سایت خاتون



سایت مطبخ خاتون

ایسناگرام مطبخ خاتون

زیارت امیرالمومنین

ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم امیر المومنین علی(علیه السلام)
www.imamali.net/vtour
وارد حرم شدید توجه کنید روی هر فلشی که کلیک میکنید يه مقدار صبر کنید تصویر شفاف ميشه.
ودر هر صحن باچرخش و عقب جلو کردن میتوان کاملا زیارت کردهر جای حرم که دوست داريد زیارت کنید.
روی فلشها نگه دارید تا وارد مکانهای مورد نظر بشید.
این حقیر رو هم دعا کنید.
زیارتتان قبول باشد.

دعایی برای رفع غم و اندوه

در كتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده:

هر كه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه كبیره او را بیامرزد

و وى را از سكرات مرگ و فشار قبر، و صد هزار هراس قیامت نجات دهد،

و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد و قرضش ادا شود و اندوه و غمش برطرف گردد، دعا این است:

اَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ماشاءَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخآءٍ اَلشُّكْرُ لِلَّهِ

وَ لِكُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ الِلَّهِ

وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

وَ لِكُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ

وَ لِكُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللَّهُ

وَ لِكُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ

وَ لِكُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.

رزق هم مانند عزت و ملك


رزق و روزی

«و ترزق من تشاء بغیر حساب» (آل عمران،27)

رزق معناى معروفى دارد و آنچه از موارد استعمال آن به دست مى‏ آید، معناى عطا و بخشش در آن موجود است. رزق در نظر ابتدایى به خوردنى‏ ها اطلاق شده و غیر آن از پوشیدنى‏ ها و امثال آن را شامل نبوده است. سپس در معناى آن توسعه داده شده و شامل تمام چیزهایى گشته كه به آدمى مى‏ رسد و انسان از آن بهره ‏مند مى ‏گردد چون مال جاه، مقام، فامیل، علم و امثال آن.

آنچه از آیه شریفه‏ «إنّ اللّه هو الرّزّاق ذو القوّة المتین» (ذاریات،58) كه در مقام حصر وارد شده استفاده مى‏ شود، چند چیز است:

آنچه آدمى مورد استفاده قرار مى ‏دهد، ولى از نوع حرام است، از نظر معصیت منسوب به خداوند نیست. زیرا خداوند نسبت معصیت را از نظر تشریع از خود نفى كرده است، چنان كه آیه شریفه «قل إنّ اللّه لا یأمر بالفحشاء» بدان دلالت دارد. (المیزان، ج3، ص137) 

اگر چه رزق در ظاهر ممكن است به غیر خداوند نسبتى پیدا كند، چنان كه از امثال «و اللّه خیر الرّازقین» (جمعه،11) كه وجود رازق‏هاى دیگر را تصدیق كرده، خداوند را بهترین آن‏ها معرفى كرده است و همچنین از آیه‏ى «وارزقوهم فیها واكسوهم» (نساء،5) استفاده مى‏ شود، لیكن در حقیقت جز به خداوند متعال منسوب نیست، رزق هم مانند عزت و ملك است كه در حقیقت مخصوص خداست و دیگران به واسطه اعطا و بخشش خداوند از آن نصیبى گرفته ‏اند.

آنچه مخلوقات به آن منتفع شده و از خیر آن بهره ‏مند مى ‏شوند، رزق آنان بوده و خداوند هم رازق آن است. این مطلب گذشته از آیاتى كه درباره رزق وارد شده، از آیات دیگرى هم كه خلق و امر و حكم و ملك و مشیت و تدبیر و خیر را مخصوص خداوند دانسته، فهمیده مى‏ شود.

آنچه آدمى مورد استفاده قرار مى ‏دهد، ولى از نوع حرام است، از نظر معصیت منسوب به خداوند نیست. زیرا خداوند نسبت معصیت را از نظر تشریع از خود نفى كرده است، چنان كه آیه شریفه «قل إنّ اللّه لا یأمر بالفحشاء» بدان دلالت دارد. (المیزان، ج3، ص137)


منبع:

کانال تلگرام حجت الاسلام قرائتی


- نظرات (0)

مدارا و مهربانی جا دارد

دوستی و مهربانی

قرآن به عنوان پیام و ابلاغ الهی به پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) نازل گشته بر اساس منطق و گفتگو. دین اسلام که بر محوریت قرآن کریم شکل گرفته است، در سرزمینی نازل گشت که عقب افتاده و فاقد غنای علمی و فرهنگی بود. اما در مدت زمان نه چندان طولانی نه در شبه جزیره بلکه در اطراف و اکناف آن به سرعت گسترش یافت. پس قطعی است که این کتاب مقدس دارای معیار گفتگوی مخصوص به خود است. 

به واقع اگر به مبنای اکثر گفتگوها توجه کنیم می بینیم که اساس اکثر آنها هوای نفسانی و خودخواهی ها و تکبرها و رذایل شیطانی است؛ در اکثر این گفتگوها ما آدم ها نیت و سعیمان بر این است که خودمان را بالا بکشیم و دیگران را با حرف هایمان، خواسته یا ناخواسته ناراحت کنیم. به همین دلیل اکثر آن ها به درگیری و نزاع تبدیل می ‌شود. وقتی ابتدای گفتگو با نیت غیر الهی شروع می شود نتیجه آن هم نمی تواند امیدوار کننده باشد. چنین افرادی توانایی شنیدن سخن دیگران و پذیرش حقیقت را ندارند؛ زیرا نفس بر آنها حاکم است.

گفتگوی اخلاق محور، ضامن رعایت ادب و احترام به دیگری و نتیجه آن ایجاد محبت و برادری بین آنها و گفتگوی صمیمانه و مانع اختلافات خانمان سوز است. بررسی آیات نشان می دهد که قرآن کریم اهتمام جدی به مدارا در گفتگو دارد.

اصول و روش گفتگو در قرآن

1- جدال احسن

مجادله به معنی بحث و استدلال کردن است. در قرآن به پیامبر دستور داده شده که با بهترین نحو گفتگو، با حکمت و موعظه حسنه و نیکوترین حالت دعوت به حق کند، پاسخ دادن و دفع کردن و قانع کردن هم باید چنین باشد: «ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ» (نحل، 125)؛ ‏«(ای پیغمبر!) مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهای نیکو و زیبا به راه پروردگارت فراخوان، و با ایشان به شیوه هرچه نیکوتر و بهتر گفتگو کن‌؛ چرا که (بر تو تبلیغ رسالت الهی است با سخنان حکیمانه و مستدلاّنه و آگاهانه، و به گونه بس زیبا و گیرا و پیدا، و بر ما هدایت و ضلال و حساب و کتاب و سزا و جزا است). بی‌ گمان پروردگارت آگاه‌ تر (از همگان) به حال کسانی است که از راه او منحرف و گمراه می‌ شوند و یا این که رهنمود و راهیاب می ‌گردند.»

برای فهمیدن دیدگاه و طرز فکر دیگران ابتدا باید به طور کامل آنها را شنید، بعد می توان دانست که نظر آنها چیست، درست یا غلط است. باید آمادگی شنیدن سخنان مختلف را داشت و از میان بیانات مختلف سخن درست را انتخاب کرد: «فَبَشِّرْ عِبَادِ. الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ» (زمر، 17 و 18)؛ «بشارت باد بر آن کسانی که به همه سخنان گوش فرا می ‌دهند و از نیکوترین و زیباترین آنها پیروی می‌ کنند. آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان بخشیده است، و ایشان واقعاً خردمندند.»

بعضی از موعظه‌ ها حسنه نیستند و بعضی از جدال ها حسن و بعضی دیگر احسن و بعضی دیگر اصلاً حسن ندارند وگرنه خداوند موعظه را مقید به حسن و جدال را مقید به احسن نمی کرد. واعظ باید به آنچه وعظ می کند خود متعظ باشد و در وعظ خود حسن خلق نشان دهد که کلامش در قلب شنونده مورد قبول بیفتد و اگر از راه جدال دعوت می کند باید از هر سخنی که خصم را بر دعوتش تهییج می کند و او را به عناد وا داشته و بر غضبش بیفزاید بپرهیزد و نیز از بی عفتی پرهیز کند. (طباطبایی، ش 1385، ج 12، صص 534- 536)

2- حق مداری و راست جویی

در قرآن به رعایت قسط و عدل و ظلم نکردن بارها اشاره شده است، رعایت قسط و عدل در گفتگو همان حق طلبی و جستجوی حقیقت است و اهل کفر کسانی معرفی می شوند که به وسیله باطل می خواهند حق را بپوشانند: «وَیُجَادِلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آَیَاتِی وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا» (کهف، 56)؛ «همواره کافران بیهوده به جدال می ‌پردازند تا با جدال حق را (از میدان به در کنند و آن را) از میان ببرند. آنان آیات (قرآنی) مرا و چیزی را که از آن بیم داده شده ‌اند (که مکافات دنیوی و اخروی است، به باد) استهزا می‌ گیرند.» 

3- پرهیز از ظن و گمان

بحث منطقی و علمی نمی تواند بر مبنای ظن و گمان و حدس انجام شود. از مقدمات درست می توان به نتیجه درست رسید. نباید در بحث علمی به اموری تکیه کرد که قطعی نیست و در مورد درستی آنها شک وجود دارد. نسبت ناصحیح در امور مشکوک خود نوعی بهتان و افترا محسوب می شود؛ زیرا حقیقت آن اثبات نشده است و قضاوت براساس آن اشتباه است. هر خبر و سخن و مطلبی را نمی توان پذیرفت باید قبل از آن تحقیق کرد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ» (حجرات، 6)؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر فاسقی برایتان خبری آورد، مبادا به نادانی گروهی را آسیب برسانید و بعد از آنچه کرده اید پشیمان شوید»؛ برخی از امور ظنی گناه محسوب می شوند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» (حجرات، 12)؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان ها پرهیز کنید که پاره ای از گمان ها گناه است.» 

4- شجاعت

شجاعت چه در پذیرش حقیقت و چه در بیان آن لازم است. در راه حق باید فقط از خدا ترسید نه از غیر او: «فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَةً» (نساء، 77)؛ «گروهی از آنان از مردم ترسیدند مانند ترسی از خدا یا ترسی سخت تر»؛ و نباید از ملامت ها ترسید: «وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ» (مائده، 54)؛ «و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی ترسند. این فضل خداست، آن را به هرکس بخواهد می دهد»؛ «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا»‏ (احزاب، 39)؛ «(پیغمبران پیشین، یعنی آن) کسانی که (برنامه‌ ها و) رسالت های خدا را (به مردم) می ‌رساندند، و از او می ‌ترسیدند و از کسی جز خدا نمی ‌ترسیدند، و همین بس که خدا حسابگر (زحمات و پاداش دهنده اعمال آنان) باشد.»

5- استماع سخن 

برای فهمیدن دیدگاه و طرز فکر دیگران ابتدا باید به طور کامل آنها را شنید، بعد می توان دانست که نظر آنها چیست، درست یا غلط است. باید آمادگی شنیدن سخنان مختلف را داشت و از میان بیانات مختلف سخن درست را انتخاب کرد: «فَبَشِّرْ عِبَادِ. الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ» (زمر، 17 و 18)؛ «بشارت باد بر آن کسانی که به همه سخنان گوش فرا می ‌دهند و از نیکوترین و زیباترین آنها پیروی می‌ کنند. آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان بخشیده است، و ایشان واقعاً خردمندند.»

بعضی از موعظه‌ ها حسنه نیستند و بعضی از جدال ها حسن و بعضی دیگر احسن و بعضی دیگر اصلاً حسن ندارند وگرنه خداوند موعظه را مقید به حسن و جدال را مقید به احسن نمی کرد. واعظ باید به آنچه وعظ می کند خود متعظ باشد و در وعظ خود حسن خلق نشان دهد که کلامش در قلب شنونده مورد قبول بیفتد و اگر از راه جدال دعوت می کند باید از هر سخنی که خصم را بر دعوتش تهییج می کند و او را به عناد وا داشته و بر غضبش بیفزاید بپرهیزد و نیز از بی عفتی پرهیز کند.

مدارا و مهربانی به‌ جا در دوستی‎ ها

حضرت علی (علیه السلام) در فراز سی و هشتم از نامه خود به امام حسن ‌مجتبی (علیه السلام) در رابطه با «مدارا و مهربانی به‌ جا در دوستی‎ ها» هشدار می‎ دهد که مبادا این نرمش‌ ها و مدارا ها را در غیر جایگاه خود، انجام دهی یا نسبت به نا اهل، چنین کنی، زیرا این حُسن نیت و کردار بسیار نیکو، در غیر محل خود، سبب سوء استفاده ‌های گسترده می ‎شود و افراد، گناهکار و مجرم، در انجام دادن خطاهای خود، تشویق می‎ شوند.

نیکی ‎های مکرر در برابر افرادی‌ که شرور و نااهل هستند چه ‌بسا سبب اشتباهشان می ‎شود و از سر نادانی می ‎پندارند که کار خوبی انجام داده ‌اند یا وظیفه دوستم این است که یک‌ سره با من مهربان باشد کما اینکه: «خوبی چون از حد گذشت نادان خیال بد می ‎کند.»

امام در این کلام خود اشاره به افراد نااهل و لجوج و کینه ‌توز و بد ذات دارد که مهربانی و نرمش و مدارای فراوان و بی جا در برابر آن‌ ها سبب جرئت و جسارتشان می‎ شود.

منابع:

تأکید امام علی (علیه السلام) بر مدارا و مهربانی ‎بجا در دوستی ‎ها؛ خبرگزاری بین ‌المللی قرآن (ایکنا)

همزیستی مدارا و گفتگو در قرآن؛ فصلنامه علمی تخصصی حبل المتین، پاییز 1391

 



- نظرات (0)

یک گناه، عذاب به این سختی

عذاب گناهان

اسلام، اعمال بشر را عاملی مهم برای حوادث برمی شمارد و بر آن تأکید می ورزد؛ چنانکه می فرماید: «وَ مَآأَصَـبَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُواْ عَن کَثِیرٍ»؛ «هر مصیبتی به شما رسد، به سبب اعمالی است که انجام داده اید، و بسیاری را نیز عفو می کند.»

در حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه السلام می خوانیم که پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه و آله فرمود:«خَیْرُ آیَةٍ فِی کِتَابِ اللّهِ هَذِهِ الاآیَةُ یَا عَلِیُّ مَا مِنْ خَدْشِ عُودٍ وَلاَ نَکْبَةِ قَدَمٍ اِلاَّ بِذَنْبٍ وَمَا عَفَا اللّهُ عَنْهُ فِی الدُّنْیَا فَهُوَ اَکْرَمُ مِنْ أنْ یَعُودَ فِیهِ وَمَا عَاقَبَ عَلَیْهِ فِی الدُّنْیَا فَهُوَ أعْدَلُ مِنْأنْ یُثَنِّیَ عَلَی عَبْدِهِ؛ این آیه (وَمَا أصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ...) بهترین آیه در قرآن مجید است. ای علی! هر خراشی که از چوبی [برتن انسان] وارد می شود، و هر لغزش قدمی، بر اثر گناهی است [که از او سر زده است] و آنچه خداوند در دنیا عفو می کند، گرامی تر از آن است که [در قیامت] در آن تجدید نظر فرماید، و آنچه را که در این دنیا عقوبت فرموده است، عادل تر از آناست که در آخرت، بار دیگر کیفر دهد.»

در مجازات اخروی یقینا تناسب میان جرم و جریمه منظور می شود اما این که چه جرمی از اهمیت بیشتری برخوردار است و چه جریمه ای متناسب با جرمی که شخص مرتکب شده است می باشد از حد درک و معرفت ما خارج است و خداوند بر اساس علم و احاطه کامل خود عمل خواهد کرد.

شاید این سؤال در ذهن ها خطور کند؛ آخر چگونه ممکن است که نتیجه ی یک گناه این همه خسارت، ویرانی و عذاب از جانب خداوند شود؟!

در پاسخ عرض می کنیم که توجه داشته باشید گاهى یك ویروس وارد بدن مى‏شود و تمام بدن را فلج مى ‏كند. گاهى یك جرقه زده مى ‏شود و منطقه ‏اى به آتش كشیده مى ‏شود. گاهى یك حسادت سبب توطئه قتل یوسف مى‏ شود. گاهى لقمه حرام یا طمع رسیدن به حكومت، انسان را تا كشتن امام حسین علیه السلام پیش مى‏ برد. 

از نگاه دیگر نیز باید به این موضوع توجه کرد و آن اینکه تناسب میان جرم و جریمه هر چند یک امر عقلی و عقلایی است اما باید توجه داشت که در اندازه گیری اهمیت جرم نمی توان تنها به کمیت و تعداد آن و مقدار زمانی که در انجام آن به کار رفته نگاه کرد بلکه باید به ماهیت و کیفیت جرم نیز توجه داشت. گاه یک جرم که در یک دقیقه و یا کمتر از آن انجام می گیرد از صدها و هزارها جرم دیگر که روزها و هفته ها در انجام آن صرف شده است، اهمیت بیشتری دارد. آیا می توان جرم کسی که در یک دقیقه با بمبی هزاران نفر را قتل عام می کند نسبت به جرم کسی که در چندین فقره دزدی که ماهها طول کشیده و چند کالای نه چندان مهم را از افراد مختلف به سرقت برده کمتر و یا حتی برابر دانست؟ آیا در این گونه موارد در مقام مجازات به تعداد و کمیت گناه و جرم نگاه می کنند؟

در مجازات اخروی یقینا تناسب میان جرم و جریمه منظور می شود اما این که چه جرمی از اهمیت بیشتری برخوردار است و چه جریمه ای متناسب با جرمی که شخص مرتکب شده است می باشد از حد درک و معرفت ما خارج است و خداوند بر اساس علم و احاطه کامل خود عمل خواهد کرد.

اسلام، اعمال بشر را عاملی مهم برای حوادث برمی شمارد و بر آن تأکید می ورزد؛ چنانکه می فرماید: «وَ مَآأَصَـبَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُواْ عَن کَثِیرٍ»؛ «هر مصیبتی به شما رسد، به سبب اعمالی است که انجام داده اید، و بسیاری را نیز عفو می کند.»

شهید مطهری در این رابطه می گوید: «پاسخ اشکال «تناسب کیفر و گناه» به این صورت خلاصه می شود که رعایت تناسب بحثی است که در مورد کیفرهای اجتماعی و قراردادی قابل طرح است. البته در اینگونه کیفرها، قانونگذار باید متناسب بودن کیفر را با جرم در نظر بگیرد. اما در کیفرهایی که رابطه تکوینی با عمل دارد؛ یعنی معلول واقعی و اثر حقیقی کردار است یا کیفری که با گناه رابطه عینیت و وحدت دارد؛ یعنی در حقیقت خود عمل است، دیگر مجالی از برای بحث تناسب داشتن و نداشتن نیست. کسی که می گوید چگونه ممکن است خدایی باشد و ما را در برابر جرمهای بسیار کوچک مجازاتهای بسیار بزرگ بکند این معنا را درک نکرده است که رابطه آخرت با دنیا از قبیل روابط قراردادی اجتماعی نیست...» (مرتضی مطهری، مجموعه آثار، پیشین، ص 237)


منابع:

گناه و برخی از آثار آن ؛ مجله مبلغان بهمن و اسفند 1387 - شماره 112

آیا یك گناه، سرنوشت كسى را دگرگون مى ‏كند؟؛ سایت درس هایی از قرآن حجت الاسلام قرائتی

پاسخ به چند شبهه درباره مجازات اخروی؛ مجله رواق اندیشه، شماره 24، عباس نیکزاد



- نظرات (0)

حفاظت از اموال و امکانات

یاد خدا

یاد خدا را در لسان ها و شکل های گوناگونی برایمان معرفی کرده اند که در این مقاله بر آن هستیم با دیدگاهی اعتقادی، به ذکر و یا خداوند با بیان ماشاء الله لاقوة الا بالله العلی العظیم بپردازیم.

با ما همراه باشید ...

روایت از امام صادق علیه السلام نقل می ‌کند؛ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام: عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ؛ تعجب می ‌کنم کسی که از چهار چیز نگران است چرا به چهار چیز پناه نمی ‌برد، از چهار چیز به فزع به سختی آمده چرا به چهار چیز پناه می ‌برد ... یکی از آن ها این است که فرمودند: عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْیَا وَ زِینَتَهَا کسی که دنیا و زینتش را می ‌خواهد: کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ چرا به این جمله پناه نمی ‌برد که خدای متعال در قرآن فرموده: «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» این موجب رسیدن به زینت ‌های دنیا می ‌شود، فَإِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهَا إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى‏ رَبِّی أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ الْآیَةَ وَ عَسَى مُوجِبَة (من لا یحضره الفقیه، ج 4‏، ص 392) به دنبال این آیه خدای متعال فرموده: «قُلْتَ مَا شَاءَ اللَّـهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّـهِ إِن تَرَ‌نِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالًا وَوَلَدًا فَعَسَىٰ رَ‌بِّی أَن یُؤْتِیَنِ خَیْرً‌ا مِّن جَنَّتِكَ» (کهف؛ آیات 39 و 40)

دو نگاه در برخورد با امکانات 

داستان این است که دو نفری را قرآن ذکر می‌ کند که یکی باغستان ‌های فراوانی داشت در سوره‌ ی مبارکه ‌ی کهف است و باغستان ‌های بسیار زیبا نهر جاری و همه‌ ی امکانات برایش فراهم بود به جای این که این ‌ها را از خدا ببیند این ‌ها را از خودش می ‌دید موجب بود تفاخر می ‌کرد وقتی وارد باغش شد: «وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ» (کهف/ 35) وقتی وارد باغستانش شد به خودش ظلم می ‌کرد چه طوری؟ «قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِیدَ هَذِهِ أَبَدًا» (همان) گمان نمی‌ کنم این ملک از بین برود.

چنانچه داریم پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر نعمتی كه خداوند از مال و فرزند به بنده اش می بخشد، اگر آن بنده بگوید: «ما شاء اللّه ولاقوّة الاّ باللّه» ، خداوند آفات و ناراحتی های او را دفع می كند تا به آرزویش برسد. سپس آیه 39 سوره کهف را تلاوت فرمود. (تفسیر درّالمنثور) در روایات آمده است: جمله «لاحول ولا قوّة الاّ باللّه» سبب دفع بلا و دوام نعمت می شود و گنجی از گنج های بهشت است.

غفلت اتکاء به ملک اتکاء به آن چه که هست و احساس بکند این ملک ماندنی است، این جا است که انسان باید خیلی مراقب باشد چرا که آدم اگر عادت به دنیا کرد این طوری می‌ شود؛ «وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً» (کهف/ 36) اصلا گمان نمی ‌کنم قیامتی باشد هر چه هست همین دنیا است و سهم ما در این دنیا خیلی خوب است حتی اگر خدایی هم باشد خدای متعال سهم ما را داده خدا ما را دوست داشته «وَلَئِن رُّ‌دِدتُّ إِلَى رَ‌بِّی لَأَجِدَنَّ خَیْرً‌ا مِّنْهَا مُنقَلَبًا» (همان) اگر به طرف پروردگارم برگردم همین طور که دنیا به من رحم کرده، آخرت هم همین است ... 

«قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ یُحَاوِرُ‌هُ» (کهف/ 37) رفیق مومنش با او گفتگو می‌کرد «كَفَرْ‌تَ بِالَّذِی خَلَقَكَ مِن تُرَ‌ابٍ» (همان) آن کسی که تو را از تراب آفرید، قبل از این که نطفه شوید «ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ» (همان) «ثُمَّ سَوَّاكَ رَ‌جُلًا» (همان) سپس تو را در قالب انسان کامل آفرید، تو نسبت به او کفر ورزیدی؟!

«لَّكِنَّا هُوَ اللَّـهُ رَ‌بِّی وَلَا أُشْرِ‌كُ بِرَ‌بِّی أَحَدًا» (کهف/ 38) پروردگار من اوست نه فقط کفر نمی ‌ورزم هیچ چیزی را هم شریک او قرار نمی ‌دهم این مُلک و مِلک شریک خدا نیستند که آدم خیال بکند این‌ها آدم را اداره می‌ کنند ... بود و نبود این ‌ها علی السویه است، آن کسی که من را از هیچ رسانده او من را دارد اداره می‌ کند 

یک نگاه این است که انسان امکانات و ثروت دارد و در داشتن این دارایی ها به خودش تکیه می ‌کند و می ‌گوید این‌ ها هم مخلدند: «یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ» (همزه/ 3)

یک نگاه این است که وقتی امکانات و ثروت و دارایی ها و نعماتی را که دارد، می بیند، می‌ گوید: «مَا شَاءَ اللَّـهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّـهِ» 

چنانچه داریم پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر نعمتی كه خداوند از مال و فرزند به بنده اش می بخشد، اگر آن بنده بگوید: «ما شاء اللّه ولاقوّة الاّ باللّه» ، خداوند آفات و ناراحتی های او را دفع می كند تا به آرزویش برسد. سپس آیه 39 سوره کهف را تلاوت فرمود. (تفسیر درّالمنثور) در روایات آمده است: جمله «لاحول ولا قوّة الاّ باللّه» سبب دفع بلا و دوام نعمت می شود و گنجی از گنج های بهشت است. (تفسیر كنزالدقائق)

باید بدانیم که نگاه و برخورد دوم مهم و پسندیده و صحیح است ... با این نگاه انسان باید همه چیز را به مشیت خدای متعال و حول و قوه‌ی الهی برگزار بکند و این ذکر را مداومت داشته باشد؛ ماشاء الله لا قوة الا بالله 

منابع:

بیانات حجت الاسلام والمسلمین میرباقری در برنامه سمت خدا؛ موضوع ذکر

کتاب سیمای سوره ی كهف ؛ نوشته حجت الاسلام قرائتی



- نظرات (0)