سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

جوانیم کجا خرج بشه

یك آیه و چند نكته

شکر نعمت

همه آیات قرآن كریم دستورالعمل زندگی است، برای انسان ها در تمام عصرها و داستان‌های تاریخی قرآن را نیز باید به دیده پند و عبرت نگریست، كه در واقع قصه‌های قرآن به هدف ارائه برنامه زندگی،برای زندگان مطرح شده وحكایت حال مردگان نیست.

از این رو نباید به آیات مربوط به گذشتگان، با نظر سطحی نگریست و آنها را صرف یاد‌آوری قصه‌های پیشینیان دانست، بلكه باید هدف و باطن آنها را دریافت.كه رمز جاودانگی و دوام قرآن در طول زمان در همین نكته نهفته است و به خصوص ائمه اطهار با روش خاصی كه در تفسیر آیات به كار برده‌اند، به ما آموخته‌اند كه آیات را باید از ظرف زمانی و مكانی آن بیرون آوریم و با به دست آوردن هدف كلی آنها، آیات را سر لوحه برنامه زندگی خویش قرار دهیم.

با توجه به مطلب فوق، یكی از آیات قرآن كریم را یاد آوری می‌كنیم كه درسی بزرگ و مهّم در باب اخلاق اسلامی را در بر دارد.

شکر نعمت

به شكرانه نعمت

حضرت موسی علیه السلام در مناجات با خداوند و به عنوان شكرانه نعمتهای الهی، عرضه می دارد

«قال ربّ بما انعمت علی فلن اكون ظهیراً للمجرمین»*

« پروردگارا به خاطر لطفی كه در حق من كردی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.»

خداوند به حضرت موسی، نعمت‌های فراوانی عنایت كرده بود: از لحاظ جسمی، سالم و قوی بود و نیز در خانواده‌ای محترم بزرگ شده بود و خداوند به او علم، بینش، كتاب، نبوت، شجاعت، رشد فكری و عقلی عطا كرده بود. و از اول كودكی تحت عنایت خداوند بزرگ شده و به كمال رسیده بود.

حضرت موسی به تمام این نعمت‌های خداوندی نگاه می‌كند و در مقام شكر گزاری، تعهد می كند و می گوید:‌

«خداوندا! به شكرانه این همه نعمت‌های تو، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد»

یعنی همه این توانایی‌ها و قدرت‌های علمی، فكری و جسمی كه به من ارزانی داشته‌ای، در راه ستم به كار نخواهم گرفت و پشتیبان ستمگران نخواهم شد. خداوند، این فراز از كلام موسی را برای ما نقل می کند تا ما از آن درس بزرگی برای همیشه زندگی بیاموزیم و به این مطلب برسیم كه اگر خداوند به ما نطق و بیان، قلم و هنر، علم و دانش، مال و ثروت، زیبایی و جمال، سلامتی و جوانی و سایر نعمت‌های ظاهری و باطنی عنایت كرده است، شكر همه نعمت‌ها به این است كه آنها را در راه عدالت اجتماعی و بهتر ساختن زندگی مردم به كار گیریم و هیچ گاه از آنها در راه ستم استفاده نكنیم و پشتوانه اهداف ستمگران نباشیم.

پی نوشت:

* سوره مبارکه قصص، آیه 17.

منبع:

معرفت، محمد هادی،نشریه بشارت، شماره اول


- نظرات (0)

دیوانگانی که غیر از خدا را می خوانند

تفسیر آیه 14 سوره مبارک رعد

آنها كه غير خدا را مى خوانند به كسى مى مانند كه بر كنار آبى كه سطح آن از دسترس او دور است نشسته و به آن اشاره مى كند، به اين اميد كه آب به دهان او برسد و هرگز نمى رسد چه خواب و پندار بيهوده اى ؟!



توحید در عبادت و افعال
خداوند در قرآن مهم ترین مسائل حکمی و عقلی که بسیاری از حکما و فلاسفه برای اثباتش وقت زیادی می گذارند را با یک مثال روشن و مشخص می کند و در حقیقت و به اصطلاح تشبیه معقول به محسوس می کند.
در یکی از آیات قرآن به مسئله درخواست مردم از غیر خدا به خصوص از بت ها در ذیل یک مثال شیرین پرداخته شده است که در ادامه به توضیح آن خواهیم پرداخت.

تفسیر آیه

«لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ  وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلَّا كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاءِ لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَ مَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ؛ [1] دعوت حق از آن اوست! و کسانی را که (مشرکان) غیر از خدا می‌خوانند، (هرگز) به دعوت آنها پاسخ نمی‌گویند! آنها همچون کسی هستند که کفهای (دست) خود را به سوی آب می‌گشاید تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسید! و دعای کافران، جز در ضلال (و گمراهی) نیست!»

دعوت حق از آن خداست (له دعوة الحق ).
يعنى هر گاه او را بخوانيم مى شنود، و اجابت مى كند، هم آگاهى از دعاى بندگان دارد و هم قدرت بر انجام خواسته هاى آنها، و به همين دليل خواندن او و تقاضاى از ذات مقدسش حق است نه باطل و بى اساس .
ديگر اينكه خواندن بتها و تقاضاى از آنها دعوت و دعاى باطل است ، زيرا كسانى را كه مشركان غير از خداوند مى خوانند و براى انجام خواسته هايشان به آنها پناه مى برند هرگز به آنان پاسخ نمى گويند دعايشان را اجابت نمى كنند (و الذين يدعون من دونه لا يستجيبون لهم بشى ء).
سپس - همانگونه كه روش قرآن است - براى مجسم ساختن اين موضوع عقلانى مثال حسى زيبا و رسائى بيان مى كند و مى گويد: آنها كه غير خدا را مى خوانند به كسى مى مانند كه بر كنار آبى كه سطح آن از دسترس او دور است نشسته و به آن اشاره مى كند، به اين اميد كه آب به دهان او برسد و هرگز نمى رسد چه خواب و پندار بيهوده اى ؟! (الا كباسط كفيه الى الماء ليبلغ فاه و ما هو ببالغه ).

آيا مى توان در كنار چاه نشست و دست به سوى آب دراز كرد و با اشاره ، آب را به دهان فرستاد؟ اين كار جز از يك انسان ساده لوح و ديوانه سر ميزند؟


چرا از خدا درخواست کنیم؟

که ما چرا از خدای متعال کمک بخواهیم؟ چرا همه‌ اسباب از کار افتادند؟ چه خصوصیتی در حضرت حق هست که می‌شود در کار بزرگ و کوچک، در کار ظاهری و باطنی، در امور مادی و معنوی از او استعانت جست و باید استعانت جست؟
یک تعبیری در روایت هست، فرمود: «أستعین على أموری کلها بالله‏ الذی لا تحق العبادة إلا له‏» الله آن کسی است که صاحب مقام عبودیت است و لذا عبادت که ملازم استعانت است، بندگی و خضوع و استعانت و استمداد جز شایسته‌ او نیست، بقیه همه فقیر هستند. همه دستشان خالی است.

به تعبیر قرآن:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ  وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ [2] ای مردم، شما همه به خدا فقیر و محتاجید و تنها خداست که بی‌نیاز و غنیّ بالذّات و ستوده صفات است.»

با این حساب دیگر خیلی فرقی نمی کند از بت ها مستقیما درخواست داشته باشیم و یا به همنوعان خودمان نگاهی خدا گونه داشته باشیم؛ اساسا انسان های دیگر هم تحت قانون فقرایی قرار دارند که قرآن می فرماید پس درخواست یک فقیر از فقیری دیگری منطقی نیست.


پی نوشت ها:
[1] سوره رعد، آیه 14
[2] سوره فاطر، آیه 15


- نظرات (0)

لطایف قرآنی

Image result for ‫لطیفه قرآنی‬‎

وحی شیطانی

شخصی به (ابن عمر) گفت: مختارگمان می كند كه به او وحی می شود. ابن عمر پاسخ داد: البته درست می گوید، چرا كه خداوند فرموده است:

" و شیاطین به دوستان خود وحی( وسوسه ) می كنند." (انعام /121)

حاضرجوابی

 كودكی در مكتب خانه برای معلم خود می خواند:

" وَ اِنَّ عَلیكَ الَّلعنَةَ اِلی یومِ الدین : و لعنت تا روز قیامت بر تو خواهد بود."(حجر/35)

و مكرر آیه را تكرار میكرد. معلم عصبانی شد و گفت:

علیك و علی والدَیكَ : بر تو و بر پدر و مادرت باد.

كودك گفت: در این قرآن كه من می خوانم( علیك) هست و ( علی والدیك) نیست. آیا آنرا اضافه كنم؟!

حفظ اموال

از بخیلی پرسیدند: كدام آیه قرآن را بیشتر دوست داری؟

گفت: آیه" اموال خودتان را به دست بیخردان  نسپارید."(نساء/5)


- نظرات (0)

بحث های داغ در دید و بازدید

نوروز، عید، دید و بازدید

ایّام نوروز، بهترین فرصت برای دید و بازدید و ملاقات با اقوام و نزدیکان است. امروزه، بسیاری از افراد خانواده ها دور از یکدیگر و در شهرهای مختلف زندگی می کنند و چه بسا در هر سال، تنها در ایّام نوروز موفّق به دیدار یکدیگر شوند.  پس این فرصت را باید قدر دانست و کمال استفاده را از آن نمود. 

عقاید آزاد

دین اسلام، پرچمدار آزادی عقیده است و می فرماید: لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی‏؛ در دین هیچ اجبارى نیست. و راه از بیراهه به خوبى آشكار شده است.(بقره؛ 256) این اختیار، به این معنا نیست که اسلام، برای ترغیب و جذب کافران به دین اسلام هیچ راهی را تعبیه ننموده است؛ بلکه راه ارشاد و باز کردن گره های ذهنی گمراهان و متحیّران رسالت دین است. یعنی وظیفه دین و پیامبران، نشان دادن راه و ایدئولوژی صحیح است؛ نه اجبار به پذیرش آن! لذا می فرماید: وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا وَ ما جَعَلْناكَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَكیلٍ؛ و اگر خدا مى ‏خواست آنان شرك نمى‏ آوردند، و ما تو را بر ایشان نگهبان نكرده‏ایم، و تو وكیل آنان نیستى. (انعام؛ 107) این اصل، لازمه مختار دانستن انسان است و اگر چنین نباشد، دیگر عذاب و پاداش او نیز معنایی نخواهد داشت. پس، قبل از هر گفتگویی باید با توجّه داشتن به احتمال تفاوت نظر و عقیده آن شخص با خود، با کمال آرامش آن نظر مخالف را هضم کنیم.

دقّت در سخن

مقتضای ادب اسلامی، دقّت در سخن گفتن و اظهار عقاید است. آداب دقیق و ظریف متعدّد سخن گفتن، در دین اسلام توصیه و تکلیف شده است. به عنوان نمونه از امام على (علیه السلام) پرسیدند، زیباترین مخلوقات خدا كدام است؟ فرمودند: "سخن". گفتند: "زشت ‏ترین آنها كدام است؟" باز هم فرمود: "سخن"، سپس فرمود: بِالْكَلامِ ابْیَضَّتِ الْوُجُوهُ وَ بِالْكَلامِ اسْوَدَّتِ الْوُجُوهُ؛ چهره ‏ها با سخن سفید مى ‏شوند و با سخن سیاه مى‏ گردند. (بحارالأنوار، ج78، ص55)

خداوند متعال در توصیف بندگان واقعی خود می فرماید: فَبَشِّرْ عِبادِ * الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب‏؛ پس بشارت ده به آن بندگان من كه به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏كنند؛ اینانند كه خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان. (زمر؛ 17-18)

كنایه از این كه عدّه ‏اى به خاطر سخن سنجیده و وزین خود، رو سفید مى ‏شوند و عدّه اى به دلیل بیهوده‏ گویى، پرگویى، غیبت، دروغ و ... روسیاه و سرافكنده مى‏ گردند. خلاصه اینکه؛ هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. چه ضرورتی دارد که انسان در مورد هر موضوعی و در هر جمعی، نظر خود را بر زبان بیاوریم؛ به خصوص در جایی که می دانیم نظر دیگران مخالف با نظر ماست.

توهّم مخالفت

یکی از مهمترین آداب گفتگو، خوب گوش دادن و دقّت در سخنان طرف مقابل است. مسأله ای که متأسّفانه در بسیاری از اوقات از آن غفلت می شود. قرآن کریم در آیات متعدّدی از این نکته سخن به میان می آورد. جهنّمیان دلیل دوزخی شدن خود را اینگونه بیان می کنند: وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ اوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فى اصْحابِ السَّعیرِ؛ و گویند: اگر ما مى ‏شنیدیم یا مى‏ اندیشیدیم، از دوزخیان نبودیم. (ملک؛ 10)

در جای دیگر، قرآن کریم یکی از دلایل جهنّمی شدن را گوش ناشنوا برشمرده و می فرماید: وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ؛ و در حقیقت، بسیارى از جنّیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده ‏ایم. [چرا كه‏] دلهایى دارند كه با آن، [حقایق را] دریافت نمى‏كنند، و چشمانى دارند كه با آنها نمى‏ بینند، و گوشهایى دارند كه با آنها نمى ‏شنوند. آنان همانند چهارپایان بلكه گمراهترند. [آرى،] آنها همان غافل ‏ماندگانند. (اعراف؛ 179) مشخّص است که شنیدن با دقّت و تدبّر، وجه تمایز انسان از حیوان است وگرنه حیوانات نیز می شنوند. چه بسا نکات فراوانی که برای ما مفید و هدایتگر بوده، ولی ما با دقّت به آنها گوش نکرده ایم! چنانکه قرآن کریم می فرماید: انَّ فى‏ ذلِكَ لَایاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ؛ به درستى كه در آن مطلب (خواب در شب و كسب و كار در روز) نشانه هایى(از قدرت خدا) است، البته براى مردمى كه بشنوند. (روم؛ 23) یعنی خوب گوش دادن، یکی از عوامل هدایت و رشد و تعالی انسان است. عامل  بسیاری از منازعات و مشاجراتی که ممکن است در گفتگوها پیش بیاید این است که خوب به سخن طرف مقابل گوش داده نمی شود. گاهی اصلاً اختلافی در نظر دو طرف مشاجره نیست، امّا چون خوب به حرف یکدیگر گوش نمی دهند دچار سوء تفاهم شده و به نزاع لفظی شان ادامه می دهند.

همچنین می فرماید: وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً؛ و بندگان خداى رحمان كسانى‏ اند كه روى زمین به نرمى گام برمى ‏دارند؛ و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به سلامت(ملایمت) پاسخ مى ‏دهند. (فرقان؛ 63)

مدیریّت هوشمند واکنش

چگونگی برخورد با نظرات دیگران، نشان دهنده عمق فهم و درایت و شخصیّت افراد است. گفتیم انسانها در اعتقادات خود آزادند و اینکه لازم است در مباحثات به جا و به موقع سخن برانیم و خوب به سخنان طرف مقابل گوش دهیم و در اظهار نظر خود کمال دقّت را به خرج دهیم. همه اینها، تأثیر اساسی در شیوه برخورد با نظرات مخالف با اعتقادات ما دارند، اینک به شیوه قرآنی برخورد با سخن دیگران اشاره می کنیم.

خداوند متعال در توصیف بندگان واقعی خود می فرماید: فَبَشِّرْ عِبادِ * الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب‏؛ پس بشارت ده به آن بندگان من كه به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏كنند؛ اینانند كه خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان. (زمر؛ 17-18)

همچنین می فرماید: وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً؛ و بندگان خداى رحمان كسانى‏ اند كه روى زمین به نرمى گام برمى ‏دارند؛ و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به سلامت(ملایمت) پاسخ مى ‏دهند. (فرقان؛ 63)

بهترین موضع گیری موقع مواجه شدن با آراء و نظرات اشتباه یا مخالف نظر ما، با نگاه این دو آیه شریفه این است که به شیوه ای برخورد کنیم که هیچ اصطکاکی پیش نیاید؛ نه از جهت برداشت ذهنی و نه از جهت لفظی!

نتیجه اینکه؛ طبق راهنمایی قرآن کریم و حکم عقل، شایسته است که در مهمانی های نوروزی نظرات مخالف خود را به نرمی و آرامش و با بزرگواری هر چه تمامتر تحمّل کرده و بساط لذّت دیدار را مکدّر نکنیم


- نظرات (0)

محبوب خدا شویم؟


ازدواج

شلوغی عجیب شهر خصوصا مراکز خرید حاکی از اعتقاد سنتی ما برای خرید شب عید و نو بودن لباس ها در نوروز دارد.

آنچنان همه دنبال خرید هستند که گویا اگر تا قبل از سال تحویل لباس نو نخرند سالشان  نو نمی شود و این خریدها خیلی اوقات آنقدر افراطی می شود که تمام فکر و ذکر و دغدغه ها می شود "خرید".

جالب تر اینکه خیلی ها به زیاد خریدن و گران خریدن افتخار می کنند و چنان با آب و تاب برای هم تعریف می کنند که گویی فضیلت است.

ولخرجی همان تبذیر و گاهی اوقات هم اسراف است که قرآن کریم به شدت نهی نموده. اسراف خطا در نحوه ی مصرف است و تبذیر خطا در موضوع مصرف.

اسراف زیاده روی است و تبذیر ولخرجی و بیهوده خرج کردن. گرچه دامنه اسراف گسترده تر است، ولی خطر تبذیر بیشتر است که خداوند ولخرج ها را برادران شیاطین خوانده است." إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ". اسرافکاران برادران شیاطینند، و شیطان در برابر خدای خویش کفر پیشه است (اسرا ،27).

برخی آیه زیر را حجت ولخرجی های شب عید می دانند.

"قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّهِ الَّتِیَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِی لِلَّذِینَ آمَنُواْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ" بگو چه کسی زینت خداوند را که برای بندگان خود بیرون آورده و روزی های پاکیزه را حرام کرده؟ بگو: این نعمت ها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند (هرچند دیگران نیز استفاده می کنند) ولی روز قیامت مخصوص ایشان است. ما اینگونه آیات را برای مردمی که می فهمند شرح می دهیم. (اعراف ،32)

پیام این آیه استفاده از نعمت های الهی است، نه مجوزی برای زیاده روی و ولخرجی و تبذیر، چنان که امیرکلام (علیه السلام) فرموده: "فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب" (بحارالانوار/ج 43/ص 275) حلالش حسابرسی دارد و حرامش عذاب. پس حلالش هم روی حساب خرج نشود بازخواست دارد.

همان امام همام فرمودند: "کل ما زاد علی الاقتصاد الاسراف" هر چه افزون بر میانه روی باشد اسراف است.(مستدرک الوسائل/ج2/ص645) و در حدیث دیگر فرمودند: "ما فوق الکفاف اسراف"بیش از کفاف (مقدار متعارف برای رفع نیازها) اسراف است. (غررالحکم307)

اسلام به اعتدال توصیه نموده و خداوند ما را امت میانه رو قرار داده است "وَ كَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی كُنتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ "و اینچنین شما را امت میانه رو قرار دادیم تا بر مردم شاهد باشید. (بقره، 143)

امیرالمومنین (علیه السلام) در مورد لباس انسان های با تقوا می فرمایند: "ملبسهم الاقتصاد" لباس پوشیدنشان در حد اعتدال و میانه روی است. (نهج البلاغه،خطبه متقین) متقین نه لباسشان اشرافی است نه ژولیده و پست. لباسی معمولی دارند و ظاهری آراسته و پاکیزه.

هم لباس فاخر و قیمتی انگشت نما می شود و هم لباس پاره و کثیف، که می تواند آرامش روانی را به هم زند و ناخواسته ذهن را درگیر کند. از این رو میانه روی علاوه بر ابعاد اقتصادی، می تواند ضامن نوعی آرامش روانی هم باشد.

مواظب باشیم مدیریت مخارج بعضی از خرج ها را از یادمان نبرد. " وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا " حق خویشان و مسکینان و در راه ماندگان را بپرداز و هیچ ولخرجی نکن

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "من اقتصد اغناه الله" هر کس میانه روی کند خدا او را بی نیاز خواهد کرد. (تنبه الخواطر/ص136) و نیز فرمودند:"هیچ خرجی نزد خدا محبوبتر از خرجی نیست که با میانه روی همراه باشد."

متاسفانه امروزه بعضی از خرج کردن هایمان افراطی شده و تدریجا الگوی ولخرجی در جامعه فرهنگ عمومی خواهد شد.

چه کسی با فرهنگ ولخرجی (یا همان مصرف گرایی افراطی) مبارزه کند؟ غیر از ما مردم عادی کسی دیگری هم هست؟

از خودمان شروع کنیم و خرج هایمان را مدیریت کنیم. همه آن چه را که میخریم واقعا نیاز داریم؟ یا به صرف نو بودن و یا متفاوت بودن میخریم؟!

بعد نوبت جامعه اطراف است. کسی که ولخرج است حرفش را گوش ندهیم، پیروی اش نکنیم، با او مشورت نکنیم، مسئولیت کلیدی به او نسپاریم. نه وزیر و نه وکیل و نه رئیس جمهور. مسئولین را از ولخرج ها انتخاب نکنیم. چون ربمان فرموده: "وَلَا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ " (151/شعرا) از امر اسراف کاران اطاعت نکنید.

ولی مواظب باشیم مدیریت مخارج بعضی از خرج ها را از یادمان نبرد. " وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا " حق خویشان و مسکینان و در راه ماندگان را بپرداز و هیچ ولخرجی نکن. (اسراء، 26)

پیام این آیه استفاده از نعمت های الهی است، نه مجوزی برای زیاده روی و ولخرجی و تبذیر، چنان که امیرکلام (علیه السلام) فرموده:فی حلالها حساب و فی حرامها عقابحلالش حسابرسی دارد و حرامش عذاب. پس حلالش هم روی حساب خرج نشود بازخواست دارد

دیگران هم در مال ما حقی دارند. حقشان به فراموشی نرود که خداوند در وصف متقین می فرماید: "وَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ"و در اموالشان حقی است برای سائل فقیر و محروم آبرومند است. (ذاریات، 19)

انسان ذاتا حریص است که با مشکلی بی قرار و با رونقی خسیس می شود. غیر از نمازگزارانی که نمازشان دائم و در ثروتشان حق مشخصی برای مستمندان است. "إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا ، إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا ، وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًا ، إِلَّا الْمُصَلِّینَ ، الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ ، وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ ، لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ " (معارج ، 19-25)

وقتی غرق در انتخاب و خریدیم، نمی بینیم چشمانی که با حسرت نگاهمان می کنند، آنانی که شاید تا بحال لباسی نو نپوشیده اند.


- نظرات (0)

هر کی اهل نماز و روزه است بهشتیه

بهشتی شدن

یکی از موضوعات جذاب و ضروری به اذعان خیلی از عزیزان و جوانان، موضوع عوامل بهشتی شدن است. در شروع بحث این موضوع را می خواهیم یادآوری کنیم که ما نباید رحمت خدا را دست کم بگیریم و باید به او عاقلانه و عاشقانه امیدوار بود؛ عاقلانه از آن باب که این گونه نباشد که من فکر کنم می توانم هر گناه و خطایی را عمداً مرتکب شویم و بعد بگوییم خدا مهربان است، خدا رحیم است ... از طرفی باید عاشقانه به او امیدوار بود از این باب که منی که می دانم گناهکارم، الان پشیمانم و توبه می کنم ، به رحمت او حسن ظن داشته باشیم و عاشقانه به عنوان یه عبد گناهکار از او عذرخواهی کنیم درست مثل فرزند خطاکاری که پدر و مادر را دوست دارد اما گاهی خطا و سرپیچی می کند ولی در نهایت عاشقانه با آن ها ارتباط دارند و عذرخواهی هم دارند...

عده ای بیان می کنند که آیا وقتی به نماز و روزه توجه بکنیم و بر انجام آن ها مقید باشیم بهشتی می شویم؟ پاسخ عرض می کنیم که هركس نمازوروزه هایش را برای رضای خدا می گیرد وبه آنچه كه لازمه دینداری است عمل كند انشاالله اهل بهشت است!

برای بهشتی شدن باید تلاش كرد

 

در ادامه به تعدادی از فاکتورهایی که برای بهشتی شدن مطرح شده اشاره می کنیم.

باید عاشقانه به او امیدوار بود از این باب که منی که می دانم گناهکارم، الان پشیمانم و توبه می کنم ، به رحمت او حسن ظن داشته باشیم و عاشقانه به عنوان یه عبد گناهکار از او عذرخواهی کنیم درست مثل فرزند خطاکاری که پدر و مادر را دوست دارد اما گاهی خطا و سرپیچی می کند ولی در نهایت عاشقانه با آن ها ارتباط دارند و عذرخواهی هم دارند...

 

ایمان و عمل صالح:

تا کسی دوره ایمان و عمل صالح را طی نکند و در آزمونش قبول نشود به بهشت نمی رود؛ «وَ بَشِّر الَّذِین امَنوا وعَمِلوا الصّالِحات أَنَّ لَهُم جَنات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار» (بقره/25) [به آنان كه ایمان آورده و كردار شایسته دارند مژده بده كه همانا برایشان باغ هایی است كه زیر آنها نهرها جاری است]

«وَالَّذِین امَنوا وعَمِلوا الصّالِحات أوُلئِك أَصحاب الجَنه هُم فیها خالِدون» (بقره/82) چنین كسانی اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود.

و یادمان نرود که این دو؛ ایمان و عمل صالح همچون دو بال هستند که همیشه برای صعود و رسیدن به هدف باید با هم حرکت کنند ... مثلا اگر عزیزی در عزاداری اهل بیت حضور پیدا کند، سینه بزند، خرجی دهد، اشک های فراوان بریزد اما عمل واجبش؛ در نماز و روزه و خمسش کوتاهی کند، آن اعمل جای واجباتش را نمی گیرد.

تقوا :

بیشترین كرامت و صفتی كه پیام و مژده بهشت را به همراه دارد تقوای الهی است و آیات فراوانی در این باره نازل شده است؛

«لِلَّذین اتَّقوا عِندَ رَبِّهم جَنات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها و أَزواج مُطهَّره و رِضوان مِن الله والله بَصیر بِالعِباد» (آل عمران/15) [برای آنان كه تقوا پیشه كنند نزد خدا باغ های بهشتی است كه زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاوید همراه همسران پاكیزه و آراسته خواهند بود و از همه خوش تر خشنودی خداوند است كه شامل حال آنان شده است و خداوند به حال بندگان بیناست.]

«وَلَو أَنَّ أَهل الكِتاب امَنوا و اتَّقوا لِكُفرِنا عَنهُم سَیِّئاتِهم ولَأَدخُلناهُم جَنات النَعیم» (مائده/65) [اگر اهل كتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه سازند ما از گناهشان در می گذریم و به باغ های بهشت پرنعمت داخل می سازیم.]

پیروی از خدا و رسول (صلی الله و علیه وآله) :

«وَمَنْ یُطِعِ الله و رَسوُله یُدخِله جَنّات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها و ذلِك الفَوز العَظیم و مَن یَعص الله ورَسوُله و یَتَعدَّ حُدودَه یُدْخِله ناراً خالِدا فیها ولَهُ عَذاب مُهین» (نساء/133 ـ 14) [هر كس پیرو فرمان خدا و رسول خدا باشد وی را در بهشت هایی درآورد كه زیر درختانش نهرها جاری و آنجا جایگاه همیشگی فرمانبرداران خواهد بود. این است سعادت و پیروزی بزرگ و بدیهی است هر كس نافرمانی خدا و رسول كند و از حدود احكام خداوند تجاوز كند او را به آتشی درافكند كه همیشه در آن معذب است، و برای او عذاب خوار كننده و ذلت دهنده خواهد بود.]

راست كرداری و راست گفتاری از صفات پسندیده، برجسته و بدون شك از اسباب ورود به بهشت است. خدای سبحان در این باره می فرماید: «هذا یَوم یَنْفع الصّادِقین صِدْقُهم لَهُم جَنات تَجری مِن تَحتِها الأَنهار خالِدین فیها رَضی الله عَنهُم و رَضوا عَنه ذلِك الفَوز العَظیم» (مائده/119) [این روزی است كه راست گویان را راستی سود می بخشد.

«وَ مَن یُطع الله ورَسوُله یُدخِله جَنات تَجری مِن تحتها الأنهار ومَن یَتَولَّ یُعذِّبَه عَذابا أَلیما» (فتح/17) [كسی كه فرمانبردار خدا و پیامبرش باشد، خداوند او را در بهشتی داخل گرداند كه از زیر درختان باغ های آن نهرها جاری است و كسی كه از فرمان و دستور خدا رو گرداند او را به عذاب دردناكی شكنجه دهد.]

راست گفتاری :

راستی، راست كرداری و راست گفتاری از صفات پسندیده، برجسته و بدون شك از اسباب ورود به بهشت است. خدای سبحان در این باره می فرماید: «هذا یَوم یَنْفع الصّادِقین صِدْقُهم لَهُم جَنات تَجری مِن تَحتِها الأَنهار خالِدین فیها رَضی الله عَنهُم و رَضوا عَنه ذلِك الفَوز العَظیم» (مائده/119) [این روزی است كه راست گویان را راستی سود می بخشد. برای آنان بهشت هایی است كه از زیر درختانش نهرها جاری است و در آن به نعمت ابدی متنعمند. خداوند از آنان خشنود و آنان هم از خداوند خرسندند. این است پیروزی و سعادت بزرگ.]

انفاق در راه خدا و نیکوکاری:

«اَلَّذِین یُنفِقون فِی السَّراء والضَّراء والكاظِمینَ الغَیظ والعافینَ عَنِ النّاس والله‌ یُحب المُحسِنین أوُلئِك جَزاؤهُم مَغفره مِنْ رَبِّهم و جَنات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها وَنِعْمَ أَجر العامِلین» (آل عمران/134 ـ 136) [پرهیزكاران و نیكوكاران كسانی هستند كه در حال وسعت و تنگدستی مال خود را به تهی دستان انفاق می كنند، خشم و غضب فرو می نشانند و از بدی مردم در می گذرند. چنین مردم با تقوا و نیكوكاری را خداوند دوست می دارد؛ زیرا او دوست دار نیكوكاران است... پاداش كردار آنان آمرزش پروردگار و بهشتی است كه از زیر درختان انبوه آن نهرها جاری است و ایشان در بهشت جاوید جاودانه خواهند بود، كه چه نیكوست پاداش نیكوكاران.]

«فَأَثابَهُم الله بِما قالوا جَنّات تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهار خالِدین فیها و ذلِك جَزاء المُحسِنین» (مائده/85) [خداوند در برابر آنچه گفتند پاداش نیكو به آنان داد، آن پاداش بهشتی است كه از زیر درختانش نهرها جاری است. در آن بهشت زندگانی جاوید خواهند داشت و این پاداش نیكوكاران است.]

منابع:

تفسیر موضوعی قرآن، آیة الله جوادی آملی، ج 5 (معاد در قرآن)



- نظرات (0)

نژادپرستی همزاد یهودیت تحریف شده

ترامپ، نژادپرستی، آپارتاید

همه این اتفاق‌ها تنها چند روز بعد از استقرار یک تاجر، مجری تلویزیونی و ثروتمند بزرگ آمریکایی بر مسند ریاست جمهوری این کشور رخ داده است. ترامپی که هیچگاه سیاست را مانند تجارت نمی‌داند؛ به این زودی نژادپرستی آمریکایی را به همگان ثابت کرده است. حالا این ایران و رهبری آن نیست که واقعیت‌های آمریکایی را بازگو می‌کند؛ بلکه این آمریکاست که خودِ واقعی‌اش را به نمایش گذاشته است.

عملیاتی ساختن گفتمان انتخاباتی 

ترامپ رأی اکثریت جامعه آمریکای را به خود اختصاص داد و به عنوان چهل‌وپنجمین رئیس جمهور آمریکا وارد کاخ سفید شد. امّا او در تبلیغات چه گفت که توانست پیروز میدان انتخابات شود؟ ترامپ، در روزهای تبلیغات، صاحب نژادپرستا‌نه‌ترین ستاد انتخاباتی بود با نطق‌هایی آکنده از تعصّبات ملیتی، نژادی و مذهبی. او بارها طرفداری خود را از رفتار تبعیض آمیز با اتباع کشورهای آمریکای لاتین اعلام و تحقیر را حق رنگین‌پوستان دانست. وی حتی در تبلیغاتش از طرح ساخت دیوار مرزی با مکزیک پرده برداشت. جالب است که «فلیپه کالدرون» رئیس‌جمهور سابق مکزیک در همان روزهای تبلیغات، دونالد ترامپ را نژادپرستی همچون «آدولف هیتلر» معرفی کرد. ولی باز این شخصیت رأی آورد. این به معنای نفوذ نژادپرستی در سطح وسیعی از مردم آمریکا نیست؟ آیا نباید ترامپ را عصاره آمریکا دانست؟

در انجیل متی، باب 15، جملات 21 تا 27 از قول حضرت عیسی(علیه‌السلام) غیر یهودیان، محرومان از هدایت و محروم از شفای مسیح معرفی شده و به سگان تشبیه شده‌اند

این روزها و با ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید می‌بینیم که آن نطق‌ها به سرعت عملیاتی شده و چهره واقعی سیاست آمریکا، ماهیت رئیس جمهوری آن و البته رأی دهندگان به وی معلوم شده است. ترامپ در ابتدا و با اقدامی شتاب زده، ورود اتباع هفت کشور از جمله ایران را به آمریکا ممنوع و این اقدام را برای جلوگیری از ورود تروریست‌های بالقوه! به کشورش معرفی کرد.

اقدام دیگرش، دستور ساخت دیوار! بین آمریکا و مکزیک بود؛ دیواری که قرار است در مرز 3200 کیلومتری بین دو کشور، احداث شده و هزینه‌ای 14 میلیارد دلاری داشته باشد. جالب است که از ساخت دیوار حائل بین آمریکا و مکزیک تنها «نتانیاهو» حمایت کرده و در توییتی نوشته: «ترامپ کار درستی می‌کند. دیواری در طول مرزهای جنوبی اسرائیل ساخته شد و این دیوار تمامی مهاجران غیرقانونی را متوقف کرد. موفقیت بزرگی است! فکر بزرگی است!» همگان می‌دانند که در آمریکا لابی‌های صهیونیستی صحنه گردان‌های اصلی هستند؛ آیا اینها دستوراتی از همان لابی‌ها نیست؟ ریشه نژادپرستی آنها کجاست؟

نژادپرستی همزاد یهودیت تحریف شده

اسلام و قرآن، به عنوان تنها دین و کتاب آسمانی تحریف نشده به شدت مخالف نژادپرستی است. قرآن یا کلیه مردم دنیا را مخاطب قرار داده و فرموده «یَا أَیُّهَا النَّاسُ» و یا مؤمنان را بدون توجه به قومیت‌، نژاد و جنسیت، اینگونه خوانده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» در کنار این عبارت‌ها، پیامبر را رحمتی برای جهانیان معرفی کرده: «وَمَا اَرْسَلْنَاکَ اِلاَّ رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ(انبیاء/107) تو را جز رحمت براى جهانیان نفرستادیم.» و در تشریح مردم و اقوام گوناگون فرموده است: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ(حجرات/13) اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یكدیگر شناسایى متقابل حاصل كنید در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.» این آیه به روشنی تعصب کورکورانه نسبت به قومی خاص یا نژادپرستی را نفی کرده و ملاک برتری را تنها تقوا بیان داشته است.

علاوه بر قرآن، در بیانات پیشوایان دین اسلام نیز این موضوع مهم متجلی شده است. مثلاً پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌‌وآله) قوم گرایی و نژادپرستی را همردیف جاهلیت دانسته و فرمودند: «منَ کانَ فی قَلبِهِ حَبَّةٌ مِن خَردَلٍ مِن عَصَبِیةٍ بَعَثَهُ اللّهُ یومَ القِیامَةِ مَعَ أعرابِ الجاهِلِیةِ؛ هر کس در قلبش به اندازه خردلی تعصب و قوم گرایی باشد؛ خداوند وی را با اعراب عصر جاهلیت محشور می‌کند.» (الکافی، ج2، ص308)

در تعالیم الهی اسلام مخالفت با قوم گرایی و نژادپرستی به خوبی مشهود است؛ امّا در بین یهودیان و مسیحیت صهیونیستی تعالیمی نژادپرستانه دیده می‌شود. مثلاً در تورات تحریف شده از قول خداوند وارد شده: «من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی، لیکن مثل آدمیان خواهید مرد

در حدیثی دیگر امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «مَنْ‏ تَعَصَّبَ‏ عَصَبَهُ‏ اللَّهُ‏ بِعِصَابَةٍ مِنْ نَار؛ خداوند عزّ و جلّ دستاری از آتش بر سر قوم گرا ببندد.» (الکافی، ج2، ص308)

در تعالیم الهی اسلام مخالفت با قوم گرایی و نژادپرستی به خوبی مشهود است؛ امّا در بین یهودیان و مسیحیت صهیونیستی تعالیمی نژادپرستانه دیده می‌شود. مثلاً در تورات تحریف شده از قول خداوند وارد شده: «من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی، لیکن مثل آدمیان خواهید مرد.» (سفر تثنیه، باب 10، جمله 15) یا آمده است: «پس خود را تقدیس نمایید و مقدّس باشید؛ چون من خداوند، خدای شما هستم. ... من خداوند، خدای شما هستم که شما را از قوم های دیگر جدا کرده‌ام. ... شما را از سایر اقوام جدا ساخته ام تا از آن من باشید.» (سفر لاویان، فصل10، جمله‌های 7، 24-26)

در انجیل متی، باب 15، جملات 21 تا 27 از قول حضرت عیسی(علیه‌السلام) غیر یهودیان، محرومان از هدایت و محروم از شفای مسیح معرفی شده و به سگان تشبیه شده‌اند.

این روحیه نژادپرستی یهودیت و مسیحیت در قرآن نیز بازگو شده و از قول آنها اینگونه آمده است: «وَقَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ( مائده/18) و یهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان اوییم.» آیا نمی‌توان ریشه نژادپرستی را در کتاب‌های تحریف شده دانست؟


- نظرات (0)

زمان برای عبور و مرورش مجوّز نمی خواهد!

اهمیت زمان

انگار همین چند روز پیش بود که خودمان را برای ورود به سال 95 آماده می کردیم و چه زود می گذر زمان ... و امروز که تقویم را نگاه می کنم می بینم که  امسال هم با تمام تلخی و شیرینی هایش گذشت ... با همه غم و اندوه و نشتطش رو به پایان است و باید به فکر تقویم جدید سال 96 باشیم.

بله زمان، تنها چیزی است که درنگ ندارد و برای عبور و مرور خود مجوز نمی خواهد! حضرت علی (علیه السلام)، در خصوص گذر زمان جمله ای زیبا و حکیمانه فرموده است: وَ قَالَ (علیه السلام) : ... الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ (نهج البلاغه، کلمات قصار، 21) ... فرصت به مانند ابر گذرا مى‏گذرد، پس فرصت‏هاى نیك را غنیمت دانید.

قرآن کریم برای پی بردن ارزش زمان از برخی از اتفاقات راز آلود پس از مرگ پرده برداشته و حال افرادی را حکایت می کند که پس از مرگ، خواهان بازگشت دوباره به دنیا و تدارک فرصتی جدید هستند، که با عدم اجابت پروردگار روبرو می شوند.(سوره مومنون آیات98-99)

ابرها پایداری ندارند، زمان هم این گونه است؛ ثانیه ها از پس ثانیه ها می آیند و می روند؛ روز ها و هفته ها و ماه ها یکی پس از دیگری بدون هیچ مجوزی می آیند و تمام می شوند؛ کودک را جوان می کنند و جوان را پیر و به این وسیله، به زندگی انسان معنا می بخشد.

قرآن کریم به زمان قسم می خورد

یکی از ابعاد اهمیت زمان را می توان از توجهی که قرآن کریم به آن داشته است بدانیم؛ چنانچه قسم خوردن خداوند در قرآن کریم با عبارت (والعصر) خود نکته اساسی و حکایتی عجیب است. 

در حقیقت این سوگند توجه آدمی را به نعمتی معطوف می دارد که از ارزش والایی برخوردار است. خداوند در پرتو نعمت زمان، قابلیت های نهفته ای را در طول مدت عمر، برای انسان به ودیعه گذارده که مدیریت صحیح آن، نقش مهمی در رشد زندگی انسان دارد چنانچه در زندگی های روزمره امروز هم می توان اهمیت ان را لمس کرد.

این برنامه ریزی و مدیریت کردن زمان آن قدر مهم است که همان طور که گفته شد بارها خداوند در قرآن کریم بدان سوگند یاد نموده (سوره‌های فجر آیات 1-4،شمس آیات 1-4، ضحی آیات 1-2، لیل آیات 1-2، والعصر آیه 1) و انجام عباداتی مانند حج، روزه، نماز، و... را مشروط و منوط به مدیریت زمانی این اعمال، در زمان معین دانسته است. چنانکه آیات شریفه ای که دلالت بر تعیین ساعت نماز و روزه می کنند، وجوب رفتار عبادی را مستلزم انجام در یک بستر زمانی مشخص دانسته است که می باید انسان از نظر زمانی و وقتی آنرا محاسبه نموده و سر وقت، آنرا به انجام رساند. (سوره اسراء، آیه 78)

زمانی که زمان اجلش فرا می رسد

واقعیت مهم زمان را انسان زمانی درک می کند که اجلش فرارسیده، دستش از این دنیا کوتاه و از آن خارج گشت. اینجاست که می فهمد، توقفش در این دنیا عصرگاه یا صبحگاهی بیش نبوده (سوره نازعات، آیه 46) و یا احساس می کند که تنها ساعتی از روز را در دنیا مانده است. (سوره یونس آیه 45)

قرآن کریم برای پی بردن ارزش زمان از برخی از اتفاقات راز آلود پس از مرگ پرده برداشته و حال افرادی را حکایت می کند که پس از مرگ، خواهان بازگشت دوباره به دنیا و تدارک فرصتی جدید هستند، که با عدم اجابت پروردگار روبرو می شوند. (سوره مومنون آیات98-99)

زمان، تنها چیزی است که درنگ ندارد و برای عبور و مرور خود مجوز نمی خواهد! حضرت علی (علیه السلام)، در خصوص گذر زمان جمله ای زیبا و حکیمانه فرموده است: وَ قَالَ (علیه السلام) : ... الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ (نهج البلاغه، کلمات قصار، 21) ... فرصت به مانند ابر گذرا مى‏گذرد، پس فرصت‏هاى نیك را غنیمت دانید.

اینان چون عمر خود را در بی حاصلی و بی خبری سپری کردند، هنگام غروب آفتاب زندگی آرزو می کنند که ای کاش برای زندگی زمان بیشتری در اختیار داشتند. لیکن خداوند هرگز مرگ کسی را آن هنگام که اجلش فرا رسید، به تأخیر نمی اندازد.(سوره منافقون آیات 9 الی 11) این درحالی است که قدر عمر خود را ندانسته و تمام ابزارها و استعدادهای تکاملی خویش را در هنگامه حیات بی بهره گذارده و بدین سان به خویشتن ظلم روا داشتند. (سوره فاطر آیات 36 الی 37)


- نظرات (0)

راه نجات از حق الناس

راه نجات از حق الناس

خداوند در آیات قرآن کریم در باب حق الناس می فرماید: «یا أیّها الّذین آمنوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ»؛ ای كسانی كه ایمان آورده‌ اید اموال یكدیگر را از طرق نامشروع و غلط و باطل نخورید.» (نساء، 29)؛ یعنی، هرگونه تصرف در مال دیگری كه بدون حق و بدون مجوز منطقی و عقلانی بوده باشد ممنوع شناخته شده است.
در جایی دیگر می فرماید: «لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ؛ اموالتان را میان خودتان به ناحق نخورید.» (بقره/188)
و به هنگام نكوهش از قوم یهود و ذكر اعمال زشت آنان می ‌فرماید: «...وَ أَكْلِهِمْ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ...؛ آنان در اموال مردم بدون مجوز و به ناحق تصرف می ‌كردند. (همان، 161) (ناگفته پیداست كه مراد از اكل و خوردن، در این آیه كنایه از هرگونه تصرف است خواه به صورت خوردن معمولی باشد یا پوشیدن و یا سكونت و یا غیر آن و چنین تعبیری در زبان فارسی نیز رایج است.)

اگر انسان نگران این است که اگر برود به طرف بگوید من غیبتت را کردم شر بیشتری به پا شود لازم نیست ما بگوییم. استغفار کنیم توبه کنیم ولی کار خوبی است خیرات هم بدهیم برایشان به فقرا بدهیم بگوییم ثوابش باشد برای کسانی که غیبتشان کردیم. خیلی خوب است.

در جایی مى ‏فرماید: «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ؛ واى به حال آن هایى كه كم فروشى  مى‏ كنند.» (مطففین/1) این کم کاری شامل همه ی انسان ها از آن طلبه و روحانی كه روی منبر می رود و وقت مردم را با حرف های بی اساسش می گیرد می شود تا کارمند اداره ای كه دیر مى ‏آید، کار مردم را راه نمی اندازد یا امروز و فردا می کند یا كارگر یا آن استاد دانشگاهی که بى مطالعه سر كلاس می رود و همه و همه مى‏ شود؛ حق الناس كار به روحانى و كارگر و كشاورز ندارد، همه ى ما مى ‏توانیم به نوعی گرفتار حق الناس بشویم. 
یکی دیگر از مصادیق حق الناس حفظ آبروی افراد است که با غیبت از بین رفته و اعضا نسبت به هم بدبین خواهند شد.
خداوند در سوره حجرات صفاتی را به عنوان مقدمه غیبت برشمرده است. در آیه 11 از این سوره مبارکه می ‌خوانیم: «یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ کَثِیرًا مِّنَ الظَّنّ‏ إِنَّ بَعْضَ الظَّنّ‏ إِثْمٌ  وَ لَا تجَسَّسُواْ وَ لَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیحُبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ  وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ»؛ اى اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخى ظنّ و پندارها معصیت است و نیز هرگز (از حال درونى هم) تجسس مکنید و غیبت یکدیگر روا مدارید، هیچ یک از شما آیا دوست مى ‏دارد که گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید (پس بدانید که مَثل غیبت مومن به حقیقت، همین است) و از خدا پروا کنید، که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.
بنابراین، هرگونه تجاوز، تقلب، کم کاری، غش، معاملات ربوی، رشوه، خرید و فروش اجناسی كه فایده منطقی و عقلانی در آنها نباشد، خرید و فروش وسایل فساد و گناه، غیبت و ریختن آبروی مؤمن در تحت حق الناس و مصادیق آن قرار دارند.

بدترین نوع حق الناس

بدترین نوع حق الناس این است كه آدم حق كسى را بخورد و طرف هم نتواند كارى بکند: «إِیَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْكَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ» (كافى، ج‏2، ص‏331) بترس از این كه به كسى ظلم كنى كه یارى ندارد غیر از خدا. 

تأثیر حق الناس در قیامت

روایت داریم: «مَنْ ظَلَمَ مَظْلِمَةً أُخِذَ بِهَا فِی نَفْسِهِ أَوْ فِی مَالِهِ أَوْ فِی وُلْدِهِ» (كافى، ج‏2، ص‏332) اگر كسى به گردنش حق الناس باشد، مال مردم و آبروى مردم را بدرد و... خدا انتقام مى ‏گیرد، یا از خودش، یا از مالش، یا از بچه هایش.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» (فجر/14) خدا در كمین گاه است. در ادامه امام فرمود: در صراط جاىی است كه هیچ كس نمى ‏تواند عبور كند مگر این كه حق مردم را بدهد. (كافى، ج‏2، ص‏331)

تأثیر حق الناس در زندگی

 روایت داریم: «مَنْ ظَلَمَ مَظْلِمَةً أُخِذَ بِهَا فِی نَفْسِهِ أَوْ فِی مَالِهِ أَوْ فِی وُلْدِهِ» (كافى، ج‏2، ص‏332) اگر كسى به گردنش حق الناس باشد، مال مردم و آبروى مردم را بدرد و... خدا انتقام مى ‏گیرد، یا از خودش، یا از مالش، یا از بچه هایش. 
پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله می فرمایند: در قیامت بنده‌ ای که کار خوب بسیار دارد، در حالی که خوشحال است وارد محشر می ‌شود، ناگهان مردی می ‌رسد و می ‌گوید: خداوندا! این شخص در دنیا به من ظلم کرده است، پس، از کارهای نیک او گرفته می‌ شود و به آن مظلوم داده می‌ شود تا جایی که حسنه‌ ای باقی نمی ‌ماند و چون فرد دیگری می ‌آید و حقش را طلب می‌ کند، از گناهان او برداشته به بدهکار می ‌دهند تا جایی که جهنم بر او واجب می ‌شود. (نهایه‌ البدایه، ج 2، ص 55)
امام باقر (علیه السلام) می ‌فرماید: اول قطره من دم الشهید کفاره لذنوبه الا الدین فان کفارته قضاوه؛ اولین قطره از خون شهید کفاره همه گناهان اوست به جز دین و بدهی که کفاره و جبران آن پرداخت بدهی و دین است. (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 183)

ردّ مظالم برای حق الناس های مالی

بدترین نوع حق الناس این است كه آدم حق كسى را بخورد و طرف هم نتواند كارى بگند: «إِیَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْكَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ» (كافى، ج‏2، ص‏331) بترس از این كه به كسى ظلم كنى كه یارى ندارد غیر از خدا.

ما وقتی به کسی بدهکار هستیم، اگر طلبکارمان را می‌شناسیم که باید به خودش طلبمان را بپردازیم. اگر خودش از دنیا رفته و وارثانش هستند، باید به وارثش بپردازیم.
اما اگر به کسانی بدهکار هستیم که به آن‌ ها دسترسی نداریم و آنها را نمی‌ شناسیم و نمی ‌توانیم پیدا کنیم، در این صورت فرمودند انسان حتما باید با اجازه‌ی مجتهد رد مظالم بدهد. یعنی مبلغی که به آن شخص بدهکار است به فقیر صدقه بدهد به نیت صاحبش. حتما با اجازه ‌ی مجتهد مثل سهم امام و سهم سادات که باید با اجازه‌ ی مجتهدین باشد. چون آنها بیشتر به موارد نیاز اشراف دارند.
حتما باید به فقیر داده شود نه کارهای خیر. فقیر هم یعنی کسی که خرج درآمد یک سالش را نداشته باشد. هشتش گرو نهش باشد. این فقیر است.

رد مظالم غیبت

ما احیاناً غیبت کسی را کردیم می‌شود رد مظالم کرد یا نه؟ مشهور فقها می‌فرمایند مخصوصاً اگر انسان نگران این است که اگر برود به طرف بگوید من غیبتت را کردم شر بیشتری به پا شود لازم نیست ما بگوییم. استغفار کنیم توبه کنیم ولی کار خوبی است خیرات هم بدهیم برایشان به فقرا بدهیم بگوییم ثوابش باشد برای کسانی که غیبتشان کردیم. خیلی خوب است.


- نظرات (0)

تا به حال خدا را امتحان کرده اید

کار برای خدا

این حسی که گاهی آدمی را قلقلک می دهد که باید برای دل کسی کاری بکنیم را چگونه ارضا کنیم؟

در زندگی حتما برای شما هم اتفاق افتاده است که از لذتی و یا کاری که مورد علاقه شما بوده اما چون معشوق شما، همسر شما یا فردی که برای شما عزیز است، آن را دوست نداشته، شما آن را ترک کرده اید ... این چشم پوشی شما از آنچه دوست دارید گاهی به نظر آن طرف رسیده و برایتان جبران کرده، یا حتی زبانی از شما تشکر کرده که در این صورت خیلی خوب و خوشایند است و انسان از کار و چشم پوشی اش خوشحال می شود اما گاهی این چشم پوشی از لذت و چیزی که به خاطر دیگری آن را ترک کرده ایم هیچ بازخوردی برایمان پیدا نمی کند؛ یعنی طرف یا اصلا متوجه این گذشت ما به خاطر او نشده و یا متوجه شده اما اصلا به روی خودش نمی آورد و یا حتی انقدر گستاخ است که این کار را هیچ می داند و از ما باز طلبکار است ...

كسی كه برای رضای خدا كار می كند هر گز مغبون و متضرر نمی شود چرا كه برای كسی كار می كند كه سریع الحساب است؛ انَّ اللّهَ سَریعُ الحِساب: خداوند سریع الحساب است. (سوره مؤمن، آیه 17) و ذره ای از عمل خیر هم از چشمش نمی افتد: وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ (سوره زلزال، آیه 8) و یا مثل انسان ها دچار فراموشی نمی شود.

بله آدم ها دنیا این گونه اند؛ اگر بخواهیم آن ها را از خودمان راضی نگه داریم یا خیلی سخت است و یا اصلا نشدنی است و جز درگیری ذهنی و آشفتگی روحی چیزی برایمان ندارد. پس چه کار کنیم؟ این حسی که گاهی آدمی را قلقلک می دهد که باید برای دل کسی کاری بکنیم را چگونه ارضا کنیم؟

پاسخ این صحبت را من از داستان شیخ رجبعلی خیاط گرفته ام ... توجه کنید ...

جناب شیخ رجبعلی خیاط تحول معنوی خود را چنین بازگو نموده است: در ایام جوانی حدود ۲۳ سالگی دختری رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه‌ای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: رجبعلی! خدا می تواند چندین دفعه تو را امتحان کند، بیا یک بار تو خدا را امتحان کن! و از این حرام آماده، به خاطر خدا صرف نظر کن و  در برابر گناه آماده صبر کن، سپس به خداوند عرضه داشتم: خدایا! من این گناه را برای تو ترک کرده و بر آن صبر کردم، تو هم مرا برای خودت تربیت کن.

و این گونه است که در روایتی رسول خدا صلی الله و علیه وآله پاداش صبر بر معصیت را این گونه بیان می کنند: ...صَبْرٌ عَلَى الْمَعْصِیَةِ، ... وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى الْمَعْصیةِ کَتَبَ اللّهُ لَهُ تِسْعَ مِأَةِ دَرَجَة مَا بَینَ الدَّرَجَةِ اِلىَ الدَّرَجَةِ کَمَا بَینَ تُخُومِ الاَرْضِ اِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ; ... صبر بر معصیت  ... و هر کس صبر بر معصیت کند، خداوند نهصد درجه برایش مى نویسد که فاصله هر یک با دیگرى، همانند فاصله منتهاى زمین تا منتهاى عرش خداست». (بحار الانوار، جلد 68، صفحه 77 ؛ اصول کافى، جلد 2، صفحه 91)

و آنگاه رجبعلی دلیرانه، همچون یوسف (علیه السلام) در برابر گناه مقاومت می ‌کند و از آلوده شدن به گناه اجتناب می‌ ورزد و به سرعت از دام خطر می گریزد، این کفّ نفس و پرهیز از گناه، موجب بصیرت و بینایی او می‌گردد، بگونه ای که به گفته برخی دیده برزخی او باز می ‌شود و آن چه را که دیگران نمی ‌دیدند و نمی شنیدند، می ‌بیند و می ‌شنود، به طوری که برخی اسرار برای او کشف می ‌شود.

بله تا می توانیم برای خدا کار کنیم، برای خدا در برابر حرام های آماده صبر کنیم ... اگر در ظاهر داریم برای کسی قدم بر می داریم نیت را خدایی کنیم و بگوییم خدایا من با تو معامله می کنم و می دانم کسی که با تو معامله کند شکست نمی خورد ... کسی که برای خدا کار کند در سختی ها صبر می کند، در رفاه صبر دارد، در انجام گناه و لذت های گناه صبر می کند و این گونه می شود که خداوند در قرآن از آنان این گونه سخن می گوید و پاداش می دهد:

سَلامٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ (سوره رعد، آیه 24)

(فرشتگان در قیامت به آنان مى گویند:) سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان، چه نیکوست عاقبت آن سرا (ى جاویدان).

اُولَئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُواْ وَ یُلَقَّونَ فِیهَا تَحِیَّةً وَ سَلاماً (سوره فرقان،آیه75)

آنها (عباد الرَّحمن) هستند که درجات عالى بهشت، در برابر شکبیایى و صبرشان به آنان پاداش داده مى شود و در آن با تحیّت و سلام رو به رو مى شوند.

«وَ بَشِّرِ الصَّابِرین... أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُون‏‏»

در روایتی رسول خدا صلی الله و علیه وآله پاداش صبر بر معصیت را این گونه بیان می کنند: ...صَبْرٌ عَلَى الْمَعْصِیَةِ، ... وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى الْمَعْصیةِ کَتَبَ اللّهُ لَهُ تِسْعَ مِأَةِ دَرَجَة مَا بَینَ الدَّرَجَةِ اِلىَ الدَّرَجَةِ کَمَا بَینَ تُخُومِ الاَرْضِ اِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ; ... صبر بر معصیت  ... و هر کس صبر بر معصیت کند، خداوند نهصد درجه برایش مى نویسد که فاصله هر یک با دیگرى، همانند فاصله منتهاى زمین تا منتهاى عرش خداست». (بحار الانوار، جلد 68، صفحه 77 ؛ اصول کافى، جلد 2، صفحه 91) 

كار برای خدا و برای خدا كار كردن با هم متفاوت هستند

کارتان را برای خدا نکنید، برای خدا کار کنید. تفاوتش فقط همین قدر است که ممکن است حسین در کربلا باشد و من و تو در حال کسب علم برای رضای خدا…! (شهید آوینی) یا ممکن است که ایام محرم و فاطمیه باشد و همه در تکیه گاه ها و هیئت ها برای اهل بیت به نیت رضای خدا کار م یکنند و اشک می ریزند و من در خانه به پدر و مادر ناتوان خدمت کنم ...

برای خدا کار کردن ضرری ندارد

كسی كه برای رضای خدا كار می كند هر گز مغبون و متضرر نمی شود چرا كه برای كسی كار می كند كه سریع الحساب است؛ انَّ اللّهَ سَریعُ الحِساب: خداوند سریع الحساب است. (سوره مؤمن، آیه 17) و ذره ای از عمل خیر هم از چشمش نمی افتد: وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ (سوره زلزال، آیه 8) و یا مثل انسان ها دچار فراموشی نمی شود.


منابع:
رضوان الهی؛ پایگاه اطلاع رسانی آثار آیت الله مصباح یزدی، سال 91-92
شیخ رجبعلی خیاط چگونه خدا را امتحان کرد؛ افکار نیوز،1394/06/25

 


- نظرات (0)