سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

فروش ایسوزو یخچالی

ایسوزو یخچال نگهدارنده دار

مدل 87 بدون هیچ تعمیری



تلفن تماس جهت خرید


قراخانی 09121714539

ساعت تماس :10تا 17


تعبیر خواب با قرآن

قرآن

شخصى نزد ابن سیرین آمد و گفت: در خواب دیدم كه اذان مى گویم.

ابن سیرین در تعبیر این خواب به وی گفت: که به حج خواهى رفت و اتفاقاً در همان روز مرد دیگرى آمده و گفت: من به خواب دیدم كه اذان مى گویم. ابن سیرین، این بار با حالتى متغیّر و ناراحت گفت: اى مرد! تو دزدى مى كنى، برو و به درگاه خداوند از كار خلاف و زشت خود توبه كن.

حاضران متعجب شدند و گفتند: اى استاد! هر دو یك خواب دیده اند، این اختلاف در تعبیر، از كجا پیدا شد؟

ابن سیرین گفت :

آن شخصِ اول كه آمد، صورت و سیرت نیكو داشت و چون خوابش را بیان كرد این آیه به خاطرم رسید: (وَ اَذِّنْ فىِ النّاسِ بِالْحَجِّ)(1) [اى ابراهیم مردم را به حج خانه خدا فرا خوان.]

امّا شخص دوم را كه دیدم، سیرت و صورت او، به انسانهاى خلافكار و بدطینت شباهت داشت؛ چون خواب خود را بیان داشت، این آیه به ذهنم آمد: (ثُمَّ اَذَّنَ مُؤذِّنٌ اَیَّتُهَا الْعیرُ اِنَّكُمْ لَسارِقُون )(2) [ندا كننده اى ندا كرد كه اى كاروانیان به درستى كه شما دزد هستید.] (3)


منبع:

پاک نیا، عبدالکریم، جلوه هایی از نور قرآن در قصه ها، مناظره ها و نکته ها


1-حج / 27.

2-یوسف / 7.

3- لطائف الطوائف، ص 218



- نظرات (0)

نيكوكار واقعى چه كسى است؟:

وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (177)
نيكوكارى آن است كه كسى به خداى عالم و روز قيامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيغمبران ايمان آرد و دارايى خود را در راه دوستى خدا به خويشان و يتيمان و فقيران و در راه ماندگان و گدايان بدهد و در آزاد كردن بندگان صرف كند، و نماز به پا دارد و زكات مال (به مستحق) بدهد، و نيز نيكوكار آنانند كه با هر كه عهد بسته‏اند به موقع خود وفا كنند و در حال تنگدستى و سختى و هنگام كارزار صبور و شكيبا باشند. (كسانى كه بدين اوصاف آراسته‏اند) آنها به حقيقت راستگويان و آنها به حقيقت پرهيزكارانند


- نظرات (0)

پشتیبانی خدااز مومنان

خدا اعمال مومنان را آسان تر می کند، و همیشه به صورت پنهان و اشکار راهی برای خروج

از شرایط دشوار به  آنها نشان می دهد. خداوند این واقعیت را که با ارتش نامرئی به مؤمنان

کمک می کند در آیه ای  از قرآن توضیح می دهد.

"ای اهل ایمان بیاد آورید نعمتی را که خدا به شما عطا کرد وقتیکه لشکر بسیاری از کافران

بر علیه شماجمع شدند پس ما به مدد ویاری شما بادی تند و سپاهی بسیار که به چشم

نمی دیدید فرستادیم و خدا خود به اعمال شما آگاه بود ." (سوره احزاب،آیه 9)

در هر عصر و دوران تعداد مؤمنان کم است، اما خدا وند بیان می کند که گاهی اوقات تعداد

مؤمنان و قدرت آنها را در چشم منکران بیشتر از آنچه است نشان می دهد که این موجب

ترس و دلهره در میان آنها میشود.

"و بیاد آورهنگامیکه با دشمنان مقابل شدید خدا آنان را در چشم شما کم نمودار کرد و شما

را نیز در چشم دشمنان کم بنمود تا خداوند آنرا که در قضای حتمی خود مقدر نموده اجرا

فرماید و به سوی اوست بازگشت امور. "(سوره انفال، آیه 44)

در دوران پیامبر اکرم(ص) خداوند حمایت معنوی خود به مؤمنان را در زمان سختی اینچنین

نشان داده است

"برای اینکه از جانب خدا ایمنی یافتید...." (سوره انفال ، آیه11)

با بیان اینکه"ارامش یافتید"، می توان فهمید که خدا در زمان دشواری وبرای  حفظ اسودگی

خاطر، به مؤمنان خا لص اعتماد به نفس و ثبات قدم  میدهد (خدا حقیقت را می داند)


خداوند با روش های غیر محسوس پشتیبانی و آسایش را برای مؤمنان فراهم می کند


- نظرات (0)

معیار گزینش دوست


با توجه به اهمیت ویژه‏اى كه احتراز از دوست بد بر اساس دیدگاه حضرات معصومین علیهم‏السلام دارد، این مفهوم در روایات متعددى بیان شده كه به نقل و بررسى بعضى از آنها مى‏پردازیم:

حضرت امام صادق علیه‏السلام در باره مفهوم دوست خوب و بد چنین مى‏فرماید:

«اُنْظُرْ إِلَى كُلِّ مَنْ لَا یُفِیدُكَ مَنْفَعَةً فِی دِینِكَ فَلَا تَعْتَدَّنَّ بِهِ وَ لَا تَرْغَبَنَّ فِی صُحْبَتِهِ فَإِنَّ كُلَّ مَا سِوَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مُضْمَحِلٌّ وَخِیمٌ عَاقِبَتُهُ؛ هر كس كه منفعت دینى به تو نرساند، بشناس! به او توجهى مكن و رغبتى به همراهى با او نداشته باش؛ زیرا آنچه غیر از خداوند تبارک و تعالى است، نابود شدنى و عاقبت آن ناگوار است

امام صادق علیه‏السلام در اهمیت دوست خوب به این آیات استناد جسته، مى‏فرماید: «جایگاه دوست خوب، بسیار بالاست؛ به گونه‏اى كه جهنمیان به او پناه برده، او را قبل از خویشاوند مهربان [خویش] مى‏خوانند. خداوند متعال به نقل از آنان چنین مى‏فرماید: ما هیچ شفاعت كننده و دوست مهربانى نداریم»


- نظرات (0)

حل مسأله شفاعت

قرآن درباره شفاعت در چندین بخش آهسته آهسته مسأله را حل كرد، ثابت كرد كه شفاعت در قیامت حقّ لاریب فیه است، نه تنها نیست بلكه امری است .

در آیات دیگر فرمود: (فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِینَ) ؛ (پس آنها را شفاعت شفیعان سودى نخواهد بخشید.)(48 ، مدّثر) از این آیه قرآن فهمیده می شود که در قیامت خیلی از افراد از دیگران شفاعت می کنند ؛ ملائكه شفاعت می‌كنند، اولیاء الٰهی شفاعت می‌كنند، أنبیاء شفاعت می‌كنند و امثال این ها . خیلی‌ها شافعین‌اند، ولی به حال بعضی نافع نیست.

توبه
هیچ شفیعی بالاتر از توبه نیست

از طرفی به ما فرمودند: «لاشفیع أنجح من التوبة» (نهج البلاغه، ج3، ص 242)

هیچ شفیعی بالاتر از توبه نیست كه انسان با شفاعت توبه بمیرد. از آن طرف هم فرمودند: یأس به خود راه ندهید چرا که «و آخر من یشفع أرحم الرّاحمین»

 

چه کسانی شفاعت می شوند؟

شرایط شفاعت شوندگان

تربیت دینى اقتضا می کند اشخاصى که درباره آنها شفاعت می شود معین نباشند، بلکه به صورت مبهم بیان شوند، [المیزان، ج 1، ص 159] چنان که قرآن کریم نیز اشخاص شفاعت شونده را تعیین نکرده، بلکه اوصاف و ویژگی های آنها را بیان نموده است و مى‏فرماید: "كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِینَةٌ ، إِلَّا أَصْحَابَ الْیَمِینِ ، فِی جَنَّاتٍ یَتَسَاءلُونَ ، عَنِ الْمُجْرِمِینَ ، مَا سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ ، قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ ، وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ ، وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ ، وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ ، حَتَّى أَتَانَا الْیَقِینُ ،فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِینَ:

هر كس در گرو كسب خویش است (هر نفسى در برابر واجباتى كه باید كسب كند، و محرماتى كه كسب نموده در گرو است و چون اول را داد و دوم را زدود رها مى‏شود) ،مگر اصحاب یمین (دست راستیان صالح كه از گرو خارج شده‏اند)،كه در بهشت‏ها و باغ‏ها به سر برده، از یكدیگر مى‏پرسند، از حال گنهكاران، (سپس به آنها متوجه شده مى‏گویند) چه چیز شما را به دوزخ درآورد ،گویند: ما از نمازگزاران نبودیم ،و به فقیر و تهیدست طعام نمى‏دادیم ،و با اهل باطل (در كارها و گفتارهاى بیهوده) غور مى‏كردیم ،و روز جزا را تكذیب و انكار مى‏كردیم ، تا آنكه مرگ ما فرا رسید ،پس آنها را شفاعت شفیعان سودى نخواهد بخشید ". [مدثر، 48- 38]

شفاعت مخصوص افراد گناهکار است به شرط آن که در عقیده و دین خود مورد رضایت باشند و معاندان و ناصبان و منکران از آن محروم اند

این آیه مى‏فرماید: اهل دوزخ به خاطر داشتن این چهار صفت؛ یعنى ترک نماز، ترک انفاق در راه خدا، فرو رفتگى در دنیا و تکذیب روز حساب، دوزخى شده‏اند. این چهار صفت (رذیله) امورى هستند که ارکان دین را منهدم می سازند.

بر عکس اقامه نماز، انفاق، ترک دنیا و اعتقاد به قیامت، دین خدا را به پا می دارند؛ چون دینداری عبارت است از اقتدا به هادیانى که خود معصوم و طاهر باشند، و این نمی شود، مگر به این که از دل بستن به زمین و زیورهاى فریبنده آن دورى کنند، و به سوى دیدار خدا روى آورند که اگر این دو صفت محقق شود، هم از (خوض با خائضین) اجتناب شده، و هم از (تُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ)

لازمه این دو صفت توجه به سوى خدا و سعى در رفع حوائج جامعه است که به عبارتى دیگر می توان از اوّلى به نماز و از دومى به انفاق در راه خدا تعبیر کرد.


- نظرات (0)

در قـرآن، خبری از تکـامل نیست

مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا. وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا

شما را چه شده است كه براي خدا عظمت و شكوهي قائل نيستيد؟ و حال آنكه [اوست که] شما را مرحله به مرحله آفریده است؟ (نوح/14-13)



هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا

آيا [جز این است که] زمانى طولانى بر انسان [در شکم مادر، به صورت نطفه و جنین] گذشت، و او چيزی قابل ذكر [و شایسته توجه] نبود؟ (انسان/1)                                                                            

  

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا

ما انسان را از نطفه ای مختلط [ یعنی آمیزه ای از اسپرم مرد و اوول زن] آفريده ايم؛ و [سپس] او را [با وظایف و تکالیفش] مى‏آزماييم، از این رو، او را شنوا و بينا گردانیده ایم. (انسان/2)                    

                 

قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا

رفيقش در حالى كه با او گفتگو مى‏كرد بدو گفت: « آيا به كسى كافر شده اى كه [جسم مملو از شگفتی] تو را از خاك [ناچیز]، سپس از نطفه [بی ارزش] آفريد، و بعد تو را [به صورت] مردى [کامل] درآورد؟» (کهف/37)                                                                                                                           

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ           

اى مردم! اگر درباره برانگيخته شدن [پس از مرگ] در شك و تردیدید، پس [ این را بدانيد] كه ما شما را از خاك آفريده‏ايم، سپس از نطفه، سپس از علقه [= خون بسته زالو مانند]، آنگاه از مُضغه [یعنی قطعه گوشتی جویده، که برخی] داراى آفرینشی كامل و [برخی دارای] آفرینشی ناقص [اند] تا [قدرت آفرینش خود را] برای شما روشن سازیم؛ و آنچه [= جنین هایی] را که بخواهیم تا مدتى معين در رحِم ها نگه می داریم، آنگاه شما را [از شکم های مادرانتان به صورت] كودك بیرون مى‏آوريم، سپس [حیات تان را تحت نظر داریم] تا به حد رشدتان برسيد؛ و برخى از شما [زودرس] مى‏ميرد و برخى از شما به غايت پيرى مى‏رسد به گونه‏اى كه پس از دانستن [بسیاری از چيزها، دیگر] چيزى نمى‏داند؛ و [از دیگر نشانه های قدرت ما، به ویژه در مورد رستاخیز، این است که در زمستان] زمين را خشكيده مى‏بينى و[لى] چون [در بهاران] بر آن آب ببارانیم، به جنبش درمى‏افتد و رشد و نموّ مى‏كند و از هر نوع [رستني هاى] نيكویی مى‏روياند. (حج/5)

 

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

او همان كسى است كه شما را از خاك آفريد، سپس از نطفه‏اى، آنگاه از علقه‏اى، و بعد شما را [از شکم های مادرانتان به صورت] كودك بیرون مى‏آورد [و شما را زنده نگه می دارد] تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد؛ و از ميان شما كسى است كه مرگِ زود‏رس مى‏يابد و [بعضی از شما را همچنان زنده نگه می دارد] تا [بالاخره] به وقت معین [= اجلّ تام] برسيد؛ و باشد كه تعقل کنید. (غافر/67)

مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى

[اوست که انسان را] از نطفه‏اى [ناچیز می آفریند] آنگاه که [به رحِم] ريخته شود. (نجم/46)

 

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ

آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: « من انساني را از گِل می‌آفرينم.»‏ (ص/71)

 

 

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

و  [یاد آر] آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: « من در زمين جانشينى خواهم گماشت.» [فرشتگان] گفتند: « آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خون ها بريزد و حال آنكه ما [پیوسته] به حمد و ستایش تو مشغولیم؟» [خداوند] فرمود: « من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.» (بقره/30)

 

خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ...

[خداوند] شما را از یک تن [بنام آدم] بیافريد، سپس، جفتش [حوّا ] را از [جنس خودِ ] آن قرار داد؛ و براى شما دام ها پديد آورد ... . (زمر/6)

 

قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ

بگو: اوست آن كه شما را [از نیستی] پديد آورد و برایتان گوش و چشم و دل آفريد. [لیکن، شما] چه اندک سپاسگزاريد! (مُلک/23)                                                                                                             

وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا

و ماه را در ميان آنها تابان گردانيد و خورشيد را [چون] چراغى قرار داد؟ (نوح/16)

 

وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا

و خداوند زمين را براى شما [همچون فرشى] گسترده ساخت. (نوح/19)

 

قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ

[موسى-علیه السّلام- به فرعون و اطرافیانش] گفت: « [پروردگار جهانیان،] پروردگار شما و پروردگار نیاکان پيشين شما[ست]. (شعرا/ 26)                                                                                

                                                                                

لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ

خدايى جز او نيست؛ اوست که زندگى مى‏بخشد و مى‏ميراند؛ و او پروردگار شما و پروردگار نیاکان پيشين شماست. (دخان/8)

 

أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

[ای یهودیان و مسیحیانِ منکر آیین محمد!] آيا وقتى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، شما حاضر بوديد [تا بدانید بر چه آیینی بود]؟ آنگاه كه به پسران خود گفت: « پس از من چه چیزی را خواهيد پرستيد؟» گفتند: « خدای تو و خدای پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق [که] معبودى يگانه [است] را مى‏پرستيم و ما تسلیم [فرمان] اوییم. (بقره/133)

ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا

و خدا[ست كه] شما را [مانند] گياهى از زمين رويانيد به نوعی [خاص] از رویاندن. سپس، شما را به آن بازمى‏گرداند و [بعد،] شما را به طور شگفت انگیزی [از زمین] بيرون مى‏آورد. (نوح 18-17)

 ‏

وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ

و پروردگارت هر چه را بخواهد مى‏آفريند و هر کس را بخواهد برمى‏گزيند؛ و آنان [در برابر اراده الهی] اختيارى ندارند. ‏خداوند از آنچه [با او] شريك مى‏گردانند، بسی منزّه تر و برتر است.  (قصص/68)

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

ستایش خداى را [سزاست] كه پديدآورنده آسمان ها و زمين است، [و] فرشتگان را، كه داراى بال هاى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه‏اند، [به عنوان] پيام‏آوران [احکام خود] قرار داده است. او هر چه بخواهد در آفرينش [مخلوقاتش] مى‏افزايد؛ چرا که خدا بر هر چيزى تواناست. (فاطر/1)

 

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ فَجَعَلْنَاهَا نَكَالًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ

و [ای یهودیان!] بی گمان، شما به خوبی كسانى از خودتان را كه در روز شنبه [از فرمان خدا] تجاوز كردند [یعنی یهودیان شهر «ایله»]، شناختيد. پس، بديشان گفتيم: « به بوزينگانى رانده شده تبدیل شوید!» پس، ما آن [عقوبت] را عبرتى براى معاصران و آیندگان گردانیدیم، و  [همچنین آن را] براى پرهيزگاران پندى نمودیم. (بقره/66-65)

 قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ

بگو: [ای یهود!] آيا شما را به [پاداشی] بدتر از [پاداش ِ ] اين كيفر [= فسق و نافرمانی تان] در پيشگاه خدا خبر دهم؟ همانان كه خدا لعنتشان كرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزينگان و خوكان پديد آورده است، و آنان كه طاغوت را پرستش كرده‏اند. اينانند كه از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه‏ترند. (مائده/60)

 

- نظرات (0)

تنبیه، مکر، رفاه و بعد عذاب


نفاق

وقتی مردمی به دین الهی و پیروی از رهبران دینی بی اعتنایی می کنند ، خداوند آنها را به ناملایماتی گرفتار می کند تا به راه برگشته و به درگاهش تضرع كنند (أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ )؛ اما اگر بیدار نشدند و بر کج روی اصرار ورزیدند ، نوبت به اجرای قانون مکر است که آن مهر نهادن بر دل هاى آنان به وسیله قساوت و اعراض از حق و علاقمند شدن به شهوات مادى و شیفتگى در برابر زیبائی هاى دنیوى است (فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ ).[1]

بعد از این مرحله نوبت به اجرای قانون سوم یعنى استدراج می رسد. در این مرحله، خداوند متعال انواع گرفتاری و ناراحتى هاى آنان را بر طرف ساخته، ایشان را غرق در رفاه می کند (ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّیِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ) و بدین وسیله آنها را روز به روز؛ بلكه ساعت به ساعت به عذاب خود نزدیكتر مى کند تا در نهایت در حالى كه در مهد امن و سلامت آرمیده و به وسایل دفاعى كه در اختیارشان بود ، مغرور گشته و از اینكه پیشامدى كار آنها را به هلاكت و زوال بكشاند غافل و خاطر جمع بودند تمام آنها را به طور ناگهانى و بدون اینكه احتمالش را هم بدهند به هلاکت می رساند(فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَ هُمْ لَا یَشْعُرُون).[2]

 پی نوشت :

1.   43/ انعام

2.   ر.ک به المیزان فی تفسیر القرآن 8/195



- نظرات (0)

تشکر از پدر و مادر تشکر از خداست

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْكُرْ لِی وَلِوَالِدَیْكَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ : و ما انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كردیم، در حالى كه مادرش او را (در شكم خود در ایّام باردارى) در حال ضعف روى ضعف حمل كرد، و ( شیر دادن و) از شیر جدا كردنش در دو سال بود، (گفتیم) كه مرا و پدر و مادرت را سپاس‏گزار، كه بازگشت (همه) به سوى من است.

در این آیه ، بحث از نعمت وجود پدر و مادر و زحمات و خدمات و حقوق آنها است و قرار دادن شكر پدر و مادر در كنار شكر ((الله)).

والدین سالمند

نخست مى فرماید: ((ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كردیم )) (وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ ).

آنگاه به زحمات فوق العاده مادر اشاره كرده می‌گوید: ((مادرش او را حمل كرد در حالى كه هر روز ضعف و سستى تازه اى بر ضعف او افزوده مى شد)) (حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ).

سپس مى گوید: ((توصیه كردم كه هم شكر مرا به جاى آور و هم شكر پدر و مادرت را)) (أَنِ اشْكُرْ لِی وَلِوَالِدَیْكَ).

شكر مرا به‌جای آور كه خالق و منعم اصلى تو هستم‌ و چنین پدر و مادر مهربانى به تو داده ام و هم شكر پدر و مادرت را كه واسطه این فیض و عهده دار انتقال نعمت‌هاى من به تو مى باشند.

و چقدر جالب و پر معنى است كه شكر پدر و مادر درست در كنار شكر خدا قرار گرفته .

و در پایان آیه با لحنى كه خالى از تهدید و عتاب نیست مى فرماید: ((بازگشت همه شما به سوى من است )) (إِلَیَّ الْمَصِیرُ).

آرى اگر در اینجا كوتاهى كنید در آنجا تمام این حقوق و زحمات و خدمات مورد بررسى قرار مى گیرد و مو به مو حساب مى شود، باید از عهده حساب الهى در مورد شكر نعمت‌هایش ، و همچنین در مورد شكر نعمت وجود پدر و مادر و عواطف پاك و بى آلایش آنها بر آئید.


- نظرات (0)

ماننداین سوره بیاورید

اگر راست مى‏گویید، در این دوران سوره‏اى مانند آن بیاورید


برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند.

به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است.


قرآن

به عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد.

درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمان‌ها و زمین است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ما قرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.

از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند ، بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد. این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است. ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان معانی آن بر دل می نشسته که اعراب زمان پیامبر را مسلمان کرده.

اعرابی که خود سخنور بوده اند و شعرهای‌بسیاری داشته اند ، در برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند.

از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و گوش هایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند ؛ گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.

برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند. به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:

1- سوره 2 آیات 23 و 24

و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده‏ایم شک دارید ، پس اگر راست مى‏گویید سوره‏اى مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر خدا فرا خوانید. پس اگر نکردید و هرگز نمى‏توانید کرد ، از آن آتشى که سوختش مردمان و سنگ‌ها هستند و براى کافران آماده شده بپرهیزید.

2- سوره 17 آیه 88

بگو اگر انس و جن گرد آیند تا نظیر این قرآن را بیاورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتیبان برخى [دیگر] باشند.

کلیدهاى غیب تنها نزد اوست جز او [کسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشکى و دریاست مى‏داند و هیچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اینکه] آن را مى‏داند و هیچ دانه‏اى در تاریکیهاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است

3- سوره 11 آیات 13 و 14

یا مى‏گویند این [قرآن] را به دروغ ساخته است . بگو اگر راست مى‏گویید ده سوره ساخته ‏شده مانند آن بیاورید و غیر از خدا هر که را مى‏توانید فرا خوانید. و اگر آنها دعوت شما را نپذیرفتند بدانید با علم الهی نازل شده و هیچ معبودی جز او نیست آیا با این حال تسلیم می‏شوید؟

4- سوره 10 آیات 38 و 39

یا مى‏گویند آن را به دروغ ساخته است . بگو اگر راست مى‏گویید سوره‏اى مانند آن بیاورید و هر که را جز خدا مى‏توانید فرا خوانید. بلکه چیزى را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تأویل آن برایشان نیامده است . کسانى [هم] که پیش از آنان بودند همین گونه [پیامبرانشان را] تکذیب کردند.

5- سوره 52 آیات 33 و 34

مى‏گویند آن را بربافته [نه] بلکه باور ندارند. پس اگر راست مى‏گویند سخنى مثل آن بیاورند.

بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند. کفار زمان پیامبر با همه سخن وری و تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند.

آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند.

اکنون که قرن ها از این فرا خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک نکرده اند ، بلکه مفهوم و معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از قرآن و نوشتن سوره ای مثل سوره های قرآن کاری ساده است. بعضی ها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا که شعر می سروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده.

حضرت موسی

قرآن برای این موضوع مثال عصای موسی را می آورد.

وقتی که موسی عصای خود را به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و تعصب چشمانش را کور کرده بود ،معجزه موسی را نمی پذیرفت در حالی‌که جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ، ضعف و محدودیت خود را درک می کردند و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند ؛ چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.

در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه.

اگر در انتها اذعان کردم که این‌کار نه تنها از عهده من ، بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.

برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:

إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ: ما تو را [چشمه] کوثر و فراوانی نعمت دادیم.

فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ: پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى کن.

إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ: دشمنت‏ خود، بى‌تبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود.

با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند.

در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آن‌هم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود ، او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند.

آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند

ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام و فعلاً بسیار تحت تأثیر قرار گرفته ام.

در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد.

آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند.

هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند.

اگر اعراب زمان پیامبر در برابر نظم و آهنگ سوره کوثر سر تسلیم فرود آوردند، اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم ، اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:

و کلیدهاى غیب تنها نزد اوست جز او [کسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشکى و دریاست مى‏داند و هیچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اینکه] آن را مى‏داند و هیچ دانه‏اى در تاریکی‌هاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است.

سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر. ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توانیم از قرآن استفاده کنیم و با توسل به خدا ، قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم.


منبع: سایت تدبر؛ مقاله مجتبی قلی زاده


- نظرات (0)

خداوند محتاج عبادت خلق نیست

خداوند محتاج عبادت خلق نیست  

آیه 8 سوره ابراهیم علیه السلام پاسخ روشن به کسانی است که خدا را محتاج عبادت هایی می دانند که به آن امر کرده است و گمان می کنند اگر ایمان نیاوردند و او را عبادت نکنند و بی مهابا گناه کنند ، خداوند دچار کمبود می شود و آسیبی می بیند. بی خبر از آنکه خداوند، بی نیاز محض است و نیازمند به هیچ چیز نیست تا چه رسد به ایمان و عبادت بندگانش.

کسانی که خدا را اول و دیگران را که لطفی در حقشان کرده یا قرار است کنند را دوم قرار می دهند ، نیز مومنین مشرکند که در عمل و نه در عبادت برای خدا شریک و دومی قرار داده اند و می گویند اول خدا دوم شما؛ یا اگر فلانی نبود من می مُردم و یا مشکلم حل نمی شد و مانند آن.

از این رو با صراحت تمام می فرماید حتی اگر تمام مردم روی زمین کافر شوند خداوند دچار ذره ای کمبود مشکل نمی شود چرا که از هر کس و هر چیز بی نیاز است (إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ)

و اگر امر و نهی هست ، برای پرورش خود انسان و رعایت آن به نفع خود اوست. قرآن کریم می فرماید: كسى كه كار شایسته انجام دهد، به سود خود اوست و كسى كه مرتكب زشتى شود ، به زیان خود اوست و پروردگارت ستمكار به بندگان نیست (مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَیْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ).[8]

8.   46/فصلت



- نظرات (0)