سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

وقتمان را صرف تلاوت قرآن کنیم یا تدبر آن؟!

تدبر

از آن جا كه قرآن كریم، كلام آفریننده انسان هاست با دیگر سخن ها تفاوت اساسى داشته و داراى آثار ویژه اى است كه در هیچ كلام دیگرى یافت نمى شود.

خواندن قرآن و شنیدن آن حتى براى كسانى كه با زبان عربى آشنایى نداشته و معناى آیات الهى را نمى فهمند به عنوان عملى نیک در پرونده اعمالشان ثبت شده، آمرزش گناهان، نورانیت دل و ثواب اخروى را در پى دارد.

افزون بر این، مطابق روایت امام صادق (علیه السلام) حتى نگاه كردن در قرآن نیز عبادت بوده و وجود داشتن یك جلد از قرآن در خانه، موجب طرد شیاطین از آن خانه مى شود. [1]

در حدیث مشهورى پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) فرموده اند: خانه هاى خود را با تلاوت قرآن نورانى كنید؛ زیرا هر خانه اى كه در آن قرآن، بسیار تلاوت شود خیر آن خانه زیاد شده و اهل آن گشایش مى یابند و آن خانه براى اهل آسمان نور افشانى مى كند چنان كه ستارگان آسمان براى اهل دنیا نور افشانى مى كنند. [2]

با توجه به آثار مثبت یاد شده است كه در آیات متعددى، سخن از تلاوت قرآن به میان آمده است مانند: «إِنَّ الَّذینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً یَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ»[3] اما باید دانست كه گرچه قرآن كریم به دلیل آن كه مبارك [4] است، براى هر یک از اقشار جامعه بهره مناسبى داشته و حتى تلاوت آن نیز روح افزا و دلكش است ولى حدیث تدبر در قرآن حدیث دیگرى بوده و قلّه رفیع آثار دنیوى و اخروى آن بسى مرتفع تر از آثار تلاوت بدون تدبر است.

سرّ مطلب آن است كه غرض اصلى از نزول قرآن، هدایت انسان ها به سوى كمال و سعادت واقعى آنان است و این غرض تنها با عمل كردن به دستورات قرآن محقق مى گردد و عمل به قرآن میسر نیست مگر پس از فهمیدن آن چه قرآن در صدد بیان آن است و تنها راه رسیدن به این درجه از فهم، تدبر و تفكر در آیات الهى است.

در حقیقت تلاوت قرآن نیز مقدمه اى براى تدبر در آیات آن است. بى سبب نیست كه قرآن كریم، خود نه تنها در بیش از سیصد آیه به تفكر و تذكر و تعقل دعوت كرده، [5] بلكه هدف از فرو فرستادن قرآن را تفكر،[6] تعقل [7] و تدبر در آیات الهى دانسته است. «کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ». [8] 

ثواب تلاوت قرآن همراه با تدبر، مسلما برابر با تلاوت بدون تدبر نیست، اكتفا كردن به تلاوت تنها، ما را از معارف عمیق و غذاهای روحانی این مائده آسمانی محروم می كند. چنان كه امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «لا خیر فی عادة لیس فیها تفكّر»

دقت به  چند نکته:

1. بدون شک بر اساس روایات و سیره عملی پیامبر و امامان ـ علیهم السلام ـ تلاوت قرآن به خودی خود امری پسندیده و دارای آثار تربیتی، معنوی و مادی در جسم، جان، و زندگی یک مومن است.

در روایات آمده است كه هر چیزی زنگار می گیرد و نیازمند صیقل است، دل آدمی هم در هنگام زنگ زدگی با تلاوت قرآن جلا می یابد.

از طرف دیگر تلاوت قرآن، مقدمه انس با قرآن و انس با قرآن، مقدمه آشنایی و فهم معارف آن و فهم معارف و ارزش های قرآن، مقدمه عمل به آن و رسیدن به یك زندگی قرآنی است. از این رو نمی توان به بهانه تلاوت قرآن، از تدبر و تعمق در معارف آن چشم پوشید و یا به بهانه آشنایی با معارف آن از تلاوت آیات، غفلت كرد.

در حدیثی آمده است كه امام سجاد ـ علیه السلام ـ فرمود: قرآن عهدنامه خداوند با انسان مومن است: از این رو سزاوار است كه هر مسلمان دست كم در روز 50 آیه از این عهدنامه را بخواند و با گوش جان بیندیشد و به امر و نهی و مواعظ آن دل سپرده و عمل كند.

2. ثواب تلاوت قرآن همراه با تدبر، مسلّماً برابر با تلاوت بدون تدبر نیست، اكتفا كردن به تلاوت تنها، ما را از معارف عمیق و غذاهای روحانی این مائده آسمانی محروم می كند. چنان كه امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «لا خیر فی عادة لیس فیها تفكّر».

3. یك انسان مومن بدن شک هنگامی كه برای زندگیش برنامه درستی را تعریف كند و در چنین برنامه ای سهم قابل توجهی به عبادت و انس با خدا قرار دهد، خواهد توانست هم از لذت تلاوت و نورانیتش با نام خدا بهره ببرد و هم با تأمل در ترجمه و مفاهیم آیات كریمه، عقل تشنه و روح گرسنه خود را از مائده آسمانی معارف قرآن سیر و سیراب كند.

4. پیشنهاد ما برای شروع، تلاوت 50 آیه در روز و تأمل در ترجمه و مفاهیم یك صفحه از قرآن و التزام به عمل به اوامر و نواهی آن است. 

 

پی نوشت ها: 

1 . اصول كافى، عربى، به تحقیق على اكبر غفارى، چاپ سوم، تهران، دارالكتب الاسلامیة، آخوندى، ج 2، ص 613 و 614.

2 . همان، ج 2، ص 610.

3 . فاطر/ 29

4 . انعام/ 92 و 155; انبیاء/ 50; سوره ص / 29.

5 . المیزان، عربى، موسسه اعلمى، بیروت، ج 5، ص 255.

6 . نحل / 44.

7 . یوسف / 2.

8 . سوره ص / 29.



- نظرات (0)

هشدارهای قرآن به گران فروشان

گرانی

در قرآن مجید که کتاب آسمانی و کلام الهی است به طور صریح و مکرربه کم فروشی اشاره شده و به شدت تقبیح گردیده است و بالاتر از آن قرآن کریم کم فروشی را موجب ویران شدن شهر مدین و نابود شدن قوم آن معرفی کرده است ، در شش سوره از 114 سوره قرآن کم فروشی مورد مذمت قرار گرفته است . 

سوره مطففین که این سوره مبارکه که به نام کم فروشان معرفی شده است :

«بسم الله الرحمن الرحیم . ویل للمطففین الذین اذا اکتالوا علی الناس یستوفون . و اذا کالو هم او وزنو هم یخسرون . الا یظن اولئک انهم مبعوثون . لیوم عظیم . یوم یقوم الناس لرب العالمین.»

وای به حال کم فروشان آنان که وقتی چیزی را با پیمانه یا وزن از مردم تحویل می گیرند کاملاً حق خود را استیفاء می کنند ولی وقتی چیزی را تحویل مردم می دهند در پیمانه و وزن کمتر می دهند. آیا آنها عقیده ندارند که بعد از مرگ زنده خواهند شدو به روز بزرگ رستاخیز ایمان ندارند . روزی که تمام مردم در پیشگاه خداوند برای تعیین سرنوشت خود می ایستند، دنباله این سوره شریفه درباره کسانی است که ایمان ندارند و عذابی است که در انتظار آنها است . 

این که خداوند متعال راجع به مسأله ی کم فروشی علیرغم آیاتی که در جا های متعدد قرآن آورده است هنگامی که سوره ای را با چنین عنوانی نازل می کند حاکی بر مهم بودن و شایع بودن این مسأله در بین بنی آدم می باشد. و اینکه وقتی این سوره ی مبارکه با چنین جمله ای آغاز می شود وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَیعنی وای برکاهش دهندگانِِ (حق مردم ) و یا به عبارت دیگر یعنی وای بر کم فروشان ، این مطلب نشان از سنگین بودن جرم کم فروشی و حق کشی دارد .

سوره اسراء: واوفوا الکیل اذا کلتم و زنوا بالقسطاس المستقیم . ذلک خیر و احسن تأویلاً .

ترجمه ـ جنس را با پیمانه کامل و وزن درست تحویل بدهید . که این کار خوب می باشد و عاقبت بهتری برای شما دربردارد . در این سوره مبارکه که قبل از اشاره به موضوع پیمانه و وزن صحیح به زنا و قتل نفس و تعدی به مال یتیمان اشاره شده است و کم فروشی در ردیف این گناهها قرار گرفته است . 

سوره رحمن: والسماء رفعها و وضع المیزان . الا تطغوافی المیزان . واقیموا الوزن بالقسط ولاتخسروا المیزان .

ترجمه ـ آسمان را خداوند برافراشت و میزان عدل را برقرار کرد . تا در آنچه وزن می کنند تجاوز و تعدی روا ندارید و هرگاه چیزی را وزن می کنید عدالت و صحت ترازو را رعایت کنید و آنچه را وزن می کنید کم ندهید . 

سوره انعام: واوفوا الکیل و المیزان بالقسط (پیمانه را تمام و وزن را درست و عادلانه تحویل بدهید)

در این سوره مبارکه خداوند متعال آنچه را بر بندگان خود حرام کرده است برمی شمرد : خودداری از شرک ، و احسان به والدین، و خودداری از کشتن اولاد خود از ترس فقر و تنگدستی، و خودداری از فحشاء ظاهر و باطن، و قتل نفس، وخودداری از تجاوز و دست درازی به مال یتیم، و در آخر صحت پیمانه و وزن و خودداری از کم فروشی است . 

وای به حال کم فروشان آنان که وقتی چیزی را با پیمانه یا وزن از مردم تحویل می گیرند کاملاً حق خود را استیفاء می کنند ولی وقتی چیزی را تحویل مردم می دهند در پیمانه و وزن کمتر می دهند . آیا آنها عقیده ندارند که بعد از مرگ زنده خواهند شدو به روز بزرگ رستاخیز ایمان ندارند . روزی که تمام مردم در پیشگاه خداوند برای تعیین سرنوشت خود می ایستند، دنباله این سوره شریفه درباره کسانی است که ایمان ندارند و عذابی است که در انتظار آنها است

سوره اعراف :

 در این سوره شریفه خداوند خطاب به قوم شعیب اهالی شهر مدین می فرماید : پیمانه و وزن را تمام و کمال تحویل بدهید و در مال مردم نقصان روا مدارید و در پهنه زمین پس از آنکه صلاح و اصلاح برقرار شد فساد را منتشر نکنید و این امر برای شما بهتر است اگر ایمان داشته باشید . 

سوره هود :

 در این سوره مبارکه نیز خداوند داستان قوم مدین و رفتار ناهنجار آنان را با شعیب پیغمبر و سرنوشت وحشتناک آنها را بازگو می کند و در خصوص کم فروشی می فرماید :

و همچنین برای مردم مدین برادرشان شعیب را فرستادیم . شعیب به آنان گفت ای قوم خدای یگانه را پرستش کنید که پروردگار دیگری جز او ندارید و در پیمانه ترازو کم فروشی نکنید ، من شما را در حال و روز خوبی می بینم ولی برای شما بیم دارم از فرا رسیدن روزی که عذاب آن شما را هر طرف دربرگیرد ای قوم پیمانه و ترازو را از روی عدالت به تمام و کمال ادا کنید و حق مردم را ضایع نکنید و در روی زمین فساد را پراکنده نسازید . آنچه که بدون کم فروشی و با اطاعت از دستورات الهی برای شما باقی می ماند متضمن خیر و برکت بیشتر می باشد اگر ایمان داشته باشید ، و من مأمور مراقبت شما نیستم بلکه خدا ناظر و مراقب شما است...»

گرانی
کم فروشی و گران فروشی در احادیث

گران فروشی یکی از آفت های کسب روزی حلال است که بسیاری از اهل بازار ممکن است دانسته یا ندانسته به آن مبتلا شوند. درآمد حاصل از گران فروشی حرام است و باید به صاحبان حق برگردانده شود و فروشنده ای که گران فروشی کرده، شرعا مالک آن اموال نیست،زیرا درآمد حاصل از گران فروشی، حرام است و از حق الناس به شمار می رود که باید به صاحب اصلی آن برگردانده شود.

در حدیثی از آقا امام صادق علیه السلام داریم که می فرمایند:

«مغبون ساختن مؤمن، حرام است و مغبون ساختن کسی که در قیمت کالا (و سالم بودن جنس) به فروشنده اعتماد کرده، حرام است.»(کافى ، ج 6، ص 153)

 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: هر مردی که قوت مردم را بخرد و تا چهل روز آنرا نگاه دارد به انتظار اینکه مسلمانان در گرانی واقع شوند گناهی کرده که اگر تمام آن قوت را بفروشد و پولش را صدقه بدهد، کفاره آن گناهی که کرده نمی شود.

مهم ترین عامل در عدالت از جمله عدالت در خرید و فروش و ایجاد امنیت و اعتماد عمومی، دین و ایمان است

کم فروشی و کم کاری در کارهای مختلف

نکته دیگر اینکه گاهى مساله کم فروشى تعمیم داده مى شود به گونه اى که هر نوع کم کارى و کوتاهى در انجام وظائف را شامل مى شود، به این ترتیب کارگرى که از کار خود کم مى گذارد، آموزگار و استادى که درست درس نمى دهد کارمندى که به موقع سر کار خود حاضر نمى شود و دلسوزى لازم را نمى کند، همه مشمول این حکمند و در عواقب آن سهیمند. البته الفاظ آیاتى که در بالا گفته شد مستقیما شامل این تعمیم نیست، بلکه یک توسعه عقلى است ولى تعبیرى که در سوره الرحمن خواندیم: «وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِیزانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزانِ» اشاره اى به این تعمیم دارد.

 

مهمترین موانع برای کم فروشی

 مهم ترین عامل در عدالت از جمله عدالت در خرید و فروش و ایجاد امنیت و اعتماد عمومی، دین و ایمان است. خداوند در آیاتی از جمله 1 تا 6 سوره مطففین اعتقاد به خدا را مهم ترین عامل در عدالت اقتصادی و مانع جدی در برابر کم فروشی معرفی می کند و در آیات 85 و 86 سوره هود به ایمان به عنوان مهم ترین بازدارنده از کم فروشی انسان ها توجه می دهد.

در حقیقت عناصر دین و دینداری (هود، آیه 87 و نیز مجمع البیان، ج 5 و 6، ص 286) و نماز با اخلاص (مجمع البیان، همان، ص 284) و تقوا (شعراء، آیات 181 تا 184) مهم ترین عوامل بازدارنده از کم فروشی و گرایش به عدالت در همه حوزه ها از جمله اقتصادی است.

اگر جامعه ای بخواهد به سوی کم فروشی نرود و عدالت اقتصادی بلکه عدالت جامع را تجربه کند می بایست بر این عناصر بینشی و نگرشی تأکید و توجه داشته باشد و تنها  با افزایش مأموران نظارتی نمی توان به این مهم دست یافت؛ چرا که انسان باید وجدانی به نام فطرت الهی بیدار، داشته باشد تا بتواند از درون، خود را نظارت و مدیریت و مهار نماید؛ زیرا اگر چنین پلیس داخلی و پاسبان نفس نباشد نمی توان امید داشت که از کم فروشی رهایی یافت؛ چرا که پس از رفتن مأموران بیرونی، شخص دوباره به همان بی عدالتی و کم فروشی گرایش می یابد و آن را مرتکب می شود. از این رو خداوند و پیامبران همواره بر مأموران درونی از بینش توحیدی و معاد و حسابرسی قیامت و نماز و تقوا توجه داده اند و آن را مهم ترین ابزارهای مبارزه با بی عدالتی معرفی کرده ا


- نظرات (0)

بر وصیت پیامبر خدا (ص) چه گذشت

پیامبر اکرم


رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از دنیا رفت و امتش را به دو گنجینه گرانبها سفارش کرد: کتاب خدا و خاندان مطهرش؛ « انّى تاركٌ فیكُمُ الثّقلَیْنِ كتابَ اللَّهِ و عترتى اهلَ بیتى»

سپس فرمود تا با این دو هستید گمراه نیستید و نیز بدانید که این دو از هم جدا شدنی نیستند تا اینکه در حوض بر من وارد شوند.







اما امت او با این دو یادگارش چه کردند؟!

از سخن آن حضرت فهمیده می شود که این دو در حقیقت دو بال یک پروازند. از کار افتادن هر بالی مساویست با سقوطی دردناک تا قعر جهنم.

اما افسوس و صد افسوس که این پیام به خوبی دریافت نشد و یا اگر شد به آن اعتنایی نشد و آمد بر سر جامعه اسلامی آنچه نباید می آمد.

عده ای بال عترت بریدند تا خود بریده نشوند و عده ای دیگر به قرآن بی محلی کردند تا عترت را از غربت خارج کنند.

تعجب است از این وارثانی که وصیت، پاره پاره می کنند و سنگ ارادت به سینه می زنند.

اینجاست که صدای عالمان حقیقی و وارثان بر حق حضرتش به آسمان بلند می شود که ای قوم نابکار این چه ظلمی ست که بر وصیت پیامبرتان روا می دارید قربةً الی الله؟!

این بزرگان در شرح حدیث ثقلین گفتند و نوشتند که خیال نکنید رها کردن یک ثقل و چسبیدن به ثقلی دیگر یعنی عمل به وصیت آن حضرت. به تصریح خود روایت دور افتادن از یکی مساوی است با دور ماندن از هر دو؛ چرا که فرمود «لن یفترقا» این دو از هم جدا شدنی نیستند. پس هم قرآن بدون عترت ضلالت است و هم عترت بدون قرآن.

تعجب است از این وارثانی که وصیت، پاره پاره می کنند و سنگ ارادت به سینه می زنند. اینجاست که صدای عالمان حقیقی و وارثان بر حق حضرتش به آسمان بلند می شود که ای قوم نابکار این چه ظلمی ست که بر وصیت پیامبرتان روا می دارید قربةً الی الله؟!

فریاد امام خمینی(ره) بر ضد اندیشه «قرآن بی عترت»

امام خمینی رحمة الله علیه در ابتدای وصیت نامه الهی- سیاسی خود، خطر اسلام بی عترت را گوشزد می کند و با اشاره ای گذرا بر تاریخچه این اندیشه باطل نشان می دهد که اسلام بی عترت سرانجام به اسلامی ختم می شود که از قرآن هم بی بهره است و کاملا تهی از معارف الهیه است. ایشان می نویسند:

«مناسب دیدم اشاره‏اى گذرا و بسیار كوتاه از آنچه بر این دو ثقل گذشته است بنمایم. شاید جمله‏ لَنْ یَفْتَرِقا حتّى یَرِدا عَلَىَّ الْحَوض‏ اشاره باشد بر اینكه بعد از وجود مقدس رسول اللَّه- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- هرچه بر یكى از این دو گذشته است بر دیگرى [نیز] گذشته است و مهجوریت هر یك مهجوریت دیگرى است، تا آنگاه كه این دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند...

خودخواهان و طاغوتیان، قرآن كریم را وسیله‏اى كردند براى حكومتهاى ضد قرآنى؛ و مفسران حقیقى قرآن و آشنایان به حقایق را كه سراسر قرآن را از پیامبر اكرم(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) دریافت كرده بودند و نداى‏ انّى تاركٌ فیكُمُ الثقلین‏ در گوششان بود با بهانه‏هاى مختلف و توطئه‏هاى از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و ... در حقیقت [با این کار] قرآن را ... از صحنه خارج كردند ... و انحراف از دین خدا و كتاب و سنت الهى را پایه گذارى كردند، تا كار به جایى رسید كه قلم از شرح آن شرمسار است.»

رحلت پیامبر اکرم(ص)

 

اعتراض آیت الله جوادی آملی بر ضد اندیشه «عترت بی قرآن»

آیت الله جوادی آملی(دامت برکاته) در خطبه دوم اولین نماز جمعه قم در سال پیامبر اعظم (4 /1/85) به خطر اسلام دور از قرآن هشدار دادند و به افرادی که فقط دم از اهل بیت علیهم السلام می زنند توصیه کرد که وظیفه هر مسلمان پیروی از ثقلین است. اگر در جامعه ای قرآن مهجور ماند به طور حتم عترت هم مهجور مانده است.

ایشان فرمودند:

«خیلی‌ها‌ متأسفانه گفتند: حَسبُنا کِتابُ الله، عترت را گذاشتند کنار! ما تقریباً گفتیم: حَسبُنَا العِترَ?ُ، قرآن را گذاشتیم کنار! چون تفسیر در بین ما (شیعه) رواج نداشت!

این بزرگان در شرح حدیث ثقلین گفتند و نوشتند که خیال نکنید رها کردن یک ثقل و چسبیدن به ثقلی دیگر یعنی عمل به وصیت آن حضرت. به تصریح خود روایت دور افتادن از یکی مساوی است با دور ماندن از هر دو؛ چرا که فرمود «لن یفترقا» این دو از هم جدا شدنی نیستند. پس هم قرآن بدون عترت ضلالت است و هم عترت بدون قرآن.

شما ببینید دهها و صدها تفسیر در بین دیگران (غیر شیعه) است. ما تفسیرمان بعد از شیخ طوسی چند قرن می‏گذرد، مرحوم امین الإسلام طبرسی است. بعد از امین الإسلام چند قرن می‏گذرد تا مرحوم فیض می‏رسد. بعد از مرحوم فیض در صافی چند قرن می‏گذرد تا علامه طباطبایی. حالا یک کسی چهار تا سوره را معنا کرده، چهار تا آیه را معنا کرده، آن که تفسیر نیست! ما هر دویست سال، سیصد سال یک تفسیر نوشتیم؛ آنها (غیر شیعه) هر سال یک تفسیر نوشتند. آنها گفتند: حَسبُنا کِتابُ الله ولی تا حدودی [هم] گرفتند.»

آنگاه به خطری مضاعف اشاره می کنند که جا دارد مسئولین دینی و متولیان فرهنگی کشور به آن توجه ویژه کنند. هر چند این سخنان به تیغ سانسور سیما گرفتار آمد اما قصد ما از نقل این گفتار توجه دادن ذهن مردم و دست اندرکاران مربوطه به این سمت و سو است تا چاره ای بیندیشند و کاری کنند.

ایشان افزودند:

«ما مشکل مان این است که گفتیم: حَسبُنَا العِترَةُ، و این عترت را هم سیزده نفر می‏دانیم، نه چهارده نفر!! ما اصلاً کاری درباره پیغمبر نکرده ایم! ما عترت مان از حضرت امیر شروع می‌شود تا حضرت أباصالح (علیهم آلاف التحیّه والثناء) سالی هم که یک روز به نام مبارک پیامبر است با مصیبت امام حسن مخلوط است! پیغمبر در بین ما شناخته شده نیست! در حالی که شما اگر خطبه‌های حضرت، نامه‌ها‌ی حضرت، کلمات حضرت را بررسی کنید، می‏بینید یک حلقه مفقوده ای است بین روایات ما و قرآن، ... وجود مبارک حضرت خیلی غریب است؛ هم قرآن غریب است، هم پیامبر.

 

نتیجه بحث:

1. اسلام واقعی تشکیل شده از قرآن و عترت.

2. رها کردن هر یک به منزله از دست دادن هر دوی آنهاست.

3. عترت تشکیل شده از چهارده معصوم پاک که برای ما نباید فرقی بین آنها باشد؛ همانگونه که نباید بین عترت و قرآن فرقی گذاشت

4. وظیفه هر مسلمانی چنگ زدن و تمسک به این دو یادگار رسول صلی الله و علیه و آله است تا از سقوط در جهنم برهد و به مقامات عالیه بهشتی نائل شود . ان شاء الله



- نظرات (0)

مسئله شر

شر

مقدمه:

در مقالات پیشین به مسئله توحید، ادله اثبات و انواع آن اشاره کردیم. گفتیم توحید به معنای یگانگی باریتعالی است و این یگانگی از جنبه های گوناگونی می تواند مورد بررسی قرار گیرد که از مهم ترین آنها توحید ذاتی، توحید صفاتی، توحید افعالی و توحید عبادی است. هر یک از این مباحث را به طور جداگانه مورد بررسی قرار داده و تلاش کردیم در طی چند نوشته کوتاه ادله آن را  - تا حد امکان ساده و شفاف ـ ارائه کنیم.

بعد از فهم مبانی توحید سوال های زیادی در ذهن مخاطب نقش می بندد (که البته این خصیصه هر فرد جویای حقیقت است). یکی از این مسائل «مسئله شرور» 1 است. «مسئله شر» یکی از آن مسائلی است که مکاتب الهی با طرح آن به انکار ادلّه اثبات خداوند می پردازند و از رهگذر آن، بنیادی‏ترین آموزه‏های ادیان آسمانی؛ یعنی اعتقاد به توحید، عدالت، قدرت مطلق، علم و حکمت و حتی وجود خداوند مورد تردید قرار داده اند. به عقیده ایشان وجود شر در دنیا می‏تواند انسجام مفهوم خدا را به چالش بکشاند. ملحدان معتقدند نمی توان پذیرفت که خدا خیر تام (All - good)، علم تام (All - knowing) و قدرت تام (All - powerful) است و در عین حال شرّ در عالم وجود دارد. ایشان وجود «رنج» (suffering) در عالم را  به عنوان یکی از دلیل اثبات الحاد مورد استدلال قرار می دهند در حالی که مومنان معتقدند وجود رنج مانع ایمان به خداوند نمی شود.

ما در طول زندگی خود با شرور و بدی های فراوانی روبرو هستیم؛ وجود زلزله، سیل و آفات آسمانی، بیمارى‏ها و مصیبت ها، مرگ و میرهای ناشی از بیماری های لاعلاج، فقر و ناتوانى‏ها، دردها و رنجها، زشتى‏ ها، نابرابری ها و تبعیض ها در خلقت، جنگ ها و درندگى ‏ها و تنازع بقاء جانداران، وجود شیطان و ...  همگی مسائلی هستند که ما در زندگی خود با برخی از آنها مواجه بوده ایم. ماهیت این شرور چیست و ریشه ی آنها در کجاست؟ آیا خدایی که صاحب قدرت مطلق است، خدایی که خیر محض است، خدایی که هرگونه نقص و ضعف در او محال است، به وجود شرّ در جهان رضایت می‏دهد؟ آیا چنین خدایی نمی‏تواند از بروز این همه شرّ جلوگیری نماید؟ آیا می‏توان وجود شرور را دلیلی بر محدودیت صفات الهی دانست؟

 

تعریف خیر و شر:

شرّ به طور کلّی، چیزی است، که نوعا کسی نسبت به آن رغبت نمی‏کند. در مقابل، خیر مورد میل و علاقه همگان می‏باشد. ارسطو در تعریف خیر می گوید: «بحق گفته‏اند که خیر آن است که هر چیزی به سوی آن، گرایش دارد.» (ارسطو، اخلاق نیکوماخس، ج1، ص1). بعد از ارسطو، بیشتر فلاسفه مسلمان از تعریف او تبعیت کرده اند:

 فارابی: «خیر عبارت است از کمال وجود... و شرّ عبارت است از فقدان آن کمال» (فارابی، تعلیقات، ص49)

بوعلی سینا خیر و شر را چنین تعریف می کند: «خیر فی‏الجمله چیزی است که هر شیئی به آن اشتیاق و علاقه دارد؛ و آن وجود یا کمال وجود است. امّا شرّ امر عدمی است، که ذاتی ندارد، بلکه عدم جوهر یا عدم کمالی برای جوهراست.» (بوعلی سینا، الهیات شفا، ص355)

میرداماد: «خیر آن است که همه اشیاء بدان تمایل دارد و با آن سهمی از کمال ممکن، متحقق می‏شود.» (محمدباقر بن محمد میرداماد، القبسات، ص428)

ملاصدرا: «خیر آن است که هر چیزی به آن اشتیاق و میل دارد و در جست‏وجوی آن است.» (صدرالدین شیرازی، اسفار، ج7، ص58)

بوعلی سینا خیر و شر را چنین تعریف می کند: «خیر فی‏الجمله چیزی است که هر شیئی به آن اشتیاق و علاقه دارد؛ و آن وجود یا کمال وجود است. امّا شرّ امر عدمی است، که ذاتی ندارد، بلکه عدم جوهر یا عدم کمالی برای جوهر است.» (بوعلی سینا، الهیات شفا، ص355)

انواع شرور

در یک تقسیم کلّی می‏توان به سه نوع از شرور اشاره نمود:

‌أ. شرور طبیعی: شرور طبیعی بلایایی هستند که از طرف طبیعت بر انسان عارض می‏شوند؛ بلایایی همچون زلزله، سیل، مرض‏های کشنده، مرگ، فقر و ... که خارج از کنترل انسان بوده و او را مورد تعدید قرار می دهند.

‌ب. شرور اخلاقی: شروری که برخلاف شرور طبیعی غیر اختیاری نبوده و خود انسان بطور اختیاری مرتکب آنها می شود؛ گناهان و معاصی در این قسم قرار می گیرند؛ ظلم، خیانت، دزدی، تکبّر، آدمکشی و اعمال غیر اخلاقی دیگر.

‌ج. شرور متافیزکی: منظور از شر متافیزیکی ضعف ها و نقایص وجودی همه ما موجودات عالم (غیر از خداوند) است.  همه موجودات ممکن الوجود در مقابل کمال نامتناهی خداوند محدود بوده و هر محدودیّتی نقص و ضعف به شمار می‏آید و هر نقصی نیز مشمول شرور عالم است؛ از این‏رو، محدودیّت، فقر و امکان وجودی، شرّ محسوب می‏شود. لازم به ذکر است که در بحث شرور، این قسم از شرّ مورد بررسی قرار نمی‏گیرد؛ زیرا محدودیّت وجودی لازمه خلقت و مقتضای طبیعت هرممکن‏الوجود است و کسانی که وجود شرور را در تضادّ و یا در تناقض با وجود خداوند می‏دانند، هرگز به نقص تکوینی خود و دیگران معترض نیستند.

 

وجود شر و شبهه منتقدان به وجود خداوند

همانطور که گفتیم ملحدان تلاش کرده اند با اثبات وجود شر در عالم وجود خداوند و صفات او را زیر سوال ببرند. این معارضه از طرق گوناگونی مطرح شده است. ولی به طور کلی می توان دو محور اساسی که مورد نقد ملحدان قرار گرفته را چنین بیان نمود:

1- انکار برخی صفات الهی:  به نظر ملحدین، وجود شرور در عالَم با برخی از صفات الهی همساز نیست. یکی از این صفات قدرت لایتناهی الهی است.چگونه می‏توان میان وجود شرور و بلایا و قدرت نامتناهی خداوند جمع کرد؟ صفت دیگر خیرخواهی خداوند است؛ آیا می‏توان خداوند را خیرخواه محض نامید در حالی که به ایجاد این همه شرور و آفت‏ها نیز رضایت داده است؟ و بالاخره، یکی دیگر از صفاتی که مورد نفی قرار گرفته است علم لایتناهی خداوند متعال است؛ آیا می‏توان با وجود این همه مشکلات و مصایب، علم نامتناهی را برای خداوند ثابت کرد؟

2- انکار وجود خداوند: از سویی دیگر، ملحدین تلاش می کنند با نشان دادن تناقض منطقی میان وجود خداوند و وجود شرور اصل وجود خداوند را زیر سوال ببرند. از آنجا که به نظر ایشان وجود خداوند و وجود شرور غیرقابل جمع هستند، و از طرفی وجود شرور در عالم بدیهی است، بنابراین، انکار وجود خداوند امری بدیهی است.

اکنون تا حدودی با انتقاد ملحدین آشنا شده ایم. روشن است که برای هر دینداری پاسخ به این انتقادات حیاتی است. در این نوشته هدف ما تنها تقریر شبهه با بیانی ساده است و در نوشته های بعدی تلاش می کنیم پاسخ هایی که به این شبهه داده شده را مورد ارزیابی قرار دهیم.

 


منابع:

1. ارسطو، اخلاق نیکوماخس، ترجمه محمدحسن لطفی، طرح نو، 1385

2. فارابی، تعلیقات، نشریه نسخه های خطی كتابخانه مركزی دانشگاه تهران.

3. بوعلی سینا، الهیات شفا، ترجمه دادجو، انتشارات امیرکبیر، 1388

4. محمدباقر بن محمد میرداماد، القبسات، انتشارات دانشگاه تهران-دانشگاه مک گیل

5. الحکمة المتعالیه فی الاسفار الاربعة، محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، بنیاد حکمت صدرا، 1383

برای مطالعه ی بیشتر:

1. توحید، متفكر شهید ،استاد مرتضی مطهری، چاپ اول : 12 اردیبهشت 1373 ،ناشر : انتشارات صدرا

2. محمدرضایی، محمد، الهیات فلسفی، قم، بوستان کتاب، 1383

3. عبدالله جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا (قم، اسراء، 1375)

4. جعفر سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام  (قم، موسسه امام صادق(ع))

5. آموزش فلسفه، محمد تقی مصباح یزدی، تهران، انتشارات امیرکبیر 


- نظرات (0)

تفسیری که عمل به آن آتش است

تفسیر

تفسیر به رأی، تفسیری است که شخص، بدون توجه به احادیث و تفاسیری که از طرف معصومین (علیهم السلام) پیرامون آیات قرآن رسیده و بدون توجه به آیات دیگر قرآن (عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ) یا بدون تسلط بر علم تفسیر (یا علم مربوط به تفسیر)، تنها با در نظر گرفتن پیش فرض هایی که در ذهن خود دارد، به تحلیل و تفسیر پیرامون آیات قرآن پرداخته و در صدد آن باشد که عقاید خود را به قرآن مستند نماید.


تفسیر در لغت و اصطلاح به چه معنا است؟

تفسیر - مصدر باب تفعیل - از ماده «فسر»، جمع آن «تفاسیر» در لغت، به روشن کردن و توضیح دادن مطلب و کشف نمودن آمده است.

برخی نیز گفته‌اند: تفسیر، روشن کردن و کشف نمودن مراد و مقصود از لفظ مشکل است. (لسان العرب، ج 5، ص 55)

در اصطلاح؛ تعریف ‌های گوناگونی از علم تفسیر، ارائه شده است، از جمله تعریف زرقانی در مناهل العرفان که گفته است: «علم یبحث فیه عن القرآن من حیث دلالته على مراد اللّه تعالى بقدر الطّاقة البشریة»؛ تفسیر، علمی است که در آن به توان بشری از احوال قرآن از آن جهت که بر مراد خداوند متعال دلالت دارد، بحث می‌شود.

 

فرق بین تفسیر به رأی (که تفسیر به فکر و گمان شخصی است) و تفسیری که در آن از یک نظر روشنفکرانه (خبر واحد موثق) استفاده شده است چیست؟

نخست چند نکته را که در رسیدن به پاسخ کمک می کند، متذکر می شویم.

یک. بیشتر آیات قرآن برای فهم عموم مردم نازل شده است؛ از این جهت فهم عموم مردم از ظاهر آیات الهی حجت است و به همین دلیل است که اصولیون قائل به حجیت ظهورات قرآن شده اند.

دو. البته، آیات خاص و ویژه ای نیز در قرآن وجود دارد که فهمیدن و فهماندن آن بر عهده پیامبر و راسخان در علم گذاشته شده است که بدون کمک و مساعدت آنها درک این دسته از آیات الهی ناممکن است.

سه. در قرآن عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ وجود دارد که برای درک دقیق آن ناگزیر باید بر آیات قرآن احاطه داشت تا مبادا بر اساس مطلق، عام یا منسوخ حکم نمود.

(غیر از ائمه علیهم السلام) کسانی می توانند مفسر واقعی قرآن باشند که اولاً: به علم تفسیر و علومی که در ارتباط با تفسیر است اطلاع کافی داشته باشند. ثانیاً: اگر پیرامون آیه ای تفسیر مأثوری از ائمه داریم مخالف آن تفسیر نکرده باشند. ثالثاً بر اساس فرضیه های از پیش تعیین شده تفسیر ننمایند

چهار. برخی دانش ها گرچه رابطه مستقیمی با تفسیر قرآن ندارند، اما رابطه مقدمی دارند به گونه ای که بدون آنها نمی شود به تفسیر و تحلیل آیات قرآن پرداخت؛ مانند: علم صرف و نحو، معانی و بیان، لغت و ... پس مفسر باید در تمام علومی که در فهم بهتر قرآن دخالت دارد تبحر داشته باشد.

با توجه به نکاتی که بیان شد به پاسخ سۆال می پردازیم.

 

تفسیر به رأی و نیندیشیدن

منع از تفسیر به رأی، به معنای جمود و نیندیشیدن و ... نیست؛ زیرا قرآن کریم انحراف گروهی را در عدم تدبر در قرآن می داند و عده ای را که تدبّر و تفکر نمی نمایند مورد مذمت قرار داده است، چنانچه می فرماید: "أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا ". آیا به آیات قرآن نمى‏ اندیشند؟ یا [مگر] بر دل هایشان قفل هایى نهاده شده است؟ (محمد، 24)

همچنین خداوند متعال، عده ای که موضوعات جدید را از قرآن استنباط می نمایند، مورد مدح و ستایش قرار داده و فرموده: "لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ" قطعاً از میان آنان كسانى‏اند كه [مى‏توانند درست و نادرست‏] آن را دریابند. (نساء، 83) (تفسیر اثنا عشری، ج 1، ص 10)

و در آیه دیگر می فرماید: آیا درباره قرآن نمی ‌اندیشند؟! اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن می‌یافتند.(نساء، 82)

آغاز مسابقات قرآن، عترت و نماز دانش آموزی آذربایجان غربی در خوی و نقده

خداوند در این آیه شریفه، علت انحراف و ضلالت مشرکان را عدم تدبر و اندیشه در قرآن معرفی می کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) در غدیر خم در حجة الوداع به مردم فرمود: "ای مردم، در قرآن دقت و اندیشه کنید، و آیات آن را بفهمید، و به محکمات قرآن نظر کنید و به دنبال متشابه آن نروید. (طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، ج 1، ص 60؛ ص 400)

از این رو قرآن و روایات، مردم را به اندیشه، تدبر و تفکر در قرآن تشویق می نمایند که بی گمان از این (اندیشه و تدبر)، تحلیل و تفسیر قرآن نیز بر خواهد خواست.

اما تفسیر به رأی، که مورد نکوهش پیشوایان دین قرار گرفته، تفسیری است که شخص، بدون توجه به احادیث و تفاسیر و اصول کلی مرتبط با آیات قرآن، و بدون توجه به آیات دیگر (عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ)، تنها با در نظر گرفتن پیش فرض هایی که در ذهن خود دارد به تحلیل و تفسیر پیرامون آیات قرآن پرداخته و قصد مستند نمودن عقاید خود به قرآن را دارد.

چنین تفسیری مورد پذیرش اسلام نبوده و بیان شده که هر فردی درباره قرآن سخنی بدون دانش بگوید، جایگاهش آتش خواهد بود. (صدوق، التوحید، ص 91)

برخی دانش ها گرچه رابطه مستقیمی با تفسیر قرآن ندارند، اما رابطه مقدمی دارند به گونه ای که بدون آنها نمی شود به تفسیر و تحلیل آیات قرآن پرداخت؛ مانند: علم صرف و نحو، معانی و بیان، لغت و ... پس مفسر باید در تمام علومی که در فهم بهتر قرآن دخالت دارد تبحر داشته باشد

بنابراین و با توجه به نکاتی که بیان داشتیم، می توان چنین ارزیابی نمود که اگر کسی به دلخواه خود به تفسیر قرآن بپردازد، در حالی که در علم تفسیر و علوم مربوط به آن؛ مانند: علم اصول، لغت، نحو، حدیث و ... تبحر نداشته باشد، از خدا فاصله گرفته و به فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله) جایگاه خود را در آتش فراهم ساخته است، (کسی که قرآن را تفسیر به رأی نماید جایگاهش پر از آتش باد.) (رازی، فخرالدین ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 7، ص 148)

اما تفسیر روشنفکرانه ای که مبتنی بر اصول و موازین دینی باشد، تفسیر به رأی به شمار نمی آید.

یکی از این اصول، دقت در روایات به جای مانده از معصومان است؛ چون خداوند برای مسّ قرآن طهارت را شرط می داند "لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون" (واقعه، 79) و این اعم از مس ظاهری و باطنی است؛ یعنی همان طور که مس ظاهر قرآن نیاز به طهارت ظاهری دارد، همچنین مس و رسیدن به باطن قرآن نیز نیاز به طهارت باطنی دارد و هر چه طهارت بیشتر باشد رسیدن به حقیقت قرآن بیشتر است از این رو؛ چون ائمه(علیهم السلام) پاک و معصوم از گناه و دارای طهارت کامل روح هستند، (" إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا") (احزاب، 33)

پس آنان بهترین مفسران قرآن، بلکه حقیقت آن و قرآن ناطق اند.

نتیجه این که:

(غیر از ائمه علیهم السلام) کسانی می توانند مفسر واقعی قرآن باشند که؛

اولاً: به علم تفسیر و علومی که در ارتباط با تفسیر است اطلاع کافی داشته باشند.

ثانیاً: اگر پیرامون آیه ای تفسیر مأثوری از ائمه داریم مخالف آن تفسیر نکرده باشند.

ثالثاً بر اساس فرضیه های از پیش تعیین شده تفسیر ننمایند.


منابع:

لسان العرب، ج 5

رازی، فخرالدین ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 7

صدوق، التوحید

طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، ج 1


- نظرات (0)

قرآن بهترین بنده خدا را معرفی می کند!!

امام علی

"علی"؛ نامی که از کودکی انس عجیب و شیرینی با آن داشتیم. اوج عظمت در عین مظلومیت؛ نهایت قدرت در عین رأفت. نامی شهیر و سرشناس، اما ناشناخته و غریب. تعجبی نیست که نتوان او را شناخت؛ علتش را شاعر خوب وطنم بخوبی سروده است:
" از تو در شگفت هم نمی توانم بود 
که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست؛
مور، چه می داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد 
یا بر خشتی خام... و من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت"
اما از آن جا که به قدر تشنگی باید چشید، پس به سراغ قرآن می رویم. نعمتی که با امام متقین امیرالمومنین علیه السلام توازن دارد. یکی صامت و دیگری ناطق.
اگر قرآن نام حضرت را آشکار و مستقیم نبرده است، اما کجای قرآن است که نشانی از او نباشد؟ و کدام گوشه از دریای وجود اوست که رنگ قرآن نداشته باشد؟


مقتدرِ مهربان

قرآن توصیفی از همراهان نبی مکرم اسلام(صلی الله و علیه و آله) دارد و چه کسی نزدیک تر و همراه تر از نفسِ پیامبر، امیرالمومنین(علیه السلام)، توصیف آنانی که در معیت رسول رحمت اند، چنین است: "مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ"‏ محمد رسول خدا است و كسانى كه با او هستند در برابر كفار خشن و در میان خودشان رحیم و مهربانند. شدت و حدت شمشیرش را کفار بدر و خندق چشیده اند و لطافت و نرمی وجودش را کودکان یتیم. (فتح، 29)

 

عابدترین

از اشک هایی که خاک سجده گاهش را گِل می کرد و از تیری که نماز، تنها موقع بیرون آوردنش بود، حتماً شنیده اید. این هم وصف اوست چونهمراه ترین همراهان پیامبر(صلی الله و علیه و آله)، او بود.
"رَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ" پیوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى‏بینى، آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده‏ نمایان است‏. (همان)

در كافى به سند خود از" عبد الرحیم قصیر" از ابى جعفر(علیه السلام) روایت كرده كه در ذیل آیه ‏"إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ" فرموده: رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) فرمود: من منذرم، و هادى على است‏

جهاد، شاگرد اوست

ایمان و جهاد علوی، با هیچ کار مثبت و ارزشمند دیگری نزد خدا قابل مقایسه نیست. این حقیقتی است که قرآن، کمی هم با عتاب بیان می کند. "أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ یَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ" آیا سیراب ساختن حاجیان و آباد كردن مسجد الحرام را همانند [كار] كسى پنداشته‏اید كه به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد مى‏ كند؟ [نه، این دو] نزد خدا یكسان نیستند، و خدا بیدادگران را هدایت نخواهد كرد.(توبه، 19)
شأن نزول این آیه را تفاسیر شیعی و سنی، در فضیلت امیر مومنان امام علی(علیه السلام) دانسته اند؛ آنجا که کلید دار کعبه و سقای حاجیان به افتخارات خود می بالیدند و آیه نازل شد که هیچ یک با افتخارات علی مرتضی(علیه السلام) قابل مقایسه نیستند.


راه نما

حتی در برابر آن هایی که برایش شاخ و شانه کشیده بودند تا حکومت نوپایش را زمین بزنند، آنقدر می ایستاد و چراغ هدایت را بالا می گرفت، تا یکی یکی چشمان خواب ربوده شان بیدار شود و کار به جنگ و پیکار نکشد. آن گونه که قرآن می گوید، حضرت امیر دل ها، برای همه راهنماست: 
إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ تو تنها بیم دهنده‏اى، و براى هر گروهى هدایت كننده‏اى است‏. (رعد، 7)

در كافى به سند خود از" عبد الرحیم قصیر" از ابى جعفر(علیه السلام) روایت كرده كه در ذیل آیه‏" إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ" فرموده: رسول خدا(صلی الله و علیه و آله) فرمود: من منذرم، و هادى على است‏.  


دریای علم

رسول خدا(صلی الله و علیه و آله) فرمود: یا على خدا مرا دستور داده كه تو را نزدیك كنم، و تعلیمت دهم تا تو فرا بگیرى، پس از آن این آیه نازل شد: " لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ" تا آن را براى شما [مایه‏] تذكّرى گردانیم و گوش هاى شنوا آن را نگاه دارد. (الحاقّة، 12)

قرآن توصیفی از همراهان نبی مکرم اسلام(صلی الله و علیه و آله) دارد و چه کسی نزدیک تر و همراه تر از نفسِ پیامبر، امیرالمومنین(علیه السلام)، توصیف آنانی که در معیت رسول رحمت اند، چنین است: "مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ"‏ محمد رسول خدا است و كسانى كه با او هستند در برابر كفار خشن و در میان خودشان رحیم و مهربانند. شدت و حدت شمشیرش را کفار بدر و خندق چشیده اند و لطافت و نرمی وجودش را کودکان یتیم

بهترین

ابن عساكر از جابر بن عبداللَّه روایت كرده كه گفت: نزد رسول خدا(صلی الله و علیه و آله) بودیم كه امام على(علیه السلام) از راه رسید، رسول خدا(صلی الله و علیه و آله) فرمود: به آن خدایى كه جانم به دست او است، این مرد و پیروانش (شیعیانش) تنها و تنها رستگاران در قیامتند، آن گاه این آیه نازل شد: " إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ"  (اما) كسانى كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترین مخلوقات (خدا) هستند. (بینه، 7)
از وقتى كه این آیه نازل شد اصحاب رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) هر وقت على را مى ‏دیدند كه دارد مى ‏آید مى‏گفتند: "خَیْرُ الْبَرِیَّةِ" آمد.


از جان گذشته

معامله ی جان، حتی گفتنش هم آسان نیست. اما امام و پیشوا اسوه ای است که می آموزد همه چیز برای خدا، دادنی است. امیرالمومنین علی(علیه السلام) شاید در خطرناک ترین شب زندگی، آسوده خوابید چون داشت با خدا معامله ی جان می کرد.
"وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَوُوفٌ بِالْعِبَادِ" و چون به او گفته شود: «از خدا پروا كن» نخوت، وى را به گناه كشاند. پس جهنم براى او بس است، و چه بد بسترى است. (بقره، 207)

از على بن الحسین علیهماالسلام روایت آمده كه در ذیل جمله:"وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ‏ ..."، فرموده: این جمله درباره حضرت على علیه السلام نازل شده، كه در شب هجرت در بستر رسول خدا صلی الله و علیه و آله خوابید. 
و باز...
کدام زبان از عهده ی توصیف شما برآمده که قلم ناتوان ما برآید یا امیرالمومنین؟


- نظرات (0)

حقیقتی گمشده که حتی گیاهان هم به دنبال آنند

دعا

رجب از راه می ‌رسد و باز زمزمه لب‌ها و جان‌ها می ‌شود دعاهای زیبایی که با خود هزاران برکت دارد و خیرات ... و از میان این‌  دعاها، دعایی است که پس از هر نماز یومیه خوانده می‌شود...
یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ یا مَنْ یُعْطی مَنْ سَئَلَهُ یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ و مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَهً اَعْطِنی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَ جَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَهِ وَاصْرِفْ عَنّی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَ شَرِّ الاْخِرَهِ فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ وَ زِدْنی مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ یا ذَاالْجَلالِ وَالاْکْرامِ یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتی عَلَی النّارِ
و این خیر و شر چیست که  یکی را می ‌طلبیم و از دیگری دوری می‌جوییم؟
 ...

انسان موجودی است که با امید و انگیزه و هدف زنده است و انسان آگاه می‌ کوشد امور خود را به خدا متصل کند؛ به خصوص آن‌که امور آدمی، خیر و خوبی ‌ها هم باشند؛ مانند این‌ که اگر چیز خیری در دنیا نصیب آدمی می ‌شود، آن را از آنِ خدا بداند و اگر مصیبت و گرفتاری هم پیش می ‌آید، صبر و مقاومت داشته باشد و از خداوند طلب یاری و رفع مشکل نماید: «الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ»؛ [همان] كسانى كه چونمصیبتى به آنان برسد مى‏ گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم. (بقره، ۱۵۶)

بسیاری از آیات قرآن کریم نیز محتوای امید دهنده، انگیزشی و تشویق ‌کننده دارند؛ مانند آیاتی که در قبلاً انجام عمل نیک و پرهیز از گناهان، وعده بهشت و نعمت ‌های همیشگی و فرح ‌بخش را به انسان می ‌دهند: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا»؛ كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏اند [بدانند كه‏] ما پاداش كسى را كه نیكوكارى كرده است تباه نمى‏كنیم.

آنانند كه بهشت هاى عدن به ایشان اختصاص دارد كه از زیر [قصرها] شان جویبارها روان است. در آنجا با دستبندهایى از طلا آراسته مى ‏شوند و جامه‏ هایى سبز از پرنیان نازك و حریر ستبر مى ‏پوشند. در آنجا بر سریرها تكیه مى ‏زنند. چه خوش پاداش و نیكو تكیه‏گاهى!

در بینش قرآنی و فلسفه الهی، هدف از حیات انسانی در این جهان، لذت ‌جویی و کامجویی و خوشگذرانی نیست که اگر چیزی را منافی خوشگذرانی‌ها بود، شر باشد؛ بلکه هدف پیمودن جاده کمال و رسیدن به قله سعادت جاودانی و استقرار در جوار رحمت و رضا و رضوان الهی است

خیر، حقیقتى است که گمشده همه‏ انسان‏ ها و حتى حیوانات و گیاهان است و براى رسیدن به آن همواره در تکاپو هستند. هیچ موجود زنده‏اى نیست که به خیر گرایش نداشته نباشد. گویى این گرایش یک اصل فطرى و ذاتى بشر و هر موجود زنده‏اى است تا جایى که افراد شریر هم خود و فعلشان را بدان منتسب مى ‏کنند و شر را با نام شر نمى ‏جویند؛ بلکه خیرى در آن مى‏ پندارند؛ حتى آن که خودکشى مى‏ کند، سبب آن را رهایى از بدبختى ‏ها و رنج ‏ها و... که مصادیق شر هستند، بر مى ‏شمارد.

به عبارتی، خیر چیزى است که همه آن را خواهانند و به واسطه‏ آن بخشى از کمالات شایسته‏ یک چیز حاصل مى ‏شود.   
قرآن شهادت در راه خدا را بهتر از تمامی اموال دنیا می ‌داند و می ‌فرماید: «وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ»؛ و اگر در راه خدا كشته شوید یا بمیرید، قطعاً آمرزش خدا و رحمت او از [همه‏] آنچه [آنان‏] جمع مى‏كنند بهتر است. (157، آل عمران)
صبر در برابر امیال نفسانی (زنا) را نیز خیر محض می ‌داند و می ‌فرماید: «وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ»؛ براى كسى از شماست كه از مشقت [غریزه جنسى و دچار شدن به زنا] بترسد، و شكیبایى كردن براى شما بهتر است و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. (25، نساء)  
همچنین در نظر داشتن نعمت ‌های آخرت در برابر کشش دنیا را نیز خیر معرفی می‌ کند و می ‌فرماید: «قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقى‏ وَ لا تُظْلَمُونَ فَتیلاً»؛ بگو متاع دنیا اندك، و آخرت براى آنان كه تقوا ورزیده‏اند بهتر است و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمى‏گیرند. (77، نساء)  

پرداخت حق مردم از سود و بهره کار را نیز خیر معرفی می ‌نماید و می ‌فرماید: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُوْمِنینَ وَ ما أَنَا عَلَیْكُمْ بِحَفیظٍ»؛ آنچه خدا [در كسب و كارتان از سود و بهره پس از پرداخت حق مردم‏] باقى مى‏ گذارد، براى شما بهتر است اگر مومن باشید، و من بر شما نگهبان نیستم. (86، هود) 

در آیات دیگری نیز خداوند مسائل مختلفی را مصداق خیر معرفی می ‌کند و بدین وسیله آدمی را به انجام آن ‌ها دعوت می‌ نماید اما در آیاتی از بلایا و مصیبت ‌هایی یاد می ‌کند که دامنگیر آدمی می ‌شود؛ چنانکه حضرت ایوب را با ابتلای به بیماری ‌ها و مرگ عزیزان آنچنان دچار رنج و محنت می ‌کند که شکایتش به درگاه او بلند می ‌شود و ندا می‌ دهد: «إنّی مسّنی الضّر».  
حوادث طبیعی مانند زلزله، سیل، آتشفشان، قحطی و اعمال خلاف اخلاق مانند دزدی، ضرب و جرح ظالمانه، فحشا و گناه و ضار سبب شرند؛ لذا این امور از آن جهت که سبب فقدان و کمال و ایجاد درد و رنج‌اند، شر نامیده می ‌شوند؛ همچنان‌که خداوند نیز می ‌فرماید: «لَوْ یُعجّلُ اللّه‏ لِلنّاس الشَرَّ استعجالَهُم بالخیر لَقُضى الیم اَجَلُهم»؛ و اگر خدا براى مردم به همان شتاب كه آنان در كار خیر مى‏ طلبند در رساندن بلا به آنها شتاب مى ‏نمود قطعاً اجلشان فرا مى ‏رسید. (11، یونس)

قرآن شهادت در راه خدا را بهتر از تمامی اموال دنیا می ‌داند و می ‌فرماید: «وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ»؛ و اگر در راه خدا كشته شوید یا بمیرید، قطعاً آمرزش خدا و رحمت او از [همه‏] آنچه [آنان‏] جمع مى‏كنند بهتر است

در بینش قرآنی و فلسفه الهی، هدف از حیات انسانی در این جهان، لذت ‌جویی و کامجویی و خوشگذرانی نیست که اگر چیزی را منافی خوشگذرانی‌ها بود، شر باشد؛ بلکه هدف پیمودن جاده کمال و رسیدن به قله سعادت جاودانی و استقرار در جوار رحمت و رضا و رضوان الهی است: «وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ  فَكُّ رَقَبَةٍ  أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَةٍ أَوْ مِسْكِینًا ذَا مَتْرَبَةٍ ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ»؛ و تو چه دانى كه آن گردنه [سخت] چیست  بنده‏اى را آزاد كردن  یا در روز گرسنگى طعام‏دادن به یتیمى خویشاون یا بینوایى خاك‏نشین علاوه بر این از زمره كسانى باشد كه گرویده و یكدیگر را به شكیبایى و مهربانى سفارش كرده‏اند. (11-17، بلد)  
خداوند در جای دیگری می ‌فرماید: «وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً وَإِلَیْنَا تُرْجَعُونَ»؛ و شما را از راه آزمایش به بد و نیك خواهیم آزمود و به سوى ما بازگردانیده مى‏ شوید. (35، انبیاء)

و خیر و شر، فقر و غنا، جنگ و صلح، صحت و مرض، همه را برای امتحان و آزمایش انسان می‌ داند و این امتحان‌ هاست که اگر انسان از آن‌ ها پیروز بیرون بیاید، به مقامات عالی انسانی و قرب الهی می ‌رسد؛ چنانکه در مورد حضرت ابراهیم (علیه السلام) می ‌فرماید: «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»؛ و چون ابراهیم را پروردگارش با كلماتى بیازمود و وى آن همه را به انجام رسانید [خدا به او] فرمود من تو را پیشواى مردم قرار دادم. (124، بقره)  
البته برخی امتحان ‌های الهی که متضمن سختی ‌ها، رنج‌ها و فشارهاست، برای ترفیع درجات صالحان است؛ اما دسته‌ای دیگر از مصائب و رنج‌ ها برای بیداری انسان از خواب غفلت است.




- نظرات (0)

به جای تحمیل، ترغیب کنیم!

آموزش قرآن

پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در نظام آموزش و ترویج قرآن، روش ها و شیوه ‏هایى را به كار مى‏ برند كه در همه زوایاى خود، كاملاً عمومى و فراگیر هستند، به طورى كه در همه زمان ها و مكان ها و براى همه انسانها یكسان است و داراى مقبولیّت علمى، و مرحله ‏بندى و مقاطع مشخص آموزشى با رهاوردهاى تعریف شده مى ‏باشد. (1)


ترغیب به قرآن به جاى تحمیل آن

با توجّه به اصولى همچون «لَسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِر» (2) و «... وَ مَا اَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبَّار...» (3) و «... وَ مَا اَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفینَ» (4) و بررسى سراسر سیره رسول اكرم صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله در مى ‏یابیم كه آن حضرت هرگز قرآن را بر كسى تحمیل و اجبار نمى ‏كرد، بلكه همواره با ابلاغ مبین قرآن، زمینه آشنایى مردم با آن را فراهم مى ‏آورد، تا كسانى كه خواهان یادگیرى قرآن هستند، بتوانند آن را فرا بگیرند؛ چرا كه اصولاً هر نظام آموزشى ـ تربیتى كه شالوده‏اش بر اجبار و تحمیل بنا شده باشد، دیر یا زود به شكست مى ‏انجامد.

 

آسان‏سازى آموزش

قرائت ساده و آسان
پیامبر اكرم صلى ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله و معلّمان قرآن، آیات را به گونه‏اى آسان، روان و بى‏ پیرایه، اقراء و قرائت مى‏ كردند كه قرآن ‏آموزان درمى ‏یافتند همان ‏گونه كه به راحتى مى‏ توانند به زبان مادرى خویش حرف بزنند، مى ‏توانند قرآن را به آسانى استماع و تكرار كنند.
پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به گونه‏اى عمل كرد كه آموختن قرآن و قرائت آن، هویت هر فرد مسلمان را تعریف مى‏كرد.

حضرت هرگز قرآن را بر كسى تحمیل و اجبار نمى ‏كرد، بلكه همواره با ابلاغ مبین قرآن، زمینه آشنایى مردم با آن را فراهم مى ‏آورد، تا كسانى كه خواهان یادگیرى قرآن هستند، بتوانند آن را فرا بگیرند

تحسین هرگونه قرائت:

پیامبر اكرم صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏ آله با آن شناخت جامع و كاملى كه از ماهیّت و اهداف نزول قرآن و گوناگونى مخاطبان آن به خصوص از دو جنبه زبان و روان داشت، در هنگام تعلیم قرآن، هر طور كه آیات قرآن بر زبان افراد جارى مى ‏شد، آن را تحسین و تجویز مى ‏فرمود؛ و اشتباهات قرآن ‏آموزان را به صورت مستقیم و رو در رو، به ویژه در حضور دیگران، تصحیح نمى‏كرد؛ اصولاً هیچ گونه قرآن خواندنى را «غلط» محسوب نمى‏كرد، بلكه هر كس، هر طور كه مى ‏خواند، چون به هر حال قرآن مى‏ خواند، تحسین و تشویق مى‏ شد. 
به دیگر بیان، پیامبر اكرم صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله مسیر آموزش و فرایند یادگیرى یكایك قرآن ‏آموزان را متناسب و مطابق با وضعیّت و توانایى هر یك از آنان آسان مى ‏نمود، تا هیچ قرآن ‏آموزى احساس نكند كه نسبت به میزان توانایى و مشكلاتش در روند یادگیرى، بى‏ توجّهى مى ‏شود و در نهایت نتیجه بگیرد كه بهتر است قرآن نخواند و آن را رها كند؛ چنان كه وقتى بلال حبشى به علّت عدم توانایى بر تلفظ حرف «شین»، مورد انتقاد برخى از ظاهرگرایان قرار گرفته بود، پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: 
«انّ سین بلالٍ عنداللّه‏ الشین» (5)؛ نزد خداوند، سین بلال همان شین است و هیچ فرقى نمى‏كند.
از این رو، به معلّمان (مُقریان) قرآن نیز همواره سفارش مى‏نمود كه در آموزش قرآن به مسئله مهم آسان‏ سازى و آسان‏گیرى توجّهى جدّى داشته باشند و بر مبناى آن عمل نمایند:
«عَلِّموا و یسِّروا و لا تعسِّروا و بشِّروا و لا تنفِّروا» (6).
تحسین هرگونه قرائتى را مى ‏توان از جمله كلیدى ‏ترین عناصرى دانست كه در كنار اسوه بودن قرائت پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و اقراء و قرائت پیوسته ایشان در منظر صحابه (قرآن‏آموزان)، به صورت جدّى و موثّر مسئله تصحیح را در امر قرائت قرآن راهبرى مى‏كرد؛ یعنى اگر قرآن‏ آموزى، آیات قرآن را كامل و درست فرا نگرفته بود و یا آن را اشتباه قرائت مى‏كرد، هنگامى كه اقراء و قرائت پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و سایر قرآن‏آموزان را كه همواره در حال افزایش بودند، در دیگر صحنه‏ها مانند نماز، عرضه قرائت و مانند آن مى‏دید و مى ‏شنید، به اشتباه خود پى مى ‏برد و خودش آن را اصلاح مى‏ كرد.

پیامبر اكرم صلى ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله و معلّمان قرآن، آیات را به گونه‏اى آسان، روان و بى‏ پیرایه، اقراء و قرائت مى‏ كردند كه قرآن ‏آموزان درمى ‏یافتند همان ‏گونه كه به راحتى مى‏ توانند به زبان مادرى خویش حرف بزنند، مى ‏توانند قرآن را به آسانى استماع و تكرار كنند

حضرت در جایی دیگر فرموده اند:
«انّ ملكا موكّلُ بالقرآن، فمن قرأه من أعجمىٍّ اَوْ عربىٍّ فلم یقوّمه قوّمه الملك ثمّ رفعه قواما» (7).
همانا ملكى بر قرآن موكّل است، كه اگر هر كسى از عرب یا غیر عرب آن را [به هر دلیلى [درست و مرتّب آنچنان كه هست، نخواند، آن ملك قرائت آن شخص را تصحیح و مرتّب كرده، سپس نزد خداوند بالا مى‏برد» و تأكید مى‏كنند كه «اگر قارى در هنگام قرائت قرآن دچار خطا و اشتباه شد، یا قارى فردى اعجمى باشد [و به خاطر اختلاف لهجه و زبان نتواند اجزاى كلام را درست ادا كند] فرشته الهى آن را همان‏ طور كه از جانب خداوند نازل شده است [تصحیح كرده و] مى‏نویسد» (8).
این تدبیر حكیمانه پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سبب شد كه قرآن، نه تنها هیچ ‏گاه در قید و بند لهجه ‏ها و زبان ها و اختلاف فرهنگ ها و نژادها، سلیقه‏ها و ذوق ها، و حتى اجتهادهاى اشخاص نماند، بلكه هر یك از این عارضه‏ها ـ كه بر سر راه قرائت قرآن قرار داشت ـ به خوبى درك و فهم شد و مورد احترام قرار گرفت و از آنها به بهترین وجه براى ترویج قرائت قرآن میان آحاد مردم در كمترین مدت، به بیشترین و دورترین نقاط، استفاده شد.

 

پی‌نوشت ها:
1 ـ بنگرید به: محمّد على لسانى فشاركى و دیگران، طرح پژوهشى آموزش زبان قرآن، ص 600-601.
2 ـ غاشیه / 22.
3 ـ ق / 45.
4 ـ ص / 86.
5ـ مستدرك الوسائل، ج 4، ص 278.
6ـ كنز العمّال، ج 10، ص 249، ح 29330؛ صحیح مسلم، ج 2، ص 1359.
7ـ كنزالعمال، ج 1، ص 513، ح 2282 و 2283؛، ص 533، ح 2388.
8ـ همان، ج 1، ص 513، ح 2284.


- نظرات (0)

در فضیلت تلاوت سوره واقعه

اشعار مربوط به واقعه اسفناک قرآن سوزی

سوره‌ی مبارکه واقعه پنجاه و ششمین سوره قرآن است که پس از سوره‌ی الرحمن و قبل از سوره‌ی حدید در قرآن کریم قرار دارد.‌

این سوره از نظر ترتیب نزول چهل‌وششمین سوره قرآن کریم است که پس از سوره‌ی طه و قبل از سوره‌ی شعرا در مکه بر پیامبر اسلام در سال سوم بعثت و به یکباره نازل شده است.‌

سوره مبارکه واقعه 96 آیه، 378 کلمه، 1703 حرف دارد. این سوره مبارکه از نظر حجم در شمار سوره‌های مفصلات و از گروه طوال محسوب می‌شود.

سوره‌های مفصلات به سوره‌هایی گفته می‌شود که به واسطه‌ی حجم کم با عبارت بسم‌الله الرحمن الرحیم از یکدیگر جدا می‌شوند.‌

سوره واقعه در جزء بیست‌وهفتم قرآن کریم قرار دارد و قسمت کوچکی از اواخر این جزء را در برگرفته است. واقعه تنها نام این سوره‌ی مبارکه است این کلمه در نخستین آیه این سوره مبارکه آمده است.‌

مقصود از واقعه حادثه‌ی وقوع رستاخیز است که وقوع آن حتمی و قطعی است هر چند برخی معتقدند که واقعه کلی از نام‌های روز قیامت است.‌ این کلمه به همراه دیگر مشتقات 24 مرتبه در قرآن کریم آمده است.

برخی از ویژگی‌های سوره مبارکه واقعه عبارتند از: بیان برخی از ویژگی‌ها و رخدادهای مهم روز قیامت و احوال مجرمان و مؤمنان پس از مرگ، در آیه 75 این سوره به جایگاه ستارگان سوگند یاد شده است.‌

در سوره‌ی مبارکه واقعه دو بار با عبارت فسبح بسمک ربک العظیم به حمد و تسبیح پروردگار به صورت خاص امر شده است.‌ در این سوره مبارکه براهینی در خصوص توحید و وحدانیت پروردگار و قدرت مطلق حضرتش آمده است.‌

اشاره به برخی از حوادث وقوع روز قیامت، تصریح به این حقیقت که در روز قیامت انسان‌ها در یکی از سه گروه اصحاب یمین، شمال و سابقون قرار دارند، ارائه استدلال‌های توحیدی به صورت پرسش و پاسخ این مباحث روح آدمی به حقیقت قدرت مطلق پروردگار آگاه می‌سازد.‌

امام جعفر صادق (علیه‌السلام) در برهان آمده که هر کس شب‌های جمعه سوره (اذا وقعت الواقعه) را قرائت کند، خدا و خلق او را دوست می‌دارند، و در دنیا تنگی و گدایی نبیند و آفتی از آفات دنیا به وی نرسد و در آخرت از رفقای حضرت امیر المومنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) باشد

اشاره به مباحث دیگری در خصوص معاد و روز رستاخیز فرمان به تسبیح تقدیس ذات پروردگار از مهم‌ترین موضوع اصلی طرح شده در سوره‌ی مبارکه واقعه است.‌

محور اصلی این سوره مسئله رستاخیز است. در ابتدای سوره‌ی نشانه‌های رستاخیز بیان شده است در اواسط سوره نیز شبهاتی در مورد معاد مطرح شده که در آیه 60 به آن اشاره شده است. در ادامه‌ی سوره نیز مسئله عظمت قرآن و مراتب فهم و درک آن در آیات 72 به بعد مطرح شده است.‌

دیگر محور اساسی این سوره بیان سرگذشت سه گروه است یعنی در حقیقت خداوند مردم را در این سوره به سه دسته تقسیم می‌کند در آیات آغازین این سوره آمده که شما سه گروه هستید اولین اصحاب گروه میمون و بابرکت هستند که سرنوشت آن‌ها به بهشت ختم می‌شود.

دومین گروه کسانی هستند که سرنوشت شوم دارند روی سعادت را نمی‌بینند این افراد به اصحاب شمال معروف هستند. سومین گروه آن‌هایی هستند که از دو گروه قبلی بالاترند کسانی که در ایمان از دیگران سبقت گرفته‌اند در حقیقت قرآن در سوره واقعه با بیان سرگذشت زندگی این افراد درس بزرگی را به مردم می‌دهند.

 

در فضیلت تلاوت همراه با تدبر و تفکر سوره‌ی مبارکه واقعه از پیامبر (صلی الله علیه و آ له)

روایت است هر کس در هر شب سوره‌ی واقعه را تلاوت کند هرگز فقر و تنگدستی او را در برنخواهد گرفت.‌

در روایت دیگری از آن حضرت آمده است که سوره‌ی واقعه سوره‌ی بی‌نیازی است آن را بخوانید و به کودکان خود بیاموزید.‌

در روایت دیگری از پیامبر گرامی اسلام می‌خوانیم تلاوت کننده‌ی سوره واقعه در زمره غافلان محسوب نخواهد شد.‌

در روایتی نیز از امام صادق (علیه‌السلام)، آمده است هر کس سوره‌ی واقعه را در هر شب جمعه بخواند خداوند او را دوست دارد و نزد همه مردم محبوب می‌کند و هرگز در دنیا ناراحتی نمی‌بیند و فقر و آفتی از آفات دنیا دامن گیرش نشده از دوستان علی (علیه‌السلام) خواهد بود.‌

امام جعفر صادق (علیه‌السلام) در برهان آمده که هر کس شب‌های جمعه سوره (اذا وقعت الواقعه) را قرائت کند، خدا و خلق او را دوست می‌دارند، و در دنیا تنگی و گدایی نبیند و آفتی از آفات دنیا به وی نرسد و در آخرت از رفقای حضرت امیر المومنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) باشد.

محور اصلی این سوره مسئله رستاخیز است. در ابتدای سوره‌ی نشانه‌های رستاخیز بیان شده است در اواسط سوره نیز شبهاتی در مورد معاد مطرح شده که در آیه 60 به آن اشاره شده است. در ادامه‌ی سوره نیز مسئله عظمت قرآن و مراتب فهم و درک آن در آیات 72 به بعد مطرح شده است.

ختم سوره اذا واقعه

جهت وسعت رزق ابتدا کند از شب جمعه و در شب جمعه دیگر ختم کند و در هر شب پنج مرتبه سوره اذا واقعه را بخواند و بعد از هر مرتبه این دعا را بخواند:

اللهمانی اَسْئَلُکَ رِزْقاً واسِعاً حَلالاً طَیَّباً به غیرِ کَدْوً اِسْتَجِبْ دُعائی به غیرِ رَدًّ وَ اَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفَقْرِ وَ الدَّینِ وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدً وَ آلِهِ الطّاه‌ِرینَ

 

ختم بسیار مجرّب اذا واقعه

در هر ماهی که روز دوشنبه اولش باشد شروع کند. روز اول یک مرتبه و روز دوم دو مرتبه تا روز چهاردهم چهارده مرتبه خوانده شود. روز اول که ماه است هنگام شروع دو رکعت نماز حاجت بخواند و بعد از نماز تسبیح حضرت زهرا (سلام الله علیها) را بگوید و روزهای پنجشنبه بین این چهارده روز بعد از قرائت سوره اذا واقعه این دعا را یک مرتبه بخواند.

بِسم الله الرَّحْمنِ الرَّحیم

یا واجِدُ یا ماجِدُ یا جَوادُ یا حَلیمُ وَ یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا کَریمُ اَسْئَلُکَ تُحْفَهً مِنْ تُحَفاتِکَ تَلُمَّ بِها شَعَثی وَ تُقْضی بِها دَیْنی وَ تُصْلِحُ بِها شَأنی بِرَحْمَتِکَ یا سَیّدی اَللّهُمَّ اِنْ کانَ رِزْقی فِی السَّماءِ فَأنْزِلْهُ وَ اِنْ کانَ فِی الأرْضِ فَاَخْرِجْهُ وَ اِنْ کانَ بَعیداً فَقَرّبْهُ وَ اِنْ کانَ قَریباً فَیَسَّرهُ وَ اِنْ کانَ قَلیلاً فَکَثَّرْهُ وَ اِنْ کانَ کَثیراً فَبارِکْ لی تَکُنْ فَکَوْنِهِ بِکَیْنُونِیَّنِکَ وَ وَحْدانِیَّنِکَ اَللّهُمَّ انْقَلِبْ اِلی حَیْثُ اَکُونُ وَ لا تَنْقُلُنی اِلَیْهِ حَیْثُ یَکُونُ اِنَّکَ عَلی کُلَّ شَیْءٍ قَدیرٍ یا رَحیمُ یا غَنیُّ وَ صَلَّ عَلی مُحَمَّدٍ اَتْمِمْ عَلَیْنا نَعْمَتِکَ وَ هَنَّئْنا کَرامِتِکَ بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

آشنایی با سوره‌های قرآن کریم، سیمای قرآن، 29 دی‌ماه 84.‌



- نظرات (0)

آزادی در عمل، آزادی در انتخاب دین

دین

از تمام آیات قرآن به روشنی استفاده می شود که خداوند انسان را در انتخاب اصل دین کاملا آزاد گذاشته است، که با تفکر، اندیشه، تامل و تحقیق کافی راه درست را انتخاب کند؛ چرا که عقیده و اعتقاد یک امر قلبی است و اجبار پذیر نیست. با این حال گرچه انسان در انتخاب دین آزاد است، لکن عقل سلیم حکم می کند که بهترین، کامل ترین و سرآمدترین دین را انتخاب نماید و پس از گزینش، موظف است همه قوانین و مقررات آن را رعایت کند و از هر نوع تخلف و بی نظمی و قانون شکنی بپرهیزد.


با دقت، توجه و تعمق در آیات قرآن می توان به آسانی به این مسئله واقف گشت که آزادی و اختیار در تمام مراحل زندگی و حیات انسان در ابعاد و موضوعات مختلف مورد توجه و مطرح است. مانند آزادی و اختیار در انتخاب و پذیرش دین، انجام عبادات و اعمال، بیان و قلم، تعلیم و تعلم، خوردن و آشامیدن (مسائل اقتصادی)، اخلاق فردی و اجتماعی، تفکر و اندیشه، اندیشه درباره قرآن و آفرینش انسان و جهان، و ... .

در این نوشته به تبیین آزادی عمل و آزادی در انتخاب دین از منظر قرآن می پردازیم:

قرآن و آزادی در عمل

ظاهر آیات فراوان دیگری دلالت دارد به اینکه انسان در عمل خود از آزادی و اختیار کاملی برخوردار است؛ اگر عمل نیکو انجام دهد از اجر و ثواب آن بهره مند می شود و در رحمت الهی به روی او باز است، و جایگاه او بهشت خواهد بود و اگر به امر خداوند توجه نکرده، اعمال باطل و گناه را مرتکب شود، از در رحمت الهی دور بوده و مۆاخذه خواهد شد و جایگاه او آتش سوزان جهنم است.

- «إِنَّ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی آیَاتِنَا لَا یَخْفَوْنَ عَلَیْنَا أَفَمَن یُلْقَى فِی النَّارِ خَیْرٌ أَم مَّن یَأْتِی آمِنًا یَوْمَ الْقِیَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ»؛ (فصلت/40)

«كسانى كه در [فهم و ارائه] آیات ما كژ مى ‏روند بر ما پوشیده نیستند آیا كسى كه در آتش افكنده مى ‏شود بهتر است ‏یا كسى كه روز قیامت آسوده‏خاطر مى‏ آید هر چه مى‏ خواهید بكنید كه او به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست.»

در این آیه، عبارت «اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ» نشانه آزادی در عمل است.

- «وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاوُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلاَ یَهْتَدُونَ» (بقره/170)

«و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل كرده است پیروى كنید مى‏ گویند نه بلكه از چیزى كه پدران خود را بر آن یافته‏ایم پیروى مى ‏كنیم آیا هر چند پدرانشان چیزى را درك نمى ‏كرده و به راه صواب نمى ‏رفته‏اند [باز هم در خور پیروى هستند]»

اینکه می گویند: از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می کنیم، نشانه آزادی آنها در انجام اعمال است.

خداوند انسان را در انتخاب اصل دین کاملا آزاد گذاشته است، که با تفکر، اندیشه، تامل و تحقیق کافی راه درست را انتخاب کند؛ چرا که عقیده و اعتقاد یک امر قلبی است و اجبارپذیر نیست

قرآن و آزادی در انتخاب دین

از ظاهر دسته ای از آیات قرآن بر می آید که خداوند انسان را در انتخاب دین آزاد گذاشته است؛ تا انسان ها بتوانند با تفکر و اندیشه کامل و به حکم عقل سلیم، بهترین، کامل ترین، جامع ترین و سرآمدترین دین را برگزینند.

تفاوت این آیات نسبت به آیات دسته اول در این است که این آیات نسبت به آیات قبل خصوصی تر هستند. یعنی فقط آزادی در انتخاب اصل دین را بیان می کنند، بر خلاف آیات دسته اول که شامل دین و لوازم آن می شدند.

در این باره آیات فراوانی وارد شده است که نمونه هایی از آن را در ذیل متذکر می شویم:

«لاَ إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُوْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛ (1)

«در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار كه آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست.»

«إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا»؛ (2)

«قطعاً این [آیات] اندرزى است تا هر كه بخواهد به سوى پروردگار خود راهى در پیش گیرد.»

«وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْیُوْمِن وَمَن شَاء فَلْیَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن یَسْتَغِیثُوا یُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا»؛ (3)

«و بگو حق از پروردگارتان [رسیده] است پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند كه ما براى ستمگران آتشى آماده كرده‏ایم كه سرا پرده‏هایش آنان را در بر مى‏ گیرد و اگر فریاد رسى جویند به آبى چون مس گداخته كه چهره ‏ها را بریان مى ‏كند یارى مى ‏شوند وه چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است.»

انسان در عمل خود از آزادی و اختیار کاملی برخوردار است؛ اگر عمل نیکو انجام دهد از اجر و ثواب آن بهره مند می شود و در رحمت الهی به روی او باز است، و جایگاه او بهشت خواهد بود و اگر به امر خداوند توجه نکرده، اعمال باطل و گناه را مرتکب شود، از در رحمت الهی دور بوده و مۆاخذه خواهد شد و جایگاه او آتش سوزان جهنم است

«وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِی الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِیعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَكُونُواْ مُوْمِنِینَ»؛ (4)

«و اگر پروردگار تو مى ‏خواست قطعاً هر كه در زمین است همه آنها یكسر ایمان مى ‏آوردند پس آیا تو مردم را ناگزیر مى ‏كنى كه بگروند.»

«سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاوُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَیْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ

قلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِینَ»؛ (5)

«كسانى كه شرك آوردند به زودى خواهند گفت اگر خدا مى ‏خواست نه ما و نه پدرانمان شرك نمى‏ آوردیم و چیزى را [خودسرانه] تحریم نمى‏ كردیم كسانى هم كه پیش از آنان بودند همین گونه [پیامبران خود را] تكذیب كردند تا عقوبت ما را چشیدند بگو آیا نزد شما دانشى هست كه آن را براى ما آشكار كنید شما جز از گمان پیروى نمى ‏كنید و جز دروغ نمى ‏گویید.

بگو برهان رسا ویژه خداست و اگر [خدا] مى ‏خواست قطعاً همه شما را هدایت مى‏ كرد.»

از تمام آیات گذشته به طور روشن استفاده می شود که خداوند انسان را در انتخاب اصل دین کاملا آزاد گذاشته است، که با تفکر، اندیشه، تامل و تحقیق کافی راه درست را انتخاب کند؛ چرا که عقیده و اعتقاد یک امر قلبی است و اجبارپذیر نیست.

 

پی نوشت ها:

1) بقره/256

2) مزمل/19

3) کهف/29

4) یونس/99

5) انعام/148 و 149




- نظرات (0)