسب حرام دارند، خمس هم نمی‌دهند، ولی با همین مال حرام و مشمول خمس، مکه می‌روند. برخی دیگر با ربا، رشوه، گرانفروشی، کم فروشی و غشّ در معامله، کسب درآمد می‌کنند و با این درآمد حرام، مجلس عزاداری برای اهل بیت«علیهم‌السّلام» برپا می‌کنند که معلوم است فایده ندارد.

امام حسین«سلام‌الله‌علیه» و یاران ایشان برای احیای دین امّت و به خصوص احیای نماز، در کربلا شهید شدند، امّا برخی نماز واجب خود را فدای مجلس عزای ایشان می‌کنند و تصوّر می‌کنند کار ثوابی انجام داده‌اند. یکی از وعّاظ قدیمی می‌گفت: در ماه محرم برای تبلیغ به شهری رفته بودم. یکی از برگزارکنندگان مجلس نزد من آمد و با نهایت خستگی گفت: برای مجلس حضرت ابوالفضل سه روز است کفش‌هایم را از پا در نیاورده‌ام. گفتم: پس چگونه وضو گرفتی و نماز خواندی؟ عصبانی شد و گفت: آن ابوالفضلی که نتواند جواب نماز را بدهد، من آن ابوالفضل را قبول ندارم.

مصداق این واقعیت که گروهی در اثر حیله شیطان تصوّر می‌کنند کار آنان بسیار ارزنده است، در زمان فعلی فراوان یافت می‌شود. مثلاً برخی کسب حرام دارند، خمس هم نمی‌دهند، ولی با همین مال حرام و مشمول خمس، مکه می‌روند. برخی دیگر با ربا، رشوه، گرانفروشی، کم فروشی و غشّ در معامله، کسب درآمد می‌کنند و با این درآمد حرام، مجلس عزاداری برای اهل بیت«علیهم‌السّلام» برپا می‌کنند که معلوم است فایده ندارد

خدمت به آستان مقدس حضرت سیدالشهداء«سلام‌الله‌علیه» و برپایی مجالس عزای ایشان بسیار ارزشمند است و ثواب فراوانی دارد، امّا جایگزین نماز واجب نشده و گناهان انسان را نیز محو نخواهد کرد. بعضی افراد در اثر فریب شیطان می‌گویند: همه غرق گناهیم و یک حسین داریم، که حرف غلطی است. شفاعت، که امر مسلّمی است، نیاز به تناسب و لیاقت دارد، امّا شیطان به عنوان اینکه همه گناهان بخشیده می‌شود، مردم را می‌فریبد. قرآن کریم می‌فرماید: «یا بَنِی آدَمَ لاَ یفْتِنَنَّكُمُ الشَّیطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیكُم مِّنَ الْجَنَّةِ»[14]

فریب شیطان، انسان را به جایگاه پستی می‌رساند که امام معصوم را می‌کشد و تخیل می‌کند که کار خوبی کرده است. جرداق نصرانی در کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» جمله شیرینی دارد که درباره ابن ملجم می‌گوید: «انسان به جایی می‌رسد که ولی خدا را در خانه خدا، قربة الی الله می‌کشد. امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: «گروهی آمدند به کربلا که قربة الی الله، امام حسین را بکشند.»

خدا نکند که انسان دست‌خوش شیطان و خرافت شیطانی بشود. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» همین مطلب را در روز عاشورا تذکر می‌دادند و می‌فرمودند: ای مردم: شیطان مسلّط بر شما شده است، ولی اثری نداشت. بعد فرمودند: «اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ»

حزب شیطان و پیروان او، به جای اینکه حرف امام حسین«سلام‌الله‌علیه» را بشنوند و متنبّه شوند، آن حضرت را به شهادت رسانیدند. به راستی که آنان حزب شیطان بودند و دچار خسارت عظیمی شدند.

«اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّیطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیطانِ هُمُ الْخاسِرُون‏»[15]

 

شیطان انسی و شیطان جنّی

دجال شیطان تک چشم

نکته‌ای که توجه به آن ضروری است، اینکه صرفاً وسوسه و فریب شیطان جنّی، عامل سقوط و تباهی انسان نیست، بلکه شیطان انسی نیز سهم به سزایی در گمراهی، انحراف و سقوط آدمیان دارد. قرآن کریم در سوره ناس می‌فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم، قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ، مَلِكِ النَّاسِ، إِلهِ النَّاسِ، مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ، الَّذی یوَسْوِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ»

می‌فرماید بخوان و بگو: خدایا پناه می‌برم به تو، پناه می‌برم به تو، پناه می‌برم به تو، از شرّ شیطان که وسوسه می‌کند، خوب را بد و بد را خوب جلوه می‌دهد. اما بعد می‌فرماید: «شیطان انسی و شیطان جنّی»، و اگر شیطان انسی بدتر از شیطان جنی نباشد، حتماً کمتر نیست. نمونه آن رفیق بد است که خطر آن به مراتب بیش از شیطان است. دختر و پسری که با هم رفیق می‌شوند و رابطه دوستانه برقرار می‌کنند، دو تا شیطان برای همدیگر هستند و هرکدام دیگری را به سقوط کشانده و به جهنّم می‌برند.

امروزه فیلم‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای مبتذل، مصداق بارز شیاطین انسی هستند و توجه به خطرات آن و پرهیز جدی از آن برای خانواده‌ها ضروری است، وگرنه نتیجه‌ای جز سقوط و تباهی نخواهد داشت.

برخی از مصادیق فریب شیطان در زمان حاضر

شیطان، چندین مرتبه بی‌حیایی کرده و به خداوند متعال تشر زده است. از جمله قرآن کریم در مورد او می‌فرماید: «لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّینَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیغَیرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن یتَّخِذِ الشَّیطَانَ وَلِیا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِینًا»[16]

كه خداوند او را لعنت كرد و او گفت: سوگند باد كه از بندگان تو بهره‏اى معین خواهم گرفت. و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد، و وادارشان مى‏كنم تا گوش‌هاى دام‌ها را شكاف دهند، و وادارشان مى‏كنم تا آفریده خدا را دگرگون سازند. و هر كس شیطان را به جاى خدا دوست و كارساز گیرد براستى زیانى آشكار كرده است.

شیطان می‌گوید: بندگان را به انجام اعمال ناشایست و گناه، امر می‌کنم. بعد می‌گوید: امور فطری آنان را تغییر می‌دهم، مثلاً عفت و غیرت که دو فضیلت و دو امتیاز فطری است، در اثر فریب شیطان در نظر برخی بی‌ارزش شده است. به جای اینکه والاترین شرافت برای مرد، غیرت او و والاترین فضیلت برای زن، عفت او باشد، بی‌عفتی و بی‌غیرتی فضیلت و امتیاز محسوب شده و برخی به جهت برخورداری از این دو رذیلت، به خود می‌بالند

با کمال تأسف باید گفت: امروزه شاهد عملی شدن سوگند شیطان هستیم. فریب شیطان کارگر شده، تا جایی که توهّم، تخیل، وسوسه و آرزوهای بی‌جا سر تا پای جامعه را فرا گرفته و حتی فال‌گیری و رمّالی رایج شده است.

کار به جایی رسیده که برای مسئولین معجزه هزار ساله یا عصمت اکتسابی درست می‌کنند و یا مطالب غیرواقعی به عنوان ظهور نزدیک است، بیان می‌کنند و بالاخره یک چیزهایی که واقعیت ندارد، اما به حسب ظاهر زرق و برق دارد، مطرح می‌کنند.

شیطان می‌گوید: بندگان را به انجام اعمال ناشایست و گناه، امر می‌کنم. بعد می‌گوید: امور فطری آنان را تغییر می‌دهم، مثلاً عفت و غیرت که دو فضیلت و دو امتیاز فطری است، در اثر فریب شیطان در نظر برخی بی‌ارزش شده است. به جای اینکه والاترین شرافت برای مرد، غیرت او و والاترین فضیلت برای زن، عفت او باشد، بی‌عفتی و بی‌غیرتی فضیلت و امتیاز محسوب شده و برخی به جهت برخورداری از این دو رذیلت، به خود می‌بالند.

امروزه چادر که ارزش والایی دارد، در اثر مکر شیطان، در نظر بسیاری از مردم به ضد ارزش تبدیل شده است. دست کم سیزده آیه از قرآن که راجع به ضرورت حفظ حجاب است، به فراموشی سپرده شده و بی حجابی و بد حجابی، جلوه نیکویی یافته است. ارتباط جوانان با مجالس مذهبی و مسجد و روحانیت کم شده و مردم در وقت نماز، در خیابان و پارک و بازار و مراکز تفریحی هستند که حضور آنان همراه با اختلاط زن و مرد و فساد اخلاقی است. همه این موارد از مکر و فریب شیطان سرچشمه می‌گیرد که به خوبی توانسته است، اعمال ناشایست را نزد مردم نیکو جلوه دهد و از ارزش اعمال صالح و شایسته نزد آنان بکاهد و در واقع در نهاد آنان تغییر ایجاد کرده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. یس / 60

2. أعراف/ 17-16

3. تفسیر القمی، ج 1، ص 224

4. نحل /100-99

5. ص / 83-82

6. روم / 47

7. انبیاء / 88

8. توبه / 37

9. انعام / 137

10. نمل / 24

11. کهف / 104

12. انعام / 160

13. احتجاج، ج 2، ص 369

14. اعراف / 27

15. مجادله / 19

16. نساء / 119- 118

 


- نظرات (0)

با چهار کار، در بهشت صاحبخانه شوید!

راه بهشت

در سفارشی که پیغمبر (صلی الله و علیه وآله) به حضرت علی (علیه السلام) کرد، فرمود: یا علی! هرکس این چهار کار در او جمع شود خداوند در بهشت خانه ای برای او بنا می  کند.

1. کسی که یتیمی را پناه دهد.

2. بر بیچاره و ضعیف رحم کند.

3. با پدر و مادر خود مهربان باشد.

4. با بنده و زیر دست برفق (با ملایمت) و مدارا رفتار نماید.

یا علی! هر کسی یتیمی را از نظر مالی کمک کند به اندازه ای که بی  نیاز شود بهشت بر او لازم می  شود و هر که دست ترحم بر سر یتیمی بکشد به پاداش این عمل در مقابل هر دانه موی یتیم نوری درخشان خداوند در قیامت به او عطا می  کند. (زبده الاحادیث، جلد2، ص66)

بنا داریم مصادیق یاز این روایت زیبا را از آیات و سفارشات قرآنی تقدیم کنیم.

پناه دادن به یتیم

یادمان باشد که رحم کردن به دیگران، رحم کردن به خودمان است و بالاترین سود این امر نصیب خودمان می شود چنانچه در روایتی فرمودند: «ارْحَمْ مَنْ فِی الْأَرْضِ یَرْحَمْكَ مَنْ فِی السَّمَاءِ» (شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376). فرمودند: شما رحم بکنید تا خدا هم به شما رحم کند

در روایتی از وجود امام صادق (علیه  السلام) وارد شده است که هر کس بخواهد مشمول رحمت خداوند گردد و وارد بهشت شود... باید نسبت به یتیمان دلسوز و مهربان باشد. [امالی صدوق، صفحه 318، مجلس 61، حدیث 15]

در قرآن خداوند در برخی آیات سفارش و تأکید فراوانی بر لزوم محبت و مهربانی نسبت به یتیمان کرده است و با تعابیر مختلف به احسان یتیم دعوت کرده و اجر و پاداش فراوانی برای آن در نظر گرفته است.

در آیه ای از قرآن کریم، خداوند مصادیق برّ و نیکوکاری  را می شمارد، یتیم نوازی را پس از ایمان به خدا و روز جزا و ایمان به پیامبر و کتاب های آسمانی و ملائکه ذکر می کند:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آَمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآَتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ .....) [مجلسی، بحارالانوار، 110 جلد]

نیکوکاری آن نیست که روی خود را به سوی مشرق و [یا] مغرب بگردانید بلکه نیکی آن است که کسی به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانی] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن] بندگان بدهد.

علامه در مورد این آیه می فرماید: آیه در مقام بیان اوصاف مومنان واقعی است و از آن جمله کسی است که مالش را با یتیمان و ذوی القربی و ... از روی محبت تقسیم می کند.[ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن]

در آیه ای دیگر در باب لزوم حفظ مال یتیم می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْكُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا [طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن ترجمه محمد باقر موسوی همدانی] «کسانی که مال یتیمان را از روی ظلم می‌خورند به درستی که آتش می‌خورند و به زودی در آتش قرار می گیرند»

و در روایتی پیامبر (صلی  الله  علیه و آله) در مورد اجر و پاداش سرپرستی یتیم فرمودند: «کسی که یتیمی را سرپرستی کند تا این که از او بی نیاز شود خداوند بهشت را بر وی واجب می کند، همان گونه که اگر کسی در مال یتیم خیانت کند مستحق دوزخ می شود»[ امالی طوسی، ج 2، ص 99]

در آیات سوره ضحی نیز بر این مطلب اشاره شده و خداوند به پیامبر (صلی  الله  علیه و آله) می فرماید همان طور که یتیم بودی و تو را پناه دادیم تو نیز یتیمان را نوازش کن و آنها را از خود دور نکن.[ مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص 503]

رحم داشته باشید

در روایتی دیگر می فرمایند: «أ مرت بمداراةِ النَاس کما أ مِرتُ بتبلیغِ الرِّسالةِ» به مدارای با مردم فرمان یافته ام؛ همان گونه که به رسالت فرمان یافته ام. (حرانی عاملی، 1389: 80)

یادمان باشد که رحم کردن به دیگران، رحم کردن به خودمان است و بالاترین سود این امر نصیب خودمان می شود چنانچه در روایتی فرمودند: «ارْحَمْ مَنْ فِی الْأَرْضِ یَرْحَمْكَ مَنْ فِی السَّمَاءِ» (شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376). فرمودند: شما رحم بکنید تا خدا هم به شما رحم کند.

بر عکسش هم احادیثی داریم «مَنْ لَا یَرْحَمْ لَا یُرْحَم»(شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص:376) کسی که رحم نکند خدا هم به او رحم نمی کند. از هر دستی که بدهید از همان دست هم می گیرید.

کلید همه خوشبختی ها در مهربانی و احسان به والدین است

در این باب هم که الی ماشاء الله در آیات و روایات تذکراتی به ما داده شده است که از باب یاد آوری نمونه ای از آیات را در این باب عرض می کنیم:

وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا [15، احقاف]؛ و ما انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند.

وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّل مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُل رَّب ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیَانىِ صَغِیرً [24، اسراء]؛ و بر آنان بال فروتنی مهر آمیز بگستر و بگو پروردگارا بر آنان رحمت آور همچنانکه (بر من رحمت آوردن) مرا در کودکی پرورش دادند.
وَ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ لَا تُشرْكُواْ بِهِ شَیْا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا... [36، نساء]؛ و خداوند را بپرستید و چیزی را برای او شریک نیاورید و به پدر و مادر خود نیکی کنید

وَ قَضىَ  رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا... [23، اسراء]؛ و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان كنید.

و آیات دیگری نیز در مورد احترام و احسان به پدر و مادر بیان شده است .

در احادیث نیز، در مورد احسان به والدین بسیار سفارش شده و از آزردن آنان نکوهش به عمل آمده است: پاداش نگاه رحمت به والدین، حج مقبول است. رضایت آن دو رضای الهی و خشم خداست. احسان به پدر و مادر عمر را طولانی می کند و سبب می شود که فرزندان نیز به ما احسان کنند.(11)

مدارا و ملایمت داشته باشیم

در حدیث داریم که پیامبر صلی الله و علیه وآله می فرمایند: «انّما بُعثت لأ تممَ مکارمَ الاخلاق» : من برای مکارم اخلاق مبعوث شده ام. (محمدی ری شهری، 1386: 96 و 97)

و در روایتی دیگر می فرمایند: «أ مرت بمداراةِ النَاس کما أ مِرتُ بتبلیغِ الرِّسالةِ» به مدارای با مردم فرمان یافته ام؛ همان گونه که به رسالت فرمان یافته ام. (حرانی عاملی، 1389: 80)

در حدیث دیگر ایشان رفق و مدارا را محور همه خوبی ها می  داند:من حُرمَ الرفقُ فقد حُرمَ الخیر کلُّه. (همان: 81) هرکس از مدارا محروم باشد، از همه نیکویی ها محروم شده است.


- نظرات (0)

فوتبال زندگی در90 دقیقه

فرصت

در بازی فوتبال از سه موقعیت حساس بیشتر برای وارد نمودن توپ به دروازه حریف استفاده می نمایند این سه موقعیت عبارتند از: 1- موقعیت پنالتی 2- موقعیت کرنر 3- موقعیت ضربه های آزاد که بر اثر اشتباه های تیم مقابل به دست می آیند.

در زندگی ما انسان ها نیز سه لحظه و موقعیت حساس است که شیطان این حریف قدرتمند از ضعف انسان استفاده کرده و توپ گناه را وارد دروازه دل می نماید که این اعمال ما ثبت می شود، این سه موقعیت کدامند؟

پس از نفرین حضرت نوح و هلاکت گناهکاران، شیطان به خدمت حضرت نوح آمد و گفت: ای نوح تو بر گردن من حقی داری، به عنوان تشکر در مقابل این حق می خواهم خدمتی به تو بنمایم. حضرت نوح خطاب به شیطان فرمودند: برای من بسیار ناگوار و بد است که به گردن تو حقی داشته باشم، حال بگو بدانم آن حق چیست؟ ابلیس گفت: اینکه تو نفرین نمودی

وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِینَ دَیَّارًا

و نوح گفت: پروردگارا، احدى از كافران را بر روى زمین باقى مگذار.(نوح/26)

اکنون گناهکاران غرق شده اند و من شیطان مدتی در مرخصی و استراحت به سر می بردم و می توانم برای فریب آیندگان خوب برنامه ریزی کنم. حضرت نوح فرمودند: حال ای شیطان چنین حقی را چگونه می توانی ادا کنی؟

شیطان گفت: ای نوح بدان که من در سه موقعیت بسیار به انسان نزدیک هستم و می توانم با استفاده صحیح از این سه موقعیت انسان ها را گمراه نمایم. این سه موقعیت عبارتند از:

1- عصبانیت 2- قضاوت 3- خلوت با زن نامحرم. می کوشم با سایر هم تیم های خودم از این سه موقعیت استفاده نمایم و توپ گناه را وارد دروازه دل و نامه ی اعمال انسان ها نمایم.

شیطان لشگر سواره و پیاده دارد ؛ نه به معنای نیروهای مسلح بلکه دستیاران فراوانی از جنس خود و از جنس آدمیان دارد که برای اغوای مردم به او کمک می دهند بعضی سریع تر و نیرومندتر و بعضی آرام تر و ضعیف تر همچون لشگر پیاده.

وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَیْهِم بِخَیْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِی الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا

و هر كس از آنها را بتوانى به آواى خود (به سوى گناه) برانگیز، و بر آنها (براى راندن به سوى معاصى) با سواره‏ها و پیاده‏هاى (لشكر) خود بانگ بزن، و با آنها در اموال و فرزندان شركت نما، و آنها را (در ترك هر واجب و انجام هر حرام) وعده ده و (باید بدانند كه) هرگز شیطان به آنها غیر از فریب و نیرنگ وعده‏اى نمى‏دهد.(اسرا/64)

شیطان گفت: ای نوح بدان که من در سه موقعیت بسیار به انسان نزدیک هستم و می توانم با استفاده صحیح از این سه موقعیت انسان ها را گمراه نمایم. این سه موقعیت عبارتند از: 1- عصبانیت 2- قضاوت 3- خلوت با زن نامحرم. می کوشم با سایر هم تیم های خودم از این سه موقعیت استفاده نمایم و توپ گناه را وارد دروازه دل و نامه ی اعمال انسان ها نمایم...

در مسیر دور و درازی که انسان به سوی سعادت و جلب رضای خدا دارد، گردنه های صعب العبوری است که شیاطین در آنجا کمین کرده اند، و اگر انسان تنها بماند، هرگز توانایی پیمودن این راه را ندارد.

باید دست به دامن لطف الهی زند و با تکیه و توکل بر او، این راه پر خطر را بپیماید و هر گاه طوفان شدید و شدیدتر شد، او به سایه لطف خدا بیشتر پناه برد.

در حدیثی می خوانیم که کسی از دیگری بدگویی کرد و آتش خشم در دل او افروخته شد ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: من سخنی می دانم که اگر فرد خشمگین آن را بگوید، خشمش فرو می نشیند و آن جمله (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) است. مرد خشمگین عرض کرد: آیا فکر می کنید من دیوانه ام و شیطان در وجود من رفته؟ پیامبر به قرآن استناد فرمود و این آیه را تلاوت کرد:

وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ اشاره به این که طوفان غضب، از وسوسه‌های شیطان است، همان گونه که شهوت و هوس هم یکی از آن وسوسه هاست.

وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ

و اگر وسوسه‏اى از جانب شیطان تو را تحریك كند (كه به وظیفه خود عمل نكنى) پس به خدا پناه بر، زیرا كه اوست شنوا و دانا.(فصلت /36)

 

3 دیوار دفاعی محکم در برابر شیطان

پس بیاییم همان گونه که دروازه‌بان و بازیکنان در مقابل تیم رو به رو برای دفع این سه موقعیت آماده می شوند و دیوار دفاعی تشکیل می دهند، ما هم در این سه موقعیت دیوار دفاعی محکمی از تقوا و توسل و توکل در مقابل شیطان تشکیل دهیم.

إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ

بى‏تردید كسانى كه تقوا ورزند، هر گاه وسوسه‏اى از شیطان به آنان رسد یا شیطانى دورزننده (بر دل‏ها) به فكرشان آسیب رساند (بى‏درنگ) متذكر شوند و در آن گاه بینا باشند.(اعراف -201)

مهاجمان شیطان وقتی به دروازه دل متقین نزدیک می شوند مدافعان تقوا در مقابل آنان سد دفاعی تشکیل می دهند.


- نظرات (0)