سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

قسمتی از تنهایی لیلا !

تنهایی لیلا

فردی که خلافی را مرتکب شده بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پر گرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته ، به یک دهکده رسید.

چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود. او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد. اما بی پول بود. به خاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.

دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید. بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و …. پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت. میوه فروش گفت: بخور نوش جانت ، پول نمی خواهم ...
سه روز بعد این فرد فراری باز در جلو دکه میوه فروش ظاهر شد. این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند ، صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت، فراری دهان خود را باز کرده گوئی می خواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت.
آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد، صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد. میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت. عکس همان مردی بود که با لباس های ژنده از او پرتقال مجانی می گرفت. زیر عکس او با حروف درشت نوشته بودند او فراری است و برای کسی که او را معرفی کند نیز مبلغی به عنوان جایزه تعیین کرده بودند.
میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت. پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند. سه چهار روز بعد مرد فراری دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد، با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود .

صحبت بر سر اینکه آن میوه فروش آن دزد را تحویل داده کار دستی کرده یا نه ، یا کار درست یا غلط آن زن فراری از زندان نیست ... صحبت بر سر این موضوع است که خیلی از بدبختی ها، سوء ظن ها و مشکلاتی که در جامعه و خانواده ها، به وجود می آید ریشه در این نکته است که قرآن بیان می کند

او به اطراف نگاه کرد، گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود. دکه دار و پلیس ها با کمال دقت فراری را زیر نظر داشتند. او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگه داشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.
موقعی که داشتند او را می بردند، زیر گوش میوه فروش گفت : ” آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان. سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد.

میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد و در صفحه پشتش، چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود : من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم . هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم می گرفتم، دل مهربان تو بود که بر من تأثیر گذاشت . بگذار جایزه پیدا کردن من، جبران زحمات تو باشد.

 

تنهایی لیلا
تنهایی لیلا

سکانس اول:

آن جایی که کتایون از زندان فرار کرده ... به لیلا پناه آورده ... لیلا به امامزاده می رود و بچه و کتایون در خانه تنها ... با بازگشت لیلا بچه و کتایون نیستند ...
با آمدن پلیس لیلا به یقین می گوید که کتایون بچه را برداشته و بعد دیده شد که ماجرا این طور نبوده ...

 

سکانس دوم :

ماجرای نسرین و دوستانش ... درست کردن شایعه و پخش کردن آن ... چیزهایی که به آن یقین ندارند و پشت سر این و آن ردیف می کنند ...

ماجرای زرین و حقه ای که در سر دارد و در این میان چه تهمت ها و چه آبرو ریزی هایی برای لیلا و  لطیف درست می کند که هر جور شده، به هر قیمتی به اهداف شومش برسد ...

 

نتیجه کلام:

صحبت بر سر اینکه آن میوه فروش آن دزد را تحویل داده کار دستی کرده یا نه ، یا کار درست یا غلط آن زن فراری از زندان نیست ... صحبت بر سر این موضوع است که خیلی از بدبختی ها، سوء ظن ها و مشکلاتی که در جامعه و خانواده ها، به وجود می آید ریشه در این نکته است که قرآن بیان می کند : لاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُوَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْوُولًا : و از چیزی که به آن علم نداری پیروی مکن، زیرا گوش و چشم و دل (که ابزار علم و معرفت هستند) همه مورد سوال قرار خواهند گرفت» (اسراء/36)

در آیه 6 سوره حجرات هم می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا ... : ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر شخص فاسقی برای شما خبری آورده درباره آن تحقیق کنید ...»

ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر شخص فاسقی برای شما خبری آورده درباره آن تحقیق کنید ...»

در این آیه مومنان را از پذیرش خبر از فاسقان بدون پرس و جو از صحت و درستی آن، منع می کند و به آنان دستور تحقیق و تفحص می دهد.

تا چیزی را مطمئن نشده ایم چیزی نگوییم ... واکنشی نشان ندهیم ... پخش نکنیم ...

چقدر از شایعات و دروغ هایی هستند که به واسطه ی اینکه آن نفر اول در این حلقه حرفی را که مطمئن نبوده گفته و در شبکه های مجازی پخش شده ... بین خانواده ها دهان به دهان گشته است ... و در این میان هم چه آبرو هایی ریخته شده و چه مشکلاتی که به وجود آمده است .

حواسمان باشد که جزء کسانی که در عذاب دنیوی و اخروی خداوند هستند واقع نشویم:

« إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ:

كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در میان آنان كه ایمان آورده‏اند، شیوع پیدا كند، براى آنان در دنیا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود، و خدا [ست كه‏] مى ‏داند و شما نمى ‏دانید. (نور، 19)


- نظرات (0)

بازی که شیطان راه می اندازد!!

تا به حال برایتان اتفاق افتاده؟

برای من که این اتفاق در دوران های گذشته به کرّات و البته با گذشت زمان و فهمیدن داستان، خداروشکر نمی گذارم به وجود بیاد ...

لابد می پرسید داستان از چه قرار است؟ از چه سخن می گویم:

از داستان ملامتگریه شیطان لعین رجیم ...  عفریت خنّاس، ... 

نخندید ... آنقدر دلم از این موجود پر است که دلم می خواهد چند تا صفت دیگر هم برایش بیاورم که تخلیه شوم ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

شروع می کند به ناامید کردن انسان ... نه تو گناهکاری، خدا تو را نمی بخشد، دیگر راه برگشتی برای تو نیست ... حالا که آنقدر بد هستی و راهی برای خوب شدن نیست پس به گناهانت ادامه بده .... و این حرف را بر زبان آدمی جاری می کند که آی از سر من گذشته؛ چه یک وجب و چه صد وجب ... من که انقدر گناه دارم  و این گناهان را انجام دادم، دیگر فرقی به حالم نمی کند، پس بذار این چند روز دنیا را با هر آنچه دارم و می توانم بدون هیچ محدودیتی خوش باشم .... و غافل از اینکه این خوش بودن چند روزه ی دنیا طولی نخواهد کشید ...

مواظب این حرف های شیطان باشیم ... او خیلی حیله گر است ... تا می تواند در هر کجا و هر زمان دانه می پاشد تا ما را به صید خودش در بیاورد ...

آثار و فوائد دعا،مناجات ،استغفار

البته این را هم بگویم که خودش اقرار کرده همه ی آدم ها از بین می برد جز یک گروه خاص را ... لَأغوِیَنَّهُم أجمَعِینَ إلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصِینَ (حجر/39/40)

اگر در دام گناه و حیله های او قرار گرفتیم، تنها و تنها به خدا پناه ببریم : وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ/ و اگر از جانب شیطان در تو وسوسه‏اى پدید آمد به خدا پناه ببر، زیرا او شنوا و داناست.(200-201 اعراف) چرا که با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

و نتیجه آن خواهد شد که إنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (99، نحل)

بعد از پیدا کردن توفیق توبه ، دیگر به آن گناه با این نگاه ناامید کننده نگاه نکنیم که خدا نمی بخشد و ... این ها همه حرف های این شیطان است ... چرا که خودش وعده های امید بخش داده است؛ وَ هُوَ الّذِى یَقْبَلُ التَّوبَهَ عَنْ عِبادِهِ ... (25، شوری)

با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

قُلْ یا عِبادِیَ اَلَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِیمُ ... (53، زمر)

وَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلُونَ .... (25، شوری)

یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ .... (8، تحریم)

خودش فرموده است که با پشیمانی از گناه، استغفار و توبه کنید، که اگر این توبه نصوح باشد ، دیگر جای هیچ نگرانی نیست الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن یَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُ

بنابر این مواظب باشیم که شیطان بلافاصله بعد از توبه با ریسمان ملامتگریه خود ما را به بازی نگیرد ... همین که از گناهت توبه کردی، پشیمان شدی و اراده به ترک آن کرده، استغفار بگو و همان کافی است برای آمرزش ... خدا غفور و رحیم است: أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (118، توبه)


- نظرات (0)

بازی که شیطان راه می اندازد!

توبه ، استغفار

حتماً براتون اتفاق افتاده که بعد از ارتکاب گناهی، عذاب وجدانی شدید تمام وجودتان را بگیرد ... سریع توبه کرده اید ولی بعد از توبه انگار هنوز یکی در وجود آدم می گوید: تو گناهکاری، تو چقدر آدم بدی هستی، تو درست بشو نیستی، دلت را به خودت خوش نکن


تا به حال برایتان اتفاق افتاده؟

برای من که این اتفاق در دوران های گذشته به کرّات و البته با گذشت زمان و فهمیدن داستان، خداروشکر نمی گذارم به وجود بیاد ...

لابد می پرسید داستان از چه قرار است؟ از چه سخن می گویم:

از داستان ملامتگریه شیطان لعین رجیم ...  عفریت خنّاس، ... 

نخندید ... آنقدر دلم از این موجود پر است که دلم می خواهد چند تا صفت دیگر هم برایش بیاورم که تخلیه شوم ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

شروع می کند به ناامید کردن انسان ... نه تو گناهکاری، خدا تو را نمی بخشد، دیگر راه برگشتی برای تو نیست ... حالا که آنقدر بد هستی و راهی برای خوب شدن نیست پس به گناهانت ادامه بده .... و این حرف را بر زبان آدمی جاری می کند که آی از سر من گذشته؛ چه یک وجب و چه صد وجب ... من که انقدر گناه دارم  و این گناهان را انجام دادم، دیگر فرقی به حالم نمی کند، پس بذار این چند روز دنیا را با هر آنچه دارم و می توانم بدون هیچ محدودیتی خوش باشم .... و غافل از اینکه این خوش بودن چند روزه ی دنیا طولی نخواهد کشید ...

مواظب این حرف های شیطان باشیم ... او خیلی حیله گر است ... تا می تواند در هر کجا و هر زمان دانه می پاشد تا ما را به صید خودش در بیاورد ...

آثار و فوائد دعا،مناجات ،استغفار

البته این را هم بگویم که خودش اقرار کرده همه ی آدم ها از بین می برد جز یک گروه خاص را ... لَأغوِیَنَّهُم أجمَعِینَ إلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصِینَ (حجر/39/40)

اگر در دام گناه و حیله های او قرار گرفتیم، تنها و تنها به خدا پناه ببریم : وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ/ و اگر از جانب شیطان در تو وسوسه‏اى پدید آمد به خدا پناه ببر، زیرا او شنوا و داناست.(200-201 اعراف) چرا که با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

و نتیجه آن خواهد شد که إنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (99، نحل)

بعد از پیدا کردن توفیق توبه ، دیگر به آن گناه با این نگاه ناامید کننده نگاه نکنیم که خدا نمی بخشد و ... این ها همه حرف های این شیطان است ... چرا که خودش وعده های امید بخش داده است؛ وَ هُوَ الّذِى یَقْبَلُ التَّوبَهَ عَنْ عِبادِهِ ... (25، شوری)

با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

قُلْ یا عِبادِیَ اَلَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِیمُ ... (53، زمر)

وَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلُونَ .... (25، شوری)

یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ .... (8، تحریم)

خودش فرموده است که با پشیمانی از گناه، استغفار و توبه کنید، که اگر این توبه نصوح باشد ، دیگر جای هیچ نگرانی نیست الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن یَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُ

بنابر این مواظب باشیم که شیطان بلافاصله بعد از توبه با ریسمان ملامتگریه خود ما را به بازی نگیرد ... همین که از گناهت توبه کردی، پشیمان شدی و اراده به ترک آن کرده، استغفار بگو و همان کافی است برای آمرزش ... خدا غفور و رحیم است: أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (118، توبه)


- نظرات (0)

بازی که شیطان راه می اندازد!

تا به حال برایتان اتفاق افتاده؟

برای من که این اتفاق در دوران های گذشته به کرّات و البته با گذشت زمان و فهمیدن داستان، خداروشکر نمی گذارم به وجود بیاد ...

لابد می پرسید داستان از چه قرار است؟ از چه سخن می گویم:

از داستان ملامتگریه شیطان لعین رجیم ...  عفریت خنّاس، ... 

نخندید ... آنقدر دلم از این موجود پر است که دلم می خواهد چند تا صفت دیگر هم برایش بیاورم که تخلیه شوم ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

موجودی که علاوه بر اینکه منتظر است هر کسی را از طریق خودش منحرف کند، هر کسی را با ریسمان مخصوص خودش به چاه گمراهی بکشاند، وقتی هم که فردی بعد از انجام خطا و گناه توبه می کند باز هم دست از سرش بر نمی دارد ...

شروع می کند به ناامید کردن انسان ... نه تو گناهکاری، خدا تو را نمی بخشد، دیگر راه برگشتی برای تو نیست ... حالا که آنقدر بد هستی و راهی برای خوب شدن نیست پس به گناهانت ادامه بده .... و این حرف را بر زبان آدمی جاری می کند که آی از سر من گذشته؛ چه یک وجب و چه صد وجب ... من که انقدر گناه دارم  و این گناهان را انجام دادم، دیگر فرقی به حالم نمی کند، پس بذار این چند روز دنیا را با هر آنچه دارم و می توانم بدون هیچ محدودیتی خوش باشم .... و غافل از اینکه این خوش بودن چند روزه ی دنیا طولی نخواهد کشید ...

مواظب این حرف های شیطان باشیم ... او خیلی حیله گر است ... تا می تواند در هر کجا و هر زمان دانه می پاشد تا ما را به صید خودش در بیاورد ...

آثار و فوائد دعا،مناجات 
،استغفار

البته این را هم بگویم که خودش اقرار کرده همه ی آدم ها از بین می برد جز یک گروه خاص را ... لَأغوِیَنَّهُم أجمَعِینَ إلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصِینَ (حجر/39/40)

اگر در دام گناه و حیله های او قرار گرفتیم، تنها و تنها به خدا پناه ببریم : وَ إِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ/ و اگر از جانب شیطان در تو وسوسه‏اى پدید آمد به خدا پناه ببر، زیرا او شنوا و داناست.(200-201 اعراف) چرا که با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

و نتیجه آن خواهد شد که إنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (99، نحل)

بعد از پیدا کردن توفیق توبه ، دیگر به آن گناه با این نگاه ناامید کننده نگاه نکنیم که خدا نمی بخشد و ... این ها همه حرف های این شیطان است ... چرا که خودش وعده های امید بخش داده است؛ وَ هُوَ الّذِى یَقْبَلُ التَّوبَهَ عَنْ عِبادِهِ ... (25، شوری)

با یاد خدا و پناه بردن به خدا قدرتی عجیب به دست خواهیم آورد: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسهَّمْ طَئفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون: کسانى که پرهیزگارى مى‏ کنند چون از شیطان وسوسه ‏اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‏ کنند، و در دم بصیرت یابند.

قُلْ یا عِبادِیَ اَلَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِیمُ ... (53، زمر)

وَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلُونَ .... (25، شوری)

یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ .... (8، تحریم)

خودش فرموده است که با پشیمانی از گناه، استغفار و توبه کنید، که اگر این توبه نصوح باشد ، دیگر جای هیچ نگرانی نیست الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن یَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُ

بنابر این مواظب باشیم که شیطان بلافاصله بعد از توبه با ریسمان ملامتگریه خود ما را به بازی نگیرد ... همین که از گناهت توبه کردی، پشیمان شدی و اراده به ترک آن کرده، استغفار بگو و همان کافی است برای آمرزش ... خدا غفور و رحیم است: أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (118، توبه)


- نظرات (0)

ماجرای داستانی دردناک

قرآن


گوشی ام را بر میدارم و اینترنت را وصل می کنم. روی مبل ولو می شوم و پاهایم را روی دسته مبل می اندازم و شروع می کنم به خواندن پیام هایی که برایم آمده است. چند تا لطیفه را از یک گروه در گروه های دیگر کپی می کنم تا نگویند کم کار شده ام و شروع می کنم به خواندن سایر پیام ها

روزی مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.

مدتی بعد، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها از دیدن نامه خوشحال شدند اما آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند: این نامه از طرف عزیزترین کس ماست. سپس بدون این که پاکت را باز کنند، آن را در کمد قرار دادند.

هر چند وقت یکبار نامه را از کمد درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در آنجا می گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.
سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود.
از او پرسید: مادرت کجاست؟
پسر گفت: سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.
پدر گفت: چرا؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم!
پسر گفت: نه!
پدر پرسید: برادرت کجاست؟
پسر گفت: بعد از فوت مادر کسی نبود که با تجربه هایش او را نصیحت کند و راه درست را به او نشان دهد، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت!

پدر تعجب کرد و گفت: چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند و نشانه های راه خطا را برایش شرح دادم نخواندید؟ پسر گفت: نه ...!
مرد گفت: خواهرت کجاست؟
پسر گفت: با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او اسیر ظلم و رنج است !
پدر با تأثر گفت: او هم نامه ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و دلایل منطقی ام را برایش توضیح داده بودم و اینکه من با این ازدواج مخالفم؟
پسر گفت: نه ...!

نگاهم به کتابخانه می افتد. به کتابی که آن را نمی خوانم و مانند شخصیت های داستان که به آنها خندیده بودم تنها به بوسیدن و احترام گذاشتن به آن اکتفا می کنم و یادم می رود که راه و چاه زندگی ام در آن است

از خنگی و جهالت شخصیت های داستان خنده ام می گیرد و بی خیال خواندن مابقی داستان می شوم. اما فکرم درگیر می شود. از اینکه با وجودی که می دانستند پدرشان بیکار نبوده برایشان نامه بنویسد اما آن را نخوانده می بوسیدند و توی کمد می گذاشتند و تازه چقدر هم به خیالشان برایش احترام قائل بودند. به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه به راحتی همه فرصت ها را از دست داده بودند.

قرآن

در همین فکرم که صدای تلویزیون در گوشم می پیچد. تبلیغ نمایشگاه قرآن را در مصلی تهران می کند. دلم می لرزد. موبایل را زمین می گذارم و نگاهم به کتابخانه می افتد. به کتابی که آن را نمی خوانم و مانند شخصیت های داستان که به آنها خندیده بودم تنها به بوسیدن و احترام گذاشتن به آن اکتفا می کنم و یادم می رود که راه و چاه زندگی ام در آن است.

و این همان مهجوریت این کتاب عظیم است؛ وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» فرقان/30 

 

منظور از «قوم» در این آیه، امت پیامبر است ؛ منظور ما امت رسول خدا صلی الله و علیه وآله و سلم هستیم ... امتی که در عین حالی كه قرآن نزدمان هست و آن را می خوانیم آن هم متأسفانه گه گاه ... ولی از عمل به دستورات آن خبری نیست و عملاً قرآن در زندگی ما جایی ندارد.

مهجور، نه به این معنا که در خانه ها قرآن نباشد. قرآن در خانه‌ ی هر مسلمانی نه یکی، بلکه حتّی گاهی چند مدل و با چند خط و ترجمه ی متفاوت وجود دارد.

در زندگی گاهی قسم به قرآن می‌خوریم ، شب قدر هم قرآن سر می‌گیریم بک یا الله هم می ‌گوییم، بالای سر مسافر هم قرآن را رد می‌کنیم ، آیاتش هم به عنوان کاشی‌ کاری و زینت در محراب ‌ها و ضریح‌‌ ها و حرم‌ ها و مساجد می ‌نویسیم، گاهی آیات مهم را نیز با خط خوش نوشته و بر سر معابر و مکان ها می زنیم، اما هنوز می بینیم که در گرداب مهجوریّت باقی مانده.

دریا هزار فایده دارد، منتها اگر کسی غواص باشد می ‌تواند استفاده‌ی بیشتری بکند. اهل بیت علیهم السلام نیز می توانند از دریای قرآن صیدهای بیشتری داشته باشند، که ما نمی ‌توانیم آنها را صید کنیم، اما نمی‌ توانیم بگوییم فهم قرآن مخصوص اهل بیت است

مراد از مهجوریت قرآن این است که با قرآن نفس نمی کشیم، آن را مد سال نمی کنیم، عمل کننده ی آن را متمدّن نمی دانیم .

مثل یک شیء عتیقه و متروکه و تزیینی با آن برخورد می کنیم و گاهی حتی می ترسیم که به سراغش برویم . الان قرآن حقیقتاً چقدر در بورس است؟! در بازار، چند بازاری داریم که آیات مربوط به تجارت و کاسبی را بداند و عامل به آنها باشد؟! چرا قرآن آن گونه که باید حقش ادا نشده است؟!

بعضی یک جمله از روایت را گرفته اند و مدام در گوش مردم می خوانند که إِنَّمَا یَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ قرآن را فقط اهل بیت می‌ فهمند 1 یک نفر نیست که به این ها بگوید : دوست عزیز! اهل بیت علیهم السلام مطالب مهم ‌تری را می توانند بفهمند.

مثل این است که بگوییم که دریا برای غوّاص ‌ها است. حرف غلطی است. غواص ‌ها لولو و مرجان بیشتری از دریا می ‌توانند بیرون بیاورند، اما حالا اگر کسی غواص نیست دریا برای او نیست؟

دریا هزار فایده دارد، منتها اگر کسی غواص باشد می ‌تواند استفاده‌ی بیشتری بکند. اهل بیت علیهم السلام نیز می توانند از دریای قرآن صیدهای بیشتری داشته باشند، که ما نمی ‌توانیم آنها را صید کنیم، اما نمی‌ توانیم بگوییم فهم قرآن مخصوص اهل بیت است.

اگر قرار است ما قرآن را نفهمیم پس چرا خدا گفته است: یا أَیُّهَا النَّاس‏ . یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا خدا با ما حرف می ‌زند. اگر ما نفهمیم، چرا خدا ما را خطاب می کند . ما نیز جزء «مَنْ خُوطِبَ بِهِ» ها هستیم.
اهل بیت عمق قرآن را می‌ فهمند، ما هم در سایه ی وجود آنان، پوست قرآن را دریافت می کنیم.

و این کتاب عزیز و عظیم چه زیبا برای كسانی كه قرآن را به مهجوریت می ‌كشانند و به عبارتی آن را می ‌خوانند و به آن عمل نمی ‌كنند مثلی شگفت می ‌زند و می ‌فرماید: "مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ مثل كسانی كه عمل به تورات بر آنان بار شد و به آن مكلف گردیدند آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل چهارپایی است كه كتاب هایی را بر پشت می‌ كشد. چه زشت است وصف قومی كه آیات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمی ‌نماید." (جمعه/ 5)

***

این بار نمی توانم به خنگی و جهل خودم بخندم. به چاه هایی که تا به حال در آنها افتاده ام فکر می کنم. گلویم فشرده می شود. بلند می شوم و سمت کتابخانه می روم. قرآن را بر می دارم و باز می کنم. تصمیم می گیرم دیگر در چاه نیفتم: بسم الله الرحمن الرحیم...





- نظرات (0)

چه کنیم دعایمان مستجاب شود

یه وقتایی هست که ما آدم ها در بسیاری از مشکلات و غصه ها، تنهایی ها و مشکلات دست به دامن این و آن می شویم و انگار فراموش کرده ایم که صاحب اصلی کسی دیگر است و باید همه چیز را از او بخواهیم.

اشتباه نکنید، منظورم این نیست که اسباب و وسایل را نادیده بگیریم، خیر! مقصود این است که همه را تنها یک وسیله بدانیم نه اصل کاری! اصل کاری یکی دیگر است و بعد از یقین به این امر، دست هایمان را به دعا بلند کنیم و مطمئن باشیم که استجابت نزدیک است؛

یادمان باشد اگر می خواهیم دعاهایمان مستجاب شود، باید یک سری مسائلی را رعایت کنیم و بدانیم که برای دعا همان گونه که برای مسائل دیگر آدابی وجود دارد در روایات آدابی نقل شده است. که دعا کننده با رعایت آن می تواند امید به قبولی دعای خویش داشته باشد.

و البته در این رابطه به آیه 14 سوره رعد هم توجه کنیم: «وَمَا دُعَاء الْكَافِرِینَ إِلاَّ فِی ضَلاَلٍ»(رعد / آیه 14)

و دعای کافران  جز در گمراهی نیست (و مستجاب نمی شود).

حضرت امام باقر علیه السلام می‌فرماید: کسی که چیزی را لعنت می‌کند اگر آن شی مستحق نباشد لعنت به خود گوینده بر می‌گردد. پس از لعن مومن بپرهیزید تا مبادا خود گرفتار شوید

خدا است كه شایسته نیایش و دعا است. كسانی كه جز او دیگران را به یاری می ‌خوانند، به هیچ وجه دعاهایشان را اجابت نمی ‌نمایند و كمترین نیازشان را برآورده نمی ‌كنند. آنان ( كه غیر خدا را به فریاد می‌ خوانند، و به جای آفریدگار، از آفریدگان برآوردن نیازهایشان را درخواست می ‌نمایند) به كسی می ‌مانند كه ( بركنار آبی دور از دسترس نشسته باشد و ) كف دستهایش را باز و به سوی آب دراز كرده باشد ( و آن آب را به سوی خود بخوانَد ) تا آب به دهان او برسد، و هرگز آب به دهانش نرسد. دعای كافران (و پرستش ایشان) جز سرگشتگی و بیهوده‌كاری نیست.

دعا

آداب دعا کردن:

1 – حضور قلب.

2 – خضوع و فروتنى.

3 – امیدوارى.

4 – شناخت خدا و اعتقاد به قدرت او و علم او به نیاز,

5 – امیدوارى به خدا و قطع امید از دیگران.

6 – پرهیز از گناه به ویژه ستم مالى و آبرویى به مردم.

7 – گریستن. روایت شده است: ((بین بهشت و جهنم، گردنه اى است که کسى از آن عبور نمى کند، مگر کسانى که از ترس خدا، خیلى گریه کرده باشند.))

8 – سپاس و ستایش خداوند.

9 – ذکر نام هاى خدا که مناسب دعایش مى باشد، صلوات فرستادن قبل و بعد از دعا و نیز گفتن نعمت هاى خداوند و شکر آن ، بیان گناهان و آمرزش خواستن براى آنها.

10 – درنگ و عجله نکردن و اصرار و پافشارى در دعا. زیرا خداوند درخواست کننده لجوج را دوست دارد و حداقل پافشارى این است که دعاى خود را سه بار تکرار کرده و خواسته خود را سه بار بگوید.

11 – پنهان دعا کردن. زیرا هم فرمان خداوند را که مى فرماید: ((در پنهان دعا کنید)) اجابت کرده و هم از آفت ریا دور مى ماند.  روایت شده است: ((دعاى پنهانى، برابر با هفتاد دعاى آشکار است))

12 – شریک ساختن دیگران در دعا.

نفرین نوعی دعا است ولی دعا برای دور شدن کسی از خیر و رحمت و سعادت است. بر فرض آن كه شرایط دعا در آن جمع باشد و نفرین به جا و به مورد باشد این دعا نیز با خواست خداوند اجابت می گردد

13 – با دیگران دعا کردن . دعا در جمع نیز باعث اجابت است . بهترین جمعیت براى دعا، چهل نفر است . چهار نفر هم مى توانند هر کدام ده بار دعا کنند و اگر نتوانست در جمع دعا کند، خود نیز مى تواند چهل بار دعا کند.

14 – تضرع در دعا به همراه قلب خاضع و بدن متواضع و چاپلوسى . خداوند به حضرت موسى (علیه السلام) وحى کرد: ((موسى ! هنگامى که مرا مى خوانى ترسان باش ، صورت خود را خاک آلوده کن و با اعضاى مهم بدنت ، برایم سجده کن … قلبت را با ترس از من بمیران . زنده دل و کهنه لباس باش …))

15 – صلوات فرستادن بر محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) و آل او (علیهم السلام) در اول و آخر دعا باعث اجابت دعا است .

16 – پاکدلى و روى آوردن با تمام وجود به خداوند.

17 – دعا کردن قبل از بلا.

18 – شریک نمودن دیگران در دعا و قبل از خود، آنان را دعا کردن .

19 – بلند کردن کف دست ها هنگام دعا.

دعا

20 – در دست داشتن انگشترى عقیق یا فیروزه . از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده : ((هیچ کف دستى به سوى خداى متعال بلند نشده است که نزد او محبوبتر باشد از کفى که انگشتر عقیق در آن است .))

21 – صدقه دادن قبل از دعا، باعث اجابت دعا مى گردد.

22 – انتخاب اوقات مخصوصى براى دعا، مثل شب و روز جمعه و...

23 – مکان هاى خاص نیز به اجابت دعا کمک مى کنند. مانند: ((راءس ‍الحسین و مکانى که زیر گنبد آن قرار دارد)).

24 – حالات عالى مانند رقت قلب.

25 – طهارت، نماز و روزه (ترجمه المراقبات ، ص 257-23)

یکی از موضوعاتی که در زندگی مردم جریان پیدا کرده، نفرین کردن است که مقابل دعا می باشد. چه نفرین هایی گیرا و چه نفرین هایی بی تأثیر هستند.

قرآن کریم می ‌فرماید:

"اِن‌َّ الَّذین‌َ کَفَروا وماتوا وهُم کُفّارٌ اُولئکَ عَلَیهِم لَعنَة‌ُ اللّه‌ِ والمَلئکَة‌ِ والنّاس‌ِ جمَعین‌؛(بقره‌ (2) آیه 161) کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آن‌ ها خواهد بود."( آیت الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج، ص 552 ـ 556)

اگر كسی از نفرین خود پشیمان شد، باید با عفو و گذشت از كسی كه از او ظلمی به ایشان رسیده است،‌ و دعای خیر در حق کسی که او را نفرین نموده، عمل خویش را جبران نماید و خواستار نزول رحمت الهی بر فرد نفرین شده شود

بر اساس این نكته می گوییم:

نفرین نوعی دعا است ولی دعا برای دور شدن کسی از خیر و رحمت و سعادت است. بر فرض آن كه شرایط دعا در آن جمع باشد و نفرین به جا و به مورد باشد این دعا نیز با خواست خداوند اجابت می گردد.

به طور کلی نفرین نمودن نسبت به دوستان و اطرافیان کار پسندیده ای نیست.

حضرت امام باقر علیه السلام می‌فرماید: "کسی که چیزی را لعنت می‌کند اگر آن شی مستحق نباشد لعنت به خود گوینده بر می ‌گردد. پس از لعن مومن بپرهیزید تا مبادا خود گرفتار شوید." ( میزان الحکمة‌، محمدمحمدی ری شهری‌، ج 5، ص 616)

انبیا و اولیا الهی جز در موارد نادری که مجبور می شدند، قوم خویش را نفرین نمی نمودند. ایشان در اغلب موارد حتی نسبت به کسانی که به ایشان ستم روا می داشتند و از پذیرش هدایت روی بر می تافتند، دعا می نمودند و از خدای متعال برای آنها هدایت و مغفرت می خواستند.

حال اگر كسی از نفرین خود پشیمان شد، باید با عفو و گذشت از كسی كه از او ظلمی به ایشان رسیده است،‌ و دعای خیر در حق کسی که او را نفرین نموده، عمل خویش را جبران نماید و خواستار نزول رحمت الهی بر فرد نفرین شده شود.

قرآن می فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ‏؛ به درستی که خوبی ها بدی ها را خواهد پوشانید» (هود(10) آیه 114)

بنابر این سعی کنیم از نفرین کردن دوری کنیم که خدایی نکرده گریبان خودمان را نگیرد.


- نظرات (0)

نقشه ی راه برای رسیدن به خوشبختی

راه خوشبختی


چگونگی ارتباط زن و شوهر از جمله مسائلی است که گفتگو در مورد آن لطافت و حساسیت‌ های خاصی را می‌ طلبد؛ هم احساس مردانگی یا زنانگی بر ما غالب نشود تا از جاده حق خارج نشویم، هم حق مطلب ادا شود و نکته‌ای از قلم جا نماند هم خط قرمز حیا و عفت مراعات شود.


قرآن چگونه می ‌گوید؟

قرآن کریم پُر است از مطالبی که شیوه صحیح تعامل مردم با یکدیگر را بیان می‌ کند؛ چیزی که امروزه به سبک زندگی شهرت یافته است. مطالبی که روش ‌های درست ارتباطی با پدر و مادر، با فرزندان، با مسلمانان و به صورت کلی سایر افراد را بیان می ‌کند. گاهی هم بحث را به ویژگی ‌های شخصیتی کشانده و الگوهای مناسبی به مردم معرفی می ‌کند؛ الگوهایی که در صورت دنباله ‌روی آن‌ها، دچار خطا و خسران نخواهند شد یقیناً.
گاهی از یک شخص به عنوان الگو یاد می ‌کند تا دیگران با نگاه به او قدم بردارند:
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ 1
اگر شیوه زندگی پیامبر صلی الله علیه وآله را نقشه راه زندگی خود قرار دهند، بی‌ شک مقصد نهایی شان خوشبختی و سعادت خواهد بود.

مانند لباس، گرمابخش زندگی است. از وقتی که بر قامت همسرش پوشانده می ‌شود همه همّ و غمّش رونق و گرمی زندگی مشترک می ‌شود. گاهی از خواسته ‌های شخصی خود دست می‌ شوید تا عَلَم خانواده به زمین نیفتد

در برخی آیات نیز بدون اشاره به شخصی خاص، صاحبان صفات پسندیده را صاحب امتیاز می ‌داند:
وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ 2
ابزار خاشعان، نماز است و صبر. غیر خاشعان بهره بردن از صبر و نماز را سنگین می ‌پندارند. پس هر کس که مشتاق مدال «خاشع» است از جایگاه صبر و نماز غافل نمی ‌شود.
در صورت سوم خداوند نه از شخصی نام می‌ برد و نه ویژگی خاصی را برمی ‌شمرد، بلکه در یک اشاره‌ ای لطیف، رمز موفقیت و صراط مستقیم را بیان می ‌کند.
هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ 3
گویا خداوند یک زندگی ایده آل را ترسیم می ‌کند تا مردم با مقایسه زندگیشان با این سبک زندگی، میزان خوشبختی و سعادتشان را بسنجند.

 

لباس پیشنهادی قرآن

در یک زندگی خانوادگی مطلوب، زن برای شوهرش لباس است چنانکه شوهر نیز برای زنش، لباس است؛
- مانند لباس، عیوب همسرش را می ‌پوشاند و آن را مثل یک راز در درون خود نگه می ‌دارد. هرگز نواقص همسرش را به دیگران نشان نمی ‌دهد و نسبت به آبرویش، امانتدار است.

زن و مرد ، زن و شوهر

- مانند لباس، همسرش را از خطرات احتمالی حفظ می‌ کند. گاهی دستش را می ‌گیرد یا تکیه ‌گاه او در زندگی می ‌شود تا زمین نخورد و آسیبی به او نرسد، گاهی هم او را از افتادن در منجلاب فساد و تباهی اخلاق، و نیش و کنایه‌ های این و آن، و آسیب ‌های روح و روان می‌ رهاند.
- مانند لباس، برای همسرش زینت و زیبایی می‌ شود بدون هیچ چشمداشتی. تمام کوشش خود را به کار می ‌بندد تا مایه سربلندی و آبروی همسرش باشد. کاری می ‌کند که همسرش به او ببالد و افتخار کند. هم از جهت ظاهر و قیافه هم از جهت باطن و اخلاق.
- مانند لباس، خود را جدای از همسرش نمی ‌داند. کسی نسبت به لباسش احساس دوگانگی ندارد و نمی ‌گوید: من و لباسم! همسران هم در میان خود با وجود تفاوت جنسیت و سلیقه، احساس دوگانگی ندارند. رضایت و اندوه هر کدام، رضایت و اندوه دیگری را به همراه دارد.
- مانند لباس، بر دوش همسرش سنگینی نمی ‌کند. علاوه بر اینکه باری را از عهده همسرش بر می‌ دارد. 4
- مانند لباس، گرمابخش زندگی است. از وقتی که بر قامت همسرش پوشانده می ‌شود همه همّ و غمّش رونق و گرمی زندگی مشترک می ‌شود. گاهی از خواسته ‌های شخصی خود دست می‌ شوید تا عَلَم خانواده به زمین نیفتد.

ابزار خاشعان، نماز است و صبر. غیر خاشعان بهره بردن از صبر و نماز را سنگین می ‌پندارند. پس هرکس که مشتاق مدال «خاشع» است از جایگاه صبر و نماز غافل نمی ‌شود

- مانند لباس، تناسب حال و هوا را برای شریک خود رعایت می ‌کند. همچنان که در هوای لطیف لباسی نازک بر تن داریم و در سرمای سوزان، لباس ضخیم می ‌پوشیم، همسران نمونه نیز تسکین یکدیگرند؛ همراه یکدیگر در شادی‌ ها و سنگ صبور هم در ناملایمات زندگی.
شاید رشته این برداشت ‌ها را بتوان بیش از این ادامه داد، اما در یک جمله می‌ توان همه را خلاصه کرد: هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ.
اگر تاکنون لباسی بر قامت زندگی خود نپوشانده‌اید دست به کار شوید و تن عریان زندگیتان را با لباسی فاخر و ارزشمند بپوشانید و اگر در زندگیتان از چنین لباسی بهره می ‌برید، خوشا به سعادتتان؛ شاکر خداوند باشید.

 

پی نوشت ها:
1. احزاب / 21
2. بقره / 45
3. بقره / 187
4. پیامبر اکرم صلی الله علی و آله فرمود: همسر سازگار، یاور شریک زندگی ‌اش در دینداری است؛ الزوجة المواتیة عون الرجل علی دینه. (تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، محمدی ری‌شهری، ص 30)
- نظرات (0)

زمان دقیق استجابت دعا!

دعا

دعا به درگاه خداوند اوج عبودیت و بندگی است و نیاز فطری انسان به معبود را به نمایش می گذارد. و خداوند چه زیبا پاسخ این نیاز را می دهد وقتی می فرماید: "ادعونی استجب لکم".

از این رو معنای اجابت را از کتاب "دعا" نوشته آیت الله سیدعلی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب مرور می کنیم:

پاسخ و توجه و التفات خداوند

استجابت الهی پاسخ و توجه و التفات خدا است؛ ولو آن خواسته ای که من و شما داریم که ای بسا خیال می کنیم به نفع ماست اما به زیان ماست تحقق هم پیدا نکند؛ اما "یا الله" شما بی گمان لبیکی به دنبال خود دارد. 

اگر انس پیدا کنید، خواهید دید که خیلی از پاسخ ها همانی است که در همان لحظه به شما داده می شود؛ یعنی آدم نباید خیال کند که پاسخ دعا حتما همان پولی است که از خدا خواسته است و باید برسد! گاهی اوقات پاسخ همانی است که در همان لحظه به شما می دهند. آن چنان نورانیتی در دل شما به وجود می آید که می بینید اصلا پاسختان را همان ساعت گرفته اید. آن حالتی را که انسان در دعا پیدا می کند، گاهی احساس می کند که دیگر غیر از آن هیچ چیز نمی خواهد.

وقتی دیدید طلب با همه وجود از سرتاپای شما جاری شد، بدانید این همان پاسخ الهی است؛ این همان جواب خداست و جواب بعدی هم اجابت است.

امام سجاد (علیه السلام) عرض می کند: پروردگارا! عادت تو این نیست که مردم را به خواستن امر کنی؛ اما آنچه که آنها خواستند به آنها ندهی. یعنی کرم الهی و رحمت الهی قدرت محیطه الهی این است که اگر می گوید بخواهید، اراده فرموده است که آن خواسته را اجابت کند

استجابت به معنای برآورده شدن صددرصد خواسته نیست

خدای متعال در چند آیه از آیات قرآن وعده کرده است که دعا را مستجاب خواهد کرد. یکی از آیات همین آیه مبارکه ی "قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ" (1)است؛ یعنی پرودگار شما فرموده است که مرا دعا کنید تا استجابت کنم. ممکن است استجابت به معنای برآورده شدن صد در صد آن خواسته هم نباشد. گاهی ممکن است قوانین خلقت اقتضای این را نکند که خدا آن حاجت را حتما برآورده کند. در مواردی قوانینی وجود دارد که آن خواسته برآورده شدنی نیست، یا به زودی برآوردنی شدنی نیست. در غیر این موارد قاعدتا خدای متعال پاسخش این است که خواسته  شما را برآورده می کند؛ همچنان که در دعای شریف ابوحمزه ثمالی که در سحرهای ماه رمضان خوانده می شود به همین معنا اشاره می کند. در قرآن فرموده است:" وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیماً" (2)؛ اگرچه خدا عالم است و نیازهای شما را می داند اما شما از خدا بخواهید و به او عرض کنید. این آیه را دعا ذکر می کند. البته در دعای شریف (ابوحمزه ثمالی): " إن الله کان بکم رحیما" دارد اما در قرآن "کان بکل شیءٍ علیما" است. بعد می فرماید: "ولیس من صفاتک یا سیدی أن تامر بالسوال و تمنع العطیه" امام سجاد (علیه السلام) عرض می کند: پروردگارا! عادت تو این نیست که مردم را به خواستن امر کنی؛ اما آنچه که آنها خواستند به آنها ندهی. یعنی کرم الهی و رحمت الهی قدرت محیطه الهی این است که اگر می گوید بخواهید، اراده فرموده است که آن خواسته را اجابت کند.

استجابت الهی پاسخ و توجه و التفات خدا است؛ ولو آن خواسته ای که من و شما داریم که ای بسا خیال می کنیم به نفع ماست اما به زیان ماست تحقق هم پیدا نکند؛ اما "یا الله" شما بی گمان لبیکی به دنبال خود دارد

 این همان وعده الهی که در همین آیه ای که در اول خطبه تلاوت کردم، صریح این معنا را بیان می کند :" وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ" (3) هرگاه بندگان من از تو سوال کنند که کجاست، بگو ای پیامبر من نزدیکم و پاسخ می گویم و دعوت و خواسته آن کسی را که از من می خواهد و مرا می خواند اجابت می کنم. هر کس خدا را بخواند پاسخی در مقابلش هست" لکل مسالة منک سمع حاضر و جواب عتید" (4) هر سوالی از خدا، هر خواسته ای از خدا، یک پاسخ قطعی در مقابل دارد. این خیلی مهم است و باید بندگان مومن خدا آن را خیلی قدر بدانند. حالا کسی که ایمان ندارد طبیعی است که از این موقعیت مثل خیلی از موقعیت های دیگر استفاده نمی کند. این وعده قطعی الهی است یعنی خداوند متعال هر خواسته ای را جواب خواهد داد. این یک وعده است و البته هر وعده ای هم شرایطی دارد.

ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ". هیچ دعایی بی استجابت نیست. استجابت به معنای این نیست که خواسته انسان حتما برآورده خواهد شد ممکن است برآورده بشود، ممکن است به علل و مصالح و موجباتی برآورده هم نشود اما استجابت الهی هست.

 

پی نوشت ها:

1. سوره غافر، آیه 60

2. سوره نساء، ایه 32

3. بحارالانوار، ج 95، ص 82

4. سوره بقره، ایه 186


- نظرات (0)

باغی که در بلندی واقع شده

انفاق

وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِیتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِن لَّمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (بقره/ 265)

«و مَثَل [صدقات‏] كسانى كه اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى‏كنند، همچون مَثَلِ باغى است كه بر فراز پشته‏اى قرار دارد [كه اگر] رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ریزى [براى آن بس است‏]، و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست.»

«بِصارَة» به معنی: نگاه کردن به خوبی یا بدی و درستی یا غلطی و زشتی یا زیبائی چیز مشخصی است.

«بَصیر»: کسی است که به خوبی یا بدی، زشتی یا زیبائی، درستی یا نادرستی چیزی نگاه می کند و اندازه خوب و بدی آن را می شناسد.

منظور از بصیر بودن خداوند پس از این مثال این است که همان گونه که خداوند به موقعیت خوب و بد یک باغ نگاه می کند و آن را می شناسد، همان گونه نیز به موقعیت خوب و بد کارهای ما نگاه می کند و آن را می شناسد).

«ربوة» به زمین مسطحی که در ارتفاع بالاتر از ارتفاع تل قرار داشته باشد گفته می شود.

پژوهش های علمی نشان می دهد که بهترین محیط برای رشد و باردهی درختان میوه و درختان ثمر دهنده محیطی است که در ارتفاع میان 300 تا 600 متر از سطح دریا قرار دارد و این همان بلندی و ارتفاعی است که در زبان عربی رَبوَة نامیده می شود و آیه از آن صحبت می کند.

منظور از بصیر بودن خداوند پس از این مثال این است که همان گونه که خداوند به موقعیت خوب و بد یک باغ نگاه می کند و آن را می شناسد، همان گونه نیز به موقعیت خوب و بد کارهای ما نگاه می کند و آن را می شناسد)

این محیط که در چنین ارتفاع هائی قرار دارد این ویژگی ها را دارد:

وزش باد و نسیم و تجدید هوا، مرطوب بودن جو‏، در معرض تابش خورشید قرار داشتن، لطیف بودن جو، فراوانی آب، ‏انبار نمودن آب به اندازه لازم، باران های سنگین، آفت های آن و آنچه رشد گیاهان مختل می کند را می شوید (چون آب از بلندی به زمین های پست حرکت می کند و در آن ارتفاعات نمی ماند)، امکان نفوذ ریشه های درختان به اعماق که به نوبه خود ریشک های زیادتری را می رویانند و مواد غذائی بیشتری را می مکند و به نوبه خود ثمر درخت زیادتر می شود، و مقاومت درخت در برابر بادها و وزش های تند نیز بیشتر می شود.

به این ترتیب باغی که در ربوة (در ارتفاع میان 300 تا 600 متر بالای سطح دریا) قرار دارد، با بارش سنگین ثمر خود را دو چندان می دهد، و اگر بارش سنگین به آن نبارد با بارش کم نیز به دلیل وجود ویژگی های نامبرده در آن محیط ها باز هم درخت ثمر خود را می دهد.

قرآن کسانی که برای خشنودی خدا انفاق می کنند را به باغی که در بلندی واقع شده مثال می زند که در شرایط بارش سنگین و سبک، در هر حال ثمر خود را می دهد.

منابع:

مجله راه قرآن، ش 33



- نظرات (0)

حضور شیطان در بن بست های زندگی

در آیه 27 سوره ی اعراف داریم که وقتی که ما به بن بست می رسیم شیطان به سراغ ما می آید . تمام حساسیت زندگی ما سر دو راهی ها است . حضرت آدم هم سر دو راهی خوردن و نخوردن ماند . شیطان در سر دو راهی شما را وسوسه می کند . ما با عقل خودمان می خواهیم خودمان را را دو راهی نجات بدهیم

شیطان

اگر ما عقلمان را دست دین بسپاریم و به سراغ احکام خدا بروم ، خدا راه بیرون رفتن از این بحران توسط دین را به ما یاد می دهد و قطعاً ما به آرامش می رسیم . در سوره طلاق داریم : هر کس که زندگی بر او تنگ شد انفاق کند .

 

به خدا اعتماد کنیم

ما باید به خدا اعتماد کنیم . خدا به مادر موسی گفت : بچه ات را به دریای خروشان بسپار ،اینکار با کدام عقل سازگاری دارد ؟ خدا به مادرموسی اطمینان داد که موسی را برمی گرداند.

خدا می فرماید تو در گرفتاری هایت تقوا پیشه کن ، من به تو آرامش می دهم و ظرف وجود تو را بزرگ می کنم . گاهی فردی مشکلات زیادی دارد ولی آرامش دارد . اگر حلال و حرام را رعایت کنیم نباید انتظار داشته باشیم که زود پولدار بشویم . خدا می گوید که تو عقل خودت را که چراغ است به طرف دین بیاور تا من به شما دستور بدهم . فردی به پیامبر گفت که فقر بر من چیره شده است . پیامبر فرمود : صدقه بدهید . او سه بار پیش پیامبر آمد و بعد از سه بار که صدقه داد ، در کارش گشایش شد . ما نباید زود خسته بشویم . وقتی ما به حرف دین گوش کنیم اگر سختی باشد رضایت ، برکت و آرامش هم هست . اگر ما به حرف خدا گوش کنیم ظرفیت ما بالا می رود و مشکلات ما را زمین گیر   نمی کند.

اگر من رعایت حلال و حرام را بکنم و پولدار هم نشوم خدا به من ظرفیتی می دهد که من احساس می کنم خدا ازمن راضی است . ممکن است که من با حرام پولدار بشوم ولی من به اندازه ی ثروتی که بدست آورده ام کوچک شده ام . این انسان با یک تلنگر می شکند زیرا ظرفیت ندارد

حل مشکل در آرامش است . پولدار شدن موضوعیت ندارد . شاید من پولدار بشوم یا نشوم ولی رضایت خدا ، مغفرت ، رحمت و فضل الهی را دارم . بعضی ها حلال و حرام ها را رعایت می کنند و خیلی پولدار نیستند ولی بچه های خوبی دارند . این نتیجه ی حلال خوری است .

شیطان در هنگام بحران ما را وسوسه می کند که دست در فاکتور ببریم و ساعت عدم حضور را ساعت حضور بزنیم . ما به ظاهر دست در فاکتور می بریم و بعد از مدتی پولدار می شویم ولی بعد می بینیم که بچه ما هم دست در جیب مان می برد و پول می دزد یا دست در چک ما می برد .

شما بر مردم مکر کردی و حالا فرزند شما بر شما مکر می کند و شما یک فرزند ناخلف خواهی داشت، نه اهل نماز است نه اهل ادب و احترام و چاقوکشی هم می کند و معتاد هم می شود ، این فقر واقعی یا فقر معنوی است . اگر ما به حرف شیطان گوش کنیم شیطان به ما ظرفیت نمیدهد بلکه مادیت می دهد .

حل مشکل در آرامش است . پولدار شدن موضوعیت ندارد . شاید من پولدار بشوم یا نشوم ولی رضایت خدا ، مغفرت ، رحمت و فضل الهی را دارم . بعضی ها حلال و حرام ها را رعایت می کنند و خیلی پولدار نیستند ولی بچه های خوبی دارند . این نتیجه ی حلال خوری است

ظرف وجودیمان را بزرگ کنیم

سوره بقره آیه 167می فرماید: الشیطان یعدکم بالفقر و یعمرکم بالفحشا . ما فکر می کنیم که مادیات مشکل ما را حل می کند . مادیات مشکل ما را حل نمی کند ، ظرفیت مشکل ما را حل می کند . خدا قول ظرفیت داده است که آنقدر تو را بزرگ می کند که از مشکل بیرون بیایی . خدا مشکلات را از جلوی حضرت زینب برنداشت ، برادرش کشته شد و خانواده اش اسیر شدند ولی زینب آنقدر بزرگ شد که هیچ کدام از اینها زینب را زمین گیر نکرد . آنچه حضرت زینب را آرام کرد ظرفیت الهی بود .

اگر من رعایت حلال و حرام را بکنم و پولدار هم نشوم خدا به من ظرفیتی می دهد که من احساس می کنم خدا ازمن راضی است . ممکن است که من با حرام پولدار بشوم ولی من به اندازه ی ثروتی که بدست آورده ام کوچک شده ام . این انسان با یک تلنگر می شکند زیرا ظرفیت ندارد.

از طرفی بعضی ها خیلی مال ندارند ولی بزرگمنش است و هیچ مشکلی او را به زانو در نمی آورد . ما باید مواظب باشیم که در هر بحرانی عقل ما را به سمت مکر نکشاند بلکه ما را به سمت حکم شرعی بکشاند.

 

نکته پایانی :

در زندگی حواسمان به حلال و حرام  و وسوسه های شیطان در شرایط سخت باشیم .



- نظرات (0)