سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

تنبیه، مکر، رفاه و بعد عذاب


نفاق

وقتی مردمی به دین الهی و پیروی از رهبران دینی بی اعتنایی می کنند ، خداوند آنها را به ناملایماتی گرفتار می کند تا به راه برگشته و به درگاهش تضرع كنند (أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ )؛ اما اگر بیدار نشدند و بر کج روی اصرار ورزیدند ، نوبت به اجرای قانون مکر است که آن مهر نهادن بر دل هاى آنان به وسیله قساوت و اعراض از حق و علاقمند شدن به شهوات مادى و شیفتگى در برابر زیبائی هاى دنیوى است (فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ ).[1]

بعد از این مرحله نوبت به اجرای قانون سوم یعنى استدراج می رسد. در این مرحله، خداوند متعال انواع گرفتاری و ناراحتى هاى آنان را بر طرف ساخته، ایشان را غرق در رفاه می کند (ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّیِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ) و بدین وسیله آنها را روز به روز؛ بلكه ساعت به ساعت به عذاب خود نزدیكتر مى کند تا در نهایت در حالى كه در مهد امن و سلامت آرمیده و به وسایل دفاعى كه در اختیارشان بود ، مغرور گشته و از اینكه پیشامدى كار آنها را به هلاكت و زوال بكشاند غافل و خاطر جمع بودند تمام آنها را به طور ناگهانى و بدون اینكه احتمالش را هم بدهند به هلاکت می رساند(فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَ هُمْ لَا یَشْعُرُون).[2]

 پی نوشت :

1.   43/ انعام

2.   ر.ک به المیزان فی تفسیر القرآن 8/195



- نظرات (0)

تشکر از پدر و مادر تشکر از خداست

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْكُرْ لِی وَلِوَالِدَیْكَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ : و ما انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كردیم، در حالى كه مادرش او را (در شكم خود در ایّام باردارى) در حال ضعف روى ضعف حمل كرد، و ( شیر دادن و) از شیر جدا كردنش در دو سال بود، (گفتیم) كه مرا و پدر و مادرت را سپاس‏گزار، كه بازگشت (همه) به سوى من است.

در این آیه ، بحث از نعمت وجود پدر و مادر و زحمات و خدمات و حقوق آنها است و قرار دادن شكر پدر و مادر در كنار شكر ((الله)).

والدین سالمند

نخست مى فرماید: ((ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كردیم )) (وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ ).

آنگاه به زحمات فوق العاده مادر اشاره كرده می‌گوید: ((مادرش او را حمل كرد در حالى كه هر روز ضعف و سستى تازه اى بر ضعف او افزوده مى شد)) (حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ).

سپس مى گوید: ((توصیه كردم كه هم شكر مرا به جاى آور و هم شكر پدر و مادرت را)) (أَنِ اشْكُرْ لِی وَلِوَالِدَیْكَ).

شكر مرا به‌جای آور كه خالق و منعم اصلى تو هستم‌ و چنین پدر و مادر مهربانى به تو داده ام و هم شكر پدر و مادرت را كه واسطه این فیض و عهده دار انتقال نعمت‌هاى من به تو مى باشند.

و چقدر جالب و پر معنى است كه شكر پدر و مادر درست در كنار شكر خدا قرار گرفته .

و در پایان آیه با لحنى كه خالى از تهدید و عتاب نیست مى فرماید: ((بازگشت همه شما به سوى من است )) (إِلَیَّ الْمَصِیرُ).

آرى اگر در اینجا كوتاهى كنید در آنجا تمام این حقوق و زحمات و خدمات مورد بررسى قرار مى گیرد و مو به مو حساب مى شود، باید از عهده حساب الهى در مورد شكر نعمت‌هایش ، و همچنین در مورد شكر نعمت وجود پدر و مادر و عواطف پاك و بى آلایش آنها بر آئید.


- نظرات (0)

ماننداین سوره بیاورید

اگر راست مى‏گویید، در این دوران سوره‏اى مانند آن بیاورید


برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند.

به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است.


قرآن

به عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد.

درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمان‌ها و زمین است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ما قرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.

از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند ، بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد. این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است. ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان معانی آن بر دل می نشسته که اعراب زمان پیامبر را مسلمان کرده.

اعرابی که خود سخنور بوده اند و شعرهای‌بسیاری داشته اند ، در برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند.

از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و گوش هایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند ؛ گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.

برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند. به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:

1- سوره 2 آیات 23 و 24

و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده‏ایم شک دارید ، پس اگر راست مى‏گویید سوره‏اى مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر خدا فرا خوانید. پس اگر نکردید و هرگز نمى‏توانید کرد ، از آن آتشى که سوختش مردمان و سنگ‌ها هستند و براى کافران آماده شده بپرهیزید.

2- سوره 17 آیه 88

بگو اگر انس و جن گرد آیند تا نظیر این قرآن را بیاورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتیبان برخى [دیگر] باشند.

کلیدهاى غیب تنها نزد اوست جز او [کسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشکى و دریاست مى‏داند و هیچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اینکه] آن را مى‏داند و هیچ دانه‏اى در تاریکیهاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است

3- سوره 11 آیات 13 و 14

یا مى‏گویند این [قرآن] را به دروغ ساخته است . بگو اگر راست مى‏گویید ده سوره ساخته ‏شده مانند آن بیاورید و غیر از خدا هر که را مى‏توانید فرا خوانید. و اگر آنها دعوت شما را نپذیرفتند بدانید با علم الهی نازل شده و هیچ معبودی جز او نیست آیا با این حال تسلیم می‏شوید؟

4- سوره 10 آیات 38 و 39

یا مى‏گویند آن را به دروغ ساخته است . بگو اگر راست مى‏گویید سوره‏اى مانند آن بیاورید و هر که را جز خدا مى‏توانید فرا خوانید. بلکه چیزى را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تأویل آن برایشان نیامده است . کسانى [هم] که پیش از آنان بودند همین گونه [پیامبرانشان را] تکذیب کردند.

5- سوره 52 آیات 33 و 34

مى‏گویند آن را بربافته [نه] بلکه باور ندارند. پس اگر راست مى‏گویند سخنى مثل آن بیاورند.

بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند. کفار زمان پیامبر با همه سخن وری و تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند.

آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند.

اکنون که قرن ها از این فرا خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک نکرده اند ، بلکه مفهوم و معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از قرآن و نوشتن سوره ای مثل سوره های قرآن کاری ساده است. بعضی ها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا که شعر می سروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده.

حضرت موسی

قرآن برای این موضوع مثال عصای موسی را می آورد.

وقتی که موسی عصای خود را به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و تعصب چشمانش را کور کرده بود ،معجزه موسی را نمی پذیرفت در حالی‌که جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ، ضعف و محدودیت خود را درک می کردند و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند ؛ چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.

در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه.

اگر در انتها اذعان کردم که این‌کار نه تنها از عهده من ، بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.

برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:

إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ: ما تو را [چشمه] کوثر و فراوانی نعمت دادیم.

فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ: پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى کن.

إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ: دشمنت‏ خود، بى‌تبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود.

با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند.

در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آن‌هم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود ، او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند.

آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند

ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام و فعلاً بسیار تحت تأثیر قرار گرفته ام.

در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد.

آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند.

هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند.

اگر اعراب زمان پیامبر در برابر نظم و آهنگ سوره کوثر سر تسلیم فرود آوردند، اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم ، اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:

و کلیدهاى غیب تنها نزد اوست جز او [کسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشکى و دریاست مى‏داند و هیچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اینکه] آن را مى‏داند و هیچ دانه‏اى در تاریکی‌هاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است.

سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر. ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توانیم از قرآن استفاده کنیم و با توسل به خدا ، قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم.


منبع: سایت تدبر؛ مقاله مجتبی قلی زاده


- نظرات (0)

خداوند محتاج عبادت خلق نیست

خداوند محتاج عبادت خلق نیست  

آیه 8 سوره ابراهیم علیه السلام پاسخ روشن به کسانی است که خدا را محتاج عبادت هایی می دانند که به آن امر کرده است و گمان می کنند اگر ایمان نیاوردند و او را عبادت نکنند و بی مهابا گناه کنند ، خداوند دچار کمبود می شود و آسیبی می بیند. بی خبر از آنکه خداوند، بی نیاز محض است و نیازمند به هیچ چیز نیست تا چه رسد به ایمان و عبادت بندگانش.

کسانی که خدا را اول و دیگران را که لطفی در حقشان کرده یا قرار است کنند را دوم قرار می دهند ، نیز مومنین مشرکند که در عمل و نه در عبادت برای خدا شریک و دومی قرار داده اند و می گویند اول خدا دوم شما؛ یا اگر فلانی نبود من می مُردم و یا مشکلم حل نمی شد و مانند آن.

از این رو با صراحت تمام می فرماید حتی اگر تمام مردم روی زمین کافر شوند خداوند دچار ذره ای کمبود مشکل نمی شود چرا که از هر کس و هر چیز بی نیاز است (إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ)

و اگر امر و نهی هست ، برای پرورش خود انسان و رعایت آن به نفع خود اوست. قرآن کریم می فرماید: كسى كه كار شایسته انجام دهد، به سود خود اوست و كسى كه مرتكب زشتى شود ، به زیان خود اوست و پروردگارت ستمكار به بندگان نیست (مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَیْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ).[8]

8.   46/فصلت



- نظرات (0)

حرکت، سرعت، سبقت

قرآن

فراز اول: فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْاتِ  (148- بقره)

توصیه قرآن کریم در انجام امور خیر و عمل صالح، ابتدا حرکت است(1) و بعد سرعت است(2) و سپس سبقت.  

حرکت، همان عمل کردن به کارهای خیر است که تمام عبادت‌های مستحب و واجب را در بر می‌گیرد و متصف شدن به فضایل اخلاقی را شامل می‌شود.

سرعت در این امور هم به این است که هرگاه زمینه انجام آن فراهم شد، بدون فوت وقت آن کار عملی شود. امام باقر علیه‌السلام مرتب سفارش می‌کردند: «إِذَا هَمَمْتَ بِخَیْرٍ فَبَادِرْ فَإِنَّکَ لَا تَدْرِی مَا یَحْدُثُ» هنگامی که تصمیم به کار خیری گرفتی فوراً آن را انجام بده و آن را به بعد موکول نکن؛ چون نمی‌دانی بعد چه می‌شود.(3)

سبقت که به معنای پیشی گرفتن است به دو صورت واقع می‌شود یکی در اصل انجام است که فرد از دیگرانی که آن‌ها نیز داوطلب آن کار خیر هستند پیشی گرفته و مثلاً زودتر از آن‌ها دست به جیب شده و مشکل نیازمندی را به میزان توان خودش برطرف می‌سازد. دیگری سبقت در کمیت آن کار خیر است؛ به این شکل که فرد از دیگرانی که آن‌ها هم عامل به کار خیر یا دارای فضیلت اخلاقی‌اند گوی سبقت را ربوده و از آن‌ها متواضع‌تر، صبورتر و مانند آن است.  

قرآن کریم چنین مؤمنانی را به مقام قرب الهی بشارت می‌دهد و می‌فرماید: «السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ*أُوْلَئکَ الْمُقَرَّبُونَ»(4)


- نظرات (0)

تنها متقین هستند که از قرآن بهره می برند

فراز اول: ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَیْبَ  فِیهِ  هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ(2)

الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ(3)

وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بمَِا أُنزِلَ إِلَیْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالاَْخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ(4- بقره)



در آیه دوم سوره بقره، خداوند متعال قرآن را مایه هدایت متقین معرفی می کند

ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَیْبَ  فِیهِ  هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ با اینکه این کتاب برای هدایت تمام انسانها نازل شده است(3)؛

اما چون تنها متقین هستند که به رهنمودهای آن گوش می دهند و از آن بهره می برند؛

پس صحیح آن است که بگوییم: قرآن تنها همین گروه را هدایت می کند(4)

و دیگران چون گوش و چشم به روی قرآن بسته اند،

بهره ای از هدایتگری آن نمی برند و حتی در مواردی زیان هم می بینند.(5)



- نظرات (0)

شگفتی عدد19

خداوند باريتعالي انسان و جن را مورد مواجهه قرار داده كه كتابي مانند قرآن....


خداوند باريتعالي انسان و جن را مورد مواجهه قرار داده كه كتابي مانند قرآن را بياورند و فرموده:

"اگر انسانها و پريان (جن و انس) اتفاق كنند كه همانند اين قرآن بياورند همانند آن را نخواهند آورد هر چند يكديگر را در اين كار كمك كنند."    سوره اسراء = آيه 88

تعداد كلمات اين آيه 19 عدد و تعداد حروف آن 76 حرف و آن از مضربهاي عدد 19 مي باشد كه 19×4 و تعداد حروف الفبايي كه اين آيه را تشكيل مي‌دهد 19 حرف مي‌باشد كه مجموع آن 19+76+19=149 و اين عدد نشانگر تعداد سوره‌هاي قرآن است كه آن نيز از مضاعفات عدد 19 مي‌باشد.

پاك و منزه مطلق است خدا را كه اين چنين آياتش را با حكم نازل كرده است.

 

-  عدد 19 و حرف قاف

در قرآن د و سوره وجود دارد كه در ابتداي آنها حروف متقاطع شروع مي‌شود مانند حرف قاف در (ق و قرآن تمجيد شده) سوره ق- آيه 1 و سوره شوري كه با حروف متقاطع (حم، عسق) شروع شده است و جالب اينجاست كه تعداد حروف ق در سوره (قاف) 57 حرفاست كه از مضربهاي عدد 19 مي‌باشد و همچنين تعداد حرف قاف در سوره شوري نيز 57 حرف است و مجموع حروف قاف در دو سوره 57+57=114 يعني به تعداد سوره‌هاي قران است.

در ضمن كلمه قرآن نيز با حرف قاف شروع مي‌شود.

همانا پاك و منزه مطلق است خدا را!

---------------------

به قلم: عبد الدائم الكحيل


- نظرات (0)

داد و نداد خدا برای امتحان است



فَأَمَّا الْانسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبىّ‏ِ أَكْرَمَنِ(15) وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبىّ‏ِ أَهَانَنِ(16) كلاََّ ... (17- فجر)
هنگامى كه پروردگار متعال انسان را براى آزمایش، اكرام می كند و نعمت می بخشد، او مغرور ‏شده و مى‏گوید: خداوند مرا گرامى داشته است‏ و هنگامى كه براى امتحان روزى را بر او تنگ بگیرد مایوس ‏شده و مى‏گوید: پروردگارم مرا خوار كرده‏ است. هرگز چنین نیست كه شما خیال مى‏كنید.
در این آیات، مساله امتحان كه معیار ثواب و عقاب الهى است و مهمترین مساله زندگى انسان محسوب مى‏شود را مورد بحث قرار داده است. نخست می فرماید: انسان اینگونه است که چون مورد اکرام الهی قرار گیرد و بر نعمت های او افروده شود فورا این اقبال مادی را به حساب تقرب خود نزد خداوند گذاشته و از امتحان بودن این وضعیت موجود، غفلت می کند و نیز هنگامی که برای امتحان، قدری شرایط مادی اش سخت می شود بلافاصله این وضعیت پیش آمده را دلیل بر سقوط ارزش خود، نزد خدا دانسته و باز هم به امتحان بودن آن توجه نمی کند.

در پایان این بخش با کلمه «کَلَّا» هر دو پندار را نفی می کند تا انسان را متوجه خطای در برداشتش کند و به او بفهماند که هر دو حالت برای امتحان اوست.(7)

(7) ر.ک: تفسیر نمونه ج26 ص461-462



- نظرات (0)

الهی شکرت

هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی،
خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی،
عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی،

هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی،
و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی،

و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم
و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم...

تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم،
و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم،و جز در سایه توکل به تو،

آرامش و امنیت احساس نکنم...
خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم.

الهی شکرت


- نظرات (0)

((آنان برادران شیطان اند))

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْهر كس در دنیا برادر یا برادرانى دارد، و اگر احیانا برادرى نداشته باشد براى خود بر مى گزیند تا تنها باشد.
 شیطان هم براى خود برادرانى برگزیده است . آنها كسانى هستند كه حق خویشان و هموطنان و بیچارگان و درماندگان را پایمال مى كنند
 و به آنها نمى پردازند. اسراف و تبذیر مى كنند مال خود را در راه غیر صحیح و فساد مصرف مى نمایند، یا بدون انگیزه دارایى خود را ریخت و پاش مى نمایند و به مصرف صحیح و عقلانى نمى رسانند. چنین افرادى برادران شیطان اند. قرآن درباره آنها چنین مى فرماید:
 كسانى را كه انتخاب مى نماید باید با او هم فكر و هم عقیده باشند.
ان المبذرین كانوا اخوان الشیاطین و كان الشیطان لربه كفورا
((به درستى كه تبذیر كنندگان برادران شیطان اند و شیطان هم نعمت هاى پروردگارش را ناسپاس كرد)).(159)
این كه شیطان نعمت هاى پروردگارش را ناسپاس كرد روشن است ؛ زیرا خداوند نیرو و توان ، هوش و استعداد فوق العاده اى به او عنایت كرده ،
ولى او همه نیروها را در راه نادرست ؛ یعنى در راه اغوا و گمراهى مردم مصرف كرد.
به این خاطر تبذیر كنندگان برادران شیطان اند كه از نعمت هاى خدا، ناسپاسى كرده و در راه ناصواب صرف مى نمایند.
 بى شك اسراف یكى از ناپسندترین اعمال از دیدگاه قرآن و اسلام است . نعمت ها و مواهب كره زمین ، براى ساكنانش كافى است ؛
در صورتى كه بیهوده به هدر داده نشوند، بلكه به صورت صحیح و معقول ، دور از هر گونه افراط و تفریط مورد بهره بردارى قرار گیرند؛
 و گرنه این نعمت ها آن قدر زیاد نیست كه اگر در راه نادرست استفاده شود، هم چنان باقى بمانند و كم نشوند.
 چه بسا اسراف و تبذیر در منطقه اى ، باعث محرومیت منطقه دیگرى شود، یا اسراف و تبذیر انسان هاى امروز،
باعث محرومیت نسل هاى آینده گردد.
قرآن در آیات فراوانى شدیدا اسراف گران را به شدت محكوم كرده است . به چند نمونه از آنها اشاره مى شود تا هشدارى براى مسرفین باشد:
1. در جایى مى گوید: ((اسراف نكنید كه خدا مسرفان را دوست نمى دارد)).(160)
2. مى فرماید: ((مسرفان از اصحاب دوزخ و جهنم اند)).(161)
3. مى گوید: ((از مسرفان اطاعت نكنید و فرمان نبرید)).(162)
4. آیه دیگرى مى فرماید: ((مجازات و عذاب الهى در انتظار مسرفان است )).(163)
5. مى فرماید: ((اسراف یك روش فرعونى و طاغوتى است )).(164)
6. و نیز چنین گفته : ((خداوند مسرفان دروغ گو را هدایت نمى كند)).(165)
7. باز مى فرماید: ((ما افراد اسراف كننده را هلاك مى كنیم )).(166)
از این آیات به دست مى آید كه اسراف و تبذیر بدترین اعمال مى باشد، و شیطان از مسرفان زیان كار خوشحال است تا آن جا كه
 مى فرماید: ((آنان برادران شیطان اند))


- نظرات (0)