سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

نمونه ی بارز از عفو و گذشت در کربلا

عفو وگذشت

حر كه از دست پرورده های مكتب حسینی است به ما آموخت كه نباید از رحمت الهی مأیوس باشیم.

خداوند در قرآن می فرماید:

قلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفوا عَلَى أَنفسِهِمْ لَا تَقْنَطوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِر الذّنوبَ جَمِیعًا إِنَّه هوَ الْغَفور الرَّحِیم (زمر، 53)

بگو ای بندگانی كه اسراف بر خودتان كرده اید از رحمت خدا مأیوس نشوید كه همانا خداوند تمام گناهان را می بخشد و او بخشنده و مهربان است.

اگر توبه حر و بخشش امام حسین (علیه السلام) نبود شاید باور این آیه و حدیث از اعماق دل برای بسیاری لااقل سخت بود ولی حر در كربلا به تمام گناهكاران عالم آموخت كه اگر انسان اراده كند كه برگردد و در تصمیمش راسخ باشد راه باز است.

بر اساس آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام، خداوند به بنده توّاب خود سلام می کند: ... فَقلْ سَلاَمٌ عَلَیْكمْ ... [ انعام / 54]، او را دوست می دارد: ... إِنَّ اللّهَ یحِبّ التَّوَّابِینَ ... [بقره / 222]، هزار باب رحمت از دنیا و آخرت به روى او می گشاید [مستدرك الوسائل، ج 12، ص 127] و نظیر کسی که گمشده خود را یافته است، از بازگشت بنده اش خوشحال می شود.[كافی، ج 2، ص 436] (به نقل از آیت الله مظاهری)

اگر توبه حر و بخشش امام حسین (علیه السلام) نبود شاید باور این آیه و حدیث از اعماق دل برای بسیاری لااقل سخت بود ولی حر در كربلا به تمام گناهكاران عالم آموخت كه اگر انسان اراده كند كه برگردد و در تصمیمش راسخ باشد راه باز است.

با این واقعیات رخ داده در تاریخ اسلام، درسی است برای پذیرش و رسیدن به یقین بر اینکه در هر مسیر زندگی، یک لحظه اگر به خود بیاییم و توبه ی واقعی داشته باشیم راه بازگشت همیشه به سویمان باز است:

الَّذِینَ تَابواْ وَأَصْلَحواْ وَبَیَّنواْ فَأوْلَئِكَ أَتوب عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّاب الرَّحِیم (160 بقره)

مگر كسانى كه توبه كردند و [خود را] اصلاح نمودند و [حقیقت را] آشكار كردند پس بر آنان خواهم بخشود و من توبه پذیر مهربانم.

افزون بر این همه لطف و مهربانی از خداوند، بعد از آن همه بدی و ظلم بنده، پرونده سیاه و پر از گناه او را نابود می فرماید و با گشودن یک پرونده جدید که ثواب توبه در آن می درخشد، بدی ها و سیئات قبلی را به نیکی و حسنه مبدّل می سازد: «إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأوْلئِكَ یبَدِّل اللَّه سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[سوره فرقان، آیه 70]

وَ هوَ الَّذِى یَقْبَل التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ یَعْفواْ عَنِ السَّیِّاتِ وَ یَعْلَم مَا تَفْعَلون (سوره شوری آیه 25)

و اوست كسى كه از بندگانش توبه می پذیرد و از گناهان در می گذرد و آنچه را كه می كنید، می داند.
امیدوار بودن به خدا و مایوس نگشتن از درگاه او

اگر توبه حر و بخشش امام حسین (علیه السلام) نبود شاید باور این آیه و حدیث از اعماق دل برای بسیاری لااقل سخت بود ولی حر در كربلا به تمام گناهكاران عالم آموخت كه اگر انسان اراده كند كه برگردد و در تصمیمش راسخ باشد راه باز است.

نکته ی دیگری که باید مورد توجه قرار دهیم آن است که همان طور که خدای مهربان، خالق ما بندگان به این زیبایی عفو بخشش را در مورد بندگان دارد، ما نیز باید به تأسی از خدا و اهل بیت علیهم السلام این رفتار پسندیده را در مسیر درست خودش تقویت کنیم؛ در جایی که درست و پسندیده است عفو کنیم و تنها به فکر انتقام نباشیم: چنانچه پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) می فرمایند: هر کس قدرت (بر انتقام) دارد گذشت کند، خداوند در روز لغزش از او درگذرد.[ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ج8، ص3837]

امام علی (علیه السلام) درباره عفو می فرماید: (بدی یا خوبی را) به نیکی پاداش ده و از بدی درگذر، به شرط آنکه به دین لطمه ای نزند یا در قدرت اسلامی ضعفی پدید نیاورد.[ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ج8، ص3839]

و خداوند نیز در قرآن کریم می فرماید: «وَأَن تَعْفواْ أَقْرَب لِلتَّقْوَى : اگر شما گذشت کنید، به پرهیزگاری نزدیکتر است.» [بقره / 237]

رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله) در بیانی می فرماید: «عفو و گذشت سبب عزت و آبرو می گردد. چرا که عفو چیزی جز عزت بر انسان نمی افزاید».[کلینی، محمدبن یعقوب بن اسحاق؛ اصول کافی، ترجمه مصطفوی، سید جواد، ج23، ص108]

حضرت در جایی دیگر فرمودند: آنگاه که بندگان در صحرای محشر گرد آورده شوند، آواز دهنده ای ندا می دهد آن کس که مزدش با خداست برخیزد و به بهشت رود. گفته می شود: چه کسی مزدش با خداست؟ می فرمایند: بخشایندگان مردم.[مکارم شیرازی، ناصر؛ پیشین، ج20، ص467]

 توبه حقیقی حتماً پذیرفته می شود  

از نظر قرآن و روایات، بلكه از نظر عقل، پذیرش توبه از سوى پروردگار متعال، حتمی است و هیچ شرطى ندارد. توبه، یک حالت است که با پشیمانی قلبى تحقّق می یابد و در پی آن، استغفار زبانى، عزم اصلاح و اصلاح، به عنوان لوازم توبه محقّق می شود.

بنابراین كسى که حتی یک عمر گناه کرده و گناهان او بزرگ و فراوان باشد، اگر به راستى از گذشته خود پشیمان شود و پشیمانى او با ترك گناه همراه باشد، به یقین باید بداند كه خداوند تبارك و تعالى گناهان او را می آمرزد.

البته در قرآن کریم به عدم پذیرش توبه برخی افراد اشاره شده است.[نساء / 18- 17]توضیح تفصیلی دارد که فعلاً در این فرصت با آن کاری نداریم، امّا به طور خلاصه باید گفت: قرآن، توبه همراه با لجاجت در ارتكاب گناه، توبه توأم با تسویف (به تأخیر انداختن)، توبه هنگام مرگ و توبه پس از مرگ را قابل پذیرش نمی داند .

 آنگاه که بندگان در صحرای محشر گرد آورده شوند، آواز دهنده ای ندا می دهد آن کس که مزدش با خداست برخیزد و به بهشت رود. گفته می شود: چه کسی مزدش با خداست؟ می فرمایند: بخشایندگان مردم

این بیان نورانی قرآن کریم، حاکی از نپذیرفتن توبه حقیقی نیست و شرطی برای پذیرش توبه مقرّر نفرموده است، بلکه حاوى یك سلسله نكات مهمّ اخلاقى است. از جمله اینكه: انسان گناهكار، در اثر عادت به گناه، موفّق به توبه از گناه نمی شود و یا در برخى از موارد، خود را گناهكار نمی شمارد كه پشیمان شده و توبه كند و در مواردى نیز پشیمانى واقعى براى گناهكار رخ نمی دهد و ندامت او در اثر كیفرى است كه در مقابل راه خود مشاهده می كند و چنانچه رها شود، مجدّداً مرتكب همان گناهان خواهد شد و به دروغ، اظهار پشیمانى و ندامت می كند.

در برخی روایات[نهج البلاغة، حكمت 417] نیز شرایطی برای توبه بیان شده است که تحلیل آن شرایط به طور فشرده چنین است که: شرایط توبه، همان لوازم توبه، نظیر عزم اصلاح و اقدام برای ترک گناه و جبران آن و اصلاح در آینده است و توبه حقیقی، این لوازم را در پی خواهد داشت.

برخی از آن شرایط هم در واقع امتیازات ویژه اى است كه موجب درخشندگى بیشتر توبه می شود و نورانیّت خاصّی به توبه كننده و پرونده اعمال وى می بخشد و شاید بتوان گفت: از شرایط إكمال و كمال توبه به شمار می آید.

بنابراین خدا ارحم الرّاحمین است و حتماً توبه بندگان را می پذیرد، هرچند گناه آنها بزرگ و فراوان باشد.

ای كاش تمام ما گناهكاران زانو تلمّذ خدمت استاد بزرگ كربلا یعنی حر شهید به زمین بزنیم و در این شب ها انقلابی در خود ایجاد کنیم  ....  آری حر ره صد ساله را یك شبه پیمود و به همگان آموخت درهای رحمت خدا به سوی بندگان باز است ...  حر در دانشگاه كربلا درس اخلاقی توبه را به صورت عملی تدریس كرد و شك شبهه را از تمام دیر باوران گرفت و ضربه مهلك تا ابد بر شیطان رجیم وارد كرد كه تمام زحمت های آن ملعون به باد رود.


- نظرات (0)

نردبانی برای خوشبختی !

نیکی

هر روز وقت اذان ، صدای قرآن را می‌شنویم و یادمان می‌رود که کلید گنج سعادت قرآن است و تدبر و عمل به آیات آن ، ما را سعادتمند می‌سازد.

 

گره به دست خودتان باز می‌شود

هر جایی که دنبال رد پای خوشبختی هستید به زوایای پنهان و آشکار زندگی خود بنگرید ، بسیاری از اوقات گره کورمان به دست خودمان باز می‌شود.

یکی از زیباترین راه حل‌های قرآن این است که هر جایی به مشکل برخورد کردید به پدر و مادر خود نیکی کنید . اگر مشکلی دارید و اگر بر جاده موفقیتتان مانعی قرار گرفته بدانید گران‌بهاترین عمل خیر ، دلجویی از پدر و مادر است ؛ اگر در قید حیات هستند به آن‌ها محبت کنید و با زبان خوش از ایشان دلجویی نمایید و هیچ گاه آنان را آزار ندهید و با سخنان درشت دلشان را نشکنید .

وَقَضَیٰ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا غڑ إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا

و پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید ؛ هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اُف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن ، و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو.(اسرا/23)

 

مدیون دعای پدر و مادر هستم

حضرت آیت الله مرعشی نجفی در بیانی اذهان داشتند : من همه موفقیت‌هایم را مدیون دعای خیر پدرم می‌باشم . پدرم یکی از علما و فضلای عصر و زمان خویش بود و بسیار درس خواند و مطالعه کرد و گاهی مادر مرا، برای دعوت پدر برای نهار و شام می‌فرستاد وقتی زمان استراحت و خواب ایشان بود من صورت را بر کف پای پدر قرار می‌دادم و او از گرمای صورت من بیدار می‌شد و همان لحظه برای من دعا می‌کرد و از خداوند می‌خواست تا شهد علم و ایمان را در قلب من ریزد .

خداوند در قرآن بیان می‌دارد اگر پدر و مادرتان به سن پیری رسیدند بال‌های محبتت را بر ایشان بگشا اگر به بیماری و ضعف رسیدند از آنان تیمار داری کن و به آنان محبت نما ؛ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا برای هر دو از روی مهر و محبت ، بال فروتنی فرود آر و بگو : ای پروردگار من آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند ، مورد رحمت قرار ده

رهبر عظیم الشان انقلابمان حضرت آیت الله خامنه ای نیز همیشه مشمول دعای خیر پدر و مادر بودند . پدر ایشان در اواخر عمر دچار بیماری شدند و ایشان که در قم تحصیل می‌کردند برای مداوا و همراهی پدر به مشهد رفتند و چون پدر محبت و علاقه خاصی به ایشان داشتند درخواست کردند که در مشهد بماند.

ایشان فقط به خاطر رضایت و خشنودی پدر قم را به قصد مشهد ترک کرد و در کنار پدر و به یاری ایشان و تحصیل علم پرداختند و تا آخر عمر و زیر سایه دعای خیر پدر و مادر و رضایت ایشان به جایگاه  و منزلت  بالای علمی و معنوی رسیدند.

اگر در نیکی به پدر و مادر متحمل سختی شدیدی شدید بدانید که خداوند دانای بینا است و چه بسیار راه های موفقیت فقط به خاطر این سختی‌ها و ناملایمتی ها هموار می‌گردد و چه بسیار باران رحمت بر سر بندگان نازل می‌گردد.

با چشمان تیز بین نگاه کنید سعادت شما در زندگی در گرو اعمالتان است اگر پدر و مادرتان زنده هستند به آن‌ها نیکی کنید و اگر در قید حیات نیستند بر سر مزارشان بروید و از آنان بخواهید برایتان دعا کنند ، از مکان‌هایی که دعا مستجاب می‌شود بر سر قبر پدر و مادر است. هر چقدر در این راه رنج و سختی بیشتر ببینید به گنج سعادت نزدیک‌تر می‌شوید .

در تاریخ جوانی بود به نام اویس قرنی که بسیار نام پیامبر را شنیده بود . از مادر اجازه گرفت تا به دیدار او رود اما مادر گفت تا شب برگرد راه طولانی را طی کرد تا در مدینه به مسجد پیامبر رسید. پیامبر را جویا شد؛ گفتند در مسجد نیست . ساعت‌ها منتظر ماند اما پیامبر را ندید. دید هوا تاریک می‌شود اطاعت حرف مادر او را بر آن داشت تا برگردد.

اویس مسیر را به سوی مادر پیش گرفت. به محض آنکه اویس مکان را ترک کرد ، پیامبر وارد مسجد شد گفت بوی بهشت به مشامم می‌رسد چه کسی اینجا بود؟ خبر دادند که جوانی به نام اویس قرنی برای دیدار شما آمده بود.

به راستی چه خصلتی در اویس وجود داشت که وجود او را هم پایه ی بهشت معرفی می کند؟! آیا جز اطاعت و رضایت مادر مسیحی خود بوده است ؟!

یکی از زیباترین راه حل‌های قرآن این است که هر جایی به مشکل برخورد کردید به پدر و مادر خود نیکی کنید . اگر مشکلی دارید و اگر بر جاده موفقیتتان مانعی قرار گرفته بدانید گران‌بهاترین عمل خیر ، دلجویی از پدر و مادر است ؛ اگر در قید حیات هستند به آن‌ها محبت کنید و با زبان خوش از ایشان دلجویی نمایید و هیچ گاه آنان را آزار ندهید و با سخنان درشت دلشان را نشکنید

خداوند در قرآن بیان می‌دارد اگر پدر و مادرتان به سن پیری رسیدند بال‌های محبتت را بر ایشان بگشا اگر به بیماری و ضعف رسیدند از آنان تیمار داری کن و به آنان محبت نما؛ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا

برای هر دو از روی مهر و محبت، بال فروتنی فرود آر و بگو : ای پروردگار من آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده .(اسرا/24)

ای کاش همه ما می دانستیم که نردبان موفقیت و بال پرواز و صعود در گرو رضایت پدر و مادر است. آیا می‌شود با شکستن دل پدر و مادر بر قله خوشبختی قرار گرفت؟؟؟

مسابقه محبت راه بسیار زیبایی است که لطف و رحمت خداوند را به شما معطوف می‌دارد . تا می‌توانید به آنان نیکی کنید و بدون هیچ قید و شرطی دوستشان بدارید.

وَ قَضَیٰ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا غڑ إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا؛‌

و پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید ، و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اُف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن، و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو(اسرا/23)

پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: نگاه محبت آمیز به پدر و مادر عبادت محسوب می‌شود.

همچنان که برنامه عبادتی روزانه خود را بر پایه نماز سر وقت تنظیم می‌کنیم محبت و نیکی به پدر و مادر را نیز جز عبادات روزانه قرار دهیم . بعد از مدتی اثر این عمل خیر را در زندگی خود خواهید دید و با تمام وجود تأثیر دعای خیر پدر و مادر را در زندگی‌ و پیشرفت معنوی و علمی حس خواهید کرد .


- نظرات (0)

عذاب این افراد2برابراست

عذاب

در بحث پاداش و عذاب هایی که از جانب خداوند به انسان می رسد صحبت بسیار است. در این فرصت می خواهیم پیرامون مواردی که در مقابل آن ها عذاب دو برابر نصیب انسان می شود صحبت کنیم.
با ما همراه باشید....

گمراه کنندگان دو برابر عذاب می شوند

یکی از موضوعاتی که از اسباب و مقدمه ای برای رسیدن عذاب به انسان می باشد موضوع ضلالت است. ضلالت یعنی انحراف از راه راستِ زندگی که دو گونه است : گاه ابتدایی و گاه کیفری است.
گاهی در ابتدا انسان راه را نمی داند یعنی حق به گوش او نرسیده و پیام خداوند متعال به او منتقل نشده است و یا منتقل شده اما گوش نداده یعنی راه را خدا به او نشان داده اما او مخالفت می کند؛ وقتی کسی با راهنمایی الهی مخالفت می کند مشمول ضلالت کیفری می شود یعنی خداوند او را به کیفر گوش ندادن به راهنمایی خداوند گمراه می کند.

خطرناک ترین گمراهان چه کسانی هستند؟

خطرناک ترین گمراهان کسانی هستند که هم خودشان گمراه هستند و هم دیگران را گمراه می کنند.

"گمراهان از نظر قرآن چند طائفه هستند:

طائفه اول ابلیس و فرمانبردارانش هستند.

طائفه دوم رهبران فاسد سیاسی هستند. سران استکبار و رهبران فاسد سیاسی نخستین گروه از انسان های شیطان صفت هستند که هم گمراه و هم گمراه کننده اند که به دلیل قدرت سیاسی و امکاناتی که برای گمراه کردن مردم دارند از خطرناک ترین عوامل بیرونی گمراهی محسوب می شوند.
در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) داریم: خطرناک ترین چیزی که من بر شما می ترسم رهبران گمراه کننده است که این خطر در جامعه اسلامی اتفاق افتاد و جامعه اسلامی گمراه شدند که این گمراهی تا امروز هم ادامه دارد. (به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).

عذاب چه کسانی دو برابر محاسبه می شود؟

هر قدر مقام انسان از نظر علم و آگاهى و معرفت و ایمان بالاتر رود، اعمال نیك او به همان نسبت عمق و ارزش بیشتر، و طبعا ثواب فزون ترى خواهد داشت، بنا بر این، در بعضى از روایات مى خوانیم «ان الثواب على قدر العقل». ثواب به نسبت عقل آدمى داده مى شود كیفرها و مجازات ها نیز به همین نسبت بالا خواهد رفت

"روز قیامت وقتی است که همه در محضر خدا حاضر می شوند. نتیجه ضلالت گروه های دنباله روی استکبار در آنجا ظاهر می شود. در آیه 21 سوره مبارکه «ابراهیم» آمده است: «وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِیعًا فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُواْ إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَیْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَیْنَاکُمْ سَوَاء عَلَیْنَآ أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِیصٍ؛ و همگى در برابر خدا ظاهر مى شوند پس ناتوانان به گردن کشان مى گویند ما پیروان شما بودیم آیا چیزى از عذاب خدا را از ما دور مى کنید؟ مى گویند اگر خدا ما را هدایت کرده بود قطعا شما را هدایت مى کردیم، چه بى تابى کنیم چه صبر نماییم براى ما یکسان است، ما را راه گریزى نیست»"(به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).
بنابر این مراقب باشیم که دنباله روی چه کسی و یا کسانی هستیم ... به چه حزبی یا چه فردی رأی می دهیم؟ 
یادمان نرود که اگر کسی کورکورانه از کسی تبعیت کرد این آیه درباره او صادق است. عقل و خرد داریم و خداوند می گوید خردمحور باشید.
"در آیه ای از قرآن اهل جهنم از خداوند می خواهند عذاب گمراه کنندگان را دو برابر کند. در آیه 38 سوره مبارکه «اعراف» آمده است: «قَالَ ادْخُلُواْ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِکُم مِّن الْجِنِّ وَالإِنسِ فِی النَّارِ کُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَکُواْ فِیهَا جَمِیعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لأُولاَهُمْ رَبَّنَا هَؤُلاء أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ قَالَ لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَلَکِن لاَّ تَعْلَمُونَ؛ (خداوند به آنها) می گوید: داخل شوید در صف گروه های مشابه خود از جن و انس در آتش، هر زمان گروهی وارد می شوند گروه دیگر را لعن می کنند تا همگی با ذلت در آن قرار گیرند (در این هنگام) گروه پیروان درباره پیشوایان خود می گویند: خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن (کیفری برای گمراهیشان و کیفری به خاطر گمراه ساختن ما) می گوید برای هر کدام (از شما) عذاب مضاعف است ولی نمی دانید (زیرا پیروان نیز اگر گرد پیشوایان ستمگر و گمراه را نگرفته بودند آنها قدرتی بر اغوای دگران نمی داشتند)" (به نقل از بیانات حجت الاسلام ری شهری).

این تبعیت کار دستمان می دهد

در قیامت عده ای که در دنیا سنت گرای تعصبی بودند و گوششان به هیچ حرف حق و هدایتی بدهکار نبود [بقره، 170] و برای همین مسیر هدایت را رها و در همان گمراهی بزرگان و گذشتگان خود آواره مانده بودند، با ابراز ندامت از اینکه چرا پیرو خدا و رسولش نبودند (یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا) دست به شکایت از همان بزرگان خود می زنند و با انداختن تمام تقصیرها به گردن آن ها تلاش می کنند خود را بی گناه نشان دهند تا شاید روزنه ای برای فرار از عذاب بیابند (وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا) و بعد برای همان بزرگانی که در دنیا سنگشان را به سینه می زدند و در برابر دین خدا از آن ها حمایت می کردند تقاضای عذاب مضاعف می کنند (رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذَابِ).
هر چند پاسخ این عده در این آیات نیامده است؛ اما پاسخ را می توان در سوره اعراف مشاهده کرد. در آنجا آمده است: هنگامی که این پیروانِ گمراه تقاضای عذاب مضاعف برای پیشوایان و سردمداران خود می کنند به آن ها گفته می شود: لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَ لکِنْ لا تَعْلَمُونَ؛ هم برای آن ها عذاب مضاعف است و هم برای شما، ولی نمی دانید. [اعراف، 38].
مضاعف بودن عذاب ائمه کفر و ضلال روشن است؛ زیرا هم گمراه شدند و هم گمراه کردند؛ اما مضاعف بودن مجازات این پیروان گمراه چرا؟!
دلیلش به مانند رهبرانشان است؛ یک عذاب به دلیل همین گمراهی که دارند و عذاب دیگر برای کمک به آن ظالمان و تقویت راه باطلشان.
"بر کسی پوشیده نیست که ظالمان به تنهایی نمی توانند کاری از پیش ببرند؛ این ها یاران و پیروانی می خواهند تا گرم کنندگان تنور داغ ظلم و کفرشان باشند و در نبود آن ها راه باطلشان را با سنت گرایی های متعصبانه و کورکورانه شان ادامه دهند.
بنابراین مراقب باشیم که "اگر جایی ظلمی دیدم و سکوت کردیم و یا در صورت ظالم لبخند زدیم نتیجه اش را خواهیم دید ..." (به نقل از حجت الاسلام قرائتی).

عذاب مضاعف برای پیامبر خدا!

احمد بن عمر گوید: به حضرت ابوالحسن علیه السلام عرض كردم: به من بفرمائید كسیكه فرزند فاطمه باشد و با شما دشمنى كند و حق شما را نشناسد از لحاظ مجازات با سایر مردم برابر است ؟ فرمود على بن الحسین علیهما السلام مى فرمود: عقاب ایشان دو چندان است.

قرآن به پیامبر هشدار می دهد: وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلیلاً، إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَیاةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَیْنا نَصیراً 
و اگر ما تو را ثابت قدم نمى ساختیم (و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودى)، نزدیك بود به آنان تمایل كنى. اگر چنین مى كردى، ما دو برابر مجازات (مشركان) در زندگى دنیا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، به تو مى چشاندیم سپس در برابر ما، یاورى براى خود نمى یافتى!( الإسراء : 74 و 75).
نوشته اند:«وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ» اگر چنین نبود كه ما با عطا كردن نیروى عصمت و لطف خود تو را محافظت كردیم، نزدیك بود كمى به سوى آن ها تمایل نشان دهى و بعضى از خواسته هاى آنان را عملى کنی در این صورت ما دو برابر عذاب دنیا و آخرت را به تو مى چشاندیم، یعنى هر چه عذاب دنیا براى گناه كاران و هر چه براى آخرت و پس از مرگ براى آن ها آماده كرده ایم درباره تو دو برابر مى کردیم و این مطلب دلیل بر آن است كه زشتى و بزرگى معصیت بستگى به مقام فاعلش دارد كه هر چه مقام وى بالاتر باشد، گناهش هم بزرگ تر و كیفرش سخت تر است. (ترجمه جوامع الجامع گروه مترجمان، ج 3، ص 483).
در تفسیر دیگری این پرسش، (چرا عذاب مضاعف؟) مطرح و پاسخ داده شده است: روشن است كه هر قدر مقام انسان از نظر علم و آگاهى و معرفت و ایمان بالاتر رود، اعمال نیك او به همان نسبت عمق و ارزش بیشتر، و طبعا ثواب فزون ترى خواهد داشت، بنابر این، در بعضى از روایات مى خوانیم «ان الثواب على قدر العقل». ثواب به نسبت عقل آدمى داده مى شود كیفرها و مجازات ها نیز به همین نسبت بالا خواهد رفت. (اصول كافى جلد اول كتاب العقل و الجهل صفحه 9 حدیث 8).
یك انسان بى سواد و ضعیف الایمان اگر گناه كبیره اى مرتكب شود، چندان غیر منتظره نیست و به همین دلیل مجازات كمترى دارد، اما یك فرد با ایمان و عالم پرسابقه هرگاه گناه صغیره اى نیز انجام دهد، جاى تعجب خواهد بود، و چه بسا مجازات او در برابر این گناه كوچک از مجازات آن عامى بى سواد در برابر آن گناه كبیره شدید و سنگین تر باشد. (مکارم، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج 12، ص 214).

عذاب سادات گنهکار دو برابر مردم عادی

یکی از مواردی که در مسأله عذاب دریافت دوبرابری عذاب برایشان ذکر شده است، سادات می باشند.
در روایتی داریم که می فرماید: احمد بن عمر گوید: به حضرت ابوالحسن علیه السلام عرض كردم : به من بفرمائید كسیكه فرزند فاطمه باشد و با شما دشمنى كند و حق شما را نشناسد از لحاظ مجازات با سایر مردم برابر است ؟ فرمود على بن الحسین علیهما السلام مى فرمود: عقاب ایشان دو چندان است. (اصول كافى جلد 2 صفحه 210 روایت 2)
طبق حدیث سادات گناهكار دو برابر دیگران عذاب مى كشند، چنانكه فرمانبرداران آنها نیز دو برابر ثواب مى برند. (الحمیرى؛ قرب الاسناد، ص: 357)
دلیل آن نیز روشن است؛ زیرا آنها انتساب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و امام على و حضرت زهراء (سلام اللّه علیهما) دارند و گناهان آنها، موجب ناراحتى بیشتر آنها مى شود و بنابراین گناهانشان دو برابر حساب مى شود.


منابع: 
سایت بینات 
حجت الاسلام قرائتی 
حجت الاسلام ری شهری 


- نظرات (0)

گفتم خدایا

  • خدایا…!!!

گفتم: خسته ام…

گفتی: ( لاتقنطوامن رحمة الله…
  • خدایا…!!!

    گفتم: خسته ام…

    گفتی: ( لاتقنطوامن رحمة الله… "از رحمت خدا ناامید نشوید" زمر/35)

    گفتم: کسی نمیداند در دلم چی میگذره…

    گفتی: (إن الله بین المرء وقلبه… "خداوند حائل است بین انسان و قلبش" انفال/26)

    گفتم: کسی را ندارم…

    گفتی: (نحن إقرب إلیه من حبل الورید…"ما از رگ گردن به تو نزدیکتریم" ق/16)

    گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی...

    گفتی: (فاذکرونی، أذکرکم… "مرا یاد کنید تا به یاد شما باشم" بقره/152)


    - نظرات (0)

    با هم زمین نخوریم!

    فاصله میان ۱۲ ربیع الأول که سالگرد ولادت پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) بنا بر روایات أهل سنت تا ۱۷ ربیع الأول که تاریخ ولادت رسول الله محمد(صلى الله علیه و آله) بنا بر روایات موجود در شیعه است، از سوی امام خمینی (ره)، به عنوان هفته وحدت نامکَذاری شده است.

    وحدت

    ایجاد همبستگی و همدلی میان مسلمانان و اتحاد ملّی که امروزه از دغدغه های اندیشمندان مسلمان به ویژه رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز می باشد، در آموزه های اسلامی و دستورهای قرآن کریم ریشه دارد.
    در این فرصت به اختصار در این باره نکاتی را عرض خواهیم کرد ....
    اوضاع متشتت مسلمانان از یک سو و همدست شدن دنیای غرب علیه اسلام از سوی دیگر، ایجاب می کند که برای درمان درد پراکندگی پیروان اسلام، به قرآن رو آورد؛ از این رو، اتحاد که «انسجام و یگانگی همه مسلمانان در انتخاب شیوه واحد، برای نیل به اهداف واحد در برابر دشمنان» را معنا می دهد، از نظر قرآن امر ضروری به شمار می آید و اختلاف جز سستی و از دست رفتن عظمت مسلمانان را به ارمغان نمی آورد.
    آیات بسیاری در قرآن مجید مسأله وحدت را بررسی، ریشه یابی و بر آن تأكید كرده اند كه به چهار دسته كلی تقسیم می شوند:

    دسته اول آیات منع از حزب بندی

    «... وَ اِنَّ هذِهِ اُمَّتُكُمْ اُمَّةً واحِدَةً وَ اَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ. فَتَقَطَّعُوا اَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُرا كُلُّ حِزْبٍ بِمالَدَیْهِمْ فَرِحُونَ»(1) ؛ «این امت شما، یك امت واحد است و من پروردگار شما هستم»،
    ملاحظه می كنیم در این جا «وحدت بین مردم، با توحید پروردگار، لازم و ملزومند».

    با هم نزاع نكنید، نزاع و منازعه یعنی دعواكردن، با یكدیگر جنگ كردن، اختلاف باید به صورت تنازع درنیاید، به صورت دعوا كردن نباشد، خوب اگر نزاع كردیم و اختلافات به منازعه رسید چه می شود؟ «فَتَفْشَلُ وا» «فَشَل» یعنی سست شدن، جامعه شما یك جامعه معیوب و سستی می شود كه زود می توان آن جامعه را ذلیل كرد

    بعد می فرماید: «فَاتَّقُون» تقوا پیشه كنید و از خدا پروا داشته باشید. یعنی اگر شما بخواهید در زمینه وحدت امت و توحیدِ پروردگار موفق باشید، پیش شرطش التزام به تقوا است. یعنی كنترل خود را از دست ندهید و هر چه دلتان می خواهد، هر چه هوا و هوستان هست، هر چه دنیاتان اقتضاء می كند، انجام ندهید، بلكه خودتان را حفظ و كنترل كنید، خودنگه دار باشید.

    منع از قطعه کردن!
    بعد از این تذكر بلافاصله می فرماید: «فَتَقَطَّعُوا اَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُرا...» این امت ها (یا امت اسلام) امرشان را در بینشان تكه پاره كردند. یعنی به صورت آشكار و روشن، اختلاف بینشان واقع شد و تكه پاره شدند، بعد می فرماید: «كُلُّ حِزْبٍ بِمالَدَیْهِمْ فَرِحُونَ» هر گروهی به آنچه خودش دارد دل خوش كرده است و تصور می كند تشخیص وی برترین تشخیص و رویه دیگران مردود است و همین طرز تفكر یعنی خودبرتربینی و نفی دیدگاههای دیگران و اولین شكاف در دیوار عظیم وحدت ملی.
    در آیاتی دیگر مسأله اختلاف احزاب را مطرح می كند: «فَاخْتَلَفَ الاْحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ»،(2) احزاب در بین خودشان اختلاف كردند، اصلاً اگر امت، حزب، حزب شد حتما اختلاف هست، اگر اختلاف ندارند پس چرا چند حزب شدند؟
    هر جا قرآن می خواهد مذمّت كند، كلمه (احزاب) را می آورد، آنجائی كه (حزب) است، همان حزب اللّه است، تعریف می كند، یعنی حزب اللّه در بین مسلمانان فقط یك حزب است و اگر به احزاب تقسیم شدند دیگر فاجعه است. (3)

    دسته دوم آیات منع از اختلاف پس از وحدت

    «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعا وَلاتَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْكُمْ اِذْ كُنْتُمْ اَعْدآءً فَاَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُ مْ فَاَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اِخْوانا وَ كُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ فَاَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَكُمْ ایاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»(4
    ) به ریسمان خدا متمسك شوید و متفرق نشوید و نعمت خدا را بر خودتان بیاد بیاورید كه شما دشمن هم بودید، خدا بین دل های شما الفت داد و در نتیجه این الفت برادر هم شدید هنگامی كه شما در كنار گودال آتش بودید، (به علت آن اختلافی كه در جاهلیت داشتید تا مرز سقوط در آتش رفته بودید) خدا شما را نجات داد» (انقاذ غریق، یعنی نجات دادن كسی كه دارد غرق می شود، خداوند مسلمان ها را با وحدت از دریای آتش نجات داد یعنی «تفرقه، دریای آتش است» ) این چنین خداوند آیات خود را برای شما بیان می كند شاید هدایت بشوید.
    در آیه بعد می فرماید: «وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ اُمَّةٌ یَدْعُونَ اِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اُولآئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (5)
     اگر شما بخواهید به این مفاهیم عالی برسید، در وحدت امت و در اعتصام به حَبْلِ اللّه و تقوا موفق باشید، شرطش این است كه جماعتی از شما، به معروف، امر و از منكر، نهی كرده مردم را به خیر دعوت كنند، قرآن، بلافاصله مسأله دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منكر را مطرح می كند. یعنی «اگر جماعتی مصلح و خیرخواه و آمر به معروف و ناهی از منكر، در بین مسلمانان نباشند، خود بخود مردم بطرف تفرقه و تحزب می روند» و حتما از تقوا دست برمی دارند. خداوند در آیه ای دیگر به مسأله تفرقه اشاره کرده و می فرماید:

    وَ لاتَكُونُوا كَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جآءَهُمُ البَیِّناتُ وَ اُولآئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ(6)؛ و مانند كسانی نباشید كه پراكنده شدند و اختلاف كردند، (آن هم) پس از آن كه نشانه های روشن (پروردگار) به آنان رسید و آن ها عذاب عظیمی دارند.

    دسته سوم آیات منع از تنازع و سست شدن

    «وَاَطیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُكُمْ وَاصْبِرُوا اِنَّ اللّهَ مَعَ الصّبِرینَ» (7)
    خدا و رسول را اطاعت كنید. (این اطاعت از خدا و رسول، همان اعتصام به حبل اللّه و همان تقوایی است كه قبلاً گفته شد كه منشأ وحدت و خیر است)، با هم نزاع نكنید، نزاع و منازعه یعنی دعوا كردن، با یكدیگر جنگ كردن، اختلاف باید به صورت تنازع درنیاید، به صورت دعوا كردن نباشد، خوب اگر نزاع كردیم و اختلافات به منازعه رسید چه می شود؟ «فَتَفْشَلُ وا» «فَشَل» یعنی سست شدن، جامعه شما یك جامعه معیوب و سستی می شود كه زود می توان آن جامعه را ذلیل كرد، بعد می فرماید: «وَاصْبِرُوا اِنَّ اللّهَ مَعَ الصّبِرینَ» یعنی اگر شما بخواهید جلو این تنازع و فَشَل را بگیرید، باید صبر كنید و در برابر اظهار نظر مخالف تحمل و صبر داشته باشید.

    دسته چهارم منع از تفرقه پس از كشف حقیقت

    در چند آیه می خوانیم كه بسیاری از افراد پس از این كه علم پیدا كردند و حقیقت برای آنها كشف شد اختلاف پیدا می كنند. این اختلاف را قرآن منع می كند. از جمله در این آیات:
    «وَ لا تَكُونُ وا كَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جآءَهُمُ البَیِّناتُ...» (8) ؛ شما مانند آن امت ها و جمعیت هایی نباشید كه پس از این كه آیات بیّنات و علم به سراغشان آمد، اختلاف كردند و به تفرّق گرائیدند.

    به ریسمان خدا  متمسك شوید و متفرق نشوید و نعمت خدا را بر خودتان بیاد بیاورید كه شما دشمن هم بودید، خدا بین دل های شما الفت داد و در نتیجه این الفت برادر هم شدید هنگامی كه شما در كنار گودال آتش بودید، (به علت آن اختلافی كه در جاهلیت داشتید تا مرز سقوط در آتش رفته بودید) خدا شما را نجات داد» (انقاذ غریق، یعنی نجات دادن كسی كه دارد غرق می شود، خداوند مسلمان ها را با وحدت از دریای آتش نجات داد یعنی «تفرقه، دریای آتش است»

    «اَنْ اَقیمُوا الدّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فیهِ... وَ ما تَفَرَّقُوا اِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَ هُمُ الْعِلْمُ بَغْیابَیْنَهُمْ» (9) ؛ آنان متفرق نشدند مگر بعد از آن كه علم به سراغشان آمد. یعنی از روی علم و عمد، اختلاف كرده و متفرق شدند چرا؟ «بَیْنَهُمْ» برای این كه بعضی از آن ها می خواستند بر دیگری تجاوز كنند.
    این آیات، غالبا درباره بنی اسرائیل است كه باید سرگذشت آنان درس عبرتی برای ما مسلمانان باشد، اگر تورات موجود(10) را مطالعه كنید، رقابت های بین بنی اسرائیل را مشاهده خواهید كرد. حتی رقابت های آنان، به حدی رسید كه در همین فلسطین كوچك، دو حكومت تشكیل دادند: در شمال حكومتی به نام اسرائیل و در جنوب حكومت دیگر به نام یهود.
    این ها را تاریخ نوشته و قرآن می خواهد به مسلمان ها بگوید: شما از آنان عبرت بگیرید، راز سقوط آنها را بررسی كنید، چشمتان را باز كنید و ببینید بنی اسرائیل كه به اوج قدرت رسیدند، چه شد كه به فرموده قرآن تا قیامت تو سری می خورند و ذلیل هستند.(11)

    نتیجه:

    از دیدگاه قرآن، ضرورت و اهمیت اتحاد، از اساسی ترین مسائل اجتماعی و دینی مسلمانان است. هدف واحد در سایه پرستش خدایی واحد، هشدار قرآن به پیامد اختلاف، چنگ زدن به ریسمان الهی و...، از بارزترین موارد تأکید قرآن بر وحدت است. چون نزاع و كشمكش، ضعف و ناتوانی در برابر دشمنان و از دست دادن ابهت و عظمت و... را در پی دارد و سرانجامی دردناک و در نتیجه تسلط دشمنان را به ارمغان می آورد!
    بنابراین با توجه به دستور قرآن، باید همه مسلمانان با وجود عقائد و سلیقه های متفاوت، در برابر دشمنان مشترک یکدست و هماهنگ و منسجم عمل کنند و بجای تاكید بر اختلافات بر مشتركات فراوان تاكید كرده و از تفرقه  بیشتر و تنازع بپرهیزند تا بلایایی كه از قبیل ضعف، سستی، تسلط دشمن و... بر سر قوم بنی اسرائیل آمد بر سر آنان نیاید.
    ان شاء الله که با رعایت وحدت در جامعه، جامعه ای عزتمند و بدور از ضلالت و ذلت داشته باشیم.

    پی نوشت ها:

    1. مومنون/ 50- 53 .
    2. 37 / مریم.
     3. ندای وحدت، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، چاپ اول، ص 64.
     4. 103 / آل عمران.
     5. 104 / آل عمران.
     6. 105/آل عمران.
     7. 46 / انفال.
     8. 105 / آل عمران.
     9. 13 و 14 / شوری.
     10. تورات فعلی در حقیقت، تاریخ بنی اسرائیل است و مسلما بعد از حضرت موسی نوشته شده و نه یك كتاب آسمانی.
    11. "كتاب وحدت" از دیدگاه قرآن و سنت/ به اهتمام محمد بیستونی ص 12 تا 36

    - نظرات (0)

    دوای درد قلب چیست؟

    شفای قرآن

    خداوند می فرماید:

    « وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا » (اسراء/82)؛ و ما آنچه را برای مؤمنان مایه ی درمان و رحمت است از قرآن نازل می كنیم ولی ستمگران را جز زیان نمی افزاید.
    در این عبارت، به قول صاحب تفسیر المیزان، شفای همه دردها است، زیرا شفا و رحمت مخصوص قسمتی از قرآن نیست، بلکه اثر قطعی و حتمی تک تک آیات قرآن است. بنابراین معنایش این است که ما نازل می کنیم آنچه را شفا و رحمت است و آن قرآن است.

    منظور از «شِفاء» چیست؟

    «شَفی « «یَشفی» ؛ در اصل به معنای اشراف بر چیزی است و اگر بهبودی و سلامت را «شِفاء» نامیده اند برای این است که بهبودی و درمان بر بیماری و مرض غلبه و اشراف پیدا می کند.
    اگر انسان موجودی مرکب از دو بُعد جسمانی و روحانی است، سلامت و بیماری او هم گاه مربوط به جسم است و گاه روح؛ و همان گونه که برای بیماریهای جسمی او دارویی هست، برای بیماری های روحی او نیز دارویی هست و آن قرآن است. (البته روشن است که این مسئله به معنای نفی استشفاء به آیات شریفه برای امراض بدنی نیست کماهُوَ ظاهِرٌ مِن َ الرِّوایات) قرآن شفا از همه بیماریها است برای کسی که مؤمنانه به فرمانهای آن گردن نهد.

     وقت قرائت قرآن رو به قبله بنشیند و رو به قبله نشستن برای قرائت قرآن در غیر نماز مستحب است. در روایت آمده است كه بهترین نشستن این است كه انسان رو به قبله بنشیند و در حالت سكینه و وقار باشد.

    قرآن شفا و دوای دردهای قلوب است، مانند کفر و شرک و نفاِق و کبر و حسد و شک و... پس قرآن شفاست، یعنی سبب پاکسازی قلب از آلودگی ها  و امراض آن است؛ اما تنها پاکسازی کافی نیست و باید نوسازی هم بشود. از این رو، قرآن رحمت هم هست، یعنی بعد از زدودن امراض قلب آن را به سمت صلاح و سلامتش رهنمون می شود و تقویت می کند و فضایلی همچون معرفت اللّه و ایمان و محبت و انصاف و ... را وارد قلب می کند.
    در هنگام تلاوت قرآن باید آمادگی قلبی وجود داشته باشد، قرآن را با ایمان، تقوا، و یقین بخواند در این صورت است كه گره های بسته ی قلب انسان به سوی كتاب خدا باز می شود و انسان به طور شایسته از قرآن بهره مند می گردد.

    مكان و زمان قرائت قرآن

    از عواملی كه به حضور قلب انسان هنگام قرائت قرآن كمك می كند، برگزیدن زمان و مكان مناسب است.
    خداوند برخی از مكان ها را بر برخی دیگر برتری داده است. همانگونه كه بعضی از زمان ها را برتری داده است. انتخاب زمان ها و مكان های برتر برای نماز، دعا، ذكر و قرائت قرآن فایده های فراوان در حضور قلب انسان به سوی خداوند دارد.
    از این مكان های مقدس مساجد است و با فضیلت ترین مساجد، مسجدالحرام، مسجد نبوی در مدینه منوره، مسجد الاقصی و مسجد كوفه است و از مكان های مقدس مرقدهای اولیای خداوند و حرم های اهل بیت (علیهم السلام) و به خصوص حرم مطهر امام حسین (علیه السلام) است و برترین مكان مقدس وادی عرفه در روز عرفه است كه رحمت خداوند بدون حساب بر حاجیان سرازیر می شود كه در آنجا دو عامل زمان و مكان باهم جمع شده است.
    از زمان های مقدس كه برای حضور قلب مفید و مؤثر است شب و روز جمعه، شب قدر، روز عرفه، ماه رمضان و شب نیمه شعبان است. این زمان ها و مكان ها تأثیر ویژه و ژرف بر قلب ها برای عبادت دارد و اینكه خداوند دل های انسان را برای ذكر، نماز، دعا و قرائت قرآن آماده می كند.

    و از بزرگترین اسباب قساوت و بسته بودن قلب گناه است، اگر انسان معصیت الهی را مرتكب شود خداوند بر قلب او مُهر می زند و قلب او از كسب معرفت الهی باز می ماند.

    سزاوار است كه قاری قرآن امور ذیل را در نظر بگیرد:
    1. برای قرائت قرآن مكان پاكیزه و تمیز را انتخاب نماید؛
    2. در وقت قرائت قرآن رو به قبله بنشیند و رو به قبله نشستن برای قرائت قرآن در غیر نماز مستحب است. در روایت آمده است كه بهترین نشستن این است كه انسان رو به قبله بنشیند و در حالت سكینه و وقار باشد. (التبیان فی آداب حملة القرآن، ص 62)
    3. مكانی كه انسان برای قرائت قرآن در نظر می گیرد، باید به انسان كمك كند كه قلب انسان از همه چیز فارغ باشد. عوامل خارجی مشغول زا را از خودش دور سازد.
    از نظر زمان كوشش كند كه قرائت قرآن را در شب یا وقت های نزدیك شب مثل صبح زود انجام دهد. البته این سخن معنایش این نیست كه قرائت قرآن را در روز ترك كند چون در خلوت های شب اموری كه انسان را به خودش مشغول سازد و او را از یاد خدا بازدارد كم است. در این وقت انسان بیشتر متوجه خدا می گردد. « یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ ، قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا ، نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا ، أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا » (مزمل/1-4)؛ ای جامه به خود پیچیده شب را جز اندكی بپاخیز. نیمی از آن یا اندكی از آن نیمه را كم كن. یا اندكی بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان.
    در خلوت های و تاریكی های شب قلب انسان به ذكر خدا، دعا، استغفار، تلاوت قرآن و نافله ی شب آرام می گیرد.
    از رجابن ضحاك نقل شده كه: حضرت امام رضا (علیه السلام) در مسیر خراسان بیشتر شب ها به قرائت قرآن مشغول می شد. هر وقت به آیه ی می رسید كه در آن از بهشت و دوزخ یاد می شد از خداوند می خواست كه بهشت را نصیب او گرداند و از آتش دوزخ به خدا پناه می برد. (بحارالانوار، ج 92، ص 210)
    4. قرائت قرآن در مساجد و اجتماعاتی كه برای قرائت قرآن، ذكر، دعا آماده شده مستحب است و این اجتماعات توجه انسان را به خدا بیشتر می كند.
    5. قرائت قرآن در مسیرهای رفت و آمد مردم و مكان های این چنینی مكروه است؛ زیرا آنان را به جای توجّه به قرآن به امور دیگر مشغول می سازد.

    از رجابن ضحاك نقل شده كه: حضرت امام رضا (علیه السلام) در مسیر خراسان بیشتر شب ها به قرائت قرآن مشغول می شد. هر وقت به آیه ی می رسید كه در آن از بهشت و دوزخ یاد می شد از خداوند می خواست كه بهشت را نصیب او گرداند و از آتش دوزخ به خدا پناه می برد

    تاثیر طهارت قلب در دریافت مفاهیم قرآن

    طهارت قلب از ناپاكی های هوای نفس و معصیت به سبب توجه، یقین و تقوا از ویژگی های اساسی برای رقت، خشوع و نورانی شدن قلب به نور الهی است. و اما گاهی قلب انسان، خشن و بدل به خانه ی تاریك می شود كه در آن نور وجود ندارد و سینه انسان تنگ می گردد و در این حالت انسان توانایی اجابت دعوت پروردگار را از دست می دهد.
    و از بزرگترین اسباب قساوت و بسته بودن قلب گناه است، اگر انسان معصیت الهی را مرتكب شود خداوند بر قلب او مُهر می زند و قلب او از كسب معرفت الهی باز می ماند. این همان «طبع» و «رین» است كه خداوند در قرآن به آن اشاره كرده است: « كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ » (مطففین/14) ؛ نه چنین است، بلكه آنچه مرتكب می شدند زنگار بر دل هایشان بسته است.
    « وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ یَفْقَهُونَ » (توبه/87)؛ و بر دل هایشان مُهر زده شده است در نتیجه قدرت درك ندارند.
    و این حالت عبارت است از بسته بودن قلب از معرفت و نور.
    قلب های سالم، قلب هایی است كه وظیفه ی خود را به خوبی انجام می دهند، و برای غیر خداوند در آنها جایگاهی نیست و برای خداوند شریك قرار نمی دهند. تمام حب و بغض هایشان برای خداوند است، فقط به خدا توكل و امید  دارند. ترسشان از خدا است، دوستی و دشمنی اش برای خداست. فقط مطیع دستورهای الهی اند. و هیچ امری را بر امر خدا و رسول مقدم نمی داند، و این ها نشانه های سلامت قلب است.
    و از این جا معلوم می شود كه معارف قرآن مخصوص قلب هایی است كه از معصیت و ناخالصی ها پاك است، قلب هایی كه گناهان مانع رسیدن شان به فیض و معارف قرآن نمی شود.
    اینكه خداوند فرمود: «لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» این تماس فقط تماس جسمی نیست، بلكه به معارف قرآن نیز جز پاكان نمی رسند. برای اینكه انسان اگر بخواهد به معارف قرآن برسد و راهی به سوی قرآن بیابد باید قلبش پاك باشد. قلب های ناپاك مانع از رسیدن به قرآن است.
    خداوند می فرماید:
    « إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ ، فِی كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ،لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ، تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ  » (واقعه/77-80) ؛ تحقیقاً این قرآنی است ارجمند، در كتابی نهفته، كه جز پاك شدگان بر آن دست نیازند و از جانب پروردگار جهانیان فرود آمده است.


    - نظرات (0)

    کرسی دشمن شناسی قرآن!

    دشمن شناسی

    دشمنی، در مقابل دوستی و محبت قرار دارد و در اصل به معنای بیزاری، نفرت، عداوت، کراهت و خصومت است. (فرهنگ فارس، ج2، ص 1538)
    سوالی که ممکن است در اینجا مطرح شود این است که قرآن چه معیارهایی را برای شناخت دشمن ارائه می دهد؟ آثار عدم شناخت دشمن چیست؟ رفتارهایی که دشمن انجام می دهد در چه سطوح و درجه ای است؟ در اینجا به رفتارهایی که دشمن در سطوح و درجات مختلف انجام می دهد می پردازیم:

    نسل کشی: هدف اساسی و اصلی دشمن، نابودی مردم از جمله مسلمانان و مومنان است. (توبه، 89)، بنابراین می توان از مجموعه رفتارهای آنان دریافت که نسل کشی و از میان بردن مومنان، در دستور کار اصلی دشمنان است.

    1. آزار رسانی و اذیت، تحقیر و توهین در صورت سلطه بر دیگری: إِن یَثْقَفُوكُمْ یَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاء وَیَبْسُطُوا إِلَیْكُمْ أَیْدِیَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ (ممتحنه، 2).
    2. تعدی و تجاوز به حقوق آنان: ...وَلاَ یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ...  (مائده، 2)
    3. جدال و درگیری کلامی: ... مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ   (زخرف، 57-58)
    4. فریبکاری و نیرنگ: فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّیْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِینٌ  (اعراف،22)
    5. جنگ ویرانگر: ...وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ ... (آل عمران، 103)

    خداوند همواره تاکید می کند که شناخت دشمن، عاملی مهم برای مصونیت یابی از توطئه های آنان است و عدم بهره گیری از ابزارهای درونی،چون تعقل و اندیشه یا آموزه های وحیانی، می تواند موجب سلطه و چیرگی دشمنان شده و آدمی را از مسیر حرکت، به سوی کمال و خوشبختی باز دارد: ...قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الآیَاتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ  (آل عمران، 118)

    معیارهای دشمن شناسی از منظر قرآن

    1.بدخواهی: خداوند در آیات 118 الی 120 سوره آل عمران از بدخواهی دشمنان، به عنوان یک ملاک و معیار یاد می کند و خواهان توجه به این مهم می شود، زیرا انسان هایی که دوست آدمی هستند و یا نسبت به وی خنثی و بی تفاوت می باشند، هرگز بدخواه وی نخواهند بود و از این که کسی در رنج باشد، خوشحال و شاد  نمی شوند.

    2. گفتار بغض آلود: کسانی که نسبت به دیگری دشمنی دارند، خشم و نفرت  خویش را در کلام و سخن خود به خوبی آشکار می سازند: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لاَ یَأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ ... (آل عمران، 118)
    3. نفاق و دورویی: در رفتار و گفتار، دشمنان برخلاف آنچه می گویند عمل می کنند و هرگز میان کلام و عملشان، یگانگی و وفاق نیست. از این رو بخش بسیاری از آیات قرآنی، به مسئله نفاق و منافقان پرداخته است، زیرا آن ها دشمنان بسیار خطرناکی هستند که باید هوشیارانه با آنان برخورد کرد. (آل عمران، 118)
    4. دعوت به بدعت: بدعت ها، به معنای دور شدن شخص یا جامعه از اصول و مبانی است که آرامش و آسایش را به وی می بخشد، لذا دشمن با هر چیزی که بتواند، هنجارها و اصول و مبانی ارزشی جامعه یا شخص را می شکند و از میان می برد، و آنها را به عنوان امری مطلوب و ارزشی مورد توجه قرار می دهد و می کوشد تا آن را در جامعه نهادینه سازی کند.

    خداوند در آیات 168 و 169 سوره بقره، تلاش برای واداشتن مردم به بدعت گذاری، تغییر ارزش ها و تصرف در اصول و مبانی جامعه را کاری شیطانی دانسته و آن را ملاک و معیاری برای تشخیص دشمن معرفی می کند: وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ،  إِنَّمَا یَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ
    5. دعوت به فحشا: در ادامه روند تغییر ارزش ها، دشمن همواره در این اندیشه است تا از طریق نیروهای داخلی و همراهی فریب خوردگان، گام هایی برای تسلط یا رنج افکنی مردم بردارد. از این رو دعوت به فحشا و منکر، به عنوان یک راهبرد اساسی مورد توجه دشمن است:...یَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء  (بقره، 168-169)
    6. دعوت به زشتی ها: از آنجایی که زشتی ها، کارهای ناروا، ناهنجارهای عقلانی، عقلایی و شرعی می تواند آسایش و آرامش را از شخص یا جامعه بزداید، به عنوان یک ابزار مهم و کارآمد، مورد توجه دشمن است.

    خداوند در آیات 168 و 169 سوره بقره، تلاش برای واداشتن مردم به بدعت گذاری، تغییر ارزش ها و تصرف در اصول و مبانی جامعه را کاری شیطانی دانسته و آن را ملاک و معیاری برای تشخیص دشمن معرفی می کند.

    7.فسادگری: دشمن می کوشد تا با فاسد در زمین، آسایش و آرامش را از شخص و جامعه حذف کند. مصرف بی رویه کالاها، ترغیب به اسراف و تبذیر، بهره گیری نادرست از منابع آب و خاک، از میان بردن جنگل ها و دریاها و مانند آن از اموری است که دشمن همواره بدان تشویق می کند. انسان های هوشیار کسانی هستند که با تفکر و تدّبر در رفتارهای دشمن، وی را می شناسند و اجازه فعالیت را از او سلب می کنند.
    8. زمین سوخته: دشمن نسبت به رشد و شکوفایی ملت ها حساس است. به این معنا که اگر توانست بر سرزمینی تسلط یابد که هیچ، وگرنه می کوشد تا زمینه نابودی کشتزارها و منابع شکوفایی تمدنی را فراهم آورد. زمین سوخته، طرحی است که سالها اشغالگران در سرزمین فلسطینیان به اجرا می گذارند.
    9. نسل کشی: هدف اساسی و اصلی دشمن، نابودی مردم از جمله مسلمانان و مومنان است، بنابراین می توان از مجموعه رفتارهای آنان دریافت که نسل کشی و از میان بردن مومنان، در دستور کار اصلی دشمنان است.

    پیامدهای عدم شناخت صحیح دشمن:

    عدم شناخت صحیح دشمن پیامدهای متعدد و بعضا جبران ناپذیری از جمله افشای اسرار، وارد آمدن ضربات سنگین، از دست دادن دوستان، ایجاد فضای کافی برای اقدام دشمن، شکست حتمی، استفاده از امکانات خودمان علیه خودمان و ... دارد.

    نتیجه:

    لازم است که انسان با بهره گیری از خرد و اندیشه ورزی، به شناسایی دشمنان بپردازد و همواره بیداری و هوشیاری خود را حفظ کند، زیرا دشمنان از جایی که انسان نمی داند و یا احتمال هجوم و یورش نمی دهد، او را مورد تجاوز و حمله قرار می دهند.


    - نظرات (0)

    مخالفان قرآن، سکوت نمی کنند!

    از هنگام نزول قرآن كریم بر نبى مكرم اسلام صلى‏الله ‏علیه‏ و ‏آله تا امروز، موافقت و مخالفت با قرآن كریم همچنان ادامه دارد. آن هنگام كه قرآن كریم، جن و انس را به مبارزه طلبید تا اگر خیال مى‏كنند قرآن كریم، ساخته و پرداخته پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است مانند آن بیاورند، رویارویى با آن به اوج خود رسید و اینك با گذشت هزار و اندى سال از آمدن قرآن، این كتاب مقدس، كسى نتوانست مانند آن بیاورد.

     

    اثبات ادعای معجزه بودن قرآن، از جانب خداوند

    قرآن برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند، اینگونه بیان می‌کند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام می‌داند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا می‌کند که قطعاً اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند ، هرگز نخواهند توانست . سپس در مرحله بعد برای اینکه بتواند ناتوانی بشر را در آوردن مثل خود اثبات کند و عجز مخالفین را آشکارتر سازد مجال را برای مخالفین بازتر کرده بیان می‌کند حال که نمی‌توانید مانند قرآن را بیاورید لااقل مانند ده سوره آنرا بیاورید . و دوباره ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست و در ادامه هشدار می‌هد که اگر نتوانستید ، بدانید که قرآن از جانب خداست. و بالأخره آنجا که می‌خواهد نهایت عجز دیگران را در برابر خود آشکار کند ، تنها به یک سوره بسنده می‌کند و این در حالی است که یک سوره می‌تواند تا حد یک سطر هم کوتاه باشد و سپس ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست حتی یک سوره مانند سور قرآنی بیاورید.

     

    کتابی برای همیشه تاریخ

    به تصریح قرآن كریم، این ـ قرآن ـ كتابى است براى همیشه تاریخ : « وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لأُِنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ ؛ این قرآن به من وحى شد تا به وسیله آن، شما و هر كس را كه این قرآن به او مى‏رسد انذار كنم .»1

    پس معجزه بودن قرآن نیز براى تمام انسانها و تمام زمانهاست؛ یعنى در حال حاضر نیز كسى نمى‏تواند مانند آن بیاورد .

    قرآن برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند ، اینگونه بیان می‌کند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام می‌داند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا می‌کند که قطعاً اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند ، هرگز نخواهند توانست

    سکوت مخالفان قرآن، هرگز!
    قرآن

    اما مخالفان قرآن كریم هرگز از پا ننشستند، گاه متن قرآن را سخن ساده مى‏دانستند كه اگر بخواهند، مى‏توانند مثل آن بیاورند: «وَ إِذا تُتْلى عَلَیْهِمْ آیاتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاّ أَساطِیرُ الأَْوَّلِینَ ؛ چون این قرآن بر آنان تلاوت شود ، گویند ما این سخنان را شنیدیم. اگر ما مى‏خواستیم مانند آن مى‏گفتیم كه چیزى جز سخنان افسانه پیشینیان نیست .»2

    و گاهى نیز آورنده آن را به انواع تهمت ها آزردند و او را ساحر و كذّاب خواندند : « وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذّابٌ ؛ و تعجب كردند كه رسولى از همان نژاد عرب براى پند آنان آمد و آن كافران گفتند : او ساحرى دروغگوست .»3

    در حقیقت با این تهمتها سعى در پاك كردن صورت مسأله داشتند تا عجز خود را به نحوى پنهان كنند و لجبازى خویش را به نوعى توجیه نمایند. البته این ترفندى بود كه امتهاى گذشته نیز نسبت به پیامبران خویش داشتند ؛ یعنى وقتى مى‏دیدند توان مقابله با آنها را ندارند، با عناوینى چون ساحر، كذاب و مجنون به پیامبران افترا مى‏بستند تا بدین وسیله، آنها را از سر راه خویش بردارند: « كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّ قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ؛ همچنان هیچ رسولى بر امم پیش نیامد جز آن كه (او را تكذیب كرده و) گفتند او ساحر یا دیوانه است .»4

    عده ای نیز آورنده آن را به انواع تهمت ها آزردند و او را ساحر و كذّاب خواندند : « وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذّابٌ ؛ و تعجب كردند كه رسولى از همان نژاد عرب براى پند آنان آمد و آن كافران گفتند : او ساحرى دروغگوست»

    آرى ، آنان هر چه در توان داشتند به كار بستند و هنگامى كه نتوانستند جلوى پیشرفت حق را بگیرند ، سعى در اخراج و قتل پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله گرفتند ، اما از اراده الهى غافل بودند ؛ « وَ إِذْ یَمْكُرُ بِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا لِیُثْبِتُوكَ أَوْ یَقْتُلُوكَ أَوْ یُخْرِجُوكَ وَ یَمْكُرُونَ وَ یَمْكُرُ اللّهُ وَ اللّهُ خَیْرُ الْماكِرِینَ ؛ به یاد آر زمانى را كه كافران با تو مكر مى‏كردند تا تو را از مقصد خود (كه تبلیغ دین است) باز دارند یا به قتل برسانند یا از شهر بیرون كنند . (آنها) مكر كنند ، خدا هم با آنان مكر مى‏كنند و خدا بهتر از هر كسى مى‏تواند مكر نماید .»5

     

    نتیجه گیری

    از آنچه بیان شد مشخص شد که قرآن معجزه‌ای است برای تمامی اعصار و برای تمامی ملتها و بنابراین ، این کتاب مقدس از جانب خدا نازل گشته است . همچنین با مشخص شدن اعجاز قرآن ، صدق ادعای نبوت پیامبر اسلام آشکار می‌گردد . بنابراین امروزه تمامی انسانها می‌توانند با تحقیق و بررسی در خصوص این کتاب و مشاهده اعجاز آن ، به نبوت پیامبر اسلام و حقانیت آیین او پی ببرند .

     

    پی نوشت ها :

    1- انعام / 19

    2- قلم / 15

    3- ص / 14

    4- الذاریات / 39

    5- انفال /30


    منابع :

    - ایکنا ،مصاحبه ای با حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی پیرامون موضوع " اعجاز قرآن "

    -  مقاله ای از زهرا حیدریان با عنوان " قرآن معجزه ی قرن "

     


    - نظرات (0)

    3 پلان از حساب و کتاب های خنده دار ما!

    طبیعت


    افطاری منزل دوستم دعوت شده بودم ... سفره انداخته بود، بیا و ببین ... انواع پیش غذاها، سوپ ها، چند مدل غذا و ... یکی از دسرهای موجود چشمم را خیلی گرفته بود ... جاتون خالی خیلی شیک و خوشمزه بود ...
    بعد از افطار چند بار ازش خواستم دستور اون دسر را به من یاد بدهد، هر بار بسیار زیرکانه از گفتن دستورش، حتی گفتن اسمش که مبادا من با جستجو در اینترنت آن را یاد نگیرم خودداری کرد ... می گفت خیلی سخته ... نمی تونی ... یادم نیست ... و ...

     

    پلان 2
    در مشکلی که در کامپیوترم بهش دچار شده بودم از یکی از همکاران خواستم که روند یکی از کارها را به من یاد بدهد ... چند بار در زمان ها و شرایط مختلف ... اون بنده خدا هم می آمد و آن را خیلی سریع انجام می داد و هر وقت که ازش می خواستم که کمی آهسته تر مراحل را انجام دهد تا من هم یاد بگیرم، هر بار به بهانه ای از آموزش به من فرار می کرد ... گویا فکر می کرد که با یاد دادن به من از علمش کم می شود ...
     
    پلان 3
    بعد از اتمام دوره ی کارشناسی ارشد، سراغ یکی از دوستانم که در آزمون دکترا شرکت کرده بود رفتم و ازش خواستم منابع و مواردی که برای موفق شدن در آزمون دکترا لازم است به من یاد آوری کند. ولی متأسفانه آن دوستمان هم گویا من را رقیب خود می دانست و از راهنمایی کردن به من کوتاهی کرد ...

    با خودم فکر کردم و دیدم مشکل ما آدم ها از همان ابتدا سر همین حساب و کتاب های خودمان است ...
    حساب و کتاب هایی که با دو دو تا چهار تا کردن های خودمان سنجیده می شوند و حال آنکه قانون عالم و طبیعت غیر از این است ...
    البته ناگفته نماند که این مشکل مال امروز و دیروز نیست ، از همان ابتدای اسلام هم بوده است ... به مضمونی از یک روایت توجه کنید ...
    شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از فقر و نداری به حضرت گلایه کرد و راهکاری خواست ... فکر می کنید حضرت چه راهکاری دادند؟...
    پس انداز؟ نه
    خرید بورس یا سهام ؟ خیر
    حضرت فرمودند: برو صدقه بده ...
    فرد با تعجب گفت: من از فقر و نداری می گویم و شما می فرمایید صدقه بده؟! (میزان الحکمه، محمد ری شهری ، دار الحدیث ، ج 2)
    این روایت در حقیقت می خواهد به ما بفهماند که ماشین حساب ما با ماشین حساب خدا خیلی فرق داره ...
    خیلی از مواقع که فکر می کنیم داریم کم می کنیم، برایمان زیاد می شود ...

    شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و از فقر و نداری به حضرت گلایه کرد و راهکاری خواست ... فکر می کنید حضرت چه راهکاری دادند؟... پس انداز؟ نه خرید بورس یا سهام ؟ خیر حضرت فرمودند: برو صدقه بده ... فرد با تعجب گفت: من از فقر و نداری می گویم و شما می فرمایید صدقه بده؟!

    در خیلی مواقع ما فکر می کنیم اگر این پول را انفاق کنیم یا علممان را در اختیار دیگران بگذاریم در حقیقت داریم از آن کم می کنیم و نتیجه اش این می شود که از بخشیدن به دیگران خساست به خرج می دهیم ...
    فراموش نکنیم که بخشش کردن به دیگران نوعی هرس کردن درخت نعمت برای خودمان است ....
    گاهی با علم، گاهی با پول ، گاهی از دانستن یک موضوعی که شاید در حال یا آینده به درد دوستمان هم بخورد ...
    و چه زیبا قرآن کریم می فرماید : مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ; مَثَل [صدقاتِ‏] كسانى كه اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى‏ كنند همانند دانه‏ اى است كه هفت خوشه برویاند كه در هر خوشه‏ اى صد دانه باشد و خداوند براى هر كس كه بخواهد [آن را] چند برابر مى‏ كند، و خداوند گشایشگر داناست. (بقره ، 261)
    خدای مهربان برای اینکه این قانون را ثابت کند و همیشه جلوی چشممان یک مورد عینی داشته باشیم در طبیعت خیلی از چیزها را با همین خاصیت آفریده :
    یکی از آنها گیاه نعناء است ، نعناء را هر چه بچینی جایش سبز می شود ... کم که نمی شود هیچ ، زیاد هم می شود.
    بخشش و کرم هم مثل نعناء چیدن است نترسیم جایش جایگزین می شود ... پر می شود ...
    این وعده ی خداوند است:
    وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ (سبأ ، 39)
    و هر چه را انفاق كردید عوضش را او مى ‏دهد.


    - نظرات (0)

    به کدام گدا باید کمک کنیم

    گدایی

    گاه این روش ‌ها چنان بدیع و نو هستند که هر قدر هم که محتاط باشیم، قادر به تشخیص صحت آن نیستیم و برای کمک کردن یا نکردن بر سر دو راهی می ‌مانیم.

    یکی به بهانه بیماری فرزندش، یکی به بهانه ادای نذرش، دیگری به بهانه سرقت کیفش و آن یکی با حرفی دیگر می ‌خواهد از احساس ترحم شما برای رسیدن به وجه مورد نیازش به عنوان یک پل استفاده کند. به راستی چگونه می‌ شود با این همه نقاب، نیازمند واقعی را تشخیص داد؟ در این مواقع دو راه بیشتر پیش رو نیست! گرفتن دست نیازی که به سویتان بلند شده یا رد شدن از کنار این ماجرا ...
    تکدی گری و اظهار ضعف و تظلّم در دین مبین اسلام امری ناشایست، شمرده شده و خداوند متعال راضی نیست که هیچ مومنی، برای امرار معاش خود، سر بار مردم باشد و با حالت ذلت از دیگران درخواست نماید.
    در روایتی داریم که امام صادق (علیه‌ السلام) از پیامبر (صلی ‌الله ‌علیه‌ و ‌آله) نقل فرمود که: «خداوند تبارك و تعالى، صفت گدائى از دیگران را دشمن می ‌دارد و دوست دارد که از خودش درخواست شود و هیچ عبادتى به درگاه خداوند (عزّوجلّ) دوست داشتنی ‌تر از این نیست كه دست طلب بردارند و با دعا و نیایش، حاجات خود را از او بخواهند، مبادا كسى از گدائى درگاه خدا شرم كند، گر چه به خاطر یك بند كفش باشد.» [الكافی، ج‏۴، ص ۲۰-۲۱]
    از طرفی نیز در آیات قرآن کریم به ما سفارش شده که نیازمند را رد نکنیم؛ «وَ فی‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُوم‏» (19/ ذاریات) و آنها را از راندن با خشنونت او برحذر می دارد «وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ» (10/ضحی).
    سفارش اهل بیت (علیهم السلام) نیز درخصوص برخورد با نیازمند همین بوده و سفارش شده نیازمند را از خود مأیوس نکنیم.

    اگر گدا می ‌دانست با گدایی، چه گناه بزرگی را به دوش می ‌کشد، هیچ کس از دیگری، گدایی نمی ‌کرد و اگر درخواست‌ شونده بداند كه ممانعت، هم چه بار عظیمى دارد، كسى را ردّ نخواهد كرد

    امام صادق (علیه ‌السلام) در بیانی دیگر فرمود:‌ «اگر گدا می ‌دانست با گدایی، چه گناه بزرگی را به دوش می ‌کشد، هیچ کس از دیگری، گدایی نمی ‌کرد و اگر درخواست‌ شونده بداند كه ممانعت، هم چه بار عظیمى دارد، كسى را ردّ نخواهد كرد.» [عدة الداعی و نجاح ‌الساعی، ص ۹۹]
    خداوند بی همتا در کلام نورانی خود پرده از روی این حقیقت پنهان برداشته و به زیبایی می فرماید: " مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ " [بقره، آیه 261] حکایت کسانی که مالشان را در راه خدا می بخشند، حکایت دانه ای است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه صد دانه باشد و خدا برای هرکس بخواهد پاداشی چند برابر می دهد و خدا وسعت بخش داناست.
    با توجه به آیه ای که ذکر شد، در اثر مالی که به فقرا و مستمندان پرداخت نموده اید، نه تنها اموالتان کم نمی شود بلکه خداوند مهربان از سرچشمه ی فضل و رحمت خویش چندین برابر آن مال را به شما باز می گرداند. به عبارتی با این عمل، ما وارد یک معامله ی پرسود شده ایم؛ که از این طریق اموال خود را در بانک ذخیره الهی پس انداز کرده و در عوض سود هنگفتی از خدای بی همتا دریافت می کنیم.
    به نظر نکته ای که در این آیه بتوان پیرامون موضوع بحث از آن استفاده کرد و ختم کلام برای موضوع اصلی باشد، فی سبیل الله بودن انفاق و کمک کردن به دیگران است ....

    نکته ی قابل توجه

    ما با توجه به اینکه به درستی یا نادرستی حرف گدا اطمینان نداریم، باید برای رضای خدا انفاق کنیم و در رابطه با صحت یا عدم صحت حرف درخواست کننده تحقیق و تفحّص لازم نیست:
    چنانچه در این باب از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: به گدا چیزی بدهید حتی اگر بر اسب سوار بود. [همان، ص 417]

    سوار بر اسب بودن در این روایت کنایه از عدم فقر ظاهری اوست به طوری که توانایی خرید اسب که وسیله نسبتاً مناسب آن زمان بوده را داشته است.
    و در روایتی دیگر در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که پیامبر (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: گدا را از درخواستش ناامید نکنید و اگر بعضی از مساکین دروغ نمی گفتند، هر کس آنها را رد می کرد، رستگار نمی شد. [حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج 9 ص 418]
    امام  علی (علیه‌ السلام) به یکی از اصحاب خود به نام کُمَیل فرمود: «یَا كُمَیْلُ لَا تَرُدَّنَّ سَائِلًا وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ أَوْ مِنْ شَطْرِ عِنَبٍ [بحار الأنوار، ج‏۷۴، ص۲۷۰] اى كمیل! درخواست‏‌ كننده را بر مگردان اگر چه به نصف خرما یا نصف انگور باشد (که به او می‌ بخشی).»
    در روایتی دیگر از حضرت صادق (علیه السلام) سوال می شود گدایی می آید و در خواست کمک می کند وقتی واقع را نمی دانیم چه کنیم؟ حضرت در جواب می فرمایند: به کسانی که نسبت به آنها دلسوزی پیدا کردید کمک کنید سپس حضرت می فرمایند: کمتر از یک درهم [فاضل لنکرانی، محمد جواد، جامع المسائل، ج 2 ص 374] (به عبارتی با این سخن بیان می کنند که حتی شده با کمترین کمکی آنها را از خود ناامید نکنید)
    بنابراین عقل سلیم حکم می کند که نقد را رها نکنیم و از این غافله عقب نمانیم؛ در مقابل درخواست سائلی که درست و نادرست آن را نمی دانیم معطل نکرده و طبق روایات عمل کرده و او را نادیده نگیریم و در حد توان دستش را رد نکنیم چرا که این کار پاداش عظیمی دارد.

    از حضرت صادق (علیه السلام) سوال می شود گدایی می آید و در خواست کمک می کند وقتی واقع را نمی دانیم چه کنیم؟ حضرت در جواب می فرمایند: به کسانی که نسبت به آنها دلسوزی پیدا کردید کمک کنید سپس حضرت می فرمایند: کمتر از یک درهم

    امام محمد باقر علیه السلام در روایتی می فرماید: «خداوند می فرماید: هیچ چیز نیست مگر اینکه دیگری را موکل گرفتن آن کرده ام، مگر صدقه را، که آن را به دست خود می گیرم، حتّی اینکه مرد یا زن، خرمایی یا نصف خرمایی را صدقه می دهد، آن را تربیت می کنم و پرورش می دهم، همچنان که کسی کرّه اسب خود را تربیت می کند و چون روز قیامت به ملاقات من رسد آن صدقه را خواهد دید در حالی مثل کوه احد می باشد.» [وسائل الشیعه، ج9، ص 382]
    به عبارتی خداوند بی نیاز آن صدقه را به گونه ای پرورش می دهد که گویا از یک کاه کوه ساخته است.»
    در آخر این نکته قابل یادآوری است که اسلام برای هر موضوع و شرایطی سخن برای گفتن  و نسخه ای برای بیان موضوعات مختلف دارد؛ گاه پیش می آید که هنگامی که با فقیری مواجه می شویم، امکانی برای پاسخگویی به نیاز او در اختیار نداریم خداوند در قرآن طرز برخورد صریح با نیازمندان را در چنین شرائطى بیان مى ‏کند و مى‏ فرماید: "اگر از این نیازمندان به خاطر (نداشتن امکانات و ...) روى برگردانى، اما به جهت انتظار رحمت خدا که به امید آن هستى نباید این روى‏ گرداندن توأم با تحقیر و خشونت و بى ‏احترامى باشد، بلکه باید با گفتارى نرم و سنجیده و توأم با محبت با آنها برخورد کنى" حتى اگر مى‏ توانى وعده آینده را به آنها بدهى و مایوسشان نسازى.إسراء، 28.

    خدا را شاکریم

    به واقع  در اسلام و در مکتب اهل ‌بیت (علیهم‌ السلام) چقدر زیباست که برای هر چیزی آداب و بیانی دارد حتی در مورد گدایی؛ هم وظیفه‌ ی اولیّه را مشخص می‌ کند و بدی ‌های این کار را بیان می ‌فرماید و هم وظیفه‌ ی دیگران را در برخورد با این اشخاص، تعیین می ‌کند و از خداوند به خاطر این دین کامل، سپاسگزاریم.


    - نظرات (0)