سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

خوراکی های ممنوع در قرآن

لقمه حرام، گوشت حرام
در قرآن برخی از خوراکیها به عنوان غذای ممنوع و حرام معرفی شده است. البته خوراکی های حرام منحصر به مواردی که در قرآن ذکر شده نیست و موارد دیگری نیز وجود دارد که در کتب فقهی آمده است. اما بدون تردید، آنچه در قرآن کریم حرام دانسته شده، از اهمیت بیشتری برخوردار است. این موارد تحریم شده را میتوان در دو دسته طبقهبندی کرد: ۱. آن مواردی که در اصل حلال بوده و بعداً به خاطر عارضهای حرام اعلام شده است؛ ۲. مواردی که از اصل حرام اعلام شده است.

از موارد نخست میتوان به حیوان حلال گوشتی که به طریق شرعی ذبح نشده و یا هنگام ذبح آن، اسم خدا را نبرده اند اشاره کرد و از دسته دوم، خون، شراب، خوک و حیوانات حرام گوشت دیگر را میتوان نام برد.

در آیه ای از قرآن کریم، به این موارد اشاره شده است: «حُرِّمَتْ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطیحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّیْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ»(1) ؛

«گوشت مردار و خون و گوشت خوك، و حیواناتى كه به غیر نام خدا ذبح شوند و حیوانات خفه شده و به زجر كشته شده و آنها كه بر اثر پرت شدن از بلندى بمیرند و آنها كه به ضرب شاخ حیوان دیگرى مرده باشند و باقیمانده صید حیوان درنده – مگر آنكه (به موقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید – و حیواناتى كه روى بتها (یا در برابر آنها) ذبح مى شوند، (همه) بر شما حرام شده است و (همچنین) قسمت كردن گوشت حیوان به وسیله چوبه هاى تیر مخصوص بخت آزمایى؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است ». 

در روایت گهرباری، امام صادق (علیه السلام) در فلسفه تحریم نمودن گوشت مردار، خون و گوشت خوک به طور کلی توسط خداوند متعال فرمودهاند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ یُحَرِّمْ ذَلِكَ عَلَى عِبَادِهِ وَ أَحَلَّ لَهُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكَ مِنْ رَغْبَةٍ فِیمَا أَحَلَّ لَهُمْ وَ لَا زُهْدٍ فِیمَا حَرَّمَهُ عَلَیْهِمْ وَ لَكِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا تَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا یُصْلِحُهُمْ فَأَحَلَّهُ لَهُمْ وَ أَبَاحَهُ لَهُمْ وَ عَلِمَ مَا یَضُرُّهُمْ فَنَه همْ عَنْه »(2)؛

«خداوند متعال آنها را بر بندگانش حرام نفرمود و غیر آن را حلال نگردانید به خاطر علاقهای که به حلالها داشته و نسبت به حرامها بیرغبت بوده، بلكه خداوند عزّ و جلّ مردم را آفریده و مى داند چه چیز بدن آنها را مقاوم مى كند و صلاح حال آنان است؛ پس آن را بر ایشان حلال كرده و استفاده بردن از آن را مباح و جایز شمرده است و نیز دانسته است چه چیز به آنان زیان مى رساند؛ پس آنان را از خوردن یا ارتكاب آن نهى فرمود».

بنابر این روایت شریف، در حلال و حرامهای خداوند، سلامتی جسم انسانها هم لحاظ شده است. از این رو دانش بشر، می تواند در این گونه موارد، به تحقیق بپردازد و به پارهای از فواید امور حلال و مضرات امور حرام، پی ببرد.

پی نوشت:
1- المائده (۵)، آیه ۳.
2- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین ، ۱۴۰۴ قمری، چاپ دوم، ج  ۳، ص ۳۴۵.


- نظرات (0)

سوره "مومنون"

مومنون

سوره مومنون مکّى است. این سوره در ترتیب مصحف سومین سوره و در ترتیب نزول هفتاد و چهارمین سوره قرآن کریم است که پیش از آن سوره "انبیاء" و پس از آن سوره "سجده" نازل شده است.

فضیلت سوره

ابى‌بن کعب از پیامبر(ص) روایت کرده است که هر که این سوره را بخواند، فرشتگان در روز قیامت او را به روح و ریحان و آنچه موجب چشم روشنى است، بشارت می‌دهند.

امام صادق (ع) فرمود: هر که این سوره را بخواند و در هر جمعه تکرار کند، خداوند کار او را به سعادت ختم می‌کند و در بهشت برین با انبیاء و مرسلین است.

هدف سوره

در این سوره بر ایمان به خدا و روز قیامت دعوت شده و فرق‌هایى که میان مؤمنین و کفّار هست، شمرده شده است. صفات پسندیده و فضایى که در مؤمنان و رذائل اخلاقى و اعمال زشتى که در کفّار هست ذکر شده و به دنبالش مژده‌ها و بیم‌ها داده که بیم‌هاى آن متضمّن ذکر عذاب آخرت و بلاهاى دنیایى است. بلاهایى که امت‌هاى گذشته را به‌خاطر تکذیب دعوت حق از بین برد و منقرض ساخت. و از دوران نوح (ع) گرفته از هر امتى نمونه‌اى ذکر کرده، تا به عیسى (ع) رسیده است.


- نظرات (0)

بدترین مردم در نزد خداوند

قران

در آیات متعددی از قرآن، نام بدترین موجودات آمده است. در تعبیری، اینان همان انسان‌های کافر و یا از حق روی گردانی‌اند که به عنوان بدترین جنبندگان معرفی شده‌اند:

«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ؛ (انفال (8) آیه 22)
قطعاً بدترین جانوران نزد خدا کران و لالانی اند که اصلاً تعقل نمی‌کنند».
و «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ کَفَرُوا فَهُمْ لا یُۆْمِنُونَ؛ (انفال، آیه 55)
بدترین جانوران نزد خدا آنانی اند که کافر شدند (و بر اثر لجاجت بر کفر خود) ایمان هم نخواهند آورد».

خوب است به بیان بعضی از مفسران در تفسیر آیات مذکور و نیز آیات مورد بحث توجه کنیم:
1."إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فی‌ها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ".
"أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ" (بدترین مخلوقات) تعبیر تکان‌دهنده‌ای است که نشان می‌دهد در میان تمام جنبندگان و غیر جنبندگان، موجودی مطرودتر از کسانی که بعد از وضوح حق و اتمام حجت، راه راست را رها کرده، در ضلالت گام می‌نهند، یافت نمی‌شود.

این حقیقت در آیه 22 سوره انفال آمده: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ؛
بدترین جنبندگان نزد خداوند افرادی هستند که نه گوش شنوا دارند و نه زبان گویا و نه اندیشه بیدار!

در سوره اعراف (آیه 179) آمده که بعد از ذکر گروه دوزخیان با همین اوصاف می‌فرماید: أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ؛همچون چهارپایان‌اند، بلکه گمراه‌تر، آن‌ها غافلان‌اند.

آیه مورد بحث مطلبی فراتر از این‌ها نیز دارد چرا که آن‌ها را بدترین مخلوقات معرفی کرده، این در حقیقت به منزله بیان دلیلی است برای خلود آن‌ها در آتش دوزخ.

چرا بدترین مخلوقات نباشند، در حالی که تمام درهای سعادت به رویشان گشوده شده و از روی کبر و غرور و عناد و لجاج آگاهانه به مخالفت برخاستند؟ (تفسیر نمونه، ج 27، ص 208)

2. در میان دوابّ، (جنبنده) بدتر از سگ و خوک که نجس العین هستند نداریم. البته به مراتب کفار و منافقان و غلات و خوارج و نصاب و مرتدین نجس‌تر از کلب و خوک و خبیث‌تر از آن‌ها هستند. (أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص: 97)

3. إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ؛ بدترین جنبندگان روی زمین نزد حکم الهی، کرانند از شنیدن حق، گنگانند از گفتن حق، آنان که حق را در نمی‌یابند، یعنی تدبر نمی‌کنند تا هدایت شوند.

این جماعت بدترین حیواناتند که از عقل و مقتضیات آن روی بر تافته و به جانب قوای بهیمی و شهوات نفسانی شتافته، به سوء اختیار خود را از ملکات فاضل انسانی باز داشته، به صورت انسانی، ولی به سیرت حیوانی‌اند. (تفسیر اثنا عشری، ج 4، ص 315)

4. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه که خدا بدترین و بهترین مردم را معرفی کرده، نوشته است:
" إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فی‌ها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ" (سوره بینه آیه 6) یعنی کسانی که از اهل کتاب و مشرکان به این آئین جدید کافر شدند، در آتش جهنم و به طور دائم خواهند بود، این گونه افراد بدترین خلق خدایند (چون نعمت هدایت بالاترین نعمت‌های الهی است، و کفران آن بدترین کفران ها است) در مقابل بدترین مردم بهترین مردم نیز معرفی شده‌اند:

" إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ" در این آیه خیریت را منحصر در مومنان کرده، که اعمال صالح انجام می‌دهند، همچنان که در آیه قبلی شرّیت را منحصر در کفار می‌کرد. (ترجمه المیزان، ج 20، ص 578)
در این آیه، معیار بهترین و بدترین بودن مخلوقات در نظر قرآن به صراحت بیان شده است. ایمان و کفر، دو عیار واقعی سنجش شخصیتی انسان‌ها است که ایمان موجب تعالی و کفر موجب سقوط است.

نتیجه :
بدترین مردم نزد خدا کافران و مشرکان هستند. هر چند در آیات دیگری از قرآن بعضی از انسان‌ها به دلیل خطاهایی که مرتکب شده و یا می‌شوند، بدترین خلق معرفی شده‌اند، ولی با توجه به همان دو معیار که تمام خوبی‌ها در ایمان و تمام بدی‌ها در کفر خلاصه می‌شود، بقیه مصادیق، چه از نظر خوبی و چه بدی به همان دو محور مربوط می‌شود و زیر مجموعه آن دو است، زیرا منشأ تمام خوبی‌ها ایمان، و منشأ تمام بدی‌ها کفر است.


- نظرات (0)

سوره مومنون

مومنون

سوره مومنون مکّى است. این سوره در ترتیب مصحف سومین سوره و در ترتیب نزول هفتاد و چهارمین سوره قرآن کریم است که پیش از آن سوره "انبیاء" و پس از آن سوره "سجده" نازل شده است.

فضیلت سوره

ابى‌بن کعب از پیامبر(ص) روایت کرده است که هر که این سوره را بخواند، فرشتگان در روز قیامت او را به روح و ریحان و آنچه موجب چشم روشنى است، بشارت می‌دهند.

امام صادق (ع) فرمود: هر که این سوره را بخواند و در هر جمعه تکرار کند، خداوند کار او را به سعادت ختم می‌کند و در بهشت برین با انبیاء و مرسلین است.

هدف سوره

در این سوره بر ایمان به خدا و روز قیامت دعوت شده و فرق‌هایى که میان مؤمنین و کفّار هست، شمرده شده است. صفات پسندیده و فضایى که در مؤمنان و رذائل اخلاقى و اعمال زشتى که در کفّار هست ذکر شده و به دنبالش مژده‌ها و بیم‌ها داده که بیم‌هاى آن متضمّن ذکر عذاب آخرت و بلاهاى دنیایى است. بلاهایى که امت‌هاى گذشته را به‌خاطر تکذیب دعوت حق از بین برد و منقرض ساخت. و از دوران نوح (ع) گرفته از هر امتى نمونه‌اى ذکر کرده، تا به عیسى (ع) رسیده است.


- نظرات (0)

عامل گرفتاری قوم شعیب


عذاب

دقت در کسب حلال و دوری از اموال حرام از تأکیدات مهم دین مبین اسلام به تمام انسان‌هاست. در دیدگاه دین اسلام جامعه‌ای به سعادت دنیوی و اخروی دست می‌یابد که دارای اقتصاد سالم‌تر باشد. چرا که این مسأله ارتباط مستقیمی با تأمین نیاز‌های جسم انسان و پاکی و ناپاکی روح، اندیشه و ایمان وباور‌های قلبی او دارد. برای درک دقیق‌تر تأثیر رزق بر سرنوشت افراد همین بس که امام حسین(ع) در روز عاشورا مهم‌ترین عامل عداوت دشمنان را روی آوردن به حرام معرفی کردند و خطاب به آن‌ها فرمود: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ... ؛‌ شکم‌های شما از حرام پر شده است که حاضر نیستید صدای مرا بشنوید». جالب است که لشکریان دشمن از مسلمانان بودند که تقید به عبادات شرعی داشتند و تنها به واسطه روی آوردن به اموال حرام از مسیر حق خارج شدند؛ از این رو پیامبر(ص) در روایتی فرمودند: «الْعِبَادَةُ مَعَ أَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ علَى الْمَاء؛ کسی که مال حرام می‌خورد و عبادت هم می‌کند، مثل کسی است که روی آب ساختمان می‌سازد.» (عدة الداعی، ص302)

بنابراین اگر مسیر کسب روزی از طریق حلال باشد، جامعه به رستگاری می‌رسد در غیر این صورت آثار و تبعات آن گریبان‌گیر مردم خواهد بود. بر اساس آیاتی از قرآن جوامعی به دلیل عدم تقید به نوع درآمدشان مورد عذاب الهی قرار گرفتند که از جمله آن‌ها قوم شعیب(ع) بود: «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّة»؛ «عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه‌خیز) آنها(قوم شعیب) را فرا گرفت». در آیات مربوط به  حضرت شعیب علیه‌السلام و قومش می‌خوانیم که آن حضرت بعد از دعوت به توحید، قوم خود را به حق و عدالت در امور مالی و تجارت دعوت کرد و در نهایت کسانی که قبول نکردند، به عذاب الهی گرفتار شدند. این خود نشان می‌دهد که مسائل اقتصادی یک جامعه را نمی‌توان ساده شمرد و نیز نشان می‌دهد که پیامبران فقط مأمور به مسائل اخلاقی و عبادی نبوده‌اند بلکه اصلاح وضع نابسامان اجتماعی و اقتصادی نیز بخش مهمی از دعوت آنها را تشکیل می‌داده است.


- نظرات (0)

روزی بی حساب

دعا و قرآن

آیات ۳۷ و ۳۸ سوره مبارکه نور به خصوصیات انسان‌هایی اشاره می‌کند که هیچ چیز دنیایی آنها را از یاد خدا غافل نمی‌کند و با این حال از روز قیامت و حساب و کتاب بیمناک هستند. اینها کسانی هستند که خداوند بیش از آنچه عمل خیرشان است به آنها پاداش می‌دهد. پاداشی که حساب و کتاب ندارد و میزان آن فراوان و فوق انتظار است.

اهمیت اطاعت از خدا و غافل نشدن از او و فرامینش نکاتی است که در این آیه آمده و کسانی که هیچ چیز دنیایی نتواند آنها را از یاد خدا غافل کند قطعاً سعادتمند دنیا و آخرت هستند.

مردان و زنان با ایمانی که از هدایت الهی بهره‌مند می‌شوند، برای رفع نیاز‌های مادی و دنیوی خود تلاش می‌کنند و به کسب و کار و تجارت می‌پردازند، اما این کارها آنها را از امور معنوی و انجام وظایف دینی باز نمی‌دارد و همواره به فکر عاقبت کار خود هستند و توجه دارند که باید در دادگاه قیامت حاضر شده و پاسخگوی کارهای خود باشند. همین امر، به عنوان عاملی قوی، اهل ایمان را از زشتی‌ها باز می دارد و به سوی کارهای خوب و شایسته سوق می‌دهد.

به این آیات توجه کنید

رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَرَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِیتَآءِ الزَّکَوةِ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَرُ(۳۷)
لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ‏(۳۸)

ترجمه

مردانى که هیچ تجارت و معامله‏‌اى آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات، سرگرم و مشغول نمى‏‌کند، از روزى که در آن، دل‌ها و چشم‏‌ها دگرگون مى‏‌شود بیمناک‌اند.(۳۷)
تا خداوند به آنان به نیکوتر از آنچه کرده‏‌اند پاداش بدهد و از فضل و رحمت خویش بر پاداششان بی‌افزاید و خداوند هر کس را بخواهد بدون حساب روزى مى‏‌دهد.(۳۸)

کلمه‏ «رِجال» در این آیه شامل همه‏ بندگان خدا مى‏‌شود، چه مرد و چه زن. «تجارت»، داد و ستد دائمى براى به دست آوردن سود است، ولى «بیع» خرید و فروش مقطعى براى رفع نیازهاى زندگى است.(تفسیر المیزان)

در حدیث مى‏‌خوانیم: مراد از کسانى که در این آیه از آنها یاد شده است، تجارى هستند که با شنیدن صداى اذان، تجارت را رها مى‏‌کنند و به سوى نماز مى‏‌روند.

تجارت، تنها عاملى نیست که انسان را سرگرم مى‏‌کند و از یاد خدا باز مى‏‌دارد، عوامل دیگرى نیز در قرآن کریم ذکر شده است، از جمله: تکاثر، آرزو، فرزند و دوست بد.

پیام ها

کسانى که تجارت آنان را غافل نکند، مردان بزرگى هستند. («رجالٌ» با تنوین آمده که علامت بزرگى و عظمت است)

اگر ایمان و اراده‏ قوى باشد، ابزار و وسائل اثرى ندارند. «لا تُلهیهم تجارة»

بازار اسلامى، هنگام نماز باید تعطیل شود. «لا تُلهیهم تجارة»

حتّى کارهاى حلال و مباح نباید انسان را از یاد خدا غافل کند، چه رسد به کارهاى مکروه و حرام. «لا تُلهیهم تجارة»

ترک تجارت، ارزش نیست، بلکه تجارت همراه با یاد خدا و نماز و زکات ارزش است. «لا تُلهیهم تجارة... عن ذکر اللّه و...» (مردان خدا براى زندگى دنیوى تلاش مى‏کنند، ولى از آخرت غافل نیستند.)

ایمان به آخرت، دنیا را نزد انسان کوچک مى‏‌کند. «لا تُلهیهم... یخافون یوماً»

با این که نماز ذکر خداست، ولى به خاطر اهمیّت، جداگانه مطرح شده است. «ذکر اللّه و اقام الصلوة»

نماز و زکات، در کنار یکدیگرند و کسانى استحقاق ستایش دارند که اهل هر دو باشند. «اِقام الصّلوة و ایتاء الزّکاة»

دنیا، شما را از آخرت غافل نکند. «یَخافون یوماً»

صحنه‏‌هاى قیامت، چشم‏‌ها را خاشع و دلها را منقلب مى‏‌سازد. «تَتقلّب فیه القلوب والابصار»

خداوند کم و کاستى‏‌هاى اعمال مردان خدا را جبران کرده و پاداش کامل به آنان مى‏‌دهد. «لِیجزیَهم اللّه أحسن ما
عملوا»

پاداش را بیش از عمل بدهید. «و یزیدهم من فضله» (در اسلام سفارش شده است که مزد را معیّن کنید، ولى هنگام
پرداخت بیش از آن مقدار بدهید.)

اگر از سود دنیا بگذرید، به سود بى‏‌حساب آخرت مى‏‌رسید. «لاتُلهیهم تجارة - واللّه یرزق ... بغیرحساب» (مراد از رزقِ
بى‏‌حساب، پاداشى فراوان و فوق انتظار است.)


- نظرات (0)

شاه کلیدحقیقی شادی

شادی در قران
«آیه شریفه ای در قرآن وجود دارد که می فرماید: لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ. این یکی از آن نشانه های مهم و اساسی است که در این باره در قرآن مطرح شده است. آیه به ما می گوید به آنچه که از دست می دهید زیاد اندوه نخورید و به خاطر آن چیزی هم که به دست می آورید زیاد شادمان نشوید. اگر نعمت و لذتی از دست رفت به جرع و فزع نیفتید. این طور نباشد فکر کنید دنیا روی سرتان خراب شده است و همه چیز به بن بست رسیده و زندگی تمام شده است.  در حقیقت انسان مومن به قدری ظرفیت و  سعه صدر و کمال دارد که حتی اگر دنیایش را هم از او بگیرند می گوید من خدا دارم و رازق و پشتیبان من خداوند است و او  مرا رها نمی کند. در آن سو آیه تصریح می کند که اگر دنیا به شما روی کرد و به نعمت و گشایشی رسیدید نباید سرمست و مغرور شوید.  این همان اعتدالی است که از آن سخن گفتیم و باز این جا هم می بینید که در حقیقت انسان مومن انسانی معتدلی است که نه از به دست آوردن سرمست و مغرور می شود و نه به خاطر از دست دادن دچار چنان حرمانی می شود که خود را ببازد. »

آنچه در ادامه می آید  بخش دوم گفتگوی گروه قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با محمود کریمی، استاد  علوم قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق (ع) درباره نسبت دین و شادی است که در ادامه می آید.

با توجه به آن چیزی که در بخش اول گفتگو بیان کردید می توان گفت در حقیقت تامین شادی عمیق و مانا برای انسان زمانی می تواند روی دهد که بتواند خوراکی مناسب برای روح خود فراهم نماید؟

بله و البته توجه کنیم که  نه تنها در اسلام که در همه ادیان این خوراک های معنوی و روحی آماده شده است. شما در اسلام پنج بار نماز را به عنوان نماز واجب تجربه می کنید. ظاهر قضیه تکلیف است و کسی که معتقد نباشد حتی شاید برای او ملال آور هم باشد اما آن کسی که با نماز ارتباط حقیقی می گیرد می داند که با بالاترین قدرت که خداوند باشد رابطه برقرار کرده است و چون به بالاترین قدرت متصل شده است پس ترسی هم نخواهد داشت. وجودی هم که در آن ترسی نباشد و خوف و نگرانی از آینده و پیش آمدهای فردا نداشته باشد در آن صورت به شادی خواهد رسید. چرا بسیاری از افراد در زندگی دچار نگرانی هستند و انواع ترس ها اجازه نمی دهد که آن ها  با شادی عمیقی مواجه شوند؟  به خاطر این که آن ارتباط با خداوند را نه به شکل ملال آور که به شکل حقیقی تجریه نمی کنند اما وقتی کسی خود را متصل به یک قدرت عظیم می بیند این چنین کسی می داند که رشته امور جهان دست این و آن نیست که دچار تشویش کند و حتی اگر مصیبت و ناگواری ای به این فرد برسد آن مصیبت و ناگواری آرامش عمیق درونی آن فرد را به هم نمی زند.

در حقیقت بسته به این که شما در ظاهر و رویه زندگی سکنی گزیده باشید یا عمیقا متصل باشی به آن فطرت و درون مایه اصلی باشید نگاه شما به اتفاقات عالم تغییر خواهد کرد. مثلا وقت کسی صدقه می دهد یا انفاق می کند زکات می دهد در لایه اول و ظاهری این طور به نظر می رسد که از فرد کم می شود اما وقتی کسی با حقیقت این اعمال آشنا شد احساس می کند هر کمکی به دیگران در حقیقت کمک به خود اوست. هر بخششی در حقیقت بخشیدن خود است چون وقتی کسی در مسیر انفاق و بخشایش قرار می گیرد به سعه صدر می رسد و روح بزرگ و فراخی می یابد و فرد این را در درون خود حس می کند  ظرفیتی پیدا کرده است که پیش تر در خود احساس نمی کرد و این هاست که انسان را مستعد شادی حقیقی می کند. شادی حقیقی وقتی ظاهر می شود که شما واجد چنان ظرفیتی می شوید که دیگر حوادث عالم از آنچه خوشایند به نظر می رسد یا ناخوشایند تاثیر چندانی بر روی شما نمی گذارد.

جنس شادی حقیقی از چیست؟

همه افرادی که در زندگی چنین تجربه هایی داشته اند می دانند که جنس این شادی حقیقی از چیست. می دانند که مثلا یک دروازه بزرگ برای شادی خدمت کردن است. ظاهر قضیه ممکن است حتی بسیار پرزحمت به نظر برسد. شما چندین روز صرف می کنید تا گرهی از کار کسی باز شود چندین روز زمان می گذارید تا در حق یک برادر یا خواهر دینی گره گشایی انجام دهید و وقتی ناراحتی یا فرد اندوهگین یا مبتلا به ناراحتی را برطرف می کنید آن بهجت درونی در شما پدیدار می شود.

پس یک نکته کلیدی در رسیدن به شادی این است که انسان متوجه مسئولیت های اجتماعی خود باشد و خدمت به دیگران را از یاد نبرد؟

بله اساسا لازمه اعتدال همین است که من نگاه کنم به این که اگر خانواده من برخودار است آیا همسایه و همشهری من هم برخوردار است؟ اساسا انسان یک موجود اجتماعی است و شما وقتی وارد یک جمعی شوید که ببینید انها افسرده اند حتی اگر شما از مواهب بسیاری هم برخوردار باشید انگاه مساله آنها ناخوداگاه مساله شما هم می شود چون  همه ما در کنار هم زندگی می کنیم و از مسایل هم برکنار نیسیتم.

مساله ارتباط انسان با شادی در آیات و روایات ما چگونه مطرح می شود؟ می خواهم بدانم آن شاه کلیدهایی که در آیات و روایات ما درباره رموز شاد زیستن طرح شده چیست؟

آیه شریفه ای در قرآن وجود دارد که می فرماید: لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ. این یکی از آن نشانه های مهم و اساسی است که در این باره در قرآن مطرح شده است. آیه به ما می گوید به آنچه که از دست می دهید زیاد اندوه نخورید و به خاطر آن چیزی هم که به دست می آورید زیاد شادمان نشوید. اگر نعمت و لذتی از دست رفت به جزع و فزع نیفتید. این طور نباشد فکر کنید دنیا روی سرتان خراب شده است و همه چیز به بن بست رسیده و زندگی تمام شده است.  در حقیقت انسان مومن به قدری ظرفیت و سعه صدر و کمال دارد که حتی اگر دنیایش را هم از او بگیرند می گوید من خدا دارم و رازق و پشتیبان من خداوند است و او  مرا رها نمی کند. در آن سو آیه تصریح می کند که اگر دنیا به شما روی کرد و به نعمت و گشایشی رسیدید نباید سرمست و مغرور شوید.  این همان اعتدالی است که از آن سخن گفتیم و باز این جا هم می بینید که در حقیقت انسان مومن انسانی معتدلی است که نه از به دست آوردن سرمست و مغرور می شود و نه به خاطر از دست دادن دچار چنان حرمانی می شود که خود را ببازد.


- نظرات (0)

دین افیون توده

دین افیون توده

در هر دوره‌ای و در هر جامعه‌ای افرادی بوده‌اند که به‌نوعی نسبت به دین نگاه انتقادی داشته‌ و یا در ستیز با دین بوده‌اند. برخی از انسان‌ها با اصل تدین مشکلی ندارند، ولی به جهت پایبندی به یک دین، ادیان دیگر را رد می‌کنند. اما برخی از مخالفین دین، با جهان‌بینی متافیزیکی اندیشه دینی مخالفند و اصطلاحاً ماتریالیست و مادی‌گرا هستند. برخی دیگر از اندیشمندان نیز ضمن اینکه خود را مادی‌گرا نمی‌دانند، ولی مخالف با دین هستند. شاید یکی از وجوه مشترک مخالفت آن‌ها این باشد که دین را منفعل، محافظه‌کار، مخدر توده‌های مظلوم، دعوت‌گر به صبر در برابر ظلم و یا مانع ترقی، توسعه و پیشرفت می‌دانند.

دین افیون توده‌هاست!

از مشهورترین شخصیت‌هایی که از این زاویه به دین می‌نگریست، کارل مارکس جامعه‌شناس ماتریالیست آلمانی بود. او در عبارتی مشهور درباره دین می‌گوید: «آه ستمدیدگان، قلب یک جهان بی‌عاطفه، و روح یک جهان بی‌روح است؛ دین افیون توده‌ها است.» او درجایی دیگر گفته است که انسان سازنده دین است، نه دین سازنده انسان.

می‌توان ادعا کرد کمونیست‌ها بیشترین هجمه‌ها را علیه دین داشتند؛ چراکه دین را مانعی مهم بر سر راه انقلاب‌ها ومبارزه علیه ظلم و استبداد می‌دیدند. لنین جمله‌ای مشهور دارد که هر نظم اجتماعی ارتجاعی، به دو چیز نیاز دارد: جلاد و روحانی!

هرکسی اگر که مطالعاتی در حوزه ادیان داشته باشد، می‌فهمد که برچسب مصالحه با حکام جور به ادیان ابراهیمی نمی‌چسبد. این ادیان اساس و بنیادشان بر مبارزه با استکبار و استبداد بنا نهاده شده؛


ارتجاع یعنی مخالفت با پیشرفت، تحول و ترقی و حفاظت از سنت‌ها و درخواست بازگشت به گذشته؛ و لنین، روحانیت و نهاد متولی امر دین را محافظه‌کارانی به حساب می‌آورد که رکن و محور یک جامعه مرتجع هستند.

این نظریه‌ها فقط منحصر در جامعه شناسان کمونیست نبوده و در هر جامعه‌ای روشنفکرانی هستند که دین را نماد ارتجاع و مانع پیشرفت و توسعه به‌حساب می‌آورند.

ریچارد داوکینز دین‌ستیز معروف انگلیسی می‌گوید برای پیشرفتِ انسان، بهترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم، این است که ایمان مذهبی را آن قدر تضعیف کنیم تا کاملاً از بین برود.[1]

اگر بخواهیم بدون تعصب درباره این دیدگاه تفکر کنیم، باید از کسانی که دین را مانع ترقی می‌دانند چند سؤال بپرسیم؛ اول اینکه آیا ذات همه ادیان محافظه‌کار و مرتجع است یا عملکرد متدینین متصف به این صفات می‌شود؟ دوم اینکه آیا همه ادیان را رصد کرده‌اید که حکم کلی صادر می‌کنید؟

متدینین مقصرند اما دین نه!

درباره سؤال اول، هرکسی اگر که مطالعاتی در حوزه ادیان داشته باشد، می‌فهمد که برچسب مصالحه با حکام جور به ادیان ابراهیمی نمی‌چسبد. این ادیان اساس و بنیادشان بر مبارزه با استکبار و استبداد بنا نهاده شده و همه تلاش و همت انبیا برقراری عدالت و برابری بوده است.

روشنفکران غربی تا حدی حق دارند دین را افیون توده و جامعه بدانند؛ چراکه سروکار آن‌ها با ادیان تحریف‌شده‌ای بوده که برنامه‌ای مدون برای حیات اجتماعی بشر نداشتند.


البته اگر کسی بگوید که بسیاری از متدینین در طول تاریخ آب به آسیاب ستمگران می‌ریختند، حرف حقی زده است؛ کما اینکه دوره بنی‌امیه، به دلیل صحه گذاشتن بر عملکرد خلفا توسط برخی از علمای آن عصر، یا تلاش برای اثبات اعتقاد جبرگرایی برای توجیه ظلم خلفا، مصادیقی برای بی‌کفایتی متدینین است و یا بالاتر از این مورد، در قرون‌وسطی متدینین خودشان منشأ ظلم به مردم بودند و از هر اقدامی علیه مخالفین خود استفاده می‌کردند.

به همین دلیل دکتر شریعتی با اشاره به دوگانه دین و عملکرد متدینین، آن دینی که در تاریخ موجود بوده و حکومت می‌کرده را زاییده جهل و زاییده ترس مردم از عوامل طبیعی معرفی می‌کند و ادیان ابراهیمی را زاییده عشق و زاییده نیاز آدمی به یک هدف و به یک حکومت بر عالم و به نیاز پرستش انسان در برابر جمال مطلق و تکامل مطلق و جلال مطلق می‌بیند که به همه نیازهایش - ازلحاظ روحی، فلسفی و اجتماعی – پاسخ می‌داده است.[2]

روشنفکران غربی حق دارند دین را افیون جامعه بدانند

اما درباره سؤال دوم باید گفت که روشنفکران غربی تا حدی حق دارند دین را افیون توده و جامعه بدانند؛ چراکه سروکار آن‌ها با ادیان تحریف‌شده‌ای بوده که برنامه‌ای مدون برای حیات اجتماعی بشر نداشتند. به‌طور مثال از مسیحیت به‌عنوان دین اکثر مردم اروپا، جز عباراتی نصیحت گونه و اخلاق مدارانه باقی نمانده و همین روشنفکران غربی را به‌اشتباه انداخت.

مرحوم مطهری معتقد است مسیحیت دایره‌اش محدود است، ولی اسلام دایره‌اش وسیع است؛ مسیحیت از حدود اندرز تجاوز نمی‌کند، اما اسلام تمام شئون زندگی بشر را زیر نظر دارد و دارای قوانین اجتماعی و سیاسی است که آمده برای تشکیل دولت و حکومت.[3]

اسلام و دستوراتی درباره حیات اجتماعی بشر

اسلام در کنار معتبر دانستن باورهای فردی، برای اجتماع متدینین ارزش قائل است و ازاین‌جهت دینی کامل در جهت تأمین نیازهای فردی و اجتماعی انسان محسوب می‌شود. به همین خاطر است که اسلام برای جزیی ترین شئون زندگی بشر تا اجتماعی‌ترین مراحل حیات انسان قوانین و توصیه‌هایی دارد .

عملکرد پیامبر اسلام و تاثیری که بر اعراب جاهلیت گذاشت و آن‌ها را به انسان‌هایی مطالبه‌گر و مبارز تبدیل کرد، گواه مخالفت دین اسلام با تخدیر توده‌های جامعه است.


همچنین قرآن مجید پر از آیاتی است که دلالت بر اجتماعی بودن اسلام می‌کند و می‌توان مخالفت اسلام با خمودی، تقلید، تخدیر یا هر مفهومی که جامعه را از پویایی و حرکت بازدارد را  از آن‌ها استنباط کرد. به‌طور مثال، قرآن مسلمین را به قیام برای خداوند دعوت می‌کند، اما قیامی که نه از سر جوزدگی و هم‌رنگ شدن با جماعت باشد، بلکه قیامی همراه با تفکر و تعقل؛ [4] قرآن مسمانان را از تفرقه و پراکندگی منع می‌کند[5] و در حیات اجتماعی، انسان‌ها را نسبت به یکدیگر مسئول می‌داند، به همین دلیل کسانی را رستگار می‌خواند که امربه‌معروف و نهی از منکر کنند [6] و این خود از علایم پویایی اسلام است. اسلام تسلط و استعمار بیگانگان بر مسلمانان به هر شکلی که باشد را نمی‌پذیرد[7] و اگر روزی نیاز به مقابله با دشمنان متجاوز باشد، حکم به جهاد با اموال و جان‌ها می‌دهد[8] و کشته در این راه را شهید می‌خواند. حکم جهاد از مواردی است که نشان می‌دهد اسلام به‌هیچ‌وجه دین منفعل و محافظه‌کاری نیست و برای مقابله با ظلم پیش‌قدم است.

این آیات صرفاً به مباحث تئوریک و نظری اندیشه دینی مربوط می‌شود؛ عملکرد پیامبر اسلام و تاثیری که بر اعراب جاهلیت گذاشت و آن‌ها را به انسان‌هایی مطالبه‌گر و مبارز تبدیل کرد، گواه مخالفت دین اسلام با تخدیر توده‌های جامعه است. قیام‌ها و اقدامات امامان معصوم علیه ظلم حاکمان هم‌عصر خود که نتیجه‌ای جز شهادت برای آن‌ها نداشت، پویایی و فعال بودن اسلام را ثابت می‌کند. کارنامه درخشانی که بسیاری از علمای شیعه و سنی در مبارزه با استعمار و استبداد داشته‌اند و ما اوج این مبارزات را در جریان انقلاب مشروطه و سپس انقلاب اسلامی شاهد هستیم، کاشف از این است که اسلام به ذات خود عیبی ندارد و نقص‌هایی که دیده می‌شود به برداشت‌های ناصواب ما از متون دینی و عملکرد اشتباه ما باز می‌گردد.

انقلاب اسلامی نماد قدرت نهاد دین

متاسفانه احزاب چپ در حالی دین را مخدر توده یا زاییده جهل و ترس بشر معرفی می‌کنند که اطلاع درستی از ذات ادیان ندارند و فقط عملکرد بخشی از دین‌داران را محکوم می‌کنند. قبل از انقلاب هم گروه‌های چپ مثل حزب توده و چریک‌های فدایی خلق بر اساس اندیشه مارکسیستی و ماتریالیستی با رژیم پهلوی مبارزه می‌کردند، اما موفقیت چشمگیری به‌دست نیاوردند، ولی در مقابل نیروهای مذهبی علیرغم هجمه‌هایی که علیه آن‌ها وجود داشت، در بسیج نیروها و مبارزات خود موفق عمل کردند و سرانجام با شعار تشکیل جمهوری اسلامی پیروز شدند.

البته این رویکرد جامعه شناسان و روشنفکران حتی در غرب هم کمرنگ‌تر شده و بسیاری از دانشمندان و اندیشمندان به وجوه مثبت دین که پاسخگوی نیازهای روحی انسان است اعتراف کرده‌اند. به‌طور مثال استیون تی فیزیکدان انگلیسی در مقاله "دین چه چیزی به ما می‌دهد که علم نمی‌تواند بدهد؟" می‌نویسد: «مذهب همان‌قدر که مخدر است، نیروبخش هم است، همان‌قدر که کرخت‌کننده و آرام‌بخش است، مؤمن را تهییج و تقویت می‌کند. این کیفیت متغیر دین می‌تواند برای حکومت‌ها بیشتر از این‌که اطمینان‌بخش باشد خطرناک باشد. همچنین، دین می‌تواند مروج انسان‌دوستی و نوع‌دوستی باشد»

امروز وظیفه ما ادامه راه نواندیشان دینی همچون مرحوم امام خمینی، امام موسی صدر، شهید مطهری، شهید بهشتی و دیگرانی است که در عین پایبندی به منابع اصیل دینی، به نیاز کارکرد‌گرایانه دین تاکید می‌کردند و همت خود را در نمایاندن برنامه‌های گسترده اسلام مصروف داشته‌اند. اگر ما این پروژه را به سرانجام برسانیم، محکم‌ترین مهر ابطال خواهد بود بر نظریه‌های مخالف و معاند با دین و دینداری.

پی‌نوشت‌ها:
[1] "دین چه چیزی به ما می‌دهد که علم نمی‌تواند بدهد؟" به قلم استیون تی/ سایت صدانت
[2] کتاب "مذهب علیه مذهب"، بخش سوم
[3] مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 223
[4] سوره سبأ، آیه 46 ؛ «شما را تنها به یک چیز اندرز می دهم و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید»
[5] سوره آل عمران، آیه 103؛ «همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید.»
[6]همان، آیه 104؛ «باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.»
[7]سوره نساء، آیه 114؛ «خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده ا


- نظرات (0)

افزایش بی‌حساب و کتاب روزی


دعا و قرآن

آیات ۳۷ و ۳۸ سوره مبارکه نور به خصوصیات انسان‌هایی اشاره می‌کند که هیچ چیز دنیایی آنها را از یاد خدا غافل نمی‌کند و با این حال از روز قیامت و حساب و کتاب بیمناک هستند. اینها کسانی هستند که خداوند بیش از آنچه عمل خیرشان است به آنها پاداش می‌دهد. پاداشی که حساب و کتاب ندارد و میزان آن فراوان و فوق انتظار است.

اهمیت اطاعت از خدا و غافل نشدن از او و فرامینش نکاتی است که در این آیه آمده و کسانی که هیچ چیز دنیایی نتواند آنها را از یاد خدا غافل کند قطعاً سعادتمند دنیا و آخرت هستند.

مردان و زنان با ایمانی که از هدایت الهی بهره‌مند می‌شوند، برای رفع نیاز‌های مادی و دنیوی خود تلاش می‌کنند و به کسب و کار و تجارت می‌پردازند، اما این کارها آنها را از امور معنوی و انجام وظایف دینی باز نمی‌دارد و همواره به فکر عاقبت کار خود هستند و توجه دارند که باید در دادگاه قیامت حاضر شده و پاسخگوی کارهای خود باشند. همین امر، به عنوان عاملی قوی، اهل ایمان را از زشتی‌ها باز می دارد و به سوی کارهای خوب و شایسته سوق می‌دهد.

به این آیات توجه کنید

رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَرَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِیتَآءِ الزَّکَوةِ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَرُ(۳۷)
لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ‏(۳۸)

ترجمه

مردانى که هیچ تجارت و معامله‏‌اى آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات، سرگرم و مشغول نمى‏‌کند، از روزى که در آن، دل‌ها و چشم‏‌ها دگرگون مى‏‌شود بیمناک‌اند.(۳۷)
تا خداوند به آنان به نیکوتر از آنچه کرده‏‌اند پاداش بدهد و از فضل و رحمت خویش بر پاداششان بی‌افزاید و خداوند هر کس را بخواهد بدون حساب روزى مى‏‌دهد.(۳۸)

کلمه‏ «رِجال» در این آیه شامل همه‏ بندگان خدا مى‏‌شود، چه مرد و چه زن. «تجارت»، داد و ستد دائمى براى به دست آوردن سود است، ولى «بیع» خرید و فروش مقطعى براى رفع نیازهاى زندگى است.(تفسیر المیزان)

در حدیث مى‏‌خوانیم: مراد از کسانى که در این آیه از آنها یاد شده است، تجارى هستند که با شنیدن صداى اذان، تجارت را رها مى‏‌کنند و به سوى نماز مى‏‌روند.

تجارت، تنها عاملى نیست که انسان را سرگرم مى‏‌کند و از یاد خدا باز مى‏‌دارد، عوامل دیگرى نیز در قرآن کریم ذکر شده است، از جمله: تکاثر، آرزو، فرزند و دوست بد.

پیام ها

کسانى که تجارت آنان را غافل نکند، مردان بزرگى هستند. («رجالٌ» با تنوین آمده که علامت بزرگى و عظمت است)

اگر ایمان و اراده‏ قوى باشد، ابزار و وسائل اثرى ندارند. «لا تُلهیهم تجارة»

بازار اسلامى، هنگام نماز باید تعطیل شود. «لا تُلهیهم تجارة»

حتّى کارهاى حلال و مباح نباید انسان را از یاد خدا غافل کند، چه رسد به کارهاى مکروه و حرام. «لا تُلهیهم تجارة»

ترک تجارت، ارزش نیست، بلکه تجارت همراه با یاد خدا و نماز و زکات ارزش است. «لا تُلهیهم تجارة... عن ذکر اللّه و...» (مردان خدا براى زندگى دنیوى تلاش مى‏کنند، ولى از آخرت غافل نیستند.)

ایمان به آخرت، دنیا را نزد انسان کوچک مى‏‌کند. «لا تُلهیهم... یخافون یوماً»

با این که نماز ذکر خداست، ولى به خاطر اهمیّت، جداگانه مطرح شده است. «ذکر اللّه و اقام الصلوة»

نماز و زکات، در کنار یکدیگرند و کسانى استحقاق ستایش دارند که اهل هر دو باشند. «اِقام الصّلوة و ایتاء الزّکاة»

دنیا، شما را از آخرت غافل نکند. «یَخافون یوماً»

صحنه‏‌هاى قیامت، چشم‏‌ها را خاشع و دلها را منقلب مى‏‌سازد. «تَتقلّب فیه القلوب والابصار»

خداوند کم و کاستى‏‌هاى اعمال مردان خدا را جبران کرده و پاداش کامل به آنان مى‏‌دهد. «لِیجزیَهم اللّه أحسن ما
عملوا»

پاداش را بیش از عمل بدهید. «و یزیدهم من فضله» (در اسلام سفارش شده است که مزد را معیّن کنید، ولى هنگام
پرداخت بیش از آن مقدار بدهید.)

اگر از سود دنیا بگذرید، به سود بى‏‌حساب آخرت مى‏‌رسید. «لاتُلهیهم تجارة - واللّه یرزق ... بغیرحساب» (مراد از رزقِ
بى‏‌حساب، پاداشى فراوان و فوق انتظار است.)


- نظرات (0)

شیرینی فهم تخصصی دین

ماندگاری
در هفدهمین روز از سال 83 (ه.ق)، ستاره‌ای در خاندان عصمت و طهارت درخشید که نور برکات وجود او تا امروز هم زمین را روشن نگاه داشته است. ابوعبدالله جعفر بن محمد (ع)، رییس مذهب شیعه، بخشی از حیاتش را مصروف مهندسی علمی و فرهنگی کرد، تا هم اسلام را از غبار بدعت‌های دوران پاک گرداند و هم کاری کند تا شیعه بتواند روی پای خودش بایستد و این استراتژی موفق بود؛ چراکه شیعه تا امروز مکتبی پویا و زنده باقی مانده است.

گرچه زندگی معصومین ابعاد مختلفی دارد، اما شاید بتوان بعد اصلی زندگی امام صادق(ع) را حیات علمی او و دانشگاه پهناورش معرفی کرد که به تعبیر برخی، او را به مغز متفکر جهان شیعه تبدیل کرد.

حجت‌الاسلام ماندگاری، کارشناس مسائل دینی، در مصاحبه با "تبیان" به تبیین بعد از زندگانی ششمین اختر تابناک عصمت و طهارت پرداخت که در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید؛

سه شعار بین‌المللی که انبیا آن را توحیدی کردند

حجت‌الاسلام ماندگاری مأموریت اهل بیت علیهم‌السلام را توحیدی کردن سه شعار بین‌المللی عنوان کرد و گفت: شعار اول به‌عنوان اساسی‌ترین شعار این است که هر چه فهم و دانایی ما بیشتر، سهم ما بیشتر و خسارت ما کمتر خواهد بود؛ شعار دوم می‌گوید هرچه قانون‌پذیری ما بیشتر، محکومیت ما کمتر و امتیازاتمان بیشتر است؛

فهم دینی دائمی است و عنصر ولایت همیشه پاسخگوی دین است. هیچ زمانی نداریم که از دین سؤال داشته باشیم و پاسخگو نداشته‌ باشیم.

 و شعار سوم اینکه هرچه پاداش ارزشمند‌تر، استقامت و پایداری در آن مسیر بیشتر و شیرین‌تر می‌شود. این سه شعاری است که در زندگی بشر اهمیت دارد و مردم دنیا پای این سه شعار حتی جان خودشان را هم می‌گذارند.

وی افزود: وظیفه اولیاء و انبیا این بوده که این سه شعار را تبدیل به شعار توحیدی کنند. فهم را دینی کنند، رعایت قانون را به قوانین الهی و تقوا برسانند و استقامت را به استقامت دینی برای رسیدن به پاداش‌های اخروی ارتقا دهند.

تلاش پیامبر در گسترش فهم دینی

ماندگاری فعالیت و تلاش پیامبر اکرم اسلام را در این همین راستا توصیف کرد و گفت: پیغمبراکرم(ص) تمام تلاششان را کردند که به مردم بگویند اصل اسلام این آیه است: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ »[1] یعنی فهم و اندیشه باید در بستر اسلام قرار بگیرد و این فهم دینی ارزشمند است؛ چراکه قرآن می‌فرماید: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ»[2]؛ همچنین کاری کردند که مردم رعایتشان از لحاظ قانونی دینی شود، لذا فرمودند: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»[3] و «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا»[4]؛ و فرمودند باید استقامتتان هم دینی باشد: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ»[5]؛ پس این سه گام را همه پیغمبرها برداشتند.

هیچگاه اسلام بدون پاسخ‌گو نبوده است

او در ادامه به جامعیت فهم دینی ازنظر نگاه دنیوی و اخروی داشتن و نگاه ظاهری و باطنی داشتن اشاره کرد و گفت: فهم دینی دائمی است و عنصر ولایت همیشه پاسخگوی نیاز‌های دین است.

امام صادق (ع) شیرینی فهم دینی را به‌صورت تخصصی به مردم چشاندند و این کار باتربیت شاگردانی در بحث فقه و اصول و کلام و قرآن و طب و مباحث فلسفی و.. انجام گرفت.

 هیچ زمانی نداریم که از دین سؤال داشته باشیم و پاسخگو نداشته‌ باشیم. یک زمان پیغمبرها پاسخگو بودند، یک زمان امام معصوم و یک زمان فقها، تا اینکه در آینده ظهور و رجعت ان شاء الله واقع شوند؛ و اگر اینگونه نبود، نقض غرض لازم می‌آمد.

وی افزود: بعد از رحلت پیامبر(ص) همه تلاش دشمن این بود که فهم دینی را دچار انحراف کند، لذا به‌جای ولی‌ای که پیامبر و خدا انتخاب کرده بودند دیگران معرفی شدند و وقتی پاسخگو عوض شود، فهم دینی هم عوض می‌شود.

امام باقر(ع) و امام صادق(ع) شیرینی فهم دینی را به مردم چشاندند

این کارشناس مسائل دینی در پاسخ به این سؤال که نقش امام پنجم و ششم شیعیان در تغییر مسیر دینداری جامعه از انحراف چه بوده است گفت: در زمان امام باقر(ع) به دلیل اینکه انتقال قدرت از بنی‌امیه به بنی العباس بود، یک فترتی ایجاد شد و امام باقر(ع) فرصت پیدا کردند برای چشاندن شیرینی فهم دینی؛ چون فهم دینی را اگر مردم درک کنند، هم با عقلشان مطابق است و هم با فطرت و سعادتشان هماهنگی دارد. امام باقر(ع) این کار را کردند چون امامان قبل از او فرصت این کار را نداشتند؛ البته امام سجاد(ع) فریاد زدند و پذیرش کردند، ولی امام باقر(ع) شیرینی فهم دینی را به مردم چشاندند.

وقتی امام صادق(ع) دایره فهم دینی را وسیع کردند، شما می‌بیند حتی کسانی که خیلی هم امامت حضرت را هم قبول نداشتند آمدند و از سفره علمی حضرت بهره‌مند شدند؛



او در ادامه در تبیین نقش کلیدی امام ششم در تکامل اندیشه دینی گفت: امام صادق (ع) شیرینی فهم دینی را به‌صورت تخصصی به مردم چشاندند و این کار باتربیت شاگردانی در بحث فقه و اصول و کلام و قرآن و طب و مباحث فلسفی و.. انجام گرفت. در دانشگاه امام صادق(ع)، برای هر موضوعی پاسخگویی تربیت می‌شد. زراره ابن اعین یک دست از مسائل را پاسخ می‌داد، محمد بن مسلم هم دسته دیگر را، هشام هم به گروهی دیگر از سوالات پاسخگو بود. در شاگردان حضرت هم تنوع علمی بود و هم تنوع جغرافیایی؛ شاگردان هرکدام برای جایی بودند، بعضی‌ها هم از ایران بودند. لذا کاری که امام صادق(ع) انجام دادند، کاری بود که امامان قبل از او خیلی زمینه انجام آن را نداشتند؛ یعنی امام شیرینی فهم تخصص دین را به ما چشاندند و مردم فهمیدند در هر مسئله‌ای کلام دین جامع‌ترین است، کامل‌ترین است و به‌روزترین است.

مهندسی امام صادق(ع)، سرآغاز نهضت‌های دینی و علمی

ماندگاری نتایج اقدام امام صادق(ع) در تخصصی کردن فهم دینی را مهم توصیف کرد و در این‌باره توضیح داد: وقتی امام صادق(ع) دایره فهم دینی را وسیع کردند، شما می‌بیند حتی کسانی که خیلی هم امامت حضرت را هم قبول نداشتند آمدند و از سفره علمی حضرت بهره‌مند شدند؛ حتی دشمنان گفتند ما زیر آسمان عالم‌تر از جعفر بن محمد نداشتیم.

تمام حرکت‌های علمی مدیون کاری هستند که امام صادق(ع) و امام باقر(ع) شروع کردند.


او در ادامه گفت: این قدم اول بود برای جا انداختن اسلام. این دو امام وقتی سفره فهم دینی را پهن کردند، طبیعتاً یک بخشی از فهم دین مربوط به قوانین دین می‌شود، امتیازاتش و محرومیت‌های عدم انجامش، یک بخشی از فهم دین مربوط به نتایج دینی برای استقامت می‌شود، لذا ما نهضت‌های شیعی را از اینجا زیاد می‌بینیم و شاهد راه افتادن قیام علیه ظالمان و قیام برای اجرای حدود الهی  هستیم؛ اتفاقاتی هم افتاد، ولی دشمن با تمام وجود مقاومت می‌کرد و تقریباً همه را سرکوب کرد، ولی آن جریانات آثار خودش را گذاشت و بعد زمینه باز شد برای امام رضا(ع) که زیباترین تفسیر را از نهضت فهم دینی، یعنی ولایت ایجاد کند. بنابر این تمام حرکت‌های علمی مدیون کاری هستند که امام صادق(ع) و امام باقر(ع) شروع کردند.

پی‌نوشت‌ها:
[1] سوره آل عمران، آیه 19 «دین در نزد خدا ، اسلام ( و تسلیم بودن در برابر حق ) است.»
[2]سوره زمر، آیه 9 «آیا آنان که اهل علم و دانشند با مردم جاهل نادان یکسانند؟»
[3] سوره حجرات، آیه 13 «همانا بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شمایند»
[4] سوره طلاق، آیه 2 «هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند»
 [5]سوره فصلت، آیه 30 «به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند»


- نظرات (0)