سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



نقش اخلاق در زندگی از دیدگاه قرآن

اخلاق در قران

اخلاق جمع خُلق است.(۱) و در لغت «خُلْق» و «خَلْق» از یک مادّه (خ ل ق) هستند. خَلْق به شکل ظاهری انسان نظر دارد و خُلق به شکل باطنی و نفسانی انسان. همانگونه که شکل ظاهری انسان، متصف به صفت نیک و بد است، شکل باطنی انسان هم دارای اوصاف خوب و بد است. به عبارت دیگر، خَلْق اختصاص به شکل و صورتی دارد که با چشم ظاهر درک می شود و خُلق اختصاص به قوای روحی و طبع باطنی دارد که با بصیرت و چشم دل درک می شود.(۲)

بنابراین، اخلاق در اصطلاح، عبارت است از آن سلسله صفاتی که در نفس و روح انسان ثابت و ریشه دار است و منشأ صدور اعمال نیک، همچون راستگویی، انفاق، ایثار و جهاد و یا اعمال بد همچون دروغگویی می شود.(۳)

نقش اخلاق در زندگی

الف ـ اخلاق نیکو: نقش اخلاق اسلامی، در محیط زندگی فردی و اجتماعی هر انسان، بسان خورشیدی تابانست که طراوت و شادابی را برای جامعه به ارمغان می آورد و بستر صفا، صمیمیت، صداقت، محبت و اخوت را برای زیستن می گستراند تا همگان با چهره هائی باز و بشاش در یک فضای با صفای بهاری، چون گلها زندگی کنند. اخلاق نیکو، روانها را شاداب و همه را برادر و عضو یک خانواده می سازد. کنفسیوس مربی بزرگ چین معتقد است که اضطراب، آشوب و عدم اطمینان، امراضی هستند که یگانه داروی آنها مکارم اخلاق است.(۴)

هدف انسان در فرهنگ اسلام، تقرّب به خداوند است. اخلاق پسندیده اساسی ترین راه وصول به این مقصد است. پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه وآله ـ نیز برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده است.(۵)

اخلاق نیکو، می تواند نقش فراوانی در زندگی انسان داشته باشد. لکن به خاطر طولانی شدن و رعایت اختصار به بیان برخی از آثار اخلاق می پردازیم:

۱ـ اخلاق پسندیده موجب آبادی جامعه و طولانی شدن عمر می شود. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: «نیکوکاری و حُسن خُلق، خانه ها را آباد کند و بر عمرها بیفزاید»(۶) اخلاق شایسته، محبّت را جلب می کند. در سایه محبت، اتحاد و پیوند اجتماعی محکم تر می شود. با استحکام پیوند اجتماعی، جامعه با همکاری همدیگر به آبادی محیط می پردازند. می دانیم که بسیاری از بیماریها، سرچشمه روانی دارد، چنین بیماریهایی از عمر می کاهد و مرگ را نزدیک می کند، ولی اخلاق نیکو، بیمارهای روحی را از بین می برد و در نتیجه از مرگهای زود رس جلوگیری می کند و به نشاط و طراوت بدن می افزاید و به بقاء بدن کمک می کند.

۲ـ حُسن خُلق، دلها را می رباید و امت اسلامی را امت نمونه و نیرومند می سازد. قرآن کریم می فرماید: «تو از پرتو و رحمت الهی، در برابر آنها نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند.»(۷)

۳ـ اخلاق اسلامی، موجب کرامت و بزرگواری انسان می شود و راه کامیابی و بهتر زیستن را به انسان عرضه می کند. امام علی ـ علیه السلام ـ فرموده است: «اگر ما، نه امید به بهشت داشتیم و نه ترسی از دوزخ، نه ثوابی وجود داشت و نه عقابی، عقلاً شایسته و وظیفه ماست که در طلب مکارم اخلاق و صفاتی باشیم که موجب کرامت و بزرگواری است. زیرا این صفات است که انسان را به کامیابی می رساند.»(۸)

۴ـ اخلاق شایسته، سبب ایجاد محبت در تمام محیط زندگی است. امام علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: (حُسن الخلق یورث المحبّه و یویّد المروّه) «حُسن خلق و اخلاق پسندیده سبب محبّت خدا و خلق، و منشأ مروّت و فتوت و مردانگی است.

۵ـ اخلاق نیک موجب افزایش رزق انسان می شود. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: (حُسن الخلق یزید فی الرزق)(۹) «حُسن خلق رزق را زیاد می کند.»

۶ـ اخلاق نیکو، زندگی را برای انسان با صفا و گوارا می سازد. امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: (لا عیش اَهناً من حُسن الخلق)(۱۰) «هیچ زندگی ای گواراتر از حُسن اخلاق نیست.»

ب: اخلاق ناپسند و بد: در روایات اسلامی زیانهای اخلاق بد در زندگی فردی و اجتماعی انسان، مورد بحث قرار گرفته است که به بیان فرازهایی از آن پرداخته می شود:

۱ـ اخلاق زشت موجب وحشت نزدیکان و نفرت دیگران می گردد. امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: (سوء الخلق یوحش القریب و ینفر السعید)(۱۱) «بد اخلاقی نزدیک را به وحشت می اندازد و برای دیگران نفرت آور است. ۲- بد اخلاقی، موجب زایل شدن محبت و دوستی می گردد: امام علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: (سوء الخلق یوحش النفس و یرفع الانس)(۱۲) «بد خُلقی، موجب وحشت انسان و ذایل شدن اُنس و دوستی می گردد.

۳ـ اخلاق بد، رزق و روزی را از زندگی کم می کند. امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ فرموده: «شخص بد خُلق تنگ روزی است.»(۱۳)

اخلاق، از دیدگاه قرآن کریم قرآن کریم، کتاب جامع و جاودانه ای است که به تمام نیازهای معنوی و مادی انسان پاسخ گفته است و راه و رسم زندگی با طراوت را مشخص نموده است، از لابلای آیات قرآن می توان دستورات اخلاقی فراوانی بدست آورد که به ذکر بعضی از آنها بسنده می شود:

۱ـ قرآن کریم، مردم را از شایعه سازی و دروغ پردازی منع می کند. زیرا ممکن است حیات و زندگی دسته ای را به خطر اندازد و یا به قیمت آبروی جمعیتی تمام شود. لذا قرآن کریم برای جلوگیری از چنین خطری، به مسلمانان دستور می دهد که به هر گزارش و خبر بی اساس، ترتیب اثر ندهند. «ای افراد با ایمان! هر گاه فاسقی خبر می آورد، در خبر وی تحقیق کنید، مبادا «بر اثر گزارش بی اساس او) ندانسته به گروهی آسیب برسانید و بعد، از کرده خود پشیمان شوید.»(۱۴)

۲ـ صلح و سازش که یکی از شیوه های اخلاق است، باید بر اساس عدل و داد استوار باشد. اگر دو دسته از مؤمنان با یکدیگر جنگ کنند، میان آنان صلح دهید و اگر یکی بر دیگری تجاوز کرد، با طبقه متجاوز جنگ نمائید تا به فرمان خدا بر گردد و اگر به فرمان خدا بازگشت، میان آنان با عدل و داد آشتی بدهید. براستی خدا افراد دادگر را دوست دارد.(۱۵)

۳ـ هیچ مسلمانی حق ندارد مسلمانی را مسخره کند. «ای افراد با ایمان! گروهی گروهی دیگر رامسخره نکنند.»(۱۶)

۴ـ عیب جویی در اسلام ممنوع است. (و لا تلمزوا أنفسکم)(۱۷) به یکدیگر طعنه مزنید و عیب جوئی ننمائید. «وای بر هر عیبجوی مسخره کننده ای.»(۱۸)

۵ـ با القاب بد و زشت همدیگر را صدا نزنید، و لا تنابزوا بالالقاب(۱۹) با القاب بر یک دیگر یاد مکنید.

۶ـ بد گمانی در اسلام حرام است، نسبت به همدیگر بد گمان نباشید. «ای افراد با ایمان! از بسیاری از گمانهای بد بپرهیزید، زیرا برخی از گمانها گناه (و بی اساس) است.(۲۰)

۷ـ جاسوسی و دخالت در امور نهانی مردم صحیح نیست. لا تجسّسوا(۲۱)

۸ـ غیبت همدیگر را نکنید «هیچ یک از شما دیگران را غیبت نکند. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد.»(۲۲)

۱۰ـ معیار را تقوی قرار دهید، مسائل نژادی، طبقاتی و فامیلی ملاک نیست. «ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را از تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. گرامی ترین شما نزد خداوند، با تقوی ترین شماست.»(۲۳)

۱۱ـ با تکبر راه رفتن برای یک مسلمان سزاوار نیست. «بر روی زمین با تکبّر راه مرو، تو نمی توانی زمین را بشکافی و طول قامتت هرگز به کوهها نمی رسد.»(۲۴)

۱۲ـ عدالت در تمام امور باید مراعات شود. «ای کسانی که ایمان آورده اید! کاملا قیام به عدالت کنید.»(۲۵)

۱۳ـ به پدر و مادرتان نیکی کنید: «ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند…»(۲۶)

آیه هایی که در مورد اخلاق در قرآن ذکر شده ، زیاد است. می توانید با مراجعه به تفاسیر موضوعی قرآن، آیات مورد نظرتان را به دست آورید.

پی نوشت:
1. واثقي، قاسم، درسهايي از اخلاق مديريت، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ سوم، 1374، ص 13.
2. راغب اصفهاني، مفردات.
3. محمدي گيلاني، محمد، درسهاي اخلاق اسلامي، قم، نشر سايه، چاپ مؤسسه الهادي، چاپ اول، 1374، ص 23.
4. تهراني، جواد سعيد، اسلام و تجديد حيات معنوي جامعه، شركت سهامي انتشار، 1359، ص 63.
5. سفينة البحار، ج 10، ص 411.
6. كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، انتشارات علميه، چاپخانه حيدري، باب حُسن خُلق،: ج 3، ص 157.
7. آل عمران: 159.
8. ري شهري، ميزان الحكمه، چاپخانه مكتب الاعلام الاسلامي، 1362، ج 3، ص 146.
9. همان، ص 151.
10. الهي قمشه اي، ده مقاله در حكمت عملي يا اخلاق مرتضوي، انتشارات قيام، چاپ نهضت، چاپ اول، 1374، ص 124.
11. ري شهري، ميزان الحكمه، همان، ح 5092.
12. همان، ح 5091.
13. الهي قمشه اي، همان، ص 124.
14. حجرات: 6.
15. حجرات: 9.
16. حجرات: 11.
17. همزه: 1.
18. حجرات: 11.
19. حجرات: 11.
20. حجرات:: 12.
21. حجرات: 12.
22. حجرات: 12.
23. حجرات: 13.
24. اسراء: 37.
25. نساء: 135.

26. احقاف: 15.




- نظرات (0)

زشت سازی زمین ممنوع!


بی اخلاقی هایی که محیط زیست را را زشت می کنند
با گام نهادن انسان صاحب اختیار بر روی کره خاکی، می توانست به زندگی و تلاشی در آن دست زند که زمین را از فعالیت های خود متاثر سازد. لذا از ابتدای ورود انسان به کره زمین، آزمون حفظ و مدیریت زمین نیز بر عهده او گزارده شد. گرچه در ابتدا انسان تاثیر چندانی بر محیط زیست خود نداشت امّا به مرور و با دست یافتن به علوم و توامندی های مختلف، حوزه اِعمال رفتار خود بر محیط زیست را افزایش داد تا جایی که امروزه به جرأت می توان گفت تمام زمین، تحت تاثیر رفتار انسان است و شاید کمتر جایی را بتوان یافت که از دسترس انسان به دور مانده باشد.
از این رو لازم است انسان بیش از پیش در حفظ زمین به عنوان محیط زندگی خود و آیندگان بکوشد. نکات فراوان و دقیقی در قرآن و روایات دینی یافت می شود که بیانگر وسعت و دقت نظر دین مبین اسلام به مقوله حفظ و عدم تخریب زمین است. در این نوشتار به چند نکته اشاره خواهیم کرد.

تولید انبوه زباله در کره زمین خصوصاً زباله هایی که تا سالهای متمادی از بین نمی روند و آلوده ساختن آبها، کوه و دشت و جنگل و بیابانها و... روز به روز زمین را زشت می کند و آن را تبدیل به محیطی نازیبا خواهد ساخت که کسی رغبت زندگی در آن را ندارد. انسان تا جایی پیش رفته که با آلوده ساختن هوا حتّی مشاهده زینت آسمان را نیز از خود سلب کرده، زیبایی که قرآن درباره آن می فرماید: إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزينَةٍ الْكَواكِب‏؛ همانا ما آسمان دنيا را به زيور ستارگان آراستيم‏.



زشت سازی زمین ممنوع

خداوند حکیم بهترین شرایط را برای زندگی انسان بر روی زمین مهیا کرده است که یکی از جوانب آن زیبایی و طراوت زمین است. «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلىَ الْأَرْضِ زِينَةً لها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُم أَحْسَنُ عَمَلاً؛ مسلماً ما آنچه را [از درخت، نبات، حيوان، دريا و ديگر آثار] روى زمين است، زينت زمين قرار داديم تا آنان را آزمايش كنيم كه كدامشان از جهت عمل نيكوترند.»(1)
كلمه" زينت" به معناى هر امر زيبايى است كه وقتى منضم به چيزى شود، جمالى به او مى‏ بخشد به طورى كه رغبت هر كسى را به سوى آن جلب مى‏ كند.(2)

تولید انبوه زباله در کره زمین خصوصاً زباله هایی که تا سالهای متمادی از بین نمی روند و آلوده ساختن آبها، کوه و دشت و جنگل و بیابانها و... روز به روز زمین را زشت می کند و آن را تبدیل به محیطی نازیبا خواهد ساخت که کسی رغبت زندگی در آن را ندارد. انسان تا جایی پیش رفته که با آلوده ساختن هوا حتّی مشاهده زینت آسمان را نیز از خود سلب کرده، زیبایی که قرآن درباره آن می فرماید: إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزينَةٍ الْكَواكِب‏؛ همانا ما آسمان دنيا را به زيور ستارگان آراستيم‏.(3)


حفظ آسایش زندگی زمینی

از جمله خصوصیات زمین در قرآن آن است که زمین همانند گاهواره ای آماده زندگی انسان شده است. جایی که در آن به آسانی و آرامش بتواند زندگی کند. الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً؛ همان كه اين زمين را محل آرامش شما قرار داد.(4) و نیز می فرماید: الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً؛ آن پروردگارى كه زمين را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد.(5)
امام سجاد علیه السلام در توضیح فراش بودن زمین می فرمایند: «جَعَلَهَا مُلَائِمَةً لِطَبَائِعِكُمْ مُوَافِقَةً لِأَجْسَادِكُم‏...؛ آن را ملايم طبع شما و موافق با پيكرهايتان قرار داد. نه آن اندازه گرم و سوزان كه شما را بسوزاند و نه آن قدر سرد كه منجمدتان كند. نه بوى تندى دارد كه سر درد بگيريد و نه آن قدر بدبو كه هلاكتان گرداند. نه آن قدر نرم است كه چون آب شما را غرق سازد و نه آن اندازه سخت است كه نتوانيد در آن خانه و ساختمان بسازيد و مرده هايتان را جاى دهيد. بلكه خداوند عزّوجلّ آن را به اندازه اى محكم ساخت كه از آن سود مى بريد و خود و ساختمان هايتان را نگه مى داريد و آن را به گونه اى قرار داد كه براى خانه ها و قبرهايتان و بسيارى از ديگر منافع در اختيار شماست. پس از اين روست كه زمين را بستر شما قرار داد. (6) حفظ این خصوصیات ضروری برای آسایش انسان، مستلزم پاکی زمین از هر گونه تخریب و آلودگی است در غیر اینصورت، آسایش نیز کلاً از جامعه بشری رخت برمی بندد.

بی اخلاقی هایی ناشی از دوری از ذکر خدا که انباشت آنها در جامعه بشری آرامش را از او سلب می کند! استکبار، ظلم، فساد اخلاقی و دوری از ارزش های الهی چیزی است که باعث می شود زمین نیز از این رفتار انسان ها آزرده شود و همزمان انسانها نیز آرامش و امنیت روانی خود را از دست رفته ببینند.


زمین رام یا وحشی؟

قرآن کریم زمین را رام و در کنترل همیشگی خداوند دانسته و می فرماید: هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا في‏ مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِه‏؛ اوست كه زمين را براى شما رام قرار داد، بنابراين بر اطراف و جوانب آن راه رويد و از روزى خدا بخوريد.(7)
البته این رام بودن زمین به معنای آن نیست که نسبت به رفتار تخریبی و منفی بشر نسبت به خود عکس العمل نشان ندهد. به این معنا که تخریب طبیعت می تواند باعث شود رفتار عادی آن دگرگون شده و ناسازگاری هایی با زندگی انسانها از خود بروز دهد. ضمناً رفتارهای بشر گاهی با زباله های اخلاقی آلوده می شود.

بی اخلاقی هایی ناشی از دوری از ذکر خدا که انباشت آنها در جامعه بشری آرامش را از او سلب می کند! استکبار، ظلم، فساد اخلاقی و دوری از ارزش های الهی چیزی است که باعث می شود زمین نیز از این رفتار انسان ها آزرده شود و همزمان انسانها نیز آرامش و امنیت روانی خود را از دست رفته ببینند. چنانکه امام زین العابدین علیه السلام می فرمایند: الذُّنُوبُ الَّتِي تَحْبِسُ غَيْثَ السَّمَاءِ جَوْرُ الْحُكَّامِ فِي الْقَضَاءِ وَ شَهَادَةُ الزُّورِ وَ كِتْمَانُ الشَّهَادَةِ ...؛ گناهانى كه مانع آمدن باران مى ‏گردد، بيدادگرى حاكمان است در داورى، و گواهى دادن به دروغ و باطل، و پنهان داشتن شهادت...(8)


پی نوشت:
1- کهف؛ 7
2- ترجمه المیزان، ج13، ص332
3- صافّات؛ 6
4- زخرف؛ 10
5- بقره؛ 22
6- توحید صدوق (رضوان الله علیه)، ح11، ص404
7- ملک؛ 15
8- معاني الأخبار، النص، ص: 271


- نظرات (0)

خصوصیات شیطان

شیطان
هر کس اندک آشنائی با کلام وحی داشته باشد نظر و توجه‌اش به هشدارهای قرآن، نسبت به عداوت و دشمنی شیطان جلب می‌شود که از گمراه کردن انسان دست بر نمی‌دارد؛ چنان که قرآن می‌فرماید: «إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ»[1]. شیطان از روز نخست، دشمن انسان بوده و حتی یک روز هم حاضر به ترک دشمنی نشده است. شناخت خصوصیات، صفات و ویژگی‌های شیطان موجب کمک انسان برای سلطۀ بر چنین دشمن سرسختی می‌گردد.

خصوصیات شیطان

1- دشمن انسان

شیطان دشمن دیرینۀ انسان است و قرآن این دشمنی را در آیات مختلف متذکر شده است. مراد از «عداوت و دشمنی» این است که: «شأنی جز فریب انسان و محروم کردن او از سعادت زندگی و حسن عاقبت برای شیطان نیست».[2]

دشمنیِ شیطان چیزی مخفی نیست بلکه آشکار است «إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ»[3]. خود شیطان هم این دشمنی را بیان کرده و برای آن قسم یاد کرده است که این دشمنی را ادامه دهد و همۀ انسان‌ها را گمراه سازد؛ چنان که قرآن از قول شیطان می فرماید: «قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ».[4]

شیطان حتی یک روز هم حاضر به ترک دشمنی نشده است. او دشمنی است که برای حضرت آدم «علی نبینا و آله و علیه اسلام» و همسرش سوگند یاد کرد که خیانت نکند «قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحين»[5]ولی خیانت کرد؛ اما برای فرزندان آدم قسم یاد کرده که آن‌ها را گمراه می کند به همین جهت قرآن می‌فرماید: او دشمن شماست شما هم او را دشمن خود بگیرید «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»[6]. 

2- فریبکار

خصوصیت دیگر شیطان این است که هر وعده ای که می دهد دروغ است و خلاف آن عمل می‌کند. قرآن می‌فرماید: «يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُورا»[7] «(شيطان) آنان را بسيار وعده دهد و آرزومند و اميدوار كند، ولى آنان را چيزى به جز غرور و فريب وعده نمى‏دهد».

 شیطان تا روز کیفر و پاداش، از رحمت خاص خداوند محروم است و ریشۀ همه بدبختی‌های شیطان همین دوری از رحمت خداوند است و این لعنت تا روز قیامت به خاطر تکبری بود که شیطان داشت



او پیروان خود را به عمر دراز و موفقیت ها وعده می‌دهد. در انفاق کردن مال، انسان را می‌ترساند که اگر کمک کردی فقیر می شوی؛ چنان که قرآن می فرماید: «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْر»[8].

همچنین شیطان به انسان وعدۀ کسب و کار پررونق، ثروت و سعادت نهفته در راه معصیت می‌دهد، با او در مسیر گناه می‌رود و او را امیدوار می سازد به نجات از عاقبت کاری که می‌کند ولی در آخر کار می بیند جز سرشتهای نارسای پوک و فرسوده چیزی بر جای نمانده است.[9]

او وعده‌هی مختلفی می‌دهد؛ اما همۀ این وعده ها فریب و دروغ است و خلاف وعدۀ خود عمل می‌کند؛ چنان که خود شیطان این بیان را در روز قیامت دارد که: «إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ»[10] «همانا خداوند وعدة حق به شما داد ولی من وعدة دروغ دادم و خلاف وعده، عمل کردم».

3- نامرئی بودن شیطان

شیطان و لشکریان جنّی او دیده نمی شوند. قرآن می فرماید: ای فرزندان آدم فریب شیطان را نخورید ...او شما را می بیند ولی شما او را نمی بینید «مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُم».[11]

شیطان از مادۀ (آتش) آفریده شده است ولی نیمه تجردی دارد؛ یعنی یک نوع، جسم لطیف است که با حواس ما درک نمی شود.[12]

این که گفته شد شیطان دیده نمی شود به این معناست که انسان‌ها به صورت عادی نمی توانند شیطان را ببینند؛ زیرا بدن او جسم لطیف است و به شکل عادی نامرئى است؛ ولی با چشم ملکوتی قابل دیدن است. اهل ملکوت به خوبی، الهام فرشته را با وسوسۀ شیطان تشخیص می‌دهند و وی را می بینند؛ چنان که حضرت ابراهیم «علی نبینا و آله و علیه السلام» در سرزمین منا در محل رمی، شیطان را دید و سه بار او را رجم کرد.[13]

بنابراین حق این است که «فریب شیطان» را بسیاری از ناآگاهان نمی‌بینند. شیطان برای اثرگذاری بر مجاری ادراکی انسان و حق را به صورت باطل و باطل را در لباس حق نمایاندن، از راهی می آید که انسان عادی در آن راه ادراکی ندارد و این راه، فریب است.[14]

پس شیطانی که دشمن انسان است و دیده نمی شود این مهاجم نادیدنی خطرناک تر از دشمنی است که دیده می شود، بنابراین انسان باید احتیاط کامل را در امورش داشته باشد.

4- محروم از رحمت الهی

شیطان به خاطر عملی که انجام داد و از امر خداوند سرپیچی کرد از رحمت الهی محروم شد؛ چنان که قرآن می فرماید: «وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى‏ يَوْمِ الدِّينِ»[15] لعنت خداوند بر شیطان تا روز قیامت حتمی است.

اینکه قرآن «لعنت» را مطلق آورد برای این است که هر معصیتی از هر شخصی سر می‌زند دست اغواء شیطان در آن دخالت دارد پس در حقیقت شیطان ریشۀ فسادی است که برگشت آن به اوست.[16]

شیطان تا روز کیفر و پاداش، از رحمت خاص خداوند محروم است و ریشۀ همه بدبختی‌های شیطان همین دوری از رحمت خداوند است و این لعنت تا روز قیامت به خاطر تکبری بود که شیطان داشت.

5- رجیم و رانده شده از درگاه الهی

بعد از آنکه شیطان، از فرمان الهی سرپیچی کرد و گفت من بر آدمی که از گل آفریدی سجده نمی‌کنم، از خداوند خطاب رسید: «قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ»[17]یا فرمود: «إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرينَ»[18]. مراد این دو آیه این است که ای شیطان به خاطر اینکه نافرمانی کردی از مقام و جایگاهت بیرون برو؛ زیرا که تو رانده شده و از افراد پست و فرومایه هستی.

6- عصیانگری

شیطان از دستور خداوند که به سجده کردن امر کرده بود نافرمانی کرد «كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا»[19] «(شيطان) نسبت به خداوند رحمان، عصيانگر بود».

شیطان هم خودش نافرمانی کرد و دستور پروردگارش را در مورد سجده اطاعت نکرد و هم دیگران را به مخالفت دستور خداوند امر می کند و وسوسه می کند تا انسان‌ها معصیتی انجام دهند که موجب عذاب آن‌ها شود.

7- کفر و ناسپاسی

قرآن می فرماید: یکی از ویژگی شیطان این است که او برای پروردگارش ناسپاس است «وَكاَنَ الشَّيْطَنُ لِرَبِّهِ كَفُورًا»[20]«و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود».

او هم کفران کنندۀ نعمت های خداوند است و هم نسبت به ربوبیت حق تعالی کافر است و انسان را هم دعوت به کفر و ناسپاسی می کند؛ همان گونه که قرآن می فرماید: «كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ»[21]«مانند شیطان که به انسان گفت کافر شو».

8- استکبار

یکی از خصوصیات شیطان تکبر و غرور است «إِلاَّ إِبْليسَ اسْتَكْبَرَ‏»[22] «جز ابليس كه تكبّر ورزيد». او چنان تکبر داشت که در مقابل خداوند پاسخ داد که من از آدم بهترم و به همین سبب سجده نخواهم کرد«أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طين»[23] «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل!» به همین علت خداوند او را مورد عتاب قرار داد و فرمود:«فَاخْرُجْ‏ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيم‏»[24] «از آسمان‌ها (و صفوف ملائكه) خارج شو، كه تو رانده درگاه من هستی‏».بنابراین انسان باید از شر چنین موجودی به خداوند پناه ببرد.

9- راهنمای جهنم

خصوصیت دیگر شیطان این است که زیردستان خودش را به سمت آتش می کشاند و آن‌ها را به جهنم دعوت می‌کند؛ کسانی که ولایتش را قبول کردند و در دنیا گرفتار معصیت شدند؛ همان گونه که قرآن متذکر می شود که شیطان را دشمن خود بگیرید چرا که او افرادش را به جهنم دعوت می کند «إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعير»[25]«شیطان حزبش را به آتش سوزان هدایت می‌کند». یا می فرماید: «يَهْديهِ إِلى‏ عَذابِ السَّعير»[26]«(کسی که پیرو شیطان باشد) شیطان او را به سوی آتش سوزان هدایت می‌کند».

بنابراین انسان با شناخت صفات شیطان متوجه می‌شود که چه دشمن خطرناکی مقبلش قرار دارد و سعی می‌کند با شناخت آن صفات خود را از مهلکۀ شیطان نجات دهد.

پی نوشت:
[1]- بقره/ 168.
[2]- المیزان، ج17، ص18.
[3]- بقره/ 168.
[4]- ص/82.
[5]- اعراف/21.
[6]- فاطر/6.
[7]- نساء/120 ، اسراء/64.
[8]- بقره/ 268.
[9]- فی ظلال القرآن، ج5، ص147.
[10]- ابراهیم/22.
[11]- اعراف/ 27.
[12]- نمونه، ج11، ص96
[13]- تسنیم، ج28 ، ص381 با کمی تغییر.
[14]- تسنیم، ج28 ، ص381.
[15]- حجر/35.
[16]- المیزان، ج11 ،ص155.
[17]- حجر/34.  ص/77.
[18]- اعراف/13.
[19]- مریم/44.
[20]- اسراء/27.
[21]- حشر16.
[22] - ص/74.
[23] - همان/76.
[24] - همان/77.
[25]- فاطر/6.
[26]- حج/4.


- نظرات (0)

کتاب قتل و خشونت


آیا قرآن کتاب قتل و خشونت است؟

این سوال یکی از سوالاتی است که از دیر باز در زمینه مسائل قرآنی مطرح شده و فراز و نشیب های زیادی را طی کرده است و سال های سال دست آویز عده ای از افراد سود جو شده تا به وسیله آن به قرآن کریم اهانت کنند و قرآن کریم را طبق خواسته خود به جهانیان نشان بدهند .
برای اینکه دیدگاه و نظر قرآن کریم رو نسبه به یه مسئله بدونیم باید همه آیات رو برررسی کنیم و با در نظر گرفتن یک آیه هرگز نمیشه با یقین گفت که منظور از قرآن کریم همین مسئله بوده و غیر از این نیست .
برای مثال به متن زیر دقت کنید :
(با رضا همیشه برخورد خوبی داشته باش و اگر اشتباهی کرد او را ببخش و لغزش های او را نا دیده بگیر و اگر خواست با شما صحبت کند با جان و دل قبول کن تا حرف های شما را بشنود و هر گز به فکر جدال با او نباش اما اگر دیدی که او می خواهد تمام حریم ها را بشکند و و تمام بخش ها و گذشت های شما را نادیده گرفته و قصد جان شما را دارد و می خواهد بر علیه شما توطئه کند و قصد جان شما را دارد با او مبارزه کنید و اگر واجب شد او را بکشید .)
حال برای فهم این متن آیا صحیح به نظر می رسد که فقط قسمت آخر متن را (با او مبارزه کنید و اگر واجب شد او را بکشید) برداریم و در بوق و کرنا کنیم و بگوییم که منظور نویسنده در این متن این است که فقط باید افراد را کشت ؟
حال دقیقا مسئله کشتار کافران و منافقین و دشمنان در قرآن کریم به همین شکل است و شباهت زیادی به متن فوق دارد .
در قرآن کریم ابتدا دستور به صبر در برابر دشمنان داده شده است :
(فاصبر علی ما یقولون..:یعنی ای پیغمبر در برابر بدگوئی و زخم زبان آنان صبر پیشه کن.) ( طه / 130 )
در مرحله بعد دستور به بخشش و نادیده گرفتن اذیت و آزار دشمنان داده شده است :
(فاعفوا و اصفحوا...:یعنی بدیهای آنان را ببخشید و اصلا نادیده بگیرید. ( بقره / 109 )
در مرحله بعد قرآن کریم دستور به عدم آغاز جنگ در برابر دشمنان را می دهد و می فرماید:
(کفوا ایدیکم:از ریختن خون مشرکین دست بردارید .)( نساء /77 )
و در مرحله آخر که دشمنان قصد توطئه و جان مسلمانان را دارند و صبر و گذشت فائده ای ندارد قرآن کریم دستور به قتال و جنگ با دشمنان داده است :
(اقتلوهم حیث ثقفتموهم...:یعنی بکشید آنها را هر جا که آنها را یافتید ( بقره / 191 )
حال کسانی که در صدد مبارزه با اسلام و قرآن هستند مانند متن بالا فقط این قسمت (اقتلوهم حیث ثقفتموهم) را انتخاب کرده و می خواهند قرآن را به عنوان کتاب قتل و خشونت معرفی کنند که برداشت های این چنینی همان طور که توضیح داده شد صحیح نیست و باید تمامی آیات را در یک مسئله مورد بررسی قرار داد تا دیدگاه قرآن را در مورد موضوعی خاص بدست بیاوریم.


- نظرات (0)

جوانیم کجا خرج بشه

یك آیه و چند نكته

شکر نعمت

همه آیات قرآن كریم دستورالعمل زندگی است، برای انسان ها در تمام عصرها و داستان‌های تاریخی قرآن را نیز باید به دیده پند و عبرت نگریست، كه در واقع قصه‌های قرآن به هدف ارائه برنامه زندگی،برای زندگان مطرح شده وحكایت حال مردگان نیست.

از این رو نباید به آیات مربوط به گذشتگان، با نظر سطحی نگریست و آنها را صرف یاد‌آوری قصه‌های پیشینیان دانست، بلكه باید هدف و باطن آنها را دریافت.كه رمز جاودانگی و دوام قرآن در طول زمان در همین نكته نهفته است و به خصوص ائمه اطهار با روش خاصی كه در تفسیر آیات به كار برده‌اند، به ما آموخته‌اند كه آیات را باید از ظرف زمانی و مكانی آن بیرون آوریم و با به دست آوردن هدف كلی آنها، آیات را سر لوحه برنامه زندگی خویش قرار دهیم.

با توجه به مطلب فوق، یكی از آیات قرآن كریم را یاد آوری می‌كنیم كه درسی بزرگ و مهّم در باب اخلاق اسلامی را در بر دارد.

شکر نعمت

به شكرانه نعمت

حضرت موسی علیه السلام در مناجات با خداوند و به عنوان شكرانه نعمتهای الهی، عرضه می دارد

«قال ربّ بما انعمت علی فلن اكون ظهیراً للمجرمین»*

« پروردگارا به خاطر لطفی كه در حق من كردی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.»

خداوند به حضرت موسی، نعمت‌های فراوانی عنایت كرده بود: از لحاظ جسمی، سالم و قوی بود و نیز در خانواده‌ای محترم بزرگ شده بود و خداوند به او علم، بینش، كتاب، نبوت، شجاعت، رشد فكری و عقلی عطا كرده بود. و از اول كودكی تحت عنایت خداوند بزرگ شده و به كمال رسیده بود.

حضرت موسی به تمام این نعمت‌های خداوندی نگاه می‌كند و در مقام شكر گزاری، تعهد می كند و می گوید:‌

«خداوندا! به شكرانه این همه نعمت‌های تو، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد»

یعنی همه این توانایی‌ها و قدرت‌های علمی، فكری و جسمی كه به من ارزانی داشته‌ای، در راه ستم به كار نخواهم گرفت و پشتیبان ستمگران نخواهم شد. خداوند، این فراز از كلام موسی را برای ما نقل می کند تا ما از آن درس بزرگی برای همیشه زندگی بیاموزیم و به این مطلب برسیم كه اگر خداوند به ما نطق و بیان، قلم و هنر، علم و دانش، مال و ثروت، زیبایی و جمال، سلامتی و جوانی و سایر نعمت‌های ظاهری و باطنی عنایت كرده است، شكر همه نعمت‌ها به این است كه آنها را در راه عدالت اجتماعی و بهتر ساختن زندگی مردم به كار گیریم و هیچ گاه از آنها در راه ستم استفاده نكنیم و پشتوانه اهداف ستمگران نباشیم.

پی نوشت:

* سوره مبارکه قصص، آیه 17.

منبع:

معرفت، محمد هادی،نشریه بشارت، شماره اول


- نظرات (0)