سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

صلحی مدبرانه

اسلام دین صلح
اسلام دین صلح
در قرآن به مساله صلح و زندگی مسالمت آمیز با دشمنان اشاره شده است. «وَ إِنْ‏ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ‏ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ؛[انفال/61]و اگر دشمنان به صلح و مسالمت تمایل داشتند تو نیز مایل به صلح باش و كار خود به خدا واگذار كه خدا شنوا و داناست».
تفسیر نمونه در ذیل این آیه می نویسد: از آنجا كه به هنگام امضاى پیمان صلح، غالبا افراد گرفتار تردیدها و دو دلى‏ها مى‏شوند به پیامبر دستور مى‏دهد در قبول پیشنهاد صلح تردیدى به خود راه مده و چنانچه شرائط آن منطقى و عاقلانه و عادلانه باشد آن را بپذیر" و بر خدا توكل كن زیرا خداوند هم گفتگوهاى شما را مى‏شنود و هم از نیات شما آگاه است" (وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ‏)، ولى با این حال به پیامبر و مسلمانان هشدار مى‏دهد كه ممكن است در پیشنهادهاى صلح خدعه و نیرنگى در كار باشد و صلح را مقدمه‏اى براى ضربه غافلگیرانه‏اى قرار دهند یا هدفشان تاخیر جنگ براى فراهم كردن نیروى بیشتر باشد اما از این موضوع نیز نگرانى به خود راه مده زیرا خداوند كفایت كار تو را مى‏كند و در همه حال پشتیبان تو است. [1]
معاویه از آن افراد منافقی بود که صلح امام حسن (علیه السلام) با او بنا به مصالحی انجام شد؛ وگرنه سابقه ی معاویه در زمان مولا علی (علیه السلام) بر آن حضرت معلوم بود و معاویه هم بر آن مرام قبلی خود بود، ولی امام حسن (علیه السلام) فرمود: برای حفظ خون امت مسلمان این صلح را پذیرفتم. «إِنَ‏ مُعَاوِیَةَ نَازَعَنِی‏ حَقّاً هُوَ لِی دُونَهُ فَنَظَرْتُ لِصَلَاحِ الْأُمَّةِ وَ قَطْعِ الْفِتْنَةِ؛[2]معاویه در حقی که مال من است (خلافت)، با من وارد جنگ شد پس من بخاطر مصلحت امت مسلمان و قطع فتنه با او وارد صلح شدم».
با وجود آنکه آن امام بزرگوار بنا به مصالحی تن به صلح داد، بعضی ها به آن امام ایراد می گرفتند که چرا با اینگونه آدم فاسقی (معاویه) صلح نموده است. امام در جواب این کسان می فرماید: «ما أنا بِمُذلِ‏ المُؤمِنینَ‏، وَلكنّی‏ مُعِزُّ المُؤمِنینَ‏. إنّی لَمّا رَأیتُكُم لَیسَ بِكُم عَلَیهِم قُوَّةٌ سَلَّمتُ الأمرَ لِأبقى أنا وَأنتُم بَینَ أظهُرِهِم، كما عابَ العالِمُ السَّفینَةَ لِتَبقى لأصحابِها، وَكذلِكَ نَفسی وَأنتُم لِنَبقى بَینَهُم؛[3] من خار کننده ی مومنان نبوده بلکه باعث عزت مومنان هستم (این صلح از خونریزی بین مسلمین حلوگیری نمود) دیدم که شما قدرت جنگ ندارید کار را به او وا گذاشتم تا من و شما باقی بمانیم، همچنانکه آن عالم (خضر) کشتی را سوراخ نمود تا برای اهلش  باقی بماند. من هم این کار را انجام دادم تا هم من و هم شما باقی بمانیم».
 البته واضح است که امام (علیه السلام) ترسی از شهادت ندارد، ولی شهادت حضرت در آن شرایط با منافق بازی معاویه به حاشیه می رفت و آن دستاورد لازم را نداشت، چونکه معاویه انسان زیرک و منافقی بود و مسلمین آن زمان منافق بودن او را درک نمی کردند، با این صلح نامه، زمینه برای بر ملا شدن نفاق معاویه (که خیلی زود عهدنامه را زیر پا گذاشت)مهیا شد.
این را هم باید اضافه نماییم که گر چه قصد حجت خدا برپایی دین است؛ ولی این نکته جز با همراهی مردم امکان پذیر نیست. هر چند خدا می تواند مردم را در هر صورت با دین خود همراه گرداند [4] ولی می خواهد با اختیار خود راه حق را برگزینند. در قضیه صلح امام حسن (علیه السلام) هم چنین بود، خیلی از سپاهیان آن حضرت فریب زر و سیم معاویه را خوردند و نسبت به امام خیانت نمودند، اینچنین بود که امام دید نمی تواند حکومت حق را بر پا کند و در نتیجه صلح فرمایشی ا انتخاب نمود. در حالی که همین مردم (نسل قبل این مردم) با اصرار و پافشاری خود مولا علی (علیه السلام) را به عنوان خلیفه ی خود تعیین نمودند. حضرت علی (علیه السلام) پافشاری مردم را باعث تمایل خود به منصب خلافت می داند [5]
وقتی مردم تمایلی به جنگ با معاویه نداشتند و نمی خواستند ایشان را برای بر پایی حکومت عدل الهی یاری کنند؛ امام حسن مجتبی (علیه السلام) گزینه ی بهتری (در ظاهر امر) برای حفظ مصلحت مسلمین، بهتر ازصلح نداشت.

نتیجه گیری
قرآن مجید به مسلمانان می آموزد که اگر دشمنان تقاضای صلح نمودند (عاقلانه و بدور از حیله و نیرنگ) شما هم صلح نمایید. امام حسن مجتبی (علیه السلام) برای حفظ مصلحت مسلمین با معاویه صلح نمود و زمینه را برای بر ملا شدن چهره ی تزویر معاویه مهیا کرد.

پی نوشتها
[1] تفسیر نمونه، ج‏7 ، ص 230    
[2] بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏44ص66
[3] مكاتیب الأئمة علیهم السلام ، نویسنده علی احمدی میانجی، چاپ اول 1426 قم، ج‏4، ص 217
[4] اآیه 253 بقره  "اگر خدا مى‏خواست پس از فرستادن پیامبران و معجزات آشكار، مردم با یكدیگر در مقام خصومت و قتال بر نمى‏آمدند، و لیكن آنان بر خلاف و دشمنى با هم برخاستند، برخى ایمان آورده و بعضى كافر شدند"
[5] " اگر حضور مردمانی که با من بیعت نموده و یا وجود کسانی که مرا یاری می دادند؛ نبود حجت بر من تمام نبود (برای پذیرش خلافت)" نهج البلاغه،  ترجمه فقیهی، خطبه 3، ص31

- نظرات (0)

سیما و جایگاه گناهکاران در قیامت

قیامت
سیما و جایگاه گناهکاران در قیامت

قرآن کریم در سوره آل عمران آیه 20 می فرماید:

«روزی که هر کس آنچه را از خوب و بد عمل خود حاضر می بیند» یعنی روز جدا شدن خوبی ها از بدی ها، و هر کس آنچه کاشته درو می کند.

قرآن کریم در آیات مختلف سیما و جایگاه گناهکاران را در قیامت اعلام می دارد از قبیل:

- سوره ابراهیم آیات 49 و 50، که می فرماید:

«گناهکاران را در آن روز می بینی که با هم در زنجیرها بسته شده اند. تن پوش هایشان از "قطران" (قیر) است و چهره هایشان را آتش می پوشاند. و همچنین حال و روزشان را اینگونه در سوره احزاب آیه 66 بیان می کند:

«ناله حسرت جهنمیان برخاسته می گویند: ای کاش ما خدا را فرمان می بردیم و پیامبر را اطاعت می کردیم.»

«و ای کاش فلانی را دوست خود نگرفته بودیم.» (فرقان آیه 28)

و در سوره فجر آیه 24 می فرماید: «ای دریغ بر ما، بر آنچه درباره آن کوتاهی کردیم. کاش برای زندگانی خود چیزی از پیش می فرستادیم.»

و در سوره واقعه آیه 51 تا 52 می فرماید:

« آن گاه شما ای گمراهان دروغ پرواز، قطعاً از درختی که از زقوم است خواهید خورد و از آن شکم هایتان را خواهید آکند.» اهل دروخ در جهنم تشنه و گرسنه می شوند، می خورند اما سیر نمی شوند و در آیات 166 و 167 سوره بقره بیان می دارد که روز قیامت روز حسرت، افسوس و آه گناهکاران است.

آن زمان که درجات بهشت و مقام بهشتیان را می بینند، به حال خود افسوس می خورند که به عذاب دردناک مبتلا هستند. از چرک دوزخیان و خارو خاشاک می خورند و از آب جوشان می نوشند...

زمانى كه حسابرسى به پایان رسیده و سرنوشت افراد روشن مى شود، آفریدگار جهان پرچمى را كه به آن «لواء الحمد»مى گویند به دست پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم) مى دهد، و آن حضرت پیشاپیش بهشتیان به سوى بهشت حركت مى كند

افسوس بر فرصت های از دست رفته که باعث شده نعمت های بهشتی را از دست بدهند.

علی (علیه السلام) در خطبه 190 جایگاه گناهکاران را در معاد این گونه معرفی می کند و می فرماید:

«در جایگاهی تنگ، در میان مشکلاتی بزرگ، آتش پر شور که صدای زبانه هایش وحشت زا و شراره هایش تا دل آسمان زبانه می کشد، غرش پرهیجان، فروزنده و گذارنده و خاموشیش بسیار دور، آتش گیره اش مشتعل، قرارگاهش تاریک، اطراف و جوانبش تیره و ظلمانی دیگ های جوشانش سخت داغ، و اوضاعش سخت وحشتناک است گناهکاران در عذابند.»

و قرآن کریم روز معاد را روز هول و وحشت و عذاب برای گناهکاران اعلام می دارد و در سوره مسد آیه 3 می فرماید: «روزی باشد که به دوزخ در آتشی در افتد»

و خداوند کسانی که عملشان سبک باشد را دعوت به جایگاهی که نامش هاویه است می کند و بیان می کند که آن ها مهمان همیشگی عذاب و آتش هستند و هیچ راه قرار و هیچ پناهگاهی غیر از خداوند ندارند و مهم تر از همه هیچ شیعی وجود ندارد که آنها را نجات دهد.

بهشت
سیما و جایگاه نیکوکاران در قیامت

روز رستاخیز روز پاداش و جزای اعمال انسان است و انسان نیکو کار خوشحال و خشنود است زیرا مهم ترین پاداش خود که همان رضایت خداوند است را می بیند ولی با این حال خداوند وعده بهشت جاویدان و همنشینی با خوبان را به او داده است.

در سوره فرقان آیه 15 بهشت را همیشگی و دائمی اعلام می شود و در سوره های مختلف بهشت را وصف بدین گونه می کند که: نهرها جاریست در آن و فساد، عیب و نقصی از آن دور است.

و اما انسان بهشتی خود نیز از هر گونه پلیدی و ناپاکی منزه است و خواستار چیزیست که خداوند بدان راضی است زیرا که آنان از خدای خود راضی اند و خدا از آنان راضی است. آنچه بر بهشت حکومت می کند سراسر فضیلت است و جایی برای رذایل نیست نه جایی لغو و لهو و نه جای گناه و ناپاکی، بلکه سراسر اینست است و سلامتی.

و در سوره فاطر آیات 34 و 35 می فرماید بهشت که سرای نیست و سلامتی است اثری از خوف، خون، رنج، خستگی و خلاصه هیچ درد و ناتوانی جسمانی و روحانی در آن راه نیست.

و در بهشت نه نشانه ای از کهولت است و نه اثری از ضعف و سستی. بلکه جایگاه ابدیست که انسان از خدا راضی و خدا هم از او راضی که این بهترین پاداش برای نیکوکاران است.

4. از روایات اسلامى استفاده مى شود كه در روز رستاخیز گذرگاهى عمومى وجود دارد كه همگان باید از آن عبور كنند.به این گذرگاه، در لسان روایات، صراط گفته شده است، كه مفسران آیه 71- 72 سوره مریم([16]) را نیز ناظر بر آن دانسته اند.

5. میان بهشتیان و دوزخیان حائلى وجود دارد كه قرآن از آن به «حجاب» تعبیر مى كند.نیز در روز رستاخیز انسانهاى والایى  بر نقطه اى مرتفع  قرار دارند، كه بهشتیان و دوزخیان را از سیماى هر یك مى شناسند، چنانكه مى فرماید: (وَ بَیْنَهما حِجابٌ وَ عَلى الأَعرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسیماهُمْ)(اعراف/46): میان آن دو حجاب وحائلى است و در نقاط بلند عرصه محشر مردانى قرار دارند كه هر شخصى را از سیمایش مى شناسند. این انسانهاى والا، به حكم روایات ما، پیامبران و اوصیاى شریف آنان مى باشند.

قرآن کریم روز معاد را روز هول و وحشت و عذاب برای گناهکاران اعلام می دارد و در سوره مسد آیه 3 می فرماید: «روزی باشد که به دوزخ در آتشی در افتد»

6. زمانى كه حسابرسى به پایان رسیده و سرنوشت افراد روشن مى شود، آفریدگار جهان پرچمى را كه به آن «لواء الحمد»مى گویند به دست پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم) مى دهد، و آن حضرت پیشاپیش بهشتیان به سوى بهشت حركت مى كند.([ بحار الأنوار، ج8، باب 18، احادیث 1تا 12; مسند احمد، 1/281، 295و 3/144])

7. در روایات متعدد، از وجود حوض بزرگى در صحراى محشر خبر داده شده كه به حوض كوثر معروف است; پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) قبل از همگان كنار حوض مزبور مى آید، و رستگاران امّت، به وسیله پیامبر و اهل بیت مكرّم ـ سلام اللّه علیهم اجمعین ـ از آن آب مى نوشند.[15]

بنابراین آیه مباركه (إِنْ كانَتْ إِلاّ صَیْحَةً واحِدة فَإِذا هُمْ جَمیعٌ لَدَیْنا مُحْضَرُون) (یس/53) بیانگر واقعیت نفخ صور در آیه 51 است كه مى فرماید: (وَنُفِخَ فِی الصُّور فَإِذا هُمْ مِنَ الأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ یَنْسِلُون) و معنى آیه این است كه نفخه صور دوم جز یك فریاد نیست، كه پس از آن ناگهان همگان  نزد ما حاضر خواهند بود.[16]

(وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاّوارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضیّاً * ثُمَّ نُنَجّی الَّذینَ اتَّقَوا وَ نَذَرُ الظّالِمینَ فِیها جِثیّاً) (مریم/71ـ72): هیچ یك از شماها نیست مگر اینكه وارد آن (دوزخ) مى شود، واین مطلب حكم قطعى خداوند است. سپس پرهیزگاران را نجات مى دهیم، وستمگران را كه به زانو در آن درافتاده اند، رها مى كنیم.


- نظرات (0)

امیدبخش ترین آیه قرآن

لا تَقْنَطُوا 
مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ

خداوند متعال خود را در قرآن کریم با صفات زیادی به بندگان خویش معرفی فرموده است؛ صفاتی که هر کدام جلوه ای از جمال و جلال الهی را به نمایش میگذارد. صفت رحمت یکی از این صفات است که در بیش از 500 آیه از آن سخن به میان آمده است.
ابتدا سزاوار است تعریفی اجمالی از معنای رحمت ارائه دهیم. رحمت، نوعی رقت و حالت قلبی است که احسان و نیکی به شخص مورد دلسوزی را در پی داشته باشد. البته در تعبیرات قرآنی گاهی به دلسوزی بدون احسان رحمت گفته میشود؛ همانگونه که برخی اوقات احسان بدون حالت قلبی را نیز رحمت مینامند.
در قرآن کریم هر جا که رحمت خداوند متعال به بندگانش مطرح میشود، منظور احسان و تفضل و نیکی بدون حالت تأثر قلبی است؛ چرا که ذات مقدس او منزه از تأثرات قلبی و رقت دل و ... است. (مفردات راغب اصفهانی، ذیل واژه رحم)
اینک در کنار مائده آسمانی قرآن مینشینیم و با استفاده از آیات نورانی، با این صفت الهی بیشتر آشنا میشویم:

حقیقتاً هیچ کسی نمیتواند مانع نزول رحمت الهی بر انسان شود و اگر خداوند رحمتی را از شخصی دریغ دارد، هیچ کس نمیتواند آن رحمت را بر وی فرود آورد

1 تعداد تکرار

واژه "الرحمن" در سراسر قرآن کریم 157 مرتبه، و واژگان الرحیم و رحیم و رحیما جمعاً 166 مرتبه تکرار شده اند. در مواردی که در قرآن کریم این کلمات آمده، به عنوان صفت الهی است، مگر در یک مورد در آیه 128 سوره توبه که کلمه رحیم در وصف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است.
در 4 مورد از خداوند طلب رحمت شده که سه مورد آن از طرف پیامبران و دیگری از سوی بندگان خالص الهی است. که عبارتند از: بقره/286، اعراف/151 و 155، مؤمنون/109.
در 4 جا هم خداوند متصف به «ارحم الراحمین»؛ اعراف/151، یوسف/64، یوسف/92 و انبیاء/83 و در یک مورد «خیر الراحمین» گردیده مؤمنون/118.

2 رحمت الهی در برخی آیات

پروردگار شما بخشنده و دارای رحمت است «وَرَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ» کهف/58.
خداوند رحمت را بر خویش واجب فرموده است «کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ» انعام/12 و 52.
رحمت الهی واسع است و شامل هر چیزی میشود «وَرَحمَتِی وَسِعَت کُلَّ شَیء» اعراف/156.
رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ» اعراف/56.
ای کسانی که به خود ظلم کرده اید! هرگز از رحمت خدا ناامید نشوید «قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» زمر/53.
از رحمت مایوس نمیشوند، مگر گمراهان «وَمَنْ یقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ» حجر/56.
حقیقتاً هیچ کسی نمیتواند مانع نزول رحمت الهی بر انسان شود و اگر خداوند رحمتی را از شخصی دریغ دارد، هیچ کس نمیتواند آن رحمت را بر وی فرود آورد «مَایفْتَحِاللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِکَ لَهَا وَمَایمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ» فاطر/2.

3 رحمت در میان مؤمنان

از خصوصیات اصحاب الیمین، سفارش به رحمت به یکدیگر است ... وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْمَیمَنَةِ« بلد/17 18.
مؤمنان با دشمنان سخت و محکم، ولی با یکدیگر با رحمت برخورد میکنند «وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَیالْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ» فتح/29.
از سر مهربانی، بال فروتنی بر آنان (پدر و مادر) بگستر «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ» اسراء/24.
دعا برای مورد رحمت قرار گرفتن پدر و مادر از وظایف فرزندان است؛ چرا که در کودکی او را تربیت کرده اند «... وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیانِی صَغِیراً» اسراء/24.

فراگیرترین آیه قرآن از جهت رحمت الهی به بندگان کدام است؟

بر اساس برخی از روایات؛ فراگیرترین و گسترده ترین آیه از جهت امید و رحمت قرآن، این آیه مبارکه است: «...یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»؛ (زمر، 53) بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
دقت در تعبیرات فوق نشان می دهد که این آیه از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید نسبت به همه گنهکاران است، شمول و گستردگى آن به حدى است که در روایات از آن تعبیر به «أوسَعُ الآیات » شده است:

این آیه از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید نسبت به همه گنهکاران است، شمول و گستردگى آن به حدى است که در روایات از آن تعبیر به «أوسَعُ الآیات » شده است.

1 پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله) فرمود: «دوست ندارم که دنیا و آنچه در آن است، به ازاىِ این آیه از آنِ من باشد: یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ...». مردى گفت: اى پیامبر خدا! پس کسى که شرک ورزیده است [آیا این آیه، شامل حال او هم می شود]؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) سکوت کرد و سپس سه بار فرمود: بجز کسى که شرک ورزیده است». (أبوبکر بیهقی، أحمد بن حسین، شعب الایمان، ج 9، ص 340 ٓ 341)
2 امام على (علیه السلام) فرمود: «در قرآن، آیه اى فراگیرتر از "یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ..." وجود ندارد». (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 784)
3 گفته شد: این آیه، درباره وحشى، قاتل حمزه، نازل شد، آنگاه که خواست اسلام آورد؛ امّا ترسید که توبه اش پذیرفته نشود و چون این آیه نازل شد، اسلام آورد. به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفته شد: اى پیامبر خدا! این آیه اختصاص به او دارد یا شامل حالِ همه مسلمانان می شود؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «شامل همه مسلمانان می شود». (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 785)

دلیل وسعت و فراگیر بودن این آیه شریفه نیز روشن است؛ زیرا:

1 تعبیر به «یا عبادى» (اى بندگان من!) آغازگر لطفى است از ناحیه پروردگار.
2 تعبیر به «اسراف» به جاى «ظلم و گناه و جنایت» نیز لطف دیگرى است.
3 تعبیر به «عَلى أَنْفُسِهِمْ» که نشان می دهد گناهان آدمى همه به خود او باز می گردد، نشانه دیگرى از محبت پروردگار است، همان گونه که یک پدر دلسوز به فرزند خویش می گوید «این همه بر خود ستم مکن!»
4 تعبیر به «لا تقنطوا» (مأیوس نشوید) با توجه به این که «قنوط» در اصل به معناى مأیوس شدن از خیر است (راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن ، ص 685) به تنهایى دلیل بر این است که گنهکاران نباید از «لطف الهى» ناامید گردند.
5 تعبیر «مِنْ رَحْمَةِ اللهِ» بعد از جمله «لا تقنطوا» تأکید بیشترى بر این خیر و محبت می باشد.
6 هنگامى که به جمله «إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ» می رسیم که با حرف تأکید آغاز شده و کلمه «الذنوب» (جمع با الف و لام) همه گناهان را بدون استثنا در بر می گیرد سخن اوج می گیرد و دریاى رحمت مواج می شود.
7 هنگامى که «جمیعا» به عنوان تأکید دیگرى بر آن افزوده می شود، امیدوارى به آخرین مرحله می رسد.
8 و 9 توصیف خداوند به «غفور» و «رحیم» که دو وصف از اوصاف امید بخش پروردگار است، در پایان آیه جایى براى کمترین یأس و نومیدى باقى نمی گذارد. (تفسیر نمونه، ج 19، ص 499 ٓ 500)
به همین دلیل آیه فوق؛ گسترده ترین و فراگیرترین آیات قرآن است که شمول آن هر گونه گناه را در بر می گیرد، و نیز به همین دلیل از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید محسوب می شود. و جلوه گری عمل به این آیه شریفه در توبه واقعی انسان است.

حدیثی زیبا برای حسن ختام: طمع ابلیس به رحمت خدا

امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: إذا كانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ نَشَرَ اللّهُ تَبارَك وَتَعالى رَحْمَتَهُ حَتّى یَطْمَعَ إبْلیسُ فى رَحْمَتِهِ. (بحار الأنوار: 7/ 287، باب 14، حدیث 1؛ الأمالى، شیخ صدوق: 205، حدیث 2)
به هنگامى كه خداوند تبارك و تعالى در روز قیامت رحمتش را بگستراند، گستردگى رحمت به صورتى است كه ابلیس در رحمت رحیمیّه حضرت او به طمع افتد.
- نظرات (0)

شاد نشدن و قبول نکردن هر شعاری

انتخابات
محرم راز قرار ندادن هر کسی

مومنین نباید به هر کسی اعتماد کنند زیرا خداوند به مومنین دستور داده: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ... » اى كسانى كه ایمان آورده اید! از غیر خودتان همراز نگیرید.(1) 
کلمه بطانه كنایه از مَحرم اسرار است. فکر نکنیم که هر کس زیر پرچم ما سینه می زند، و پای سخنرانی ما نشسته است، مرید ماست. خیر، چرا که خداوند در این آیه تاکید می کند که نباید غیر مؤمنین را به عنوان رازدار انتخاب كرد؛ چرا كه آنها از افتادن مؤمنین در سختی و ناراحتی خوشحال می شوند. گرچه در ظاهر خود را دوست دار شما نشان می دهند ولی نشانه های دشمنی در بیاناتشان معلوم است. البته این دشمنی نسبت به آنچه كه در قلب آنهاست، اندك است.
این آیه تاکید می کند هر مسلمانى كه مصداق «دُونِكُمْ» باشد، نباید محرم اسرار قرار گیرد، زیرا در میان مسلمانان نیز افراد فتنه جو و جاسوس، كم نیستند. بنابراین مومنین نباید به هر کسی اعتماد کنند و آنها را بر اسرار مهم خود آگاه سازند، سپردن پست های حساس کشور و نظام  به دست افراد و مطلع کردن  آنها بر رازهای کشور یکی از مصداق های آگاه سازی بر اسرار می باشد که ما باید مواظب باشیم با انتخاب افراد ناسالم مقدمه اطلاع یافتن آنها بر اسرار کشور را ایجاد نکنیم.

قبول نکردن هر کمکی

یکی دیگر از خواسته های قرآن از مومنان این است که هر کمکی را نپذیریند: «مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِینَ أَن یَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ» (2) اگر مشرکین یک پولی دادند و گفتند: خرج مسجد کن! این پول را رد کنید و هر پولی را نپذیرید.

عمل به تنهایى مهم نیست، بلکه نیّت نقش اصلى را دارد و کاندیداها مواظب باشند تا کسانی که به آنها کمک و یا حمایتشان می کنند متوجه نیت و قصدشان باشند و نگذارند که وامدار آنها بشوند

منافقینی در جامعه وجود دارند كه خود را همرنگ با مؤمنین نشان می دهند، خود را در خط انقلاب و اسلام معرفی می كنند، ولی قصد و هدفی دیگر دارند.
بعضی از افراد برای پیشبرد کارهای خیر و عام المنفعه از هر کسی درخواست کمک می کنند و یا از هر کسی قبول می کنند که در طرح آنها شرکت کنند که خداوند با این آیه به مومنان می گوید: نه هر درآمدى مشروع است و نه هر مشاركتى ارزشمند. مبادا به عشقِ آبادانى مساجد، كفّار در امور دینى نفوذ كنند: «أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ».

کاندیداها، خود را وامدار هر کسی نکنند

یکی از جاهایی که مصداق این آیه است پول هایی است که در انتخابات خرج می شود، افراد باید مواظب باشند کسانی که به آنها کمک می کنند دارای چه هدفی هستند؛ زیرا که خداوند با جمله «ما كانَ لِلْمُشْرِكِینَ ...» به مومنان می فرماید: در پیشرفت مراكز و نهادهاى مقدّس، پول نااهلان را نگیرید، تا دخالت و توقّع نداشته باشند. 
از این آیه می فهمیم که عمل به تنهایى مهم نیست، بلکه نیّت نقش اصلى را دارد و کاندیداها مواظب باشند تا کسانی که به آنها کمک و یا حمایتشان می کنند متوجه نیت و قصدشان باشند و نگذارند که وامدار آنها بشوند.

شاد نشدن و قبول نکردن هر شعاری

از دیگر مواردی که مومنان باید مراعات کنند اینکه به هر شعاری شاد نشوند، دشمنان خواهان تبدیل شدن ایران به کشوری هستند که دین در آن حاکم نباشد، لذا با شعارهایی خوش آب و رنگ همچون آزادی، حقوق بشر و حقوق شهروندی به دنبال اجرا کردن اهداف خود هستند، و سعی می کنند تا با نفوذ در مراکز قدرت، این موانع را از سر راه خود بردارند.
ابلیس به آدم و حوا گفت: از این میوه بخوردید که «إِنِّی لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ» من خیرخواه شما هستم (3) حضرت آدم و همسرش در آغاز به ابلیس اعتمادى نداشتند و شیطان براى جلب اعتماد آنها سوگند یاد كرد و بر آن نیز تأكید نمود.
بنابراین اوّلین سوگند دروغ، از شیطان بوده است. قرآن مى فرماید: منافقان نیز اهل سوگند دروغ اند و باید مومنان مواظب باشند تا مورد حیله منافقان قرار نگیرند و فکر نکنند که واقعا آنها دلسوز ملت بوده اند و به آنها اعتماد کنند زیرا که قرآن می فرماید: كسى كه پى درپى سوگند مى خورد، لایق رهبرى جامعه نیست. «لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِینٍ» (4)

هوشمندی و جلوگیری از نفوذ

مومنان باید باهوش باشند زیرا گاهى دشمن با ظاهرى دلسوزانه و ادّعاى خیرخواهى، در اعتقادات ما نفوذ مى كند و ضربه مى زند. «إِنِّی لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِینَ» و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم. (5) برادران یوسف نیز براى از بین بردن یوسف و جدا كردن او از پدرشان به ظاهرسازى پرداخته و به او گفتند: «إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ» (6) و به پدر خویش گفتند که به ما اعتماد کن، انسان مسلمان باید با چشمی باز انتخاب کند و به هر کسی اعتماد نکند که بعد از آنکه به مسئولیت رسید در امانت او خیانت نکند.
خیانت در امانت یعنی ضعف و سستى و سازش كارى، که قرآن به مداهنه تعبیر کرده است. «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ» (7) و ما موظف هستیم از اعتماد بر این افراد بپرهیزیم که قدرت گرفتن اینها باعث رنج و فشار و به زحمت افتادن مومنان می شود «وَدُّوا ما عَنِتُّمْ» و نباید کسی را به عنوان مسئول انتخاب کنیم که باعث ارتداد و بازگشت جامعه انقلابی و اسلامی از آرمانها و دست آوردهای اسلامی شود «وَدَّ كَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ یَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمانِكُمْ كُفَّاراً» بسیاری از اهل کتاب، از روی حسد- که در وجود آنها ریشه دوانده- آرزو می کردند شما را بعد از اسلام و ایمان، به حال کفر باز گردانند. (8)

وصیت امام (ره) به ملت درباره جلوگیری از نفوذ

اوّلین سوگند دروغ، از شیطان بوده است. قرآن مى فرماید: منافقان نیز اهل سوگند دروغ اند و باید مومنان مواظب بوده تا مورد حیله منافقان قرار نگیرند و فکر نکنند که واقعا آنها دلسوز ملت بوده اند و به آنها اعتماد کنند چونکه قرآن می فرماید: كسى كه پى درپى سوگند مى خورد، لایق رهبرى جامعه نیست. «لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِینٍ»

در اهمیت اینکه نباید به هر کسی اعتماد کرد و مواظب نفوذ دشمنان بود از وصیت نامه امام امت رحمة الله علیه می توان فهمید که ایشان در وصیت به مردم ایران فرمودند: « اکنون که بحمدالله تعالی موانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیش آمده است.
هر کس به مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد؛ و با جدیت از نفوذ وابستگان به دو قطب استعمارگر و غرب یا شرق زدگان و منحرفان از مکتب بزرگ اسلام جلوگیری نمایند و بدانند که مخالفین اسلام و کشورهای اسلامی که همان ابرقدرتان چپاولگر بین المللی هستند، با تدریج و ظرافت در کشور ما و کشورهای اسلامی دیگر رخنه و با دست افراد خودِ ملت ها، کشورها را به دام استثمار می کشانند. باید با هوشیاری مراقب باشید و با احساس اولین قدمِ نفوذی به مقابله برخیزید و به آنان مهلت ندهید. خدایتان یار و نگهدار باشد.» (9)

کلام آخر:

حکومت اسلامی به عنوان یک امانت الهی که ثمره تلاش انبیاء و ائمه علیهماالسلام و علماء و شهدا می باشد الان به دست ما می باشد و مردم در برابر این امانت وظایفی دارند که مسئول و نمایندگانی انتخاب کنند که در حق این امانت خیانت نکنند و ضربه ای به اسلامیت این حکومت وارد نشود و همچنین نمایندگان وظیفه دارند که برای رسیدن به پست و به دست گرفتن مسئولیت از هر کسی کمک نگیرند و خود را وامدار کسانی نکنند که به جای آنکه در فکر اسلام و امت اسلام باشند به فکر منافع خود هستند.


پی نوشت ها:
1. آل عمران / 118.
2. توبه/17 .
3. اعراف/2.
4. قلم / 10.
5. اعراف/ 21.
6. قصص / 12
7. نساء، 102.
8. بقره، 109.
9. وصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی رحمه الله.


- نظرات (0)

مراقب باشیم منافق از دنیا نرویم !

جهاد

آیه 24 سوره توبه حاوی هشدار مهمی به مسلمانان است. خداوند در این آیه، بر نقطه حساسی دست گذاشته است و آن محبت قلبی است:

قُلْ إِن كَانَ آبَاۆُكُمْ وَأَبْنَآۆُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِیرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ

بگو: اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشانتان (كه اصول مجتمع خویشى انسانند) و اموالى كه فراهم كرده‏اید و تجارتى كه از كسادش بیم دارید و جاهاى مسكونیى كه به آنها دلخوشید (كه اصول قوام مالى اجتماع است) از خدا و فرستاده او و جهاد در راه او به نزد شما محبوب‏ترند پس منتظر باشید تا خداوند فرمان خود را (دستور عذاب شما را) صادر كند، و خدا گروه نافرمانان را هدایت نمى‏كند

بنابراین آن کسانی که حقیقتاً ایمان آورده اند ، همانطور که در زبان و ظاهر هیچ چیز را بر خدا و رسول خدا و جهاد در راه خدا ترجیح نمی دهند، در دل خود نیز هیچ گاه محبت پدران و برادران و همسران و بستگان و اموال و کاسبی و منزل ، در دل آنها بیشتر از محبت خدا نیست.

از این آیه نتایج و بهره های فراوانی می توان گرفت که در اینجا تنها به سه نکته اشاره می کنیم:

1- مۆمنان مثل بقیه مردم، خانواده و کسب و کار و خانه دارند و آن را دوست می دارند.

2- محبت خدا و رسول او و جهاد در راه او در نظر مومنان از محبت آنها به خانواده و پول و کاسبی و خانه شان بیشتر است.

3- محبت قلبی ما به چیزهای مختلف با هم فرق دارد. مثلا بعضی افراد و چیزها را بیشتر از افراد و چیزهای دیگر دوست داریم. اما کنترل آن با ماست که کدام را بر کدام از لحاظ دوست داشتن مقدم بداریم.

مطابق این آیه، مۆمنان دوست داشتن قلبیشان را هم کنترل می کنند. به عبارتی آنان مهار قلب خود را در دست می گیرند و اولویت بندی قلبشان را همیشه در اختیار دارند ؛به طوری که اجازه نمی دهند محبت پول یا خانه یا بستگانشان به حدی در دلشان شدید شود که از محبتشان به خدا و رسول خدا هم بالاتر رود.

یکی از روشن ترین آزمایشهای خدا، شرکت در جهاد است زیرا آنجا که فدا کردن جان و مال مطرح باشد دیگر هر کسی نمی تواند ادعای دوستی کند

با اینکه این آیه از دوست داشتن قلبی سخن به میان آورده است، اما راه بررسی این محبت، بررسی عملکرد است.

 

باید اهل عمل باشیم

یکی از سنت های خداوند آن است که مۆمنان را تنها به خاطر آنکه با زبان خود به دین اقرار می کنند، رها نمی کند. بلکه آنها را در موقعیت های امتحان قرار می دهد و آنان را بین دو راهی ها قرار می دهد تا باطن خود را آشکار کنند ؛ به طوری که آن کسی که محبت خدا و رسول در دلش از هر چیز دیگر شدید تر باشد ، پیروز و موفق می شود ولی آن کس که ادعای پوچ کرده باشد می لغزد.

به عبارت قرآنی، " آیا مردم گمان كردند كه آنان رها مى‏شوند تا بگویند ایمان آوردیم و آنها (به وسیله عمل) آزمایش نخواهند شد؟ : أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَكُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ " (سوره عنکبوت، آیه2)

 

روشن ترین آزماش خداوند

یکی از روشن ترین آزمایش های خدا، شرکت در جهاد است ؛ زیرا آنجا که فدا کردن جان و مال مطرح باشد دیگر هر کسی نمی‌تواند ادعای دوستی کند.

شاید ما تا آخر عمر هم برایمان امکان نداشته باشد که در جهاد شرکت کنیم ؛ مثلا به این علت که امام و پیشوای حقی که در زیر پرچم او جنگ کنیم نیابیم ، اما باید بکوشیم این شعله محبت را در خود زنده نگه داریم.

به عبارتی سعی کنیم همواره قلب خود را در این جهت تقویت کنیم که هر لحظه حاضر باشیم در راه خدا و رسول خدا، تحت فرماندهی امام معصوم و یا کسی که یقین کنیم تحت فرمان امام معصوم است ، در جبهه حق بجنگیم و هر قدر هم که خانواده و مال و کاسبی و خانه خود را دوست داشته باشیم، باز محبت خدا و رسول در ما آنقدر قوی و کارا باشد که ما را از وابستگی های مزاحم عاطفی برهاند و به جبهه جنگ برساند.

آن کسانی که حقیقتا ایمان آورده اند همانطور که در زبان و ظاهر هیچ چیز را بر خدا و رسول خدا و جهاد در راه خدا ترجیح نمی دهند، در دل خود نیز هیچگاه محبت پدران و برادران و همسران و بستگان و اموال و کاسبی و منزل در دل آنها بیشتر از محبت خدا نیست

این گونه به سوی ایمان راستین گام برداریم

سخن خود را با روایتی که از پیامبر نقل شده است پایان می دهیم:

من مات و لم یغز و لم یحدث نفسه بالغزو مات علی شعبه من النفاق: آن كس كه جنگ نكرده یا فكر جنگ را در مغز خود نپرورانده است، وقتى بمیرد در حالتی از نفاق مرده است. (مستدرک، حاکم نیشابوری، ج2، ص79)

یعنی یکی از نیت هایی که شخص مومن دارد آن است که همواره آماده است که اگر جنگ حقی پیش آمد حتما در جبهه حاضر باشد. کسانی که همواره به دنبال بهانه تراشیدن هستند تا از میدان جنگ دور باشند، از ایمان راستین بهره مند نیستند.

لازم به توجه است که معلوم نیست هر جنگی که با نام اسلام و دین انجام شود، خداپسندانه باشد؛ همانطور که اهل‌بیت علیهم السلام بسیاری از قیام های زمانه خود را تأیید نمی کردند و دوستان خود را از کمک کردن به بسیاری از قیام کننده ها باز می داشتند.

مسلمان وظیفه دارد تیزبینی خود را آنقدر بالا برده باشد که سودجویان نتوانند در هنگام درگیری های دنیاطلبانه خود، با نام اسلام و دین از هیجانات او به نفع مقاصد خود سوء استفاده کنند و او را آلت دست خود قرار دهند.

بنابراین هم باید از اوضاع زمانه آگاه باشیم که فریب تزویرگران را نخوریم و هم آن که شعله جهاد و سخت کوشی و جان فشانی برای خدا را همواره در درون خود زنده نگه داریم.


- نظرات (0)

رازی در مورد موبایلتان که قطعا نمی دانید

موبایل

من گوشی موبایل شما هستم که هر روز از من استفاده می‌کنید و با این حال هیچ گاه به خود من توجه نمی‌کنید و فقط به دنبال کارهای خودتان هستید.

انگار نه انگار که من هم موجودی هستم و مخلوقی از مخلوقات خدا ( زمر، 62 ).

من هم مثل همه چیزهای دیگر ملکوت دارم و ملکوتم نزد خداست (یس، 83) و مال خدا هستم (نساء، 126) و خدا بر من احاطه دارد و مراقب من است. ( احزاب، 52)

خزانه‌های اصلی من نزد خداست و آنچه در دست شماست، شکل نازل شده‌ای از من است.(حجر، 21)

از شنیدن این حرف ها تعجب می کنید؟ مگر نمی ‌دانید که هر چه در آسمان ها و زمین است خدا را تسبیح می‌گوید. (جمعه، 1)

مگر نمی دانید که حتی بعضی سنگ ها و صخره ‌ها از حالت خشیت خداست که فرو می ‌ریزند. (بقره، 74) نکند فکر کرده‌اید که فقط خودتان شعور دارید؟

من هم مثل همه چیز دیگر هدایتی مخصوص به خود دارم (طه، 50) و خدا عهده ‌دار هدایتم است.

خدا من را تحت فرمان شما قرار داده ‌است (حج، 65) همچنان که رودخانه ها و شب و روز و خورشید و ماه و هر آنچه در زمین است را تحت فرمان شما در آورده است. (نحل، 12)

نکند خیال کرده‌اید که دنیای تکنولوژی خارج از قدرت خداست؟ (آل عمران، 189) هر چه داناتر شوید، می‌توانید بهتر و بیشتر بهره ببرید. (رحمن، 33)

خدا همیشه چیزهای تازه‌ای دارد که بتواند رو کند و برای مردم زمانه قبلی شناخته نشده باشد. (نحل، 8)

خیال کرده‌اید که ساخت موبایل به خدا ارتباطی ندارد؟ یا اینکه خدا خالق موبایل نیست؟

تا همین چند سال پیش باورتان نمی شد که دو نفر آدم دور از همدیگر بتوانند قدم زنان با یکدیگر حرف بزنند و به سرعت چند ثانیه به همدیگر نامه بنویسند. این هم از نشانه‌های خداست که متأسفانه از کنار آن می‌گذرید اما دریغ از کمی توجه! (یوسف، 105) 

راستش را بخواهید اکثر شما انسان ها در کل تاریخ همین گونه ظاهر بین بوده‌اید و به باطن عالم کاری نداشتید. (روم، 7)

این همه پیامبر در میان شما مبعوث شد که همگیشان را به راستگویی قبول داشتید؛ اما حرفهایشان را خیلی دیر باور می‌کردید و می‌گفتید مگر ممکن است بعد از مرگ هم عالمی باشد (اسراء، 49) یا مگر ممکن است یک نفر انسان مثل خود ما پیامبر شده باشد؟ (شعراء، 186)

همین الان هم همین گونه‌اید. مثلاً شما مسلمان های عزیز، عملکردتان نشان نمی‌دهد که آن طور که شایسته است به دین باور داشته باشید چون آنان که یقین دارند می‌توانند حقایق جهان مثل جهنم را در همین دنیا مشاهده کنید (تکاثر، 5)، اما شما را غافل تر از این حرف ها می‌بینم.

بگذرم، که با کمک قرآن، آنقدر مطلب برای گفتن دارم که به خودم و شما مربوط است که الان فرصت آن نیست. در اینجا می‌خواهم چند توصیه کنم که یادآوریشان به کارتان می‌آید. توصیه‌هایم را کوچک نشمرید. کلاً دارایی های مردم را کوچک نشمرید.(شعراء، 183)

اکثر حرفهای پنهانی مردم با همدیگر هیچ فایده و خیری ندارد مگر اینکه درباره کار خیری باشد یا کاری باشد که خوبی‌اش را همه می فهمند یا اینکه روابط خراب بین مردم را اصلاح کند

اگر در دست کسی یکی از برادرها یا خواهرهایتان مدل بالای من را دیدید به آنان حسادت نکنید و دقیقاً همانی که در دستشان است را تمنّا نکنید، در عوض به جای آن به خدا بگویید که از بزرگواری ‌اش شما را بهره‌مند سازد. (نساء، 32)

این یک قانون است که رزق بعضی از بعضی بیشتر باشد. (نحل، 71)

البته بخشی از این تفاوت رزق به دست خودتان است (نوح، 10) و به طور کلی رزق دادن به شما را خدا بر خودش حتمی کرده است (هود، 6) بعضی وقت ها هم بهتر است توجهتان را از مدل های بالای خواهرها و برادرهای من پرت کنید و چشمان خود را به دنبال آن نکشید. (حجر، 88)

خدا را هم بخاطر من شکر کنید. (نحل، 121) هر قدر که می توانید از من استفاده کنید تا سود مادی و معنوی به دست آورید. اگر این کار را کردید شکرگزار واقعی من به درگاه خدا بوده‌اید زیرا شکر فقط به زبان نیست بلکه به رفتار است. (سبأ، 13)

 

از من استفاده کنید اما این چند مطلب را از یاد نبرید:

1- خدا دوست ندارد که از طریق من حرف های بد را بلند بلند بزنید مگر اینکه ظلمی به شما رسیده باشد. (نساء، 148)

2- اکثر حرف های پنهانی مردم با همدیگر هیچ فایده و خیری ندارد مگر اینکه درباره کار خیری باشد یا کاری باشد که خوبی‌ اش را همه می فهمند یا اینکه روابط خراب بین مردم را اصلاح کند. (نساء، 114)

3- خدا من را تحت اختیار شما قرار داده (حج، 65) تا هر وقت خواستید به کمک من با دیگران حرف بزنید. من هم آماده به خدمتم؛ اما فراموش نکنید که بررسی اعمال شبانه روز (حشر، 18) به سکوت نیاز دارد. بررسی نیت هایتان از حرفهایی که می‌زنید نیز به سکوت احتیاج دارد.

4- شاید من را وقتی قدیمی شده باشم دیگر نخواهید. در این صورت می‌توانید من را در راه خدا به شخص نیازمندی انفاق کنید. البته یادتان نرود که چیزی را به دیگران انفاق کنید که اگر به خودتان داده‌ شود، رغبت بکنید که بگیرید. (بقره، 267)

این یک قانون است که رزق بعضی از بعضی بیشتر باشد. البته بخشی از این تفاوت رزق به دست خودتان است و به طور کلی رزق دادن به شما را خدا بر خودش حتمی کرده است بعضی وقت ها هم بهتر است توجهتان را از مدلهای بالای خواهرها و برادرهای من پرت کنید و چشمان خود را به دنبال آن نکشید

5- در این دنیا کسانی هستند که بر شما حق های ویژه دارند، مثل والدین و کسی که راه زندگی را به شما آموخته باشد. بلد هستید چگونه به آنها حرف های گرانمایه بزنید؟(اسراء، 23)

6- هرچه از طریق من به دیگران بگویید را خدا می‌شنود و می‌داند (انبیاء، 4)؛ بنابراین همیشه مراقب گفته‌های خود باشید.

7- هر حرفی را باور نکنید و ندانسته‌ های خود را مبنای کارهایتان نکنید.(اسراء، 36)

8- اگر مراقب افکار و اعمال خود باشید و حرف هایی که از طریق من می‌زنید درست و استوار باشد، خدا کارهایتان را درست می‌کند و گناهانتان را می‌آمرزد.(احزاب، 70)

9- چه خوب که با من گفته‌ های خوب و مقبول بگویید(اعراف، 199)؛ بنابراین اگر در حین صحبت کردن رابطه تلفنی قطع شد، حتماً تماس مجدد بگیرید و سلام مجدد کنید و در آخر با شخص خداحافظی کنید.

10- من را که به دست می‌گیرید، هر قدر که بتوانید مراقب عواطف مخاطبتان باشید؛ زیرا آنکه شما نمی‌بینید، به دنبال یافتن فرصت برای ایجاد دشمنی است. (اسراء، 53)

11- اگر به وسیله من واسطه کاری شایسته شوید، خودتان هم بهره‌مند خواهید شد و همینطور است واسطه‌گری در مورد امور شر و منفی.(نساء، 85)

آیات زیادی در قرآن وجود دارد که به نوعی به من هم مربوط می‌شود و در اینجا نشانی بعضی از آنها را برای شما آوردم که وقتی قرآن می‌خوانید یاد من هم بیفتید.

خدا نگهدار شما در خوبی ها باد و دور کننده تان از بدی ‌ها.



- نظرات (0)

رمز و راز ماندگاری و تداوم انقلاب اسلامی

ماندگاری انقلاب

بی شک یکی از زیباترین الطاف الهی، شکل گیری و شکوفایی نهضت انقلاب اسلامی ایران بوده است. در دوران پهلوی که ایران نقش ژاندارم ابرقدرتهای جهان و سرباز حلقه به گوش کشورهای استکباری را ایفا می کرد، به یکباره لطف و عنایت الهی شامل حال مرز و بومش شد، و دایره ی تقدیر و سرنوشتش به گونه ای دیگر رقم خورد، مردی الهی و مردمانی بصیر و مقاوم در سایه لطف و مدد الهی تصمیم جدیدی در خصوص آینده و سرنوشت کشورشان گرفتند، به طوری که این تصمیم نه تنها موجبات سعادت وخوشبختی خودشان بلکه زمینه سعادت نسل های بعدی را نیز فراهم نمود.

مؤلفه و شاخص های موفقیت در انقلاب اسلامی

لطف و عنایت خدای متعال بر مردم ایران

 به دور از عقل و انصاف است اگر نتوانیم دست خدا را در شکل گیری، پیدایش و تداوم این انقلاب اسلامی مشاهده  کنیم. انسان موحد و خدا پرست دست خدا را بالاتر از همه دستها می بیند و قدرت بی کران او را بالاترین قدرت های جهان مشاهده می کند. «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِم؛ [سوره فتح، آیه 10] دست خدا بالاى دستهایشان است».
به راستی اگر خواست و اراده الهی پشتوانه این مردم نبود چه کسی تصور می کرد این چنین انقلابی با این عظمت دراین نقطه ازجهان شکل گیرد. «وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَكیمِ؛ [آل عمران، آیه 126] و خداوند این كار را جز براى شادمانى و دلگرمى شما نكرد و نیست یارى مگر از سوى خداى پیروزمند و دانا».
در سایه لطف و کرم الهی بود که مردم این سرزمین میزبان انقلابی شدند که داعیه دار برپایی و تقویت شاخص های ناب اسلامی و قرآنی بود. به راستی که مردم آن باید قدردان و نگهبان این نعمت خداوند متعال باشند؛ چرا که این انقلاب زمینه و بستری ارزشمند برای برپایی حکومت صالحان در روی زمین خواهد بود.« وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ [انبیاء، آیه 105] در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته ام وارث (حكومت) زمین خواهند شد!».

امنیت ملی هر کشور ممکن است از راه های مختلفی مورد تهدید و خدشه قرار گیرد همانند تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی، و سیاسی، تهاجم فرهنگی و تحرکات پنهانی مانند کودتا، ولی آنچه مسلم است عنصر وحدت، همدلی و اتحاد بر اصول و ارزش ها می تواند تمام این تهدیدها را بر طرف نماید. یکی از اثرات ارزشمند وحدت و همدلی اجتماعی، آن است که توان اجتماعی را در برابر دشمنان، صدها و هزارها برابر تقویت می نماید

نقش سازنده رهبری پارسا و فرزانه

بی شک بعد از لطف و عنایت الهی نمی توان نقش سازنده ی رهبری آگاه، فقیه، پارسا، و متقی را در هدایت و شکل گیری این انقلاب اسلامی فراموش کرد.
تاریخ هیچ گاه پدری مهربان، رهبری آگاه و فرزانه که در شکل گیری این انقلاب  اسلامی نقش سازنده ای داشت را فراموش نمی کند.
آموزه های قرآنی به خوبی گواه بر جایگاه و اهمیت این چنین رهبرانی در ایستادگی در برابر مستبدان دارد؛ چنان که در قرآن کریم این چنین بیان شده است: «وَ ما لَکُمْ لاتُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّه والمُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ والنِّساءِ والوِلدنِ الَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا أَخرِجنا مِن هذِهِ القَریَةِ الظّالِمِ أَهلُها واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ وَلِیًّا واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ نَصِیرا؛ [نساء/۷۵] شما را چه شده است که در راه خدا و [در راه نجات [مردان و زنان و کودکان مستضعف نمی جنگید، آنان که می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که مردمش ستمگرند، بیرون بر و از جانب خود، رهبر و سرپرستی برای ما قرار ده و از سوی خودت، برای ما یاوری تعیین فرما».
همان طور که از آیه به خوبی قابل استفاده است مستضعفان برای نجات از جور و ستم  حکومت طاغوتی زمان خود از خداوند متعال در خواست رهبری شایسته و توانا را می نمایند: «واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ وَلِیًّا واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ نَصِیرا؛ [نساء/۷۵]  از جانب خود، رهبر و سرپرستی برای ما قرار ده و از سوی خودت، برای ما یاوری تعیین فرما».

عنصر سازنده همدلی و هم زبانی و اتحاد ملی

از جمله عناصر قرآنی که نقش غیر قابل انکاری در پیدایش و تداوم این انقلاب اسلامی داشته موضوع همدلی، هم زبانی و اتحاد ملی ایران اسلامی است.
از همان ابتدای شکل گیری این انقلاب، همه ی مردم بر سر آرمان های قرآنی و اسلامی با یکدیگر هم فکر و هم صدا بودند؛ از این رو با حفظ اتحاد و هم بستگی هرگونه فتنه و برنامه استکبار جهانی را از پیش روی بر داشتند. این عنصر سازنده نه تنها در شکل گیری انقلاب اسلامی نقش مهمی ایفا نموده، بلکه در ادامه آن نیز بسیار لازم و ضروری بوده است، چرا که هر گونه خلل و کاستی در این عنصر ارزشمند می تواند پایه های ارزشیمند این انقلاب الهی را در معرض تهدید قرار داده و موجبات تسلط و نفوذ فتنه گران را فراهم  نماید. «وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُكُمْ؛ [الانفال، آیه 46] و با یکدیگر به نزاع بر مخیزید که، ناتوان شوید و مهابت و قوت شما برود».

مستضعفان برای نجات از جور و ستم حکومت طاغوتی زمان خود از خداوند متعال در خواست رهبری شایسته و توانا را می نمایند: «واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ وَلِیًّا واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ نَصِیرا؛[نساء/۷۵]  از جانب خود، رهبر و سرپرستی برای ما قرار ده و از سوی خودت، برای ما یاوری تعیین فرما».

با نگاهی اجمالی در آموزه های اسلامی به خوبی می توان اهمیت و ارزش این شاخص دینی را مشاهده کرد آیات و روایات  فراوانی در منابع اسلامی افراد را به این اصل مهم دعوت نموده است از جمله اینکه خداوند متعال می فرماید: «وَ الْمؤمنونَ وَ الْمؤمناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ؛ [توبه، آیه 71] و مردان و زنان باایمان، دوستان یكدیگرند».
امنیت ملی هر کشور ممکن است از راه های مختلفی مورد تهدید و خدشه قرار گیرد همانند تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی، و سیاسی، تهاجم فرهنگی و تحرکات پنهانی مانند کودتا، ولی آنچه مسلم است عنصر وحدت، همدلی و اتحاد بر اصول و ارزش ها می تواند تمام این تهدیدها را بر طرف نماید. یکی از اثرات ارزشمند وحدت و همدلی اجتماعی، آن است که توان اجتماعی را در برابر دشمنان، صدها و هزارها برابر تقویت می نماید. (نسیم همدلی، ص99)

نقش بصیرت، و اخلاص در حفظ و نگهداری انقلاب اسلامی

بصیرت و خود آگاهی از جمله واژه های کلیدی است که در فرهنگ اسلامی از جایگاه ممتازی برخوردار است. آیات و روایات فراوانی افراد را به بهره گیری هر چه تمام تر از این شاخص موفقیت دعوت نموده است. «قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها وَ ما أَنَا عَلَیْكُمْ بِحَفیظٍ» [سوره انعام، آیه104].
با اندک توجهی در نیات خالص و پاک مردم انقلابی به خوبی می توان یکرنگی، خدایی بودن و بصیرت را مشاهده کرد. عدم منفعت طلبی و خود محوری در مسیر شکوفایی انقلاب اسلامی در بین انقلابیون به خوبی نمایان است.
هر چند که نمی توان وجود برخی عناصر وابسته به دنیا را نیز انکار کرد، ولی آنچه مسلم است قاطبه مردم با نیت خدایی پا در میدان انقلاب و شهادت گذاشته بودند و با بصیرت و آگاهی تمام، مسیر جدید خود را برای زندگی انتخاب نموده بودند.

استقامت و پایداری

از جمله گزینه های ارزشمندی که در شکل گیری و شکوفایی انقلاب اسلامی از ابتدا تاکنون نقش اساسی ایفا نموده، ایستادگی و مقاومت غیر قابل توصیف امت اسلامی ایران است.
دشمنان این شجره طیبه از بدو شکل گیری آن از هیچ گونه ترفند و فتنه ای کوتاهی ننموده، از کودتا گرفته تا تحمیل جنگ نا برابر، ترور و قتل های ناجوانمردانه، و هجمه و فشارهای سخت فرهنگی، سیاسی، و اقتصادی، ولی آنچه مسلم است این دشمن بود که از این همه عداوت به ستوه آمده و در نهایت خسته شد.
سربلندی امت اسلامی از آزمون های سخت اقتصادی، فرهنگی، و سیاسی گویای این است که ایشان ذره ای از آرمان های مقدس خود عقب ننشسته اند و از استقامت و پایداریشان در برابر دشمنان کاسته نشده است؛ چرا که ایشان فرهنگ استقامت و پایداری را از آموزه های دینی و قرآنی خود به یادگار دارند. «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی كُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛ [فصلت، آیه30] همانا كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداى یكتاست آنگاه [بر آن ] پایدارى نمودند، فرشتگان بر آنان فرو مى آیند [و گویند] كه مترسید و اندوه مدارید و شما را مژده باد به آن بهشتى كه نوید داده مى شدید».


- نظرات (0)

رمز و راز ماندگاری و تداوم انقلاب اسلامی

ماندگاری انقلاب

بی شک یکی از زیباترین الطاف الهی، شکل گیری و شکوفایی نهضت انقلاب اسلامی ایران بوده است. در دوران پهلوی که ایران نقش ژاندارم ابرقدرتهای جهان و سرباز حلقه به گوش کشورهای استکباری را ایفا می کرد، به یکباره لطف و عنایت الهی شامل حال مرز و بومش شد، و دایره ی تقدیر و سرنوشتش به گونه ای دیگر رقم خورد، مردی الهی و مردمانی بصیر و مقاوم در سایه لطف و مدد الهی تصمیم جدیدی در خصوص آینده و سرنوشت کشورشان گرفتند، به طوری که این تصمیم نه تنها موجبات سعادت وخوشبختی خودشان بلکه زمینه سعادت نسل های بعدی را نیز فراهم نمود.

مؤلفه و شاخص های موفقیت در انقلاب اسلامی

لطف و عنایت خدای متعال بر مردم ایران

 به دور از عقل و انصاف است اگر نتوانیم دست خدا را در شکل گیری، پیدایش و تداوم این انقلاب اسلامی مشاهده  کنیم. انسان موحد و خدا پرست دست خدا را بالاتر از همه دستها می بیند و قدرت بی کران او را بالاترین قدرت های جهان مشاهده می کند. «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِم؛ [سوره فتح، آیه 10] دست خدا بالاى دستهایشان است».
به راستی اگر خواست و اراده الهی پشتوانه این مردم نبود چه کسی تصور می کرد این چنین انقلابی با این عظمت دراین نقطه ازجهان شکل گیرد. «وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَكیمِ؛ [آل عمران، آیه 126] و خداوند این كار را جز براى شادمانى و دلگرمى شما نكرد و نیست یارى مگر از سوى خداى پیروزمند و دانا».
در سایه لطف و کرم الهی بود که مردم این سرزمین میزبان انقلابی شدند که داعیه دار برپایی و تقویت شاخص های ناب اسلامی و قرآنی بود. به راستی که مردم آن باید قدردان و نگهبان این نعمت خداوند متعال باشند؛ چرا که این انقلاب زمینه و بستری ارزشمند برای برپایی حکومت صالحان در روی زمین خواهد بود.« وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ [انبیاء، آیه 105] در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته ام وارث (حكومت) زمین خواهند شد!».

امنیت ملی هر کشور ممکن است از راه های مختلفی مورد تهدید و خدشه قرار گیرد همانند تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی، و سیاسی، تهاجم فرهنگی و تحرکات پنهانی مانند کودتا، ولی آنچه مسلم است عنصر وحدت، همدلی و اتحاد بر اصول و ارزش ها می تواند تمام این تهدیدها را بر طرف نماید. یکی از اثرات ارزشمند وحدت و همدلی اجتماعی، آن است که توان اجتماعی را در برابر دشمنان، صدها و هزارها برابر تقویت می نماید

نقش سازنده رهبری پارسا و فرزانه

بی شک بعد از لطف و عنایت الهی نمی توان نقش سازنده ی رهبری آگاه، فقیه، پارسا، و متقی را در هدایت و شکل گیری این انقلاب اسلامی فراموش کرد.
تاریخ هیچ گاه پدری مهربان، رهبری آگاه و فرزانه که در شکل گیری این انقلاب  اسلامی نقش سازنده ای داشت را فراموش نمی کند.
آموزه های قرآنی به خوبی گواه بر جایگاه و اهمیت این چنین رهبرانی در ایستادگی در برابر مستبدان دارد؛ چنان که در قرآن کریم این چنین بیان شده است: «وَ ما لَکُمْ لاتُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّه والمُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ والنِّساءِ والوِلدنِ الَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا أَخرِجنا مِن هذِهِ القَریَةِ الظّالِمِ أَهلُها واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ وَلِیًّا واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ نَصِیرا؛ [نساء/۷۵] شما را چه شده است که در راه خدا و [در راه نجات [مردان و زنان و کودکان مستضعف نمی جنگید، آنان که می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که مردمش ستمگرند، بیرون بر و از جانب خود، رهبر و سرپرستی برای ما قرار ده و از سوی خودت، برای ما یاوری تعیین فرما».
همان طور که از آیه به خوبی قابل استفاده است مستضعفان برای نجات از جور و ستم  حکومت طاغوتی زمان خود از خداوند متعال در خواست رهبری شایسته و توانا را می نمایند: «واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ وَلِیًّا واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ نَصِیرا؛ [نساء/۷۵]  از جانب خود، رهبر و سرپرستی برای ما قرار ده و از سوی خودت، برای ما یاوری تعیین فرما».

عنصر سازنده همدلی و هم زبانی و اتحاد ملی

از جمله عناصر قرآنی که نقش غیر قابل انکاری در پیدایش و تداوم این انقلاب اسلامی داشته موضوع همدلی، هم زبانی و اتحاد ملی ایران اسلامی است.
از همان ابتدای شکل گیری این انقلاب، همه ی مردم بر سر آرمان های قرآنی و اسلامی با یکدیگر هم فکر و هم صدا بودند؛ از این رو با حفظ اتحاد و هم بستگی هرگونه فتنه و برنامه استکبار جهانی را از پیش روی بر داشتند. این عنصر سازنده نه تنها در شکل گیری انقلاب اسلامی نقش مهمی ایفا نموده، بلکه در ادامه آن نیز بسیار لازم و ضروری بوده است، چرا که هر گونه خلل و کاستی در این عنصر ارزشمند می تواند پایه های ارزشیمند این انقلاب الهی را در معرض تهدید قرار داده و موجبات تسلط و نفوذ فتنه گران را فراهم  نماید. «وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُكُمْ؛ [الانفال، آیه 46] و با یکدیگر به نزاع بر مخیزید که، ناتوان شوید و مهابت و قوت شما برود».

مستضعفان برای نجات از جور و ستم حکومت طاغوتی زمان خود از خداوند متعال در خواست رهبری شایسته و توانا را می نمایند: «واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ وَلِیًّا واجعَل لَنا مِن لَدُنکَ نَصِیرا؛[نساء/۷۵]  از جانب خود، رهبر و سرپرستی برای ما قرار ده و از سوی خودت، برای ما یاوری تعیین فرما».

با نگاهی اجمالی در آموزه های اسلامی به خوبی می توان اهمیت و ارزش این شاخص دینی را مشاهده کرد آیات و روایات  فراوانی در منابع اسلامی افراد را به این اصل مهم دعوت نموده است از جمله اینکه خداوند متعال می فرماید: «وَ الْمؤمنونَ وَ الْمؤمناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ؛ [توبه، آیه 71] و مردان و زنان باایمان، دوستان یكدیگرند».
امنیت ملی هر کشور ممکن است از راه های مختلفی مورد تهدید و خدشه قرار گیرد همانند تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی، و سیاسی، تهاجم فرهنگی و تحرکات پنهانی مانند کودتا، ولی آنچه مسلم است عنصر وحدت، همدلی و اتحاد بر اصول و ارزش ها می تواند تمام این تهدیدها را بر طرف نماید. یکی از اثرات ارزشمند وحدت و همدلی اجتماعی، آن است که توان اجتماعی را در برابر دشمنان، صدها و هزارها برابر تقویت می نماید. (نسیم همدلی، ص99)

نقش بصیرت، و اخلاص در حفظ و نگهداری انقلاب اسلامی

بصیرت و خود آگاهی از جمله واژه های کلیدی است که در فرهنگ اسلامی از جایگاه ممتازی برخوردار است. آیات و روایات فراوانی افراد را به بهره گیری هر چه تمام تر از این شاخص موفقیت دعوت نموده است. «قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها وَ ما أَنَا عَلَیْكُمْ بِحَفیظٍ» [سوره انعام، آیه104].
با اندک توجهی در نیات خالص و پاک مردم انقلابی به خوبی می توان یکرنگی، خدایی بودن و بصیرت را مشاهده کرد. عدم منفعت طلبی و خود محوری در مسیر شکوفایی انقلاب اسلامی در بین انقلابیون به خوبی نمایان است.
هر چند که نمی توان وجود برخی عناصر وابسته به دنیا را نیز انکار کرد، ولی آنچه مسلم است قاطبه مردم با نیت خدایی پا در میدان انقلاب و شهادت گذاشته بودند و با بصیرت و آگاهی تمام، مسیر جدید خود را برای زندگی انتخاب نموده بودند.

استقامت و پایداری

از جمله گزینه های ارزشمندی که در شکل گیری و شکوفایی انقلاب اسلامی از ابتدا تاکنون نقش اساسی ایفا نموده، ایستادگی و مقاومت غیر قابل توصیف امت اسلامی ایران است.
دشمنان این شجره طیبه از بدو شکل گیری آن از هیچ گونه ترفند و فتنه ای کوتاهی ننموده، از کودتا گرفته تا تحمیل جنگ نا برابر، ترور و قتل های ناجوانمردانه، و هجمه و فشارهای سخت فرهنگی، سیاسی، و اقتصادی، ولی آنچه مسلم است این دشمن بود که از این همه عداوت به ستوه آمده و در نهایت خسته شد.
سربلندی امت اسلامی از آزمون های سخت اقتصادی، فرهنگی، و سیاسی گویای این است که ایشان ذره ای از آرمان های مقدس خود عقب ننشسته اند و از استقامت و پایداریشان در برابر دشمنان کاسته نشده است؛ چرا که ایشان فرهنگ استقامت و پایداری را از آموزه های دینی و قرآنی خود به یادگار دارند. «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی كُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛ [فصلت، آیه30] همانا كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداى یكتاست آنگاه [بر آن ] پایدارى نمودند، فرشتگان بر آنان فرو مى آیند [و گویند] كه مترسید و اندوه مدارید و شما را مژده باد به آن بهشتى كه نوید داده مى شدید».


- نظرات (0)

هزار نکته باریکتر ز مو

قصه های قرآنی

 

نکته ها درباره قصه‏هاى قرآنى‏

1. بنا به تحقیق، 208 قطعه داستانى در قرآنى مجید آمده است که برخى ادامه برخى دیگر مى‏باشند و بعضى از آنها نیز کامل و مستقل مى‏باشند.

2. 63 سوره از 114 سوره قرآن کریم، حاوى قصه و حکایتى است و این یعنى آن که بیش از نیمى از سوره‏هاى قرآن، با هنر قصه‏پردازى به انتقال پیام خود پرداخته‏اند.

3. بیشترین قصه‏هاى قرآنى ابتدا در سوره اعراف و پس از آن بقره مى‏باشند و سوره آل عمران در رتبه سوم قرار دارد.

4. بیشترین داستان‏هاى قرآنى درباره حضرت موسى و قوم بنى اسرائیل و فرعونیان است. پس از آن، بالاترین آمار متعلق به داستان‏هاى حضرت ابراهیم(ع) و داستان‏هاى حضرت عیسى (ع) و مادرش حضرت مریم (ع) است.

5. هیچ یک از داستان‏هاى قرآنى براساس خیال‏پردازى یا شخصیت‏هاى فرضى نیست و همه قصه‏هاى قرآن واقعیت داشته‏اند و در واقع، روایتى الهى از یک رویداد حقیقى مى‏باشند.

6. گروهى از داستان‏هاى قرآن با استفهام تقدیرى آغاز مى‏شوند. این نوع استفهام، یکى از صنایع ادبى در فن داستان نویسى است که مخاطب را تشویق مى‏کند تا قصه را پى‏گیرى نماید؛(طه/9 و ص/20). در این روش معمولاً داستان با این مقدمه آغاز مى‏شود:«آیا این خبر را شنیده‏اید که...».

7. گروهى از داستان‏هاى قرآنى با روش نوین(چکیده نویسى)آغاز مى‏شود؛ یعنى قبل از شروع متن اصلى داستان، در جملات کوتاهى چکیده و هدف اصلى داستان مى‏آید و سپس از ایجاد آمادگى ذهنى، به اصل مطلب پرداخته مى‏شود. به عنوان نمونه، به آیات 10 تا 20 سوره اعراف - داستان آفرینش - مراجعه نمایید.

یک نکته جالب در داستان‏هاى قرآنى، شکسته شدن حصار زمان است. گاهى حتى یک داستان در دل داستان دیگر آورده مى‏شود؛ در حالى که در زمان‏هاى مختلف رخ داده‏اند. این خصوصیت قرآن، باعث مى‏شود تا انسان با دقت و موشکافى، سعى در چیدن صحیح قطعات مختلف این داستان‏ها نماید و تمرکز بیشترى پیداکند.
8. گاهى از همین روش به صورت معکوس استفاده شده است ؛ یعنى ابتدا داستان اصلى آورده شده، سپس به بیان خلاصه و چکیده آن پرداخته شده است تا در جمع بندى به خواننده کمک نماید؛(آل عمران/59).

9. شیوه قرآن در بیان قصه‏هاى عاشقانه بسیار لطیف و عبرت‏انگیز است. در قرآن کریم سعى شده است تا با مسائل عشقى به صورت سمبلیک و اشاره‏وار برخورد شود و از ارائه جزئیات یا به زبان آوردن صریح و زننده، خوددارى شود. با خواندن داستان یوسف و زلیخا، این نکته را در خواهید یافت.

10. یک نکته جالب در داستان‏هاى قرآنى، شکسته شدن حصار زمان است. گاهى حتى یک داستان در دل داستان دیگر آورده مى‏شود؛ در حالى که در زمان‏هاى مختلف رخ داده‏اند. این خصوصیت قرآن، باعث مى‏شود تا انسان با دقت و موشکافى، سعى در چیدن صحیح قطعات مختلف این داستان‏ها نماید و تمرکز بیشترى پیداکند.

11. نکته زیباى دیگر آن که در قصه‏هاى قرآنى، جایگاه خاص زنان و نقش تعیین کننده و محورى آنان در اغلب داستان‏هاى قرآنى است؛(تحریم 10 و زنان در داستان‏هاى قرآنى، به وضوح معرفى مى‏شوند و شخصیتى مستقل دارند.

12. قرآن در جاهایى که مى‏خواهد الگویى عمومى ارائه کند و یا اندرزى فراگیر در داستان‏هاى خود مطرح کند، از کلمات عامى مانند مردى از خاندان فرعون(مؤمن/28) یا زن لوط و زن نوح(تحریم/10) استفاده مى‏کند.


- نظرات (0)

دشمنی هایی به سبک امروزی

نفاق

مبارزه با دشمن شناخته که به طور علنی پرچم عداوت برافراشته است، با رنج و مشکلات توأم است، ولی شکل اغواگری و فریب وجود ندارد. اما مبارزه با دشمنی که با پوشاندن در هاله ای از امور مقدس جامعه نه تنها علم دشمنی بر نمی دارد؛ بلکه خود را دوست واقعی معرفی می کند، دشوار است؛ زیرا علاوه بر رنج های رایج در مبارزه ها، مشکل عوام فریبی و تأثیرگذاری بر جبهه خودی نیز وجود دارد.
حرف اول در اساسی ترین شاخصه های رشد و کمال جامعه دینی از آن بصیرت است. بصیرت، ضروری ترین شرط برای دعوت به حق است و داعیان الی الله باید خود را به آن بیارایند. (یوسف: 108)
یکی از ابعاد مهم بصیرت، شناخت دشمنانی است که قرآن آن ها را معرفی کرده است. عنایت قرآن به افشای چهره این گروه به مراتب بیشتر از افشای چهره مشرکان و یهود است که خود، نشان دهنده خطر این گروه برای جامعه اسلامی است.

هنگامی که منافق به تقوا و ترس از خدای سبحان نصیحت می شود، در اثر عزت اکتسابی از گناه و نفاق، با بیماری دل دچار غرور می شود؛ در حالی که اصلاً عزتی در کار نیست؛ بلکه غروری است که اشخاص جاهل و منافق آن را عزت می پندارند

ویژگی های فردی و روانی

بیماران روحی

«فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا كَانُوا یَكْذِبُونَ»؛ «در دلهایشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك [در پیش] خواهند داشت».(1)
مرض قلبی همان بیماری روحی و شک و تردید آنان نسبت به شریعت و احکام قرآن و حقانیت دین مبین اسلام است؛ زیرا دارای قلب بیماری هستند، خداوند نیز بر بیماری روحی آنان می افزاید.

عامل اصلی این عمل و عذاب الهی، خودشان هستند و نتیجه عمل منافقان، سبب ازدیاد این مرض است. تردید هر کس در دل نسبت به حقانیت دین و شریعت اسلام و رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) و نیز عدم تسلیم نسبت به حق، نشانه قلب بیمار و نفاق می باشد.

خودبزرگ بینی

« وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ»؛ «و چون بدیشان گفته شود بیایید تا پیامبر خدا براى شما آمرزش بخواهد سرهاى خود را بر مى گردانند و آنان را مى بینى كه تكبركنان روى برمى تابند».(2)
خود بزرگ بینی و تحقیر دیگران از بزرگ ترین بیماری های روحی و منشأ بسیاری از انحراف های اخلاقی و جزو گناهان کبیره است. این صفت بسیار خطرناک است؛ زیرا کفر ابلیس برخاسته از همین صفت بود: « وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِینَ».(3) این صفت، پست ترین عیوب نیز می باشد؛ زیرا نشانه حقارت نفسانی فرد متکبر است. اهل تکبر با احساس کمبود می خواهد آن را با کبر جبران کند. میوه کبر چیزی جز عدم تسلیم در برابر حق و تحقیر دیگران نیست.

بی ایمانی

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْیَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِین»؛ «و برخى از مردم مى گویند ما به خدا و روز بازپسین ایمان آورده ایم ولى گروندگان [راستین] نیستند».(4) ایمان یک مسئله قلبی است و تنها به اظهارات انسان بستگی ندارد. اساسی ترین نکته در اصول دین، ایمان به خدا و آخرت است که منافق آن را دارا نیست.

خود بزرگ بینی و تحقیر دیگران از بزرگ ترین بیماری های روحی و منشأ بسیاری از انحراف های اخلاقی و جزو گناهان کبیره است. این صفت بسیار خطرناک است؛ زیرا کفر ابلیس برخاسته از همین صفت بود: « وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِینَ».

تاجران زیان کار

« أُوْلَئِكَ الَّذِینَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِینَ»؛ «همین كسانند كه گمراهى را به [بهاى] هدایت خریدند در نتیجه داد و ستدشان سود [ى به بار] نیاورد و هدایت یافته نبودند».(5)

این آیه شریفه عاقبت کار مؤمن را، هدایت و سرانجام منافق را، گمراهی می داند. همچنین انسان را آزاد و انتخاب گر معرفی می کند؛ زیرا اهل معامله است. دنیا را نیز همچون بازار و مردمان را معامله گرانی دانسته است که منافق در این معامله ضرر کرده است.(6)

عدم نصیحت پذیری

«وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیِهَا وَیُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الفَسَادَ»؛ «و چون برگردد [یا ریاستى یابد] كوشش مى كند كه در زمین فساد نماید و كشت و نسل را نابود سازد و خداوند تباهكارى را دوست ندارد ». (7)

هنگامی که منافق به تقوا و ترس از خدای سبحان نصیحت می شود، در اثر عزت اکتسابی از گناه و نفاق، با بیماری دل دچار غرور می شود؛ در حالی که اصلاً عزتی در کار نیست؛ بلکه غرروی است که اشخاص جاهل و منافق آن را عزت می پندارند. (8)

ترس

قرآن در توصیف مؤمنان مسئله شجاعت و نهراسیدن آنان از قدرت های مادی را مورد تصریح قرار می دهد، اما منافقان بی بهره از ایمان همواره از قدرت های موجود در هراسند؛ به ویژه در میدان جنگ و عرصه شجاعت و پای جان باختن و ایثار در کار همیشه فراری هستند و تنها از دور نظاره گر نتیجه مبارزه هستند: «أَشِحَّةً عَلَیْكُمْ فَإِذَا جَاء الْخَوْفُ رَأَیْتَهُمْ یَنظُرُونَ إِلَیْكَ تَدُورُ أَعْیُنُهُمْ كَالَّذِی یُغْشَى عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَیْرِ أُوْلَئِكَ لَمْ یُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا».؛ «بر شما بخیلانند و چون خطر فرا رسد آنان را مى بینى كه مانند كسى كه مرگ او را فرو گرفته چشمانشان در حدقه مى چرخد [و] به سوى تو مى نگرند و چون ترس برطرف شود شما را با زبانهایى تند نیش مى زنند بر مال حریصند آنان ایمان نیاورده اند و خدا اعمالشان را تباه گردانیده و این [كار] همواره بر خدا آسان است». (9)
به امید آنکه با استعانت از خداوند این رذایل اخلاقی را از قلبمان دور کنیم ...


پی نوشت ها:
1. بقره: 10.
2. منافقون: 5.
3. بقره: 34.
4. بقره: 8.
5. بقره: 16.
6. تفسیر نور، ج1، ص 67.
7. بقره: 205.
8. المیزان، ج1، ص 221.
9. احزاب: 19.



- نظرات (0)