سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

سه "گناهی" که کیفر آن ها به قیامت نمی ماند

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله و علیه وآله) فرمود:

کیفر سه گناه به قیامت نمی ماند و در همین دنیا مجازات می شود:

۱ - عاق پدر و مادر

۲- ظلم و تجاوز به مردم

۳ - ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی. (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

در ادامه به بررسی هر یک از این گناهان از نگاه قرآن می پردازیم تا انشالله با شناخت و دوری کردن از آنها، سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود کنیم.


والدین ، پدر و مادر

طلبکار بودن از پدر و مادر

این روزها همه چیز عوض شده، هیچ چیز رنگ و بوی سابق را ندارد؛ یکی از آنها هم احترام به پدر و مادرها که خداوند بزرگ در قرآن کریم آن همه سفارش در مورد ایشان کرده است .

گاهی ما چنان با پدر یا مادر خود صحبت می کنیم که گویی طلبکار هستیم و حق و حقوقمان را خورده‌اند.

گاه در پاسخ محبت بی ‌حد و حصرشان چنان ناسپاسی می‌ کنیم که قلبشان به درد می‌آ ید.

جوانانی دیده می شوند که به پدر و مادرشان پرخاش می کنند، گاه جواب پرسش‌ هایشان را نمی دهند و گاه با بی اعتنایی از کنارشان رد می ‌شوند و بی محابا انگار نه انگار که خداوند متعال به صراحت گفته است که حتی یک «اف» هم به ایشان نگو.

به رفتار خودمان و اطرافیانمان نگاه کنید " اف" که خوب است بعضی ها حتی دست تعرض به سمت ایشان دراز می کنند. چه بسیار افرادی که به راحتی به آنها ناسزا می گویند و حتی کتکشان می ‌زنند. این خیلی دردناک است ولی واقعیتی است در جریان.

وقتی ما دستور صریح خداوند را نادیده می‌ گیریم چطور می خواهیم دینداری کنیم؟ دیگر چه حدی نگه داشته خواهد شد؟

مواظب باشیم که عاق نشویم

عقوق والدین عبارت است از: «به خشم آوردن و آزردن و شکستن خاطر پدر و مادر و البته که آزردن یکى از آنها نیز موجب عاق شدن می شود.» [محدث قمی، شیخ عباس،نزهه النواظر فی ترجمه معدن الجواهر، ص ۱۲۸]

در کنار ایمان به خداوند و عدم شرک به او، فرمان به نیکی در حق پدر و مادر داده شده است و از رنجاندن آنان حتی با کوچک ترین کلمه نهی شده است.

 ستمگر سه نشانه و علامت بیان شده است:
الف- نسبت به کسی برتر از اوست نافرمانی می‌ کند.
ب- بر آنکه فروتر از اوست به چیرگی ستم می‌ کند که این شیوه بسیاری از حاکمان لاابالی بوده و می ‌باشد.
ج- ستمگران را یاری و پشتیبانی می‌ دهد

در روایات نیز اگرچه عاق والدین را جزو گناه هان کبیره شمرده است، [عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، صحت، باب جهاد با نفس، ص ۱۹۸] ولی مانند آیات قرآنی حدی برای این موضوع تعیین نشده است و جهت بزرگ داشت حق والدین، تنها به صرف رنجیده شدن آنان اشاره شده است. [کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافى، مصطفوى،ج‏۴ ، ص 50]

اذیت شدن آنان و رنجیده خاطر شدن والدین ملاکی است برای در نظر گرفتن حقوق واجب والدین.[۵] اگر فرزند در مواردی مخالفت با نظر والدین داشته باشد که این مخالفت موجب اذیت آنان شود، سبب عاق شدنش را فراهم کرده است.

گناه بعدی؛ ظلم به دیگران

از گناهانی که به حکم عقل و شرع بسیار مذمت شده است؛ ظلم است. انسان ظالم بیش از این که به دیگران ظلم کند؛ به خود ظلم کرده است. زیرا اگر انسان کار خوبی انجام دهد؛ در اصل به خودش خوبی کرده است.

مثلا کسی که دست فقیری را می گیرد، به خویشتن لطف کرده است. بله فرد کمک کننده به فقیر کمکی رسانده است؛ ولی در واقع، دنیا و آخرت خود را آباد کرده است.

کسی هم که در حق دیگران بدی می کند؛ در اصل به خودش ستم کرده است؛ زیرا در دنیا و آخرت ضرر می کند.

در قرآن مجید، آیات زیادی در مذمت ظلم وارد شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود: «إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ قطعاً برای ستمگران عذاب دردناکی هست» [ابراهیم، 22]

«وَإِنَّ الظَّالِمِینَ لَفِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ : ستمگران در عداوت شدید دور از حق[و در برابر حق] قرار گرفته اند» [حج، 53]

«لاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ؛ آگاه باشید؛ لعنت خدا بر ستمگران باد.»[هود، 18]

«یَوْمَ لَا یَنفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ؛ روز قیامت روزی است که عذرخواهی ظالمان سودی به حالشان نمی بخشد و لعنت خدا بر آن ها، و جایگاه بد نیز برای آنان است.» [غافر، 52]

«وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ؛ خداوند ستمکاران را دوست ندارد» [آل عمران، 57]
به کلمه ظلم و ظالمین در قرآن مراجعه کنید تا ببینید چه جزای بزرگی برای ستمکاران در نظر گرفته شده است. «لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ وَكَذَلِكَ نَجْزِی الظَّالِمِینَ؛ برای آنان بستری از دوزخ و برفرازشان پوشش هایی از آتش است و ما این گونه ستمکاران را پاداش می دهیم.» [اعراف، 41]

قیامت

در روایتی امام باقر علیه السلام ظلم را به سه دسته تقسیم می کنند:

ظلم و ستم سه گونه است: ستمی که خدا می آمرزد و ستمی که خدا نمی آمرزد و ستمی که خدا رها نمی کند. آن که خدا نیامرزد؛ شرک به خداست و آن که می آمرزد؛ ستم بر نفس است و آن که وا نگذارد، حق بندگان است بر یکدیگر. فرمود: آنچه مظلوم از دین ظالم بستاند؛ بیشتر از آن است که ظالم از دنیای مظلوم می ستاند» [بحارالانوار، ج‏72، ص 311]

فردای قیامت، کارهای نیک ظالم را بر می دارند و به مظلوم می دهند و همین طور گناهان مظلوم را به ظالم می دهند.

اذیت شدن آنان و رنجیده خاطر شدن والدین ملاکی است برای در نظر گرفتن حقوق واجب والدین.[۵] اگر فرزند در مواردی مخالفت با نظر والدین داشته باشد که این مخالفت موجب اذیت آنان شود، سبب عاق شدنش را فراهم کرده است

در سخنان حضرت علی (علیه السلام) برای ستمگر سه نشانه و علامت بیان شده است:
الف- نسبت به کسی برتر از اوست نافرمانی می‌ کند.
ب- بر آنکه فروتر از اوست به چیرگی ستم می‌ کند که این شیوه بسیاری از حاکمان لاابالی بوده و می ‌باشد.
ج- ستمگران را یاری و پشتیبانی می‌ دهد. [دشتی، محمد؛ حکمت 350]

گناه سوم: ناسپاسی

تا به حال چقدر برایتان پیش آمده که در مقابل خیر و نیکی که به دیگران کرده اید، از طرف مقابل ضربه ای خورده اید که تشکر که هیچ، نمای کاملی از ناسپاسی بوده است؟!

حال ببینید ما بندگان چقدر از این رفتارها در مقابل خداوند داریم و جا دارد که او با ما چه بکند؟

در قرآن آیات بسیاری در نکوهش کفران نعمت وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌ کنیم:
«و (همچنین به خاطر بیاورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت، اگر شکرگزاری کنید (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است.» [ابراهیم/7]

در آیه دیگری، در سوره نمل خداوند، شکر و کفران نعمت را فایده و ضرری برای خود بنده می ‌داند؛ زیرا اگر خداوند، بندگان را از ناسپاسى برحذر مى ‌دارد و به سپاسگزارى دعوت مى ‌نماید به خاطر این نیست که براى او تفاوتى مى ‌کند؛ چرا که خداوند در فرض ناسپاسى نیز در بسیارى از اوقات به لطف و کرم خویش ادامه مى ‌دهد شاید بیدار شوند و خود را از انعام پروردگار، بر اثر ناسپاسى محروم نکنند بلکه این شکرگزاری به سود خود بنده می ‌باشد: «.. و هر کس شکر کند به نفع خود شکر می‌ کند و هر کس کفران نماید (به زیان خویش نموده است که) پروردگار من غنی و کریم است.» [نمل /40]

و در آیه‌ ای دیگر برای کسانی که کفران نعمت می‌ کنند مثلی زده و می ‌فرماید: «خداوند (براى آنها که کفران نعمت می‌کنند) مثلى زده است: منطقه آبادى را که امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزیش به طور وافر از هر مکانى فرا می‌ رسید اما نعمت خدا را کفران کردند و خداوند به خاطر اعمالى که انجام می‌ دادند لباس گرسنگى و ترس را در اندامشان پوشانید.» [نحل / 112]


- نظرات (0)

شما هم این حرف ها را شنیده اید؟

مثل خداست
مردم هم مثل خدا هستند
بعضی از مردم هم کار خدا را می ‌توانند انجام دهند
من موبایلم رو به اندازه خدا دوست دارم
فرزندم دلم را ربوده است، مثل خدا می ‌ماند.
رئیس سازمان مرد توانمند و مدیری است. شایسته است هرچه بگوید اطاعت کنم همانطوری که از خدا اطاعت می ‌کنم.


مردم چی میگن

اینها جملاتی هستند که هیچ گاه از زبان هیچ کدام از ما خارج نمی ‌شود.با این حال عجیب نیست که قرآن اینقدر تأکید می ‌کند که برای خدا "مثل" نگیرید. آن هم در قرآنی که قرار است تا قیام قیامت باقی بماند و برای همه مردم در همه دوران ها راهنمای زندگی باشد.
حتماً خدا در درون ما انسان ها چیزی دیده که بر این جملات تأکید کرده است که "آنها برای خدا مثل قرار دادند": وَ جَعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً لِیُضِلُّوا عَنْ سَبیلِهِ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصیرَكُمْ إِلَى النَّارِ (30)

چند نکته که این آیه به ظرافت در درون خود قرار داده است:
اول – خدا مثل و مانند ندارد، اما مردم می ‌توانند برای خدا مثل و مانند هایی را تخیل و فرض کنند و در ذهن خود قرار دهند.
دوم – کار این افراد فردی نیست و حتماً به دیگران نیز مربوط است. با روابط عمومی قوی‌ ای که دارند دیگران را هم به انجام کارهای خود تشویق می ‌کنند.
سوم – هرکس از آنها تأثیر بگیرد، به دست آنها گمراه می ‌شود.
چهارم – نیت های مادی و بهره‌ مندی دنیوی در این میان نقش مهمی ایفا می ‌کند هر چند که با پنهان کاری ها پوشیده شده باشد.
پنجم – هرچه افراد با این نیت ها بیشتر خو بگیرند، جهنمی ‌تر می ‌شوند و این طرز فکر، خودش یک جهنم است.

سیستم های بزرگ و کوچک، روابط استاد و شاگردی و مراد و مریدی و رئیس و مرئوسی و بزرگ و کوچکی، آبستنگاه "مثل" گرفتن برای خدا هستند. قرآن می ‌آموزد که در قیامت مستضعفان به مستکبران اعتراض می ‌کنند که با فریب های شبانه روزیشان باعث شده‌اند که مستضعفان برای خدا مثل و مانند قرار دهند.

قرآن در آیات دیگری هم به ما هشدار داده است که جزو کسانی نباشیم که برای خدا "مثل و مانند" قرار داده‌اند. (1)
قرآن به ما می ‌آموزد که "مثل" گرفتن برای خدا کار نادری نیست و در طول زندگی انسان ممکن است بارها و بارها اتفاق ‌افتد؛ بنابراین باید مراقب باشیم که در دام این جهالت گرفتار نشویم.

خدا از ما می‌ خواهد او را و نقش او را در زندگی و کل جهان بشناسیم و بزرگ بداریم. بقیه را واسطه ‌های او بدانیم که همگی بنده ‌هایی هستند که به خودی خود هیچ قدرتی ندارند به جز قدرتی که او به آنها داده است.امکانات دنیوی را از جانب او بدانیم نه از جانب واسطه ‌ها (بقره، 22)
در دوستی ‌هایمان مراقب باشیم که هیچ کسی به اندازه خدا دل ما را به خود مشغول نکند (بقره، 165) و این یک کار عملی است و محل آزمایش آن هم آنجاست که عزیزی به ما دستور می ‌دهد که کار حرامی کنیم. اگر خدا را بیشتر دوست داشته باشیم نباید نافرمانی‌ اش کنیم.
سیستم های بزرگ و کوچک، روابط استاد و شاگردی و مراد و مریدی و رئیس و مرئوسی و بزرگ و کوچکی، آبستنگاه "مثل" گرفتن برای خدا هستند. قرآن می ‌آموزد که در قیامت مستضعفان به مستکبران اعتراض می ‌کنند که با فریب های شبانه روزیشان باعث شده‌اند که مستضعفان برای خدا مثل و مانند قرار دهند. (سبأ، آیه 33)
جالب آنکه این کار معمولاً در شرایط عادی و بلکه در شرایط رفاه و آسودگی ایجاد می ‌شود. در شرایطی که مردم خود را دچار تنگنای شدید احساس می ‌کنند همه توجهشان را به خدا معطوف می‌ کنند؛ اما وقتی دوران بحرانی به پایان می ‌رسد و خدا به آنها نعمت و آسایش می ‌دهد، به "مثل و مانند "گرفتن برای خدا می ‌پردازند. (زمر، آیه 8)

بنابراین به جای اینکه تفسیر این آیات را در بتکده ‌ها جستجو کنیم، باید به سراغ زندگی روزمره خودمان برویم. اگر به زندگی خود دقیق شویم نشانه‌ های آن را خواهیم یافت. در اینجا چند مثال می ‌آوریم و مطمئن هستیم که یافتن بقیه مثال ها برای خوانندگان محترم دور از دسترس نیست. اینها مکالمات درونی ناپسندی ‌است که ما در برخی حالات با خود داریم:

"درسته که همسر و فرزندانم الان به حضور من نیاز دارند اما اگر چند سال دیگر هم روزی 18 ساعت کار کنم، زندگیمان مرفه خواهد شد. درسته که دارا هستم اما یه صدایی درونم میگه که از فقر آینده باید بترسم"

"برای اینکه آشفتگی ‌ام رو حل کنم به هر دری می ‌زنم مثل وبگردی، مشروبات الکلی، روابط با دوستان و مشغولیت با موبایل. در همه اینها به دنبال پناه می‌ گردم ولی اصلاً به یاد خدا نمی ‌افتم و نمی ‌پرسم که از جهت خدا چه کرده ‌ام که روانم اینقدر پریشان شده است."

"هرچند نمازم ممکن است قضا بشه، اما هم صحبتی دوستانم را ترجیح می ‌دهم."
"بعضی از احکام خدا به نظرم ناجور است. مثلاً چرا باید یک زناکار صد تازیانه بخورد؟"
"سرگروه ما در شرکت مرد خوش فکری است، به نظرم برای پیشبرد کار گروهی اشکالی ندارد گناه‌ های کوچکی را انجام دهیم، کمی مردم را فریب دهیم یا از راهکارهای غیر مشروع استفاده کنیم."
"من خوشبختی دخترم را می‌ خواهم. به حرف های مردم بسیار حساسم. برای جهاز دخترم گرانترین وسیله‌‌ ها را می‌خرم، حتی اگر تا آخر عمر هم به آنها احتیاج نداشته باشد."
"اگر برای عروسی خرج های اضافه نکنم، مردم پشت سرم حرف در می ‌آورند. حتی اگر مجبور شوم به زیر قرض روم، خرج های اضافه را کنار نخواهم گذاشت."
"درسته که همسر و فرزندانم الان به حضور من نیاز دارند اما اگر چند سال دیگر هم روزی 18 ساعت کار کنم، زندگیمان مرفه خواهد شد. درسته که دارا هستم اما یه صدایی درونم میگه که از فقر آینده باید بترسم."
"تا وقتی که ما هم دچار مشکل اقتصادی هستیم و دیگران به ما کالاهای بد کیفیت را در بسته بندی مرغوب قرار می‌ دهند ما هم همین کار را می ‌کنیم."
"برای من اولویت آن است که فرزندانم در درس های مدرسه و کلاس زبان عقب نمانند. نماز خواندن و رعایت حجاب خیلی اولویت ندارد."
"باید امروزی باشیم و مطابق با سبک زندگی مردم به پیش برویم، هر طور شد اشکالی ندارد."
"مدتیه رسم شده که .... ما هم باید همون کار رو بکنیم حتی اگر در توانمان نباشه."
"آخه مردم چی میگن اگه ...."
"جلوی مردم بده که ..."
"فلان کس اگه نبود الان ما از گرسنگی مرده بودیم."
"اگه فلانی نبود من هیچ وقت نمی ‌تونستم...."
شاید شما هم بتوانید این لیست را تکمیل کنید ...

پی نوشت ها:
1. انداد جمع "ند" است(هموزن ضد) به معنای "مثل و مانند" و آیاتی که در آنها کلمه "انداد" وجود دارد به شرح زیر است:
الَّذی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (بقره، آیه 22)
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ یَرَى الَّذینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعَذابِ (بقره، آیه 165)
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً لِیُضِلُّوا عَنْ سَبیلِهِ قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصیرَكُمْ إِلَى النَّارِ (ابراهیم، آیه 30)
وَ قالَ الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذینَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ إِذْ تَأْمُرُونَنا أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ نَجْعَلَ لَهُ أَنْداداً وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ فی‏ أَعْناقِ الَّذینَ كَفَرُوا هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كانُوا یَعْمَلُونَ (سبأ، آیه 33)
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنیباً إِلَیْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِیَ ما كانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلیلاً إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ (زمر، آیه 8)
قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذی خَلَقَ الْأَرْضَ فی‏ یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِكَ رَبُّ الْعالَمینَ (فصلت، آیه 9)


- نظرات (0)

11 حق برای زنان در قرآن !

آیا زن الگوی مردها است یا الگوی زن‌ ها؟ قرآن کریم می ‌فرماید: الگوی هر دو .  و یک مثل و نمونه بیان می کند «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ» (تحریم 11) خدا برای تمام زنان و مردان تاریخ نمونه بیان کرده است. این نمونه «زن فرعون» است.


قرآن زن را همان گونه می‌ بیند که در طبیعت هست. از این رو هماهنگی کامل میان فرمان های قرآن و فرمان های طبیعت برقرار است. در واقع زن و مرد دو ستاره‌ اند در دو مدار مختلف و هر کدام باید در مدار خود و فلک خود حرکت نمایند " نه خورشید را سزد که به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی جوید و هر کدام در سپهری شناورند" (سوره یس آیه 40)

پس شرط اصلی سعادت هر یک از زن و مرد و در حقیقت جامعه بشری این است که دو جنس، هر یک در مدار خویش به حرکت خود ادامه بدهند.

آزادی و برابری آنگاه سود می ‌بخشد که هیچ کدام از مدار و مسیر طبیعی و فطری خویش خارج نگردند. آنچه در هر جامعه ‌ای ناراحتی آفریده است قیام بر ضد فرمان فطرت و طبیعت است.

عدم توجه به وضع طبیعی و فطری زن، موجب پایمال شدن حقوق او می ‌گردد. اگر مرد در برابر زن جبهه ببندد و بگوید تو یکی و من یکی، کارها، مسئولیت ها، بهره‌ ها، پاداش ها، کیفرها، همه باید متشابه و هم شکل باشد، در این صورت زن در کارهای سخت و سنگین باید با مرد شریک شود و به فراخور نیروی کارش مزد بگیرد، توقع احترام و حمایت از مرد نداشته باشد، تمام هزینه ‌های زندگی خودش را بر عهده بگیرد و در هزینه فرزندان با مرد شرکت داشته باشد و ... که در این وقت است که زن در وضع سختی قرار خواهد گرفت، زیرا نیروی کار تولید زن بالطبع کمتر از مرد است و استهلاک ثروتش بیشتر.

پس با در نظر گرفتن وضع طبیعی و فطری هر یک از زن و مرد، با توجه به تساوی آنها در انسان بودن و حقوق مشترک انسانها، زن را در وضع بسیار مناسبی قرار می ‌دهد که نه شخصش کوبیده شود و نه شخصیتش. پس در زمینه احیای حقوق زن دیدگاهی که طبیعت را راهنمای خود قرار دهد در نهضت حقوق زن به معنی واقعی موفق خواهد شد.  

ما در این مقاله سعی داریم به برخی از حقوق زن با توجه به آیات قرآن اشاره کنیم:

 

حق اول: زندگی

قرآن در سوره الشمس می‌ فرماید: «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ» وقتی نور خورشید گرفته شد، «وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ» وقتی نور ستاره‌ ها تمام شد، صحنه قیامت را می ‌گوید «وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ» وقتی کوه ها از دل زمین کنده و براه افتاد، «وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ» وقتی سرمایه ‌ها را رها کردند و تعطیل شد، شترهای سرخ پوستی که سرمایه آن زمان بوده «وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ» وقتی دریاها به جوش آمد. «وَإِذَا الْمَوْوُودَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ» (تکویر 9- 1)

سۆال می‌ شود که به کدام گناه دختران را زنده به گور کردید؟ یعنی حتی دختر کافر را هم کسی حق ندارد زنده بگور کند.

با در نظر گرفتن وضع طبیعی و فطری هر یک از زن و مرد، با توجه به تساوی آنها در انسان بودن و حقوق مشترک انسانها، زن را در وضع بسیار مناسبی قرار می ‌دهد که نه شخصش کوبیده شود و نه شخصیتش. پس در زمینه احیای حقوق زن دیدگاهی که طبیعت را راهنمای خود قرار دهد در نهضت حقوق زن به معنی واقعی موفق خواهد شد

حق دوم: آموزش

از نظر اسلام زن ها حق دارند آموزش ببینند «طلب العلم فریضة على كلّ مسلم و مسلمة».

 

حق سوم: آبرو

آبروی زن و مرد مهم است. اما خدا برای زن ها حساب جداگانه باز کرده، می ‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُوْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» (نور 23)

آنهایی که به زنان پاکدامن تهمت می‌ زنند و می‌گویند: او دوست دارد، او رفیق دارد، او با فلان مرد آشناست، آنهایی که به زنان آبرومند تهمت می‌ زنند، در دنیا و آخرت از رحمت حق به دور هستند.

 

حق چهارم: نظارت

گاهی وقت ها می‌ گویند: زن که حرف نمی زند! قرآن می ‌فرماید: «وَالْمُوْمِنُونَ وَالْمُوْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ» (توبه 71)

تمام مردان و زنان با ایمان، همه بر هم ولایت دارند. یعنی یک دختر 9 ساله که به تکلیف می ‌رسد بر مردها ولایت دارد و می ‌تواند امر به معروف و نهی از منکر کند.

 

حق پنجم: تجلیل در تاریخ

قرآن گاهی می‌ فرماید: «وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ إِبْرَاهِیمَ» (مریم 41)

گاهی می ‌فرماید: «وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ مَرْیَمَ» (مریم 16)

پیغمبر! تاریخ ابراهیم را فراموش نکنی؟ پیغمبر! تاریخ مریم را فراموش نکنی؟ تاریخ زن نمونه و قهرمان همانند تاریخ مرد نمونه و قهرمان در قرآن بیان شده است.

زن

حق ششم: الگو بودن

آیا زن الگوی مردها است یا الگوی زن‌ ها؟ قرآن کریم می ‌فرماید: الگوی هر دو تا است.

و یک مثل و یک نمونه بیان می کند «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ» (تحریم 11) خدا برای تمام زنان و مردان تاریخ نمونه بیان کرده است. این نمونه «زن فرعون» است.

 

حق هفتم: شخصیت

آیا می ‌شود زن را مسخره کرد؟ قرآن می ‌فرماید: «لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ ...» قومی قومی دیگر را مسخره نکند. شاید آن کسی که تو او را مسخره می‌ کنی از تو بهتر باشد. بعد می ‌فرماید: «وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء» (حجرات 11) زنی هم حق ندارد زنی را مسخره کند. شخصیت هر کسی محترم است.

 

حق هشتم: مسکن

قرآن می ‌فرماید: «أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَكَنتُم مِّن وُجْدِكُمْ» (طلاق 6)

به خانم‌ ها مسکن بدهید همانطور که خودتان مسکن دارید. این طور نباشد که اتاق خوب را خودت برداری و اتاق غیر مطلوب را به او بدهی! صندلی نرم را خودت برداری و صندلی خراب را به او بدهی! آقا روی فرش بنشیند و خانم روی موکت! جایگاهشان باید مثل هم باشد.

 

حق نهم: آزادی

قرآن می ‌فرماید: اگر نمی ‌توانید با زن ها سازش کنید طلاقشان بدهید.

«الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ» (بقره 229)

یعنی طلاق (طلاقی که رجوع و بازگشت دارد) دو مرتبه است (و در هر مرتبه) باید به طور شایسته همسر خود را نگهداری کند (و آشتی نماید) یا با نیکی او را رها سازد.

قرآن گاهی می‌ فرماید: «وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ إِبْرَاهِیمَ» گاهی می ‌فرماید: «وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ مَرْیَمَ» پیغمبر! تاریخ ابراهیم را فراموش نکنی؟ پیغمبر! تاریخ مریم را فراموش نکنی؟ تاریخ زن نمونه و قهرمان همانند تاریخ مرد نمونه و قهرمان در قرآن بیان شده است

حق مرد نسبت به زن تنها در مورد استمتاع است و وظایفی همچون غذا درست کردن، لباس شستن، نظافت خانه را تأمین کردن و ... که عرفاً متداول شده است از وظایف اخلاقی زنان است نه حقوق مردان و لذا وقتی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کارها را برای حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام تقسیم کردند، فرمودند: کارهای داخل خانه مثل نان پختن، گندم یا جو آسیاب کردن، نظافت محیط خانه و بچه داری با شماست و تهیه هیزم، آب آوردن و لوازم و مایحتاج منزل را تهیه کردن و ... بر عهده امیرالمۆمنین علیه السلام است. سپس حضرت فاطمه علیها السلام این جمله را فرمودند که باید سرمشق همه زنان مۆمن باشد: «لا یعلم انّ اللَّه ما داخلنى من السّرور فى هذا الامر» کسی جز خدا نمی ‌داند که چقدر از این برنامه خوشحال شدم. (بحارالانوار 10/ 24- 25)

 

حق دهم: نفقه

عن ابی ‌عبداللَّه علیه السلام قال: «خمسة لا یعطون من الزّكوة شیئاً: الاب و الامّ و الوالد و المملوك و المرآة و ذلك انّهم عیاله لآزمون له». (وسایل الشیعه 15/ 227 باب الکتاب النکاح)

قرآن کریم می ‌فرماید: «لِیُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ ...» (طلاق 7)

هر مردی باید نفقه همسرش را به اندازه توانایی خود بدهد.

 

حق یازدهم: مهر

قرآن کریم می ‌فرماید: مهر زنان را (به طور کامل) به عنوان یک عطیه (الهی) به آنان بپردازید ولی اگر آنها چیزی از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند حلال و گوارا مصرف کنید «وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَیْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِیئًا مَّرِیئًا». (نساء 4)


- نظرات (0)

"الکی خوش ها " بخوانند !!


خنده و گریه

آیا درست است وقتی ما الکی خوشیم صدای موزیک ماشینمان را به گوش همه شهر برسانیم، صدای قهقه هایمان اطرافیان را آزار بدهد؟!

قرآن به این ها می گوید مراقب باشید که خداوند شما را دوست ندارد، شادی هم باید چهار چوب و قاعده ای برای خودش داشته باشد. این شادی ها را خداوند دوست ندارد.

در قرآن داریم که " لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ "؛ سرمست نباش زیرا خدا، سرمستان را دوست ندارد." (قصص،76)

خب این چه شادی ای است که خداوند دوستش ندارد.

این فرحین کسانی هستند که بدمستی می کنند، یعنی در شادی خود به آن توازن بی اعتنا هستند، جایی شادی می کنند که جای شادی نیست.

آن قدر شادی می کنند که از آن نقطه اعتدال خارج شوند، یک شوخی را آنقدر ادامه می دهند که کسی یا گروهی یا قومی را برنجانند اما به رنجیدن آن فرد یا گروه یا قوم توجه نمی کنند."

قرآن صراحتاً می فرماید: "وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى: و اوست که می خنداند و می گریاند." (نجم،43)

خدایی که هم زندگی را آفریده است و هم مرگ را، هم خنده را خلق می کند و هم گریه را. هم درد را، هم درمان را، هم بیماری و هم شفا، هم فقر و هم غنا را.

ما وقتی به مجموعه این پدیده ها در قرآن، ادعیه و ادبیات دینی مان نگاه می کنیم، می بینیم همه این پدیده ها منتسب به پروردگار است، در این میان شادی و غم دو عنصر حیاتی و اساسی هستند که در نرم افزار هستی و در هندسه عالم لحاظ شده است. پس این ها با هم جفت آفریده شده اند و این طور نیست که بعضی ها گمان می کنند هستی فقط شادی است لذا باید بخندیم و وجود عنصر مهمی به نام غم را انکار کنیم.

اگر می خواهید آن آرامش درونی را که پایه شادی حقیقی است تجربه کنید باید ریشه هایتان محکم باشد وگرنه مثل تخته پاره ای، بازیچه موج های موافق و مخالف خواهید بود. من وقتی حس کنم که پشت همه حوادث عالم حکمتی نهفته است راحت تر آن واقعه ها را می پذیرم و آن آرامش درونی بیشتر تأمین می شود

البته در این میان ژست های روشنفکرمأبانه هم هست که در چرخه حرف ها و موضع ها تکرار می شود.

این که مثلاً "ما برای شادی و شادمانی آفریده شده ایم"، ظاهر فریبنده ای دارد، اما لازمه این نوع نگاه به زندگی، نوعی اباحه گری و بی مسئولیتی و صوفی گری و خروج از حد اعتدال و تعادلی است که در قرآن آمده است.

 

این "فرحین" چه کسانی هستند؟

همان طور که قبلاً اشاره کردیم، این فرحین کسانی هستند که بد مستی می کنند، یعنی در شادی خود به آن توازن بی اعتنا هستند.

از همین روست که خداوند در ادامه همین آیه می فرماید: "وَابْتَغِ فِیمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِیبَكَ مِنَ الدُّنْیَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ: در آنچه خدایت ارزانى داشته، سراى آخرت را بجوى و بهره خویش را از دنیا فراموش مكن و همچنان كه خدا به تو نیكى كرده نیكى كن و در زمین از پى فساد مرو كه خدا فساد كنندگان را دوست ندارد."(قصص، 77)

این عبارت ها خطاب قوم قارون به اوست که می گفتند: بد مستی نکن! خدا آدم های بد مست را دوست ندارد و به آنچه خداوند به تو داده، سرای آخرت را بجوی و بهره ات را از دنیا فراموش نکن اما همان طور که خداوند به تو احسان کرده، تو هم از محسنین و احسان کنندگان باش.

این فرحین کسانی هستند که بدمستی می کنند، یعنی در شادی خود به آن توازن بی اعتنا هستند، جایی شادی می کنند که جای شادی نیست. آن قدر شادی می کنند که از آن نقطه اعتدال خارج شوند، یک شوخی را آن قدر ادامه می دهند که کسی یا گروهی یا قومی را برنجانند اما به رنجیدن آن فرد یا گروه یا قوم توجه نمی کنند"

پس شادی خوب و تأیید شده کدام است؟

پرسش مهمی است. کسی که می خواهد متعادل زندگی کند، خواه ناخواه باید به این پرسش جواب دهد که: جنس شادی حقیقی چیست و چگونه می توان به این شادی دست یافت؟

در قرآن تعبیر زیبایی داریم: "لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ: تا بر آنچه از دستتان مى‏رود اندوهگین نباشید و بدانچه به دستتان مى‏آید شادمانى نكنید و خدا هیچ متكبر خود ستاینده‏اى را دوست ندارد."(حدید، 23)

پیام وحی به آدمیان این است که در برابر موج هایی که از طرف دنیا به شما می رسد، حالا این موج ها چه موافق میل و ذائقه و تمایلات شما باشد چه برخلاف آن، نه خیلی ذوق زده شوید - به تعبیر عامه جوری نشود که از شادی در پوستتان نگنجید و اختیار از کف بدهید - و نه این که چنان غمگین و افسرده که نتوانید آن واقعه و مصیبت را تاب بیاورید و قالب تهی کنید.

 

دقت کنید که پیام قرآن چیست؟ 

اگر می خواهید آن آرامش درونی را که پایه شادی حقیقی است تجربه کنید، باید ریشه هایتان محکم باشد وگرنه مثل تخته پاره ای، بازیچه موج های موافق و مخالف خواهید بود.

من وقتی حس کنم که پشت همه حوادث عالم حکمتی نهفته است، راحت تر آن واقعه ها را می پذیرم و آن آرامش درونی، بیشتر تأمین می شود.

قرآن می فرماید: این ها همه در کتاب الهی نوشته شده است، یعنی هر آنچه از ریز و درشت حوادث در گذشته و حال و آینده در عالم روی می دهد، پیش بینی شده و علم الهی نسبت به آن حوادث و رویدادها اشراف دارد، یعنی این ها جزو مقدرات و تقدیر الهی است.


- نظرات (0)

کمک بلاعوض خندوانه به فقرا

خندوانه ، فقیر

مجری برنامه چند نفری از میهمانان حاضر در سالن را به عنوان میهمان ویژه با آنان جداگانه گپ و گفتی داشت ...  از هر کدام سوال هایی می پرسید ... یکی از سوالاتی که تقریباً مشترک بود این بود که اگر 5 میلیون تومان پول داشتی چکار می کردی؟
هر کدام یک سری جواب هایی دادند ... یکی گفت دوربینی میخرم ... یکی گفت: سفر زیارتی می رم ... یکی دیگه ....
میهمان آخری ازش پرسیده شد اگر 5 میلیون بهت پول بدم چکار می کنی؟
گفت: هدیه میدم به فرد خاصی که نیازمنده، چرا که اون حتی به 50 هزارتومان هم نیازمنده.
گفت: اگر 10 میلیون تومان بدم چکار می کنی؟
پاسخ داد این را پخش می کنم به 10 نفر و با این کار دل آنها را شاد کنم.
و ناگهان مجری برنامه یک چک 10 میلیون تومانی به اون میده و میگه برو و با این هدفی که داشتی را زنده اش کن ...
***

یک لحظه خودم را جای آن فردی که بر روی صندلی میهمان نشسته بود فرض کردم ... اگر من 10 م تومان داشتم با آن چه می کردم ؟ً...

هر كس دلی را شاد كند خداوند از آن شادی، لطفی برای او قرار دهد كه به هنگام مصیبت چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید

با خودم فکر کردم و گفتم : این مبلغ شاید با آرزوها و اهدافی که در سر دارم ،مبلغ ناچیزی به نظر برسه ولی اگر کمی بیشتر فکر کنم شاید بتوانم با همین پول به ظاهر کم به زعم خود و عده ای دیگر، تجارتی پرسود راه بیاندازم ... تجارتی که بشود هم سودی نصیب خودم بشود و هم در شاد کردن دیگران سهیم شد ...
اما چه تجارتی ... چه کاری باشد که اصل پول محفوظ بماند و سود فراوان داشته باشد؟
این کار را با چه کسی می توانم انجام دهم؟

توی این دوره زمانه که بازار کساد است و سودها کم و خیلی از مواقع سودی که عائد نمی شود هیچ، اصل مال هم می رود و ضرر می شود با چه کسی تجارت راه بیاندازم؟
یک دفعه یاد آیاتی از قرآن کریم افتادم که به فراخور کارم با آنها زیاد سر و کار دارم ...
.... وَ أَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً یَرْجُونَ تجَرَةً لَّن تَبُورَ(29 /فاطر).
و از آنچه به آنها روزى داده ایم پنهان و آشكار انفاق مى كنند، تجارت (پر سودى ) را امید دارند كه نابودى و كساد در آن نیست.
مَن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِیمٌ (حدید، 11) كیست آن كس كه به خدا وامى نیكو دهد تا [نتیجه ‏اش را] براى وى دو چندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد؟

 در آیه 261 سوره بقره نیز مى فرماید: مَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللهِ کَمَثَلِ حَبَّة أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى کُلِّ سُنْبُلَة مِّائَةُ حَبَّة وَاللهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ);

کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، همانند بذرى هستند که هفت خوشه برویاند، که در هر خوشه یکصد دانه باشد; و خداوند آن را براى هر کس بخواهد (و شایسته باشد)، دو یا چند برابر مى کند; و لطف خدا گسترده، و او (به همه چیز) داناست»
خوب من هم دنبال همین هستم ... یک تجارتی که نابودی و کسادی در آن نباشد ... دلهره ی از بین رفتن سرمایه نداشته باشم ... تازه ضرر که هیچ ... سودش هم دو برابر و یا حتی بیشتر تضمین شده است ...
شما پر سودتر از این معامله سراغ دارید؟

معامله ای که به راحت ترین شکل می تواند سود خوبی داشته باشد و ضرری هم در آن وجود ندارد.
معامله ای که هم برای ما سودمند است، فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِیمٌ،(حدید، 11) وَاللهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ (بقره، 261)  و هم اینکه از طریق آن می توانیم عده ای را شاد کنیم و گره ای از مشکلات آنان باز کنیم و مشمول روایت مولایمان علی علیه السلام قرار گیریم: هر كس دلی را شاد كند خداوند از آن شادی، لطفی برای او قرار دهد كه به هنگام مصیبت چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید. ( نهج البلاغه،حکمت257)

 آنگاه خداوند به آسانى از او حساب مى کشد، و فرمان مى دهد که او را به سوى بهشت ببرند، در حالى که آن تمثال در پیش روى مومن قرار دارد، و مومن به او مى گوید: رحمت حق بر تو باد! تو چه خوب همدمى بودى که با من از قبر (تا به اینجا) همراه شدى و همواره مرا به شادى و کرامت بشارت دادى، به آنچه که مژده مى دادى، دست یافتم، اکنون (به من بگو که) تو کیستى؟ و تمثال در جواب مومن مى گوید: من همان شادمانى و سرورى هستم که تو (در دنیا) به برادر دینى خود ارزانى داشتى، خداوند مرا از آن شادمانى و سرور آفرید تا تو را شادمان کنم

در روایتی از امام صادق علیه السلام نیز در این باب آمده که: هنگامى که خداوند مومن را از قبر بر مى انگیزد، همراه او تمثالى که پیشاپیش او به راه مى افتد از قبر خارج مى شود، و چون آن شخص مومن با یکى از دشواری هاى ترسناک روز قیامت رو به رو شود، آن تمثال به او مى گوید: اندوهگین و پریشان مباش! و تو را به شادى و بزرگداشت خداوندى بشارت باد؛ و پیوسته چنین باشد تا آنکه در پیشگاه خداوند بایستد،آنگاه خداوند به آسانى از او حساب مى کشد، و فرمان مى دهد که او را به سوى بهشت ببرند، در حالى که آن تمثال در پیش روى مومن قرار دارد، و مومن به او مى گوید: رحمت حق بر تو باد! تو چه خوب همدمى بودى که با من از قبر (تا به اینجا) همراه شدى و همواره مرا به شادى و کرامت بشارت دادى، به آنچه که مژده مى دادى، دست یافتم، اکنون (به من بگو که) تو کیستى؟ و تمثال در جواب مومن مى گوید: من همان شادمانى و سرورى هستم که تو (در دنیا) به برادر دینى خود ارزانى داشتى، خداوند مرا از آن شادمانى و سرور آفرید تا تو را شادمان کنم». (محمد بن علی ابن بابویه- پاداش نیکی ها و کیفر گناهان- صفحه 380)
پیامبر خدا حضرت محمد (صلی الله و علیه وآله) نیز فرمودند: من سر مومنا فقد سرنی ومن سرنی فقد سرالله (اصول کافی، ج ۲، ص ۱۸۸، بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۸۷). هر کس مومنی را شاد سازد مرا شاد کرده است و هر که مرا شاد کند خداوند را شاد کرده است.

پس چه خوب است که با داشته هایمان بهترین و معتبرترین تجارت را راه بیاندازیم:

عمر به خشنودی دل ها گذار
تا ز تو خشنود شود ، كـردگار
سایه ی خورشید ِ‌ سواران طلب
رنــج خــود و ، راحــت یاران طلب

دردستــانی كُـــن و درمــان دِهـی
تــات رســاننـد ، به فـــرمان دِهی
گــرم شو از مِهــر و زكین سرد باش
چون مَه و خورشید ، جوانمرد باش
هـــر كه به نیكـی ، عمل آغاز كـــرد
نیكــــی او ، روی بُــــدو بــاز كــــرد
گنبـــد گـــردنده ، ز روی قیـــاس
هست به نیكی و بدی حق شناس (حکیم نظامی گنجوی)


- نظرات (0)

پیامد نگاههای حرام

چشم چرانی

دین اسلام برنامه صحیح تربیتی خود را بر اساس احیای تمایلات كریمانه انسانی ، و تعدیل غرایز و خواهشهای نفسانی پایه ریزی كرده ، و از دنباله روی شیطان به شدت بر حذر داشته است .

 

اسلام و مبارزه با چشم چرانی

قرآن برای مردان و زنان بطور مساوی چه دستور داده است : « قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم، ذلك ازكی لهم، ان الله خبیر بما یصنعون. و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها، ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن … و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن، و توبوا الی الله جمیعا ایها المونون لعلكم تفلحون »1

در این آیات سه دستور به مردان داده شده است : 1- حفاظت چشمها و نگاهها « یغضوا من ابصارهم » 2- حفظ عفت و شرمگاه « و یحفظوا فروجهم » 3- توبه و رجوع .

و فلسفه اول دو دستور را چنین بیان كرده است : « ذلك ازكی لهم » این برایشان پاكیزه تر است . و به آنان هم هشدار می دهد كه بدانند ، همانا خداوند به آنچه كه آنان انجام می دهند . اما به زنان شش دستور داده است : 1- حفاظت نگاه و چشمها 2- حفظ عفت و شرمگاه 3- ظاهر نكردن زینت و آرایش 4- پوشیدن چادر و حجاب 5- نكوبیدن پاها 6- توبه و رجوع

وشاید یکی از علل تأکید به زنان ، جذابیت و نقش مهم آنان در جلوگیری از این فساد می باشد .

و این همه دستورات برای تامین یك هدف است و آن فلاح و رستگاری آنان در دنیا و آخرت .

 

چرا مردان و زنان از نگاه ناروا باز داشته شده اند؟

 زیرا  نگاه بزرگترین خائن روانی است كه روان انسان را می آزارد چون وقتی ببیند محبت طرف مقابل در دل او جای می گیرد و همیشه در فكر و خیال او به سر می برد لذت طاعت و عبادت را نمی بیند در صدد و فكر رسیدن به مطلوب خود خواهد بود كه در این مورد تمام مرزها را در نوردیده و قیود را از هم می گسلد.

در توصیف رسول اكرم آمده است: «و كان خافض الطرف، نظره الارض اطول من نظره الی السماؤ … و كان اشد الناس حیاء؛ آن حضرت فروهشته چشم بود، نگاهش به زمین طولانی تر از نگاهش به آسمان بود … و از همه مردم در حیاء شدیدترین بود.»

پیامدهای ناهنجار نگاه های آلوده و حرام

نگاه حرام

شیخ صابونی می نویسد: «ناگه كردن مقدمه واقع شدن در فجور و … است. » 2

یكی دیگر از پیامدهای خطرناك نگاه حرام ، برانگیختن شهوت است :

« نگاه پنجره ای است كه چون بی حساب و بدون رمز گشوده شود ، آتش شهوت و هیجان را بر خواهد افروخت ، نگاههای آلوده زمینه ساز غلیان آزها و ایجاد كششها هستند . نگاه های آلوده پیامدی جز فحشا ، سیاهی دل و نكبتهای اجتماعی نخواهد داشت . ناگه راهبر دل ، دام شیطان ، بذر شهوت و رویشگاه فسق و فجور است ، هرزگی چشم دل را خواهد لرزاند ، و آرامش و ثبات را از آن خواهد گرفت ، فتنه ها بر خواهد انگیخت ، فسادها بر خواهد آورد .3

یك خانم نویسنده انگلیسی در تمجید از حفظ نگاه و حجاب و مذمت بی حجابی و طغیان جنسی و شهوترانی در غرب می نویسد: « آزادی زنان در غرب رفته رفته منجر به از دست رفتن محبت همسران از قلوب یكدیگر خواهد شد. بنا براین بخدا سوگند این احوال فاقد عفت و ننگین ما را وادار می كند كه تغییر جهت داده و با علاقه و میل پایبند حجاب شرقیها (مسلمانان) باشیم تا هنر محبت و عشق حقیقی را از سر ن یاد بگیریم. »4

آری دنیای غرب از این بی حجابی و چشم چرانی مطلق به ستوه در آمده و به معایب و فرآیندهای آن اعتراف می كند، عفاف و پاكدامنی و ضبط نگاه از صفات مهم و ایده آلی است كه خداوند متعال در توصیف خصایل اخلاقی زنان سیمین بدن بهشتی و پاک طینت می فرماید: « فیهن قاصرات الطرف لم یطمثهن انس قبلهم و لا جان ؛ در باغهای بهشت زنانی هستند كه جز به همسران خود عشق نمی ورزند و پیش از آنان كسی از انسانها و پریها با ایشان نزدیكی و مقاربت نكرده است.»5

و در توصیف رسول اكرم آمده است: «و كان خافض الطرف، نظره الارض اطول من نظره الی السماؤ … و كان اشد الناس حیاء؛ آن حضرت فروهشته چشم بود، نگاهش به زمین طولانی تر از نگاهش به آسمان بود … و از همه مردم در حیاء شدیدترین بود.»6

 

نهی از دنباله روی شیطان

شیطان برای از هم پاشیدن زنجیره خانواده ها و به فساد كشیدنشان برنامه های زیادی دارد كه هر كدام با دیگری متفاوت است و یكی از برنامه هایش توطئه چشم چرانی است ، كه قرآن كریم به شدت از پیروی و همگامی شیطان بر حذر داشته است: « یا ایها الذین آمنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان و من یتبع خطوات الشیطان فانه یامر بالفحشاء والمنكر؛ ای مومنان گام به گام شیطان، راه نروید و به دنبال او راه نیفتید، چون هر كسی گام به گام شیطان راه برود و دنبال او بیفتد (مرتكب پلشتیها و زشتیها می گردد) چرا كه شیطان تنها به زشتیها و پلشتیها (فرا می خواند و) فرمان می راند.»7

 

چشم چرانی یكی ازدامها و سلاح های خطرناك شیطان

گمراه كردن انسانها و دور كردن آنان از راه خداوند متعال یکی از کارهای اصلی شیطان است . زیرا که سلاح چشم چرانی گلوله های بی صدا به سوی انسان پرتاب می كند و مایه زیان دنیا و آخرت است.

جامعه اسلامی، پسران جوان ودختران جوان، زنان و مردان همه و همه باید موعظه و پند خداوند را بپذیرند و آن عدم بازگشت به معاصی است « یعظكم الله ان تعودوا لمثله ابدا ان كنتم مومنین ؛ نصیحت می كند شما را خداوند از اینكه بازگردید به مانند این برای همیشه، اگر شما مومن هستید»

از هم گسستن نظام خانواده در كشورهای غربی

در یكی از كشورهای اروپایی بودم همه پرسی كرده بودند كه مشكل شما چیست؟

خانمی می گفت  : مشكل ما امنیت خانواده است .  نمی‌دانم شوهرم من را می‌خواهد یا نمی‌خواهد . با كسی دیگر رابطه دارد یا ندارد .

مردی می‌گفت : نمی‌دانم زنم با كسی رابطه دارد یا ندارد. خانواده ها به هم ریخته است ، نظام خانواده پاره شده است. هشتاد و پنج درصد یكی از كشورهای اروپایی مشكل‌شان این است كه نظام خانواده از هم گسسته شده است .

نگاه حرام

آرامش روانی و تمركز فكری در سایه كنترل نگاه

با چشم چرانی های خیابانی ، نه تنها در صد تلاش ها و مو فقیت ها کم می شود ، بلکه آرامش از بین می رود . کسی که چشم چرانی می کند ، مرتب در حال اذیت جسمی خود است و مثل آن مانند کسی است که پول ندارد و جلوی مغازه كباب فروشی هم ایستاده است ، مرتب دهانش پر آب می‌شود و قورتش می‌دهد .

 

مواظب خودت باش

کسی که چشم چران است حتی  از نظر شهوت هم خیلی لذت نمی برد و در آخر سر این چشم چران ها کلاه می رود .

 چون آدم وقتی توی خیابان برود ، یك خرما بخورد ، یك مغز بادام بخورد ، یك كشمش بخورد ، وقتی به خانه بر گردد دیگر اشتهای لازم برای خوردن غذای اصلی را ندارد .

 

چون هر چیزی كه دیده یك انگشت زده است .

 این فرد ، علاقه‌اش به همسرش متمركز نیست ، چون این علاقه پخش شده است .

كشاورز اگر آب را متمركز نكند ، آب هدر می رود ، یك خورده از این طرف و یك خورده از آن طرف . چیزی از آن آب به مزرعه نمی‌رسد .

لذا آن لذتی هم كه آدم های پاک چشم از همسر خودشان می‌برند ، آدمهای چشم چران نمی‌برند . چون آدم‌های چشم چران حواسشان ده ها جا می باشد ، آدمی كه چشم چرانی نمی‌كند تمركز دارد و عشقش متمرکزبه همسر خودش است.

این به نفع خانواده ها است . در حقیقت اسلام می‌خواسته تمام عشق‌ها متمركز روی خانواده شود .

بنابراین جامعه اسلامی، پسران جوان ودختران جوان، زنان و مردان همه و همه باید موعظه و پند خداوند را بپذیرند و آن عدم بازگشت به معاصی است « یعظكم الله ان تعودوا لمثله ابدا ان كنتم مومنین ؛ نصیحت می كند شما را خداوند از اینكه بازگردید به مانند این برای همیشه، اگر شما مومن هستید.»8

در غیر این صورت بشریت میعادگاه و دادگاهی دارد كه در آن زبانها و دستها و پاها به سخن در آمده و اعتراف می كنند: « یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما كانوا یعملون ؛ روزی كه شهادت می دهد علیه آنان زبانهایشان و دستهایشان و پاهایشان به آنجا انجام می دادند.»9

دادگاه فوق و بازجویی ها و حساب پس دادنهای آنان بسیار سخت و رسوا كننده است.


پی نوشت ها :

1- نور/31-30

2 – صابونی / روائع البیان /ج 2/ ص148

3 - فتحیه فتحی زاده / حجاب / ص70

4 – رافعی / وحی القلم / ج1/ ص168

5- رحمن / 56

6 – ابوداود / ترمذی

7 - نور /21

8- نور/17

9 – نور/24

 


- نظرات (0)

محاسبه عجیب و غریب خدا!

محاسبه عجیب و غریب خدا!

خدا می فرماید حتی به اندازه سنگینی یک اتم در حساب و کتاب اعمال ما ظلم نخواهد کرد و نه تنها ستم نمى كند، بلكه اگر كار نیكى انجام شود آن را مضاعف مى نماید و پاداش عظیم از طرف خود در برابر آن مى دهد.



انسان های زیرک همیشه دنبال معاملاتی هستند که دو خصلت در آنها باشد: یکی آنکه طرف معامله اهل خیانت نباشد و کلاه سرشان نگذارند، دوم اینکه در این تجارت سود مناسب و معقولی عایدشان شود.

حالا اگر کسی بود که در معامله با شما کوچکترین ظلمی مرتکب نمی شد و از طرفی در یک معامله ساده سود چندین برابر (۱۰ تا ۷۰۰ برابر!) نصیبتان می گردید آیا درنگ می کردید!؟
خداوند متعال بارها در قرآن کریم نسبت به این دو امر تاکید دارد که اولا حتی به اندازه ذره ای کوچک به کسی که با او وارد تجارت شود ظلم نمی کند، ثانیا اگر شما مثلا هزار تومان صدقه بدهید خدا ۱۰ برابر آن را پاداش می دهد، اگر صد هزار تومان به برادر مسلمانت که نیاز مالی داشت قرض دادی ۱۸ برابر سود می دهد. حتی در آیاتی به سود ۷۰۰ برابری نیز اشاره شده است! انصافا کدام تجارتی چنین سودی برای ما به ارمغان خواهد آورد!؟
در آیه ۴۰ سوره نساء می خوانیم: «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیماً.»
«همانا خداوند، به مقدار ذرّه اى هم ستم نمى كند و اگر كار نیكى باشد آن را دوچندان مى كند و از جانب خویش نیز پاداش بزرگى عطا مى كند.»

مثقال ذره حساب و کتاب زمانی است که ساعت ها وقت خود را با دوستان در شبکه های اجتماعی می گذرانیم، می خندیم و حرف های زیبا رد و بدل می کنیم اما به همسر و فرزندان و پدر و مادر که می رسیم یا اخم بر چهره داریم و یا حتی برایشان وقت نداریم!!

سه نکته:

ذره یعنی چقدر؟

امروز به "اتم" كه كوچكترین جزء اجسام است نیز ذره گفته مى‏شود.
مثقال به معنى سنگینى است و تعبیر "مِثْقالَ ذَرَّةٍ" به معنى سنگینى یك جسم فوق العاده كوچك است. یعنی خدا می فرماید حتی به اندازه سنگینی یک اتم در حساب و کتاب اعمال ما ظلم نخواهد کرد و نه تنها ظلم نمی کند : «وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَكَفَی بِنَا حَاسِبِینَ؛ ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می‏كنیم، پس به هیچ كس كم ‏ترین ستمی نمی ‏شود، و اگر به مقدار سنگینی یك دانه خردل (كار نیك و بدی) باشد، ما آن را حاضر می‏كنیم و كافی است كه ما حساب كننده باشیم.» (47 سوره انبیاء) بلكه اگر كار نیكى انجام شود آن را مضاعف مى نماید و پاداش عظیم از طرف خود در برابر آن مى دهد: إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظیماً : در حقیقت ، خدا هم وزن ذرّه ای ستم نمی کند و اگر [ آن ذرّه ، کارِ ] نیکی باشد دو چندانش می کند ، و از نزد خویش پاداشی بزرگ می بخشد. (40، نساء)

 

محاسبه عجیب و غریب خدا!
ذره هایی که روزی به چشم می آیند!

مثقال ذره در حقیقت همان چیزی است که اگر در دنیا خیر کنی در آخرت خیرش را ببینی.

همان مثقال ذره ای که اگر در دنیا شر کنی، دلی را برنجانی یا غفلت کنی، در آخرت پاسخش را می بینی.

در قیامت مثقال ذره ها را حساب می کنند[ فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ، وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ‏ (پس هر کس به مقدار ذرّه‏اى کار نیک کرده باشد همان را ببیند و هرکس هم وزن ذره‏اى کار بد کرده باشد آن را ببیند سوره زلزله آیه 7-8)]، کارهای بزرگ و درشت که حساب کردن ندارد!

مثقال ذره همان پیامکی است که میفرستی و در نوع جملاتش، حتی نوع سلام کردنش ملاحظه نمی کنی که آن را برای چه کسی ارسال می کنی!

مثقال ذره حساب و کتاب زمانی است که ساعت ها وقت خود را با دوستان در شبکه های اجتماعی می گذرانیم، می خندیم و حرف های زیبا رد و بدل می کنیم اما به همسر و فرزندان و پدر و مادر که می رسیم یا اخم بر چهره داریم و یا حتی برایشان وقت نداریم!!

مثقال ذره که می گویند، یعنی همان چند لحظه ای که بوی عطر زن نامحرم تمام مردی را به هم می ریزد!!

مثقال ذره که می گویند یعنی همان چند لحظه ای که با ناز و عشوه برای نامحرمی می خندی، با چادرت ادای عفاف را برای ربودن دل کسی در می آوری و فکرش را ساعت ها درگیر همان یک لبخند و یک نگاه خودت می کنی!

امان از روزی که پرده ها کنار برود و همه چیز روشن شود. [یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (روزی که همه پرده ها کنار رود و راز ها فاش شود. سوره طارق آیه 9)]

مثقال ذره که می گویند یعنی همان چند لحظه ای که حواست به حجابت نیست، با لباسی ناشایست در انظار عمومی خودنمایی می کنی و جوانی نیز در همان حوالی است.

مثقال ذره یعنی همان که در پایان صحبت هایت در مکان های عمومی، اداره و محل کارت از روی ادب، جانم و قربانت می گویی و رابطه ای را به همین اندازه سرد می کنی!

مثقال ذره یعنی همان چند لحظه ای که با فروشنده مغازه صمیمی می شوی و نمی دانی که این صمیمیت پایه های زندگی او را فرو خواهد ریخت.

قدر این مثقال ها پیش ما خیلی کوچک است و به حساب نمی آید وگرنه در نظام آفرینش ما همین ذره ذره ها حساب و کتاب دارد.

باور کنیم مثقال ذره، چیزهای عجیب و غریب نیستند، مثقال ذره که می گویند همین هاست.

همین کارهای کوچکی که ابتدایش خیلی کوچک است، اما ذره  ذره که جلو برود معلوم نیست چه عواقب خطرناکی برای زندگی خیلی ها به دنبال دارد!

امان از روزی که پرده ها کنار برود و همه چیز روشن شود.[یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (روزی که همه پرده ها کنار رود و راز ها فاش شود. سوره طارق آیه 9)]

از طرفی هم خدا این مثقال ذره ها را در جهت مثبت خیلی خوب می خرد و خریدار خوبی است؛ جنس كم را می‌ خرد؛ معامله با او ارزش دارد: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ» (زلزله/7) مثقال یك ذره‌ است. یعنی به اندازه‌ی وزن یك ذره!


- نظرات (0)

نماز گنهکار به حساب شیطان است؟

نماز


مهم ‌ترین ارزش نماز گناهکار این است که بهترین دریچه امید برای بازگشت از گناهان است، از این رو توصیه می ‌شود نه تنها نماز خود را با این گونه وسوسه ‌های شیطانی ترک نکند، بلکه سعی کند نسبت به حضور قلب در نماز دقت بیشتری داشته باشد: (وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی) نماز به پادار به خاطر یاد من. (طه، 14)



نماز بهترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت‌ های دیگر هم قبول می ‌شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی ‌شود: و اعلم ان کل شی ء من عملک تبع لصلوتک (نهج ‏البلاغه فیض، نامه‏ ی 27، ص 888)

همان ‌طور که اگر انسان شبانه ‌روزی پنج نوبت در نهر آبی شست ‌و شو کند، آلودگی در بدنش نمی ‌ماند، نماز های پنج‌ گانه هم انسان را از گناهان پاک می ‌کند و سزاوار است که انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و کسی که نماز را پست و سبک شمارد مانند کسی است که نماز نمی‌ خواند.

 

قبول شدن نماز، آری یا خیر؟

به تازگی با پسری دوست شده ‌ام، می ‌دانم که این کار من اشتباه است و مرتکب گناه می‌ شوم، آیا با این کار من، نماز خواندن و سایر کارهایی که انجام می ‌دهم، نزد خداوند بی‌ ارزش خواهد بود؟

مهم ‌ترین ارزش نماز و سایر اعمال عبادی گناهکار این است که بهترین دریچه امید برای بازگشت از گناهان است، از این رو توصیه می ‌کنیم نه تنها نماز خود را با این گونه وسوسه ‌های شیطانی ترک نکنید، بلکه سعی کنید نسبت به احکام نماز و حضور قلب در نماز دقت بیشتری داشته باشید

پاسخ

ایجاد محدودیت و رعایت حدود الهی در برخورد با نامحرم، به سود و نفع هر دو طرف، یعنی زن و مرد است، قدم گذاشتن در نواهی الهی و انجام اعمالی که حضرت حق تعالی ما را از آن نهی کرده است، در مدت زمانی کوتاه یا طولانی، به ضرر خود و جامعه است و بالاخره دود مخالفت با حق تعالی، اول به چشم خود ما خواهد رفت.
یکی از مضرات ارتباط غیر شرعی با نامحرم، ایجاد مشغله فکری و محبت قلبی نسبت به جنس مخالف است، این مشغله، کم‌کم انسان را وارد معاصی بزرگتر می ‌کند تا جایی که خدایی ناکرده، بعضی از گناهان ناشی از این ارتباط، ضربه‌ای سهمگین به پیکره جسم و روح انسان و جامعه وارد کرده و چه بسا تبعات ملال ‌آوری به دنبال خواهد داشت.
نماز و سایر اعمال عبادی شما نزد خداوند بی ‌ارزش نخواهد بود، چرا که اگر قرار بود این اعمال پس از گناه نزد خداوند بی ‌ارزش باشد، دستور می ‌داد تا گناهکاران دیگر نماز نخوانند.
مهم ‌ترین ارزش نماز و سایر اعمال عبادی گناهکار این است که بهترین دریچه امید برای بازگشت از گناهان است، از این رو توصیه می ‌کنیم نه تنها نماز خود را با این گونه وسوسه ‌های شیطانی ترک نکنید، بلکه سعی کنید نسبت به احکام نماز و حضور قلب در نماز دقت بیشتری داشته باشید.
در پایان این نکته را یادآوری می‌ کنیم که یکی از شگردهای شیطان رانده شده، این است که گناه را در نظر انسان زیبا و ترک آن را سخت و نشدنی جلوه می ‌دهد؛ اما با توکل به خدا و توسل به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به ویژه امام زمان (عج) می ‌توان از این گونه ارتباط‌ های حرام، اجتناب کرد و بر اساس وعده الهی که فرمود: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»(1) و هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى ‏‌کند، به فراهم شدن زمینه‌ های ازدواج سالم خود امیدوار بود.

 

آیا کسى که شیطان وجود او را تسخیر کرده، نماز او به حساب شیطان گذاشته مى ‏‌شود؟
عبادت

خیر، نماز او به حساب خودش نوشته مى ‏‌شود، منتها جزء کسانى است که «خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً عَسَى اللهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِم» (2)؛ کار خوب و بد را به هم آمیختند؛ امید مى ‏‌رود که خداوند توبه آن‌ ها را بپذیرد.
در توضیح بیشتر باید بگوییم که افراد چند گروه هستند: بعضى ‏‌ها منزه محض هستند، مخلِص و مخلَص هستند که در نامه عمل آن ‏‌ها جز فضیلت چیز دیگرى نیست، مثل ائمه معصومین (علیهم السلام)، بعضى‏‌ ها متأسفانه کسانى هستند که در نامه عمل آن ‏‌ها جز تباهى و سیاهى چیزى نیست، این ‏ها کسانى اند که «خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ» (3)؛ خدا بر دل‌ ها و گوش ‌هاى آنان مهر نهاده‏، گروه سوم کسانى‏‌ هستند که «خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً» (4)؛ یعنی گاهى به طرف فضیلت و گاه به طرف رذیلت حرکت مى‏‌ کنند، این‏ ها مادامى که تسلیم شیطان نشوند و عقائدشان محفوظ باشد، امید نجات دارند و نماز و عبادات این‏ ها به حساب خودشان است، چون اصل عقیده را حفظ کرده‏‌اند و اجازه نداده ‏‌اند بیگانه در مسائل عقیدتى به جاى ایشان تصمیم بگیرد.

 

دوست بی نماز

من دوستی دارم که نماز نمی‌ خواند من چند بار به او توصیه کرده‌ام که نمازش را بخواند، ولی باز هم احتمال زیادی می‌ دهم که نمازش را نمی‌ خواند، در ضمن من این دوستم را خیلی دوست دارم، از طرفی شنیده‌ام که دوستی با بی ‌نماز گناه است، آیا واقعا دوستی با بی ‌نماز گناه است؟ اگر هست من باید چه کار کنم؟

خداوند در رابطه با دوستان خوب که برادران دینی ما به حساب می ‌آیند، می‌ فرماید:«فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ فَإِخْوانُکُمْ فِی الدِّینِ وَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»، اگر توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات پرداختند، در این صورت برادران دینى شمایند و ما آیات خود را براى گروهى که مى ‏‌دانند (و مى ‏‌اندیشند)، به تفصیل بیان مى ‏‌کنیم.(توبه، 11)

یکی از مهمترین ملاک ‌های انتخاب دوست و همنشین را نماز قرار داده است، امام صادق (علیه السلام) در این باره فرموده اند:  برادران خود را با دو خصلت آزمایش کنید، پس اگر آن دو خصلت در آنها بود خوب است و گر نه دور شوید، دور شوید، دور شوید، مواظبت او بر نمازهایش در اوقات آن، نیکى به برادران در سختى و گشایش

در اینجا شرط دوستی و برادر دینی بودن زکات دادن و نماز خواندن شمرده شده است و اگر می‌ خواهید ببینید که شخصی به درد دوستی می‌ خورد یا نه، ببینید که آیا واجباتش، از جمله نمازش را بجا می ‌آورد یا نه؟.
همچنین در سوره الکهف آیه 28 در رابطه با دوستان خوب می ‌فرماید: «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُریدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»؛ با کسانى باش که پروردگار خود را صبح و عصر مى‏‌ خوانند و تنها رضاى او را مى ‏‌طلبند! و هرگز به خاطر زیورهاى دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر! و از کسانى که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همان ها که از هواى نفس پیروى کردند و کارهایشان افراطى است.
در اینجا نیز خداوند دوست خوب را کسی معرفی می ‌کند که به یاد خدا باشد و به ذکر خداوند و نماز مشغول باشد.
در روایات نیز یکی از مهمترین ملاک ‌های انتخاب دوست و همنشین را نماز قرار داده است، امام صادق (علیه السلام) در این باره فرموده اند:  برادران خود را با دو خصلت آزمایش کنید، پس اگر آن دو خصلت در آنها بود خوب است و گر نه دور شوید، دور شوید، دور شوید، مواظبت او بر نمازهایش در اوقات آن، نیکى به برادران در سختى و گشایش. (اصول كافى جلد 4 صفحه  497)
کسی که نماز نمی‌ خواند و جزو دوستان شما است، اگر می ‌دانید و یا احتمال می‌ دهید که ارتباط با او ممکن است ایشان را به نماز بکشاند و یا اثرات خوبی بگذارد، با او ارتباط سازنده داشته باشید، به این معنا که به اصلاح زیر بناهای فکری وی پرداخته و به مرور او را به خواندن نماز ارشاد کنید و البته مراقب باشید که در اعتقادات و خلقیات شما اثر منفی نگذارد، زیرا در این صورت یعنی در صورت تأثیر او در شما، ادامه این ارتباط صحیح نبوده و شرعاً جایز نیست.
اگر احتمال مى ‏‌دهید که نتیجه معکوس باشد رابطه دوستانه خود را قطع کنید، گر چه در برخوردها با او گرم بوده و به او محبت کنید، ادامه دوستی با افراد بی‌ نماز که توجهی به خدا و دین ندارند و تأثیر پذیر هم نیستند، ممکن است در شما تأثیر منفی بگذارد و کم کم شما هم حس کنید که توجهتان به نماز و خداوند کم شده است.

پی ‌نوشت ‌ها:
1- الطلاق/2
2- توبه/ 102
3-سوره بقره/7
4-توبه/102


- نظرات (0)

بدهکار را تحت فشار نگذاریم!


خشم

وَ ان کانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ الی مَیْسَرَة». (280 بقره)

پشتوانهء این طرح، تنها اخلاق و اعتقاد نیست، که ضرورت‌ها، اکل میته و سرقت را هم تجویز کرده اند. و این قرآن است که می گوید: در قرض و وام اگر طرف به سختی می افتد، بر او سخت نگیرند و به او مهلت بدهند، نه یک ماه و دو ماه، که تا هنگام آسانی و گشاد دستی.

یکی از اموری که اسلام بدان تأکید بسیاری نموده، موضوع قرض دادن به نیازمندان است تا جایی که در روایات ما آن را از صدقه برتر دانستند. [مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 71، ص 104]

امّا باید توجه داشت در برخی از موارد ما به وظایفمان و آداب و شرایطی که وجود دارد عمل نمی کنیم و از این جهت زیان هایی بر ما وارد می شود، ولی آگاهانه و یا ناآگاهانه گناه آن را بر گردن دیگران می گذاریم.

برای قرض الحسنه، این سنت پسندیده، شرایطی بیان شده است که در طولانی ترین آیه از قرآن بدان اشاره شده است:

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که بدهى مدّت‏دارى (به خاطر وام یا داد و ستد) به یک دیگر پیدا می کنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‏اى از روى عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و کسى که قدرت بر نویسندگى دارد، نباید از نوشتن خوددارى کند! پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، باید املا کند، و از خدا که پروردگار او است بپرهیزد، و چیزى را فروگذار ننماید!...». [بقره، 282] در روایات نیز به این مهمّ تأکید شده است.[حر عاملی، وسائل‌الشیعة، ج 17، ص 11]

بنابر این با توجه به تأکیداتی که از جانب اسلام برای استحکام امر قرض بیان شده، اگر ما کوتاهی نموده و خسارتی دامان ما را گرفته نباید آن را به حساب دین یا رهبران آن بگذاریم.

خداوند در آیه 12 سوره مائده از جمله پاداش های بزرگ قرض الحسنه را دستیابی به فوز عظیم و کامیابی در بهشت جاودان دانسته است. پس می بایست این عمل را از اعمال صالح و نیکی دانست که تضمین کننده بهشت برای آدمی است

آداب و شرایط قرض الحسنه

در آموزه های دینی ما قرض دادن به برادران مۆمن، آداب و شرایطی دارد که برخی از آنها چنین است.

1. قرض همراه با اخلاص باشد.

2. با دل خوش و رضایت کامل باشد.

3. قرض از مال حلال باشد. [کلینی، اصول کافی، کمره‌ای، محمد باقر، ج، ص 843] ‌

4. قرض مکتوب شود. [بقره، 282]

5. کسی که به مۆمنی قرض داد، منتظر بماند تا پرداخت قرض برای او امکان‌پذیر شود؛ یعنی همان طور که جایز نیست بدهکار با فرض توانایی، پرداخت مال را به تأخیر بیندازد، همین طور نیز اگر طلبکار می‌داند بدهکار توانایی ندارد، جایز نیست او را تحت فشار قرار دهد. [شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الأعمال، ص 138]

آیه 280 بقره دربردارنده یک دستور مالی و حقوقی است که در آن به طلبکار توصیه شده در صورت سررسید زمان دریافت طلب، در صورتی که امکان پرداخت برای بدهکار وجود نداشته باشد؛ طلبکار نباید او را تحت فشار قرار دهد؛ بلکه باید به او مهلت دهد. (إِن کاَنَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلیَ مَیْسَرَةٍ)

قرض الحسنه

حتی در قوانین اسلام که در واقع تفسیری است برای آیه فوق، تصریح شده که هیچگاه نمی توان خانه و وسایل ضروری زندگی افراد را برای بدهی آنها توقیف کرد یا از آنها گرفت؛ بلکه طلبکاران تنها می‌توانند از اضافه بر آن، حق خود را بگیرند و این حمایت روشنی از حقوق قشرهای ضعیف جامعه است. [تفسیر نمونه 2/377 ]

در ادامه با توصیه ای اخلاقی، بحث حقوقی سابق را تکمیل می کند. قرآن کریم به طلبکاران می‌گوید: در این گونه موارد که بدهکاران سخت در تنگنا قرار دارند اگر بدهی آنان بخشوده شود، از هر نظر برای شما بهتر است. (أَن تَصَدَّقُواْ خَیرٌْ لَّکُم) احساس کینه توزی و انتقام را به محبت و صمیمیت مبدل می سازد و افراد ضعیف جامعه را به فعالیت مجددی که نتیجه اش نصیب همگان می شود، وا می دارد و اضافه بر اینها، صدقه و انفاقی در راه خدا محسوب می‌شود که ذخیره روز پسین خواهد بود. [همان 2/378]

پاداش های مادی و معنوی قرض الحسنه

در آیات و روایات، پاداش ها بسیاری برای قرض الحسنه برشمرده شده است. این پاداش ها مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی است. مهم ترین پاداش قرض الحسنه در همان اصل قرض دادن نهفته، زیرا شخص وام دهنده با خداوند معامله می کند و کسی که قرض می گیرد در حقیقت خداوند است.[ بقره، آیه 245؛ مائده، آیه 12]

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ثَلاثٌ تـُورِثُ المَحَبَّه: الـدَیـنُ وَ التَّـواضُعُ وَ البَذلُ؛ سه چیز است که محبت آورد: قـرض دادن و فـروتنـی و بخشـش

دیگر آن که خداوند خود ضمانت بازپس دادن وام را کرده و بی گمان خداوند شاکر و سپاسگزار است[ تغابن، آیه 17] و با برکت قرار دادن در مال شخص او را بی نیاز خواهد کرد و به فضل خود بر مال او می افزاید. از این رو در بیان سود و پاداش حاصل از قرض دادن به نیازمندان و محتاجان می فرماید که خداوند پاداش نامحدود و بی شماری را در نظر گرفته است.[ بقره، آیه 245، حدید، آیات 11 و 18]

خداوند در این آیات از پاداش و اجرت کریمانه خود سخن می گوید؛ بنابراین می بایست پاداشی عظیم و نیکو و بزرگوارانه ای باشد که خداوند برای وام دهنده در نظر گرفته است. این پاداش ها تنها اختصاص به دنیا ندارد بلکه در دنیا و آخرت و نیز مادی و معنوی خواهد بود.[ همان ]

از آثار و برکات اجتماعی و کارکردهای دنیوی قرض الحسنه می توان به ایجاد محبت بین مردم و تحقق انسجام و وحدت اسلامی اشاره کرد. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ثَلاثٌ تـُورِثُ المَحَبَّه: الـدَیـنُ وَ التَّـواضُعُ وَ البَذلُ؛ سه چیز است که محبت آورد: قـرض دادن و فـروتنـی و بخشـش.[ تحف العقول، ص 316]

از جمله آثار قرض الحسنه می توان به محو سیئات و تبدیل آن به حسنات اشاره کرد.[ مائده، آیه 12] بنابراین، وام دهنده با این کار خویش، گویی تازه از مادر متولد شده و نقش کار او همانند توبه، تاثیرگذار است و مشکلاتی که به سبب گناه گرفتار آن است برطرف می شود. پس می توان گفت که وام دادن، موجب جلب منفعت و دفع و رفع بلا و گرفتاری نیز است.

خداوند در آیه 12 سوره مائده از جمله پاداش های بزرگ قرض الحسنه را دستیابی به فوز عظیم و کامیابی در بهشت جاودان دانسته است. پس می بایست این عمل را از اعمال صالح و نیکی دانست که تضمین کننده بهشت برای آدمی است.

مۆلف: حجت الاسلام سید عبدالمجید فلسفیان


- نظرات (0)

تناسب اعمال با ثواب و عقاب

12 ایده‌ای که می‌توانند دنیا را تغییر دهند

طبیعی است که وقتی نوشیدن جرعه‌ای زهر علت مرگ انسانی می‌شود،جای این اشکال نیست که علت با معلول تناسب ندارد و کسی نخواهد گفت یک لحظه اشتباه و نوشیدن اندکی زهر چرا با نتیجه عمل، که مرگ است، تناسب ندارد. مثل«عمل» و «جزا»ی آن مثل نوشیدن زهر و «مرگ» است. البته، بحث تجسم اعمال از علت و معلول بالاتر است زیرا، بحث از«عینیت» است. یعنی،«عمل» و «جزا» عین یکدیگرند.

«...وان کان خیرا فخیرا وان کان شرا فشرا.» [1]

پس، هر چه در عالم آخرت مهیاست، به وسیله خود انسان از پیش فرستاده شده است.

عمل و جزا نظیر وجود ذهنی و وجود خارجی است. یعنی، این دنیا همچون وجود ذهنی است و جهان آخرت نظیر وجود خارجی است. این دو وجود یک حقیقت واحدی هستند و تفاوتشان در این است که وجود ذهنی مقداری ضعیف‌تر از وجود خارجی است.با این بیان معلوم شد که اصل اشکال وارد نیست.

بر اثر توبه خداوند گناهان انسان را می‌آمرزد. اما،در بحث تجسم اعمال گفتیم که گناهان انسان تجسم می‌یابد و در عالم آخرت با گنه‌کار خواهد بود. حال ممکن است این سؤال پیش آید که«پس از توبه اعمال تجسم یافته انسان چه خواهد شد؟!

توبه

نکته دیگری که در این مقام باید یادآوری شود،مسئله توبه و بخشش گناهان است. زیرا،‌ با مطالبی که در مورد اعمال و جزا گفته شد، این شبهه در ذهن شکل می‌گیرد که اگر عمل و جزا دو وجود از حقیقت واحدی هستند، پس، چگونه جزای گناهان با توبه آمرزیده می‌شود و انسان به نتیجه اعمالش گرفتار شد؟

آنچه از روایات استفاده می‌شود این است که توبه از گناه موجب خلاصی از آتش جهنم و رهایی یافتن از مار و مورهای قبر و عذاب در برزخ و گرزهای آتشین جهنم و غل و زنجیرها و زقوم و حمیم‌ها است.

و قرآن نیز در این باره می‌فرماید:

« قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا .» [2]

ای بندگان من که بسیار گنه کرده‌اید، از رحمت خدا مأیوس نشوید، همانا خداوند همه گناهان را می‌آمرزد.

گناه هر چه سنگین باشد ، نباید از رحمت الهی ناامید شد. زیرا:

«... وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ.» [3]

از رحمت بی منت‌های خدا ناامید نباشید، چه از رحمت خداوند مأیوس نمی‌شوند مگر کافرین.

بنابراین،کسی که توبه کند و به سوی خدا باز گردد، خداوند گناهان او را می‌آمرزد و می‌فرماید:

«کسی که از گناه توبه کرده باشد همچون کسی است که گناهی نکرده است.» [4]

از این بحث نتیجه می‌شود که بر اثر توبه خداوند گناهان انسان را می‌آمرزد. اما،در بحث تجسم اعمال گفتیم که گناهان انسان تجسم می‌یابد و در عالم آخرت با گنه‌کار خواهد بود. حال ممکن است این سؤال پیش آید که«پس از توبه اعمال تجسم یافته انسان چه خواهد شد؟!»

در این باره به دو نظر اشاره می‌کنیم.

توبه

نظر مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی(کمپانی)

مرحوم کمپانی، که مردی عارف بود، می‌فرماید: بین توبه کننده و گناهانش جدائی افکنده می‌شود و اعمال زشت تجسم یافته از او دور می‌شوند. این همان درخواست گنه‌کاران، در روز قیامت است،که هرگز اجابت نمی‌شود.

«یوم تجد کل نفس ما عملت من خیرا محضرا و ما عملت من سوء تود لو ان بین‌ها و بینه امدا بعیدا.» [5]

یعنی عمل زشت و نیک هر دو، در روز قیامت، حاضر می‌شوند و گنه‌کار آرزو می‌کند که بین او و اعمالش فاصله یادی افتد.

مرحوم محقق کمپانی می‌فرماید:«توبه» بین اعمال زشت انسان و خود وی چنان فاصله‌ای می‌اندازد که آن اعمال دست و پا پیچ او و باعث عذابش نخواهند شد. ایشان غفران را نیز به همین معنا می‌گیرد.

 

کلام امام خمینی در توبه و اثر آن روی اعمال

استاد بزرگوار ما، رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی، در این باره می‌فرماید: توبه اعمال زشت و گناهان گنه‌کار را معدوم می‌کند و پرونده سیاه انسان با آب توبه شسته می‌شود. به سخنی دیگر اعمال ناپسند انسان که در روز قیامت به صورت سگ و مار و مور و عقرب و زقوم و حمیم و زنجیرهای آتشین تجسم می‌یابد،‌ در اثر توبه از بین می‌رود و شعله‌های فروزان جهنم خاموش می‌شود.

 

نظر تحقیق

ظاهراً حق با استاد بزرگوار ما است. زیرا، قرآن می‌فرماید: ای گنه‌کار پیش‌آی که اگر آمدی گناهت را نابود می‌کنم. یعنی، گناهکاران به جهنم می‌روند و در آنجا مدتی بسیار طولانی در خواری و ذلت خواهند بود،‌ مگر آنان که توبه کنند. نامه سیاه توبه کنندگان نابود می‌شود، و جای آن را نامه درخشان می‌گیرد و خداوند تعالی اعمال زشت آنان را به اعمال نیکو بدل می‌کند. این نامه درخشان ثواب توبه آنان است.

«... إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا.» [6] ؛...مگر آن کسانی که از گناه توبه کنند و به خدا ایمان آورند، و عمل صالح انجام دهند. پس، خداوند گناهان ایشان را بدل به ثواب گرداند که خداوند در حق بندگان بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

مؤمن به جهنم نمی‌رود 

در روایات می‌خوانیم: حتی‌المقدور مؤمن به جهنم نمی‌رود. او را در دنیا با فقر و مصیبت و رنج، که کفاره گناهان است، پاک می‌کنند در صورتی گناهانش بیش از این‌ها باشد، هنگام مرگ بدو سخت می‌گیرند تا آمرزیده شود. اگر همچنان گناه آلوده باشد، با فشار قبر و عذاب‌های برزخ آلودگی‌هایش زدوده می‌شود، اگر همچنان باقی بود با دشواری روز قیامت پاک می‌شود و اگر با همه این مقدمات آمرزیده نشد، به جهنم می‌رود و آنقدر در آتش آن می‌سوزد و عذاب می‌کشد تا کدورت‌هایش زدوده پاک شود. سپس او را از دوزخ بیرون آورند و در حوض کوثر تطهیرش کرده و روانه بهشتش می‌کنند.

گناه انسان و خانواده‌ی او را گرفتار می‌کند. و عاقبت گنه‌کار و خانواده‌اش به خیر نمی انجامد. نه تنها عاقبت گنه‌کاران ختم به خیر نمی‌شوند، بلکه عاقبت فرزندانشان نیز به خیر نمی انجامد. قرآن تقوا و سخن راست والدین را عاملی برای نیک‌فرجامی فرزندان معرفی

جهنم یکی از الطاف بزرگ الهی

گفتار حکیمانه امام خمینی، که جهنم«جهنم یکی از الطاف بزرگ الهی، است»، آشکار می‌شود. زیرا، جهنم به مثابه زدودن کدورت‌ها و تطهیر انسان است و هویت انسانی را که در اثر گناه به خوک تبدیل شده است، دوباره به هویت انسانی بدل خواهد کرد.

البته، این‌ها همه برای کسانی است که زمینه داشته باشند. اما، کسانی که فاقد زمینه‌اند، به آتش جهنم پاک نخواهند شد، و تا ابد در آتش جهنم خواهند ماند که:

« إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاء »[7] ؛ هر آینه خدا گناه کسانی را که به او شرک آورند نمی آمرزد ، و گناهان ، دیگر را برای هر که بخواهد می آمرزد .

 

اثر توبه روی نفس

همان‌گونه که پیش‌تر اشاره رفت، اعمال انسان دارای آثاری است:

اول- تجسم اعمال در آخرت به یکی از دو معنائی که گذشت.

دوم- اثری که روی نفس باقی می‌گذارد و آن عبارتست از این که کردار و گفتار و نیات ما یا جنبه انسانیت ما را شکوفا می‌کند و یا انسانیت ما را به حیوانیت مبدل می‌سازد.

اثر دیگری که در این مقام قابل تذکر است این است که اعمال و نیات بر دل ما اثر می‌گذارد و دل ما را نورانی یا تیره می‌کند.

قرآن در این باره چنین می‌فرماید:

«... فَوَیْلٌ لِّلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِکْرِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ» [8] ؛ وای بر آنان که دلشان از عدم ذکر خدا تیره است، اینان در ضلالت و گمراهی روشنی هستند.

سخن حق در دل سنگ اینان بی اثر است، چون به احکام شرعی و نماز و روزه اهمیت نمی‌دهند. اما، آنان که به احکام الهی متعبدند و در حفظ بیت‌المال، خدمت به مردم و شاد کردن دل مسلمانان کوشا هستند، دلشان نورانی و با صفاست و دلی که نورانی باشد محل نزول رحمت الهی است.

 

توبه

اثر علت و معلولی اعمال

اثر چهارم اعمال و نیات ما اثر علت و معلولی است. یعنی گناه انسان و خانواده‌ی او را گرفتار می‌کند و عاقبت گنه‌کار و خانواده‌اش به خیر نمی انجامد. نه تنها عاقبت گنه‌کاران ختم به خیر نمی‌شوند، بلکه عاقبت فرزندانشان نیز به خیر نمی انجامد. قرآن تقوا و سخن راست والدین را عاملی برای نیک‌فرجامی فرزندان معرفی می‌فرماید:

« وَلْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّهَ وَلْیَقُولُواْ قَوْلاً سَدِیدًا.» [9]

کسانی که بیم آن دارند که کودکان ناتوان و زیردست از آن‌ها به جای بماند، باید از خدا بترسند، و سخن به اصلاح و درستی بگویند.

تقوا و شهادت به حق علت نیک‌بختی فرزندان است. با این بیان، نمی‌توان گفت که چرا گناه والدین دامن فرزندان را می‌گیرد. زیرا، این دو از سنخ علت و معلول است و این آتشی است که والدین به درون خانواده‌ی خویش می‌زنند و تر و خشک را با هم می‌سوزانند. و قرآن این‌گونه فتنه‌ها را چنین هشدار می‌دهد:

«وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً .» [10] ؛بترسید از بلائی که چون آید تنها مخصوص ستمکاران شما نباشد.

همچنین، یک نزاع جزئی و بی اساس در جبهه یا شهر تحقیر یک مسلمان و... ممکن است تنها به خود ستمکار برنگردد، بلکه همه را در آتش خود بسوزاند. کار نیکوکردن نیز علت نیک فرجامی نیکوکار و فرزندانش می‌شود، مثلاً کار خیر پدر و مادر نه تنها بدان‌ها برمی‌گردد، بلکه باعث سعادت فرزندانشان نیز می‌شود.  

 

پاسخ به یک پرسش

گاهی در برخی روایات ثواب برخی اعمال برابر است با ثواب مثلاً هزار حج این گونه روایات را توضیح دهید.

در این باره باید به چند نکته توجه داشت:

1. باید توجه داشت که ثواب دو گونه است؛ 1. ثواب حقیقی، 2. ثواب حکمی توضیح مطلب آن که برخی اعمال آثار تکوینی برای فرد دارد و قابلیتی در فرد ایجاد می‌کند که منشأ آثار در دنیا و آخرت می‌باشد. مانند آثار شهادت و خون شهید. اما گاهی برخی از اعمال به تفضل الهی اعتبار ثواب شهید به او داده می‌شود و هم طراز می‌شود مانند اینکه روایت شده: «من مات علی حب محمد و ال محمد مات شهیداً» ؛ «هر کس بر محبت محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله) بمیرد، شهید از دنیا رفته است»،(بحار، ج 27، ص 233، ب 13)

البته اعتبار ثواب حکمی نیز گزاف نیست بلکه بیانگر همسانی با آن عمل حقیقی باشد و چه آثار معنوی و اجتماعی آن را دارا باشد.

4. باید دانست انجام هر کار نیکی از جهت کمیت و کیفیت دارای مراتب و شرایط است. و ثوابی که ذکر شده برای کسانی است که با اخلاص و شرایط کامل اعمال را انجام داده باشند و به تناسب دیگران نیز بهره‌مند می‌شوند

2. تأثیرگذاری اعمال در روحیه معنوی انسان و آثار اجتماعی آن متفاوت است. لذا طبقه بندی ثواب اعمال غیر قابل انکار است. گاهی اهمیت یک عمل را می‌توان از مقایسه پاداش آن عمل با اعمال دیگر مشخص کرد. به طور مثال، از امام صادق(علیه السلام) روایت شده: «قضاء حاجأ المؤمن افضل من طواف و طواف و طواف حتی عد عشراً» ؛ «برآوردن نیاز مؤمن از طواف [خانه خدا] برتر است. و همین گونه شمرد تا ده طواف»، (حر عاملی، محمد، وسایل الشیعه، ج 9، نامه 42، ح 1)

این گونه روایات اهمیت کارهای اجتماعی و رفع نیاز مردم را برجسته می‌کنند.

هم چنین گاهی اثر معنوی یک رفتار بسیار عمیق است مانند شرکت در مجالس امام حسین(علیه السلام) و گریه برای مظلومیت آن حضرت، که موجب تلطیف روحیه بسیاری و توبه بسیاری شده است و اصلاح فرد و اصلاحات در جامعه را به ارمغان آورده است. لذا در روایات از ثواب آن معادل با هزار حج یاد شده است و اهمیت آن برجسته شده است، (بحار، ج 27، ص 233، ب 13)

3. گاهی برخی روایات ثواب اعمال، جهت نهادینه کردن یک هنجار و رفتار دینی در جامعه می‌باشد و منظور از عدد هزار و غیره کنایه از زیادی ثواب می‌باشد.

4. باید دانست انجام هر کار نیکی از جهت کمیت و کیفیت دارای مراتب و شرایط است. و ثوابی که ذکر شده برای کسانی است که با اخلاص و شرایط کامل اعمال را انجام داده باشند و به تناسب دیگران نیز بهره‌مند می‌شوند.

5. البته باید دانست ثواب هیچ عمل مستحبی نمی‌تواند جانشین عمل واجب شود. لذا اگر روایت شده باشد که ثواب روزه عید غدیر ثواب شصت سال روزه را دارد، (حر عاملی، وسائل شیعه، ج 10، ص 442) نشانه فراوانی ثواب است نه جایگزینی یک روزه مستحبی به جای شصت سال روزه واجب باشد. 

 

پی نوشت ها :

1 علم‌الیقین، فیض کاشانی(ره)، صفحه884، جلد2.

2. سوره زمر، آیه53.

3. سوره یوسف، آیه87.

4. وسائل الشعیه، ج11، ص358.

5. سوره آل عمران، آیه30.

6. سوره فرقان، آیه70.

7. سوره نساء، آیه116.

8. سوره زمر، آیه22.

9. سوره نساء، آیه9.

10. سوره انفال، آیه25.


منابع :

کتاب معاد در قرآن

آیت الله مظاهری



- نظرات (0)