سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

فروش ایسوزو یخچالی

ایسوزو یخچال نگهدارنده دار

مدل 87 بدون هیچ تعمیری



تلفن تماس جهت خرید


قراخانی 09121714539

ساعت تماس :10تا 17


ذکرآرامبخش حتی برای کفار

ياد يار


- نظرات (0)

بسته‌ای نورانی،‌پیشکش کاربران قرآن‌دوست

کلیپ فلشی که در پیشانی قاب این پنجره بر سجاده نگاه شما جاری است

دل‌انگیزترین و شگفت‌آورترین رشحات قلم الهی برلوح قرآن را به تصویر می کشد.

 

در آیات پایانی سوره مبارکه زمر(73-61)، پیام‌هاییست نوید بخش از سوی پروردگار عالمیان به مردمان اهل زمین.

در آیه 61از مقام تقوا سخن رفته است و اینکه همای سعادت و رستگاری بر بلندای بنای محکم تقوا آشیان دارد و کسی بدان دست خواهد یافت که بر این بنای محکم و استوار فراز آید.

 

حق تعالی در آیات سپس تر پرده از حقایقی دیگر گشوده خطاب به اهل زمین و زمان می فرماید:

کلید دار زمین و آسمان خداست و هرکس قلم انکار بر جریده آیات الهی بر کشد در باتلاق زیانکاری غرقه خواهد شد...

و تو ای فرستاده ما!

بر اینان که در کویرستان جهالت خود سرگردانند بانگ برآور که آیا مرا به پرستش غیر خدا فرا می خوانید؟

این را به تو وحی کرده ام و به پیامبران پیش از تو نیز، که اگر چشم برهم زدنی به خدایت شرک آوری هر آیینه آتش خسران و تباهی بر خرمن اعمالت درخواهم افکند.

تو خدایت را شکر گذار آنگونه که باید هرچند اینان خدا را  نشناخته اند آنگونه که شاید.

آری این جاهلان مشرک نمی دانند که روز رستاخیز، زمین در قبضه قدرت اوست و آسمان پیچیده در دستان او...

با صور اولی که اسرافیل خواهد دمید اهالی زمین و آسمان را خواهم میراند جز اندکی چند..

در آن روز که زمین به نور من منور است نامه های اعمال بندگان را فرا روی خود نهاده، پیامبران و گواهان حشر را احضار خواهم کرد آنگاه بر کرسی داوری به حق حکم خواهم راند...

آنان را که چشمان خویش بر آفتاب حقیقت فرو بستند و از در انکار در آمدند فوج فوج به سوی دوزخ برخواهم کشید؛ وچون به دوزخ رسند، درهای آتش بر ایشان گشوده گردد؛ ودربان دوزخ بر آنها بانگ برآورد که:"آیا سفیرانی از شما بر شما برانیخته نشدند تا ترنم آیات پروردگارتان را در گوشتان زمزمه کنند و از ملاقات امروزتان برحذر دارند؟"

پاسخ آرند: آری!

اما دریغا که مهر عذاب الهی بر جبین کافران حک شده است..

حکایت پرهیزگاران اما شنیدنیست؛ آنان که بر پشتی تقوا تکیه کردند گروه گروه به سوی فردوس برینشان می برند؛ همین که درهای فردوس گشوده شوند؛ خازنان بهشت خطاب به ایشان خواهند گفت: " بدرود! اکنون این شما و این خوان نعمت الهی، گوارایتان باد!...

 

(هدیه را از اینجا دریافت کنید)


- نظرات (0)

در قـرآن، خبری از تکـامل نیست


 مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا. وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا

شما را چه شده است كه براي خدا عظمت و شكوهي قائل نيستيد؟ و حال آنكه [اوست که] شما را مرحله به مرحله آفریده است؟ (نوح/14-13)



هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا

آيا [جز این است که] زمانى طولانى بر انسان [در شکم مادر، به صورت نطفه و جنین] گذشت، و او چيزی قابل ذكر [و شایسته توجه] نبود؟ (انسان/1)                                                                            

  

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا

ما انسان را از نطفه ای مختلط [ یعنی آمیزه ای از اسپرم مرد و اوول زن] آفريده ايم؛ و [سپس] او را [با وظایف و تکالیفش] مى‏آزماييم، از این رو، او را شنوا و بينا گردانیده ایم. (انسان/2)                    

                 

قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا

رفيقش در حالى كه با او گفتگو مى‏كرد بدو گفت: « آيا به كسى كافر شده اى كه [جسم مملو از شگفتی] تو را از خاك [ناچیز]، سپس از نطفه [بی ارزش] آفريد، و بعد تو را [به صورت] مردى [کامل] درآورد؟» (کهف/37)                                                                                                                           

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ           

اى مردم! اگر درباره برانگيخته شدن [پس از مرگ] در شك و تردیدید، پس [ این را بدانيد] كه ما شما را از خاك آفريده‏ايم، سپس از نطفه، سپس از علقه [= خون بسته زالو مانند]، آنگاه از مُضغه [یعنی قطعه گوشتی جویده، که برخی] داراى آفرینشی كامل و [برخی دارای] آفرینشی ناقص [اند] تا [قدرت آفرینش خود را] برای شما روشن سازیم؛ و آنچه [= جنین هایی] را که بخواهیم تا مدتى معين در رحِم ها نگه می داریم، آنگاه شما را [از شکم های مادرانتان به صورت] كودك بیرون مى‏آوريم، سپس [حیات تان را تحت نظر داریم] تا به حد رشدتان برسيد؛ و برخى از شما [زودرس] مى‏ميرد و برخى از شما به غايت پيرى مى‏رسد به گونه‏اى كه پس از دانستن [بسیاری از چيزها، دیگر] چيزى نمى‏داند؛ و [از دیگر نشانه های قدرت ما، به ویژه در مورد رستاخیز، این است که در زمستان] زمين را خشكيده مى‏بينى و[لى] چون [در بهاران] بر آن آب ببارانیم، به جنبش درمى‏افتد و رشد و نموّ مى‏كند و از هر نوع [رستني هاى] نيكویی مى‏روياند. (حج/5)

 

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

او همان كسى است كه شما را از خاك آفريد، سپس از نطفه‏اى، آنگاه از علقه‏اى، و بعد شما را [از شکم های مادرانتان به صورت] كودك بیرون مى‏آورد [و شما را زنده نگه می دارد] تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد؛ و از ميان شما كسى است كه مرگِ زود‏رس مى‏يابد و [بعضی از شما را همچنان زنده نگه می دارد] تا [بالاخره] به وقت معین [= اجلّ تام] برسيد؛ و باشد كه تعقل کنید. (غافر/67)

مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى

[اوست که انسان را] از نطفه‏اى [ناچیز می آفریند] آنگاه که [به رحِم] ريخته شود. (نجم/46)

 

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ

آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: « من انساني را از گِل می‌آفرينم.»‏ (ص/71)

 

 

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

و  [یاد آر] آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: « من در زمين جانشينى خواهم گماشت.» [فرشتگان] گفتند: « آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خون ها بريزد و حال آنكه ما [پیوسته] به حمد و ستایش تو مشغولیم؟» [خداوند] فرمود: « من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.» (بقره/30)

 

خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ...

[خداوند] شما را از یک تن [بنام آدم] بیافريد، سپس، جفتش [حوّا ] را از [جنس خودِ ] آن قرار داد؛ و براى شما دام ها پديد آورد ... . (زمر/6)

 

قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ

بگو: اوست آن كه شما را [از نیستی] پديد آورد و برایتان گوش و چشم و دل آفريد. [لیکن، شما] چه اندک سپاسگزاريد! (مُلک/23)                                                                                                             

وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا

و ماه را در ميان آنها تابان گردانيد و خورشيد را [چون] چراغى قرار داد؟ (نوح/16)

 

وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا

و خداوند زمين را براى شما [همچون فرشى] گسترده ساخت. (نوح/19)

 

قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ

[موسى-علیه السّلام- به فرعون و اطرافیانش] گفت: « [پروردگار جهانیان،] پروردگار شما و پروردگار نیاکان پيشين شما[ست]. (شعرا/ 26)                                                                                

                                                                                

لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ

خدايى جز او نيست؛ اوست که زندگى مى‏بخشد و مى‏ميراند؛ و او پروردگار شما و پروردگار نیاکان پيشين شماست. (دخان/8)

 

أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

[ای یهودیان و مسیحیانِ منکر آیین محمد!] آيا وقتى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، شما حاضر بوديد [تا بدانید بر چه آیینی بود]؟ آنگاه كه به پسران خود گفت: « پس از من چه چیزی را خواهيد پرستيد؟» گفتند: « خدای تو و خدای پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق [که] معبودى يگانه [است] را مى‏پرستيم و ما تسلیم [فرمان] اوییم. (بقره/133)

ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا

و خدا[ست كه] شما را [مانند] گياهى از زمين رويانيد به نوعی [خاص] از رویاندن. سپس، شما را به آن بازمى‏گرداند و [بعد،] شما را به طور شگفت انگیزی [از زمین] بيرون مى‏آورد. (نوح 18-17)

 ‏

وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ

و پروردگارت هر چه را بخواهد مى‏آفريند و هر کس را بخواهد برمى‏گزيند؛ و آنان [در برابر اراده الهی] اختيارى ندارند. ‏خداوند از آنچه [با او] شريك مى‏گردانند، بسی منزّه تر و برتر است.  (قصص/68)

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

ستایش خداى را [سزاست] كه پديدآورنده آسمان ها و زمين است، [و] فرشتگان را، كه داراى بال هاى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه‏اند، [به عنوان] پيام‏آوران [احکام خود] قرار داده است. او هر چه بخواهد در آفرينش [مخلوقاتش] مى‏افزايد؛ چرا که خدا بر هر چيزى تواناست. (فاطر/1)

 

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ فَجَعَلْنَاهَا نَكَالًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ

و [ای یهودیان!] بی گمان، شما به خوبی كسانى از خودتان را كه در روز شنبه [از فرمان خدا] تجاوز كردند [یعنی یهودیان شهر «ایله»]، شناختيد. پس، بديشان گفتيم: « به بوزينگانى رانده شده تبدیل شوید!» پس، ما آن [عقوبت] را عبرتى براى معاصران و آیندگان گردانیدیم، و  [همچنین آن را] براى پرهيزگاران پندى نمودیم. (بقره/66-65)

 قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ

بگو: [ای یهود!] آيا شما را به [پاداشی] بدتر از [پاداش ِ ] اين كيفر [= فسق و نافرمانی تان] در پيشگاه خدا خبر دهم؟ همانان كه خدا لعنتشان كرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزينگان و خوكان پديد آورده است، و آنان كه طاغوت را پرستش كرده‏اند. اينانند كه از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه‏ترند. (مائده/60)

 


- نظرات (0)

بهشت شما کجاست؟

بهشت

راستی بهشت آدمها کجاست؟

این سوال را اگر از ما بپرسید خواهیم گفت: بهشت در چند قدمی شماست.

مگر نه اینکه در بهشت دروغ روا نیست؛ مگر نه اینکه در بهشت تعدّی و جور نیست؛ مگرنه اینکه در بهشت حرف اول و آخر را عشق به خدا می زند و بس؛ و مگر نه اینکه...

در همین دنیا عده ای هستند که حتی برای یک بار هم حاضر نیستند ولو به شوخی و گزاف، لب به دروغ  باز کنند، یا اینکه سر سوزنی به کسی ستم ورزند؛ عده ای که جز برای رضایت خدا قدم بر نمی دارند و جز برای خدا سخن نمی گویند.

می نشینند برای رضایت خدا؛ برمی خیزند برای رضایت خدا؛ دوست می دارند برای رضایت خدا؛ دشمن می دارند برای رضایت خدا ...

مگر بهشت معهود چیزی جز رضایت محبوب و لذتی جز انس و تقرب با معشوق است.

پس چرا ما آدمها نقد را رها کردیم و دل در گرو نسیه دادیم.

آری در اینجا هم می توان بهشتی ساخت دنیایی و دنیایی ساخت بهشتی.

می توان در دار دنیا به دیدار دلدار امید داشت و دنیا را روزنه ای به سوی بهشت انگاشت.

پس در دنیا باشید ولی با دنیا نباشید؛ در دنیا زندگی کنید و لی از دنیا بگذرید تا به بهشت درآیید.

 

(لطفا ادامه ماجرای آدمها و بهشتشان را از اینجا بشنوید)


- نظرات (0)

شاه کلیدقفل ها

قفل

آنگاه که درون خویش را از خود تهی یافتی و بیرون خویش را خالی از خدا،.. قرآن بخوان!

آنگاه که در دریای خروشان زندگی ،در چنگال طوفان جهل و ترس اسیر شدی ،و ساحل صلاح و صلح و کشتی نجات و رهایی را آرزو کردی، قرآن بخوان!

آنگاه که عقلت ،احساساتت را به بند کشید و فکرت «عشقت »را ،و قوۀ پیوستن به یزدان به نیروی عرفان را ،از دست دادی،،. قرآن بخوان!

آنگاه که در کوچه باغهای یأس ،حیران و سرگردان ،نا امید و پریشان، در جستجوی قطره ای آب، کشتزار خشک و قحطی زدۀ اندیشه ات را تسلی می دهی ،از دریای بی کران امید لختی بر گیر و...قرآن بخوان!

آنگاه که مرگ را «ختم» و «معاد»را «وهم»،و پندار خود را ،«حتم »یافتی ،...قرآن بخوان!

آنگاه که غرور ،وجودت را گرفت و تفاخر شعورت را ،و ذلت خویش را عزت ،و نخوت خویش را ،همت یافتی، قرآن بخوان!                                                                                      

آنگاه که از درستی گسستی ،و بر مرکب سستی نشستی،و به پستی پیوستی و در منجلاب تباهی، رهایی را خواستی،قرآن بخوان!

آنگاه که نسیان گریبانت را گرفت و عصیان دامانت را، قرآن بخوان!

آنگاه که نهایت سعادت را، بودن و شهادت را، نهایت حیات پنداشتی، قرآن بخوان!

آنگاه که گذشته را حسرت و حال را عسرت وآینده را حیرت احساس کردی ،«شب قدر »را به یاد آور و آنگاه، قرآن بخوان

آنگاه که در دل سیاه شب و در اعماق تاریک ظلمات ،در جستجوی نور و روشنی ، ره می پویی و در آرزوی صبح و سپیدی ،افق را به امید نظاره فلق مینگری تا شاید طلوع فجر را در نیمه شب تماشا کنی ،«قرآن»را باز کن ،تا در فلق برگهایش و در افق اندیشه ات شفق را دریابی ،آنگاه ... قرآن بخوان!


- نظرات (0)

ای خدای من !

ای خدای من !

 می خواهم تو را از سر عشق بخوانم


 خودت گفتی

 " والله یهدی من یشاء الی الصراط مستقیم "

 از تو بخاطر بزرگیت درخواستی عاجزانه دارم ...

می شود من هم در زمره ی عاشقانت باشم!


- نظرات (0)

چرا قرآن مهجور است؟

قرآن

مهجوریت قرآن

قرآن، کلام حق، اعجاز حضرت محمد مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و سرمایه معنوی مسلمانان است و همان‏گونه که امام خمینی؛ فرمود: «اگر قرآن نبود، باب معرفة اللّه‏ بسته بود الی الابد.»

آری! قرآن، بهترین وسیله شناخت خداوند است. قرآن، سخن آرامش بخش الهی در گستره هستی است. قرآن، منبع تمام دانش‏های بشری است. کتابی است که انسان را از خاک به افلاک می‏رساند و روح آدمی را به عالم قدس و ملکوت می‏برد؛ ولی ما از این ودیعه الهی، به شایستگی استفاده نمی‏کنیم.

شیخ عبدالکریم حائری یزدی؛، موسسه حوزه علمیه قم، می‏فرمود:

رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برای ما دو چیز را به ودیعه گذاشت: قرآن و اهل‏بیت اما اهل تسنن، قرآن را گرفتند و اهل بیت را رها کردند و ما نیز اهل‏بیت را گرفتیم و قرآن را رها کردیم.

آری، قرآن در میان ما مهجور گشته است، چنان که در قرآن کریم نیز از زبان رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏خوانیم:

یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا(فرقان/30)

پروردگارا! قوم من قرآن را کنار گذاشتند و از آن دوری جستند.

روزها، ماه‏ها و سال‏ها می‏گذرد و عده‏ای حتی آیه‏ای از قرآن را قرائت نمی‏کنند و کاربرد قرآن برای آنها منحصر است در زینت بخشی سفره عقد، بدرقه مسافر، ورود به خانه جدید، بوسیدن و استخاره کردن، سوگند خوردن و به سر گرفتن قرآن در شب‏های احیاء.

از سوی دیگر، بعضی افراد مقید به قرائت قرآن هستند و از این نظر، با قرآن در ارتباطند، ولی هیچ‏گاه در صدد درک مفاهیم آیات قرآن برنمی‏آیند. اینان که هدف اصلی‏شان کسب ثواب است، پیوسته الفاظ قرآن را به زبان می‏آورند، بدون آنکه معنای آنچه را می‏خوانند بفهمند. عده‏ای نیز قر ان را می‏خوانند و در فهم معانی آن می‏کوشند، ولی در عمل به آیات قرآن، سست و بی‏توفیقند و در این میان، تنها اندکی از انسان‏ها هستند که مفاهیم و معانی قرآن را درک و همواره آن را تلاوت می‏کنند و با عمل به آیه‏های آن، سرنوشت سعادت باری را برای دنیا و آخرت خود رقم می‏زنند.

پیام متن:

1. قرآن کریم با همه عظمتی که دارد، میان پیروانش مهجور است.

2. هدف اصلی نزول قرآن، سعادت انسان‏هاست که این امر، تنها در سایه عمل به آیات آن به دست می‏آید.

 

عوامل مهجوریت قرآن

 

1. پیروی از هوای نفس

در برخی از آیات قرآن کریم، پیروی از هوای نفس، در تعارض با هدایت در راه خدا معرفی می‏شود، از جمله این آیه که خداوند خود می‏فرماید:

وَلا تَتَّبِعِ الهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللّه‏ِ(صاد/26)

و از هوای نفس پیروی نکن که تو را از راه خدا گمراه می‏کند.

قرآن، کتابی است که خداوند متعال آن را برای هدایت انسان به راه مستقیم نازل فرموده است. بدیهی است که بهره بردن از این هدایت الهی، در گرو تلاش خود فرد برای ایجاد شرایطی لازم است. یکی از این شرایط، پیروی نکردن از هواهای نفسانی است. بنابراین، کسی که پیروی از خواسته‏های نفسانی را مقصود خود قرار می‏دهد، ارتباط مؤثری با قرآن پیدا نخواهد کرد.

پیام متن:

آن گاه که نفس پیروی می‏شود، قرآن مهجور می‏ماند.

2. جاذبه‏های مادی و دنیوی

جاذبه‏های مادی، همواره سرگرم کننده و مانعی بر سر راه سعادت و تعالی است. بدین ترتیب، شیرینی ذکر و یاد خدا از نظر پنهان می‏ماند و آدمی از امور معنوی روی گردان می‏شود و جاذبه‏های مادی، عاملی جدی برای مهجوریت قرآن به شمار می‏آیند. خداوند متعال در کلام وحی خویش، بارها با هشدار به انسان، می‏فرماید: نَلا تَغُرَّنَّکم الحیوةُ الدُّنیا؛ پس زندگی دنیا شما را فریب ندهد».

البته بسیاری مجذوب جلوه‏های دلفریب، ولی ناپایدار دنیا و ظواهر مادی آن می‏شوند و کتاب و سخن خدا را از یادها می‏برند. همان گونه که در قرآن کریم نیز بدان اشاره می‏شود که:

نَبَذَ فَریقٌ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ کِتابَ اللّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ... (بقره/101)

گروهی از کسانی که به آنها کتاب (آسمانی) داده شد، کتاب خدا را پشتشان افکندند.

پیام متن:

کسی که مسحور جاذبه‏های مادی است، نمی‏تواند با قرآن ارتباط درستی برقرار سازد.

3. شیطان

خداوند متعال در قرآن کریم می‏فرماید:

فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ(نحل/98)

هنگامی که قرآن می‏خوانی پس، از شیطان رانده شده به خداوند پناه ببر.

از این آیه درمی‏یابیم که شیطان، همواره درصدد است انسان را از تلاوت آیه‏های قرآن باز دارد. خداوند نیز به بندگانش هشدار می‏دهد که در این هنگام، به خدا پناه ببرید. البته منظور این آیه، این نیست که تنها به گفتن استعاذه بسنده کنیم، بلکه باید این ذکر را تبدیل به فکر و فکر را تبدیل به یک حالت درونی کنیم و به هنگام خواندن هر آیه، به خدا پناه ببریم، از اینکه وسوسه های شیطان، حجابی میان ما و کلام حیاتبخش او شود.

قرآن

پیام متن:

تا زمانی که شیطان از کنار انسان نگریخته است، قرآن همچنان مهجور است.

4. ناشناخته ماندن جایگاه قرآن در زندگی

از عواملی که مردم را به قرآن بی‏رغبت می‏سازد، این است که ارزش و جایگاه قرآن نزد آنان ناشناخته است و از آثار شگرف آن بی‏خبرند.

آنها قرآن را تنها در حد کتابی آسمانی و مقدس می‏شناسند و در نتیجه، از محتوای متعالی آن ناآگاه و بی‏بهره‏اند.

از این رو، مبلغان موظفند در زمینه معرفی جایگاه قرآن و بازگویی اهمیت و آثار آن در زندگی، بیشتر بکوشند. در این میان، رسانه‏های جمعی به ویژه صدا و سیما نقش و رسالت بسیار موثری در این‏باره برعهده دارند. از دیگر نهادهای آگاه سازی افراد جامعه، مدارس و والدین هستند که با راهنمایی دقیق فرزندان خود، می‏توانند آنها را با قرآن آشنا و مأنوس سازند.

پیام متن:

شناخت جایگاه قرآن گامی مهم در راه بهره‏برداری از مضامین آسمانی آن است.

5. نقش قرآن در نظام آموزشی

بی‏تردید آموزش و پرورش، نقش اساسی در ایجاد شناخت‏ها، باورها و گرایش‏ها در افراد دارد. چه بسا اشخاصی با تعلیم علوم در محیط آموزشی، نگرشی بر خلاف محیط خانوادگی خود می‏یابند که این امر، گویای تأثیر فراوان مواد درسی و معلمان بر دانش‏آموزان است.

اگر در نظام آموزشی ما، از دبستان گرفته تا حوزه و دانشگاه، به آموزش قرآن پیش از بعضی دروس مانند ریاضی، زبان انگلیسی و فقه و اصول بها داه می‏شد، مهجوریت نمی‏ماند و در اجتماع، حضور و نفوذ چشم‏گیری می‏یافت.

پیام متن:

نظام آموزشی کشور با بها دادن لازم به قرآن، به منظور حاکمیت احکام قرآنی در میان جامعه، گامی موثر برمی‏دارد.

6. کمبود ترجمه و تفسیرهای روان و همه‏فهم

بیشتر ترجمه‏های قرآن به گونه‏ای است که مخاطب به فهم روشنی از معانی آیات نمی‏رسد و تنها دسته‏ای از کلمات در ذهن او نقش می‏بندد، در حالی‏که ارتباطی میان آنها نمی‏تواند برقرار کند. در زمینه تفسیر قرآن نیز بیشتر کتاب‏های تفسیر قرآن، در سطح بالایی از فهم قرآنی نگاشته شده و تنها اهل علم و خبر می‏توانند از آن بهره گیرند و عموم افراد از استفاده آنها بی‏نصیبند. بنابراین، فراگیر ساختن قرآن، اهتمام به ترجمه روشن و سلیس کلام وحی و نیز ارائه تفسیرهایی که در عین استواری و استحکام آن، عموم مردم از فهم و درک آن ناتوان باشند، لازم است.

پیام متن:

ترجمه درست و روان قرآن و تفسیر همه فهم آن، در معرفی جایگاه حقیقی قرآن، نقش تأثیرگذار و ارزنده‏ای دارد.

7. کم‏توجهی به مسابقات و برگزیدگان قرآنی

مقام معظم رهبری؛ در رهنمودی فرمود:

«اگر بخواهیم قرآن در خانه‏ها، بین بچه‏ها، بین بزرگ‏ها، بین زن و مردها رواج پیدا کند، بایستی قهرمانان قرآنی را احترام کنید».

بدین منظور، مسئولان مملکتی وظیفه دارند در زمینه گسترش و بالا بردن سطح کیفی مسابقات قرآنی، خالصانه بکوشند و ترویج مسائل کمال آفرین قرآن همت گمارند. برای مثال، از برترین‏های قرآنی به شایستگی قدردانی کنند. در این میان، صدا و سیما در زمینه اعلام برگزاری این‏گونه مسابقات و معرفی قهرمانان و چهره‏های قرآنی و میان و اهل تلاش و موفقیت آنان، نقشی بسزا دارد.

پیام متن:

بزرگداشت قهرمانان قرآنی، احترام به قرآن و افزایش رغبت مردم به قرآن را سبب می‏شود.

 

منبع:

زهرا مولائی‏فر، طوبی، شماره 21، ص22


- نظرات (0)

سوال شب اول قبر


امام جعفر صادق علیه‌‏السلام فرمودند:


از مرده در قبرش پیرامون پنج چیز سؤال مى‌شود :

از نمازش ،

زکاتش ،

حجّش ،

روزه اش

و ولایتش نسبت به ما خاندان .

پس ، ولایت از گوشه قبر به آن چهار چیز گوید :

هر یک از شما کم و کاستى داشتید، کامل کردن آن به عهده من .




- نظرات (0)

چند توصیه برای مهمانی


یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُیُوتَ النَّبىِ‏ِّ إِلَّا أَن یُؤْذَنَ لَكُمْ إِلىَ‏ طَعَامٍ غَیرَْ نَظِرِینَ إِنَاهُ وَ لَكِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُواْ فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُواْ وَ لَا مُسْتَئنِسِینَ لحَِدِیثٍ إِنَّ ذَالِكُمْ كَانَ یُؤْذِى النَّبىَّ‏َّ فَیَسْتَحْیى مِنكُمْ وَ اللَّهُ لَا یَسْتَحْیی مِنَ الْحَق‏ (53- احزاب)

اى اهل ایمان! بدون اجازه وارد خانه‏هاى پیامبر نشوید؛ مگر آن كه براى صرف غذا به شما اجازه داده شود. زودتر از وقت هم حاضر نشوید ولى وقتى شما را دعوت كردند، وارد شوید و هنگامى كه غذا خوردید، پراكنده گردید و جلسه گفتگو و انس تشكیل ندهید كه این كار باعث آزار رسول خدا مى‏شود. این [كار كه بنشینید و سرگرم سخن گردید] پیامبر را آزار مى‏دهد و از شما حیا مى‏كند [كه بیرونتان كند] ولى خدا از حق حیا نمى‏ كند.

در این آیه توصیه هایی برای رفتن به میهمانی وجود دارد که قابل توجه است:

1. بی اجازه و دعوت به خانه کسی نرویم.
2. اگر برای صرف غذایی دعوت شده ایم؛ زودتر نرفته و در آنجا منتظر غذا ننشینیم.
3. پس از صرف غذا سریعتر بلند شده و آنجا را ترک کنیم.
4. پس از جمع شدن سفره از نشستن بیهوده و سرگرم شدن به گفت و گو پرهیز کنیم.
5. این زودتر رفتن ها و دیرتر بلند شدن ها، صاحبخانه را که برای خود کار و برنامه دارد آزار می دهد و طبیعت کار این است که او از اعتراض و بیرون کردن شما شرم دارد؛ اما شما این وظیفه ای را که خدا بیان کرد بدانید و به آن عمل کنید



- نظرات (0)

با ناز و عشوه حرف نزنید



فَلَا تخَْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فىِ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا(32- احزاب)

هنگام سخن گفتن‏ صداى خود را نازك نكنید كه بیمار دلان در شما طمع خواهند كرد؛ بنابراین درست سخن بگویید.
این آیه هم به مانند آیه قبل هر چند خطاب به همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله است اما اختصاصی به آنها ندارد. این آیه به زنان دستور می دهد که در گفتگوی با نامحرم یا جایی که نامحرم بیمار دل، صدای آنها را می شنود به شکل جدی و معمولی سخن بگویند و از طنازی و نازک کردن صدا و برخی حالات که باعث می شود شنونده شهوتران به فکر گناه بیفتد جدا پرهیز کنند.

تعبیر به «الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ؛ كسى كه در دل او بیمارى است» تعبیر بسیار گویا از این حقیقت است كه غریزه جنسى در حد تعادل و مشروع عین سلامت است؛ اما هنگامى كه از این حد گذشت، تبدیل به نوعی بیمارى می شود تا آنجا كه گاه به سر حد جنون مى‏رسد كه از آن تعبیر به «جنون جنسى» مى‏كنند.


- نظرات (0)