سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



آیا نسخ با حکمت خداوند منافات ندارد؟

حکمت


با توجه به قانون تکامل انسان و جامعه ـ به ویژه هنگام شروع انقلاب هاى اجتماعى و عقیدتى ـ گاه برنامه اى مفید و سازنده و گاه ناکارآمد است; بنابراین، لزوم دگرگونى برنامه ها در مقطع هاى مختلف زمانى، روشن به نظر مى رسد.


نسخ، عبارت است از: «صرف نظر کردن از یک حکم شرعى پیشین که به حسب ظاهر اقتضاى دوام دارد، به دلیل یک حکم شرعى پسین به شرطى که از لحاظ معنایى میان این دو حکم، تنافر، ناسازگارى بیّن و آشکار وجود داشته باشد یا بر نسخ آن اجماع یا نص معتبرى، یافت شود.»

لزوم نسخ:

نیازهاى انسان، گاه با تغییر زمان و شرایط محیط دگرگون مى شود و گاه ثابت و برقرار است. با توجه به قانون تکامل انسان و جامعه ـ به ویژه هنگام شروع انقلاب هاى اجتماعى و عقیدتى ـ گاه برنامه اى مفید و سازنده و گاه ناکارآمد است; بنابراین، لزوم دگرگونى برنامه ها در مقطع هاى مختلف زمانى، روشن به نظر مى رسد.

نسخ، هیچ گونه منافاتى با حکمت خداوند ندارد; زیرا:

1. احکام، تابع مصلحت ها و مفسده ها است. همان طور که ممکن است ساعت معین، روز معین و هفته معین، در مصلحت فعل تأثیر داشته باشد، سال و سال ها نیز ممکن است در مصلحت فعل مۆثر باشد; مثل این که مصلحت براى مسلمانان در یک زمان (به علت ضعف نیرو) عفو و گذشت از منافقان و کفار است و در زمان دیگر، مصلحت (به علت داشتن تجهیزات و نیرو) جهاد با آنان مى باشد.

2. درست است که ظاهر حکم وضع شده به وسیله شارع، دوام و استمرار است، ولى در واقع، خود شارع، محدودیت زمانى آن حکم را مى داند و به دلیل مصالحى مثل آماده کردن مردم براى اطاعت و انقیاد و تسهیل و تخفیف در عبادات، زمان پایان یافتن حکم را براى مردم ابلاغ نکرده است; بنابراین، نسخ منافاتى با علم و حکمت خداى متعال ندارد; علاوه بر این که دقت در آیات منسوخ، وجود قراینى را ثابت مى کند که حاکى از موقتى بودن حکم است.

3. در وضع احکام به وسیله آیات قرآن، هدف هاى مختلفى دنبال مى شود که یکى از آنها تشریع حکم است که با نسخ، حکم از بین مى رود; ولى هدف هاى دیگر، مثل اعجاز آیات، تلاوت آیات و در برخى موارد چون سند تاریخى است ـ در موردى که شأن نزول خاصى داشته باشد ـ به حال خود باقى مى ماند.

در وضع احکام به وسیله آیات قرآن، هدف هاى مختلفى دنبال مى شود که یکى از آنها تشریع حکم است که با نسخ، حکم از بین مى رود; ولى هدف هاى دیگر، مثل اعجاز آیات، تلاوت آیات و در برخى موارد چون سند تاریخى است ـ در موردى که شأن نزول خاصى داشته باشد ـ به حال خود باقى مى ماند

تعداد آیات منسوخ

از جمله مسائل دیگری که مورد نسخ مورد توجه قرار گرفته است، سایر تعداد آیات منسوخ است در گذشته عالمانی بوده‌اند که ده‌ها آیه قرآن را منسوخ می‌دانسته‌اند و کار این مبالغه تا به جایی رسید که برخی آیه سیف فاقتلوا المشرکین توبه آیه 5 را رئیس‌الناسخین لقب داده‌اند زیرا به اعتقاد آنها این آیه تنهایی بیش از 130 آیه را در 52 سوره قرآن نسخ کرده  است.

پس به تدریج با ضابطه‌مند کردن اصطلاح نسخ دایره نواسخ در قرآن محدود گردیده است و نظر محققان متاخر خط بطلان بر نظریه طرفداران فراوانی نسخ در قرآن کشیده شده است پیشینیان حدود 500 آیه را از قرآن منسوخ می‌دانسته‌اند.

سیوطی در اتقان ضمن رد عقیده طرفداران کثرت آیات منسوخه در قرآن در یک بررسی درباره آیات نسخ از ابتدا تا انتهای قرآن موارد معدودی را ذکر کرده که عبارت‌اند از سوره بقره شش آیه آل عمران یک آیه نساء دو آیه احزاب یک آیه ممتحنه یک آیه مزمل یک آیه، بنابراین آیات منسوخ در نزد سیوطی 21 آیه بوده است.

آیه‌الله معرفت قائل به نسخ 8 آیه از آیات قرآنی بوده.[ جلال‌الدین سیوطی، الاتفاق فی علوم القرآن، ج 2، ص 708-712]

علامه طباطبایی قائل به نسخ 5 آیه از آیات قرآن بود.

آیه‌الله خویی تنها یک مورد از آیات قرآن را مصداق نسخ می‌داند و آن هم آیه نجوا است/ یا ایها الذین آمنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقه اشفقتم ان تقدموا بین یدی نجواکم صدقات فإذا تفعلوا و ناب‌الله علیکم فاقیموا الصلاه وأتوا الزکاه و اطیعوا الله و رسوله والله خیر بما تعملون.

آیه نجوا در مورد وجوب یک درهم صدقه برای هر ملاقات خصوصی آن هم برای مشمولین طبقه مرفه بود که یاران پیامبر به فاطر بخل و حرص به مال از پرداختن صدقه شانه خالی کرده و از ملاقات خصوصی صدقه نظر کرده‌اند به اجماع همه مفسران به مضمون این آیه جزء شخص علی (علیه السلام) احدی عمل نکرد و پس از آزمایش مسلمانان، آیه توسط آیه بعدی نسخ شده است.[ مولایی‌نیا، عزت‌الله، نسخ در قرآن، ص 420، تهران نشر رایزن، 1378]


- نظرات (0)

عروس شیطان

شراب

اسلام مدعی است که طبق نص صریح قرآن كریم - كه البته علوم و تحقیقات پژوهشگران نیز آن را ثابت می كند- شراب منافعی دارد اما مضراتش بیشتر است و حرام است به دلیل اینكه خداوند از آن نهی فرموده ...

با طلوع خورشید اسلام بر جوامع بشری بسیاری از عادات و روش های زشت و نادرست از عرصه جوامع اسلامی برداشته شد. توصیه های قرآن و سنت سرشار از این تحریم ها و تأكیدهاست كه عمل به آن علاوه بر بهره مندی از اجر معنوی، سامان دهنده مسایل جسمی و روحی بشر نیز می باشد.
یكی از این عادات ناپسند كه از دیر باز و قبل از حضور اسلام در شبه جزیره عربستان رایج بود شرابخواری و مصرف الكل است.
هر چند جوامع به اصطلاح متمدن، امروز نیز در این بلای جسم و جان سوز غوطه ور هستند و هر ساله آمارهای تكان دهنده ای از آثار تخریبی آن در میان جوامع به گوش می رسد، لیكن اسلام با توصیه های اعجازگونه خود در زمانی كه حتی شراب را با نفع و فایده می دیدند پیروان خویش را از آن نهی كرد و فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ ...؛ ای اهل ایمان در حال مستی به نماز نزدیك نشوید تا بدانید چه می گویید.»(نساء/43)

"در روایتی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرمایند:« کسی که شب را به پایان برد ، در حالی که مست شراب باشد ، صبح را به صبح رسانیده در حالی که عروس شیطان بوده است »

و در آیه ای دیگر، شراب را پلید و از عمل شیطان دانسته و می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای اهل ایمان، شراب و قمار و بت پرستی و تیرهای گروبندی، پلید و از عمل شیطان اند پس، از آن ها دوری كنید تا رستگار شوید.» (مائده/ 90)
همگام با این آیات، روایات معصومین نیز بر شدت زشتی آن اشاره داشته و آن را «ام الخباثت» (مستدرك الوسایل، ج1، ص .139 ) (ریشه و مادر زشتی ها) دانسته و دائم الخمر را هم ردیف بت پرست (بحارالانوار، ج 65، ص .164 ) معرفی می كنند.
در روایتی دیگر نوشنده و نوشاننده، خریدار و فروشنده و خلاصه تمامی كسانی كه در بساط این منكر شریك اند را لعنت می نماید.»(نهج الفصاحه، ص 627، حدیث 2229)
"در روایتی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرمایند:: مَنْ بَاتَ سَکْرَانَ بَاتَ عَرُوساً لِلشَّیَاطِین ![ جامع الأخبار(للشعیری) ؛ ؛ ص149] « کسی که شب را به پایان برد ، در حالی که مست شراب باشد ، صبح را به صبح رسانیده در حالی که عروس شیطان بوده است »
پس با این وجود  باید بنوسیم:«هر کس شراب خوار است عروس شیطان است!!»" (به نقل از حجت الاسلام علوی زاده)

گوشه ای از زیان های شراب

ملاك در حرمت خمر آثار و مفاسدی در آن نهفته است، كه یكی از آن ها می تواند زائل شدن عقل باشد ولی از دیگر آثار و مفاسد آن و این كه میزان آن چقدر است، اطلاع كافی نداریم. مثلاً نمی دانیم آیا حرمت شراب فقط به خاطر مست كنندگی و زوال عقل است، یا علت های دیگر هم دارد ...
اوّلاً ممكن است ده ها دلیل برای حرمت شراب وجود داشته باشد(حتی یک قطره اش ) كه هنوز به آن ها نرسیده ایم.
ثانیاً یك شیء حرام ولو این كه یك ذره اش آن خاصیت را نداشته باشد، ولی باید آن را به طور كامل حرام كرد كه مردم اصلاً به سوی آن نروند: مانند قرار گرفتن در لبه پرتگاه که هر عاقلی از آن نهی می کند ... که البته در باب نفع مقدار کم که كسانی كه گمان می كنند مصرف كم مشروبات الكلی واقعا هیچ ضرری ندارد و با مخلوط نمودن آب با آن - می توان مستی آنرا كم كرد (مانند عمر بن خطاب كه به دیگران -یعنی اطرافیانش-گفت : اگر مایل به این شراب شدید ، مستی آن را با آب از بین ببرید!!!(المبسوط ، سرخسی، ج 24 ، ص 11 ) كاملا در اشتباه هستند زیرا به گفته بوعلی سینا :"شراب آمیخته با آب، معده را سست و تر می گرداند و زودتر مستی می آورد، زیرا آبی که در آن است، آن را زودتر به مقصد می رساند."( شیخ الرئیس ابن سینا ،قانون در طب ،کتاب اول، نقل از ابن القفطی ،تاریخ الحکما)

تازه خیلی از چیزها است كه انسان خیال می كند آن اثر را در او ندارد، ولی در واقع همان اثر را می گذارد، ولی خودش متوجه نمی شود. شاید اندك اندك اثر نامطلوب خود را بگذارد ... مثلا كسی كه عقلش ضایع شود، از كجا می تواند بفهمد؟! اگر از او سؤال كنیم كه آیا سالم هستی، می گوید: بله!
نپختگی است كه وقتی انسان فلسفه ای را دربارة احكام پیدا كرد، بگوید هر چه هست، همین است، مثلاً دربارة مشروبات الكلی كسی بگوید: علت اینكه مشروب حرام است، این است كه برای كبد و قلب مضرّ است، ولی تجربیات نشان داده است كه اگر كسی به مقدار كم مصرف كند، نه فقط مضرّ نیست، بلكه نافع است؛ پس شراب كمش حلال و زیادش حرام است. این اشتباه است.

در تحقیقی كه توسط دكتر «لورمی» به عمل آمده است مشخص گردیده كه 51بیمار از 58بیمار مبتلا به سرطان لوزه، زبان و حنجره از معتادان به الكل بوده اند.( طب در قرآن، دكتر عبدالحمید دیاب، دكتر احمد قرقوز، ترجمه علی چراغی، ص41-.158) .

در بیانی حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید : شخصی به امام صادق (علیه السلام) گفت مبتلا به مرضی هستم که هر وقت شدت می کند قدری شراب می نوشم دردم ساکن می شود؟ پس حضرت فرمودند:این کار را نکن و شراب نیاشام زیرا در حرام خدا شفا نیست پس جز این نیست که این مرض و درد تو القائی از ناحیه شیطان است و می خواهد تو را به حرام بیندازد پس اگر شیطان از شراب خوردنت نا امید شود دردت بر طرف می شود

شراب همچنین تأثیر عمیقی بر فرزندانی می گذارد كه والدین آن ها معتاد بوده اند.یكی از پزشكان آلمان ثابت كرده كه تأثیر الكل تا سه نسل به طور حتمی باقی است به شرط این كه این سه نسل الكلی نباشد.( اسلام پزشك بی دارو، ص44، نقل از علوم جنایی، ص863، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص.346)
چنانچه در این باره وجود مبارک امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : هرکس دختر خود را به شراب خوار تزویج کند ( به ازدواج در آورد ) قطع رحم نموده است. ( باب 29 وسائل جلد سوم )

مفضل می گوید : به امام صادق (علیه السلام) گفتم : چرا شراب حرام شده است ؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود : خداوند شراب را بواسطه اثرات و تباهی آن حرام کرده است (از نظر دین کسی که شراب خورده از خدا دور میشود و در گناه کردن بی باک میشود و از نظر علم پزشکی هم شراب ضررهای بسیاری  برای بدن انسان دارد ) زیرا شراب موجب لغزش میشود و نور انسانیت انسان را میبرد و جوانمردی را در انسان ویران میکند و انسان را به مرتکب شدن گناهان و خونریزی و زنا وادار می کند و هنگامی که انسان مست شد در امان نیست که نا آگاهانه به محارم خود تجاوز کند و جز بدبختی چیزی گیر صاحبش نمی آید.  (بحارالانوار جلد 79 صفحه 133)
در بیانی حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید : شخصی به امام صادق (علیه السلام) گفت مبتلا به مرضی هستم که هر وقت شدت می کند قدری شراب می نوشم دردم ساکن می شود؟ پس حضرت فرمودند:این کار را نکن و شراب نیاشام زیرا در حرام خدا شفا نیست پس جز این نیست که این مرض و درد تو القائی از ناحیه شیطان است و می خواهد تو را به حرام بیندازد پس اگر شیطان از شراب خوردنت نا امید شود دردت بر طرف می شود. (وسائل الشیعه جلد 17 صفحه 300)

آثار شوم شراب و الکل های دیگر از راه ناف به طفل سرایت نموده و حتی اطفال شیر خوار را از راه شیر مادر صدمه فراوان می زند و عوارضات گوناگونی را از قبیل اختلالات هضمی و عصبی و تشنجات مختلفه را باعث می گردد و به همین دلیل علم پزشکی نوشیدن شراب و امثاله را برای مادران شیرده ممنوع کرده و طبق آخرین اطلاعات پزشکی ثابت شده که فرزندان شرابخواران و الکلیها کم حافظه هستند که این تحقیق با روایت امام صادق علیه السلام در این رابطه کامل می شود. (ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 227).

شما می گویید شراب حرام است چون ضرر دارد؟!!

اسلام مدعی است که طبق نص صریح قرآن كریم - كه البته علوم و تحقیقات پژوهشگران نیز آن را ثابت می كند- شراب منافعی دارد اما مضراتش بیشتر است و حرام است به دلیل اینكه خداوند از آن نهی فرموده : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (مائده/90)-اى كسانى كه ایمان آورده اید شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید باشد كه رستگار شوید.
کلام را با سخنی پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به پایان می بریم: پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) می فرمایند: کسی که شراب دنیا را برای غیرخدا نیز ترک گوید خداوند او را از این شراب طهور می نوشاند علی (علیه السلام) می گوید: عرض کردم برای غیرخدا؟ فرمود: آری کسی که برای حفظ جان خود نیز از شراب دنیا چشم بپوشد خدا او را از رحیق مختوم سیراب می کند[ تفسیر نمونه جلد 26 صفحه 281]
با این اوصاف و ویژگی ها و شرایطی که هم در منابع دینی و هم در اکتشافات بشری برای این نوشیدنی ذکر شده، به واقع حرفی دیگر برای استفاده از این ماده باقی می ماند؟
به امید آنکه کمی در رفتارهایمان آگاهانه تر رفتار کنیم تا سعادت دو دنیا را شامل حال خود نماییم.


- نظرات (0)

ماو خدا

چگونه می‌توانیم توجه خدا را به خودمان جلب کنیم؟


إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللَّـهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِ‌یبٍ فَأُولَـٰئِکَ یَتُوبُ اللَّـهُ عَلَیْهِمْ ۗ وَکَانَ اللَّـهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿۱۷﴾
توبه، نزد خداوند، تنها برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب گناه می‌شوند، سپس به زودی توبه می‌کنند؛ اینانند که خدا توبه‌شان را می‌پذیرد، و خداوند دانای حکیم است.
سوره مبارکه نساء – آیه17


آیا خدا به دعای ما توجهی می‌کند؟
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِ‌یبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْ‌شُدُونَ ﴿۱۸۶﴾
و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزدیکم، و دعای دعاکننده را -به هنگامی که مرا بخواند- اجابت می‌کنم، پس [آنان‌] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند
سوره مبارکه بقره – آیه۱۸۶



چگونه می‌توانیم توجه خدا را به خودمان جلب کنیم؟
فَاذْکُرُ‌ونِی أَذْکُرْ‌کُمْ وَاشْکُرُ‌وا لِی وَلَا تَکْفُرُ‌ونِ ﴿۱۵۲﴾
پس مرا یاد کنید، [تا] شما را یاد کنم؛ و شکرانه‌ام را به جای آرید؛ و با من ناسپاسی نکنید.
سوره مبارکه بقره – آیه۱۵۲



آنقدر توبه شکسته‌ام که فکر می‌کنم مورد غضب خدا واقع شده‌ام و از من بیزار است و دیگر عبا دتهای من بی‌فایده‌اند چه کنم؟ آیا می‌توانم باز به رحمت خدا امیدوار باشم؟
قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَ‌فُوا عَلَیٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّ‌حْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ یَغْفِرُ‌ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِیمُ ﴿۵۳﴾
بگو: «ای بندگان من -که بر خویشتن زیاده‌روی روا داشته‌اید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را می‌آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.
سوره مبارکه زمر – آیه۵۳



چگونه می‌توان از کمترین فاصله با خدا نجوی کرد؟

سجده رمز کم کردن فاصله با خداست
(علق آیه 19)


- نظرات (0)

قرآن در قیامت از چه کسانی شکایت می کند؟

قران

گاهی آنقدر این قرائت ها و استفاده هایمان از این کتاب الهی به مراسم عزاداری و ختم خلاصه شده که خیلی از جوان های امروزی تا وارد یک سایت یا وبلاگ و یا مغازه ای می شوند که صدای قرآن از آنها شنیده می شود و یا صدای هنزفری و یا آهنگ موبایل کسی طنین آیات قرآن می شود همه متعجبانه نگاه می کنند و اولین چیزی که به ذهنشان می آید مراسم عزاداری و خدایی ناکرده تهجد و عقب ماندگی است که این را می توان از نگاه هایشان کاملا متوجه شد ...
آیا این همان قرآنی نیست که بارها دشمنان اسلام تلاش کردند نقطه ضعفی از آن بگیرند اما نه تنها موفق نشدند بلکه بر رسوایی خود افزودند؟
این همان قرآنی نیست که هنوز کسی را یارای هماوردی با آن نیست؟ که البته امروز خیلی ها سعی می کنند که نورش را خاموش کنند و آن را تحریف شده بخوانند اما نخواهند نتوانست چرا که این وعده ی خود خداوند است .....

گله و شکایتی از مردم مسلمان

نسل قدیم قرآن را متروک و مهجور کرده ،آن وقت از نسل جدید گله دارد که چرا با قرآن آشنا نیست

در یکی از آیات قرآن کریم، بوی گله و شكایت از مسلمانان وجود دارد، افرادی كه برای رسیدن به موفقیت،حاضرند تمام راه ها و روش ها را تجربه كنند اما هیچ وقت به خود اجازه آشنایی با كامل ترین نسخه خوشبختی و موفقیت را نمی دهند و به همین جهت رسول خدا صلی الله علیه و آله در قرآن لب به شكایت باز می كند و می فرماید:
«وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا[فرقان:۳۰]و پیامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من این قرآن را رها كردند»
به واقع مصادیق این مهجوریت و رها کردن قرآن کریم چیست؟
1-استفاده از قرآن تنها برای تبرك و امنیت خانه و كاشانه و هنگام مسافرت
۲-هزینه های كلان برای خرید قرآن های زینتی مخصوصا برای زوج های جوان و سال ها خاك خوردن آن
۳-تنها به فكر ختم قرآن بودن و عدم توجه به معانی و مفاهیم و توصیه های قرآن مجید
و بدتر از همه این ها آن که متأسفانه در بسیاری از جوامع مسلمان قرآن در زندگی آنان غایب و مهجور است. تا آنجا که حتی بسیاری، تلاوت و قرائت آن را هم به درستی نمی دانند ،تا چه رسد به مراحل بالاتر آن اعم از ترجمه ،تفسیر ،تدبر و عمل به آن!
شهید مطهری درباره مهجوریت قرآن چنین می گوید:
ما امروز از این نسل گله داریم که چرا با قرآن آشنا نیست؟ چرا در مدرسه ها قرآن یاد نمی گیرند. حتی به دانشگاه هم که می روند از خواندن قرآن عاجزند؟
البته جای تأسف است که این طور است. باید از خودمان بپرسیم ما تاکنون چه اقدامی در این راه کرده ایم؟ آیا با همین فقه و شرعیات و قرآن که در مدارس است توقع داریم نسل جوان با قرآن آشنایی کامل داشته باشد؟ !عجبا! که خود نسل قدیم قرآن را متروک و مهجور کرده، آن وقت از نسل جدید گله دارد که چرا با قرآن آشنا نیست.
قرآن در میان خود ما مهجور است و توقع داریم نسل جدید با قرآن آشنا باشد. اگر کسی علمش علم قرآن باشد. یعنی در قرآن زیاد تدبر کرده باشد، تفسیر قرآن را کاملاً بداند، این آدم چقدر در میان ما احترام دارد؟ هیچ!
پس قرآن در میان خود ما مهجور است و درنتیجه همین اعراض از قرآن است که به این بدبختی و نکبت گرفتار شده ایم.

ما کاری کرده ایم که مشمول نفرین پیغمبر صلی الله علیه و اله و قرآن شده ایم. رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره قرآن فرمود:«انه شافع مشفع و ما حل مصدق؛( کافی،ج2،ص599) یعنی قرآن در نزد خدا و در پیشگاه حقیقت وساطت می کند و پذیرفته می شود و نسبت به بعضی که به او جفا کرده اند سعایت می کند و مورد قبول واقع می شود.» ( استاد مطهری ،کتاب ده گفتار)
در یک کلام باید گفت که  نخواندن قرآن، ترجیح غیر قرآن بر قرآن، تدبر و اندیشه نکردن در قرآن و از همه مهم تر عمل نکردن به مفاهیم و مضامین آیات را از مصادیق مهجوریت قرآن به حساب آورد.
هر کدام از ما نیز در این مهجوریت زدایی از کتاب آسمانیمان سهم ارزشمندی خواهیم داشت ... چرا که عمل به هر یک از آیات قرآن کریم خود راهی برای مهجوریت زدایی از قرآن کریم می باشد.

شكایت قرآن از مردم در روز قیامت

در كتاب «وسائل الشّیعة » از حضرت رسول اكرم صلّی الله علیه وآله وسلّم روایت شده است كه : قَالَ: یَجیءُ یَوْمَ الْقِیَمَةِ ثَلَاثَةُ یَشْكُونَ: الْمُصْحَفُ وَالْمَسْجدُ وَالعِتْرَةُ.
یَقُولُ الْمُصْحَفُ: یَا رَبِّ حَرَّقُونِی وَ مَزَّقُونِی ، وَ یَقُولُ الْمَسْجِدُ: یَا رَبِّ عَطُّلُونِی وَ ضَیَّعُونِی . وَ تَقُولُ الْعِتْرَةُ یَا رَبِّ قَتُلوُنَا وَ طَرَدُونَا وَ شَرَّدُونَا؛ فَأَجْثُو لِلرُّكْبَتَینِ فِی الْخُصُومَةِ، فَیَقُولُ اللَهَ عَزَّوَجَلَّ لِی : أَنَا أَوْلَی بِذَلِكَ مِنْكَ. [«وسائل الشّیعة » طبع امیر بهادر؛ ج 1 ص 304]
«در روز قیامت سه گروه شكایت به پیشگاه خداوند متعال می آورند: قرآن و مسجد و عترت .

نخواندن قرآن، ترجیح غیر قرآن بر قرآن، تدبر و اندیشه نکردن در قرآن و از همه مهم تر عمل نکردن به مفاهیم و مضامین آیات را  به حساب آورد

قرآن میگوید: ای پروردگار من ! مرا سوزانیدند و پاره پاره كردند. و مسجد میگوید: ای پروردگار من مرا معطّل و بدون عمل گذاردند و حقّ مرا ضایع كردند. و عترت میگوید: بار پروردگارا ما را كشتند و دور كردند و متفرّق نموده و فراری دادند؛ و در مقابل پروردگار در دعوای خصومت و دادخواهی به دو زانوی خود می نشینم ، پس خداوند عزّو جلّ به من میگوید: من خودم اولویّت دارم از شما دربار ٌ خصومت و دادخواهی نسبت به آنان .»

قرآن از چه مواردی در قیامت شکایت می کند؟

شاید شكایت قرآن به این مضمون باشد: خدایا! با این كه دستور تلاوت قرآن آمده، (سوره مزّمل، 20) ولى بسیارى از مسلمانان حتى نتوانستند از رو مرا بخوانند.
خدایا! بعضى كه مرا مى خواندند، حقِ ّ تلاوتم را ادا نمى كردند، یعنى بدون طهارت و وضو و تدبّر به سراغم مى آمدند و یا در تلاوتم عجله مى كردند.
خدایا! بعضى آیات مرا مى خواندند و مى فهمیدند، ولى عمل نمى كردند. 
خدایا! بعضى كه عمل مى كردند، به دیگران نمى رساندند.
خدایا! بعضى در عمل به قرآن حتى از مخالفان قرآن هم عقب تر ماندند. چنانكه حضرت على (علیه َالسلام) در وصیت خود مى فرماید: مبادا دیگران در عمل به قرآن و استفاده از رهنمودهاى آن از شما مسلمانان جلو باشند.
خدایا! بعضى تنها به آیات عبادى و فردى عمل مى كردند و نسبت به هجرت و جهاد و ایثار و سیاست كه در متن آیاتم بود، بى اعتنا بودند و به بعضى آیات ایمان مى آوردند و نسبت به بعضى آیات بى تفاوت بودند.
خدایا! بعضى به جاى آن كه مرا قانون بدانند، وسیله نان دانسته و مال التّجاره خود قرار دادند، از خواندن و چاپ كردنم سرمایه اندوزى ها كردند.
خدایا! بعضى كه در فكر و روح خود انحرافى داشتند، آیات متشابه را (كه چند نوع مى توان معنا كرد) دستاویز اهداف خود قرار دادند. (آل عمران، 7)
خدایا! بعضى به جاى این كه در تفسیرم از مفسّران واقعى و پیامبر اكرم ( صلى الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم َالسلام) استمداد نمایند، از سلیقه هاى شخصى خود در تفسیر آیات كمك مى گرفتند.
خدایا! بعضى مرا وارونه معنا كردند و بعضى خوب مرا شناختند، ولى حقائق مرا نادیده گرفته و كتمان نمودند.( بقره، 174)
خدایا! به جاى این كه مرا براى دل هاى زنده بخوانند، (یوسف، 2) بر مردگان خواندند.
خدایا! به جاى آن كه مرا جزو اصیل ترین موادّ درسى قرار دهند، مرا از میان برنامه هاى درسى و نسل تحصیل كرده جدا كردند.
خدایا! بعضى تنها به هنگام تفأّل، استخاره و سوگند به سراغم مى آمدند.
گرچه در حدیث شكایت قرآن تنها درباره تحریف و قطعه قطعه كردن آمده است. (وسائل الشیعه، ج 3، ص 484) لیكن آنچه را ما از زبان حال قرآن نقل كردیم یك واقعیّتى است كه از طرف هواداران قرآن بر سر قرآن آمده است.

قرآن از مخالفان خود شكایت مى كند

خدایا! مرا ساخته فكر بشر دانستند. (نحل، 103)
خدایا! مرا افسانه هاى پیشینیان دانستند. (انعام، 25)
خدایا! شنیدن تلاوت مرا ممنوع كردند. (فصّلت، 26)
خدایا! به آورنده من تهمت سحر و جنون و كِهانت و كذب زدند. (طارق، 13)
خدایا! مرا مى شنیدند، ولى لجاجت كرده و ایمان نمى آوردند. (سبأ، 31)
به امید آنکه با تجدید نظری بر رفتارها و عملکردهای روزانه مان، در مسیر مهجوریت زدایی از این کتاب آسمانی ثابت قدم باشیم.


منابع:
کتاب معاد شناسی جلد 7
کتاب انس با قرآن


- نظرات (0)

مومنی میان خانواده کفر

مومن آل فرعون

پیامبر نبود، نبی نبود، از اوصیاء و اولیاء هم نبود. اما به جز انبیاء الهی ردپای کسی به قدر او روی آیه‌ها نمانده است. آنقدر که سوره‌ای را به افتخارش نام‌گذاری کنند.

پیامبر نبود، نبی هم نبود، از اوصیاء و اولیاء ‌هم نبود. اما مظهر استجابت دعای رسول خدا بود، آنجا که به فرعون گفته بود: ‌انّی عذتُ‌ بربّی و ربّکم. آنجا که به خدا پناه برده بود از شرّ فرعون. خدا، استعاذه موسی را با او مستجاب کرده بود؛ و قال رجلٌ مؤمنٌ‌ من آل فرعونَ یَکتُم ایمانَه ...

پیامبر و نبی که نبود هیچ، از اولیاء و اوصیاء هم که نبود هیچ، وسطِ خانواده کفر و انحراف بزرگ شده بود و نفس می‌کشید. توی همان خانواده‌ای که فرعون بزرگ شده بود؛ رجلٌ‌ مؤمن من آل فرعون. آنقدر که توی آن شرایط خفقان خانواده‌اش، ایمانش را مخفی کرده بود؛ یکتم ایمانه. تا راه را برای بهانه ما ببندد؛ جامعه و خانواده و محیط و ... نمی‌دانم همین بهانه‌ها که ردیف می‌کنیم برای شانه خالی کردن‌هایمان.

پیامبر نبود، اما سپر جان پیامبرش شده بود. آن‌ هم با قدرت منطق و استدلال. با خوب حرف زدن. اتقتلون رجلا ان یقول ربّی الله و قد جاءکم بالبیّنات من ربّکم؟ پیامبر نبود. اما وجدان های خوابیده قومش را با سؤال بیدار کرده بود. با خوب تبیین کردن؛ فمن ینصرنا من بأس الله ان جاءنا... انّی اخافُ‌ علیکم... ما لکم من الله من عاصم... انّما هذه الحیوة الدّنیا متاع... من عمِل سیّئه فلا یُجزی الّا مثلها... یا قوم اتّبعون اهدکم سبیل الرّشاد...

سلسله پیامبری و نبوّت ختم شده. هزار و چهارصد و چند سالی می‌شود. اما کاش سلسله حبیب‌ها و آسیه‌ها و مؤمن‌های آل‌فرعون‌ تمام‌ نشود. سلسله کسانی که تمام قد مقابل مظاهر انحراف و کفر و شرک و جهل و نفاق جامعه‌شان، قد عَلَم کنند

پیامبر نبود، اما حجت خدا بود برای قومش. آنقدر که وقتی نشنیدند حرف‌هاش را، عذاب خدا نازل شد برای آل فرعون. فوقیه الله سیّئات ما مَکِروا و حاق بآلِ فرعونَ سوء العذاب.

سلسله پیامبری و نبوّت ختم شده. هزار و چهارصد و چند سالی می‌شود. اما کاش سلسله حبیب‌ها و آسیه‌ها و مؤمن‌های آل‌فرعون‌ تمام‌ نشود. سلسله کسانی که تمام قد مقابل مظاهر انحراف و کفر و شرک و جهل و نفاق جامعه‌شان، قد عَلَم کنند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

وَ قَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن یَقُولَ رَبِّیَ اللهُ وَ قَدْ جَاءکُم بِالْبَیِّنَاتِ مِن رَّبِّکُمْ وَ إِن یَکُ کَاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِن یَکُ صَادِقاً یُصِبْکُم بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ إِنَّ اللهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ... .

پی‌نوشت:

تیپ شخصیت مبارزاتی مؤمن آل فرعون به نظرم خیلی شبیه است به حبیب نجّار. شنیده باشید شاید. توی روایات هم هست. که شباهت می‌دهند حضرت ابوطالب(ع) را به مؤمن آل فرعون. به جهت مبارزه توآم با تقیه و  کتمان ایمان علیرغم اعتقاد قوی.


- نظرات (0)