سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

گناه به نیت قربة الی الله


بیانات آیت الله مظاهری و هشدار ایشان از تحقق وعده های شیطان

آیت‌الله مظاهری تصریح کرد: با کمال تأسف باید گفت، امروزه شاهد عملی شدن سوگند شیطان هستیم؛ فریب شیطان کارگر شده، تا جایی که توهم، تخیل، وسوسه و آرزوهای بی‌جا سر تا پای جامعه را فرا گرفته و حتی فال‌گیری و رمالی رایج شده است.


بزرگترین گناه طلبه (درس اخلاق امام 9)

شیطان، عامل سقوط انسان

یکی از مهم‌ترین عوامل سقوط انسان، شیطان است که قرآن شریف او را دشمن سرسخت آدمی و همراهی با او را موجب سقوط و موجب خسران دنیا و آخرت بر می‌شمرد. «انّ الشیطان لکم عدوٌ مبین»[1]

دشمنی او نیز بی‌جاست. شیطان به واسطه رذائل خودش سقوط کرد، ولی سقوط خود را ناشی از وجود حضرت آدم دانست. به همین جهت با او و اولاد او به دشمنی پرداخت و تا قیامت درصدد سقوط آنان است.

طبق آیات قرآن کریم، شیطان پس از آنکه از درگاه خداوند متعال رانده شد، چند مرتبه با خداوند اعلام جنگ کرد. از جمله، به خداوند گفت: «قالَ فَبِما أَغْوَیتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقیم‏ ثُمَّ لَآتِینَّهُمْ مِنْ بَینِ أَیدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرین»[2]، گفت: «پس به سبب آنكه مرا به بیراهه افكندى، من هم براى فریفتن آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست، آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم، و بیش‌ترشان را شكرگزار نخواهى یافت.»

امام باقر«سلام‌الله‌علیه» در ذیل این آیه شریفه می‌فرمایند: «اینکه می‌گوید: از پیش رو می‌آیم، یعنی از راه آخرت که به آنها می‌گوید: نه بهشتى است، نه دوزخى و نه رستاخیزى. امّا از پشت سر این است که، یعنی از راه دنیایشان آنان را به گردآوری مال وا می‌دارد و فرمان می‌دهد مالى را در راه صله رحم صرف نكنند، و از آن حق کسی را ندهند و هزینه فرزندان خود را نپردازند و از نابود شدن مال، آنها را می‌ترساند. امّا از سمت راست، یعنی از راه دین آنها که اگر در گمراهى باشند، آن را برای ایشان زینت می‌بخشد و خوش‌نما می‌سازد، و اگر بر راه حقند، می‌كوشد تا آنان را از آن بیرون برد. امّا از سمت چپ، یعنی از راه لذت‌ها و شهوات، آنان را می‌فریبد.»[3]

 

راهکار نجات از سقوط شیطانی

قرآن کریم با چندین تأکید می‌فرماید که شیطان با همه زرنگی و بدجنسی‌اش، قدرت انحراف کسی که زیر پرچم خداوند باشد را ندارد. پس چه کسی را منحرف می‌کند؟ آنکه زیر پرچم شیطان است و از او حرف شنوی دارد.

«انَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یتَوَكَّلُونَ، انَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِینَ یتَوَلَّوْنَهُ»[4]

بنابراین انسان باید خودش را به خداوند سبحان بسپارد و زیر پرچم ذات باری تعالی پناه بگیرد تا از شرّ شیطان در امان بماند. شیطان با بی‌حیایی و پررویی به خداوند تشر زده و قسم خورده است که همه بندگان را گمراه می‌کند، جز مخلصین.

فریب شیطان، انسان را به جایگاه پستی می‌رساند که امام معصوم را می‌کشد و تخیل می‌کند که کار خوبی کرده است. جرداق نصرانی در کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» جمله شیرینی دارد که درباره ابن ملجم می‌گوید: «انسان به جایی می‌رسد که ولی خدا را در خانه خدا، قربة الی الله می‌کشد

«وبِعِزَّتِكَ لاَُغْوِینَّهُمْ اَجْمَعینَ اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخلَصینَ»[5]

بعضی از مفسّرین، مخلَصین را معصومین معنا کرده‌اند. اما بر اساس آیه قبلی که تلاوت شد، شیطان، حقّ سلطنت بر کسی که زیر پرچم خدا باشد و سلطنت و تسلّط خدای یگانه را بپذیرد، ندارد. چنین کسی، هرچند از معصومین نباشد، مخلص است و چون خدای تعالی نیز او را از بین سایرین برای خودش انتخاب کرده، شیطان حق تعرض به وی را ندارد.

تنیجه اینکه، اگر کسی بخواهد از شرّ شیطان محفوظ بماند و از سقوط شیطانی نجات یابد، باید خود را به زیر پرچم خداوند برساند و به او پناه ببرد. پناه بردن به زیر پرچم خدای تعالی نیز صرفاً با شعار و اظهار زبانی میسّر نمی‌شود؛ بلکه اعتقاد قلبی و تسلِط رسوخی بر چهل مسئله اعتقادی تشیع، شعار زبانی و عمل به دستورات شرع مقدس، سه ضلع مثلث ایمان هستند و هر انسانی پس از تکمیل این سه ضلع، می‌تواند مدعی شود که مؤمن یا شیعه واقعی است و زیر پرچم خداوند متعال پناه گرفته است. شیطان قدرت غلبه بر چنین شیعه‌ای که مؤمن حقیقی است را ندارد؛ زیرا مکر و نیرنگ شیطان تنها وقتی کاربرد دارد که انسان زیر پرچم او باشد.

«وَكانَ حَقًّا عَلَینا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ»[6] «وَ كَذلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنین»[7]

پس شیطان چه کسی را می‌تواند به سقوط بکشاند؟ کسی که به جای متابعت از خداوند، متابعت از شیطان را برگزیند.

جلوه نیکوی اعمال ناشایست، ناشی از مکر شیطان

یکی از خطرات تسلّط شیطان بر آدمی که سقوط او را تسریع می‌بخشد، این است که او را دچار جهل مرکب کرده و اعمال زشت و ناشایست را نزد او مزِین و نیکو جلوه می‌دهد.

«زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ»[8]

«وَ كَذلِكَ زَینَ لِكَثیرٍ مِنَ الْمُشْرِكینَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ»[9]

«وَ زَینَ لَهُمُ الشَّیطانُ أَعْمالَهُمْ»[10]

ورشکسته ترین افراد، از نظر قرآن کریم کسی است که جهل مرکب دارد و اعمال زشت خویش را نیک می‌پندارد.

وهابیت

«الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعًا»[11]

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در روایتی می‌فرمایند: نزد من از شخصی تعریف فراوانی کردند، به‌اندازه‌ای که تمایل پیدا کردم او را ببینم. روزی او را دیدم و در پِیش رفتم تا در مکانی خلوت با او حرف بزنم. در این حال او به یک نانوایی رفت و نانوا را فریب داده و دو قرص نان دزدید، تعجّب کردم! سپس داخل یک مغازه میوه ‌فروشی شد و دو عدد انار هم از او دزدید. آیا آدمی که مشهور به زهد و تقواست، دزد می‌باشد؟! تعقیبش کردم و دیدم داخل یک خرابه شد و پس از آنکه نان و انار دزدی را به یک فقیر بیمار داد، از خرابه بیرون آمد. جلو رفتم و به او گفتم: آقا، این کارها که کردی چه بود؟ زاهد و عابد و مسلمان و این کارها؟! گفت: اوّل بگو ببینم تو کیستی؟ گفتم: من جعفربن محمّد الصّادق هستم. گفت: پسـر پیامبری و قرآن بلد نیستی؟ گفتم: چگونه چنین می‌گویی؟ گفت: قرآن شریف می‌فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیئَةِ فَلا یجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها»[12]

بدین مضمون که اگر کسی کار خوبی انجام دهد، خداوند ده برابر در نامه عملش می‌نویسد و امّا اگر کار بدی بکند، فقط همان در نامه عملش نوشته می‌شود؛ من دو انار و دو نان دزدیدم، پس مرتکب چهار گناه شدم، آنگاه آن انار و نان را صدقه دادم و چهل حسنه به دست آوردم؛ چهار حسنه در مقابل آن چهار گناه قرار می‌گیرد، یعنی سی و‌ شش حسنه در نامه اعمالم نوشته خواهد شد!

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: به او گفتم نه تنها ثواب به‌دست نیاوردی که هشت گناه نیز مرتکب شدی؛ چهار گناه که مال مردم را دزدیدی و چهار گناه دیگر هم از آن‌رو که بدون اجازه آنان، اموالشان را به دیگران صدقه دادی که تصرّف در مال دیگران از گناهان بزرگ است.[13]

مصداق این واقعیت که گروهی در اثر حیله شیطان تصوّر می‌کنند کار آنان بسیار ارزنده است، در زمان فعلی فراوان یافت می‌شود. مثلاً برخی کسب حرام دارند، خمس هم نمی‌دهند، ولی با همین مال حرام و مشمول خمس، مکه می‌روند. برخی دیگر با ربا، رشوه، گرانفروشی، کم فروشی و غشّ در معامله، کسب درآمد می‌کنند و با این درآمد حرام، مجلس عزاداری برای اهل بیت«علیهم‌السّلام» برپا می‌کنند که معلوم است فایده ندارد.

امام حسین«سلام‌الله‌علیه» و یاران ایشان برای احیای دین امّت و به خصوص احیای نماز، در کربلا شهید شدند، امّا برخی نماز واجب خود را فدای مجلس عزای ایشان می‌کنند و تصوّر می‌کنند کار ثوابی انجام داده‌اند. یکی از وعّاظ قدیمی می‌گفت: در ماه محرم برای تبلیغ به شهری رفته بودم. یکی از برگزارکنندگان مجلس نزد من آمد و با نهایت خستگی گفت: برای مجلس حضرت ابوالفضل سه روز است کفش‌هایم را از پا در نیاورده‌ام. گفتم: پس چگونه وضو گرفتی و نماز خواندی؟ عصبانی شد و گفت: آن ابوالفضلی که نتواند جواب نماز را بدهد، من آن ابوالفضل را قبول ندارم.

مصداق این واقعیت که گروهی در اثر حیله شیطان تصوّر می‌کنند کار آنان بسیار ارزنده است، در زمان فعلی فراوان یافت می‌شود. مثلاً برخی کسب حرام دارند، خمس هم نمی‌دهند، ولی با همین مال حرام و مشمول خمس، مکه می‌روند. برخی دیگر با ربا، رشوه، گرانفروشی، کم فروشی و غشّ در معامله، کسب درآمد می‌کنند و با این درآمد حرام، مجلس عزاداری برای اهل بیت«علیهم‌السّلام» برپا می‌کنند که معلوم است فایده ندارد

خدمت به آستان مقدس حضرت سیدالشهداء«سلام‌الله‌علیه» و برپایی مجالس عزای ایشان بسیار ارزشمند است و ثواب فراوانی دارد، امّا جایگزین نماز واجب نشده و گناهان انسان را نیز محو نخواهد کرد. بعضی افراد در اثر فریب شیطان می‌گویند: همه غرق گناهیم و یک حسین داریم، که حرف غلطی است. شفاعت، که امر مسلّمی است، نیاز به تناسب و لیاقت دارد، امّا شیطان به عنوان اینکه همه گناهان بخشیده می‌شود، مردم را می‌فریبد. قرآن کریم می‌فرماید: «یا بَنِی آدَمَ لاَ یفْتِنَنَّكُمُ الشَّیطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیكُم مِّنَ الْجَنَّةِ»[14]

فریب شیطان، انسان را به جایگاه پستی می‌رساند که امام معصوم را می‌کشد و تخیل می‌کند که کار خوبی کرده است. جرداق نصرانی در کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» جمله شیرینی دارد که درباره ابن ملجم می‌گوید: «انسان به جایی می‌رسد که ولی خدا را در خانه خدا، قربة الی الله می‌کشد. امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: «گروهی آمدند به کربلا که قربة الی الله، امام حسین را بکشند.»

خدا نکند که انسان دست‌خوش شیطان و خرافت شیطانی بشود. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» همین مطلب را در روز عاشورا تذکر می‌دادند و می‌فرمودند: ای مردم: شیطان مسلّط بر شما شده است، ولی اثری نداشت. بعد فرمودند: «اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ»

حزب شیطان و پیروان او، به جای اینکه حرف امام حسین«سلام‌الله‌علیه» را بشنوند و متنبّه شوند، آن حضرت را به شهادت رسانیدند. به راستی که آنان حزب شیطان بودند و دچار خسارت عظیمی شدند.

«اسْتَحْوَذَ عَلَیهِمُ الشَّیطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّیطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیطانِ هُمُ الْخاسِرُون‏»[15]

 

شیطان انسی و شیطان جنّی

دجال شیطان تک چشم

نکته‌ای که توجه به آن ضروری است، اینکه صرفاً وسوسه و فریب شیطان جنّی، عامل سقوط و تباهی انسان نیست، بلکه شیطان انسی نیز سهم به سزایی در گمراهی، انحراف و سقوط آدمیان دارد. قرآن کریم در سوره ناس می‌فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم، قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ، مَلِكِ النَّاسِ، إِلهِ النَّاسِ، مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ، الَّذی یوَسْوِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ»

می‌فرماید بخوان و بگو: خدایا پناه می‌برم به تو، پناه می‌برم به تو، پناه می‌برم به تو، از شرّ شیطان که وسوسه می‌کند، خوب را بد و بد را خوب جلوه می‌دهد. اما بعد می‌فرماید: «شیطان انسی و شیطان جنّی»، و اگر شیطان انسی بدتر از شیطان جنی نباشد، حتماً کمتر نیست. نمونه آن رفیق بد است که خطر آن به مراتب بیش از شیطان است. دختر و پسری که با هم رفیق می‌شوند و رابطه دوستانه برقرار می‌کنند، دو تا شیطان برای همدیگر هستند و هرکدام دیگری را به سقوط کشانده و به جهنّم می‌برند.

امروزه فیلم‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای مبتذل، مصداق بارز شیاطین انسی هستند و توجه به خطرات آن و پرهیز جدی از آن برای خانواده‌ها ضروری است، وگرنه نتیجه‌ای جز سقوط و تباهی نخواهد داشت.

برخی از مصادیق فریب شیطان در زمان حاضر

شیطان، چندین مرتبه بی‌حیایی کرده و به خداوند متعال تشر زده است. از جمله قرآن کریم در مورد او می‌فرماید: «لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّینَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیغَیرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن یتَّخِذِ الشَّیطَانَ وَلِیا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِینًا»[16]

كه خداوند او را لعنت كرد و او گفت: سوگند باد كه از بندگان تو بهره‏اى معین خواهم گرفت. و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد، و وادارشان مى‏كنم تا گوش‌هاى دام‌ها را شكاف دهند، و وادارشان مى‏كنم تا آفریده خدا را دگرگون سازند. و هر كس شیطان را به جاى خدا دوست و كارساز گیرد براستى زیانى آشكار كرده است.

شیطان می‌گوید: بندگان را به انجام اعمال ناشایست و گناه، امر می‌کنم. بعد می‌گوید: امور فطری آنان را تغییر می‌دهم، مثلاً عفت و غیرت که دو فضیلت و دو امتیاز فطری است، در اثر فریب شیطان در نظر برخی بی‌ارزش شده است. به جای اینکه والاترین شرافت برای مرد، غیرت او و والاترین فضیلت برای زن، عفت او باشد، بی‌عفتی و بی‌غیرتی فضیلت و امتیاز محسوب شده و برخی به جهت برخورداری از این دو رذیلت، به خود می‌بالند

با کمال تأسف باید گفت: امروزه شاهد عملی شدن سوگند شیطان هستیم. فریب شیطان کارگر شده، تا جایی که توهّم، تخیل، وسوسه و آرزوهای بی‌جا سر تا پای جامعه را فرا گرفته و حتی فال‌گیری و رمّالی رایج شده است.

کار به جایی رسیده که برای مسئولین معجزه هزار ساله یا عصمت اکتسابی درست می‌کنند و یا مطالب غیرواقعی به عنوان ظهور نزدیک است، بیان می‌کنند و بالاخره یک چیزهایی که واقعیت ندارد، اما به حسب ظاهر زرق و برق دارد، مطرح می‌کنند.

شیطان می‌گوید: بندگان را به انجام اعمال ناشایست و گناه، امر می‌کنم. بعد می‌گوید: امور فطری آنان را تغییر می‌دهم، مثلاً عفت و غیرت که دو فضیلت و دو امتیاز فطری است، در اثر فریب شیطان در نظر برخی بی‌ارزش شده است. به جای اینکه والاترین شرافت برای مرد، غیرت او و والاترین فضیلت برای زن، عفت او باشد، بی‌عفتی و بی‌غیرتی فضیلت و امتیاز محسوب شده و برخی به جهت برخورداری از این دو رذیلت، به خود می‌بالند.

امروزه چادر که ارزش والایی دارد، در اثر مکر شیطان، در نظر بسیاری از مردم به ضد ارزش تبدیل شده است. دست کم سیزده آیه از قرآن که راجع به ضرورت حفظ حجاب است، به فراموشی سپرده شده و بی حجابی و بد حجابی، جلوه نیکویی یافته است. ارتباط جوانان با مجالس مذهبی و مسجد و روحانیت کم شده و مردم در وقت نماز، در خیابان و پارک و بازار و مراکز تفریحی هستند که حضور آنان همراه با اختلاط زن و مرد و فساد اخلاقی است. همه این موارد از مکر و فریب شیطان سرچشمه می‌گیرد که به خوبی توانسته است، اعمال ناشایست را نزد مردم نیکو جلوه دهد و از ارزش اعمال صالح و شایسته نزد آنان بکاهد و در واقع در نهاد آنان تغییر ایجاد کرده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. یس / 60

2. أعراف/ 17-16

3. تفسیر القمی، ج 1، ص 224

4. نحل /100-99

5. ص / 83-82

6. روم / 47

7. انبیاء / 88

8. توبه / 37

9. انعام / 137

10. نمل / 24

11. کهف / 104

12. انعام / 160

13. احتجاج، ج 2، ص 369

14. اعراف / 27

15. مجادله / 19

16. نساء / 119- 118

 


- نظرات (0)

5 چیزی که شیطان را دور می کند!


شیطان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود:

اَلا اُخْبِرُكُمْ بِشَىْ‏ءٍ اِنْ اَنـْتُمْ فَعَلْتُموهُ تَباعَدَ الشَّیْطانُ مِنْـكُمْ كَما تَباعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ الْمَغْرِبِ؟ قالوا: بَلى، قالَ: اَلصَّوْمُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ وَ الصَّدَقَةُ تَـكْسِرُ ظَهْرَهُ وَ الْحُبُّ فِى اللّه‏ِ وَ الْمُوازَرَةُ عَلَى الْعَمَلِ الصّالِحِ یَقْطَعانِ دابِرَهُ وَ الاِْسْتِغْفارُ یَقْطَعُ وَ تینَهُ ؛‌

آیا شما را از چیزى خبر ندهم كه اگر به آن عمل كنید، شیطان از شما دور شود، چندان كه مشرق از مغرب دور است؟ عرض كردند: بله. فرمودند: روزه روى شیطان را سیاه مى كند، صدقه پشت او را مى‏ شكند، دوست داشتن براى خدا و همیارى در كار نیك، ریشه او را می كند و استغفار شاهرگش را مى ‏زند. (میراث حدیث شیعه ، ج 2، ص 20، ح 18)

هیچ چیز مانند روزه گرفتن در هوای گرم روی شیطان را سیاه نمی کند . روزه گرفتن در هوای گرم ، روزه گرفتن در سختی ها و ...

آن هم روزی حقیقی، نه تنها از خوردن چشم پوشی کنیم بلکه همانطور که امام صادق (علیه السلام) فرمود تمام بدنت را روزه کن، چشمت ، گوشت، دستت و ... همه را روزه کن .

روزه گرفتن اعلام جنگ با شیطان است هیچ چیز مانند روزه گرفتن در هوای گرم روی شیطان را سیاه نمی کند .

 

اگر می خواهید کمر شیطان را خورد کنید

با صدقه دادن در راه خدا کمر شیطان را خورد کنید. شیطان از انسانیت شما بدش می آید، شیطان می خواهد شما را حیوان صفت بکند. در راه خدا انفاق کنید ولو با یک دانه رطب.

 

ریشه ی شیطان را بکنیم

آن چیزی که ضربه به پای شیطان می زند و شیطان را به زمین می اندازد آن است که زندگی را رنگ خدا بدهید. به خاطر خدا دوست هم باشید و کمک کنید هم نوعتان را در عمل صالح . زیرا این کار شیطان را به زمین می اندازد و پایش را قطع می کند .

در دعایی از امام سجاد داریم که حضرت در فرازی می فرمایند: «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ».

نیت، مثل نخی است که داخل اسكناس است و این به اسكناس ارزش می‌دهد، همان طور نیت و قصد قربت به كارها ارزش می‌دهد

می گویند: کیمیا را بزنید به مس طلا می‌شود. این کیمیا چیست؟ جواب: نیت كیمیا است. چون به بدترین كارها نیت خوب بزنی می‌شود عبادت، و به بهترین عبادتها و كارها نیت بد بزنی خراب می‌شود.

جراح و چاقوكش هر دو شكم پاره می‌كنند. به جراح پول می‌دهند و از چاقوكش پول می‌گیرند. و لذا در قرآن زیاد فرموده: «فی سَبیلِ اللَّهِ» یعنی كاری كه می‌كنید در راه خدا باشد. و جمله «ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» بقره/207 كاری كه می‌كنید برای رضای خداوند باشد. و یا جمله «لِوَجْهِ اللَّهِ» دهر/9 كاری كه می‌كنید برای رضای خداوند باشد. و یا جمله «لله » كاری كه می‌كنید برای رضای خدا باشد. تعبیرات مختلف و زیادی است از این قبیل.

در انتخاب همسر، شغل، حرف، مكان، زمان، افطاری دادن، سلام كردن، برای خدا باشد. چرا سلام كردی؟ اگر چون پول دارد سلام کردی، جهنمی شدی. امام رضا علیه السلام: «اگر كسی به خاطر پول سلام كند یك سوم دینش از بین رفته است.» اگر روز جمعه نیت غسل جمعه و یا هر غسل دیگری كنی، ثواب می‌بری. ولی اگر نیت نكنی در تمام اقیانوسها هم  بروی، ثوابی به تو نمی‌دهند.

صبّاغ «صِبْغَة»: یعنی رنگ و رنگرز، «صِبْغَةَ اللَّهِ» بقره/138 یعنی كارها را رنگ خدایی بدهید. گوشواره برای دختر می‌خری شبی باشد كه نماز می‌خواند تا رنگ عبادت پیدا کند، بنایی می‌کنی برای خدا خانه را رو به قبله بساز. «وَ اجْعَلُوا بُیُوتَكُمْ قِبْلَةً» یونس/87 خانه‌ها را رو به قبله بسازید(و به تفسیر دیگر مقابل هم برای امنیت).

شكستنی می‌خواهی بخری، زمانی كه افطاری می‌دهی تهیه كن بعد هم بگذار برای استفاده‌های بعدی. بگذار خریدتان رنگ افطاری داشته باشد. آب صورتتان میریزید رنگ وضو داشته باشد؛ شیرجه می‌روی رنگ غسل داشته باشد. «وَ انْتَهِ بِنِیَّتِی إِلَى أَحْسَنِ النِّیَّاتِ».

نیت، مثل نخی است که داخل اسكناس است و این به اسكناس ارزش می‌دهد، همان طور نیت و قصد قربت به كارها ارزش می‌دهد.

اگر زندگی ها یمان را این گونه رنگ کنیم ، خواهیم دید که شیطان در زندگی هایمان به امید خدا ریشه کن می شود.

 

شاهرگ شیطان را قطع کنیم

عرب به شاهرگ قلب می گوید "وتین" . با استغفار شاهرگ قلب شیطان را بزنید تا نابودش کنید .

استغفار در لغت از ماده غفر(به معنای پوشاندن و مستور کردن. قرشى سید على اکبر ؛ قاموس قرآن‏، تهران‏، دار الکتب الإسلامیة،1371 ش‏، ششم‏،، ج‏5، ص 108) مصدر باب استفعال به معنى پوشانیدن و محو آثار خطاء است (مصطفوى، حسن‏؛تفسیر روشن‏، تهران‏، مرکز نشر کتاب‏،1380 ش‏، اول‏، ج‏6، ص 54 )  و در اصطلاح طلب غفران نمودن با زبان و عمل(راغب اصفهانی،حسین بن محمد؛ ترجمه وتحقیق مفردات الفاظ قرآن‏، خسروى حسینى سید غلامرضا، تهران‏، انتشارات مرتضوى‏،1375 ش‏، دوم، ج2ص703) است و طلب مغفرت در صورتى محقّق مى‏شود که ندامت قلبى و پشیمانى از خطایى که واقع شده است حاصل گردد.(تفسیر روشن، ج‏6، ص 54)

نخستین مرتبه تقوى، بیزارى از زشتی ها و انگیزه‏هاى نفسانی مى‏باشد که با خرد، منافات دارد. این مرتبه، همان مقام استغفار است.(گنابادی،سلطان محمد؛ترجمه بیان السعادة فى مقامات العبادة، خانى رضا / حشمت الله ریاضى، تهران‏، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام‏نور،1372 ش‏، اول‏ ، ج‏1، ص 424) استغفار درجه بلند مرتبگان و صدای استغفار خوش ترین صدا در نزد پروردگار است.

استغفار
استغفار یعنی چه؟

استغفار طلب آمرزش است و او مقرون به توبه است.(أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏13، ص 209) حال فرق میان توبه و استغفار این است که:

1- استغفار، طلب آمرزش است بوسیله دعا، توبه یا ... ولى توبه پشیمانى از معصیت و تصمیم بر عدم تکرار آن است.( طبرسی،فضل بن حسن؛ ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، مترجمان‏، تهران‏، انتشارات فراهانى‏،1360 ش،‏ اول‏ ، ج‏7، ص 133)

2- استغفار، طلب مغفرت مى‏باشد براى گناهان گذشته، نه گناهان آینده ولى توبه، طلب مغفرت از گناهان گذشته و تعهد بر ترک گناهان آینده است.( نجفى خمینى محمد جواد ؛تفسیر آسان‏، تهران‏، انتشارات اسلامیه،1398 ق‏، اول‏، ج‏7، ص 220)

3-  در توبه درخواست لقاء خدا و درک وصل او است، ولى در استغفار درخواست آمرزش خود و رفع موانع و حجاب ها است.( تفسیر روشن، ج‏6، ص 185)

4-  توبه مختص به گنه کار است که حقیقتاً از عمل خود پشیمان است و لکن استغفار دعاء است بمعنى طلب مغفرت.( أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏7، ص 276)

با صدقه دادن در راه خدا کمر شیطان را خورد کنید .شیطان از انسانیت شما بدش می آید، شیطان می خواهد شما را حیوان صفت بکند . در راه خدا انفاق کنید ولو با یک دانه رطب

شرایط استغفار

حضرت على(علیه السلام) فرمودند: مى‏دانى معناى استغفار چیست؟ استغفار درجه والا مقامان است و داراى شش معنا است:

 اوّل- پشیمانى از آن چه گذشت، دوّم- تصمیم به عدم بازگشت، سوم- پرداختن حقوق مردم‏ چنانکه خدا را پاک دیدار کنى که چیزى بر عهده تو نباشد، چهارم- تمام واجب‏هاى ضایع ساخته را به جا آورى پنجم- گوشتى که از حرام بر اندامت روییده با اندوه فراوان آب کنى چنان که پوست به استخوان چسبیده، گوشت تازه بروید. ششم- رنج طاعت را به تن بچشانى چنان که شیرینى گناه را به او چشانده بودى. پس آنگاه بگویى استغفر اللَّه! (سید رضی؛ نهج البلاغة، محمد دشتى‏، قم‏، مشهور،1379 ش‏، اول‏، ح417)

علامه طباطبایی(ره) استغفار را مشروط به توبه و عمل صالح دانسته است (طباطبایی،محمد حسین؛ ترجمه تفسیر المیزان‏، موسوى همدانى سید محمد باقر، قم‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏،1374 ش‏، پنجم‏،ج‏4، ص 36) و می فرمایند: استغفار کسى مۆثر است که نخواهد آن عمل زشت را هم چنان مرتکب شود.( ترجمه تفسیر المیزان، ج‏4، ص 30)

پس استغفار به درگاه خداوند، زمینه نزول برکاتی را فراهم می کند اما این حکم شامل مشرکین(سوره توبه،آیه113ما کانَ لِلنَّبِیِّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ وَ لَوْ کانُوا أُولِی قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِیمِ ) نمی شود. استغفار کردن برای منافقان به دلیل کفر و فسق آن ها بی اثر می باشد.

آیه ای (سوره توبه،آیه 80اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ‏) خطاب به رسول گرامى(صلی الله علیه وآله) می فرماید: چنانچه در باره منافقان طلب عفو و آمرزش نمائى و یا از این درخواست صرف نظر کنى یکسان است و چنان چه هفتاد بار براى آنان طلب عفو و مغفرت نمائى پروردگار آن ها را نخواهد آمرزید؛ زیرا مغفرت و آمرزش عبارت از محو گناه است و تیره‏گى آن از صحیفه روان گناهکار زایل شود و صفاء یابد.

نگذارید ذره ای از بار گناهان گذشته روی دوشتان سنگینی کند چون تا انسان احساس گناه می کند شیطان امید دارد.


- نظرات (0)

راندن شیطان با ذکر

شیطان

دیگر از دست این شیطان و بازیگری هایش خسته شدم هر چه تلاش میکنم  او بیشتر  تلاش میکند بارها و بارها عزمم را جزم کرده ام اما باز آن ابلیس ملعون مرا فریفته است به قدری که کوله بار گناهانم دارد کمرم را می شکند به ازای هر بار که بر او پیروز شدم  ده بار مرا زمین زده است .

برای رهایی از دستش بسیار راهنمایی خواستم گفتند یک راه مناسب ذکر گفتن دائم است مدام  ذکرهایی بر زبان داشتم و ناگاه به خودم می آمدم می دیدم بر لب ذکر میگویم و چشمم آزادانه میچرخد و  ذکر میگویم و در همان حال غیبت می شنوم  دیدم اینطور نمی شود  باید فوت و فن مبارزه با این حریف قدر را یاد بگیرم  اگر او قوی است و هزار حیله دارد و دستیار من هم بی سلاح نیستم خدا با من است و قرآن و دعا و در گشوده بازگشت به رحمت ، توبه وسیله خلع سلاح شیطان ...!

و در جستجوی اینکه چگونه میشود اصولی بر او غالب شد به این رسیدم که :

نخستین گام در مبارزه و دور کردن شیطان این است که اطاعت از او را به تدریج کم نموده و به آهستگی از شبکه های دام او خارج شویم. هر چند در این مبارزه ممکن است پای انسان بلغزد و در مواردی فریب او را بخورد. هر قدر ارتباط و معرفت انسان با خدای متعال عمیق تر و گسترده تر باشد، تسلط شیطان بر او کمتر است. چنان چه خدای متعال در این باره می فرماید: شیطان تسلطی بر کسانی که مؤمن بوده و بر پروردگارشان توکل می کنند ندارد) نحل، آیه 99 . (و نیز می فرماید: تو (شیطان) بر بندگان خاص من تسلط و نفوذی نداری (اسراء، آیه 65).

و صرفا ذکر گفتن کاری از پیش نمیبرد چرا که حقیقت ذکر،‌ یاد خداوند است و اگر ذکری یاد خداوند را در پی نداشته باشد ذکر نیست. زیرا مراد از ذکر و هدف از آن تحول درونی با یاد خداوند است و اگر ذکری به این هدف منتهی نشد آن کارکرد واقعی را ندارد.

چه بسا کسانی که بسیاری اوقات در حال ذکر بودند اما نتوانستند با هوای نفس و شیطان مبارزه کنند. شیطان را ذکر قلبی و درونی که از اعماق وجود واز ته دل برخیزد، فراری می دهد نه ذکری که فقط لقلقه زبان باشد.باید وقتی ذکری را می خواهیم شروع کنیم اول دل را با آن زنده کنیم بعد بزبان بیاوریم

معنایش را به ذهن بیاوریم مصداقش را برای خود بر شمارییم و با یقین ان را بر زبان جاری کنیم  نه اینکه مثلا تسبیح را در دست بگیرم تند تند الفاظی را بگوییم و بعد بخواهیم نجات بخشمان هم باشد.

آن چه که مهم است پناه بردن به خداوند تبارک و تعالی‌ است از شر شیطان. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم یعنی از شر شیطان به خدا پناه می برم. در واقع این «پناه بردن» کلیدِ کار است. مشابه این تعبیر در آیات الهی نیز آمده است.

- «وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ» (المؤمنون/97) ؛ و بگو پروردگارا! من از وسوسه هاى شیاطین به تو پناه مى برم.

بهترین راه حل، توجه کامل و دایمی به خداوند متعال و اولیائش و خود را در قلعه استوار و نفوذ ناپذیر او و اولیای پاک او درآوردن و رعایت کامل تقوای الهی کردن است.بهترین روش رسیدن به چنین هدفی، شناخت شیطان و سد کردن راه های نفوذ او است.

- وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (اعراف/200) و اگر از شیطان وسوسه‏اى به تو رسد، به خدا پناه بَر، زیرا كه او شنواى داناست.

 - «فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ» (نحل/98) هنگامى که قرآن مى خوانى از شر شیطان مطرود شده ، به خدا پناه بر.

با توجه به این آیات، تکیه اصلی بر پناه بردن به خداوند است حتی‌ شاید ذکر زبانی هم در میان نباشد.

امام علی علیه السلام فرمود: «زیاد دعا کن تا از گزند شیطان محفوظ بمانی.»( منتخب میزان الحکمة/ 3265) همان طور که در روایت امیرالمؤمنین اشاره شده با دعا کردن و از باری تعالی‌ خواستن و بدو پناه بردن است که می توان شیطان را از خود دور کرد.

شیطان در بند

وقتی خدای علیم به ما تذکر میدهد که از شیطان و اطاعت او دوری کنید که او دشمن آشکار شماست پس خود خداوند متعال بهترین پناهگاه است برای محفوظ ماندن از شر این دشمن بیرحم .

امام صادق علیه السلام فرمود: ابلیس گفت: پنج نفرند که هیچ چاره ای برای آن ها ندارم اما دیگر مردمان در مشت من هستند: هر که با نیت درست به خدا پناه برد و در همه کارهایش به او تکیه کند. کسی که شب و روز بسیار تسبیح خدا گوید. کسی که برای برادر مؤمنش آن پسندد که برای خود می پسندد. کسی که هر گاه مصیبتی به او می رسد بی تابی نمی کند و هر کسی که به آن چه خداوند قسمتش کرده خرسند است و غم روزیش را نمی خورد. ( منتخب میزان الحکمة حدیث 3267)

البته نباید ذکری را که کوشیده ایم و با دل ادا کرده ایم رها کنیم چرا که نکته مهمی که درباره ذکر خدا باید مراعات شود استمرار آن است. شیطان هرگز از تعدی نسبت به انسان صرف نظر نمی کند، ستیز و مجاهده با شیطان کاری مستمر و دایمی است و تا انسان در این عالم زنده است ادامه دارد. دام های شیطان برای انسان های با تقوا و دارای کمال و شناخت بیشتر، ظریفتر و پیچیده تر و مخفی تر است.از این رو به «ذکر کثیر» امر شده است. « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِیرًا » (احزاب، آیه 41) یکی از مهمترین نمونه های ذکر، تلاوت قرآن است. سعی کنید از هر فرصتی برای این منظور استفاده کرده، آیات قرآن را با توجه به معانی و مفاهیم آن قرائت نمائید. مخصوصا شبها سوره واقعه را بخوانید. در باره فضیلت تلاوت این سوره از پیامبر عظیم الشأن اسلام نقل شده که فرمود: کسی که سوره واقعه را بخواند، نوشته می شود که این فرد از غافلان نیست.( تفسیر مجمع البیان، ج9 ص212، به نقل از تفسیر نمونه، ج23 ص 194)

به قول حافظ (علیه الرحمه) :

 

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه باک

 

دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

به طور کلی کار شیطان وسوسه کردن است. با پناه بردن دائمی به خداوند و ارتباط پیوسته با او و توسل و ربط با ائمه معصومین علیهم السلام و اولیای الهی می توان از این وسوسه ها رها شد و یا آن را به حداقل رسانید و شیطان را تسلیم نمود، چنانچه در روایت داریم که پیامبر بزرگ اسلام(ص) فرمودند: شیطان من به دست من مؤمن و رام گردید. پس بهترین راه حل، توجه کامل و دایمی به خداوند متعال و اولیائش و خود را در قلعه استوار و نفوذ ناپذیر او و اولیای پاک او درآوردن و رعایت کامل تقوای الهی کردن است.بهترین روش رسیدن به چنین هدفی، شناخت شیطان و سد کردن راه های نفوذ او است.

وقتی خدای علیم به ما تذکر میدهد که از شیطان و اطاعت او دوری کنید که او دشمن آشکار شماست پس خود خداوند متعال بهترین پناهگاه است برای محفوظ ماندن از شر این دشمن بیرحم .
مسیح و شیطان

همواره خود را نصیحت نموده و بر نفس خویش بانگ زنید: «اى بیچاره! تا کى گرفتار هواى نفس باشى و سرمایه گران مایه عمر را تباه سازى و به معصیت رب الارباب پردازى؟ چرا براى اندک لذتى پوچ و گذرا خود را گرفتار دوزخ ابدى سازى؟ اگر لحظه‏اى دیگر فرشته مرگ تو را در رسد و جانت به حلقوم رساند، با چه وضعى به دیار برزخ رهسپار مى‏شوى؟ نه!نه! هرگز! باید عزمى قاطع و استوار داشته باشم و با استمداد از خداى سبحان و پروردگار رحیم و مهربان - که با این همه معصیت باز هم مرا مشمول الطاف خود ساخته - پیمان بندم و سربه بندگى او سپارم و زنجیر شیطان نفس بگسلم. این بار باید چنان ابلیس لعین را از خود دورسازم که دیگر در من وسوسه نکند و با دست خالى از من روى برتابد!».

و دیگر اینکه هر گاه متوجه شدیم گناهی از ما سر زده بلافاصله توبه کنیم و توبه خود را به تعویق نیندازیم که در این میان شیطان بازیگری ها  میکند و شاید اصلا اجل مهلتمان ندهد .

و دیگر اینکه مدام مواظب خود باشیم و برای هر عملی یک چرایی داشته باشیم و ببینیم مثلا آیا این کار را دارم برای رضای خدا انجام میدهم یا نه پس اگر رضایت خدا در آن نبود انجام ندهیم و سعی کنیم گناهانمان را کوچک نبینیم و به این فکر کنیم که در محضر چه کسی داریم گستاخی میکنیم . و منی که دارم این ها را مینویسم و شمایی که دارید میخوانید نباید به اینکه اکنون دانستیم اکتفا کنیم بلکه همین الان بکار گیریم  چه بسا که ما از این دانسته ها زیاد میدانیم اما هنگام عمل فراموش میکنیم و همین که کار از کار گذشت باز ندامت و حسرت .

اگر دقت کرده باشید خیلی وقت ها در آستانه ارتکاب گناه وجدان ما به خروش می آید و ما را با فریاد باز میدارد اما بدون توجه کار خود را انجام میدهیم و با ندامت می گوییم گفتم نکنم اما ….

و بدانیم که روزها و فرصت ها با شتاب میگذرند و ما هم میگذریم و باید ببینیم  در  این گذر چه چیزها با خود برداشته ایم ؟ مواظب باشیم تا روزی که کوله بارمان را می گشایند از آنچه برداشته ایم پشیمان نباشیم چون راهی برای بازگرداندنشان نیست .

نویسنده : سید مصطفی علم خواه


- نظرات (0)

بهترین ذکر برای دور شدن از موقعیت گناه

وسوسه

یکی از افضل ترین اعمالی که در ماه رمضان به آن سفارش شده است ، دوری از محرمات است ؛ أفضل الأعمال فی هذا الشهر الورع عن محارم الله ...

در این مقاله بر آن شده ایم مسیر انحراف و متمایل شدن به گناه و محرمات را بیشتر بشناسیم ... با ما همراه باشید ...

تا به حال توجه کرده اید که در هر کار خوبی که می خواهیم انجام دهیم، سر و کلّه شیطان پیدا می شود و با هزاران ترفند نمی گذارد ما این کار را انجام دهیم، از امور دنیایی بگیرید تا آخرتی؛ و البته این را هم باید گفت که این امر عادی است چرا که اون دشمن قسم خورده ی ما انسان ها است؛ 

إِنَّ الشَّیْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا : در حقیقت، شیطان دشمن شماست، شما [نیز] او را دشمن گیرید.(فاطر، 6)

أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ : شیطان را مپرستید، زیرا وى دشمن آشكار شماست؟ (یس، 60)

إِنَّ الشَّیْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِینٌ : در حقیقت شیطان براى شما دشمنى آشكار است. (اعراف، 22)

نکته این جاست که باید دشمن بودن شیطان را حقیقتاً باور کنیم و او را به راستی دشمن خودمان بدانیم. وقتی این نگاه و دیدگاه در مورد شیطان برای ما مسجّل شود، افکاری که بر قلب ما وارد می شود را حق نمی بینیم چرا که می دانیم این ها پیام های دشمن است و او می خواهد ما را به راه خودش بکشاند نه راه حقیقت ...

نکته ی دیگر اینکه قوت کار شیطان و تبحّر خاص او در انحراف انسان از راه معصیت و از طریق نفس امّاره است؛

چنانچه در بیان قرآن کریم آنچه که انسان ها را به بدی وا می دارد، «نفس اماره» و هواها و هوس ها در وجود انسان است و شیطان هم برای فریب این بشر از طریق همین نفس وارد می شود؛ مسیر معصیت و بدی ها ...

یادما باشد تا آمادگی درونی در انسان به سوی گناه نباشد، از شیطان کاری ساخته نیست. این حقیقتی است که در آیات متعدد قرآن به آن اشاره شده و منشا گناهان و انحرافات در انسان ها را نفس اماره و هواهای نفسانی آن ها برشمرده است .
در سوره یوسف آمده است: «وَ مَا أُبَرِّىءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ؛ (یوسف، آیه 53) هرگز نفس خویش را تبرئه نمی کنم؛ نفس، بسیار انسان را به بدی ها فرمان می دهد، مگر این که لطف و رحمتی از جانب خداوند، نصیب انسان گردد.»
همچنین آیاتی دیگر از پیروی هوای نفس نهی می کند:«وَ لاَ تَتَّبِعِ الْهَوَیَ فَیضِلَّک؛ (ص، آیه 26) هرگز متابعت هوا مکن که تو را از راه خدا گمراه می کند.»

وقتی دیدید که از هر نظر تحت فشار و سلطه شیطان و حمله شیاطین قرار گرفتید ذکر لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم را زیاد بگویید و بعد که آرامش پیدا کردید صلوات بفرستید که نورانیت وارد قلبتان شود ...

«وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّه وَنَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوَیَ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأْوَی؛ (نازعات، آیه 40 ـ 41) اما کسی که بترسد از مقام پروردگار خویش، و باز دارد نفس را از پرستش هوا، بهشت، جایگاه او خواهد بود.»
«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ؛ (ق، آیه 16) ما انسان را آفریده‏ایم و مى‏دانیم كه نفس او چه وسوسه‏اى به او مى‏كند، و ما از شاهرگ [ او ] به او نزدیك تریم.
اصولا از دیدگاه قرآن بزرگ ترین خطری که انسان را تهدید می کند، نفس اماره است، تا آن جا که ممکن است انسان آن را معبود و خدای خود قرار دهد.
«أَفَرَءَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَـَهَهُ هَوَیه؛ (جاثیه، آیه 23) آیا دیدی کسی که معبود خود را هوی و هوس خویش قرار داده بود».
امام علی (علیه السلام) در این باره فرمود: « نفس، بسیار انسان را به بدی فرمان می دهد، پس کسی که به او اعتماد کند، به او خیانت می کند، و کسی که به او اتکا کند، او را هلاک می کند.» (محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 10، ص 130)

 

شیطان فقط وسوسه می کند

قرآن کریم تصریح می کندکه قلمرو نفوذ شیطان در انسان فقط در حد وسوسه و جلوه دادن و زینت دادن خیالی یک امر باطل است، که با عناوین وسوسه، تزیین و تسویل بیان شده است .

او هیچ‏ گونه اکراه و اجبارى بر انسان ندارد. این حقیقت را قرآن کریم از زبان شیطان چنین نقل مى‏کند:
«وَ ما کانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی‏ فَلا تَلُومُونی‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ (ابراهیم، آیه 22)؛ شیطان در قیامت خطاب به گمراهان مى ‏گوید: در دنیا هیچ گونه قدرت و تسلطى بر شما نداشتم جز اینکه شما را به سوى باطل فرا خواندم و اجابت کردید. پس مرا بر گمراهى خویش ملامت نکنید، بلکه خود سزاوار سرزنش هستید».

آمادگی درونی در انسان به سوی گناه نباشد، از شیطان کاری ساخته نیست. این حقیقتی است که در آیات متعدد قرآن به آن اشاره شده و منشا گناهان و انحرافات در انسان ها را نفس اماره و هواهای نفسانی آن ها برشمرده است

نکته قابل توجه این است که شمّه ی شیطان در شناخت معصیت و فریب و وسوسه انسان از این راه بسیار قوی است، صحنه ی معصیت که ایجاد می شود او چنان دست و پا می زند و تلاش می کند که ادمی را وارد معصیت کند ...

بیچارگی خیلی اوقات انسان در موقعیت و صحنه معصیت خودش به دست خودش خود را بیچاره می کند و به همین دلیل است که به ما گفته شده وقتی دیدید که از هر نظر تحت فشار و سلطه شیطان و حمله شیاطین قرار گرفتید ذکر لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم را  زیاد بگویید و بعد که آرامش پیدا کردید صلوات بفرستید که نورانیت وارد قلبتان شود ...

بله در موقعیت گناه و معصیت و وسوسه ها بلافاصله باید به خدا پناه ببریم؛ إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ (اعراف، 201)

اهل تقوا هرگاه شیطانی به سراغ آنها می آید، بر گرد آنها می چرخد القائاتی را به او وارد می کند یک دفعه به یاد خدا می افتند، بعد مبصر می شود و می فهد این فکر مال خودش نیست در نتیجه آن را کنار می زند و همین که کنار می زند آرام می شود ...

گاهی طی شدن این حالت و شرایط برای انسان دو دقیقه طول می کشد که انسان بحرانی را مواجه می شود و طی می کند؛ از آن موقعی که شوری ایجاد شده و انسان با تمرین می فهمد این مال شیطان است و می گوید من نمی خواهم با او همراه شوم و آن را کنار می زند و به آرامش می رسد ...

یادمان نرود که مسّ شیطان به یک دفعه دو دفعه نیست، گاهاً بسیار اتفاق می افتد ... مهم این است که انسان با تمرینی که کرده است بفهمد و آن را پس بزند.


- نظرات (0)

2رکعت نمازی که مانع عذاب خدا می شود!


نماز

نمازِ صحیح، یک مرحله است و نماز مقبول، مرحله‏اى بالاتر مى‏باشد. شما ممكن است خوب درس بخوانید، ولى قبولى آخر سال، مهمّ است.

ممكن است انسان همیشه نماز و عبادت‏هاى خود را بجا آورد، ولى بخاطر نقص و ضعف‏هایى كه نماز او دارد، در پیشگاه خداوند، پذیرفته نشود.

ممكن است شاگردى نمره خوب هم بگیرد، ولى اخلاق و وضع او مورد رضایت خاطر آموزگار نباشد.

پس، ملاک در ارزش نماز، قبولى آن است. باید كوشید تا نمازى پسندیده به آستان خدا تحویل داد.

امام على علیه السلام مى‏فرماید:«كونوا على قبول العمل اشدّ عنایةّ منكم على العمل»(بحار الانوار، ج 71 ص 173.)

بیش از انجام عمل، به قبولى آن عنایت و توجّه داشته باشید.

نماز عبادتی است که نظیر آن وجود ندارد. آثار و برکاتی که برای نماز ذکر شده، برای هیچ عبادت دیگری وارد نشده است. نماز دو گونه است: واجب و مستحب. نماز های واجب نمازهایی است که به صورت روزانه و در وقت مشخص خوانده می شود و ترک آن عقاب و عذاب خداوند را در پی دارد. نماز مستحب، نمازی است که اقامه آن واجب نیست و به همین دلیل ارزش و ارج بسیاری دارد. نماز های مستحب یا نوافل (نفل به معنای زاید و افزون است) نیز دو دسته اند: نوافلی که برای آن ها دستور و روش داریم، مانند نافله های روزانه، نماز پدر و مادر، نماز حاجب، نماز استغاثه و ... . دسته دوم نیز نوافلی است که دستوری برای آن ها نداریم، مانند این که فرد دو رکعت نماز مستحب بخواند.

امام صادق (علیه السلام) در فضیلت و جایگاه نماز فرمود: من قَبِلَ الله منه صلاةً واحدةً لم یعذّبه؛ (1) اگر خداوند از کسی دو رکعت نمازش را قبول کند، او را عذاب نمی کند.

بر اساس آیات كتاب خدا و روایات و اخبار، نمازى كه مقرون به سه شرط است بدون شك مورد قبول خداست: 1 ـ ایمان. 2 ـ تقوا. 3 ـ جمع بودن شرایط ظاهرى و باطنى نماز در حد وسع مكلف، از قبیل طهارت صحیح، نیت خالص، وقت، مكان مباح، صحت قرائت، ترتیب، موالات، طمأنینه، قبله و سایر شرایط. نماز كسى كه اعتقاد صحیحى به حق و قیامت و نبوت و كتاب و ملائكه ندارد قابل قبول نیست

یعنی یک نماز مقبول، از عذاب اخروی که پایان ندارد، جلوگیری می کند.

درباره فضیلت نماز های مستحب و نوافل در حدیث آمده است که: نماز های نافله، به منزله هدیه است و در هر صورت پذیرفته می شود. (2)

البته با همه تأکید و تشویقی که درباره انجام نماز های مستحبی است، ادای آن ها باید از روی علاقه و عشق باشد و انسان، بر خودش آن ها را تحمیل نکند. سعی کند که ابتدا آمادگی روحی و علاقه و کشش قلبی بیابد، آنگاه به انجام آن ها بپردازد. در نماز های مستحب برخی ارفاق ها وجود دارد که در نماز های واجب نیست که برای جذب بیشتر افراد است، از جمله اینکه:

نماز مستحب را هم می توان ایستاده خواند، هم نشسته.

در نماز مستحب، می توان فقط سوره حمد را خواند و به رکوع رفت.

در نماز مستحب، شک میان رکعت اول و دوم، نماز را باطل نمی کند و نمازگزار می تواند تصمیم بر هر کدام بگذارد.

انجام کم و زیادهای اشتباهی در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.

برای نماز های واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولی درباره نوافل چنین دستوری نیست.

با همه تأکید و تشویقی که درباره انجام نماز های مستحبی است، ادای آن ها باید از روی علاقه و عشق باشد و انسان، بر خودش آن ها را تحمیل نکند. سعی کند که ابتدا آمادگی روحی و علاقه و کشش قلبی بیابد، آنگاه به انجام آن ها بپردازد

این ساده گیری ها برای تشویق افراد به این عبادت های سازنده است. حتی اگر نماز مستحب را کسی در وقتش نتوانست بخواند، قضای آن را می تواند انجام دهد، که در این صورت، طبق حدیث، خداوند به فرشتگان مباهات کرده و می فرماید: به بنده ام بنگرید! چیزی را که بر او واجب نکرده ام، قضا می کند! (و در حدیث دیگری افزوده شده که: شما را شاهد می گیرم که او را آمرزیدم) (3) 

 

کدام نماز مقبول است؟

بر اساس آیات كتاب خدا و روایات و اخبار، نمازى كه مقرون به سه شرط است بدون شك مورد قبول خداست:

1 ـ ایمان.

2 ـ تقوا.

3 ـ جمع بودن شرایط ظاهرى و باطنى نماز در حد وسع مكلف، از قبیل طهارت صحیح، نیت خالص، وقت، مكان مباح، صحت قرائت، ترتیب، موالات، طمأنینه، قبله و سایر شرایط.

نماز كسى كه اعتقاد صحیحى به حق و قیامت و نبوت و كتاب و ملائكه ندارد قابل قبول نیست.

 

پی نوشت ها:

1. وسائل الشیعه، ج 3، ص 22

2. قصار الجمل، ج 2.

3. بحار الانوار، ج 84، ص 43 – وسائل الشیعه، ج 3، ص 56 .


منابع:

خبرگزاری شبستان، پرتوی از اسرار نماز، محسن قرائتی

پایگاه درس هایی از قرآن


- نظرات (0)

مجبوری این قدر گناه کنی؟


بندگی خدا
معرفت به او و خویش

انسانی که خود را شناخت، کافی است که تا حدودی به خداوند متعال هم معرفت یابد. دراین مقایسه بین خود و او در می یابد که در برابر خداوند متعال قدری نداشته و چیزی نیست و از این رو است که هرگز ادّعایی نخواهد داشت. اگر کسی متوجّه شود که هر چه دارد از آن خداوند است، بی شکّ اگر از دارائی خود در مسیر اطاعت خداوند بهره برد، هرگز این احساس را نخواهد داشت که از عهده بندگی او بر آمده است. چرا که همه هستی خود و حتّی عبادتش را از آن او می داند. مگر با کمک به چند فقیر و یا با چند رکعت نماز خواندن می شود قانع شد؟ 

واقعا این ماجرای بندگی برای خیلی ها حل نشده است به خود هر حقی می دهند و در کل خود و خواستههای نفسانی خود را محور و معیار سنجش می دانند .

گویند:فردی به پسرش گفته بود که این چه نمازی است که می خوانی؟ گفته بود: این قدر بی نماز در دنیا هست که نمی دانی؛ الآن فرشتگان بر سر همین دو رکعت نماز من دعوا دارند که چه کسی آن را بالا ببرد. البته این برآورد با دریافت قبلی برگرفته از نوع معرفت به خویش  او حاصل آمده است.

در قرآن کریم خداوند متعال می فرماید هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد در آن دنیا دیگر مقایسه ای در کار نیست هر کس را با توانایی هایش می سنجد با نعمت هایی که در دست داشت و نحوه استفاده ای که از آن ها داشته است

همین مقایسه های نادرست است که ما را برای عمل ناچیزمان مغرور ساخته و از خدا طلبکار می شویم فکر میکنیم چون دیگرانی هستند که خیلی گناه کارند ما بندگان مخلص و مقرب خداییم . 

در قرآن کریم خداوند متعال می فرماید هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد در آن دنیا دیگر مقایسه ای در کار نیست هر کس را با توانایی هایش می سنجد با نعمت هایی که در دست داشت و نحوه استفاده ای که از آن ها داشته است .

حالا میبینی یکی هم زیباست ،هم سلامتی دارد ،هم مال و مقام در اینصورت مغرور شده به جای سپاس و ستایش خداوند متعال و انجام وظایف خود در قبال نعماتش طلبکار هم هست .

عزیزان هر روز این همه اعلامیه بر در و دیوار شهرمان می بینیم شاهد این همه تشییع جنازه هستیم چرا بر ما تأثیر ندارد ؟چرا باور نمی کنیم که دیر یا زود این سرنوشت من و شما هم هست؟چرا خود را با افراد خاطی مقایسه می کنیم مگر نمی دانیم که هر کس را در قبر خودش می گذارند و تنها می ماند و تنها باید پاسخگو باشد و تنها هم محشور می شود؟

چند سال پیش به حجّ مشرف شده بودم. کاروانی که بنده همراهی آن را به عهده داشتم، از آمریکا آمده بود. یکی از خانم های این کاروان، پوشش خوبی نداشت. در آنجا هم به خود نیامده بود که از این کارها دست بر دارد. در شب جمعه ای دعای کمیل خوانده شد، و هنگام دعا مردم حال خوبی پیدا کردند. بعد از مراسم آن خانم بنده را مخاطب قرار داد که: «حاج آقا: مگر شما مجبورید این قدر گناه کنید؟ گناه هم اندازه ای دارد. کمتر گناه کنید! این قدر هم به درگاه او گریه و عذر خواهی نکند». باور کنید من مانده بودم که به او چه بگویم!

عزیزان هر روز این همه اعلامیه بر در و دیوار شهرمان می بینیم شاهد این همه تشییع جنازه هستیم چرا بر ما تأثیر ندارد ؟چرا باور نمی کنیم که دیر یا زود این سرنوشت من و شما هم هست؟چرا خود را با افراد خاطی مقایسه می کنیم مگر نمی دانیم که هر کس را در قبر خودش می گذارند و تنها می ماند و تنها باید پاسخگو باشد و تنها هم محشور می شود؟

آثار معرفت به او

کسی که به او معرفت یافت، زندگیش با دیگران خیلی فرق دارد. وقتی کمی با خدا آشنا شویم، تازه متوجّه می شویم که بندگی ما در مقایسه با حضرات معصومین (علیهم السّلام) اصلاً بندگی نیست. ما نه تنها نتوانسته ایم در برابر او آن طور که شایسته و بایسته است، که به اندازه قدر معرفت خود نیز کم آورده ایم.

دیده ای خداوند متعال در کتاب ارجمند خویش فرمود: «وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ؛1 قدر و اندازه خداوند را آن گونه که هست کسی ندانسته و آن اندازه که باید قدرشناسی اش نکرده است.»

هیچ کس خداوند را آن گونه که ارزش دارد، سپاس گذاری نکرده و نمی تواند به درستی او را بها دهد! وقتی قدرش نشناختیم، چگونه می توانیم عبادتی سزاوار او داشته باشیم؟

«مَا عَبَدنَاکَ حَقَّ عِبادَتِکَ وَ ما عَرَفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِکَ؛2 آن طور که حقّ عبادت توست، ما تو را عبادت نکرده و آن طور که حقّ شناخت توست، ما تو را نشناخته ایم.»

وقتی او را بشناسیم، متوجّه می شویم که همه چیز از آن اوست و آن گاه  که پی بردیم هر چه هست از آن اوست، پس تا حدودی قدرش شناخته ایم. وقتی او را شایسته عبادت دیدیم، به گونه ای بهتر بندگی اش خواهیم کرد. خدا کند که باورمان آید که وجود و دارائی ما در مقابل او هیچ است. پس چه می توان کرد؟ حداقل این که اعتراف به صفت خویش در برابر آن خالق متعال داشتند و بگوئیم : "لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ"3 ؛ معبودی جز تو نیست، تو منزّه و پاکی، من البته از ظالمین هستم.

 منبع : پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام دکتر مرتضی آقا تهرانی 

پی نوشت ها:

1.انعام، آیه 91

2.بحارالانوار، ج68، ص 23

3.انبیاء، آیه 87


- نظرات (0)

چگونه در گناه دیگران شریک می‌شویم؟


دروغ

حضرت آیت الله بهجت رحمه الله علیه می‌فرمایند: «خدا نکند انسان معصیت کند و اگر کرد، خدا نکند معصیت اجتماعی بکند و اگر کرد خدا رحم بکند که اضلال مردم در آن باشد

و نیز فرمودند: «در قیامت که نامه عمل را به دست انسان می‌دهند، در نامه بعضی‌ها نوشته شده که فلان فرد را تو کشته‌ای. می‌گوید: خدایا، من کی او را کشتم؟ من کجا قاتل بودم؟ من اصلاً خبر ندارم که قاتلش چه کسی است.

در جواب می‌گویند: در فلان مجلس فلان کلمه را گفتی، این کلمه نقل شد به مجلس دیگری و از آن‌جا دوباره به مجلس دیگر که قاتل در آن مجلس بود، رسید و او این را شنید و رفت او را کشت و تو سبب این قتل شدی. این جور سببیت است که انسان باید احتیاط کند و حواسش را جمع کند. آیا کسی می‌تواند متوجه باشد که این کلمه‌اش به ده واسطه خرابکاری نکند؟ قهرا باید هر کاری که بالفعل برای خودش جایز می‌داند با طلب توفیق از خدا و طلب نجات از خدا آن را انجام دهد تا عواقبش چیزی نشود که برایش مسئولیت بیاورد.»

باری تقوای در رفتار و گفتار، تقوای در خانواده و جامعه، تقوای علمی و عملی، اخلاقی و معنوی حد و مرز ندارد و رعایت تقوا و ترک گناه در هیچ مرحله‌ای از انسان ساقط نیست بلکه برای هر کسی در شأن و مرتبه خودش لازم است و چنین است که آیت الله بهجت می‌فرمایند: «ترک معصیت در اعتقادات و اعمال و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد.»

 

گناهان اجتماعی را می‌شناسید؟

در ادامه به بخشی از مصادیق گناهان اجتماعی را که قرآن به آن توجه ویژه ای داشته توجه می‌دهیم.

گناهان اجتماعی که در قرآن بیان شده شامل گناهان زبانی و غیر زبانی می‌شود. از مصادیق گناهان زبانی در عمل اجتماعی می‌توان به استهزا و تمسخر و بذله گویی (مطففین، آیات 29 تا 31 و نیز حجرات، آیه 11)، افترا به دیگران (نور، آیات 15 و 16)، بدگویی و سخنان زشت (نساء، آیه 148)، دروغ، بهتان، دشنام، افترا و قذف (نور، آیات 11، 15 و 16 و 23 و احزاب، آیه 58)، افشای راز و سخنان محرمانه دیگران (تحریم، آیات 3 و 4)، به کار بردن القاب و نام‌های ناپسند برای دیگران (حجرات، آیه 11) و انتساب فرزندان نامشروع به شوهر از سوی زن (ممتحنه، آیه 12) اشاره کرد.

از دیگر گناهان اجتماعی می‌توان به ظلم شوهران در حق همسران خویش اشاره کرد. از جمله این گناهان، پس گیری مهریه از سوی شوهر است که در آیه 20 سوره نساء به عنوان کاری باطل و گناهی آشکار معرفی شده است

از گناهان اجتماعی می‌توان به آواره سازی مردم از خانه و کاشانه خود اشاره کرد که در آیه 85 سوره بقره خداوند این گناه را معادل قتل و آدم کشی معرفی می‌کند.

ایجاد اختلاف در میان مۆمنان (آل عمران، آیه 152) یا میان زن و شوهر که در حد کفر دانسته شده (بقره، آیه 102) از دیگر مصادیق گناهان اجتماعی است.

خداوند در آیات 17 تا 31 سوره قلم و همچنین 29 و 38 سوره اسراء، هرگونه ترک انفاق مال به مستمندان و مساکین و بخل-ورزی در این باره را از مصادیق گناهان اجتماعی بیان می‌کند. (الکشاف، زمخشری، ج 2، ص 668) چنان در آیات 39 تا 44 سوره مدثر ترک اطعام بینوایان و مساکین را به عنوان گناهی بزرگ معرفی کرده و آن را عاملی برای سقوط در دوزخ و عذاب اخروی می‌داند.

برهنگی در انظار عمومی از دیگر گناهان و بزه های اجتماعی است که در آیه 28 سوره اعراف به آن اشاره شده است. در این آیه از برهنگی به عنوان فحشاء یاد شده که خود بیانگر زشتی این رفتار در نگاه خدا و قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 3 و 4، ص 633)

خداوند همچنین تزیین و زینت نمایی و آراستن زنان برای نامحرمان را به عنوان گناه و امری زشت و بزه اجتماعی معرفی می‌کند و از آن بر حذر می‌دارد. (نور، آیه 60)

هرگونه بغی و خروج بر ضد حکومت اسلامی و امام مسلمین، گناه و جرمی بزرگ است که خداوند در آیاتی از جمله 173 سوره بقره، 3 سوره مائده، 145 سوره انعام و 115 سوره نحل به آن توجه داده است. از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) روایت شده که منظور از «باغ» در این آیات همان قیام ضد امام است. (مجمع‌البیان، ج 1 و 2، ص 467 و نیز تفسیر عیاشی، ج 1، ص 154)

بنابراین، هرگونه حرکت علیه حکومت اسلامی و فتنه جویی و خروج علیه امام و دولت اسلامی به معنای بغی تلقی می‌شود و مجازات دنیوی و اخروی به همراه خواهد داشت.

خداوند در آیه 63 سوره مائده تارکان نهی از منکر در جامعه را شریک جرم گناهکاران و دارای سرنوشتی همسان و مشترک با آنان معرفی می‌کند تا روشن سازد که نظارت در عمل اجتماعی تا چه پایه از جایگاه و ارزش و اهمیت قرار دارد و هرگونه کوتاهی در این زمینه گناهی بزرگ می‌باشد

همچنین عدم مشارکت در عمل سیاسی و اجتماعی و عدم همراهی با دولت و امام المسلمین در جهاد و تخلف از آن را نیز به عنوان گناه برشمرده و متخلفان را تهدید می‌کند. (آل عمران، آیه 152 و توبه، آیات 25 و 27 و 94 و 102 و 118)

از دیگر گناهان اجتماعی می‌توان به ظلم شوهران در حق همسران خویش اشاره کرد. از جمله این گناهان، پس گیری مهریه از سوی شوهر است که در آیه 20 سوره نساء به عنوان کاری باطل و گناهی آشکار معرفی شده است. (اعراب القرآن، درویش، ج 2، ص 189)

تجارت از راه باطل و بهره گیری از اسباب نامشروع در حوزه عمل اجتماعی و اقتصادی، بر اساس آیه 188 سوره بقره گناه و حرام می‌باشد و بر اساس همین آیه و نیز آیاتی چون 2 و 29 سوره نساء، هرگونه تصرف ناروا در اموال دیگران از جمله یتیمان، گناه و حرام بوده و شخص باید از آن اجتناب نماید.

گناه

عیب جویی و تجسس از عیوب مۆمنان و کاستی‌ها و نواقص آنان کاری گناه آلود است (حجرات، آیه 12) چنان که سوء الظن به مۆمنان (حجرات، آیه 11) و شایعه افکنی در میان ایشان (نور، آیه 19) از گناهان اجتماعی است که باید از آن اجتناب ورزید.

از نظر قرآن، همگان در برابر اجتماع مسئول هستند و وظیفه دارند تا امنیت روانی و اخلاقی جامعه را حفظ کنند. از این رو از مهم‌ترین وظایف انسان پس از وظیفه ایمان به خدا، وظیفه اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر معرفی شده و از همگان خواسته شده تا نسبت به رفتارهای دیگران حساسیت به خرج دهند و نظارت کامل و دقیقی بر اعمال خود و دیگران داشته باشند.

وظیفه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان سامان دهنده روابط میان انسانی از سوی خداوند بارها تاکید شده به طوری که هرگونه تخلف از این وظیفه را گناهی بزرگ و جرمی نابخشودنی می‌داند. (آل عمران، آیات 104 و 105)

خداوند در آیه 63 سوره مائده تارکان نهی از منکر در جامعه را شریک جرم گناهکاران و دارای سرنوشتی همسان و مشترک با آنان معرفی می‌کند تا روشن سازد که نظارت در عمل اجتماعی تا چه پایه از جایگاه و ارزش و اهمیت قرار دارد و هرگونه کوتاهی در این زمینه گناهی بزرگ می‌باشد.

در این ارتباط خداوند به مورد یهودیان شهر ایله اشاره می‌کند که آنان در برابر گناه و بزه اجتماعی به سه گروه تقسیم شدند. گروه نخست بزهکاران و متمردان یوم السبت (روز شنبه) بودند، گروه دوم مصلحانی بودند که ایشان را به ترک بزه و عمل به قانون دعوت می‌کردند؛ اما گروه سوم تارکان نهی از منکر بودند که در برابر بزه آنان سکوت می‌کردند. خداوند در این آیه نجات یافتگان از عذاب را تنها مصلحان معرفی می‌کند که بیانگر این معناست که گروه‌های متمرد و تارک نهی از منکر مجازات شدند؛ چرا که از نظر قرآن، گروه بی تفاوت و تارک امر به معروف و نهی از منکر، در شمار متمردان خواهد بود. (مجمع‌البیان، ج 3 و 4، ص 758)

عیب جویی و تجسس از عیوب مۆمنان و کاستی‌ها و نواقص آنان کاری گناه آلود است (حجرات، آیه 12) چنان که سوء الظن به مۆمنان (حجرات، آیه 11) و شایعه افکنی در میان ایشان (نور، آیه 19) از گناهان اجتماعی است که باید از آن اجتناب ورزید

تفاخر و فخرفروشی به دیگران (قصص، آیات 76 تا 79) تکبر و سرمستی در رفتار اجتماعی (بقره آیه 206 و اسراء آیات 37 و 38) و خودستایی (نساء آیات 49 و 50 و نجم، آیه 32) از دیگر گناهان اجتماعی است که در این آیات بیان شده است.

خیانت به دیگران (نساء آیات 107 و 111 و نیز یوسف، آیات 51 و 52) خیانت به همسر با افشای راز او به دیگران (تحریم، آیات 3 و 4)، خیانت به همسر از طریق زنا (نساء آیات 15 و 22 و 25 یوسف، آیه 24 و آیات دیگر)، خیانت در وثیقه مالی و رهنی (بقره، آیه 283)، رشوه خواری و همچنین رشوه دهی به حاکمان و دولت مردان برای تغییر در قانون و حکم و مانند آن (همان و نیز روح المعانی، ج 2، جزء 2، ص 106) سرقت و دزدی (مائده آیات 38 و 39)، شرکت در مجالس گناه (نساء آیه 140) شکنجه و آزار مۆمنان (بروج، آیه 10)، عهدشکنی (اسراء آیات 34 و 38)، فتنه انگیزی (بقره، آیه 217)، قتل و فساد در زمین (یونس، آیات 81 و 82 و بقره آیات 85 و آیات دیگر)، زنده به گور کردن دختران (تکویر، آیات 8 و 9) کتمان گواهی و عدم حضور برای شهادت و گواهی در محاکم (بقره، آیه 283 و مائده، آیه 106)، کم فروشی (اسراء، آیه 35 و 38)، قمار و کسب مال از طریق آن (بقره، آیات 188 و 219)، لواط و مساحقه و ارضای شهوات جنسی از این طریق (نساء، آیه 15 و طلاق آیه 1 و نیز مجمع‌البیان، ج 3 و 4، ص 34 و نورالثقلین، ج 5، ص 351 و همچنین اعراف آیات 80 تا 84 و آیات دیگر)، مجازات بی گناهان (یوسف، آیات 78 و 79 و مجمع‌البیان، ج 5 و 6، ص 390) و نیز هم نشینی با اهل باطل (مدثر، آیات 40 تا 45) از جمله گناهان اجتماعی است که در قرآن بیان شده است.

 

مشارکت در بار گناهان دیگران

وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی (15 اسراء)

هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد.

در سوره نحل آیه 25 یک تکمله برای این عبارت بیان شده است. یعنی ترک معصیت در اعتقادات و اعمال و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد.

این‌ها کسانی اند که بدون داشتن آگاهی و دانش کافی به یک موضوع، صحبت کرده یا می‌نویسند و موجبات انحراف و گمراهی دیگران را فراهم می‌کنند:

لِیَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ کَامِلَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا یَزِرُونَ (25)

ترجمه فولادوند: تا روز قیامت بار گناهان خود را تمام بردارند و [نیز] بخشی از بار گناهان کسانی را که ندانسته آنان را گمراه می‌کنند آگاه باشید چه بد باری را می‌کشند.

 آن‌ها باید روز قیامت بار گناهان خود را به طور کامل بر دوش کشند، و هم سهمی از گناهان کسانی را که به خاطر جهل گمراهشان ساختند، بدانید آن‌ها بار سنگین بدی بر دوش می‌کشند.

 مقاله اکبر شریف زاده ، پژوهشکده باقرالعلوم



- نظرات (0)

از بخشش خدا مطمئنیم که اینقدر گناه می کنیم؟!

بخشش، عفو،

 

غیبت کردن که شده نقل مجالس و میهمانی هایمان ... وقتی هم تذکری داده می شود در جواب می گوییم : خوب پس اگر حرف از این و اون نزنیم پس از چی حرف بزنیم خدا که به خاطر این چیزا ما رو عذاب نمی کنه!!

 

وقتی از حجاب و بی حجابی گفته می شود و می گویند برای حجاب در قرآن آیه داریم ؛ بر می گردیم و می گوییم : خدا به خاطر این چند تار مو و یه خورده آرایش و بالا زدن آستین هایمان ما را عذاب نمی کنه ...

 

حرف از توبه و بخشش خداوند است ... در کنارش می گویند که باید احکامی مثل نماز و روزه و خمس و ... رعایت شود ... عده ای می گویند : انقدر خدا مهربونه که به این چیزا آدمو جهنم نمی بره ...

همه ی این ها در حالی گفته می شوند که امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : پافشاری کردن بنده در معصیت و آرزوی آمرزش داشتن از خدا مغرور شدن به خداست .
در روایتی نیز از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله است که می فرمایند: به خدا مغرور مشوید؛ زیرا اگر قرار بود خدا چیزى را نادیده بگیرد ، هر آینه «ذره» و «خردل» و «پشه» را نادیده مى گرفت . (میزان الحکمه ، ج 8)

وچه زیبا خداوند به ما نهیب می زند که ای آدم ... حواست هست ... به من خدا مغرور نشو ...

«یا أَیُّهَا النّاسُ إِنَّ وَعدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الحَیاةُ الدُّنیا وَلا یَغُرَّنَّکُم بِاللَّهِ الغَرورُ؛ ای مردم! وعده خداوند حقّ است ؛ مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان شما را فریب دهد و به (کرم) خدا مغرور سازد».(فاطر ، 5)

در جای دیگری می فرماید : «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِیمِ الَّذِی خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ فِی أَیِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ» (آیات 6 تا 8 سوره انفطار)  ؛ ای انسان چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور ( و دلیر ) کرده است . آن که تو را آفرید و اعضایت تمام گردانید و اعتدالت بخشید و به هر صورتی که خواست تو را ترکیب داد .
امام على علیه السلام ـ وقتى آیه «یا أیُّها الإنسانُ ما غَرَّكَ بربِّكَ الكریمِ» را تلاوت كرد ـ فرمود : انسانى كه در این آیه مورد خطاب و سوال است ، هر دلیلى براى مغرور شدنش به خدا بیاورد دلیلش بر باطل است و عذر و بهانه اش از عذر و بهانه هر فریب خورده دیگرى بى پایه تر و جهالتْ وجود او را سخت فرا گرفته است.

اى انسان! چه چیز تو را به گناه كردن دلیر كرده است؟ چه چیز تو را به پروردگارت مغرور و گستاخ كرده است؟ چه چیز تو را به نابود كردن نفست خو داده است ؟ (میزان الحکمه ، ج 8)

غرّه شدن به خدا مصیبت بزرگی است که بلایی را به سرمان می آورد که سر بنی اسرائیل آورد .... «وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ»

خیلی از ما آدم ها دلمان را داریم به هیچ و پوچ خوش می کنیم ... به خدای خودمان مغرور شده ایم و خودمان را تافته ی جدا بافته ای می دانیم  ... خود را از عذاب های خدا دور می پنداریم ...

درست مثل بنی اسرائیل شده ایم که چون خدا فرمود آنها را بر امت ها برتری داده ایم ... سر به طغیان زدند و  بدتر از آن به خدا مغرور شدند ... نتیجه اش چه شد ؟!

مورد خشم الهى قرار گرفتند ؛ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ (بقره 61)

نکند ما هم ادامه رو کار آنها شویم و به نا حق از خدا توقع داشته باشیم ...

بدون اینکه عمل صالحی داشته باشیم ، از خدا پاداش بخواهیم و بگوییم ما که بندگان خوبی هستیم ... خدا ما را عذاب نمی کند ... خدا خیلی مهربونه !!

در حلم و مهربونیه خدا شکی نیست ولی هر چیزی حساب و کتابی دارد ...

غرّه شدن به خدا مصیبت بزرگی است که بلایی را به سرمان می آورد که سر بنی اسرائیل آورد .... «وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآوُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ» (بقره 61)

غرّه شدن به خدا، این چیزها را دنبال خودش دارد. ...

ایام مبارکی است ... از این فرصت ها استفاده کنیم ... تا شب قدر نیامده کمی با خود خلوت کنیم ... بین خوف و رجا حرکت کنیم ... نه ناامید از رحمت خدا باشیم و نه به رحمت او بدون هیچ دلیل و عمل صالحی غره شویم ....


- نظرات (0)

خصلتی که از شیطان به ارث برده ایم!

تواضع

داستان از این جا شروع می شود که خداوند به شیطان فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟!» گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریده ای و او را از گل »! ( سوره ص ، آیات 75-76) و تا به امروز ادامه دارد ....

سر بر خاک می گذاریم و در ظاهر در برابر خالق یکتایمان تواضع داریم اما در عمل دریغ از یک ذره تواضع و فروتنی ....

همه اش به قول معروف در حال بولف زدن هستیم ...
در عمل فرعون وار و قارون وار زندگی می کنیم ، فقط ادعا داریم ... با متد جدید همان حرف های شیطان را می زنیم و خود را از همه برتر می دانیم ...

چرا فلانی برای فلان مراسم شخصاً من را دعوت نکرد ... چرا فلانی جلو پای من بلند نشد ... من که از فلانی بزرگترم و در جامعه وجهه ای دارم کوتاه بیام؟! محاله ...
گویا فراموش کرده ایم که هیچ نیستیم ... از آب جهنده گندیده ی بدبو به وجود آمده ایم (سوره سجده ، آیه 8) و وقتی هم که وقتش برسد لاشه و مرداری می شویم که همه از ما می ترسند و حتی حاضر نیستند بوی گندیده مان را یک روز که چه عرض کنم ، یک دقیقه تحمل کنند.
این من من کردن هایمان دارد بیچاره مان می کند؛ چه درباره دیگران و چه درباره خودمان ...
این من بودم که تو را آدم کردم ... من بودم که کار برایت درست کردم ... من بودم که تو را رشد دادم ... من بودم که به جایی رساندمت ...

من خودم با توانایی خودم به این جا رسیده ام ... من خودم با توانایی خودم با پول خودم با قدرت خودم با زیبایی خودم ....

همه ی زندگیمان پر شده از این من ها و من ها  و خود را تافته ی جدا دانستن ...

دقیقاً همان حرف های مزدوران در گذشته و تاریخ را می زنیم ؛ قارون گفت: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ»(سوره زمر، آیه 49) ؛ من خودم بودم که با توانایی خودم توانستم به این نقطه برسم! 
سرانجام من من کردن های قارون چه شد ؟!.... در اعماق زمین سرنگون شد.
یادمان نرود هرچه داریم و به هر جایی که رسیده ایم ، هر رشدی که داشته ایم همه از نعمت های خداوند است ؛ چرا این ها را از خودمان می دانیم ؟!!

شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد

«ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ» (سوره زمر/ ۴۹)
این خداوند است که دهنده ی نعمت است ، ما هیچ کاره ایم ، خیال برمان داشته که این خودمان هستیم که توانسته ایم این نعمت ، این موقعیت و این فرصت را به دست آوریم ...
و این درست مثل قارون است چنانچه به او اعتراض شد که این نعمت‌ ها را از خدا بدان ، سهم خودت را هم ببر ؛ اما آن را در راه خدا مصرف کن ، او در جواب گفت: «قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی‏ عِلْمٍ عِنْدی» ؛ ( قارون) گفت: جز این نیست که این اموال از روی دانشی که در نزد من است. (سوره قصص/  آیه ۷۸)

این ویژگی را خیلی از ما آدم ها امروزه از شیطان به نوعی ارث برده ایم البته با ورژن جدیدش ...

خودم به دستش آوردم ، هنر خودم بود؛ این ها خطاهای بزرگی هستند که متأسفانه دچارش شده ایم ؛ غرّه شدن به خود.

گویند شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد.

فرصت این ماه را برای پاک کردن خطاهایمان غنیمت شماریم ... اگر می خواهیم به خدا نزدیک شویم ، گام اول پا گذاشتن بر روی خود و رهایی از اینغرور و منیّت ها است ...


- نظرات (0)

گلایه های خداوند از بنده اش!!

شکرگزاری، بنده


در یکی از روزهای گرم تابستان در کنار خیابان برای سوار شدن تاکسی ایستاده بود ... در همین لحظه یک ماشین مدل بالا از کنارش عبور کرد ... در دلش گفت چی می شد منم یه همچین ماشینی داشتم و راحت زیر باد کولر ماشین می آمدم و می رفتم و مجبور نبودم تو این گرما منتظر تاکسی بشوم ...

در همین لحظه رهگذر دیگری که به سمت ایستگاه اتوبوس می رفت با دیدن آن مسافر که منتظر تاکسی بود به فکر فرو رفت و با خودش گفت ای کاش من هم پول به مقدار کافی داشتم که تاکسی می گرفتم و دیگر مجبور نبودم در شلوغی اتوبوس سر پا بایستم تا به مقصد برسم ... به ایستگاه رسید و منتظر اتوبوس ماند ...

در همین لحظه رهگذر دیگری که پیاده بود آدم های منتظر در ایستگاه اتوبوس را دید و با خودش گفت که ای کاش قسط ها و مخارج خانه اجازه می داد کمی پول ذخیره برای خودم داشته باشم تا مجبور نباشم مسیر خانه تا محل کار را در این گرما پیاده طی کنم ...

در همین آن شخصی دیگر روی ویلچر حسرت همین راه رفتن با پای خودش را دارد ....

ای کاش ما انسان ها پیش از اینکه حسرت چیزهایی که دیگران دارند را بخوریم، کمی به نعمت هایی که نزد خودمان است دقت می کردیم و شکرگزارآنها بودیم ...

واقعا چه قدر ما آدم ها از خدا گلایه و شکایت داریم ؟!!

گلایه از نداشتن پدر و مادری که بتوانند ما را درک کنند و یا پدر و مادری متمکن که آرزوهای مادی ما را بتوانند برآورده کنند؟

گلایه از نداشتن زیبایی ظاهری البته به زعم خود و شبیه نبودن ظاهر و انداممان به فلان خواننده یا بازیگر...

گلایه از نداشتن حساب بانکی با فلان مبالغ....

گلایه از نداشتن خانه و زندگی و فلان ماشین...

گلایه ... گلایه ... گلایه ....

تا به حال با خودمان فکر کرده ایم منی که انقدر از خدا گله و شکایت دارم ... انقدر توقع دارم .... به عنوان بنده در برابر او چه کرده ام؟

آیا تا به امروز شکرگزار نعمت هایی که دارم بوده ام؟!!

اینجا بخش تصدیق جواب است ، مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد : بسیار ساده ، فقط کافیست خدا را شکر کنند ...

شکر نعمت هایی چون ؛ پدر و مادری مهربان که تمام تلاششان برای موفقیت من است .... سلامتی ؛ اینکه همه ی اندام هایم بدون مشکل دارند کار می کنند ... نعمت تنفس و اینکه می توانم بدون هیچ دستگاهی راحت نفس بکشم ...

تا حالا خودمان را جای خدا گذاشته ایم؟

«وَ جَعَلَ لَكُمْ السَّمَعَ وَ الأَبْصارَ وَ الأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ; خداوند براى شما گوش و چشم و عقل قرار داد شاید (او را بشناسید و) شكر نعمت او را بجا آورید» (ملک، 23)

لطفا به این داستان توجه کنید:

روزی مردی خواب عجیبی دید:
او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند.
هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند ، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند ...
مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟

فرشته

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد گفت : اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت.
باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است.
با تعجب از فرشته پرسید : شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد : اینجا بخش تصدیق جواب است ، مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد : بسیار ساده ، فقط کافیست خدا را شکر کنند ...

به نظر داستان است و افسانه و تخیل ... ولی اگر کمی به رفتارهایمان توجه کنیم می بینیم که در واقعیت همین گونه است ...

تا به حال از خودمان پرسیده ایم که خدا هم از ما ممکن است گلایه داشته باشد : گلایه از اینکه قدردان نعمت هایش نیستیم .... شکرگزار داده هایش نیستیم .... گلایه از اینکه نعمت هایش را درست مصرف نمی کنیم ...

فقط ما در حال فرستادن یکی سری درخواست ها و حوائجی هستیم به سوی خدا .... اما به آنهایی که برای ما ارسال می شوند توجهی نمی کنیم ...

فقط متوقع هستیم ... به آنچه داریم شکرگزار نیستیم....

مگر خودمان را انسان های فرهیخته نمی دانیم ؟!! از انسان فرهیخته بعید است که نعمتی به آنها داده شود و او علاوه بر اینکه شکر گزاری نکند تازه غر هم بزند و متوقع باشد که چرا کم است چرا این جور است چرا آن جور است ؟!!

تا به حال از خودمان پرسیده ایم که خدا هم از ما ممکن است گلایه داشته باشد : گلایه از اینکه قدردان نعمت هایش نیستیم .... شکرگزار داده هایش نیستیم .... گلایه از اینکه نعمت هایش را درست مصرف نمی کنیم ...

او می خواهد نعمت هایی که داده است را یاد آور شویم : فَاذْكُرُوا آلاءَ اللّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (اعراف، 69)

شکر گزار نعمت هایش باشیم نه برای خودش بلکه برای خودمان : وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِه (نمل،40)

شکرگزاری کنیم تا نعمت ها برایمان زیاد و زیاد تر شوند ...لَـئِن شَکَرْتُم‌ْ لاَزِیدَنَّکُم ; شکر نعمت نعمتت افزون کند.(ابراهیم،7)

و صد افسوس که اکثرمان ناشکریم و نا سپاس قَلِیلٌ مِنْ عِبادِىَ الشَّكوُر (سبأ، 13) .... وَ لَـَکِن‌َّ أَکْثَرَهُم‌ْ لاَ یَشْکُرُون ‌َ(نمل، 73) .... قَلِیلاً مَّا تَشْكُرُونَ (اعراف، 10)

این ایام ایام مبارک و مهمی هستند .... چه خوب است شب هایی که برای احیا می رویم در ابتدا قبل از اینکه درخواستی از خدای مهربانمان داشته باشیم با خود خلوتی بکنیم ... از او به خاطر کفران نعمت ها و ناشکری هایمان عذرخواهی کنیم ... و به خاطر نعمت هایی که داده و آنچه که او صلاح ندانسته و نداده شکرگزاری کنیم ....

برای ما هم دعا کنید ....


- نظرات (0)