سایت خاتون




سایت مطبخ خاتون



زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

دوزخیان از بهشتیان چه چیز طلب می‌کنند

تفسیر سوره اعراف,تفسیر آیات 50 و 51 سوره اعراف قرائت کننده سوره اعراف در روز قیامت از کسانی است که ایمن هستند

 

اعراف با نام دیگر «المص» هفتمین سوره قرآن است كه مكی و دارای 206 آیه است. در فضیلت این سوره مبارکه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است: هر کس سوره «اعراف» را قرائت کند، خداوند بین او و ابلیس پرده ای بیفکند تا از شر ابلیس در امان بماند. او در زمره کسانی است که حضرت آدم علیه السلام در بهشت او را زیارت می کند و در بهشت به تعداد همه یهودیان و مسیحیان به او درجات داده خواهد شد.

امام صادق علیه السلام فرموده است: هر که این سوره را در هر ماه یک بار قرائت کند، در روز قیامت از جمله کسانی است که هیچ خوف و ترسی و هیچ حزن و اندوهی ندارد و هر کس در روزهای جمعه این سوره را بخواند، در زمره کسانی است که خداوند از آنها حسابرسی نمی کند، بدانید در آن آیات محکمی است؛ پس آن را فرو نگذارید، زیرا آنها در روز قیامت به سود قاریان خود شهادت می دهند. در روایتی دیگر از ایشان رسیده است: «قرائت کننده سوره اعراف در روز قیامت از کسانی است که ایمن هستند»
 
تفسير آیات 50 و 51 سوره اعراف:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنَا مِنَ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿۵۰﴾
و دوزخيان بهشتيان را آواز مى‏ دهند كه از آن آب يا از آنچه خدا روزى شما كرده بر ما فرو ريزيد مى‏ گويند خدا آنها را بر كافران حرام كرده است (۵۰)

الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنْسَاهُمْ كَمَا نَسُوا لِقَاءَ يَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ﴿۵۱﴾
همانان كه دين خود را سرگرمى و بازى پنداشتند و زندگى دنيا مغرورشان كرد پس همان گونه كه آنان ديدار امروز خود را از ياد بردند و آيات ما را انكار می کردند ما [هم] امروز آنان را از ياد مى ‏بريم (۵۱)

تفسير:
پس از آنكه بهشتيان و دوزخيان هر كدام در محل مناسب خود مستقر شدند، گفتگوهایى در ميان آنها رد و بدل مى شود كه نتيجه آن مجازات و كيفرى است روحانى و معنوى براى دوزخيان .

نخست دوزخيان كه در وضع بسيار ناگوارى به سر مى برند فرياد مى زنند و از بهشتيان تمناى آب و ارزاق بهشتى مى نمايند تا عطش سوزان خود را تسكين بخشند و از آلام خود بكاهند (و نادى اصحاب النار اصحاب الجنة ان افيضوا علينا من الماء او مما رزقكم الله). ولى بلافاصله بهشتيان دست رد بر سينه آنها زده و مى گويند خداوند اينها را بر كافران تحريم كرده است (قالوا ان الله حرمهما على الكافرين ).

در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد:
1 - قرآن گفتگوى دوزخيان با بهشتيان را با جمله (نادى) كه معمولا براى سخن گفتن از دور است آورده و اين نشان مى دهد كه در ميان اين دو گروه فاصله بسيار زيادى است، البته اين موضوع هيچ بعيد نيست كه حتى تا ميليونها فرسنگ فاصله سخن يكديگر را بشنوند و حتى يكديگر را در پاره اى از اوقات ببينند. اگر اين موضوع در گذشته ممكن بود براى بعضى مشكلى ايجاد كند، در عصر و زمان ما كه انتقال صداها و تصويرها از فاصله هاى بسيار دور در همين جهان حل شده است جاى تعجب نخواهد بود.

2 - نخستين تقاضاى دوزخيان در آيه فوق همان آب ذكر شده و اين طبيعى است كه شخصى كه در آتش مى سوزد، قبل از هر چيز آب مى طلبد تا عطش سوزان خود را تسكين بخشد.

3- جمله مما رزقكم الله (از آنچه خدا به شما روزى داده ) كه تعبيرى است سربسته و توأم با يك نوع ابهام نشان می دهد كه حتى دوزخيان نمى‌توانند از ماهيت و انواع نعمتهاى بهشتى آگاه شوند. اين موضوع با بعضى از احاديث كه مى گويد در بهشت نعمتهایى است كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و به فكر هيچ انسانى نگذشته است، كاملا تطبيق مى كند.

4 - جمله (ان الله حرمهما على الكافرين ) (خداوند آنها را بر كافران حرام كرده ) اشاره به اين است كه بهشتيان مضايقه اى از بخشيدن اين نعمتها ندارند زيرا نه چيزى از آنها كم مى شود و نه در درون سينه، كينه اى نسبت به كسى دارند. حتى نسبت به دشمنان؛ ولى وضع دوزخيان آنچنان است كه نمى توانند از نعمتهاى بهشتى بهره گيرند، اين تحريم در حقيقت يك نوع تحريم تكوينى است. همانند محروميت بسيارى از بيماران از غذاهاى لذيذ و رنگارنگ.

در آيه بعد سبب محروميت آنها تشريح مى شود و با ذكر صفات دوزخيان روشن مى سازد كه اين سرنوشت شوم را خودشان براى خويشتن فراهم ساخته اند. نخست مى گويد: آنها كسانى هستند كه دين و مذهب خود را به سرگرمى و بازى گرفتند (الذين اتخذوا دينهم لهوا و لعبا) و زندگى دنيا آنها را فريب داد و مغرور ساخت (و غرتهم الحياة الدنيا).

اين امور سبب شد كه آنها در لجن زار شهوات فرو روند و همه چيز حتى رستاخيز را به دست فراموشى بسپارند و گفتار پيامبران و آيات الهى را انكار كنند. لذا به دنبال آن امروز هم ما آنها را فراموش خواهيم كرد؛ همانگونه كه آنها لقاى چنين روزى را فراموش ‍ كردند و همانگونه كه آيات ما را انكار نمودند (فاليوم ننساهم كما نسوا لقاء يومهم هذا و ما كانوا باياتنا يجحدون ).

بديهى است منظور از نسيان و فراموشى كه در اينجا به خدا نسبت داده شده اين است كه با آنها آنچنان رفتار مى كند كه شخص ‍ فراموشكار رفتار مى نمايد. درست مثل اينكه انسان به دوست فراموشكارش مى گويد حالا كه تو ما را فراموش كردى، ما هم تو را فراموش خواهيم كرد؛ يعنى با تو رفتار فراموشكارانه مى كنيم.

ضمناً از اين آيه استفاده مى شود كه نخستين مرحله گمراهى و انحراف آن است كه انسان مسائل سرنوشت ساز خود را جدى نگيرد و با آنها به عنوان يك سرگرمى و بازيچه رفتار كند.


- نظرات (0)

بندگان خوب خدا


بندگان خوب خدا کسانی هستند؛ که خود را از تکبر و خود بزرگ بینی دور نگه می‌دارند

 

«و بندگان خداى رحمان کسانى‌ اند که روى زمین به نرمى گام برمى ‌دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‌‌دهند».  [فرقان/63]

شرح نکته‌ها و پیام‌های آیه:
اولین نکته زیبا که از این آیه شریف استفاده می‌شود این است که خدای متعال در ابتدای آیه سخن را در قالبی مدح آمیز و با منتسب کردن گروهی خاص از بندگان به خود  آغاز می‌نماید به این معنا که این چنین افرادی بندگان خدای رحمان هستند.

سپس خدای متعال به معرفی دو ویژگی منحصر به فرد این دسته از افراد می‌پردازد:

ویژگی اول: با تکبر در روی زمین راه نمی‌روند
بندگان خوب خدا کسانی هستند؛ که خود را از رذیله اخلاقی همچون تکبر و خود بزرگ بینی دور نگه می‌دارند، و با تواضع و فروتنی در روی زمین راه می‌روند. این مطلب گواه بر این است که برخورد این دسته از افراد با دیگران از روی تواضع و فروتنی و بدور از هرگونه گردن کشی و تکبر است.

در اهمیت و ارزش تواضع وفروتنی 
در اهمیت و ارزش تواضع آیات و روایات ارزشمندی در منابع اسلامی وجود دارد. از جمله اینکه در منابع روایی از رسول اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) نقل شده است: «برترینِ مردم در بندگى [خدا ]کسى است که در عین بزرگى فروتنى کند.»

فروتنی و تواضع عامل بزرگی
برخلاف تصور کسانی که خیال میکنند با خود بزرگ بینی و تکبر می توانند در قلب دیگران و اجتماعی جای بازکند و صاحب منزلت نزد دیگران شوند؛ در فرهنگ روایات تواضع عامل رفعت و منزلت نزد دیگران و خدای متعال معرفی شده است؛ کما اینکه در روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه واله و سلم) نقل شده است:«فروتنى جز بر رفعت و بلندى آدمى نمى افزاید. پس فروتنى کنید تا خداوند شما را رفعت بخشد.»

ویژگی دوم: با نیکی با دیگران برخورد می‌کنند
ویژگی دیگری که باعث خاص شدن بندگان خوب خدا شده این است که هرگاه با افراد نادان برخورد می‌کنند با نیکی و بزرگواری با آنها برخورد نموده و رفتار همانند آنها ازخود بروز نمی‌دهند:«[فرقان/63] و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‌دهند.»

درس بسیار زیبایی که اگر در زندگی نهادینه شود بسیاری از مشاجرات و درگیریها از زندگی رخت خواهد بست چرا که اگر افراد در عرصه تعاملات اجتماعی هرگاه با گفتار و رفتار جاهلانه‌ای برخورد کرد رفتار همانند آن را از خود بروز ندهد زندگی فردی و اجتماعی افراد رنگ اخلاقی و الهی را به خود خواهد گرفت.

ویژگی سوم: وقت خاص برای ارتباط با خدا دارند
در ادمه آیات سوره مبارک فرقان خدای متعال ویژگی بندگان خوب خود را با این صفت که این دسته افراد اوقات خاصی را برای ملاقات و صحبت با خدای متعال را معین کرده اند ادامه می دهد.«[فرقان /64]و آنانند که در حال سجده یا ایستاده، شب را به روز مى‌ آورند.»

ویژگی چهارم: اهل انفاق‌اند ولی اسراف نمی‌کنند
چهارمین ویژگی که خداوند متعال برای بهترین بندگان خود معرفی می‌فرماید این است که این دسته از افراد به تهیدستان توجه و عنایت خاص دارند ولی در این کار خیر خود زیاده‌روی و اسراف را روا نمی دارند از این رو با یک رویکرد متعادل بخشش میکنند؛ از این رو خداوند متعال در وصف این دسته از افراد می‌فرماید: « [فرقان/67] و کسانى‌ اند که چون انفاق کنند، نه ولخرجى مى‌کنند و نه تنگ مى‌ گیرند، و میان این دو [روش‌] حد وسط را برمى‌گزینند».

ویژگی پنجم: مطیع محض خدای متعال هستند
از جمله زیباترین ویژگی این دسته از افراد این است که غیر از خدا را همتای او قرار نمی‌دهند و از جمیع فرامین و دستورات الهی اطاعت می‌ورزند از اینرو خود را آلوده‌ی تباهی و معاصی نمی‌کنند لذا خدای متعال در این خصوص می‌فرماید:« [فرقان/68] و کسانى ‌اند که با خدا معبودى دیگر نمى‌خوانند و کسى را که خدا [خونش را] حرام کرده است جز به حق نمى‌ کُشند، و زنا نمى ‌کنند، و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد کرد»


- نظرات (0)

بخشش گناهان باسوره

قبر
احادیث معصومین(علیهم السلام) به مثابه چراغ‌هایی هستند که در ظلمات و تاریکی‌ها مسیر را به انسان نشان می‌دهند. هر چه ما انسان‌ها عمل و گفتارمان نزدیک و شبیه به افعال ائمه هدی شود بدون تردید کفه‌ی اعمال نیک ما در آخرت سنگین‌تر خواهد شد.
امام رضا (علیه السلام) فرمودند :

هر بنده ای بر قبر مؤمنی جهت زیارت حضور یابد و ٧مرتبه سوره قدر را بخواند ، خداوند متعال گناهان او و صاحب قبر را می آمرزد.

من لایحضرفقیه،ج۱،ص۱۱۵


- نظرات (0)

خوراکی های ممنوع در قرآن

لقمه حرام، گوشت حرام
در قرآن برخی از خوراکیها به عنوان غذای ممنوع و حرام معرفی شده است. البته خوراکی های حرام منحصر به مواردی که در قرآن ذکر شده نیست و موارد دیگری نیز وجود دارد که در کتب فقهی آمده است. اما بدون تردید، آنچه در قرآن کریم حرام دانسته شده، از اهمیت بیشتری برخوردار است. این موارد تحریم شده را میتوان در دو دسته طبقهبندی کرد: ۱. آن مواردی که در اصل حلال بوده و بعداً به خاطر عارضهای حرام اعلام شده است؛ ۲. مواردی که از اصل حرام اعلام شده است.

از موارد نخست میتوان به حیوان حلال گوشتی که به طریق شرعی ذبح نشده و یا هنگام ذبح آن، اسم خدا را نبرده اند اشاره کرد و از دسته دوم، خون، شراب، خوک و حیوانات حرام گوشت دیگر را میتوان نام برد.

در آیه ای از قرآن کریم، به این موارد اشاره شده است: «حُرِّمَتْ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطیحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّیْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ»(1) ؛

«گوشت مردار و خون و گوشت خوك، و حیواناتى كه به غیر نام خدا ذبح شوند و حیوانات خفه شده و به زجر كشته شده و آنها كه بر اثر پرت شدن از بلندى بمیرند و آنها كه به ضرب شاخ حیوان دیگرى مرده باشند و باقیمانده صید حیوان درنده – مگر آنكه (به موقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید – و حیواناتى كه روى بتها (یا در برابر آنها) ذبح مى شوند، (همه) بر شما حرام شده است و (همچنین) قسمت كردن گوشت حیوان به وسیله چوبه هاى تیر مخصوص بخت آزمایى؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است ». 

در روایت گهرباری، امام صادق (علیه السلام) در فلسفه تحریم نمودن گوشت مردار، خون و گوشت خوک به طور کلی توسط خداوند متعال فرمودهاند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ یُحَرِّمْ ذَلِكَ عَلَى عِبَادِهِ وَ أَحَلَّ لَهُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكَ مِنْ رَغْبَةٍ فِیمَا أَحَلَّ لَهُمْ وَ لَا زُهْدٍ فِیمَا حَرَّمَهُ عَلَیْهِمْ وَ لَكِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا تَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا یُصْلِحُهُمْ فَأَحَلَّهُ لَهُمْ وَ أَبَاحَهُ لَهُمْ وَ عَلِمَ مَا یَضُرُّهُمْ فَنَه همْ عَنْه »(2)؛

«خداوند متعال آنها را بر بندگانش حرام نفرمود و غیر آن را حلال نگردانید به خاطر علاقهای که به حلالها داشته و نسبت به حرامها بیرغبت بوده، بلكه خداوند عزّ و جلّ مردم را آفریده و مى داند چه چیز بدن آنها را مقاوم مى كند و صلاح حال آنان است؛ پس آن را بر ایشان حلال كرده و استفاده بردن از آن را مباح و جایز شمرده است و نیز دانسته است چه چیز به آنان زیان مى رساند؛ پس آنان را از خوردن یا ارتكاب آن نهى فرمود».

بنابر این روایت شریف، در حلال و حرامهای خداوند، سلامتی جسم انسانها هم لحاظ شده است. از این رو دانش بشر، می تواند در این گونه موارد، به تحقیق بپردازد و به پارهای از فواید امور حلال و مضرات امور حرام، پی ببرد.

پی نوشت:
1- المائده (۵)، آیه ۳.
2- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین ، ۱۴۰۴ قمری، چاپ دوم، ج  ۳، ص ۳۴۵.


- نظرات (0)

سوره "مومنون"

مومنون

سوره مومنون مکّى است. این سوره در ترتیب مصحف سومین سوره و در ترتیب نزول هفتاد و چهارمین سوره قرآن کریم است که پیش از آن سوره "انبیاء" و پس از آن سوره "سجده" نازل شده است.

فضیلت سوره

ابى‌بن کعب از پیامبر(ص) روایت کرده است که هر که این سوره را بخواند، فرشتگان در روز قیامت او را به روح و ریحان و آنچه موجب چشم روشنى است، بشارت می‌دهند.

امام صادق (ع) فرمود: هر که این سوره را بخواند و در هر جمعه تکرار کند، خداوند کار او را به سعادت ختم می‌کند و در بهشت برین با انبیاء و مرسلین است.

هدف سوره

در این سوره بر ایمان به خدا و روز قیامت دعوت شده و فرق‌هایى که میان مؤمنین و کفّار هست، شمرده شده است. صفات پسندیده و فضایى که در مؤمنان و رذائل اخلاقى و اعمال زشتى که در کفّار هست ذکر شده و به دنبالش مژده‌ها و بیم‌ها داده که بیم‌هاى آن متضمّن ذکر عذاب آخرت و بلاهاى دنیایى است. بلاهایى که امت‌هاى گذشته را به‌خاطر تکذیب دعوت حق از بین برد و منقرض ساخت. و از دوران نوح (ع) گرفته از هر امتى نمونه‌اى ذکر کرده، تا به عیسى (ع) رسیده است.


- نظرات (0)

بدترین مردم در نزد خداوند

قران

در آیات متعددی از قرآن، نام بدترین موجودات آمده است. در تعبیری، اینان همان انسان‌های کافر و یا از حق روی گردانی‌اند که به عنوان بدترین جنبندگان معرفی شده‌اند:

«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ؛ (انفال (8) آیه 22)
قطعاً بدترین جانوران نزد خدا کران و لالانی اند که اصلاً تعقل نمی‌کنند».
و «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ کَفَرُوا فَهُمْ لا یُۆْمِنُونَ؛ (انفال، آیه 55)
بدترین جانوران نزد خدا آنانی اند که کافر شدند (و بر اثر لجاجت بر کفر خود) ایمان هم نخواهند آورد».

خوب است به بیان بعضی از مفسران در تفسیر آیات مذکور و نیز آیات مورد بحث توجه کنیم:
1."إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فی‌ها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ".
"أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ" (بدترین مخلوقات) تعبیر تکان‌دهنده‌ای است که نشان می‌دهد در میان تمام جنبندگان و غیر جنبندگان، موجودی مطرودتر از کسانی که بعد از وضوح حق و اتمام حجت، راه راست را رها کرده، در ضلالت گام می‌نهند، یافت نمی‌شود.

این حقیقت در آیه 22 سوره انفال آمده: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ؛
بدترین جنبندگان نزد خداوند افرادی هستند که نه گوش شنوا دارند و نه زبان گویا و نه اندیشه بیدار!

در سوره اعراف (آیه 179) آمده که بعد از ذکر گروه دوزخیان با همین اوصاف می‌فرماید: أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ؛همچون چهارپایان‌اند، بلکه گمراه‌تر، آن‌ها غافلان‌اند.

آیه مورد بحث مطلبی فراتر از این‌ها نیز دارد چرا که آن‌ها را بدترین مخلوقات معرفی کرده، این در حقیقت به منزله بیان دلیلی است برای خلود آن‌ها در آتش دوزخ.

چرا بدترین مخلوقات نباشند، در حالی که تمام درهای سعادت به رویشان گشوده شده و از روی کبر و غرور و عناد و لجاج آگاهانه به مخالفت برخاستند؟ (تفسیر نمونه، ج 27، ص 208)

2. در میان دوابّ، (جنبنده) بدتر از سگ و خوک که نجس العین هستند نداریم. البته به مراتب کفار و منافقان و غلات و خوارج و نصاب و مرتدین نجس‌تر از کلب و خوک و خبیث‌تر از آن‌ها هستند. (أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص: 97)

3. إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ؛ بدترین جنبندگان روی زمین نزد حکم الهی، کرانند از شنیدن حق، گنگانند از گفتن حق، آنان که حق را در نمی‌یابند، یعنی تدبر نمی‌کنند تا هدایت شوند.

این جماعت بدترین حیواناتند که از عقل و مقتضیات آن روی بر تافته و به جانب قوای بهیمی و شهوات نفسانی شتافته، به سوء اختیار خود را از ملکات فاضل انسانی باز داشته، به صورت انسانی، ولی به سیرت حیوانی‌اند. (تفسیر اثنا عشری، ج 4، ص 315)

4. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه که خدا بدترین و بهترین مردم را معرفی کرده، نوشته است:
" إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فی‌ها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ" (سوره بینه آیه 6) یعنی کسانی که از اهل کتاب و مشرکان به این آئین جدید کافر شدند، در آتش جهنم و به طور دائم خواهند بود، این گونه افراد بدترین خلق خدایند (چون نعمت هدایت بالاترین نعمت‌های الهی است، و کفران آن بدترین کفران ها است) در مقابل بدترین مردم بهترین مردم نیز معرفی شده‌اند:

" إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ" در این آیه خیریت را منحصر در مومنان کرده، که اعمال صالح انجام می‌دهند، همچنان که در آیه قبلی شرّیت را منحصر در کفار می‌کرد. (ترجمه المیزان، ج 20، ص 578)
در این آیه، معیار بهترین و بدترین بودن مخلوقات در نظر قرآن به صراحت بیان شده است. ایمان و کفر، دو عیار واقعی سنجش شخصیتی انسان‌ها است که ایمان موجب تعالی و کفر موجب سقوط است.

نتیجه :
بدترین مردم نزد خدا کافران و مشرکان هستند. هر چند در آیات دیگری از قرآن بعضی از انسان‌ها به دلیل خطاهایی که مرتکب شده و یا می‌شوند، بدترین خلق معرفی شده‌اند، ولی با توجه به همان دو معیار که تمام خوبی‌ها در ایمان و تمام بدی‌ها در کفر خلاصه می‌شود، بقیه مصادیق، چه از نظر خوبی و چه بدی به همان دو محور مربوط می‌شود و زیر مجموعه آن دو است، زیرا منشأ تمام خوبی‌ها ایمان، و منشأ تمام بدی‌ها کفر است.


- نظرات (0)

سوره مومنون

مومنون

سوره مومنون مکّى است. این سوره در ترتیب مصحف سومین سوره و در ترتیب نزول هفتاد و چهارمین سوره قرآن کریم است که پیش از آن سوره "انبیاء" و پس از آن سوره "سجده" نازل شده است.

فضیلت سوره

ابى‌بن کعب از پیامبر(ص) روایت کرده است که هر که این سوره را بخواند، فرشتگان در روز قیامت او را به روح و ریحان و آنچه موجب چشم روشنى است، بشارت می‌دهند.

امام صادق (ع) فرمود: هر که این سوره را بخواند و در هر جمعه تکرار کند، خداوند کار او را به سعادت ختم می‌کند و در بهشت برین با انبیاء و مرسلین است.

هدف سوره

در این سوره بر ایمان به خدا و روز قیامت دعوت شده و فرق‌هایى که میان مؤمنین و کفّار هست، شمرده شده است. صفات پسندیده و فضایى که در مؤمنان و رذائل اخلاقى و اعمال زشتى که در کفّار هست ذکر شده و به دنبالش مژده‌ها و بیم‌ها داده که بیم‌هاى آن متضمّن ذکر عذاب آخرت و بلاهاى دنیایى است. بلاهایى که امت‌هاى گذشته را به‌خاطر تکذیب دعوت حق از بین برد و منقرض ساخت. و از دوران نوح (ع) گرفته از هر امتى نمونه‌اى ذکر کرده، تا به عیسى (ع) رسیده است.


- نظرات (0)

عامل گرفتاری قوم شعیب


عذاب

دقت در کسب حلال و دوری از اموال حرام از تأکیدات مهم دین مبین اسلام به تمام انسان‌هاست. در دیدگاه دین اسلام جامعه‌ای به سعادت دنیوی و اخروی دست می‌یابد که دارای اقتصاد سالم‌تر باشد. چرا که این مسأله ارتباط مستقیمی با تأمین نیاز‌های جسم انسان و پاکی و ناپاکی روح، اندیشه و ایمان وباور‌های قلبی او دارد. برای درک دقیق‌تر تأثیر رزق بر سرنوشت افراد همین بس که امام حسین(ع) در روز عاشورا مهم‌ترین عامل عداوت دشمنان را روی آوردن به حرام معرفی کردند و خطاب به آن‌ها فرمود: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ... ؛‌ شکم‌های شما از حرام پر شده است که حاضر نیستید صدای مرا بشنوید». جالب است که لشکریان دشمن از مسلمانان بودند که تقید به عبادات شرعی داشتند و تنها به واسطه روی آوردن به اموال حرام از مسیر حق خارج شدند؛ از این رو پیامبر(ص) در روایتی فرمودند: «الْعِبَادَةُ مَعَ أَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ علَى الْمَاء؛ کسی که مال حرام می‌خورد و عبادت هم می‌کند، مثل کسی است که روی آب ساختمان می‌سازد.» (عدة الداعی، ص302)

بنابراین اگر مسیر کسب روزی از طریق حلال باشد، جامعه به رستگاری می‌رسد در غیر این صورت آثار و تبعات آن گریبان‌گیر مردم خواهد بود. بر اساس آیاتی از قرآن جوامعی به دلیل عدم تقید به نوع درآمدشان مورد عذاب الهی قرار گرفتند که از جمله آن‌ها قوم شعیب(ع) بود: «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّة»؛ «عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه‌خیز) آنها(قوم شعیب) را فرا گرفت». در آیات مربوط به  حضرت شعیب علیه‌السلام و قومش می‌خوانیم که آن حضرت بعد از دعوت به توحید، قوم خود را به حق و عدالت در امور مالی و تجارت دعوت کرد و در نهایت کسانی که قبول نکردند، به عذاب الهی گرفتار شدند. این خود نشان می‌دهد که مسائل اقتصادی یک جامعه را نمی‌توان ساده شمرد و نیز نشان می‌دهد که پیامبران فقط مأمور به مسائل اخلاقی و عبادی نبوده‌اند بلکه اصلاح وضع نابسامان اجتماعی و اقتصادی نیز بخش مهمی از دعوت آنها را تشکیل می‌داده است.


- نظرات (0)

روزی بی حساب

دعا و قرآن

آیات ۳۷ و ۳۸ سوره مبارکه نور به خصوصیات انسان‌هایی اشاره می‌کند که هیچ چیز دنیایی آنها را از یاد خدا غافل نمی‌کند و با این حال از روز قیامت و حساب و کتاب بیمناک هستند. اینها کسانی هستند که خداوند بیش از آنچه عمل خیرشان است به آنها پاداش می‌دهد. پاداشی که حساب و کتاب ندارد و میزان آن فراوان و فوق انتظار است.

اهمیت اطاعت از خدا و غافل نشدن از او و فرامینش نکاتی است که در این آیه آمده و کسانی که هیچ چیز دنیایی نتواند آنها را از یاد خدا غافل کند قطعاً سعادتمند دنیا و آخرت هستند.

مردان و زنان با ایمانی که از هدایت الهی بهره‌مند می‌شوند، برای رفع نیاز‌های مادی و دنیوی خود تلاش می‌کنند و به کسب و کار و تجارت می‌پردازند، اما این کارها آنها را از امور معنوی و انجام وظایف دینی باز نمی‌دارد و همواره به فکر عاقبت کار خود هستند و توجه دارند که باید در دادگاه قیامت حاضر شده و پاسخگوی کارهای خود باشند. همین امر، به عنوان عاملی قوی، اهل ایمان را از زشتی‌ها باز می دارد و به سوی کارهای خوب و شایسته سوق می‌دهد.

به این آیات توجه کنید

رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَرَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِیتَآءِ الزَّکَوةِ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَرُ(۳۷)
لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ‏(۳۸)

ترجمه

مردانى که هیچ تجارت و معامله‏‌اى آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات، سرگرم و مشغول نمى‏‌کند، از روزى که در آن، دل‌ها و چشم‏‌ها دگرگون مى‏‌شود بیمناک‌اند.(۳۷)
تا خداوند به آنان به نیکوتر از آنچه کرده‏‌اند پاداش بدهد و از فضل و رحمت خویش بر پاداششان بی‌افزاید و خداوند هر کس را بخواهد بدون حساب روزى مى‏‌دهد.(۳۸)

کلمه‏ «رِجال» در این آیه شامل همه‏ بندگان خدا مى‏‌شود، چه مرد و چه زن. «تجارت»، داد و ستد دائمى براى به دست آوردن سود است، ولى «بیع» خرید و فروش مقطعى براى رفع نیازهاى زندگى است.(تفسیر المیزان)

در حدیث مى‏‌خوانیم: مراد از کسانى که در این آیه از آنها یاد شده است، تجارى هستند که با شنیدن صداى اذان، تجارت را رها مى‏‌کنند و به سوى نماز مى‏‌روند.

تجارت، تنها عاملى نیست که انسان را سرگرم مى‏‌کند و از یاد خدا باز مى‏‌دارد، عوامل دیگرى نیز در قرآن کریم ذکر شده است، از جمله: تکاثر، آرزو، فرزند و دوست بد.

پیام ها

کسانى که تجارت آنان را غافل نکند، مردان بزرگى هستند. («رجالٌ» با تنوین آمده که علامت بزرگى و عظمت است)

اگر ایمان و اراده‏ قوى باشد، ابزار و وسائل اثرى ندارند. «لا تُلهیهم تجارة»

بازار اسلامى، هنگام نماز باید تعطیل شود. «لا تُلهیهم تجارة»

حتّى کارهاى حلال و مباح نباید انسان را از یاد خدا غافل کند، چه رسد به کارهاى مکروه و حرام. «لا تُلهیهم تجارة»

ترک تجارت، ارزش نیست، بلکه تجارت همراه با یاد خدا و نماز و زکات ارزش است. «لا تُلهیهم تجارة... عن ذکر اللّه و...» (مردان خدا براى زندگى دنیوى تلاش مى‏کنند، ولى از آخرت غافل نیستند.)

ایمان به آخرت، دنیا را نزد انسان کوچک مى‏‌کند. «لا تُلهیهم... یخافون یوماً»

با این که نماز ذکر خداست، ولى به خاطر اهمیّت، جداگانه مطرح شده است. «ذکر اللّه و اقام الصلوة»

نماز و زکات، در کنار یکدیگرند و کسانى استحقاق ستایش دارند که اهل هر دو باشند. «اِقام الصّلوة و ایتاء الزّکاة»

دنیا، شما را از آخرت غافل نکند. «یَخافون یوماً»

صحنه‏‌هاى قیامت، چشم‏‌ها را خاشع و دلها را منقلب مى‏‌سازد. «تَتقلّب فیه القلوب والابصار»

خداوند کم و کاستى‏‌هاى اعمال مردان خدا را جبران کرده و پاداش کامل به آنان مى‏‌دهد. «لِیجزیَهم اللّه أحسن ما
عملوا»

پاداش را بیش از عمل بدهید. «و یزیدهم من فضله» (در اسلام سفارش شده است که مزد را معیّن کنید، ولى هنگام
پرداخت بیش از آن مقدار بدهید.)

اگر از سود دنیا بگذرید، به سود بى‏‌حساب آخرت مى‏‌رسید. «لاتُلهیهم تجارة - واللّه یرزق ... بغیرحساب» (مراد از رزقِ
بى‏‌حساب، پاداشى فراوان و فوق انتظار است.)


- نظرات (0)

شاه کلیدحقیقی شادی

شادی در قران
«آیه شریفه ای در قرآن وجود دارد که می فرماید: لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ. این یکی از آن نشانه های مهم و اساسی است که در این باره در قرآن مطرح شده است. آیه به ما می گوید به آنچه که از دست می دهید زیاد اندوه نخورید و به خاطر آن چیزی هم که به دست می آورید زیاد شادمان نشوید. اگر نعمت و لذتی از دست رفت به جرع و فزع نیفتید. این طور نباشد فکر کنید دنیا روی سرتان خراب شده است و همه چیز به بن بست رسیده و زندگی تمام شده است.  در حقیقت انسان مومن به قدری ظرفیت و  سعه صدر و کمال دارد که حتی اگر دنیایش را هم از او بگیرند می گوید من خدا دارم و رازق و پشتیبان من خداوند است و او  مرا رها نمی کند. در آن سو آیه تصریح می کند که اگر دنیا به شما روی کرد و به نعمت و گشایشی رسیدید نباید سرمست و مغرور شوید.  این همان اعتدالی است که از آن سخن گفتیم و باز این جا هم می بینید که در حقیقت انسان مومن انسانی معتدلی است که نه از به دست آوردن سرمست و مغرور می شود و نه به خاطر از دست دادن دچار چنان حرمانی می شود که خود را ببازد. »

آنچه در ادامه می آید  بخش دوم گفتگوی گروه قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با محمود کریمی، استاد  علوم قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق (ع) درباره نسبت دین و شادی است که در ادامه می آید.

با توجه به آن چیزی که در بخش اول گفتگو بیان کردید می توان گفت در حقیقت تامین شادی عمیق و مانا برای انسان زمانی می تواند روی دهد که بتواند خوراکی مناسب برای روح خود فراهم نماید؟

بله و البته توجه کنیم که  نه تنها در اسلام که در همه ادیان این خوراک های معنوی و روحی آماده شده است. شما در اسلام پنج بار نماز را به عنوان نماز واجب تجربه می کنید. ظاهر قضیه تکلیف است و کسی که معتقد نباشد حتی شاید برای او ملال آور هم باشد اما آن کسی که با نماز ارتباط حقیقی می گیرد می داند که با بالاترین قدرت که خداوند باشد رابطه برقرار کرده است و چون به بالاترین قدرت متصل شده است پس ترسی هم نخواهد داشت. وجودی هم که در آن ترسی نباشد و خوف و نگرانی از آینده و پیش آمدهای فردا نداشته باشد در آن صورت به شادی خواهد رسید. چرا بسیاری از افراد در زندگی دچار نگرانی هستند و انواع ترس ها اجازه نمی دهد که آن ها  با شادی عمیقی مواجه شوند؟  به خاطر این که آن ارتباط با خداوند را نه به شکل ملال آور که به شکل حقیقی تجریه نمی کنند اما وقتی کسی خود را متصل به یک قدرت عظیم می بیند این چنین کسی می داند که رشته امور جهان دست این و آن نیست که دچار تشویش کند و حتی اگر مصیبت و ناگواری ای به این فرد برسد آن مصیبت و ناگواری آرامش عمیق درونی آن فرد را به هم نمی زند.

در حقیقت بسته به این که شما در ظاهر و رویه زندگی سکنی گزیده باشید یا عمیقا متصل باشی به آن فطرت و درون مایه اصلی باشید نگاه شما به اتفاقات عالم تغییر خواهد کرد. مثلا وقت کسی صدقه می دهد یا انفاق می کند زکات می دهد در لایه اول و ظاهری این طور به نظر می رسد که از فرد کم می شود اما وقتی کسی با حقیقت این اعمال آشنا شد احساس می کند هر کمکی به دیگران در حقیقت کمک به خود اوست. هر بخششی در حقیقت بخشیدن خود است چون وقتی کسی در مسیر انفاق و بخشایش قرار می گیرد به سعه صدر می رسد و روح بزرگ و فراخی می یابد و فرد این را در درون خود حس می کند  ظرفیتی پیدا کرده است که پیش تر در خود احساس نمی کرد و این هاست که انسان را مستعد شادی حقیقی می کند. شادی حقیقی وقتی ظاهر می شود که شما واجد چنان ظرفیتی می شوید که دیگر حوادث عالم از آنچه خوشایند به نظر می رسد یا ناخوشایند تاثیر چندانی بر روی شما نمی گذارد.

جنس شادی حقیقی از چیست؟

همه افرادی که در زندگی چنین تجربه هایی داشته اند می دانند که جنس این شادی حقیقی از چیست. می دانند که مثلا یک دروازه بزرگ برای شادی خدمت کردن است. ظاهر قضیه ممکن است حتی بسیار پرزحمت به نظر برسد. شما چندین روز صرف می کنید تا گرهی از کار کسی باز شود چندین روز زمان می گذارید تا در حق یک برادر یا خواهر دینی گره گشایی انجام دهید و وقتی ناراحتی یا فرد اندوهگین یا مبتلا به ناراحتی را برطرف می کنید آن بهجت درونی در شما پدیدار می شود.

پس یک نکته کلیدی در رسیدن به شادی این است که انسان متوجه مسئولیت های اجتماعی خود باشد و خدمت به دیگران را از یاد نبرد؟

بله اساسا لازمه اعتدال همین است که من نگاه کنم به این که اگر خانواده من برخودار است آیا همسایه و همشهری من هم برخوردار است؟ اساسا انسان یک موجود اجتماعی است و شما وقتی وارد یک جمعی شوید که ببینید انها افسرده اند حتی اگر شما از مواهب بسیاری هم برخوردار باشید انگاه مساله آنها ناخوداگاه مساله شما هم می شود چون  همه ما در کنار هم زندگی می کنیم و از مسایل هم برکنار نیسیتم.

مساله ارتباط انسان با شادی در آیات و روایات ما چگونه مطرح می شود؟ می خواهم بدانم آن شاه کلیدهایی که در آیات و روایات ما درباره رموز شاد زیستن طرح شده چیست؟

آیه شریفه ای در قرآن وجود دارد که می فرماید: لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ. این یکی از آن نشانه های مهم و اساسی است که در این باره در قرآن مطرح شده است. آیه به ما می گوید به آنچه که از دست می دهید زیاد اندوه نخورید و به خاطر آن چیزی هم که به دست می آورید زیاد شادمان نشوید. اگر نعمت و لذتی از دست رفت به جزع و فزع نیفتید. این طور نباشد فکر کنید دنیا روی سرتان خراب شده است و همه چیز به بن بست رسیده و زندگی تمام شده است.  در حقیقت انسان مومن به قدری ظرفیت و سعه صدر و کمال دارد که حتی اگر دنیایش را هم از او بگیرند می گوید من خدا دارم و رازق و پشتیبان من خداوند است و او  مرا رها نمی کند. در آن سو آیه تصریح می کند که اگر دنیا به شما روی کرد و به نعمت و گشایشی رسیدید نباید سرمست و مغرور شوید.  این همان اعتدالی است که از آن سخن گفتیم و باز این جا هم می بینید که در حقیقت انسان مومن انسانی معتدلی است که نه از به دست آوردن سرمست و مغرور می شود و نه به خاطر از دست دادن دچار چنان حرمانی می شود که خود را ببازد.


- نظرات (0)