سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

بلند كردن صدا در محضر قبور ائمه ،باعث حبط اعمال

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! صداى خود را فراتر از صداى پيامبر نكنيد، و در برابر او بلند سخن مگوييد(و داد و فرياد نزنيد) آن گونه كه بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى‏كنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى كه نمى‏دانيد!  

سوره حجرات آيه 2

 


- نظرات (0)

خیانتی که مانع اجابت دعا است!


قلب و فکر شما در هشت چیز خیانت کرده است از این رو دعایتان مستجاب نمی شود.




دعا
چرا دعایمان اجابت نمی شود؟

در اهمیت دعا همین بس که روح و مغز عبادت است و یکی از سودمندترین و با فضیلت‌ترین عبادت‌ها است. دعا، کلید رحمت الهی، مایه تقرب به خدا، موجب رسیدن به خواسته‌ها، سلامتی از گزند شیطان و مایه زندگی جان است.

کسی نزد امیرالمۆمنین علی علیه السلام از مستجاب نشدن دعایش شکایت کرد و گفت؛ با اینکه خداوند فرموده است: 

دعا کنید تا من اجابت کنم چرا دعا می کنیم و به اجابت نمی رسد؟!

امام علیه السلام در پاسخ فرمودند: قلب و فکر شما در هشت چیز خیانت کرده است از این رو دعایتان مستجاب نمی شود.

1- شما خدا را شناخته اید، اما حق او را ادا نکرده اید به همین سبب، شناخت شما سودی به حالتان نداشته است.

2- شما به فرستاده او ایمان آورده اید سپس با سنّتش به مخالفت برخاسته اید. ثمره ی ایمان شما کجاست؟

3- کتاب او را خوانده اید، ولی به آن عمل نکرده اید، گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم و سپس به مخالفت برخاستید.

4- شما می گویید از مجازات و کیفر خدا می ترسید، اما همواره کاری انجام می دهید که شما را به آن نزدیک می کند.

5- می گویید به پاداش الهی علاقه دارید، اما همواره کاری انجام می دهید که شما را از آن دور می کند.

6- نعمت خدا را می خورید و حق شکر او را ادا نمی کنید.

7- به شما دستور داده که دشمن شیطان باشید و شما طرح دوستی با او می ریزید. ادعای دشمنی با شیطان دارید، اما عملا" با او مخالفت نمی کنید.

8- شما عیوب مردم را فراروی خود گذاشته اید و عیب های خود را پشت سر افکنده اید. با این حال چگونه انتظار دارید که دعایتان مستجاب شود در حالی که خودتان درهای آن را بسته اید؟ تقوا پیشه کنید. اعمال خویش را اصلاح کنید. امر به معروف و نهی از منکر کنید تا دعای شما به اجابت برسد. (سفینه البحار، ج1، ص448 و 449- مستدرک، جلد5، ص 268، حدیث 5841- 3 (آل البیت)- أعلام الدّین، ص 269 (آل البیت)

دعاهای منفی‌نگر هرگز به اجابت نمی‌رسد، مثلا برای کسی که کاری به ما ندارد دعای منفی کنیم، مگر در مورد ستمگران و کسانی که وجود آنها برای جامعه مضر است

تغییر سرنوشت ها در زندگی با دعا کردن

دعا، نه تنها در رهایی از گرفتاری‌ها و دردها و رنج‌های زندگی به انسان کمک می‌کند بلکه گاهی می‌تواند سرنوشت زندگی را تغییر دهد.

دعا از بسیاری از پیشامدهای ناگوار پیشگیری می‌کند، از این رو، پیشوایان دین، پیش دستی در دعا و دعا در روزهای آسایش و آرامش را سفارش کرده، خود نیز پیش از همه و بیش از همه، اهل دعا و مناجات با خداوند بودند.

 

آثار و برکات دعا

برآورده شدن حاجت‌ها یکی از مهمترین برکات دعا و شاید مهم‌ترین دغدغه انسان در زندگی، رسیدن به خواسته‌ها و برآورده شدن حاجت‌هاست. از این رو همواره در پی یک نیاز، آدمی به دنبال دستاویزی محکم برای رفع آن و دستیابی به مطلوب خویش است. پیامبر گرامی اسلام فرموده است: هر کس نیازمند شود و نیاز خود نزد مردم ببرد، نیاز او برطرف نمی‌گردد ولی هر کس نیاز خود را بر خداوند عرضه نماید دیر یا زود به اقتضای مصلحت نیازش را برطرف می‌سازد.

 

کلیدی برای دریافت رحمت از خداوند

گنجینه رحمت الهی را دری است که کلید آن دعاست. این گونه به آسانی می‌توان به رحمت خداوندی دست یافت، چنانکه امام علی(علیه السلام) فرموده است: اَلدُّعاءُ مِفتاحُ الرَّحمَةِ ومِصباحُ الظُّلمَةِ؛ دعا، کلید رحمت و چراغِ تاریکی است.

خداوند با اجازه دادن به بنده برای دعا کردن، کلیدهای خزانه‌اش را به او داده تا هر زمان که بخواهد با دعا کردن درهای رحمت را گشوده و به آن دست یابد.

حضرت عیسی (علیه السلام) نیز در اندرزهایش به یارانش فرمود: حق درِ هر خیری و رحمت خدا، درِ هر حقی است و کلیدهای آن، در دعا و زاری و عمل است و چگونه دری بی کلید باز شود؟

دعا
نزدیک شدن به خداوند؛ برکتی دیگر برای دعا

برترین هدف بندگان مۆمن، نزدیک شدن به ساحت قدس الهی و تقرب یافتن نزد خداوند است. مۆمن همواره در تلاش است تا به اسباب و وسیله‌هایی دست یابد تا به مقام قرب الهی برسد.

امام علی(علیه السلام) راه نزدیکی به خدا را در دعا کردن و درخواست کردن از خداوند دانسته است، ایشان می‌فرماید: اَلتَّقَرُّبُ إلی الیه بِمَسألتِهِ وإلَی النّاسِ بِتَرکِها؛ نزدیک شدن به خداوند متعال با درخواست کردن از اوست و نزدیک شدن به مردم، با ترک درخواست از آنها.

 

دعا ، دفع بلا می کند

در زندگی انسان گاه حوادثی، رخ می‌دهد که به علت ناملایم بودن با طبع انسان و ناخوشایندی آن، بلا نام می‌گیرد. برخی از اعمال انسانی، توانایی دفع بلا را داشته به گونه‌ای که می‌تواند مانع از نزول و یا تعدیل آن گردد. در فرهنگ روایی ما، دعا به عنوان یکی از آن اعمال معرفی شده است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرموده است: اِدفَعُوا أَمواجَ البلاءِ بالدُّعاءِ؛ موج‌های بلا را با دعا برگردانید و همچنین امام علی(علیه السلام) فرموده است: بِالدُّعاءِ یُستَدفَعُ البَلاءِ؛ با دعا است که بلا دفع می‌شود.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در کلامی، کم شدن دعا را موجب افزایش بلا دانسته‌اند و می‌فرماید: إذا قَلَّ الدَّعاءُ نَزَلَ البَلاءُ؛ هرگاه دعا کردن کاستی گیرد، بلا فرود می‌آید.

 

با دعا درد ها را شفا دهیم

شفای دردها از برکات دیگر دعا است انسان برای شفای دردها و درمان بیماری‌های خود به دنبال دارویی چاره ساز می‌گردد و چه دارویی بالاتر و کاراتر از دعا. امام باقر(علیه السلام) به محمد بن مسلم فرمود: آیا تو را از چیزی آگاه سازم که شفای هر دردی است؟ گفت: آری، امام فرمود: دعا و امام صادق(علیه السلام) فرمود: عَلیکَ بِالدُّعاءِ؛ فَإنَّهُ شِفاءٌ مِن کُلِّ داءٍ؛ بر تو باد به دعا؛ زیرا که آن، شفای هر دردی است.

امام صادق (علیه السلام) نیز در حدیثی می‌فرمایند: "در سه زمان دعا از خداوند پوشیده نمی‏‌ماند: بعد از ادای فریضه، به هنگام بارش باران و هنگام پدیدار شدن نشانه‏‌ای از اعجاز خدا در زمین (مثل خورشید گرفتگی و ...)

نتیجه

حقیقت دعا، اعلام وابستگی و بندگی به خداست، آن دسته از روایاتی که دعا را مغز عبادت توصیف کرده یا آن را عین عبادت دانسته است نیز، به این حقیقت اشاره دارد، و باید توجه داشته باشیم که آمیزه‌ای از دعا در بسیاری از عبادات دیگر مشهود است که خود نشانگر همگرایی و همنوایی بین عبادت‌ها و دعا برای نشان دادن بندگی و احساس نیاز کامل به خداوند است.

 

چگونه و چه زمان دعا کنیم؟

بین نمازهای روزانه به خصوص ظهر و عصر، هنگام نزول باران و هنگام اذان از این قبیل موارد است.

بهتر است در هنگام دعا با وضو و رو به قبله باشیم و در اول و آخر دعا صلوات بر محمد و آل او را فراموش نکنیم و دعا برای دیگران را مقدم بر دعا برای خود بدانیم.

دعای پدر و مادر در حق فرزند حتما اجابت می‌شود و در دعا کردن، دعای فرج را هیچ‌گاه فراموش نکنیم.

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) در این ارتباط فرمودند: "دعا کردن را در هنگام رقّت قلب غنیمت شمرید، که رقّت قلب، رحمت است(الدعوات: 30 / 60 منتخب میزان‌الحکمة: 196)5".

امام صادق (علیه السلام) نیز در حدیثی می‌فرمایند: "در سه زمان دعا از خداوند پوشیده نمی‏‌ماند: بعد از ادای فریضه، به هنگام بارش باران و هنگام پدیدار شدن نشانه‏‌ای از اعجاز خدا در زمین (مثل خورشید گرفتگی و ...)( بحارالأنوار: 85 / 321 / 8 منتخب میزان الحکمة: 198 )".

 

دعاهایی هست که هیچ‌گاه مستجاب نمی‌شود

دعاهای منفی‌نگر هرگز به اجابت نمی‌رسد، مثلا برای کسی که کاری به ما ندارد دعای منفی کنیم، مگر در مورد ستمگران و کسانی که وجود آنها برای جامعه مضر است.


- نظرات (0)

مصادیقی از گام های شیطان در زندگی

حرام


در این نوشتار کوتاه، بدون اینکه بخواهیم خود را درگیر مباحث مقدماتی بنماییم ، می خواهیم یکی از بحث های شیطان شناسی قرآن را مطرح کنیم.

ببینیم که از دیدگاه قرآن مجید این دشمن قسم خورده، چه گام هایی را برای کشاندن ما به ورطه شقاوت و گمراهی برمی دارد، باشد که هشیارانه تر زندگی کنیم.


در قرآن کریم آیات متعددی درباره شیطان وجود دارد. واژه شیطان 63 و جمع آن شیاطین 15 مرتبه و همچنین واژه ابلیس 11 بار در قرآن تکرار شده است.

در فرهنگ اسلامی تردیدی در اینکه مقصود از شیطان همان ابلیس است وجود ندارد. همان موجود معروفی که در قضیه آدم سبب گمراهی آنان شد. اگر دشمنی شیطان تنها به این ماجرا ختم می شد ما آسوده بودیم و مسئله را مربوط به موضوعی تاریخی قلمداد می کردیم. اما از آنجا که به تصریح قرآن شیطان دشمن ما است[1]، لذا لازم است نسبت به موضوع مهم «شیطان شناسی» توجه زیادی را مبذول نماییم.

در این نوشتار کوتاه، بدون اینکه بخواهیم خود را درگیر مباحث مقدماتی بنماییم ، می خواهیم یکی از بحث های شیطان شناسی قرآن را مطرح کنیم، ببینیم که از دیدگاه قرآن مجید این دشمن قسم خورده[2]، چه گام هایی را برای کشاندن ما به ورطه شقاوت و گمراهی برمی دارد، باشد که هشیارانه تر زندگی کنیم.

بحث ما درباره گام های شیطان در قرآن است. ابتدا به 5  آیه ای که تعبیر در آنها تکرار شده توجه کنید:

(1) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ یُزَكِّی مَن یَشَاء وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ[3]

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، پاى از پى گامهاى شیطان منهید، و هر كس پاى بر جاى گامهاى شیطان نهد [بداند كه‏] او به زشتكارى و ناپسند وامى‏دارد، و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هیچ كس از شما پاك نمى‏شد، ولى [این‏] خداست كه هر كس را بخواهد پاك مى‏گرداند و خدا [ست كه‏] شنواىِ داناست.

(2)یَا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلاً طَیِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ

اى مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاكیزه را بخورید، و از گامهاى شیطان پیروى مكنید كه او دشمن آشكار شماست.[4]

(3) یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ [5][6]

و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد، و خدا نسبت به [این‏] بندگان مهربان است.

شیطان همواره تلاش می کند تا انسانها در برابر حق تسلیم نشوند و گردنکشی کنند. تمام کارهای ناپسند که انسان به دعوت شیطان انجام می دهد جلوه ای از عدم سرسپردگی در پیشگاه حق می باشد

(4) وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ

و [نیز] از دامها، حیوانات باركش و حیوانات كرك و پشم دهنده را [پدید آورد]. از آنچه خدا روزیتان كرده است بخورید، و از پى گامهاى شیطان مروید كه او براى شما دشمنى آشكار است.[7]

معنای لغوی پیروی کردن از گام های شیطان روشن است. از این آیات معلوم می شود که شیطان برای گمراهی ما، گام هایی بر می دارد. اینطور نیست که یک دفعه مۆمنی را ناگهان کافر و بی دین کند.

اصولا گمراه کردن انسان های با ایمان یک فرایند تدریجی و زمان بر است. سخن بر سر اینست که این گام ها چیست و شیطان چگونه ما را گام به گام در مسیر باطل به دنبال خود می کشد

برای تبیین این مسئله ابتدا به سراغ قرآن کریم می رویم. در خود این آیات و یا دنباله آنها اشاره خوبی به مطلب مورد نظر ما شده است. در آیه اول، مسئله امر به فحشا و منکر مطرح شده است.

در سوره انعام هم پس از دستور دادن به خوردن چیزهایی که خدا روزی کرده است، موضوع گام های شیطان مطرح شده است، که معلوم می شود این گام ها در رابطه با خوردنی ها است.

از همه روشن تر در آیه 169 سوره بقره است که در دنباله آیه ای که نقل کردیم می باشد. پس از دستور دادن به خوردن چیزهای حلال، موضوع ممنوع بودن پیروی از گام های شیطان را مطرح کرده است و در دنباله برای تبیین آن می فرماید: « انما یامرکم بالسوء و الفحشاء و ان تقولوا علی الله ما لا تعلمون»: [او] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‏دهد، و [وامى‏دارد] تا بر خدا، چیزى را كه نمى‏دانید بربندید.

خلاصه مطالبی که از قرآن کریم برای تبیین مصداقی گام های شیطان استفاده می شود چنین است:

1-    خوردن چیزهای حرام

2-    در برابر خدا تسلیم نشدن

3-    دستور به انجام گناهان کوچک

4-    دستور به انجام گناهان بزرگ

5-    دعوت به گفتار بدون آگاهی در مسائل دینی

یک یک این موارد را توضیح می دهیم:

خوردن

مورد اول : كُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلاً طَیِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ - كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ

اسلام در زمینه مسائل تغذیه دارای یکسری مقررات است که در فقه بیان می شود. تردیدی نیست که تغذیه حلال از دیدگاه اسلام برای سلامت جسم و روح اهمیت زیادی دارد.

خدای متعال در دو مورد پس از مطرح کردن خوردن از حلال «بقره168» و خوردن از رزق الهی «انعام142» از افتادن در مسیر شیطان نهی کرده است. در این موارد پیروی از خطوات شیطان می تواند به معنای خوردن چیزهای حرام باشد.

برداشت دیگری هم در این آیات وجود دارد. برخی از مفسرین نوشته اند: «پیروى از این گامهاى شیطان در حقیقت همان چیزى است كه در آیات دیگر قرآن به دنبال دستور استفاده از غذاهاى حلال ذكر شده است مانند كُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِی الأَرْضِ مُفْسِدِینَ :" از روزى خدا بخورید و بیاشامید، و [لى‏] در زمین سر به فساد برمدارید." (بقره- 60)

و مانند كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِیهِ" از روزی هاى پاكیزه‏اى كه به شما ارزانى داشته‏ایم بخورید، اما در آن طغیان و سركشى ننمائید.» (تفسیر نمونه1/569) در هر حال هر دو برداشت، از گامهای شیطان محسوب می شود.

مورد دوم: ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ

شیطان همواره تلاش می کند تا انسانها در برابر حق تسلیم نشوند و گردنکشی کنند.

تمام کارهای ناپسندی که انسان به دعوت شیطان انجام می دهد ، جلوه ای از عدم سرسپردگی در پیشگاه حق می باشد.

مورد سوم: لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ

شیطان، انسانها را به سوء «بقره،169» دعوت می کند. سوء یعنی هر کار زشت[8]. لذا گناهان صغیره- در اصطلاح فقهی اش- از مصادیق سوء است.

همچنین منکر در «نور،21» شامل هر کار زشتی که عقل یا شرع به زشتی آن حکم کنند می شود.[9]

باید به گناهان کوچک اهمیت داد. اگر انسان در مسیر انجام یک گناه کوچک گام بردارد، راه نفوذ شیطان را به نفس خود باز کرده است و لذا در دفعات بعد کار شیطان ساده تر خواهد شد.

بر اساس روایات، ارتکاب گناهان کوچک زمینه فرد را برای انجام گناهان بزرگتر آماده می کند. از امام رضا(علیه السلام) روایت است که: « الصغائر من الذنوب طرق الی الکبائر و من لم یخف الله فی القلیل لم یخفه فی الکثیر»[10]: گناهان کوچک راهی منتهی به گناهان بزرگ هستند و کسی که از خدا در انجام اندک گناهی پروا ندارد، در انجام گناه بسیار نیز باکی نخواهد داشت.

مورد چهارم: فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ

شیطان، انسان را به فحشا دعوت می کند. گناهان بسیار زشت - چه گفتاری باشد چه کرداری - را فحشا می گویند: «الْفُحْشُ‏ و الْفَحْشَاءُ و الْفَاحِشَةُ: ما عظم قبحه من الأفعال و الأقوال[11]» البته در آیه سوره بقره چون بحث گفتار (ان تقولوا علی الله) از فحشا جدا شده است، ممکن است خصوص گناهان رفتاری - در برابر گناهان گفتاری - مراد باشد.

مرحوم علامه در المیزان چنین برداشتی دارند: «سوء و فحشاء در انجام عمل مصداق پیدا مى‏كند، در مقابل آن دو، قول بدون علم است كه مربوط به زبان است و از این مى‏فهمیم كه دعوت شیطان منحصر است در دعوت به عملى كه یا سوء است و یا فحشاء در دعوت به گفتن سخن بدون علم و دلیل.[12]»

گناهان کبیره از مصادیق فحشا می باشد. این واژه مخصوصاً درباره گناهان جنسی معروف کاربرد دارد.

معنای لغوی پیروی کردن از گامهای شیطان روشن است. از این آیات معلوم می شود که شیطان برای گمراهی ما، گامهایی بر می دارد. اینطور نیست که یک دفعه مۆمنی را ناگهان کافر و بی دین کند. اصولا گمراه کردن انسانهای با ایمان یک فرایند تدریجی و زمان بر است

مورد پنجم: وان تقولوا علی الله ما لا تعلمون

یکی از مسائلی که قرآن روی آن تاکید دارد و در آیه 169 سوره بقره آن را یکی از خطوات شیطان می داند ،اینست که افراد بدون علم و آگاهی مطلبی را به خدا نسبت دهند.[13]

تمام سخنان غیر کارشناسی - که متأسفانه در جامعه ما هم زیاد است - در باره مسائل دینی مصداق همین بحث است. چرا افرادی که آگاهی کافی در مسائل دینی ندارند به خود جرأت می دهند که مطلبی را به خدا نسبت دهند؟

به نظر ما گام های شیطان شامل همه کارهایی که انسان را به سمت باطل و گمراهی می کشاند ، می باشد و مواردی که از قرآن کریم ذکر  شد[14]، مصادیقی برجسته برای این این مطلب است.

در روایات اهل بیت(علیهم السلام) سوگندهای باطل و غلط از مصادیق خطوات الشیطان محسوب شده است.[15] از همین روست که برخی از مفسران معاصر برای تبیین موضوع مذکور به ذکر مثالهای متعارف همانند معاشرت با گنهکاران و شرکت در مجالس گناه و فکر گناه پرداخته اند.[16]

در این یادداشت کوتاه تلاش کردیم که با دقت در آیات مربوط به « خطوات الشیطان» به برخی از مصادیق مهم بحث اشاره کنیم. امید است که با یاری خدای متعال، هرگز در مسیر شیطانی گامی برنداریم.

 

پی نوشت ها: 

[1] - فاطر6:  ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا : در حقیقت، شیطان دشمن شماست، شما [نیز] او را دشمن گیرید. ونیز یس60؛ اسراء53؛ یوسف5

[2] -ص82

[3]- نور21

[4] - بقره168

[5 و 6] - بقره208

[7]- انعام142

[8]- معجم مقائیس اللغه3/113

[9]- مفردات راغب823

[10] - بحارالانوار73/353

[11] - مفردات راغب626

[12] - ترجمه تفسیر المیزان1/634

[13] - از جمله اعراف28؛33؛169

[14] -  از برخی دیگر از آیات هم ممکن است بتوان مصادیقی دیگر به دست آورد: زخرف26- ابراهیم22

[15] - تفسیر نورالثقلین1/152

[16] - تفسیر نمونه14/413



- نظرات (0)

نه دلباخته شویم و نه رها کنیم!


دلبستگی
سوره مباركه أعراف آیه 32

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّهِ الَّتِیَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِی لِلَّذِینَ آمَنُواْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (اعراف ، 32)

[اى پیامبر] بگو: «زیورهایى را كه خدا براى بندگانش پدید آورده، و [نیز] روزیهاى پاكیزه را چه كسى حرام گردانیده؟» بگو: «این [نعمتها] در زندگى دنیا براى كسانى است كه ایمان آورده‏اند و روز قیامت [نیز] خاصّ آنان مى‏باشد.» این گونه آیات [خود] را براى گروهى كه مى‏دانند به روشنى بیان مى‏كنیم.


- نظرات (0)

پدر و مادر در قرآن

احترام به پدر و مادر واجب است.1
((وَبِالْو الِدَیْنِ اِحْساناً)) (بقره /83)
و به پدر و مادر خود احترام کنید
2 ـ به پدر و مادر انفاق کنید.
((قُلْ ما اءَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْو الِدَیْنِ)) (بقره /215)
((بگو، هر خیر و نیکی که انفاق می کنید باید برای پدر و مادر و... باشد))
3 ـ بی احترامی به پدر و مادر حتّی در سالخوردگی ممنوع است.
((وَبـِالْو الِدَیـْنِ إِحـْسانـاً اِمّا یـَبْلُغنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ اءَحَدُهُم ااءَوْ کِلا هُما فَلا تَقُلْ لَهُما اُفٍّ وَلا تَنْهَزْ هُم ا وَقُلْ لَهُم اقُوْلاً کَریماً)) (اسراء/23)
و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی یا هر دو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آن ها وا مدار! وبر آن ها فریاد مزن ! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارنه به آنها بگو!
4 ـ مادر احترامی بیشتر دارد.
((وَوَصَّیْنا الاِْنْسانَ بِو الِدَیْهِ حَمَلَتْهُ اءُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ)) (لقمان 14)
و مـا بـه انـسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم ؛ مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حـمـل کـرد (بـه هـنـگـام بـارداری هـر روز رنـج و نـاراحـتـی تـازه ای را متحمّل می شد.)
5 ـ در چه صورت نباید از پدر و مادر اطاعت کرد؟
((وَاِنْ جـاهـَدَاکَ عـلی اءَنْ تـُشـْرِکَ بی مالَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَصاحِبْهُما فِی الدُّنیا مَعْروُفاً...)) (لقمان /15)
و هـرگـاه آن دو (پـدر و مـادر) تـلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی ، که از آن آگاهی نداری ، ازایشان اطاعت مکن ، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن.
6 ـ دعای فرزند برای قدر دانی از والدین.
((وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَما رَبَّی انی صَغیراً)) (اسراء/24)
و بـگـو: پـروردگـارا! هـمـان گـونـه کـه آن هـا مـرا در کـوچـکـی تـربـیـت کـردنـد، مشمول رحمتشان قرار ده !

مقام مادر درآیات قرآن

نوع دستورهایی که اسلام به زن و مرد می‏دهد، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمی‏دارد، وقتی احترام به پدر و مادر را بازگو می‏کند، برای گرامی داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه و بالاستقلال طرح می‏کند. قرآن کریم می‏فرماید:
(اِمّا یَبلُغَنّ عِندک الکِبَر احَدُهُما او کِلاهما فلا تَقُل لهما اُفٍ و لا تَنهَرهُما و قُل لَهُما قولاٌ کریماٌ) (1)
"اگر یکی از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها حتی «اوف‏» مگو و به آنها پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی." و در جایی دیگر می‏فرماید:
ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت ‏به پدر و مادر فراموش نکند: (و وصّینا الانسانَ بِوالدیهِ احساناٌ) (2)
و انسان را نسبت‏به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم. (وقَضی ربُّک الاّ تعبُدوا الا ایاهُ و بالوالدَینِ احسانا (3)
پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر ومادر خود احسان کنید. و در جای دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد می‏کند:
آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده است ‏بر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر ومادر را بیان می‏کند وقسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان می‏کند فقط برای بیان وظیفه است،
(انِ اشکُر لی و لِوالدیکَ) (4) شکرگزار من و پدر و مادرت باش.
اما با همه این تجلیل‏های مشترک، وقتی می‏خواهد از زحمات پدر و مادر یاد کند، از زحمت مادر سخن می‏گوید، نه از زحمت پدر، آنجا که می‏فرماید:
(و وصّینا الانسانَ بِوالدیه احساناٌ حَملتهُ امُّه کرهاٌ و وضَعته کرها وحَملُه و فِصالُه ثلاثون شهرا) (5)
زحمات سی ماهه مادر را می‏شمارد، که: دوران بارداری، زایمان، و دوران شیرخوارگی برای مادر دشوار است. و همه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر می‏کند. قرآن کریم به هنگام یادآوری زحمات حتی اشاره‏ای هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.
بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده است ‏بر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر و مادر را بیان می‏کند و قسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان می‏کند فقط برای بیان وظیفه است، نظیر:
(وعلی المولودِ له رزقُهُنَّ و کِسوَتُهُنَّ بِالمَعروف) (6)
خوراک و پوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.
ولیکن هنگامی که سخن از تجلیل و بیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکر می‏کند.

پی‏نوشت‏

1- اسراء، 23.
2- احقاف، 15.
3- اسراء، 23.
4- لقمان، 14.
5- احقاف، 15.
6- بقره، 233.

جوادی آملی ، عبدالله، زن در آینه جلال و جمال، ص 177


- نظرات (0)

عده ای که در آتش جهنم نمی روند

جهنم

"رفق، خوب است؛ رفق، همسازی، همیاری، مدارا. در باب رفق روایاتی داریم. رفق یعنی سازگاری؛ انسان سازگاری نشان بدهد. آن که آدم نباید با او سازش کند، دشمن است؛ آدم با دوست باید سازگاری نشان دهد. بالاخره باید تحمل کنند؛ یک چیزی را این از آن تحمل کند، یک چیزی را آن از این تحمل کند."

حدیثی از پیامبر صلی الله علیه وآله است که می فرمایند: مدارا کردن نصف ایمان است و اگر بخواهیم برای هر چیزی شاخصی بگذاریم و هر کس خواست بداند ایمانش در چه حدی است، ببیند چقدر با مردم مدارا می کند؟ چقدر زود عصبانی می شود؟

بعضی‌ها همه را بی دین می دانند و با همه سرجنگ دارند، در رانندگی مدام بوق می زنند.

 

توصیه اسلام به آسان گیری و مدارا کردن با مردم

پیامبرخدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس در ماه مبارک رمضان به زیردستان و خدمتگزارانش سختگیر نباشید و به آن‌ها مهلت بدهد خدای متعال هم حساب آخرت و قیامت را به او راحت خواهد گرفت.

در آیات مربوط به ماه مبارک رمضان داریم که «یُریدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ» (البقرة: 185). و در دنباله این آیه می فرماید: «وَلایُریدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» خدا سخت گیر نیست ، آسان می گیرد.

اولاً خدای متعال می توانست پنج رکعت نماز واجب کند اما هفده رکعت واجب کرد، می توانست شش ماه روزه واجب کند اما یک ماه واجب کرد ، خیلی چیزها را مستحب قرار داده به میل و اختیار شما گذاشته است.

پیامبر به بعضی از فرستنده ها که به یمن می فرستاد می فرمودند: سخت نگیرید شما هم آسان بگیرید، دین ما دین آسانی است خدای ما آسان می گیرد «یُریدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ».

پیامبر می فرماید: من اهل تکلف نیستم. «وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفینَ» (ص: 86). تکلف یعنی این که انسان بیش از طاقت و توانش در عبادت به خودش فشار بیاورد. در جمله دیگر می فرمایند: «انا و الاتقیاء من امّتى براء من التّكلّف» (محمد تقی فلسفی/ الحدیت-روایات تربیتی/ ج 1/ ص: 226). من و پرهیزگاران امتم از تکلف بیزاریم.

آدم آسان گیر و و کسانی که در معاشرتشان نرم و ملایم‌اند، تند و خشن نیستند ،کسانی که در زندگی آسان گیر و نرمند ، قطعاً آتش جهنم به آن‌ها اثر نمی کند یعنی از همین حالا آتش به آن‌ها راه ندارد قیامت هم ندارد و این‌ها قطعاً اهل بهشت‌اند

زور نگوییم

در زندگی به خودمان و دیگران زور نگوییم، فشار نیاوریم. ما حق نداریم زیاد عبادت بکنیم و خودمان را خسته کنیم، زیاد درس بخوانیم و از علم و درس زده بشویم.

یکی از چیزهایی که مورد ابتلای خیلی از مردم است ، چشم و هم چشمی و به همدیگر نگاه کردن است. هر کسی در توان خودش باید حرکت کند، به قول یکی از شعراء:

تکلف گر نباشد خوش توان زیست           گر نباشد خوش توان رفت

پیامبرخدا صلی الله علیه وآله معمولاً مطالب را می فرمودند اما بعضی جاها برای این که بهتر در ذهن اصحاب و یاران بماند به صورت سوال مطرح می کردند یک بار که در جمع اصحاب نشسته بودند فرمودند: «أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِمَنْ یَحْرُمُ عَلَیْهِ النَّارُ غَداً» (شیخ صدوق/ أمالی الصدوق/ ص:319). آیا خبر ندهم آتش جهنم بر چه کسی حرام است؟

این تعبیریعنی یک عده ای هستند که خدای متعال مهر زده که این‌ها در آتش جهنم نروند حتی اگر به طرف آتش هم بروند این‌ها را برمی گردانند یعنی به خاطر آن اعمال و صفات یک عصمتی، سپری بینشان ایجاد شده که اگر بخواهند به طرف آتش جهنم بروند ، ملائکه آن‌ها را نمی گذارند در جهنم را می بندند.

اصحاب عرض کردند یا رسول الله نمی دانیم. حضرت فرمودند: «الْهَیِّنُ الْقَرِیبُ اللَّیِّنُ السَّهْل» (شیخ صدوق/ أمالی الصدوق/ ص:319). بر کسانی که هین و لین هستند یعنی کسانی که در زندگی بر خودشان و دیگران آسان می گیرند.

جهنم شیطان عذاب زنجیر فریاد

آدم آسان گیر و کسانی که در معاشرتشان نرم و ملایم‌اند، تند و خشن نیستند ،کسانی که در زندگی آسان گیر و نرمند ، قطعاً آتش جهنم به آن‌ها اثر نمی کند یعنی از همین حالا آتش به آن‌ها راه ندارد قیامت هم ندارد و این‌ها قطعاً اهل بهشت‌اند.

«وَعِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً» (الفرقان: 63). یعنی عباد الرحمان آرام و راحت راه می روند ، دنبال پز و چشم وهم چشمی و دنبال شهرت های بی خودی نیستند. ولی بعضی به خاطر پزو مدرک دنیا خودشان را به آب و آتش می زنند.

«الْهَیِّنُ» یعنی هم بر خودت و هم بر دیگران آسان به گیر. انسان باید کارهایش را روی روال عادی انجام بدهد. یک ماشین که می تواند یک تن بار حمل به کند ما دو تن بار بارش کنیم فنر آن ماشین می شکند ، کمک‌هایش خراب می شود ، همه وجود آن ماشین از بین می رود. انسان‌ها هم همین طورند، خداوند به اندازه و توان هر کسی از او کار می خواهد.

به قول خواجه حافظ که می فرماید:

                 گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع                             سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

                 دوش بـا مـن  گـفـت  کاردانـی  تـیـزهـوش                          وز شـمـا نشـاید پنـهـان کـرد سـر می‌فروش

 

عواقب سختگیری کردن به دیگران

کسانی که به خودشان و دیگران سخت می گیرند خدا هم روز قیامت به آن‌ها سخت خواهد گرفت. روایت داریم در آقایی و ریاست طمع نکنید.

کسی که به فکر اعمال ریز و درشتش است هیچ وقت رئیس و سرپرست نمی شود، مدیر و مدبر نمی شود. مدیر یعنی مدارا کننده، سرپرست یعنی کسی که درمسائل ریز گیر ندهد به مسائل کلان فکر به کند این قدر خرده گیر نباشد، ریز بین نباشد، که همه اش به مسائل ریز بپردازد یا مسائل ریز را زیر ذره بین بگیرد.

حق خردسال این که به او مهربان باشی و او را پرورش و آموزش دهی، از او درگذری و پرده پوشی کنی و نرمش کنی و کمکش کنی و خطاهای نوجوانیش را نهان داری که سبب توبه او گردد و با او مدارا کنی و کشمکش نکنی که مایه کندی رشد او شود.

آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع                 سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

خداوند در قرآن می فرماید: «فَسَوْفَ یحُاسَبُ حِسَابًا یَسِیرًا وَ یَنقَلِبُ إِلىَ أَهْلِهِ مَسْرُورًا» (الانشقاق: 8،9). کسی که به مردم آسان بگیرد خداوند هم حساب او بسیار آسان کند، و او هم با سرور و شادمانی به پیش خویشان و کسانش می رود و آن‌هایی که خداوند به آن‌ها سخت می گیرد اهل جهنم می شوند.

پس اگر کسی می خواهد اهل بهشت باشد ، به خانواده اش، به زیر دستانش، به شاگردانش سخت نگیرد تا خدا هم بر او آسان بگیرد. 

 

با این‌ها مدارا کنیم

مدارا با والدین:

بکر بن صالح گوید: دامادم به امام جواد (علیه السلام) نوشت: پدرم مرد ناصبی بد اعتقادی است و از جانب وی با شدائد و زحماتی چند روبرو گشته‌ام، در صورت صلاحدید درباره‌ام دعا کنید، و بیان فرمائید که نظرتان در این باره چیست؟ آیا با وی به دشمنی و پرخاش برخیزم یا مدارا نمایم؟

حضرت در پاسخ نوشتند: نوشته‌ات را فهمیدم و به آنچه در باره پدرت یاد کردهای پی بردم، و ان شاء اللَّه در باره تو دست از دعا نمی‌کشم، و مدارا برای تو بهتر از دشمنی و پرخاشگری است، و همراه با هر مشکلی آسانی است، صبر را پیشه ساز که عاقبت از آن پرهیزکاران است، خداوند تو را بر ولایت آن کس که ولایتش را پذیرفته‌ای ثابت بدارد،... .

بکر گوید: پس از آن خداوند دل پدر او را مطابق میل وی برگرداند به طوری که در هیچ چیز با او مخالفت نمی‌ورزید.

از کافی به سندش تا معمر بن خلاد آمده که به امام رضا (علیه‌السلام) گفتم: دعا کنم در حق پدر و مادرم که مذهب حق را نمی‌شناسند؟ فرمود: برایشان دعا کن و از آن‌ها صدقه بده و اگر زنده‌اند و عارف به حق نیستند ، با آن‌ها مدارا کن که به‌راستی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده: راستش خدا مرا برای رحمت فرستاده نه برای عقوق و ناسپاسی.

 

جهنم

مدارا با کودکان:

حق خردسال این که به او مهربان باشی و او را پرورش و آموزش دهی، از او درگذری و پرده پوشی کنی و نرمش کنی و کمکش کنی و خطاهای نوجوانیش را نهان داری که سبب توبه او گردد و با او مدارا کنی و کشمکش نکنی که مایه کندی رشد او شود.

 

مدارا با همسر:

امیرالمۆمنین علی علیه السلام در وصیتش به محمد بن حنفیه فرمود: «فرزندم، … زن قهرمان نیست بلكه شاخه ریحان است. بهرحال با او مدارا كن و به خوبى با او همراهى كن تا زندگیت گوارا گردد».

در اندرزهای لقمان به فرزندش: پسرم! با سه کس مدارا لازم است: بیمار، پادشاه و زن. و در زندگی قانع باش، تا بی‌نیاز و شاد زندگی کنی، و پرهیزکار باش، تا گرامی شوی و با پرهیزکاران محشور گردی.

 

مدارا با خویشاوندان:

امیر مۆمنان برای مردم سخنرانی کرد، خدا را سپاس کرد و او را ستود و سپس فرمود: هیچ کدام شما مردان گر چه صاحب فرزند است از عشیره و تبارش بی‌نیاز نباشد، و از مدارا، و گرامی داشت آنان و از این که از او به دست و زبانشان دفاع کن‌اند، آن‌ها بیش از مردم دیگر در پشت سرش از او نگهداری توان‌اند و پریشانی او را بیش‌تر آرامش دهند، و بر او دلسوزتر باشند در آسیبی که به او رسد


- نظرات (0)

آیه ولایت

خداوند در قرآن كریم می‌فرمایند:

الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا

(بخشی از آیه 3 سوره مائده)


امروز، دین شما را برایتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‌] آیینى برگزیدم.


- نظرات (0)

در خوردن، حدود الهی را رعایت کنیم!

رعایت حدود الهی و توجه به پاكی خوراك از مهم ترین آداب دیگری است كه قرآن بدان اشاره می كند و می فرماید آدمی در

غذا خوردن در اسلام

خوردن می بایست در جست و جوی آن خوراك هاو غذای های پاكی باشد كه خداوند به بشر بخشیده و روزی وی گردانیده است. (مائده آیه 87 و 88)

رعایت نكردن حدود الهی در خوردن، افزون بر تاثیرات دنیوی و جسمی و تغییر در خلق و خوی آدمی موجب می شود تا شخص در مسیر خشم و غضب الهی گام بردارد (طه آیه 81) و باعث از دست دادن محبوبیت خداوندی نسبت به خود شود. (مائده آیه 87و 88)

از این رو خداوند در آیه 4 مائده به انسان ها سفارش می كند كه در خوردن، تقوی الهی را مراعات كنند و كاری برخلاف عقل و سیره عقلایی و شریعت انجام ندهند.

در انتخاب غذا مواردی كه حرام است و خداوند از خوردن آن نهی كرده مورد توجه قرار گیرد و از آن ها استفاده نشود. غذاهایی را بخورد كه طیب و پاك هستند و طبیعت فطری بشری به سوی آن گرایش دارد و خداوند آن را حلال و طیب شمرده است. (مائده آیه 87و 88)


- نظرات (0)

تهدید، برای کسانی که از دعا کردن ابا دارند!!

دعا


 

معنای دعا چیست؟

فیروزآبادی درباره معنای دعا می گوید: «الدعاء: الرغبة الی الله ...»; یعنی دعا همان میل و توجه به سوی خداست .

راغب اصفهانی می نویسد: «... دعوته: اذا سالته واذا استغثة ... والدعاء الی الشی ء: الحث علی قصده ...»; یعنی اینکه می گویی: «دعوته» هنگامی است که از او چیزی بخواهی و زمانی که از او یاری بخواهی... .

خواندن به سوی چیزی به معنای کسی را به کاری و چیزی دعوت و ترغیب کردن است ...

خداوند در قرآن می فرماید: " وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُۆْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ "(و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند (بگو كه) من حتما (به همه) نزدیكم، دعاى دعاكننده را هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم، پس دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، شاید كه راه یابند.) (بقره 186)

و همچنین در آیه دیگر می فرماید: " أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَكَّرُونَ "( (آیا آن شریكان بهترند) یا كسى كه (دعاى) شخص گرفتار را هنگامى كه او را مى‏خواند، پاسخ مى‏دهد و آسیب و گرفتاریش را برطرف مى‏سازد، و شما را جانشینان (روى) زمین قرار مى‏دهد (جانشینان خدا در روى زمین، و حاضران در جاى رفتگان)؟ آیا با خداى یكتا معبودى هست؟ بسیار اندك متذكّر مى‏شوید.)(نمل 62)

با دقت در این دو آیه به اهمیت دعا در کلام الهی پی می بریم .

در ضمن در اینجا مقصود از "دعا"  طلب نیاز و استغاثه و دست احتیاج به سوی حضرت حق درازکردن است و منظور ما از دعا در این نوشتار نیز همین معناست.

در آیات بسیاری درباره دعا کردن سخن به میان آمده است و به ضرورت آن تأکید شده است تا جایی که خداوند می فرماید:" قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاۆُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَكُونُ لِزَامًا "((بگو: «اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‏كند. در حقیقت شما به تكذیب پرداخته‏اید و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد.» )(فرقان 77)

در این روایت تهدیدی شدید نسبت به کسانی دارد که نسبت به دعا کردن ابا دارند و می فرماید" كسانى كه از عبادت من تكبر مى‏ورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى‏شوند"

در این آیه اعتناء و توجه خداوند را منوط به دعا کردن انسان ها کرده است.

از امام باقر(علیه السلام) سۆال كردند:"كثرة القراءة افضل او كثرة الدعاء؟"( آیا بسیار تلاوت قرآن كردن افضل است یا بسیار دعا نمودن؟)

امام در پاسخ فرمودند:"كثرة الدعا افضل و قرء هذه الایة"(بسیار دعا كردن افضل است و سپس آیه فوق را تلاوت فرمود.)

در آیه دیگر خداوند دستور به دعا  کردن می دهد: " وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ "(و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم، (و تكبر از دعا تكبر از عبادت است و) البته كسانى كه از عبادت من تكبر مى‏ورزند به زودى خوار و سرافكنده وارد جهنم مى‏شوند.»)(غافر 60 )

در این روایت تهدیدی شدید نسبت به کسانی دارد که نسبت به دعا کردن ابا دارند و می فرماید :" كسانى كه از عبادت من تكبر مى‏ورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى‏شوند."

امام محمد باقر (علیه السّلام ) در تفسیر و تبیین این آیه فرموده اند:منظور از کلام خداوند که می‌فرمایند: (إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ ... دعاست که برترین عبادت دعا می‌باشد.)

در روایتى از امام صادق علیه السّلام آمده است كه: «نزد خدا مقامى است كه جز با دعا و تقاضا نمى‏توان به آن رسید، و اگر بنده‏اى دهان خود را از دعا فرو بندد و چیزى تقاضا نكند چیزى به او داده نخواهد شد، پس از خدا بخواه تا به تو عطا شود، چرا كه هر درى را بكوبید و اصرار كنید ، سر انجام گشوده خواهد شد».

از امام باقر(علیه السلام) سۆال كردند:"كثرة القراءة افضل او كثرة الدعاء؟"( آیا بسیار تلاوت قرآن كردن افضل است یا بسیار دعا نمودن؟)امام در پاسخ فرمودند:"كثرة الدعا افضل و قرء هذه الایة"( بسیار دعا كردن افضل است و سپس آیه فوق را تلاوت فرمود)

در روایتى دیگر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) مى‏خوانیم:" الدعاء سلاح المۆمن، و عمود الدین، و نور السموات و الارض" (دعا اسلحه مۆمن، و ستون دین و نور آسمان ها و زمین است.)

در حدیث دیگرى از امیر مۆمنان على (علیه السلام) آمده است:" الدعاء مفاتیح النجاح، و مقالید الفلاح، و خیر الدعاء ما صدر عن صدر نقى و قلب تقى"(دعا كلید پیروزى و مفتاح رستگارى است و بهترین دعا دعائى است كه از سینه پاك و قلب پرهیزگار برخیزد.)

درباره ادب دعا کردن در متون دینی به مواردی تأکید شده که به برخی از آنها می‌پردازیم: 

1- بسم الله الرحمن الرحیم؛ رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله) می‌فرمایند: دعایی که اولش با بسم الله شروع شود رد نخواهد شد.

2- ثنا و تمجید پروردگار؛ امام صادق (علیه السّلام) می‌فرمایند: در نوشته‌های امیرالمۆمنین (علیه السّلام) بود که قبل از دعا، مدح و ثناء حضرت حق را بگویند.

3- صلوات بر محمد و آل محمد. 

4- توسل به اهل بیت(علیهم السّلام )؛ امام رضا(علیه السّلام ) فرمودند: هرگاه از خداوند تبارک و تعالی تقاضایی داشتی، بگو خداوندا از تو می‌خواهم که به حق محمد و علی که نزد تو مقام والایی دارند ، حاجت مرا برآورده سازی.

5- دعا در حق دیگران.


- نظرات (0)

رستگاران چه كسانى هستند؟

با یك نگاه اجمالى به اوصاف رستگاران در قرآن می فهمیم كه:

آنان اهل عبادت و كار خیرند. «ووَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » (حج، 77)

از بخل دورى مى‏كنند. «وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (حشر،9)

غافل نیستند و خدا را زیاد یاد مى‏كنند. «وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِیرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ » (انفال، 45)

در راه او جهادگرند. «وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » (مائده، 35)

اهل توبه و استغفارند. «وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (نور، 31)

و در جامعه، اصلاح گر و آمر به معروف و ناهى از منكرند. (آل عمران، 104)

و به پیامبران خدا ایمان دارند و آنان را احترام و یارى مى‏كنند. (اعراف، 157)


- نظرات (0)