سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

فروش ایسوزو یخچالی

ایسوزو یخچال نگهدارنده دار

مدل 87 بدون هیچ تعمیری



تلفن تماس جهت خرید


قراخانی 09121714539

ساعت تماس :10تا 17


منظور از "چیزی که نمی دانید" در قرآن چیست؟

منظور از ((چیزی دیگری هم که هنوز نمیدانید)) در آیه 8 سوره نحل چیست؟

وَ الخَْیْلَ وَ الْبِغَالَ وَ الْحَمِیرَ لِترَْکَبُوهَا وَ زِینَةً وَ یخَْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ (8)

و اسبان و استران و خران را برای سواری و تجمّل شما آفرید و چیز دیگری هم که شما هنوز نمی‌دانید (برای سواری شما) خواهد آفرید. (8)

در این آیه به سراغ گروهی از حیوانات می‌رود که برای سواری انسان از آنها استفاده می‌شود می‌فرماید خداوند اسب ها و استرها و الاغ ها را آفرید تا شما بر آن سوار شوید، و هم مایه زینت شما باشد (وَ الخَْیْلَ وَ الْبِغَالَ وَ الْحَمِیرَ لِترَْکَبُوهَا وَ زِینَةً).

بدیهی است زینت در اینجا باز یک مسأله تشریفاتی نیست و برای کسی که با محتوای تعلیمات قرآن آشنا است این مطلب روشن است، بلکه یک نوع زینت است که اثر آن در زندگی اجتماعی ظاهر می‌گردد، برای پی بردن به این حقیقت کافی  است منظره و حال کسی که با پای پیاده یک راه طولانی بیابانی را پیموده، و خسته و کوفته و ناتوان به مقصد رسیده، به طوری که تا مدتی هیچ کاری از او ساخته نیست و نشاطی در او دیده نمی‌شود، با منظره کسی مقایسه کنیم که بر یک مرکب را هوار سوار شده زودتر به مقصد رسیده نیروی خود را از دست نداده، نشاط خود را کاملا حفظ کرده و آماده انجام هدفهای خود و استفاده از وقت و نیروی خویش است، آیا این زینت نیست؟

در پایان آیه به مسأله مهمتری اشاره کرده و افکار را به وسائل نقلیه و مرکب های گوناگونی که در آینده در اختیار بشر قرار می‌گیرد و بهتر و خوب تر از این حیوانات می‌تواند استفاده کند متوجه می‌سازد، و می‌گوید خداوند چیزها (وسائل نقلیه دیگری) می‌آفریند که شما نمی‌دانید (وَ یخَْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ).

گر چه بعضی از مفسران پیشین این جمله را اشاره به حیواناتی گرفته‌اند که در آینده آفریده می‌شود و رام بشر می‌گردد.

ولی همانگونه که در تفسیر مراغی و تفسیر فی ظلال آمده است درک مفهوم این جمله برای ما که در عصر ماشین و وسائل و مرکبهای سریع السیر زندگی می‌کنیم، ساده و آسان است.

و اگر ملاحظه می‌کنید که تعبیر به یخلق (می‌آفریند) کرده است دلیلش واضح است، زیرا کار انسان در این اختراعات در حقیقت چیزی جز جفت و جور کردن و به هم پیوستن نیست، اساس آنها که مواد اصلی را تشکیل می‌دهد، تنها با آفرینش خداوندی است، از این گذشته آن ابتکاری که بشر در طریق اختراع این وسائل به کار می‌برد آن هم مولود استعدادی است که خدا به او داده است.

در اهمیت زراعت همین بس که امیر مۆمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده الله: هر کس آب و خاکی داشته باشد و با این حال فقیر باشد، خدا او را از رحمت خویش دور کند. بدیهی است این گفتار بزرگ همانگونه که درباره یک فرد صادق است در باره یک ملت نیز صدق می‌کند، مردمی که آب و خاک بقدر کافی دارند، باز هم نیازمند به دیگران هستند، مسلما از رحمت خدا دورند!

اهمیت دامداری و کشاورزی

حتی امروز که دستگاههای تولیدی، ماشینی آنقدر گسترده شده که همه چیز را تحت الشعاع قرار داده باز دامداری و کشاورزی مهمترین بخش تولید زندگی انسان را تشکیل می‌دهد، چرا که می‌دانیم پایه اصلی تغذیه در این دو قسمت نهفته شده، و به همین دلیل رسیدن به حد خودکفائی در قسمت دامداری و کشاورزی نه تنها ضامن استقلال اقتصادی است که استقلال سیاسی نیز تا حد زیادی به آن مربوط است.

بنابراین جای تعجب نیست که تمام ملت های دنیا کوشش می‌کنند که صنعت کشاورزی و دامداری خود را تا سر حد امکان توسعه دهند و از صنایع مدرن برای این توسعه کمک گیرند.

در روایات اسلامی در زمینه دامداری تعبیرات جالبی دیده می‌شود و همچنین در زمینه کشاورزی که به عنوان نمونه احادیث زیر را از منابع مختلف یادآور می‌شویم:

1 -پیامبر به یکی از بستگانش فرمود چرا در خانه‌ات برکت نمی‌آوری؟ عرض کرد منظورتان از برکت چیست؟ فرمود: شاة تحلب: گوسفند شیرده! سپس اضافه فرمود: انه من کانت فی داره شاة تحلب او نعجة او بقرة فبرکاة کلهن: هر کس در خانه خود گوسفند شیرده یا گاو ماده داشته باشد سر تا پا برکت است.

کشاورزی

2 -و نیز از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نقل شده که درباره اهمیت گوسفند فرمود: نعم، المال الشاة گوسفند سرمایه بسیار خوبی است.

3 -در تفسیر نور الثقلین ذیل آیات مورد بحث از امام امیر مۆمنان علی (علیه‌السلام) می‌خوانیم: افضل ما یتخذه الرجل فی منزله لعیاله الشاة فمن کان فی منزله شاة قدست علیه الملائکة مرتین فی کل یوم: بهترین چیزی که انسان در خانه برای خانواده خود تهیه می‌کند گوسفند است، هر کس در منزل خود گوسفندی داشته باشد در هر روز فرشتگان خدا دو بار او را تقدیس می‌کنند اشتباه نشود ممکن است شرائط تربیت کردن گوسفند در خانه برای بسیاری فراهم نباشد ولی هدف اصلی این است که به تعداد خانواده‌ها تولید و تربیت گوسفند بطور مستمر انجام گیرد (دقت کنید).

4 -در اهمیت زراعت همین بس که امیر مۆمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده الله: هر کس آب و خاکی داشته باشد و با این حال فقیر باشد، خدا او را از رحمت خویش دور کند.

بدیهی است این گفتار بزرگ همانگونه که درباره یک فرد صادق است در باره یک ملت نیز صدق می‌کند، مردمی که آب و خاک بقدر کافی دارند، باز هم نیازمند به دیگران هستند، مسلما از رحمت خدا دورند!

5 -و نیز از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نقل شده است که فرمود : علیکم بالغنم و الحرث فانهما یروحان بخیر و یغدوان بخیر: وظیفه شماست که به تربیت گوسفند و کشاورزی بپردازید که رفت و آمد هر دو خیر و برکت است.

6 -از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده که فرمود: ما فی الاعمال شی‌ء احب الی الله من الزراعة:هیچ عملی نزد خدا از زراعت محبوبتر نیست.

از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نقل شده که درباره اهمیت گوسفند فرمود: نعم، المال الشاة گوسفند سرمایه بسیار خوبی است

بالاخره در حدیثی از امام صادق (علیه‌السلام) می‌خوانیم الزارعون کنوز الانام تزرعون طیبا اخرجه الله عز و جل و هم یوم القیامة احسن الناس مقاما و اقربهم منزلة یدعون المبارکین: کشاورزان گنج‌های مردمند، غذای پاکیزه را که خداوند ارزانی داشته زراعت می‌کنند و آنها در روز قیامت برترین مقام را دارند و به خدا نزدیکترند و آنها را بنام مبارکها صدا می‌زنند.

 

نتیجه گیری

بنابراین مراد ماشین ها و هواپیماها و سفینه‌های فضائی و قطارها و دیگر وسائل و مرکبهای سریع‌السیری است که مولود استعدادی است که خدا به انسانها داده است.‌(تفسیر نور، ذیل آیه 8 سوره نحل)

در تفسیر قمی در ذیل جمله و یخلق ما لا تعلمون آمده که امام فرمود: مقصود عجائبی است که خداوند در دریا و خشکی عالم خلق می‌کند. (المیزان، ج 12، ص 328)

لذا انواع وسائلی که انسانها را حمل می کند ظاهراً مراد آیه است چه آنهایی که در خشکی است چه آنهایی که در دریاست، چه آنهایی که در آسمان است و چه آنهایی که در فضا و خارج از جو زمین است و طبیعتا مخاطبان اولیه قرآن، در خصوص این اختراعاتی که در زمینه وسائل حمل و نقل در آینده صورت خواهد گرفت، چیزی نمی دانستند همانگونه که احتمالا ما نیز از وسائل حمل و نقل پیشرفته ای که در آینده ساخته خواهد شد، بی اطلاعیم.


- نظرات (0)

وظایف ملائک

جبرئیل فرشته‌ای است که وحی الهی را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آ له ) می‌رساند. او مـلک مـقـرب خـدا و بزرگ‌تر از جمیع فرشتگان که علم حضرت حق در او تـجـلی می‌کند و از او در طـریـقـه وحـی بـه فـرشـتـگـان پایین‌تر و کوچک‌تر - که تعدادشان بسیار است - تجلی و ظهور می‌کند و از آن‌ها بر پیامبر (صلی الله علیه و آ له ) تجلی می‌یابد. جبرئیل یکی از چهار فرشته مقرب بلکه برترین آن‌ها است ؛ زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آ له ) فرماید: آیا شما را به برترین فرشتگان جبرئیل خبر بدهم ؟

در بـیـن مـلائکـه الله ، چهار ملک وجود دارند که در پیشگاه قرب خاصی دارند و در لسان حکما و فلاسفه الهی از آن‌ها تعبیر به رئوس ملائکه می‌شود، آن‌ها عبارتاند از: جـبـرئیـل ، مـیـکـائیـل ، اسـرافـیـل و عـزرائیـل .   

در روایـات و اخـبـار بـا ایـن چـهار ملک مقرب معروف ، به صراحت اشاره شده است . از جمله روایـتـی از رسـول گـرامـی اسـلام (صلی الله علیه و آ له ) وارد است که فرمود ان الله تـبـارک و تـعـالی اخـتـار مـن کـل شـی ء اربـعـه ، و اخـتـار مـن المـلائکـه جـبـرئیـل و مـیـکـائیـل اسـرافـیـل و مـلک المـوت ؛ خـداونـد مـتـعـال از هـر چـیـزی چـهـار تـا را اخـتـیـار و انـتـخـاب فـرمـوده و از فـرشـتـگـان نـیـز جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و ملک الموت (عزرائیل ) را اختیار کرده است .

جـبـرئیـل فـرشـتـه عـلم و مـتـوجـه سـازنـده مـجـردات ، کـه بـه فـهـم و تـعـقـل ادراک می‌کنند. مـیـکـائیـل فـرشـتـه ارزاق اسـت . اسـرافـیـل فـرشته زنده گردانیدن است و عزرائیل فرشته میراندن و ترقی دهنده مواد از صور پایین‌تر به کامل‌تر است . سایر فرشتگان تحت ریاست این چهار فرشته‌اند.

یـکـی از رئوس چهارگانه مـلائکـه ، مـیـکـائیـل اسـت و قـرآن مـجـیـد در سـوره بـقـره آیـه 98 از مـیـکـائیـل به عنوان میکال یاد فرمود- و دشمنی با او را در ردیف دشمنی به خدا و ملائکه و انبیا قرار داده و دشمن او را متهم به کفر است :من کان عدو الله و ملائکه و رسله و جـبـرئیـل و مـیـکـال فـان الله عـدو للکـافـریـن میکائیل موکل لرزاق موجودات بوده و اعوان و یارانی نیز در جمع عالم دارد

رئیسی در میان فرشتگان

هـر چـنـد بـه طـور یـقین نمی‌توان گفت که بین چهار ملک معروف ، جامع و رئیسی هست ، اما شـایـد تـا ایـن مـقـدار بـتـوان گـفـت کـه اگـر رئیـس بـیـن ایـشـان بـاشـد، جـبـرئیـل اسـت و حـدیـثـی وارد اسـت کـه امـیـر المـومـنـیـن (علیه‌السلام ) از رسـول خـدا (صـلی الله عـلیـه و آ له ) سـوال کـرد: انـت افـضـل ام جـبـرئیـل  ؟ شـمـا بـرتـریـد یـا جبرئیل . آن گاه حضرت تفصیلاً سر برتری خویش و اولیای الهی را بیان می‌دارد.

حـضـرت امـام خـمـیـنـی (ره ) در تـوضـیـح ایـن حـدیـث شـریـف می‌فرماید: ایـن کـه سـوال شـد کـه : آیـا آن حـضـرت بـرتـر اسـت یـا جـبـرئیـل ؟ ایـن سـوال نـه تـنـهـا دربـاره جـبـرئیـل اسـت ، بـلکـه مـورد سـوال ، هـمـه سـاکـنـان عـالم جـبـروت هـسـتـنـد و امـام ایـن کـه جـبـرئیـل را بـه خـصـوص ذکـر کرده ، با به واسطه عظمت مقامی است که او را در میان فرشتگان دیگر است و یا به خاطر آن است که در چنین مورد ذهن‌ها متوجه او می‌شوند نه به دیگر فرشتگان .

 

برتری جبرئیل بر سایر فرشتگان

صـدر المـتـالهـیـن بـعـد از ایـن کـه بـه بـزرگـان و رئوس مـلائکـه اشـاره می‌کند، جـبـرئیـل را بـه لحـاظ این که خداوند در قرآن کریم به صفات کمالی او اشاره فـرمـوده اسـت و بـر سـایـر بـزرگـان فـرشـتـگـان بـه شـش دلیل ترجیح می‌دهد:

1- جبرئیل صاحب وحی است : نزل به الروح الامین علی قلبک  .

2- نام او را پیش از فرشتگان دیگر در قرآن بیان نموده است :من کان عدوا لله و ملائکه و رسـله و جـبـرئیـل و مـیـکـال  . زیـرا جـبـرئیـل صـاحـب عـلم و وحـی و مـیـکائیل صاحب روز و غذاست . و علمی که آن غذای روحانی است ، برتر و بالاتر از غذای جسمانی است ، پس باید جبرئیل برتر از میکائیل باشد.

3- خـداونـد نـام او را پـس از خـود قـرار داده اسـت :فـان الله هـو مـولاه و جبرئیل و صالح المومنین .

4- او را روح‌القدس نـامـیـده اسـت و دربـاره عـیـسـی (علیه‌السلام ) فرمود: اذ ایدتک بروح القدس  .

5- خـداوند دوستانش را یاری می‌دهد و دشمنانش را سر کوب می‌گرداند با هزار فرشته صف بسته .

6- خـداونـد او را بـه صـفـات شش‌گانه در قرآن ستوده است که عبارتند از: رسالت او، ارجـمـنـدی او، نیرومندی او، منزلت و مقام او، فرماندهی او بر فرشتگان و امین وحی بودن او: مطاع ثم امین .

 

فرشته‌ای موکل بر ارزاق

یـکـی از رئوس چهارگانه مـلائکـه ، مـیـکـائیـل اسـت و قـرآن مـجـیـد در سـوره بـقـره آیـه 98 از مـیـکـائیـل به عنوان میکال یاد فرمود- و دشمنی با او را در ردیف دشمنی به خدا و ملائکه و انبیا قرار داده و دشمن او را متهم به کفر است :من کان عدو الله و ملائکه و رسله و جـبـرئیـل و مـیـکـال فـان الله عـدو للکـافـریـن میکائیل موکل لرزاق موجودات بوده و اعوان و یارانی نیز در جمع عالم دارد و در روایتی که از رسـول خدا رسیده : اسم میکائیل عبید الله است . و امیر المونین (علیه‌السلام ) می‌فرماید: جـبرئیل مؤذن اهل آسمان‌ها و میکائیل امام آن‌ها، که در بیت المامور به او اقتدا می‌کنند. امـامـت مقام بلندی است که شایسته آن نیست مگر کسی که مقام بالاتر و دارای شرایط جامع‌تر باشد .

میکائیل و به تعبیر قرآن میکال فرشته رزق است. در حدیث آمده است:میکائیل بر ملائکه‌ای که بر ارزاق موکل اند همچون ابر و ملائکه رعد و برق و ملائکه باد و باران و غیره سروری دارد.[بحارالانوار، ج 59، ص 221]

قـبـض کـننده اصلی ذات پاک خداست ، آن گاه در عالم اسباب فرشته مرگ ، یعنی عـزرائیـل مـجری این فرمان است و او نیز به وسیله گروهی از فرشتگان و رسولان الهی این مأموریت را نجام می‌دهد

قبض روح به دست کیست؟

قبض ارواح گاهی به خدا نسبت داده شده ، گاهی به ملک الموت (عزرائیل ) و گاهی نیز به فرشتگان مرگ .

1-الله یـتـوفـی الانـفـس حـیـن مـوتـهـا ؛ خـداوند جان‌ها را به وقت مرگ کاملاً دریافت می‌دارد.

2-قل یتوفاکم ملک الموت الذی و کل بکم ؛  بگو: جان شما را فرشته مرگ که بر شما گمارده شده دریافت می‌دارد.

3-حتی اذا جاء احدکم الموت توفت رسلنا و هم لا یفرطون ؛ تا این چون مرگ یکی از آنان فرا رسد، رسولان ما جان او را می‌گیرند، و ایشان کوتاهی نمی‌کنند.

کـمـی دقـت در آیـات فـوق ، نـشان می‌دهد که هیچ گونه تضادی در میان آن‌ها نیست ؛ زیرا قـبـض کـننده اصلی ذات پاک خداست ، آن گاه در عالم اسباب فرشته مرگ ، یعنی عـزرائیـل مـجری این فرمان است و او نیز به وسیله گروهی از فرشتگان و رسولان الهی این مأموریت را نجام می‌دهد.

 

اسرافیل

اسرافیل، فرشته نفخ صور است. امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید:"خداوند به اسرافیل امر می‌کند تا به دنیا فرود آید و صور با او است... و در آن می‌رسد".[بحارالانوار، ج 6، ص 324.]

امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید:"نفخة مرگ از سوی اسرافیل است و بعد از آن خود اسرافیل هم می‌میرد و نفخة حیات از سوی خود پروردگار عالم انجام می‌گیرد".[پیام قرآن، ج 6، ص 72.]


- نظرات (0)

سعادت در گرو اعمال است


بنى اسرائیل‏

قُلْ أَ تُحَاجُّونَنا فِی اللَّهِ وَ هُوَ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ وَ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ (بقره ـ 139)

(اى پیامبر! به اهل كتاب) بگو: آیا درباره‏ى خداوند با ما مجادله مى‏كنید، در حالى كه او پروردگار ما و شماست و اعمال ما براى ما و اعمال شما از آنِ شماست و ما براى او خالصانه عبادت مى‏كنیم.

از آنجا كه یهود و غیر آنها گاه با مسلمانان به محاجه و گفتگو برمى‏خاستند و مى‏گفتند: تمام پیامبران از میان جمعیت ما برخاسته، و دین ما قدیمى‏ترین ادیان و كتاب ما كهن ترین كتب آسمانى است، اگر محمد نیز پیامبر بود باید از میان ما مبعوث شده باشد!

گاه مى‏گفتند:" نژاد ما از نژاد عرب براى پذیرش ایمان و وحى آماده‏تر است، چرا كه آنها بت‏پرست بوده‏اند و ما نبودیم. و گاه خود را فرزندان خدا مى‏نامیدند و بهشت را در انحصار خودشان!

قرآن در آیه فوق خط بطلان به روى همه این پندارها كشیده‏ است.

این آیه، در واقع هشدار به اهل كتاب است كه از ادّعاهاى بى‏دلیل دست بردارند. آنها مى‏گفتند: ما به خدا نزدیكتر و یا فرزندان او و یا محبوبان او هستیم.

بنى اسرائیل‏ گمان مى‏كردند كه باید همه‏ى انبیا از نژاد آنان باشند و به خاطر قدیمى بودن دین آنان و كتاب تورات، خودشان را برتر مى‏دانستند و لطف الهى را فقط مخصوص خودشان دانسته و با این گمان با مسلمانان محاجّه و گفتگو مى‏كردند.

 

پیام‏های آیه:

1 ـ صاحب اختیار همه‏ى انسان‏ها، خداست. او به همه لطف دارد و مى‏تواند هر كس را از هر نژادى كه باشد، مورد عنایت خاصّ خود قرار دهد. «هُوَ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ»

2 ـ سعادت هر كس در گرو اعمال اوست. ادّعا و شعار كارساز نیست. «لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ»

3 ـ ملاك قرب به خداوند، عبادت خالصانه و منزّه دانستن او از شریك است. «نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ»

هیچ ستمى بالاتر از این نیست كه افرادى آگاهانه حقایق را كتمان كنند و مردم را در بیراهه‏ها سرگردان سازند

بزرگترین ظلم‏ها، ظلم فرهنگى و كتمانِ حقایق است!!

أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُوداً أَوْ نَصارى‏ قُلْ أَ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (بقره ـ 140)

یا مى‏گویید كه ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودى یا نصرانى بودند؟ بگو: شما بهتر مى‏دانید یا خدا؟ (چرا حقیقت را كتمان مى‏كنید؟) و چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه گواهى و شهادت الهى را (درباره‏ى پیامبران) كه نزد اوست، كتمان كند و خدا از اعمال شما غافل نیست.

این آیه، در ادامه مباحث آیه قبل خطابى دیگر به اهل كتاب است، كه شما آن قدر به یهودى یا نصرانى بودن خود مباهات مى‏كنید كه حتّى حاضرید بزرگترین افتراها را به بهترین اولیاى خدا نسبت دهید؟!

آیا مى‏گویید: ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران دیگر از نسل یعقوب «اسباط»، با آنكه قبل از نزول تورات و انجیل بوده‏اند، یهودى و نصرانى هستند؟

آیا این ستمگرى نیست كه واقعیّتى را كه بدان واقفید بپوشانید و این حقیقت روشن تاریخى را بر عامّه مردم كتمان كنید و چنین وانمود كنید كه همه پیامبران، تابع یهودیّت یا نصرانیّت بوده‏اند؟ ولى بدانید كه خداوند از آنچه شما انجام مى‏دهید غافل نیست.

عجیب است، وقتى انسان روى دنده لجاجت و تعصب مى‏افتد حتى مسلمات تاریخ را انكار مى‏كند، مثلا آنها پیامبرانى همچون ابراهیم و اسحاق و یعقوب را كه قبل از موسى و عیسى به دنیا آمدند و از جهان رفتند، از پیروان موسى یا مسیح مى‏شمارند و یك واقعیت به این روشنى را كتمان مى‏كنند، واقعیتى كه با سرنوشت مردم و دین و ایمان آنها سر و كار دارد، به همین دلیل قرآن آنها را ستمكارترین افراد معرفى كرده است، زیرا هیچ ستمى بالاتر از این نیست كه افرادى آگاهانه حقایق را كتمان كنند و مردم را در بیراهه‏ها سرگردان سازند.

 

پیام‏های آیه:

1 ـ گاهى تعصّب به جایى مى‏رسد كه شخص حاضر مى‏شود واقعیّت‏هاى روشن تاریخى را تحریف و یا انكار كند. «أَمْ تَقُولُونَ»

2 ـ بزرگترین ظلم‏ها، ظلم فرهنگى و كتمانِ حقایق است. «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ»

3 ـ علم خداوند به كتمان و ظلم‏ها، باید براى ما هشدار باشد. «وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1



- نظرات (0)

اینجا سبقت آزاد است !!

واژه «خیر» در لغت به کارهایی اطلاق می‌شود که دل‌‌پسند و مرغوب است.[1]

راغب در مفردات می‌‌گوید: خیر آن است که همه بدان رغبت کنند؛ مثل عقل، عدل، فضل و ...، که در مقابل آن شرّ است.[2]

قرآن با دو واژه از مردم خواسته شده است تا در كارهای نیك و پسندیده مشاركت فعال و سازنده داشته باشند.

این واژگان هر چند كه از نظری همانند هم هستند و معنا و مفهوم نزدیك به یك دیگر را می رسانند ولی از ابعادی با هم مختلف هستند؛ به ویژه كه بر این باوریم كه مترادف در قرآن و نیز در واژگان عربی معنا و مفهومی ندارد و هر آن چه كه به نظر دارای یك معنا و مفهوم هستند ، به جهت نكته ظریف و لطیفی از هم جدا و باز شناخته می شوند.

از جمله این واژگان می توان به واژه انسان و بشر اشاره كرد كه در كاربرد نخست تاكید بر بعد روان شناختی و الفت و انس این موجود و مسایل اجتماعی و عاطفی او شده و در كاربرد واژه بشر به ابعاد جسمی و حساسیت های جانوری و مادی او توجه داده شده است. از این رو حتی در كاربردهای عربی نوین نیز سخن از حقوق بشر نمی شود بلكه از حقوق انسان سخن به میان می آید.

در تشویق و ترغیب مردم به عمل به خیر و نیكوكاری نیز از دو واژه سرعت و سبقت بهره گرفته شده است. از این رو گاه سخن از یسار عون فی الخیرات (آل عمران آیه 114) و گاه از سابق بالخیرات (فاطر آیه 32) و فاستبقوا الخیرات (بقره آیه 148) است.

این آیه پیرامون گفت‌وگوی مردم در مورد تغییر قبله نازل شده است که خداوند حکیم، آنان را از این گفت‌‌وگو نهی می‌‌کند و دستور به سبقت در نیکی‌‌ها و اعمال خیر می‌‌دهد.

مراد از «الخیرات» در این آیه، طاعات و اعمال نیک است و معنایش این است که به جای گفت‌وگو در مورد تغییر قبله به انجام طاعات و کارهای نیک بشتابید که گردن نهادن به دستور پروردگار در تغییر قبله نیز یکی از مصداق‌‌های طاعات است».[3]

هر چیزى که با ولایت ارتباط پیدا کند، خیر است و نیک، هر چه که مى‌‏خواهد باشد و هر چیزى که با ولایت ارتباط پیدا نکند، خیر نیست هر چه که باشد

در تحلیل قرآنی اصولا مومنان در كارهای خیر از یکدیگر سبقت می جویند. به این معنا كه پس از تشویق و ترغیب مومنان به این كه می بایست بی توجه به دیگری و یا وجود دیگری در كارهای خیر شتاب ورزند و با درنگ، زمان را از دست ندهند از ایشان می خواهد كه در كارهای خیر از یك دیگر سبقت گیرند و مسابقه برقرار كنند. برگزاری مسابقات برای انجام كارهای خیر دو نتیجه مهم و سازنده در پی خواهد داشت:

نخست آن كه كارها با شتاب بیش تری انجام می شود و هر كسی می كوشد تا به گونه ای با پیشی گرفتن از دیگری نخستین كسی باشد كه كار خیر و نیك را انجام داده .

نتیجه دیگر مسابقه، آن است كه جامعه به انجام كارهای خیر تشویق می شود و هر كسی می كوشد تا كار خیر را نخست انجام دهد و نگذارد تا دیگری همان كار خیر را به سرانجام رساند و در حقیقت جامعه با حالت عاطفی خاصی رو به رو می شود كه هر كسی در جست و جوی نخستین عامل خیر می باشد.

فایده دیگر مسابقه این نیز خواهد بود كه كارهای خیر علنی و آشكار انجام و در چشم دیگران مطرح شود؛ زیرا در مسابقه، دست كم دو نفر مشاركت خواهند داشت كه می كوشند زودتر از دیگری كار خیر را انجام دهند و این گونه است كه به صورت آشكار كارهای خیر مطرح و در جامعه منتشر و رقابت برای پیش تازی میان مردمان پدید می آید.

قرآن برای جوامع برتر و شاهد و نمونه، معیارهایی را مطرح می سازد كه یكی از آن ها مساله پیشی گرفتن مردمان در كارهای خیر و نیك است.

اگر جامعه ای در كارهای خیر و نیك از یك دیگر پیشی گیرد آن جامعه از جوامع برتر و نمونه ای است كه دیگر جوامع می بایست از آن درس گرفته و خود را همانند آن سازند. (بقره آیه 145 و 148)

پس می‌‌توان نتیجه گرفت؛ هر چیزى که با ولایت ارتباط پیدا کند، خیر است و نیک، هر چه که مى‌‏خواهد باشد و هر چیزى که با ولایت ارتباط پیدا نکند، خیر نیست هر چه که باشد.[4] 

اگر جامعه ای در كارهای خیر و نیك از یك دیگر پیشی گیرد آن جامعه از جوامع برتر و نمونه ای است كه دیگر جوامع می بایست از آن درس گرفته و خود را همانند آن سازند

عوامل سبقت در خیر

از نظر قرآن علل و عوامل پیشتازی برخی از انسان ها در كارهای خیر و نیك را می بایست در بینش و نگرش ایشان جست. از جمله این علل، توجه فرد به قدرت گسترده خداوند (بقره آیه 148)، ایمان به خدا (مومنون آیه 58و 61) توجه به معاد و آگاهی از اعمال در قیامت و پاداش و جزای آن (مائده آیه 48و بقره آیه 148)، پرهیز و دوری از شرك و هر گونه تاثیرگذاری غیر خدا بر هستی (مومنون آیه 59 و 61)، خشوع در برابر خدا (انبیاء آیه 90)، خوف از خدا و قیامت (مومنون آیه 57 و 61) و نیز خوف از معاد وآثارآن (مومنون آیه 60 و 61) می باشد.

در حقیقت نگرش انسان به هستی و اینكه خداوند مالک زمین و زمان و هستی است و هر چیزی كه به انسان می رسد از آن اوست و اوست كه می گیرد و می دهد و باز می ستاند و این كه هیچ چیز در جهان بی اراده و مشیت وی صورت نمی گیرد و تنها راه نجات، عمل به آموزه های و حیانی و تنها راه رسیدن به بهشت رضوان، جلب محبت و رضایت خدا با انجام كارهای خیر و شتاب و سبقت در آن است، موجب می شود شخص این گونه عمل كند و در كارهای خیر شتاب و در انجام آنها از دیگران سبقت بگیرد. (فاستبقوا الخیرات)

 

پی نوشت ها:

[1]. قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج 2، ص 317، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش.

[2]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 300، دارالعلم الدار الشامیة، بیروت، چاپ اول، 1412ق.

[3]. آل عمران، 114؛ مائده، 48؛ انبیا 90؛ مۆمنون، 56؛ مۆمنون، 61.

[4]. گنابادی، سلطان محمد، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج 1، ص 152، مۆسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ دوم، 1408ق.



- نظرات (0)

ای آدم

ای انسان!

سوگند به روز، وقتی که روشن می شود و سوگند به شب، وقتی که آرام می گیرد، من نه تو را به

حال خود رها کرده و نه با تو دشمنی نموده ام. (ضُحی ۲ ـ ۱)

دریغا! هر کس را که به سویت فرستادم تا بگویم؛ من تو را دوست دارم و خواستم راهی پیش پایت

بگذارم، او را مسخره کردی. (یس ۳۰)

این عادت دیرینۀ تو بود؛ هرگاه خشنودت کردم، از من روی گرداندی و هر وقت رنجی به تو رسید، از

من نومید شدی. (اسراء ۸۳) 

آیا این من نبودم که بار سخت و سنگین را از پشت تو برداشتم؟ (شرح ۳ ـ ۲)
 
آیا به جز من، خدای دیگری برایت خدائی کرده است؟ (اعراف ۵۹)
 
پس به کجا می روی؟ (تکویر ۲۶)
 
برگرد! و راضی و مطمئن برگرد تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر ۲۹ ـ ۲۸)


- نظرات (0)

مطمین باش رفیق

 بدان و مطمین باش

اگرخدابخوادکسی رابه هلاکت برساند

مال و ثروت وحتی عشیره وخانواده هم بکارش نخواهندآمد

ما اغنی عنه ماله وماکسب

درست مانند ابی لهب که به وقت هلاکتش مال و ثروتش بکارش نیامد


- نظرات (0)

این دنیا، آینه است

شما در برابر آینه اگر خندان باشی چهره‌ای خندان می‌بینی

و اگر گریان باشی چهره‌ای گریان را تماشا می‌کنی؛

این دنیا هم آینه‌وار است،

از این‌رو شما همان می‌بینی که هستی و انجام می‌دهی.


هر دست که دادند همان دست گرفتند

این فرمولی است که قرآن کریم دارد و می‌گوید:

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا

 یعنی اگر خوبی کنی خوبی می‌بینی و اگر بدی کنی بدی می‌بینی.


- نظرات (0)

دختران حقّ پیشنهاد دارند !!

« قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ ؛ یكى از آن دو (دختر شعیب ، خطاب به پدر) گفت : اى پدر! او (موسی) را استخدام كن ، زیرا بهترین كسى كه (مى‏توانى) استخدام كنى، شخصِ توانا و امین است . »(قصص26)

نكته‏های آیه :

امام رضا (علیه السلام) فرمود : حضرت شعیب از دخترش پرسید: چگونه امانت‏دارى این جوان را فهمیدى كه او را امین مى‏خوانى؟ گفت: وقتى دعوت شما را به او ابلاغ كردم ، به من گفت : از پشت‏سر من، مرا راهنمایى كن تا مبادا به قامت من چشم بدوزد . (بحارالأنوار ، ج 13 ، ص 44)

برداشتهایی از آیه :

1ـ دختران نیز در خانواده بر اساس منطق و حكمت ، حقّ پیشنهاد دارند و فرقى با دیگران ندارند ؛ « قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ »

2ـ روابط حسنه میان والدین و فرزندان و آزادى بیان در خانواده ، یك ارزش است ؛ « یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ »

3ـ همه‏ى اعضاى خانه در نقش پیشنهاد دهنده می باشند ، ولى تصمیم نهایى با سرپرست خانواده است ؛ « اسْتَأْجِرْهُ »

4ـ زنان عفیفه بدنبال آنند تا كمتر از منزل خارج شوند ؛ « اسْتَأْجِرْهُ » (براى كارهاى سخت خارج از منزل، از مرد استفاده شود .)

5 –كار کردن ، عار نیست ، اولیاى خدا نیز كار مى‏كرده‏اند ؛ « اسْتَأْجَرْتَ »

6ـ در گزینش‏ها ، به بهترین‏ها توجّه كنیم ؛ « خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ »

7ـ براى استخدام ، دو عنصر توانایى (تخصّص) و امانتدارى (تعهّد) ، لازم است ؛ « الْقَوِیُّ الْأَمِینُ »

8ـ توانایى‏ها و امانتدارى‏ها را باید در شرایط عادّى و بدون توجّه طرف ، شناسایى و احراز كرد ؛ « الْقَوِیُّ الْأَمِینُ » (غالب افراد با تصنّع ، تملّق و ریاكارى ، واقعیّت خود را مى‏پوشانند . امّا حضرت موسى در یك صحنه طبیعى ، با یك كار حمایتى و برخورد عفیفانه ، خود را نشان داد .)


- نظرات (0)

سیماى سوره‏ى قصص‏

سوره مباركه قصص چهل و نهمین سوره است كه بعد از سوره نمل نازل گردید ، در ترتیب فعلى قرآن مجید ، سوره بیست و هشتم است ‏.

این سوره هشتاد و هشت آیه دارد . تعداد كلمات آن : هزار و چهار صد و چهل و یك كلمه وتعداد حروف آن : پنج هزار و هشتصد حرف است و قبل از هجرت ، در مكّه نازل شده است .

به مناسبت ورود كلمه « قصص » در آیه‏ى  25، این سوره نیز « قَصص » نام گرفته است كه به معناى «بیان سرگذشت » مى‏باشد . در روایات نبوى « طسم القصب » نامیده شده و در روایات اهل بیت (علیهم السّلام) « الطواسین الثلاث » ذكر شده است كه مراد از آن « شعراء و نمل و قصص » است .                       

آیات 3 تا 46 این سوره بطور مفصّل به ماجراى حضرت موسى و فرعون و آیات انتهایى آن نیز به داستان قارون مى‏پردازد و به سرنوشت صابران نیكوكار و فاسدان گناهكار اشاره مى‏فرماید .

اگر چه در سى و چهار سوره از سوره‏هاى قرآن كریم به نحوى از ماجراى حضرت موسى و فرعون سخن رفته ولى تنها در این سوره است كه به تمام زوایاى زندگى آن حضرت از تولّد ، كودكى ، جوانى تا ازدواج ، نبوّت و دعوت به یكتاپرستى توجّه شده است . (تفسیر فی ظلال القرآن)


- نظرات (0)

صلوات

پیامبر اکرم "صلی الله علیه و آله وسلم" فرمودند:

مَنْ صَلّی عَلَیَّ فی کتابٍ، لَمْ تَزَل الملائِکَةُ تَستَغفِرُ

 لَه مادامَ اسمِی فی ذلکَ الکتابِ.

کسی که در نوشته‌ای صلوات بر من را بنویسد، تا زمانی که

 نام من در آن نوشته باشد فرشتگان برای او استغفار می‌کنند.

مستدرک سفینة البحار، ج6، ص 369.


اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم



- نظرات (0)